این مقاله به نوگرایی و نواندیشی سعدی اشاره دارد و نویسنده عقیده دارد نوگرایی در کلام سعدی مبتنی بر نوگرایی و تجددطلبی فکری وی بوده است. سعدی هم در کلام و هم در فکر نوگرا و متجدد بوده است. سعدی در سبک نثر و نظمش تکلف گذشته را کنار نهاد و به سوی سادگی رفت. حکایات را به تناسب موضوعات، بلند و کوتاه کرد و مجموعه آثاری که او خلق کرد، نشاندهنده نوعی نواندیشی و تجددطلبی فکری است. اگر سعدی در فکر و پندار نوگرا نبود، قطعا در گفتار نمیتوانست به نوگرایی دست پیدا کند.
مقاله حاضر به تبیین " تجربه عرفانی" و " بیان پارادوکسی" می پردازد ؛ در بخش اول به کارکرد اصلی این دو مقاله ، در حوزه بیان توجه دارد که خارج کردن زبان از حالت اعتیادی و مرده و بخشیدن زندگی به آن است ؛ در نتیجه سخن گفتن به زبانی حقیقی و از روی صدق و یکی کردن دل و زبان . در بخش دیگر به این سوال های مهم پاسخ می دهند که آیا " متناقض نمایی" خصوصیت ذاتی تجربه عرفانی است و آیا محتوای تجربه عرفانی فقط با بیان پارادوکسی قابل انتقال است یا می توان همان تجربه را بی آنکه محتوایش از دست برود با بیان غیر پارادوکسی ارائه کرد ؟ برای پاسخ به این سوال ها ، ابتدا نظریات گوناگونی را که در این باره وجود دارد ارائه می کند که بعضی از این نظریات ، معتقدند پارادوکس های موجود در آثار عرفانی صرفا لفظی اند و بعضی دیگر ، متناقض نمایی آثار عرفانی را محصول ناتوانی زبان در بیان تجارت عرفانی معرفی می کنند ؛ اما پس از رد این گونه نظریات به این نتیجه می رسد که زبان عارفان تنها به این جهت ،متناقض نماست که تجربه شان متناقض نماست و زبان ، تجربه را درست منعکس می کند . در پایان نیز توصیف آخرین مرحله کمال زبان عرفانی – تجربه دیدار با خدا در سخن ؛ یعنی ، تجربه شطح که نقطه غایی پیوند تجربه عرفانی و بیان پارادوکسی است – می پردازد .
«میبدی» در نوبت سوم کشف الاسرار به تأویل آیات قرانی پرداخته است و با توجه به مذاق عرفانی خویش، دریافت هایی را از آیات قرآن، مفاهیم و موضوعات آن عرضه کرده است؛ البته تأویلات وی درباره همه آیات نیست، بلکه مفسر با توجه به زمینه های مختلف متنی و فرامتنی اغلب به آیاتی پرداخت که چنین تأویلاتی را پذیرا باشند. یکی از موضوعاتی که در این بخش، دیدگاهی تأویلی را به خود معطوف کرده داستان «هبوط» آدم و حواست. به نظر می رسد از نظر میبدی هبوط، تنزّل مرتبت والای وجود است که به صورت تجلی و تجافی تحقق و بروز می یابد و اساس آن درباره انسان و خلافت او بر روی زمین مطرح است. در این پژوهش ضمن تبیین معانی واژه هبوط در فرهنگ ها، معانی و مصادیق هبوط، سیر هبوط وگونه گونی آن، اغراض و اهداف هبوط، تفاوت هبوط کریمانه با لعینانه و نفی جنسیّت، چگونگی هبوط آدم، شیطان و تمتّع شیطان از آن و... بر اساس تفسیر کشف الاسرار بررسی شده است. حاصل پژوهش نشان می دهد هبوط از نظر میبدی برای امتحان انسان بوده که هم به صورت تجلی و هم تجافی روی داده، جنسیت در آن نقش نداشته و هدف آن رسیدن آدم به مقام خلیفة الهی بوده است.