فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۸۱ تا ۹۰۰ مورد از کل ۴٬۱۷۷ مورد.
منبع:
حافظ خرداد ۱۳۸۵ شماره ۲۹
حوزههای تخصصی:
داستان مرغ ماهیخوار و ماهیان
حوزههای تخصصی:
بررسی هنجارگریزی معنایی در غزلیات حافظ
حوزههای تخصصی:
جایگاه بنیادین زبان در ادبیات به عنوان عمده ترین وسیله خلق اثر هنری حقیقتی انکارناپذیر است. زبان در آثار ادبی تا آن اندازه متفاوت و دگرگون می گردد که همچون زبانی منحصر به فرد مورد مطالعه قرار می گیرد. در این میان، یکتایی زبان غزلیات حافظ و شعریت منحصر به فرد آنها قرن هاست که خوانندگان را متحیر کرده است. منتقدان ادبی بسیاری کوشیده اند با استفاده از شیوه های مختلفِ نقد این یکتایی را توضیح دهند. در همین راستا، در بخش رویکردهای زبان شناختی باور بر این است که عامل اصلی ”شعرآفرینی“ به طور کلی هنجارگریزی معنایی است. در این پژوهش غزلیات حافظ مورد بررسی قرار گرفت و مصادیق هنجارگریزی های معنایی در آنها مشخص شد. تلاش شد تأثیر و اهمیت هنجارگریزی های به کار رفته در اشعار حافظ و سبک شعری او مورد تحلیل قرار گیرد.داده های به دست آمده مشخص کرد هنجارگریزی های معنایی بیشتر از نوع انسان پنداری و گیاه پنداری هستند. نتیجه گیری دیگر تحقیق تأیید این دیدگاه بود که هنجارگریزی معنایی از نوع تجسم گرایی عامل اصلی ایجاد کلام شاعرانه و رهایی دال ها از قوائد زبان هنجار است.
تجلی نوشتار زنانه در کتاب دا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتار زنانه از نیمه دوم قرن بیستم، به عنوان یکی از شاخههای نقد فمنیستی مطرح شد. طرفداران این نظریه در آغاز، با تأسّی از اندیشههای متعصبانه این جنبش، نوشتار زنان را در مقایسه با کلام مردان، از منظر تضاد بررسی کردند و در پی آن بودند که زبانی ویژه زنان خلق کنند؛ پس از آن، با کم رنگ شدن تعصب ها و رد نظریه نخست، این ویژگیها از منظر تفاوت بررسی شد. از این نظر، زنان به دلیل روحیات و احساسات خاص خود، دارای زبانی با ویژگی هایی هستند که در کلام جنس مخالف دیده نمیشود و یا کمتر مجال ظهور مییابد. نظریه پردازان این حوزه، با بررسی انواع مختلف آثار زنان، به ویژه در ادبیات و از منظر واژگان، جمله ها و موضوعات، این تفاوتها را بیان کردند. کتاب دا که در سالهای اخیر، در نوع ادبی خاطره- داستان و در حوزة ادبیات دفاع مقدس نگاشته شده، از جمله آثاری است که به سبب دارا بودن راوی و نگارنده زن، از این ویژگی ها بهرهمند است. در این مقاله، بر آنیم که با بیان مهمترین این مؤلفه ها، کار کرد آنها را در کتاب دا نشان دهیم و اثبات کنیم که اگر چه نقل خاطره های حول محور جنگ سبب شده است از حضور این ویژگیها در اثر کاسته شود، همواره با اثری سر و کار داریم که نوشتار زنانه را در ذهن تداعی میکند.
تحلیل محتوای غنایی نفثه المصدور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نفثه المصدور اثر شهاب الدین محمد زیدری نسوی از شاهکارهای نثر فنّی، مصنوع و مزیّن فارسی است. محتوای این کتاب که بدون مقدمه آغاز می شود و به یکباره به انتها می رسد، به نظر می رسد غلیان احساسات نویسنده است که در متنی مخیّل با زبانی آهنگین به وقوع پیوسته است. در این مقاله، از دیدگاه نظریه ی نوع ادبی غنایی، محتوای این کتاب مورد بررسی قرار می گیرد. نویسنده همزمان با یادکرد خاطرات عاطفی خود، بدبختی ها، دردها، غم غربت و تنهایی های خود را در هنگام زوال حکومت خوارزمشاهیان، بیان می کند. وی با توصیف احساسات شخصی خود در ارتباط با افراد گوناگون، گونه های شعری غنایی نظیر مرثیه، شکوائیه، هجویه و مدحیه را خلق می کند که با تحلیل ساختار آن ها، غلیان خودجوش احساسات نویسنده آشکار می شود. بنابراین خواننده اغلب با نثر شاعرانه ی آهنگین مواجه می شود که سرشار از شور و هیجان و عاطفه است. در این مقاله که به شیوه ی توصیفی-تحلیلی نگارش یافته است، ابتدا مبانی نوع ادبی غنایی مطرح می شود، سپس محتوای نفثه المصدور از این دیدگاه تحلیل می شود.
تشخیص در شعر سلمان ساوجی -1
حوزههای تخصصی:
(تأملی در صور خیال غزلیات قیصر امین پور) چون پر پروانه
منبع:
شعر زمستان ۱۳۸۱ شماره ۳۰
حوزههای تخصصی:
کارکرد عاطفه ی حسرت در محتوا و فرم غزل حسین منزوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حسین منزوی، شاعر معاصر ایران، با استفاده از زبان، توصیفات، تصاویر و اندیشه های تازه در قالب غزل، یکی از نوآوران این عرصه محسوب می شود. عاطفه ی حسرت در شعر او نمودی چشمگیر و محوری دارد و می تواند از دلایل ماندگاری غزل او به شمار آید. براین اساس، هدف از این پژوهش، بررسی انواع جلوه های حسرت در غزل منزوی، تحلیل دلایل، انگیزه ها و نتایج آن و چگونگی نمود این عاطفه در ساختار و صورت غزل او، با استفاده از روش تحلیل محتوایی و ساختاری است. به طور کلّی، می توان حسرت های منزوی را به دو دسته ی شخصی و اجتماعی تقسیم کرد. پرکاربردترین انگیزه ها و زمینه هایی که باعث به وجود آمدن این عاطفه در شعر منزوی شده اند، عبارتند از: جدایی از معشوق، اندوه از دست دادن برادر، گله از سرنوشت و انسان هایی که به دلایل گوناگون او را آزرده اند، سپری شدن جوانی و عوامل سیاسی- اجتماعی. بارزترین شگردهای فرمی او در این زمینه نیز، علاوه بر استفاده از واژه های حامل مفاهیم حسرتبار، از این قرارند: به کارگیری انواع شیوه های موسیقایی؛ بخصوص کناری، درونی و بیرونی و تصویر آفرینی؛ بویژه در قالب تشبیه، نماد و تلمیح.
عامل زمان در رمان «سووشون»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در میان شاکله های روایی، عامل زمان در رمان سووشون، در اولویت قرار دارد و لایه های زمانی مختلف، در بطن روایت، با یکدیگر در تلاقی هستند. روایت در این رمان، بیشتر به گذشته باز می گردد و گاه نیز به شکل آینده نگر به پیش بینی وقایع می پردازد. این کار با مهارت تمام و به گونه ای انجام می شود که از چارچوب دنیای بازنمایی شده داستان فاصله نگیرد. تداوم داستان در رمان سووشون، هشتاد روز است و شتاب ثابت (معیار) بر اساس 3.17 صفحه در روز ارزیابی می شود. میانگین وزنی شتاب سووشون بر پایه 7.64 صفحه در روز به دست می آید که نشانگر ضرباهنگ شتاب منفی کل متن است و اینکه حداقل سرعت بر فضای داستان حاکم است. کارکرد انواع بسامد در این رمان متداول است. دانشور معمولا وقایع را با ذکر جزییات، به صورت مکث توصیفی می آورد.
بیدل دهلوی
بوطیقای قصه های رمزی در غزلیات شمس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مولانا در غزل نیز قصه پردازی کرده است. این قصه ها دارای انواع گوناگونی هستند. بخشی از این قصه ها مربوط به احوال، مکاشفات و مشاهدات عرفانی مولاناست. ازاین رو این نوع قصه ها به صورت رمزی و در هاله ای از ابهام و رازگونگی شناور هستند و ماهیتی رمزی دارند. این قصه ها دارای یک ساختار کلی و واحد به صورت یک اَبَرقصه هستند. شناخت این ساختار راهی است برای تحلیل ساختار ذهنی مولانا. در این ساختار کلی(ابر قصه) ابتدا با ورود یکی از اشخاص اصلی قصه(عاشق یا معشوق) در جایی، شکل می گیرند و به دنبال آن بین عاشق و معشوق دیدار و ملاقات روی می دهد. به دنبال دیدار و ملاقات یکی از چهار کنش یا عمل زیربنایی شراب نوشی، دیدن احوال شگفت و غیره منتظره، گفتگو و دردمندی و علاج و درمان درد می آید. هر کدام از این کنش ها به نوبه خود نتایج و پیامدهایی به دنبال دارند که پس از ذکر آنها قصه به پایان می رسد. نمودار کلی این قصه ها به این صورت است:
نتیجه و پیامد- یکی ازاعمال زیربنایی چهارگانه دیدار و ملاقات- ورود
1- شراب نوشی 2- دیدن احوال شگفت 3- گفتگو 4- دردمندی و علاج درد
این ساختار در واقع بیانگر اشتیاق و آرزوی مولانا برای دیدار و ملاقات شمس به عنوان نمودی از ذات حق و در نهایت اتصال و اتحاد مولانا با منشا و مبدا عالم هستی است.