رستم و کوراوغلو دو قهرمان ملی و حماسی- که سرنوشت آن ها با سرنوشت ملتشان گره خورده است- نماد تخاصم قدرت ها، مبارزة نور و تاریکی، خیر و شر، راستی و کاستی اند. اگرچه طبقة اجتماعی این دو قهرمان از هم متفاوت است؛ اما داشتن روح حماسی و جنبة اسطوره ای، دلاوری و فداکاری، شرافت، گذشت و جوانمردی، عشق، کین خواهی از دشمنان، عدم تسلیم در برابر ظلم و ستم و خودکامگی و ناجوانمردی، و برخورداری از عنایت ایزدی از خصوصیات مشترک آن دو است. صفات و خصوصیات پهلوانان، عناصر و موجودات افسانه ای همچون اسب های فهیم که منشأ اسطوره ای دارند، چگونگی حضور زنان در داستان و مضمون پسرکشی در داستان رستم و کوراوغلو آن چنان شبیه هم است که گویی منشأ واحدی دارند.
توحید به ویژه مرتب? عالیِ آن (توحیدِ وجودی) همواره از مباحثِ اصلی و دشوار در میان عارفان مسلمان بوده است. اهمیّتِ سنایی در این مبحث، از آنجاست که وی در زمره ی عارفانی است که در شعر فارسی با توسّل به آیات و احادیث، توانست این اندیشه ی اتهام برانگیز صوفیّه را از شائبه ی کفر و الحاد، پاک و مبرّا سازد. آموزه ی سنایی، این پرسش را پیش می آورد که کدام مدلِ اندیش? دینی و توحیدی با انگاره ی وحدتِ وجود مناسب و سازگار است که بدونِ آن، امکانِ معرفت حق تعالی و عبادتِ درستِ وی میسّر نیست؟ در این پژوهش، برای یافتن پاسخ، در آغاز از توحید و اقسام آن سخن می گوییم و پس از آن، اندیشه ی توحیدی سنایی را مورد بررسی قرار می دهیم. سپس با بحث در باب های خلقِ افعال و وحدتِ شهودی، نوآوری های سنایی را در این باب ها یادآوری می کنیم به گونه ای که وجوه تمایز دیدگاهِ وی با دیدگاه های دیگر عارفان روشن شده است.