فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۸۰۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
باتوجه به هم مرجعی اجباری فاعل تهی بند متمم با مفعول بند اصلی در جمله هایی از نوع جمله زیر ‘ اطلاق ساخت کنترل مفعولی به آن ‘ منطبق با نظریه حاکمیت و مرجع گزینی (چامسکی 1981)است. لیلا مریمi را وادار کرد که [ eiدرس بخواند]. در این مقاله فاعل تهی بند متمم را یک ضمیر مستتر(PRO ) در نظر میگیریم. براساس فرضیه فاعل درون گروه فعلی و به پیروی ار ردفورد (1997 ) ادعا میکنیم که ضمیر مذکور درجایگاه مخصص گروه فعلی بند متمم (Spec Vp ) قرار گرفته است . سپس با ارائه شواهد و استدلالهایی نشان میدهیم که جایگاه مخصص بند متمم تحت حاکمیت هسته فعلی نیست و نیز جایگاه مذکور تحت حاکمیت تصریف خود ایستای بند متمم( (Finite Inflنیز نمیتواند باشد. بنابراین ضمیر مستتر درجایگاهی فاقد حاکم قرار گرفته است . در نتیجه ‘ قضیه جهانی ضمیر مستتر(PRO Theorem ) پیشنهاد شده در اصول ومبانی نظریه حاکمیت و مرجع گزینی در فارسی نیز نقض نمیشود.
گفتار در صرف و نحو فارسی
حوزههای تخصصی:
نگاهی به فرهنگ پیشوندها و پسوندهای زبان فارسی زنده یاد دکتر خسرو فرشیدورد
حوزههای تخصصی:
تحول کارکردهای حروف اضافه و ربط در شعر معاصر
حوزههای تخصصی:
بحث اصلیاین مقاله مربوط به «حروف اضافه و حروف ربط» در زبان فارسیاست و مقوله ایتازه را در زمینه تحول کارکردهایحروف در ادبیات معاصر ایران مطرح میکند. ادب فارسیهمیشه حروف را در بحث دستور زبان مطرح کرده است؛ اما در این مجال تلاش بر آن است که نشان داده شود، ادبیات معاصر، حروف را در حوزه معانیو بیان و بدیع وارد میکند.
تحلیلی کمینه گرا از اشتقاق جمله های استفهامی ساده در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله ، شیوه اشتقاق جمله های استفهامی ساده را در زبان فارسی بر اساس نظریه برنامه کمینه گرا ( minimalist program ) مبتنی بر دیدگاه چامسکی مورد بررسی قرار میدهد . در چارچوب این نظریه زبان شناختی ، اشتقاق جمله های استفهامی در زبانهای مختلف تابع مطلق فقط یکی از مشخصه های دوگانه است . لذا ، طرح اعمال اختیاری حرکت پرسشواژه در زبانها جایگاه و موضوعیتی ندارد . اما ، بررسی جمله های استفهامی زبان فارسی نشان میدهد که این جمله ها به دو طریق مشتق می شود ...
یای معرفه و نکره
حوزههای تخصصی:
فعل تمنایی در فارسی دری
حوزههای تخصصی:
فقه اللغة و علم اشتقاق
حوزههای تخصصی:
حاکمیت در زبان فارسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ساخت اطلاع و ترتیب سازه های جمله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گروه اضافه در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" ""ساخت اضافه"" بعنوان یکی از ساخت های نحوی زبان فارسی پیوسته مورد توجه دستوریان و زبان شناسان بوده است و از دیدگاه های گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است. آنچه این ساخت را از دیگر ساخت های نحوی فارسی متمایز ساخته است، ویژگی های منحصر به فرد آن است که توسط اهل فن و براساس پایگاه های نظری مختلف تجزیه و تحلیل شده است. این مقاله، ساخت اضافه را از مقوله ای کارکردی (functional category) که هم سطح دیگر گروه های پیشینه (XPs) قرار دارد فرض می کند که آن را ""گروه اضافه"" (Ezafe Phrase) یا (EzP) می نامد. هسته گروه اضافه تکواژی که از نظر آوایی بصورت ye e یا تهی ? جلوه گر می شود. این تکواژ، وقوع بیش از یک متمم (Complement) را در گروه های اسمی (NPs) و گروه های صفتی (APs) میسر می سازد. این پژوهش رویکرد کمینه گرا (چامسکی 1995، 2000، 2001) را راهنمای عمل قرار داده است. این رویکرد همراه با قاعده تطابق خطی (Linear Correspondence Axiom:LCA) که توسط ""کین"" (1994) ارایه شده و ارتباط ساخت سلسله مراتبی و نظم خطی را می آزماید، راهنمای عمل این پژوهش است. این مقاله پس از بررسی دقیق این ساخت، به این نتیجه می رسد که ""گروه اضافه"" همان گونه که قاعده تطابق خطی (LCA) پیشنهاد می کند از ساخت مخصص هسته- متمم SPee-Head-Comp پیروی می کند.
"
شناسه فعل نه ضمیر متصل فاعلی است و نه نهاد اجباری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
1. تکیه جمله
در این مقاله، هدف ما این است که جا و نقش تکیه را در جمله ساده فارسی بررسی کنیم. اما، قبل از آن، لازم است جمله ساده و تکیه جمله را تعریف کنیم. جمله ساده جمله ای است که، بر خلاف جمله مرکب (جمله دو یا چند فراکرد اصلی) و جمله مختلط (جمله متشکل از یک یا چند فراکرد اصلی)، دارای یک بند و در نتیجه یک فعل است.
در این مقاله، بحث ما محدود به جمله ساده است. جمله ساده را می توان، بر مبنایی نحوی، با الگوی کلی V (S)(X) نشان داد. در این الگو، پرانتز نشانه اختیاری بودن، S فاعل، V فعل و X بیانگر هر عنصر اعم از مفعول (مستقیم یا غیر مستقیم)، متمم و گروه حرف اضافه ای است. همچنین ترتیب عناصر در این الگو ترتیب عادی یا بی نشان است.
تکیه برجستگی یکی از هجاهای کلمه نسبت به هجاهای دیگر همان کلمه یا سایر کلمات جمله است. این تعریف، در واقع، دو پدیده مجزا را در بر می گیرد: یکی تکیه کلمه و آن برجسته ساختن یک هجای کلمه است نسبت به هجاهای دیگر همان کلمه با زیرتر ادا کردن آن؛ دیگری جمله و آن برجسته ساختن یکی از عناصر جمله است .
بازنگری در فرضیه فاعل درون گروه فعلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چند سال اخیر تعدیل ها و بازنگری های مهمی در قواعد ایکس تیره انجام شده است که تغییرات شایان توجهی را در سیمای نمودارهای درختی به دنبال داشته است. کوشش نگارنده در این نوشتار بر این است که یکی از جدیدترین فرضیه ها در درون نظریه حاکمیت و مرجع گزینی را که ناظر بر چگونگی روابط ساختاری بین عناصر موجود در جمله (بخصوص فاعل) است، مورد نقد و ارزیابی قرار دهد. اسپورتیش (1988) و به دنبال آن کوپ من و اسپورتیش (1991) در مقاله های جداگانه ای به بررسی جایگاه بنیادین فاعل در سطح درون ساخت جمله ها پرداخته و برخلاف تحلیل متعارف و معمول در نظریه ایکس تیره، برای فاعل جایگاهی در درون گروه فعلی متصور شده اند. به عقیده آنان، جایگاه مشخص گر گروه تصریفی (Spec.IP) برای فاعل، جایگاهی صرفا مشتق است که به دنبال حرکت گروه اسمی و ارتقای فاعل به آن جایگاه حاصل می شود. از این فرضیه با عنوان "فرضیه فاعل در درون گروه فعلی" یاد می شود. به نظر می رسد ادعای اسپورتیش (1988) مبنی بر وجود فاعل در درون گروه فعلی که بر پایه حرکت سورهای شناور (Floating quantifiers) در جمله های زبان فرانسه و انگلیسی مطرح شده است. با داده های زبان فارسی سازگاری ندارد. نگارنده بر این باور است در آن گونه جمله های زبان فارسی که در آنها از این سورها استفاده گردیده، فاعل در پی اعمال قاعده گشتاری حرکت گروه اسمی از جایگاه مشخص گر گروه تصریفی (Spec.IP) به جایگاه مشخص گر گروه متمم ساز (Spec.CP) منتقل می گردد و می توان آن را تنها یک فرآیند ساده مبتداساز به شمار آورد. بنابراین جایگاه روساختی فاعل را در زبان فارسی نمی توان یک جایگاه صرفا مشتق حاصل از ارتقای فاعل به آن جایگاه دانست.
درباره کلمات مرکب فارسی اقسام کلمه از نظر ساختمان
منبع:
گوهر مهر ۱۳۵۷ شماره ۶۷
حوزههای تخصصی:
فعل در رمان جای خالی سلوچ و منشأ آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این جستار، به بررسی، توصیف و تحلیل ماهیت و کیفیت افعال در رمان جای خالی سلوچ و خاستگاه های زبانی آنها پرداخته است. از آن جا که در سبک نوشتار داستانی محمود دولت آبادی، یکی از دغدغه هایش به کارگیری زبانی غنی و سالم است، در جستجوی چنین زبانی، او از سرچشمه های زبان فارسی (معیار، محاوره، ادبی و کهن) و گویش (سبزواری و غیر آن) بهرة بسیار برده است. این رویکرد به عنوان نمونه در یکی از معروف ترین رمان های وی، جای خالی سلوچ، به ویژه در پیدایش افعالی متنوع و متفاوت، آشکار می شود. این تنوع و تفاوت از این نظر برجستگی می یابد که در جنبه های معنایی و واژگانی و ساختار (صرفی و نحوی) افعال توجه خواننده را به خود جلب می کنند؛ چنان که برای خواننده مسألة منشأ این افعال پیش می آید. در این که پاره ای از این افعال منشأ گویشی (سبزواری) و فارسی (معیار و ... ) دارند، شکی نیست؛ اما بخش عظیمی را باید از مشترکات گونه های زبان و گویش دانست.