فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۲۸۱ تا ۶٬۳۰۰ مورد از کل ۱۷٬۰۴۰ مورد.
حافظ و گوته
حوزههای تخصصی:
دانش و دانشوری در روزگار سعدی
حوزههای تخصصی:
با حمله مغول به ایران شهرهای ماوراءالنهر، خوارزم، خراسان، الموت و بغداد که از مراکز مهم آموزش و پرورش و دارای کتابخانه، رصدخانه، دانشگاه و استادان علم و ادب بسیار بودند و مراکز دانش در ایران به شمار میآمدند، مورد حمله و هجوم مغولان قرار گرفتند و تنها نواحی کوچکی در جنوب ایران (کرمان و فارس) و ناحیه سند (هندوستان) و سرزمین روم (آسیای صغیر) و مصر و شام بود که باقیماندگان شعرا و دانشوران بدانجا پناه بردند. به سبب هوشیاری اتابک ابوبکر بن سعد زنگی و برکناری شیراز از تاخت و تاز مغولان ، شیراز کانون فرهنگ و هنر و عرفان کشور ایران شد. در همین دوره سعدی و شاعران و اندیشمندانی مهم در شیراز و سایر شهرهای ایران پا به عرصه وجود گذاشتند. در این مقاله نویسنده با بررسی این عوامل دانش و دانشوری روزگار سعدی را بررسی نموده است.
واژه گزینی فردوسی و نقش آن در انتظارآفرینی و گوش سپاری به شاهنامه خوانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازگوکردن یا خواندنِ داستان، قصه، روایت و غیره در مجالس سابقه ای بس کهن در تاریخ فرهنگی ایران زمین دارد. قِسمی از این سنت در روزگار فردوسی نیز رواج داشته و به صورت شاهنامه خوانی ظهور می یافته است. حکیم توس با علم به این موضوع و امیدی که به خوانش نامورنامة خویش داشته است، در به کارگیری برخی واژگان که بر مفهوم ""صدا"" دلالت دارند بسیار هنرمندانه رفتار کرده و از این طریق اسباب فزونی اشتیاق شنوندگانِ شاهنامه را فراهم آورده است.
پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی نشان می دهد که فردوسی برای القای مفهوم ""صدا"" واژگانی را برگزیده است که یا دامنة معنایی بسیار فراخی داشته اند، یا خود درصدد گسترده سازی دامنة معنایی آنها برآمده است و بدین ترتیب هنگام به کارگیری این واژگان، ضمن آنکه تمام حواس شنونده را به یافتن منبع تولید ""صدا"" یا همان مصداق معطوف کرده است، تعلیق و انتظاری خُرد و کوتاه پدید آورده است که وقتی قرینِ آشنایی زدایی می شود، بر زیبایی و جذابیت سرودة او می افزاید.
نویسنده با اذعان به اینکه شیوة واژه گزینی فردوسی که در این مقاله محل بحث قرار گرفته است یگانه شیوه ای نیست که به انتظارآفرینی و گوش سپاری به شاهنامه خوانی می انجامد و سرایندة نامورنامة ایرانیان برای انتظارآفرینی در این مجموعة عظیم شگردها دارد، بر آن است تا به بازنمایی جزئی از توانایی و خلاقیت فردوسی بپردازد که طی قرن های متمادی در گیرایی کلام شاهنامه خوانان نیز تأثیرگذار بوده است، ولی تاکنون هدف توجه و بررسی قرار نگرفته است.
نقد و بررسی تطبیقی تزاحم تصاویر در شعر منوچهری دامغانی و ابن خفاجه اندلسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«تزاحم تصاویر»: پدیده ای ادبی و نتیجة کوشش شاعران برای انباشته کردن و در کنار هم چیدن هرچه بیشتر تصویرها و صور خیال در کمترین ابیات است. این پدیده در شعر شاعران اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم نمود بیشتری یافته و به عنوان یکی از عوامل مهم تقلید و عدم نوآوری در شعر شاعران این دوره معرّفی شده است. از میان شاعران این دوره، می توان اشعار منوچهری در ادب فارسی و ابن خفاجه اندلسی در ادبیات عرب را مورد تطبیق و بررسی قرار داد
پژوهش حاضر در پی آن است تا با نگرشی تحلیلی و تطبیقی و با تکیه بر مکتب آمریکاییِ ادبیات تطبیقی، شعر دو شاعر مذکور را بررسی کرده و مظاهر و عوامل تزاحم تصاویر موجود در شعر ایشان را استخراج نماید. نت ایج پژوهش، نشان می دهد که مقولة تزاحم تصاویر در هر دو وجه آن؛ یعنی «تزاحم تصویر با تصویر» و «تصویر با موضوع» ناشی از عواملی چون ضعف محور عمودی، صبغة اشرافیّت، تصویرگرا بودن شاعر، عدم آگاهی شاعر به موضوع وصف خود، عدم تناسب میان تصویر با زمینه های موضوعی و عاطفی است.
رساله عینیه
هم آموزی خورشیدشاه و ریدک: مقایسه آموزش در دو متن خسرو قبادان و ریدکی (پیشا اسلامی) و سمک عیار (قرن ششم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی از صاحب نظران بر این باورند که پیشینه داستان «سمک عیار» به پیش از اسلام و احتمالاً به دوره پارت ها می رسد. مقاله پیش رو در یک مطالعه تطبیقی، مقایسه ای است درباره آموزش هایی که «خورشید شاه»، از قهرمانان اصلی کتاب سمک عیار (مکتوب ۵۸۵ ه.ق) و «ریدک خوش آرزو»، از اشراف زادگان ساسانی (متن پهلوی خسرو قبادان و ریدکی) در کودکی می بینند و مهارت هایی که می آموزند. شباهت بسیاری میان این آموزش ها وجود دارد که این شباهت ها شاید بتواند ظن پیشا اسلامی بودن اصل داستان سمک عیار را تقویت کند. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی- مقایسه ای و مبتنی بر شواهدی از این دو متن و کوشش در تأیید فرض پیش گفته است.
خرابات
تأثیر هنرنقاشی در«چشم هایش»بزرگ علوی و «ذاکرةالجسد»احلام المستغانمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی تصویر هنرمند در داستان نویسی معاصر از منظر مطالعات میان رشته ای ادبیّات تطبیقی، نشان می دهد که برخی از رمان های فارسی و عربی از جلوه هاینقّاشی شکل گرفته است. دو رمان چشم هایشبه قلم بزرگ علوی و ذاکرة الجسداثر احلام مستغانمی که دربارة زندگی نقّاش و ارتباط او با مدل های نقّاشی نوشته شده اند، گویای این الهام هنری اند. در این تحقیق به روش تحلیل سبک شناسی متن، ساختار هر دو رمان در سه حوزة زبانی، ادبی و فکری به لحاظ نفوذ هنر نقّاشی بررسی شده است. اشاره به ابزارهای نقّاشی، نام نقّاشان مشهور و تابلوهایشان، بیان توصیف های قوی بسانتجسّم تصویر، استفادهاز مکاتب هنریو توجّه به زندگی هنرمند، از مهم ترین تمهیداتیاست که رمان معاصر را به منزلة متن نوشتاری به حوزه هنرهای دیداری نزدیکمی کند. پژوهش حاضر با هدف شناخت تأثیر نقّاشی در رمان نوشته و کوشش شده است تا ضمن معرّفینوع ادبی «رمان هنرمند»، دو نمونة مشهور از این نوع رمان ها در ادبیّات معاصر فارسی و عربی ارزیابی شود. گفتنی است نویسندگان این رمان ها ضمن بحث از هنر، به نقد اوضاع سیاسی و اجتماعی عصر نیز
پرداخته اند.
مطالعه فواید الفواد : متن ، شواهد و تاریخ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حدود هفتصد سال است که فواید الفواد امیر حسن علا سجزی دهلوی در میان آثار مشابهش یعنی ملفوظات بعنوان اثری ماندگار در زمینه تصوف بحساب می آید.این اثر بر خلاف سایر آثار نوشته شده در این زمینه همچنان اعتبارش را بعنوان سندی قابل اعتماد و معتبر تاریخی دوران توقلق شاهی مربوط به تاریخ قرون وسطی هند، حفظ کرده است.
در این پژوهش من به این مساله پرداخته ام که چگونه و به چه دلیل فواید الفواد بعنوان یک سند تاریخی معتبر توانسته است بر شواهد شخصی تاریخ نگار تاثیر متقابل بگذارد و این دو همدیگر را کامل کنند. باور کلی بر این است که در تاریخ نگاری، برای اینکه بتوان به آن اعتماد کرد ، باید تاریخ نویس را حذف کرد یا نادیده گرفت ولی برعکس در فواید الفواد این حضور حسن سجزی است که اطمینان از معتبر بودن نوشته را به ما می دهد. اما حسن سجزی همچون تاریخ نگاران درباری هم عصر خویش، مانند امیر خسرو دهلوی نیست که به دلیل ارتباط نزدیکش با دربار آنچه می نویسد رسمی و دولتی باشد. در مورد سجزی، ارتباط وی با آنچه که او ثبت می کند هر چند سرشار از احساسات تاریخی اوست ولی متاثر از رابطه پیر و مرید است ( رابطه استاد و شاگرد ) و این کار از روی ایمان انجام می گیرد. من در این پژوهش خواهم کوشید تا فواید الفواد را اثری مفید در زمینه مرید – تاریخ نگار معرفی کنم که به هیچ عنوان قابل قیاس با آثاری که تماما تاریخ نویسی دولتی دوران حکومت سلطانهاست، نمی باشد.
این شمس خود کیست تا چون مولانایی مرید او گردد
حوزههای تخصصی:
فلسفه و نظریه ای جدید در ادبیات (عنوان عربی: فلسفة جدیدة و نظریة حدیثة فی الأدب)
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر، ادبیات تطبیقی به عنوان یک رشته دانشگاهی مستقل بررسی و تحلیل شده است. در واقع، ادبیات تطبیقی نوعی جهان بینی ادبی است که از مرزهای ملی، زبانی و جغرافیایی فراتر می رود و ادبیات را پدیده ای جهانی می انگارد که جوهره انسانی آن در کلیه فرهنگها یکسان است. البته نویسنده مقاله بین «ادبیات جهان» و «ادبیات تطبیقی» تمییز قائل میشود و معتقد است که در ادبیات جهان، برخلاف ادبیات تطبیقی، به ارتباطات و تاثیر و تاثرات ادبی می پردازند و آثار ادبی را به صورت منفرد بررسی و مطالعه می کنند. نویسنده، با علم به اینکه تعریف واحدی از این رشته وجود ندارد، می کوشد تعریف های متفاوت ادبیات تطبیقی را از دیدگاه مکتبهای مختلف آن تبیین و تحلیل کند. آنچه که پژوهشگران ادبیات تطبیقی باید بدان توجه کنند، این است که هدف ادبیات تطبیقی، «مقایسه» نیست، بلکه شناخت ادبیات به عنوان یک کلیت است که اجزای آن، یعنی ادبیاتهای ملی، اندام وار با یکدیگر مرتبط هستند. نویسنده بر این اعتقاد است که ادبیات تطبیقی، فلسفه و نظریه جدیدی در مطالعات ادبی است که هرگونه خودبزرگ بینی فرهنگی را نفی میکند و تلاش دارد با فراهم آوردن زمینه شناخت دیگر، پیام آور صلح و دوستی میان ملل و فرهنگهای مختلف باشد.چکیده عربی:یدرس هذا المقال الأدب المقارن کفرع جامعی مستقل بوصفه نظرة أدبیة تتجاوز الحدود الوطنیة واللغویة والجغرافیة وتجعل الأدب ظاهرة عالمیة یشترک جوهرها الإنسانی فی کلّ الثقافات. کما یمیّز الکاتب بین «الأدب العالمی» و«الأدب المقارن» معتقدا أن الأدب العالمی بخلاف الأدب المقارن یتجنب التأثیر والتأثرات الأدبیة ملقیا الضوء علی النتاجات الأدبیة بشکل منفصل عن تلک العلاقات. کما أن الکاتب بالرغم من علمه أن هناک لایوجد تعریف متفق علیه لهذا الفرع من الأدب یحاول تحلیل التعریفات المختلفة له وفقا لمدارسه الکثیرة.وما یجب علی الباحثین فی مجال الأدب المقارن أن ینتبهوا إلیه هو أن الغایة منه لیست «الموازنة» بل هی معرفة الأدب ککلٍّ ترتبط أجزاءه (الآداب الوطنیة) ببعض کالجسد الواحد. وأخیرا یعتقد الکاتب أن الأدب المقارن فلسفة جدیدة فی الدراسات الأدبیة تنفی التکابر الثقافی أیّا کان وتحاول تبشیر الشعوب والثقافات المختلفة بالسلام والصداقة بعد خلق أرضیة مناسبة للتعرف علی البعض.
زن در شاهنامه فردوسی
منبع:
وحید آذر ۱۳۴۸ شماره ۷۲
حوزههای تخصصی:
خط فارسی
درباره ماهیت ترجمه
حوزههای تخصصی: