ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۷۸۱ تا ۳٬۸۰۰ مورد از کل ۱۷٬۰۴۰ مورد.
۳۷۸۱.

تاریخچه ترجمه قرآن مجید به زبان فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ترجمه
  2. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی علوم مرتبط ترجمه شناسی
تعداد بازدید : ۱۷۲۰
ترجمه قرآن در فرانسه، همانند دیگر کشورهای اروپایی، تابع تحولات اجتماعی و پیشرفت خاورشناسی در این کشورها بوده است. از این رو می توان آن را به سه دوره متمایز تقسیم کرد : دوره ای که فرانسویان هنوز تحت تاثیر تعصبات مذهبی قرون وسطایی بودند، دوره رواج خاور شناسی و دوره جدید. نخستین این ترجمه ها از آن "اندره دوری یه " بود که به سال 1647 م. منتشر شد و چندی بعد مورد اقتباس ایتالیایی ها و انگلیسی ها و آلمانی ها و دیگران قرار گرفت. ترجمه کلود ساواری در 1783 م. نسبت به ترجمه دوری یه از پیشرفت بسیار حکایت می کرد. نویسنده مقاله سپس، بیست و دو ترجمه کامل قرآن در ادوار مختلف را بر می شمارد و از میان آنها ترجمه های دوری یه، بلاشر و شورقی را مورد نقد و بررسی قرار می دهد.
۳۷۸۵.

تأملی در تمامی یا ناتمامی مثنوی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۸ تعداد دانلود : ۹۲۷
یکی از معماهای ناگشوده مثنوی معنوی، بحث تمامی یا ناتمامی آن در دوره زندگی مولوی است. عده ای بر این باورند که کهولت سن، بیماری و درگذشت مولوی موجب شد تا مثنوی، به ویژه آخرین قصه آن، ذات الصور ناتمام باقی بماند. برخی نیز معتقدند که مولوی سال ها پیش از آنکه از دنیا برود، مثنوی را به پایان رسانده بود و هیچ بحثی را ناتمام باقی نگذاشت. مقاله حاضر بر آن است تا با ذکر شواهد تاریخی محکم و واکاوی حوزه اندیشگی مولوی و نیز به مدد مثنوی، این مسئله را بررسی کند. نتایج این پژوهش- که به روش کتابخانه ای و تحلیل محتوا انجام شده است- نشان می دهد که اتمام مثنوی، نه تنها در زمان حیات مولوی صورت گرفته است، بلکه شخص وی برکتابت و نسخت آن نظارت داشته و نیز قصه ذات الصور در آن ناتمام نمانده است. این داستان درواقع، سرگذشت سلوک عارفانه سالکان و معرفت جویانی است که ماجرای عشقشان با معشوق، نه آغازی دارد و نه فرجامی.
۳۷۸۹.

شمس، روشنگر روزگاران مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۸
برای شناخت مولوی ، برجسته ترین چهره ادبیات عرفانی ایران ، که پس از دیدار با شمس تبریزی زندگی او چنان دگرگون شد که یکباره روی به شاعری آورد و یکی از ژرف ترین و زیباترین ادبیات عرفانی جهان را به بشریت پیشکش کرد ، نخست باید با شمس و بینش او آشنا شد. شمس در روزگاری زندگی می کند که نابسامانی ها ، کشمکش ها و تاخت و تاز تازان ، انسان روزگار او را مسخ کرده ، و زرمندان و زورمندان را از ساخت انسانی بسیار دور ساخته است و او در پی راه گریزی برای انسان است. از این روی روحیه حساس وی به "کیش مهر" سخت گرایش پیدا می کند. پس از آن در پی صاحب دردی است ، تا سخن او را به جان دریابد. تا این که به جلال الدین مولوی بر می خورد ، که هر دو سوخته یک آتش اند. پس ، از سر مهری راستین و ایمانی آتشین ، روی به عشقی آرمانی می آورند که تکیه گاه عارفان ، برای دستیابی به سعادت انسان است. عشقی که از رهگذر آن انسان می تواند به شخصیت والای خویشتن دست یابد ، و خود نیز انسانی کامل شود.
۳۷۹۲.

مقایسة نبرد پدر و پسر در داستان های «رستم و سهراب» و «کوراوغلو و کرداوغلو»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۷ تعداد دانلود : ۱۰۰۵
یکی از راه های شناخت فرهنگ، اندیشه، ذوق، عاطفه، آرزوها، باورها و عقاید ملت ها تطبیق آثار ادبی زبان های مختلف است. در بررسی اساطیر جهان به افسانه هایی برمی خوریم که مضمون آن ها نبرد پدر و پسر است. بعضی از این اسطوره ها به پدرکشی و بعضی دیگر به پسرکشی می انجامند؛ اما بخشی از آن ها مطابق با خواست مخاطبان داستان- که دوست دارند فرجامی نیکو برای قهرمان داستان رقم بخورد- طرح ریزی شده اند. وجود شباهت های زیاد بین این قبیل داستان ها سؤالی را مطرح می کند که آیا این مضمون، خاستگاه واحدی داشته یا داستان بومی هر کشور است. این مقاله به بررسی اسطوره «رستم و سهراب» و «کوراوغلو و کرداوغلو» - از حماسة ملل ترک زبان- می پردازد. صرف نظر از اختلافات جزئی که در آغاز و پایان داستان ها وجود دارد، درصد بالای تشابهات آن ها این ذهنیت را القا می کند که داستان «کوراوغلو و کرداوغلو» براساس شاهنامه فردوسی پرداخته شده است. نتایج حاصل از بررسی اشتراکات و تفاوت های موجود از نظر پیرنگ، تناظر شخصیت ها، انگیزه ها و کشمکش های موجود در دو داستان مؤید این ادعاست.
۳۷۹۳.

نسبت حافظ با مجبره و اشاعره

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۷ تعداد دانلود : ۱۰۷۲
یکی از مباحث مهم درباره شعر و اندیشه حافظ، مبحث جبرگرایی است. گرچه محققان از جنبه های گوناگون این مسئله را مطالعه کرده اند؛ این موضوع نیز مانند بسیاری از موضوعات مربوط به حافظ محل مناقشه است. برخی از محققان، جبرانگاری حافظ را تأیید کرده اند، گرچه در اشعری گرایی او اتفاق ندارند؛ بیشتر آنان در این نکته تأمل کرده و اندیشه حافظ را ورای عقیده مجبره و اشاعره می دانند. در این مقاله ضمن طرح این گونه دیدگاه ها به این نکته توجه شده که موضوع اختلاف اشاعره و معتزله بر سر فعل ارادی انسان است و هر عقیده جبری را می توان دیدگاهی اشعری و حتی مؤمنانه تلقی کرد. سپس نگاه رندانه حافظ به جبر مطالعه و با شواهد متعدد از دیوان وی، نشان داده شده که حافظ این گونه اشعار را در جواب ملامتگرانی آورده که وی را به عشق و رندی متهم می کنند. سرانجام نیز دیدگاه محققانی که با این عقیده همسو هستند مطرح شده است. نتیجه پژوهش های مقاله نشان می دهد که بیشتر ابیات حافظ که ظاهری جبرگرا دارد، در مقام مجادله با ملامتگران و ناظر بر مهم ترین ایراد معتزله بر جبرگرایان است. بنابر این نه تنها جبری و اشعری مسلک بودن حافظ را اثبات نمی کند، بلکه دلیلی بر اختلاف فکری حافظ با آنان است.
۳۷۹۵.

درباره یک فعل در اسرارالتوحید (کفتن یا گفتن؟)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۶ تعداد دانلود : ۸۹۹
کتاب اسرارالتوحید با تصحیح و تعلیقات مستوفای شفیعی کدکنی چند سال پیش به صورت مهذّب و منقّح، چاپ و منتشر شد. در این چاپ، گره بسیاری از مشکلات گشوده شده؛ ولی در برخی موارد، ابهاماتی چند، همچنان برجای مانده است. از جمله این مشکلات، فعل «بکفت» در عبارت «به ارادت شیخ بکفت» است که شفیعی کدکنی حدس زده اند که فعل «کفتن» در این جمله به معنای «انس و الفت گرفتن» آمده است. در این مقاله با شواهدی مستدل نشان داده شده که صورت درست این فعل به احتمال زیاد، فعل رایج و متداول «گفتن» است که با حرف اضافه «به» در برخی متون کهن مستعمل بوده است. قابل ذکر است که یکی از معانی «گفتن» در متون فارسی «قائل بودن و معتقد شدن به چیزی» است. این تعبیر به احتمال زیاد، از «قال ب(فلان)» در زبان عربی گرفته شده است.
۳۷۹۶.

ویلیام وردزورث و نیما یوشیج: پیوندهای زندگی، شعر و اندیشه دو شاعر رمانتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۶ تعداد دانلود : ۸۴۹
زمانه، زندگی، اشعار و نظریه های انتقادی و ادبی ویلیام وردزورث، طلایه دار جنبش رمانتیک در ادبیات انگلستان، و نیما یوشیج، که در دوره ای از زندگی شاعری رمانتیک شمرده می شود، شباهت های بسیاری دارند. هر دو شاعر در زمانه انقلاب و آشوب زیستند و به سهم خود بر سنت های ادبی غالب در کشورشان شوریدند و تلاش های آنان انقلابی در شعر و نظریه ادبی به وجود آورد. این مقاله با نگاهی به اصول اثبات شده جنبش رمانتیسم به مشخص کردن پیش زمینه های مشابه زندگی نامه ای، اجتماعی اقتصادی و فلسفی دو شاعر پرداخته و سپس به بررسی نزدیکی های نوسازی دو شاعر در نظریه و عمل می پردازد. در این کار رویکرد دو شاعر به مفاهیمی مانند شعر و شاعری، محتوا، زبان، احساسات و عواطف و جامعه تحت بررسی قرار می گیرد و مشخص می شود که دو شاعر با تأثیرپذیری از زمانه خود و تحولات تاریخی در عصر انقلاب های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی موفق به انقلاب در شعر و نظریه انتقادی کشورشان شدند. این انقلاب عبارت بود از درک مفاهیم نوین عصر و بیان آنها با شکلی تازه که سرآغاز شعر ""مدرن"" در انگلستان و شعر ""نو"" در ایران قلمداد می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان