"با همه کوشش های اهل بلاغت در شناخت شگردهای ادبی، هنوز برخی از آنها ناشناخته مانده است. مقاله حاضر به معرفی یک شگرد ادبی از این دست با نام «نقل قول هنری» می پردازد و چند و چون آن را در شعر حافظ بررسی می کند. نقل قول هنری چیست، هنری بودن آن چگونه رخ می نماید و گونه های آن کدام اند؟ این مقاله پاسخ گویی به این پرسش ها را بر عهده دارد. روش ما برای این منظور، روش توصیفی با رویکرد ساخت گرایانه بوده است.
از مجموع این بررسی چنین نتیجه می گیریم که نقل قول های هنری حافظ به تبع اعتدال گرایی او عموما در دو سویه روایی و شعری سیری معتدل را پشت سر گذاشته اند و در این دو سویه، به اقتضای حال، با عناصر راوی، فضا، زمان، مکان، توصیف، شخصیت، گفتمان، رویداد و تعلیق و آرایه های مجاز، تشبیه، اسلوب معادله، استعاره، تشخیص، متناقض نما، کنایه، جناس، واج آرایی، تنسیق الصفات، ایهام، استخدام، مراعات النظیر، تضاد، تلمیح، ارسال المثل، تضمین، تلمیع، اغراق، طنز، اسلوب الحکیم، دلیل عکس، حسن مطلع، ردالمطلع و حسن مقطع پیوند خورده اند. همچنین نمونه های این شگرد در دیوان وی، به اعتبارهای مختلف، تقسیمات متفاوتی مانند بی واسطه/ با واسطه، گفتاری/ نوشتاری، مستقیم/ غیر مستقیم، به عبارت/ به مضمون، یک مصراعی/ یک بیتی/ دو بیتی/ سه بیتی/ چهار بیتی/ پنج بیتی و واحد/ متعدد را برمی تابند.
"
در میان سخنوران تأثیرگذار تازی و پارسی، جاحظ و سعدی دو چهره برجسته اند. وسعت اندیشه و علم، تنوع مطالب، نبوغ سرشار و نگاه ویژه به ادبیات، آن دو، شخصیتی را در زمره شخصیتهای ممتاز ادب پارسی و عربی جای داده است.
نظریه پردازیهای جاحظ در کتاب البیان و التبیین و الحیوان آمده است و شیوه سعدی در سخنوری در گلستان نمایان شده است.
موضوع اصلی بحث بیان وجوه مشترکی است که در آثار جاحظ مطرح شده و در نویسندگی و شاعری سعدی تأثیرگذار بوده است. موارد تشابه با ذکر برخی از آرایه ها و شیوه های بیان نشان داده شده است.
من چه گویم یک رگم هشیار نیست وصف آن یاری که او را یار نیست هر که گلزار نهانی دیده است غارت عشقش زخود ببریده است در نظر صوفیان، شطح عبارت از کلمات و سخنانی است که در حالت سکر و بیخودی و غلبات شور و وجد و مستی و جذبه بر زبان جاری می شده است. غلبه وجد و بیخودی در صوفی به جایی می رسد که او خویشتن داری را از دست می دهد و ناگزیر به افشاری راز می شود. حاصل این افشارگری شطح است. کاوش در بسیاری از غزل های مولانا جلال الدین مولوی نشان می دهد که این اشعار محصول لحظات از خود بی خود نشان شاعر است که، در آن، ضمیر ناخودآگاه به فعالیت می افتد و بسیاری از تابوها و موانع ذهنی را در می نوردد تا بتواند آزادانه و رها و بی پروا دریافت های مکاشفه آمیز خود را بیان کند. اشعاری از این دست دارای برخی ویژگی های سوررئالیستی و قوانین و نظام خودند که بر اساس آنها می توان سخنان شطح آمیز را بازشناخت.