فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۸۱ تا ۳٬۱۰۰ مورد از کل ۷٬۱۹۵ مورد.
علی (ع) در آیینه شعر
هول ها و تردیدها
مشتی نور سرد
مرگ تقویمی، زندگی تاریخی
شعر و موسیقی
بحران هویت و آثار جهانی
حوزههای تخصصی:
نقد : حوالی کافه شوکا
آرمان شهر ترس
مصاحبه و گزارش: گفت و گویی کتبی با محمد علی علومی
حوزههای تخصصی:
مردی که در جستجوی معانی بود
حوزههای تخصصی:
یادنامه میبدی
حوزههای تخصصی:
آفاق فکری سپهری
حوزههای تخصصی:
مرز وجودی هر کس تا جایی است که می شود، می بیند و می فهمد. ما برای شناخت دنیای فکری سپهری، ناگزیریم در شنیدن ها، دیدن ها و دریافت هایش تامل کنیم. سپهری به میانجی آگاهی گسترده و حس نیرومندش، فضاهای عرفانی را لمس کرده و برای سلوک خود مراحلی را پشت سر گذاشته است. او آموزگاری است که می خواهد ما را با "نگاه تازه"، "سکوت"، "سادگی"، "صلح با هستی و شفقت بر خلق "، "عشق"، "سفر" و "از خویشتن بیرون شدن" که همان "فنا"، در اصطلاح عارفان است، فرا بخواند. اندیشه او در این زمینه، همخوانی زیادی با آموزه های کریشنامورتی، عارف معاصر هندی دارد. اینان هر دو ما به نگاه در هستی و یگانگی با آن فرا می خوانند. سپهری، مرزهای اعتباری را شکسته و با عبور از هزار توی کثرت ها، به ناگاه خود را با جهان، یگانه دیده است. او سالکی است که در شعرش، سلوک کرده است، سلوکی آیینی. دل مشغولی عمده سپهری در پایانه عمر، دنیای آرمانی بوده است ؛ دنیایی که پر از شهد و شهود است و رمیده از "لجه ی دنیای فرو دین".
هنجار تصحیح متن منطق الطیر، قسمت دوم (پیوستها)
حوزههای تخصصی:
هنر و اندیشه: اندیشه فرهنگی شادروان لایق شیرعلی
حوزههای تخصصی:
هنر و اندیشه: نصرت رحمانی: بی پروائی و شورشگری
حوزههای تخصصی:
محبت نامه و مناظره های خواجه عماد
حوزههای تخصصی:
به نام آنکه در کاشانه دل/محبت را معین کرد منزل /بود این مثنوی تاریخ ایام/که تاریخش موافق گشت با نام/محبت نامه صاحبدلان است/که تاریخ کتابت مقبلان است/کنی در مدت ماهی تمامش/نهی آنگه محبت نامه نامش /خواجه عماد فقیه شاعری است توانا چنانکه در همان روزگار حیاتش صیت سخنش همه جا رفته است. تا آنجا که سلطان ابوسعید ایلخانی از تبریز تقاضای شعر از وی می کند. خود عماد هم چنین گفته است:جهانگیر است صحبت نامه من /که از وی گرم شد هنگامه من/چو رویش سوی آن درگاه کردم/محبت نامه اش همراه کردم/عماد عارفی وارسته و شاعری است افتاده. در خانقاه وی به روی همگان گشوده بوده، عوام و خواص بدان جا می رفته اند و از محضر پاکش بهره ها می گرفته اند. با وجودی که در شعر مقامی بس والا داشته است، «شعر خود را بر همه واردان خانقاه می خوانده است، و استدعای اصلاح می کرده و از این می گویند که شعر وی شعر همه اهل کرمان است».