ادبیات تطبیقی دانشی مستقل و گسترده است که به بررسی تطبیقی ادبیات ملل و اقوام مختلف جهان می پردازد. بررسی تاثیر و تاثرات آثار ممتاز ادبی مبتنی بر تمایز زبانی، از رویکردهای مهم ادبیات تطبیقی است که در مکتب فرانسه بر آن تاکید شده است. خسرو و شیرین نظامی از آثار برجسته ادب غنایی کلاسیک ایران به شمار می آید که مورد توجه بسیاری از شاعران و ادبای زبان فارسی و دیگر زبانها قرار گرفته است. در زبان کردی و گویش کهن آن موسوم به کردی جنوبی (گورانی یا هورامی) نیز آثار برجسته ای به پیروی از خسرو و شیرین پدید آمده است که از آن میان، فرهاد و شیرین الماس خان کندوله ای از آثار قرن دوازدهم هجری، به دلیل برخی تفاوتها در هسته داستان (با تغییراتی در روایت، زمان و شخصیت پردازی) و برخی ویژگیهای ادبی و زبانی دیگر، از اهمیت خاصی برخوردار است. این اثر داستانی منظوم ادبیات ایران زمین، هر چند نام «فرهاد و شیرین» برخود دارد و به ماجرای دلدادگی این دو می پردازد، به سبب در برگرفتن داستان تولد خسرو، دلباختگی او به شیرین و همچنین قتل او به دست پسرش شیرویه و سرانجام کار شیرین و شیرویه، در واقع بازآفرینی کار نظامی و خسرو و شیرینی دیگر در زبان کردی است که تاکنون از دید پژوهشگران مسایل ادبی و ادبیات تطبیقی به دور مانده است. در این پژوهش برای نخستین بار به بررسی و تطبیق شباهتها و تفاوتهای آن با خسرو و شیرین نظامی گنجه ای پرداخته خواهد شد.
وحدت وجود یکی از مهم ترین و در عین حال پیچیده ترین مباحث عرفانی و راز بزرگ عرفان و تصوف ایرانی ـ اسلامی بشمار می آید. اندیشه و تفکر وحدت وجودی یا وحدت در عین کثرت، در کنار مبحث تجلی، به عنوان امهات معارف عرفانی ،درشکل گیری تمامی مکاتب عرفانی و بالاخص عرفان ایرانی ـ اسلامی از گذشته تا حال نقش مهم و اساسی را ایفا کرده است. عارفان وحدت اندیشی چون: بایزید بسطامی، جنید بغدادی، حلاج، شبلی و غیره، درباره اندیشه وحدت وجودی داد سخن ادا کرده اند. این اندیشه و باور عرفانی، به طور گسترده و جامع درقرن ششم، توسط ابن عربی با عرفان علمی و نظری وی، وارد عرصه عرفان اسلامی گردیده، همو بود که مبانی این نگرش عمیق عرفانی را استحکام بخشیده، اصول و قواعد آن را بر پایه قوانین و معیارهای استواری وضع کرد. بعد ازاو این اندیشه به وسیله شاگردان و پیروانش از قبیل: صدر الدین محمد قونوی، عبد الرزاق کاشانی، مؤیدالدین جندی، داوود قیصری، سید حیدر آملی، به خصوص شاه نعمت الله ولی، شمس مغربی، عبدالرحمان جامی و دیگران مطرح گردیده است. شاعر وحدت بین و یگانه اندیش سبک هندی(اصفهانی) یعنی صائب تبریزی، با پیروی ازپیشینیان عرفانی، در کسوت تمثیل و بخصوص تشبیه تمثیل، توانسته است بهتر و استادانه تر از دیگران، عرفانی ترین ابیات را در مورد این مشرب عرفانی، در معرض دید علاقه مندان و اهل عرفان و ادب قرار دهد. نگارنده دراین نوشتار به تحقیق و تفحص دراین زمینه پرداخته است.
عقل و خردی که صائب تبریزی، با تاسی از مکتب عرفانی بزرگان عارفی نظیر: سنایی، عطار، مولانا، حافظ، شاه نعمت الله ولی و دیگران، با آن در افتاده است، عقل یونانی است که پیرو نفس بوده و به مانند حجاب و مانعی در راه رسیدن به سر منزل معرفت و حقیقت است و به تعبیر مولانا «عقل جزوی است که منکر عشق است» منظور ازآن عقل کلی نیست که در بینش عرفانی - اسلامی و نیز در آیات و روایات دینی به عنوان محبوبترین خلق خدا مورد تمجید و تکریم فراوان واقع گردیده است. صائب جهت تحقیر عقل جزوی یونانی (اندیشه استدلالی و فلسفی ارسطویی) در برابر عظمت بیکران عشق و جنون (بینش ذوقی و شهودی افلاطونی)، آن را با اوصاف و عناوین مختلف توصیف می کند. این نوشتاربه برشمردن اوصاف چنین عقلی در دیوان صائب تبریزی با ذکر شواهدی از دیگر متون منظوم و منثور عرفانی پرداخته است.
از آغاز رنسانس تا به امروز، مسیر اندیشه بیشتر دانشمندان ــ به ویژه در جهان غرب ــ بر این تفکر که علم، خاصه علوم تجربی، یگانه چاره بخش گرفتاری های انسان است، استوار بوده است. بر اساس این شیوه تفکر، هر پدیده و یا باوری که با ترازوی علم قابل اندازه گیری نبود، بی اعتبار شمرده می شد. این شیوه تفکر به کمرنگ شدن امور معنوی و اخلاقی و نیز هنر و شعر منجر شد. یکی از نتایج تحولات مذکور، تنهایی و سرگشتگی انسان بوده است. در مقاله حاضر تلاش شده است بازتاب این شیوه تفکر و نیز تحولات حاصل از آن در شعر تی. اس. الیوت و مهدی اخوان ثالث بررسی شود.چکیده عربی:اعتمدت آراء غالبیة العلماء – خاصة فی الغرب – منذ بدء عصر التنویر إلی یومنا هذا، علی أن العلم ولاسیما العلوم التجربیة یعتبر المنقذ الوحید للإنسان ومصائبه. وعلی هذا الأساس کانوا لایعیرون اهتماما بالظواهر أو الآراء التی لایمکن قیاسها بمیزان العلم. وأدی هذا التفکیر إلی تضاءل الأمور المعنویة والأخلاقیة وشمل الشعر والفن أیضا. وتعتبر وحدة الإنسان وحیرته إحدی النتائج المترتبة علی ذلک التفکیر السائد. حاول هذا المقال أن یدرس تجلیات هذا التفکیر والنتائج المترتبة علیه فی شعر تی. اس. الیوت ومهدی أخوان ثالث.
گاو در فرهنگ هند و اروپایی اهمیت بسیار داشته و مرکز ثقل شئون گوناگون زندگی به شمار می آمده است. در زبان هند و اروپایی، ترکیبات متعددی برگرفته از واژه گاو *gWou برای نام گذاری افراد خانواده به کار می رفت. اوقات روز به «آغاز چرای گاوها»، «یوغ نهادن» بر آنها و «از یوغ رها کردن» آنها تقسیم می شد. حتی واحد اندازه گیری چاله های آب بر اساس رد سم گاو بود. فراوانی تعبیرهای مجازی که با واژه «گاو» ساخته شده در ریگ ودا چشمگیر است. در آن، ستاره ها چوپانان گله اند؛ گاو پرتو بامدادی و ابر بارانی است؛ آسمان و زمین نیز گاهی به شکل گاو نر و ماده نشان داده می شوند که خورشید از آنها عصاره درخشان می دوشد (?WEST 2007, pp. 184-185). ردپای این باورها در اوستا و متون فارسی میانه پیداست و، در آنها، توصیف گاو یکتا آفریده و گوشورون (روان گاو) یا تبارنامه فریدون شان گاو را نشان می دهند. در شاهنامه از گاوی در نقش دایه فریدون سخن رفته که فریدون، دور از مادر و پدر، در کوه دماوند، با شیر او پرورانده می شود. ویژگی این گاو رنگین بودن آن است که شاهنامه، برخلاف دیگر منابع عصر اسلامی، به روشنی بر آن انگشت می گذارد. این تصویر دلچسب از گاو به عنوان دایه، که در افسانه های پریان نیز آشناست، چه خاستگاهی دارد؟
نویسنده این مقاله با ارائه نظریات بزرگانی چون افلاطون، ارسطو، خواجه نصیرالدین طوسی و.. در مورد حاکمان و رابطه آنها با مردم عامهبه مقایسه دیدگاه آنان با سعدی میپردازد و به تشابهات و تفاوتها را بررسی میکند.