فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۴۱ تا ۳٬۲۶۰ مورد از کل ۱۷٬۰۴۰ مورد.
ترک سمرقندی و ترکان شیرازی
حوزههای تخصصی:
پیوند میان حافظ ایرانی و آموزه های نقد جدید غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگر نگوییم دانستن نظریه های ادبی بر هر دانشجو و پژوهنده ای که در جهان ادبیات کار و کوشش دارد، واجب است، نمی توان گفت که ندانستن آن، نقصی آشکار نیست. امروز ادبیات جهان بنا بر نظریه ها و نحله ها و مکتب ها خوانده می شود و این امر اتفاقاً به فهم ادبی و فلسفی متن یاری می رساند. در این مقاله کوشش شده است با برخی از نظرها و اصول مقبول اندیشه های منتقدان غربی، رو به حافظ شود و حافظ با آن آرا و گفته ها از نو خوانده شود. در این خوانش، از منظر اصول مکتب کلاسیسیسم، فرمالیسم، ساختارگرایی و پساساختارگرایی و ادبیات سیاسی، به طور فراگیر از حافظ سخن رفته و نتیجه گرفته شده که متن حافظ، با دلایل موجه، متنی پیش رو، فراگیر، جامع الاطراف و زنده و پوینده است.
بررسی تطبیقی «عنوان» در رمان های ادبیّات پایداری با تکیه بر رمان های اُم ّ سعد و دا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«میهن» و «دفاع» از مضامین مهمّ ادبیّات پایداری هستند. این پژوهش برای پاسخ به این پرسش انجام شده است که چگونه در ادبیّات داستانی پایداری، اهمیّت مضمون دفاع از میهن می تواند در عنوان بازتاب داشته باشد؟ همچنین، چگونه «عنوان» به مثابة آستانه ای برای ورود به متن می تواند با بهره گیری از الگوی زن مادر به عنوان میهن، سبب شکل گیری اثری قابل توجّه در زمینه ادبیّات پایداری میهن محور گردد؟ برای این منظور با استفاده از پیرامتنیّت ارتباط عنوان داستان را با متن، در دو رمان ادبیّات پایداری «ام ّ سعد» اثر غسّان کنفانی و «دا» به کوشش سیّد اعظم حسینی بررسی می گردد. این دو داستان به عنوان دو اثر شاخص در ادبیّات پایداری انتخاب شده اند که می توان با آنها به پرسش پژوهش پاسخ داد. در هر دو داستان، «عنوان» درون متنی است؛ به این معنی که به متن داستان ارجاع دارد و نه بیرون از آن. در رمان «ام ّ سعد» نویسنده با به کارگیری مادر به عنوان نماد سرزمین فلسطین و انعکاس آن در عنوان داستان، داستانی میهن محور و قابل اعتنا در حوزه ادبیّات پایداری خلق کرده است، در حالی که در داستان «دا»، به رغم اینکه شخصیّت اصلی داستان بانویی مبارز و عنوان داستان به معنای مادر است، توجّه نکردن به ارتباط مادر و میهن، سبب شده این رمان نمونه خوبی برای ادبیّات پایداری میهن محور نباشد.
شگردهای هنری سعدی
حوزههای تخصصی:
ترکیب در شاهنامه فروسی ؛ نوشته دکتر محمود طاووسی ، دکتر عبدالرسول صادق پور و یاسین راشدی
حوزههای تخصصی:
خواجو و خواجه در یک نگاه
شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی
حوزههای تخصصی:
این مقاله بخشی از کتاب شعرالعجم یا تاریخ شعرا و ادبیات ایران نوشته شبلی نعمانی نویسنده اردو زبان مقیم هند در مورد سعدی است. این مقاله نیز به بررسی زندگی و آثار سعدی، همچنین حالات و اخلاق و عادات وی و همچنین قدیم ترین نسخه های کلیات و ترجمههای آثار شیخ سعدی در خارج از ایران می پردازد.
مکتب عرفان سعدی
حوزههای تخصصی:
استعاره مفهومی عشق و خوشه های معنایی مرتبط با آن در تذکره الاولیای عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعاره پیش از پیدایش زبان شناسی شناختی، بیشتر رویکردی برای زیبایی آفرینی و روشی برای ابداع های هنری بود؛ اما با طرح نظریه استعاره مفهومی، استعاره ابزاری برای تفکر و اندیشه به شمار رفت که در سراسر زندگی بشر جریان دارد و بسیاری از مفاهیم انتزاعی به کمک آن مفهوم سازی می شود. استعاره های مربوط به احساسات، به ویژه استعاره عشق، در متون ادبی از فراوانی بسیاری برخوردار است. این مقاله به بررسی استعاره مفهومی عشق و خوشه های معنایی مرتبط با آن در تذکره الاولیاء می پردازد. مبنای نظری این مقاله دستور زبان شناختی و نظریه لیکاف و جانسون درباره استعاره، همچنین معیار طبقه بندی استعاره مفهومی عشق، دسته بندی افراشی و حسامی (1392) بوده است. با بررسی توصیفی همه انواع استعاره ها و استخراج نگاشت های مرتبط با آن این نتیجه به دست آمد که عطار در تذکره الاولیاء برای مفهوم سازی عشق از حوزه های ملموس مکان ها، مفاهیم عینی، جانداران و برخی مفاهیم ذهنی برای حوزه مبدأ بهره برده است. تحلیل آماری استعاره مفهومی عشق نشان می دهد از 166 استعاره یافت شده بیشترین فراوانی به ترتیب مربوط به استعاره های شیءبنیاد و استعاره ساختاربنیاد است. این دو نوع استعاره درمجموع 45/43 درصد از کل استعاره های به کاررفته را در بر می گیرد. استعاره جهتی ازنظر کاربرد در رتبه سوم و استعاره جانداربنیاد و ذهنی به ذهنی در رتبه های بعدی قرار دارد. در تذکره الاولیاء به ترتیب کمترین استفاده به استعاره تصویری (1 عدد) و استعاره حس بنیاد (2 عدد) اختصاص دارد. همچنین استعاره عینی به عینی در زمینه مفهوم تحقیق شده به کار نرفته است.
بیان ناپذیری تجربه عرفانی با نظر به آرای مولانا در باب «صورت» و «معنا»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیان ناپذیری تجربه عرفانی امری است که صوفیان با استعانت از رمزها و تمثیل های متعدد و یا به صراحت از آن سخن گفته اند. به عقیده آنها، عظمت و کمال «معنی» به اندازه ای است که «صورت» ظاهر به هیچ رو نمی تواند آن را بیان کند. زبان عرفانی در بطن خود تناقض صورت و معنی را بازتاب می دهد؛ تناقضی که از ادراک صوفیان نسبت به «راز» سرچشمه می گیرد. «راز»ی در عمق «معنی» نهفته است که زبان نمی تواند آن را بیان کند و به مخاطب انتقال دهد. صوفی نیز می کوشد این راز را پنهان نگاه دارد. وسوسه بیان معنی از یک سو، و اصرار بر ناتوانی زبان در بیان معنی از سوی دیگر، بنیان بخش عمده ای از میراث سخن صوفیه است. بحث «صورت» و «معنی» در آثار مولانا نیز به شکلی گسترده مطرح شده است. تأکید مولانا بر محال بودن بیان تجربه عرفانی، سرانجام او را به ساحت «خاموشی» کشانده است. مقاله حاضر به این موضوع اختصاص دارد.
زن در ضرب المثل ها و اصطلاحات فارسی: بررسی پیکره بنیاد عامل انسجام از دیدگاه تحلیل گفتمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی عوامل پیوستگی و همبستگی و نوع گفتمان در ضرب المثل ها و اصطلاحات مربوط به زنان و ارائه تحلیل از نوع انسجام در آن هاست. چهارچوب نظری تحلیلْ رویکرد نقش گرایانه هلیدی متیسن و قالب آن فرانقش متنی می باشد. پیکره مورد بررسی ضرب المثل ها و اصطلاحات در کتاب کوچه (شاملو، 1381) است. روش پژوهش دارای مؤلفه های کیفی و نیز رویکرد کمّی است. مؤلفه های کیفی برگرفته از تحلیل گفتمان انسجامی و رویکرد کمّیْ تحلیل آماری این پیکره بر اساس آزمون ضریب همبستگی پیرسون می باشد. نتایج نشان می دهد: 1. هر دو عامل پیوستگی دستوری و واژگانی در کتاب کوچه به کار گرفته می شوند ولی توزیع آن ها متفاوت است؛ 2. در 93/17% از کتاب کوچه پیوستگی صفر و عامل ایجاد انسجام کارکردی و مربوط به عامل همبستگی است؛ 3. ضریب همبستگی میان تعداد عوامل پیوستگی و تعداد واژه ها معنادار و گفتمان در این فرهنگ بیش تر همبسته و از نوع «گفتمان کمینه» می باشد.
ایرانشناسی در لهستان
حوزههای تخصصی:
دستورزبان در عربی و فارسی و دیگر زبانها
حوزههای تخصصی:
چهارده قرن پیش برای زبان عربی موقعیتی استثنایی پیش آمد که برای دیگر زبانها نه فقط تاکنون دست نداده بلکه ظواهر امر نشان میدهد که موجبات به وجود آمدن آن نیز برای هیچ زبانی فراهم نخواهد شد. واقعه چنین بود که در آن تاریخ در بین قوم عرب زبان که سخت متمسک به ((زبان)) خویش بودند و پرداختن به ((زبان)) مخصوصاً زبان شعر ‘ یکی از حیاتی ترین مسائل زندگی آنان بود انسانی ظهور کرد و کلامی با خود آورد که آن را وحی الهی می دانست و در فصاحت ‘ فوق طاقت بشری. پس از سالها کشمکش ‘ اقوام عرب به رسول خداوند و قرآن کریم ایمان آوردند و در باور آنان گنجید که این کلام جز کلام خداوند نمی تواند باشد و آوردن افصح از آن امکان پذیر نیست . از آن پس قرآن کریم بصورت یک((الگو)) و معیار برای زبان عربی درآمد و هر چه در راستای آن بود مقبول واقع میشد و هرچه مغایر با آن مطرود ! اینست که می بینیم عربی- برخلاف دیگر زبانهای بشر- در طول این چهارده قرن کهنه نشده و نیز در محدوده های مختلف جغرافیایی تفاوتی نکرده است – صرف نظر از لهجه های عامیانه که موضوع این بحث نیست- و قاعده تا وقتی قرآن کریم در میان باشد- یعنی به عقیده ما مسلمانان تا قیام الساعه- این وضع ادامه خواهد داشت یعنی زبان عربی همیشه و در همه جا بصورت زبانی زنده و پویا و در اصطلاح ((به روز)) به حیات خود ادامه خواهد داد. از سویی دیگر با گسترش اسلام در میان اقوام و ملل مختلف‘ چون مسلمانان غیر عرب زبان برای فهم قرآن و درک اسلام ناچار به آموختن زبان عربی بودند‘ همگی به تدوین دستور آن زبان از راه استقراء براساس متن قرآن کریم و مطالب محدوده دورة جاهلی و صدر اسلام پرداختند و بحث و تحقیق در نحو عربی یکی از مهمترین علوم متداول آن عصر در میان جوامع مختلف اسلامی- از عرب زبان و غیر عرب زبان- گشت که در این میان سهم مسلمانان ایرانی بیش از تمامی اقوام دیگر بود و مسلمانان ایرانی را میتوان پدر نحو عربی نامید. ودرطول قرنهای متمادی به قدری در جزئیات این زبان کار شده که حتی تصور آن هم مشکل است . نتیجة این همه کوشش به وجود آمدن ((نحو))ی بوده که هیچ زبانی از این نظر به پای آن نرسیده و نخواهد رسید. و از آنجا که درصد بسیار بالایی از قواعد نحوی تمام زبانها مشترک است لذا بهترین راه برای رفع مشکلات نحوی زبانهای دیگر مراجعه به قواعد زبان عربی است تا از طریق مقایسه با نحو عربی دست یافتن بر راه حل مشکل آن زبان امکان پذیر گردد.
علل دگردیسی ریشه های اساطیری شخصیت سودابه در داستان سیاوش شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر بر آن است که علل و عوامل تغییر و دگرگونی عظیم الهه باستانی آب را مورد بررسی قرار دهد. در عصر ماقبل تاریخ، بر اثر پدیدة وام گیریِ اسطوره، باورها و آیین های مربوط به الهه آب به ماوراءالنهر کشیده شده است. هم زمان با شکل گیری نهایی داستان های حماسی در ایران این الهه علاوه بر تحولات اجتناب ناپذیر اساطیری در جریان تلفیق و هماهنگی با الگوهای مردسالارانة قبایل هندوایرانی کهن و تطبیق با سنت های اجتماعی رایج آن سامان، در افواه نقالان و گوسانان دربارهای پارتیان اشکانی و کوشانیان به جایگاه بس فروتری هبوط کرد تا جایی که به طور کلی از جهان خدایان پایین آمد. الهه آب با فراموش شدن ریشه و اصل آسمانی اش و تحت تأثیر خوارمایه انگاری زن و تغییرات متعدد سرانجام در شاهنامهخصوصیات نو پذیرفت و به صورت سودابه درآمد. از سوی دیگر دُموزی ایزد نباتی ِمرتبط با الهة بین النهرینی نیز در اساطیر ایران بر اثر عامل شکستگی به دو تن تبدیل شد: یکی سیاوش که نقش و خویشکاری او همانند ایزد مقتول نباتی بین النهرینی است و دیگری کیخسرو که نقش ایزد بازآینده و تجدید حیات کنندة سیاوش را دارد. این شخصیت ها به صورت داستان سیاوش و سودابه و همچنین کیخسرو به شاهنامةابومنصوری و از آنجا نیز به شاهنامهفردوسی راه پیدا می کنند.
تحلیل سوانحالعشاق از دیدگاه «من استعلایی» پدیدارشناختی (رویکردی پدیدارشناختی به قلمرو عرفان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متون ادب فارسی به سبب برخورداری از تنوع وگستردگی فراوان از دیرباز توجه منتقدان را به خود معطوف داشته است. در این میان، سوانح احمد غزّالی از دو جهت، یکی به دلیل نظریهپردازی های معرفتشناسانه و دیگر نوع نگاه مؤلف به توصیف پدیدارهایی چون عشق، عاشق و معشوق، از وجهه معرفتی بالایی برخوردار است؛ پژوهش حاضر روش نقد پدیدارشناختی رابا توجه به یکی از دغدغه های اصلی خود که رسیدن به «التفات» و «طلبگاهی» منحصراً عرفانی و نیز ارائه پاسخی برای چگونگی ارتباط میان آگاهی با مسأله فناست، در تحلیل رخدادهای معرفتی سوانح به کار گرفته است.
روش انتقادی این مقاله، پدیدارشناسی استعلایی است تا با اتکا به تحلیل آن، از کیفیّت ظهور رخداد آگاهی و «من استعلایی»، موضوع را به تعبیر سوانح از «طلبگاه» عرفان قرن ششم ارزیابی، و اهمیت انتخاب عشق را در ایجاد و تکوین فرایند آگاهی بیان کند. دستاورد عملی این مقاله، معرفی عینی یک الگوی کاربردی به منظور بررسی فرایند معرفت شناسی در حوزه ادبیات عرفانی است.