یکی از وجوه شخصیت اخوان که تاکنون مغفول مانده ، نظریه پردازی او در شعب ادبیات است. او با تکیه بر دانش و انس همه سویه و عمیق و معلومات گسترده از ادبیات به معنی عام و ادب فارسی به مفهوم خاص ، نظریاتی پرداخته که در ادراک و التذاذ شعر او و کل شعر فارسی سخت مغتنم و مفید است در این تحقیق ، آنچه از نظریات اخوان که با واژه ارتباط دارد و او در مقالات ، کتب و مصاحبه های مختلف ، این جا و آن جا بیان کرده همچون : دایره واژگان و ارتباطش با تخیل ، واژه های اهورایی و اهریمنی ، کلمات بیگانه ، موسیقی واژه ها و … از منابع متعدد استخراج ، دسته بندی و به اختصار معرفی شده و سرانجام یک جمع بندی کلی نیز ارائه گردیده است.
ادبیات فارسی و به ویژه شعر نو - در مقایسه با ادبیات کلاسیک - تحولی شگفت و شگرف در حوزه زبان ، اندیشه ، مبانی جمال شناسی و موسیقایی پیدا کرده است . حضور نام آوا ، در شعر نیما و دیگر نوپردازان ، یکی از ابزارهای مقابله با دگمانیسم واژگان شعری در ادبیات سنتی است . هرچند حضور نام آوا در شعر نیما ، بیشتر مورد اشاره رضا براهنی ( 1344 ش . ) و اخیراَ دکتر سعید حمیدیان ( 1381 ش . ) واقع شده ، اما تا کنون تحلیلی از کارکرد بلاغی آن ارائه نشده است . نگارنده در این مقاله به تشریح موضوع ، بررسی بسامد ، و تحلیل زبانی - بلاغی - موسیقایی نام آوا در شعر نیما یوشیج پرداخته ، با این همه از ارائه شواهدی چند از شعر اخوان ثالث ، فروغ فرخزاد ، سهراب سپهری ، و شاملو غافل نمانده است .