ابوبکر شبلی (334- 247 ه .ق) عارف بزرگ و نام آور حوزة تصوف بغداد است که با وجود صفت های برجسته در سلوکِ عارفانه اش، بیشتر به جنون و شوریدگی شناخته شده است و همین آشفتگی عاملی شده تا از مجانین سده های درخشان تصوف اسلامی خوانده شود. کسانی که پس از او سعی در نمایاندن شخصیت بزرگ او داشته اند، با وجود جنونِ هنجارشکن و غیرمتعارفش، خرد پنهانی و نگاه دگرگون عرفانی او را نیز انکار نکرده اند. از این رو، اندکی تأمل در بررسی شخصیت و سلوک عارفانة شبلی و درنگ و دقت نظر در علت های جنون این عارف صاحب سبک، ما را به گشودن دریچه های تازه و وسیع برای آشنایی با صورتِ حقیقی و متفاوت او رهنمون خواهد شد. در این نوشتار، تلاش کرده ایم نکته ها و دقایقِ طریقت او را بررسی کنیم و در پایان تبیین کنیم که چگونه شبلی از جنون به مثابة نقابی برای رسیدن به معرفت حقیقی بهره جسته است.
مثنوی پژوهی تا این اواخر، شامل کتاب ها و مقالاتی بود که از دریچه مباحث کلامی و شرح و حاشیه به بررسی مثنوی می پرداخت. دلیل آن نیز تعلیمی بودن این کتاب است؛ اما مدتی است که برخی از مثنوی پژوهان و محققان مرزهای مثنوی پژوهی را از مباحث کلامی پیش تر برده، به ساختار و روایت شناسی داستان های آن نیز توجه کرده اند؛ اشارت های دریا: بوطیقای روایت در مثنوی یکی از شناخته شده ترینِ این آثار است که می کوشد شیوه روایت منحصر به فرد مثنوی را به خوانندگان نشان دهد.
با وجود تمام نوآوری های کتاب یاد شده، انتقاداتی نیز بدین کتاب وارد است: الف) انتخاب نادرست نظریه کتاب (ساختارگرایی و منطق مکالمه باختین)؛ ب) رویکرد ارزش مدارانه و نه انتقادی در برخی از فصول کتاب (به ویژه در فصل چهارم)؛ پ) پراکندگی و عدم انسجام مطالب.
تعداد آثاری که به بررسی تاریخ ادبیات معاصر پرداخته اند (تاریخ تحلیلی شعر نو، چشم انداز شعر معاصر ایران، از صبا تا نیما و ...) اگر فراوان نباشند، اندک نیز نیستند اما در این میان با چراغ و آینه شفیعی کدکنی چه به دلیل نام و اعتبارِ نویسنده آن و چه به دلیل تز و فرضیه تازه آن کتابی است از لونی دیگر؛ فرضیه ای که تمام تحولات شعر مدرن فارسی را تابعی از متغیّر ترجمه شعر و ادبیات اروپایی می داند. با چراغ و آینه با معرفی جنبه های ادبی شخصیت هایی چون وثوق الدوله و معرفی بسیاری از سرچشمه های الهام شاعران معاصر و .... کتابی سودمند و قابل اعتناست. با این حال انتقاداتی نیز بر آن وارد است. از جمله: اختصار و جاافتادگی مطالب، لغزش در تعریف مفاهیم نظری |فلسفی، فقر تاریخیّت و تأکید بسیار بر نقش ترجمه در پیدایش ادبیات و شعر معاصر. اما انتقاد اصلی به فرضیه و تز کتاب بازمی گردد، زیرا پیش و بیش از ترجمه، بی اعتباری گفتمان سنتی بود که زمینه را برای شکل گیری شعر معاصر آماده ساخت و در این میان ترجمه تنها نقشی تثبیت گر (و نه بدعت گذار) داشت.
شعر خاقانی ازجمله اشعاری است که افزون بر پیشینة شرح نویسی چند سده ای، به گواه کتب، مقالات، پایان نامه ها و تحقیقات دانشگاهی سه دهه اخیر، به شکل خاص مورد توجه قرار گرفته است. تحقیق در سوانح زندگی، اندیشه و افکار، سبک و زیباشناسی شعر، تدوین فرهنگ لغات و اصطلاحات، شرح مشکلات شعر، و شرح قصاید منتخب او اخیراً منجر به راه یافتن شرح کامل قصاید او به بازار کتاب و به تبع آن به منزلة منبع درسی دانشگاه ها شده و میان استادان و دانشجویان از اقبالی نسبی نیز برخوردار گشته است.
مقالة حاضر، با نگاهی انتقادی به نقد و تحلیل شکلی ـ محتوایی نقد و شرح قصاید خاقانی از دکتر محمد استعلامی پرداخته و پیشنهادهایی برای تکمیل و بهبود کار ارائه شده است.
با نگاهی به تاریخ زندگی سخنورانِ اندیشمند، به نام کسانی برمی خوریم که زیستن آنها متفاوت از دیگران بوده است و این تفاوتِ برخاسته از پیچیدگی های شخصیّتی باعث شده است که هر کس از پندار خود سخنی دربارة آنان بگوید و امکان شناخت حقیقی آنها فراهم نیاید. از جملة این کسان در تاریخ ادب فارسی، صادق هدایت در دورة معاصر است که پرسش ها، سرگشتگی ها و شوریدگی هایِ حاصل از تفکرات خود را در داستان هایش بیان کرده است. همانند این اندیشمند در ادب تازی، ابوالعلاء معرّی است که همان پیچیدگی های فکری و شخصیّتی را در روزگار گذشته دارا بوده است. ممکن است بخشی از این اندیشه ها و باورها تحت تأثیر اندیشه های گنوسی (= آمیزه ای از عقاید فلسفی – دینیِ یهودی، مصری، بابلی، یونانی، سوری و ایرانی) شکل گرفته باشد. پژوهش کنونی بر آن است که برخی از همین باورهای مشترک فکری برخاسته از اندیشه های گنوسی، چون مانویت، مزدکیه و مرقیون، همانندِ دوری جستن از زنان، اجتناب از خوردنِ گوشت و توجّه به گیاه خواری، باور به رنجبار بودنِ زیستن و آمیختگی تن و جهان به شرارت را آشکار سازد.
کتاب یکی از مهمترین عناصر برنامه درسی است. اهمیت کتاب در هر برنامه به نقش هماهنگ کننده آن بین سایر عناصر برنامه درسی، بر می گردد. اغلب اوقات کتاب تعیین کننده روش تدریس نیز می باشد؛ زیرا بیشتر مدرسان روش و راهبردهای تدریس خود را بر اساس روش کتاب انتخاب می کنند. در برنامه درسی آموزش قواعد عربی نظریات و دیدگاه های متفاوتی در مورد معیارهای کیفیت کتاب دانشگاهی آموزش قواعد وجود دارد که نقطه مشترک همه آنها ضرورت تالیف کتاب بر اساس معیارهای نوین تنظیم محتوی است.
تحلیل محتوی یکی از روش های نوین برای ارزیابی محتوی کتاب ها در برنامه درسی است. در این روش نقاط قوت و ضعف کتاب بر اساس معیارهای علمی و تربیتی نوین بررسی می شود.
این پژوهش می کوشد با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر تحلیل محتوی به بررسی نقاط قوت و ضعف کتاب های آموزش قواعد عربی در مقطع کارشناسی رشته زبان و ادبیات عربی بپردازد. از بین کتاب های موجود دو کتاب « مبادی العربیه» و « الجدید فی الصرف و النحو» که بیشترین استفاده را در دانشگاه ها دارند، انتخاب شدند و با استفاده از معیارهای تحلیل محتوی این دو کتاب بررسی شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که روش غالب این دو کتاب در آموزش قواعد، روش سنتی قیاسی است. از نقاط ضعف بارز این کتاب ها عدم تبیین اهداف آموزشی برای مدرس و دانشجو و فقدان تمارین و متون متنوع برای نهادینه کردن قواعد است.
خواجه حسین ثنایی مشهدی، از شعرای برجسته قرن دهم هجری است. اثر مشهور ثنایی دیوان او است؛ اما جز این، در برخی از منشآت قرون بعد، نامه هایی نیز از او به جای مانده است. همچنین، یک مثنوی هشتصد بیتی به نام اسکندرنامه از او در دست است. به جرأت می توان گفت که کمتر جنگ و مجموعه ای بعد از قرن دهم سراغ داریم که غزلی یا قصیده ای و یا حتی بیتی از ثنایی را در خود جای نداده باشد. در این مقاله، ضمن گذری بر زندگی، آثار، و ویژگی های شعر ثنایی، آثار او در کتابخانه های ایران، هند، و پاکستان، اعم از دیوان های موجود و یا اشعار پراکنده در مجموعه ها و جنگ ها (شامل 73 مورد)، نسخه شناسی شده است.