فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۲۶۱ تا ۶٬۲۸۰ مورد از کل ۱۷٬۰۴۰ مورد.
شیوه های کاربرد آیات و احادیث در مکالمه های حکایات گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سعدی درگلستان به دلایل چندی که اولین و مهم ترین آن همان رواج استفاده از آیات و احادیث در نثر فنی است، به گونه ای متفاوت به استفاده از آیات و احادیث پرداخته است.
حکایت نویسی که خود نوعی داستان با ویژگی هایی مخصوص، خاصه در نثر و کلام سعدی است،گلستان را به صورت نثری با ویژگی های انواع متون داستانی درآورده است. یکی از مهم ترین عناصرکه در واقع از عناصر اصلی تشکیل دهنده ی درام بوده و درحکایات بـه ابعـادگسـترده ای دیده می شود، دیالوگ یا مکالمه است؛ لذا آیات و احادیث، مناسب ترین جایی که می توانند درحکایات آورده شوند در خلال گفتـگوهاسـت که بـه گـونه ای کامـلاً طـبیعی در زبـان سـعدی در میان گفتـگوهــا آورده می شوند و هرگز کلام را از عادی بودن خارج نمی کنند. مکالمه های قرآنی به شکل های مختلف گاه از زبان شخصیت ها و گاه از زبان راوی بیان می شوندکه خود به سه شکل متفاوت در حکایات آمده است. نتیجه ی حاصل به روشنی بیانگر این مطلب است که، میزان کاربرد مکالمه های قرآنی از زبان راوی دارای بسامد بیشتری نسبت به کاربرد آن در مکالمه های دیگر اشخاص بوده است.
شرحی دیگر بر گلشن راز با عنوان حدیقه المعارف از شجاع الدین کربالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گلشن راز شیخ محمود شبستری (م: 720)، از مهم ترین آثار منظوم عرفانی ایران است. این منظومه، در حدود هزار بیت است که مسایل مهم عرفان نظری را شامل می شود. افراد مختلفی دهها بار به شرح مثنوی گلشن راز پرداخته اند. یکی از این شروح، شرح حدیقه المعارف می باشد که شجاع الدین آن را تالیف نموده است. وی، با یک واسطه مرید شاه قاسم انوار (م: 830) است و کتاب خود را به ابوالمظفر، شاه قراقویونلو (م: 872) پادشاه هنرپرور قرن نهم، تقدیم نموده است. در این کتاب تمام ابیات گلشن راز (به طرزی عالمانه) شرح شده است.
این شرح، یکی از بهترین شروحی است که بر مثنوی گلشن راز نگاشته شده و شارح در آن از بیان هیچ نکته ای فروگذاری نکرده است و از این جهت بر بسیاری از شروح گلشن راز برتری دارد و بر شرح لاهیجی اگر نگوییم تقدم فضل، فضل تقدم و بر اکثر شروح معاصر و پیش از خود، تقدم فضل دارد
روایتی دیگر از برزونامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در میان حماسه هایی که پس از شاهنامه ی فردوسی به نظم درآمده اند، «برزونامه» نسبتا رواج بیشتری در میان عامه ی مردم داشته است. طرح داستانی ساده و عامه پسند، زبان روان و خالی از آرایه های دشوار بیانی و بدیعی، زودیاب بودن موقعیت های داستانی، بافت حماسی و سرگرم کننده و... سبب شده است این داستان بیش از دیگر حماسه های ملی و تاریخی پس از شاهنامه در اندیشه ی مردم برخی از مناطق ایران جای گیر شود و با حفظ ویژگی های حماسی خود در ردیف داستان هایی مانند امیر ارسلان نامدار و حسین کرد شبستری، در حافظه ی تاریخی مردم رخنه کند و بماند.
رواج این متن در گوشه و کنار ایران سبب شده است که در گذر زمان، روایت نخستین این منظومه دست خوش دگرگونی شود و روایت های شفاهی گوناگونی از آن در میان مردم پدیدار شود که گاه با یکدیگر کاملاً متفاوت هستند.
در این جستار کوشش شده است، نخست روایتی شفاهی از این منظومه که در منطقه ی کوهمره سرخی رواج دارد، معرفی و سپس به واکاوی شباهت ها، تفاوت ها و بررسی تطبیقی این روایت و روایت مکتوب و منظوم موجود، پرداخته شود
تبیین رابطه «عمل و پاداش» در مثنوی معنوی مولوی
حوزههای تخصصی:
«عمل»، در کنار اعتقاد قلبیو اقرار زبانی، یکیاز سه پایه دین ورزیرا تشکیل میدهد و در واقع بدون آن همه سلوک دینیو معنویانسان مختل میشود. مولانا ازجمله عارفانیاندیش مند است که در سرتاسر کتاب ارجمند خود، مثنویمعنوی، توجهیفراوان به مساله «عمل» کرده است. سخنان او در این باره آن قدر گسترده و ژرف است که طرح همه آن ها در حوصله یک مقاله مختصر نمیگنجد و از آن جا که بخشیعظیم از سخنان مولانا در این مورد، به پاداش عمل اختصاص دارد و او از زوایایمختلف این مساله را بررسیکرده است، در مقاله حاضر مساله «رابطه عمل و پاداش ان» را در مرکز توجه خود قرار داده و کوشیده ایم سخنان او در این زمینه را گرداوری، دسته بندیو تحلیل کنیم. بطور کلیمیتوان گفت که مولانا در مورد رابطه عمل و پاداش آن، مسایل زیر را مطرح کرده است: فناناپذیریاعمال، بیپاسخ نماندن اعمال، یگانگیپاداش و عمل، پیوند رنج ها و قبض هایروحیبا کارهایناپسند، تجسم اعمال، حبط اعمال، کافینبودن عمل برایدستیابیبه حقیقت (ترک عمل)، گسترش مهارناپذیر آثار عمل و بالآخره عمل بلاعوض. پیش گفتار مقاله هم به بحثیآسیب شناسنانه در مورد نگاه جامعه ایرانیبه مساله عمل و پاداش اختصاص یافته و سه اسیب اساسیدر این زمینه را معرفیکرده است: جداسازیعمل از پاداش آن، اعتقاد به ملازمت ایمان و بدبختیدر دنیا و بالآخره بیتوجهیبه فرهنگ کسب و کار.
فردوسی و کاربرد فن بیان در داستان سرایی
حوزههای تخصصی:
سفر در متون نثر عرفانی
حوزههای تخصصی:
"منشا اصلی عرفان و تصوف اسلامی، قرآن و سیره نبوی است و بنای آن بر زهد و اخلاص همراه با چاشنی عشق و محبت نهاده شده است.
از جمله آداب و مسایلی که همواره در دو جنبه ظاهری و روحانی مورد توجه و اختلاف نظر و ذوق میان مشایخ و محققان صوفیه بوده، «سفر» است.
در نوشته حاضر بر مبنای متون نثر صوفیانه فارسی، به بررسی و تبیین سفر ظاهر، از نخستین دوره پیدایش عرفان و تصوف تا اواخر سده هشتم هجری می پردازیم و انواع سفر، انگیزه ها، فواید، اهداف و مقاصد و لوازم سفر را همراه با دیدگاههای متصوفه و شخصیت های نامدار هر دوره در ارتباط با این مساله بررسی می کنیم.
در این جستار، علاوه بر استناد به قرآن کریم و احادیث و روایات ماثوره، به شیوه کتابخانه ای و بر اساس فن توصیف و تحلیل محتوا، به منابع نظری تصوف و عرفان و شرح احوال و سخنان بزرگان صوفیه، از سده پنجم تا هشتم ارجاع داده شده است.
"
زنان و سیر و سلوک عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عرفان شیوه ای از زندگی عارفانه است که در آن، ارتباط بین عابد و معبود یا خالق و مخلوق از طریق طی مقامات معنوی و گذراندن مراحل سلوک عرفانی میسر می گردد. در فرهنگ اسلامی، عرفان حالت دریافت شهودی، قلبی و اشراقی و راهی برای وصول به حقیقت، با تاکید بر کشف و شهود و ریاضت و تزکیه نفس است. در نگرش عارفانه که اساس آن دین محوری است، به گواهی شواهد تاریخی متعدد، مفهوم فراجنسیتی مشاهده می شود و نادیده انگاری تاریخی زنان در چنین نگرشی نامفهوم می نماید. در جامعه مردمدار که زنان کمتر از مردان، امکان حضور در عرصه های اجتماعی، اقتصادی، دینی و سیاسی را داشته اند و معمولا از متن به حاشیه رانده شده اند، طبیعی است که ورود زنان به سلک عارفان و طی مراحل کمال عرفانی با دشواری های متعدد صورت گرفته است؛ اما سرانجام زنان به طی مراحل سلوک عرفانی راه یافته و در بسیاری موارد گوی سبقت را از مردان ربوده اند. این مقاله با بررسی تاریخی سرگذشت زنان عارف و چگونگی ورود آنان به سلک عارفان، به این نتیجه می رسد که عواملی چند در راه یابی زنان به سلوک عرفانی از اهمیت برخوردار بوده است که مهمترین آنها رابطه خویشاوندی است. در قرون اولیه تصوف، زنان بـه صورت مریدان غیررسمی در خانقاه ها در جمع عارفان حضور داشته اند و از طریق خدمت به صوفیان و تامین هزینه های خانقاه ها تحت عنوان «خیرات و مبرات» و... نقش حمایت کنندگی داشته اند و در بعضی فرقه ها نیز تنها به شرکت در مجالـس وعظ و گاهی روایت حدیث بسنـده می کرده اند؛ اما اندک اندک مراحل سلوک عرفانی را طی نموده، به تربیت مریدان، برگـزاری مجالس وعظ، رهبـری خانقاه ها، اجـرای مراسـم سماع، همکاری و همیاری از طریق تشکیلات فتیان و... پرداخته انـد و بعضی حتی به مقـام ولیه اللهی نیز دست یافته اند. همچنین به نظر می رسد تفاوت مشرب ها و طریقت های عرفانی، باعث ایجاد تفاوت نگرش ها و اختلاف در شیوه های عارفانه زنان بوده است.
آیا شاهنامه ملحمه است؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی کارکردهای نمادین زمان در شعر عرفانی با تکیه بر دیوان حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در غزلیات حافظ، لحظه های زمان نه همانند است و نه پیوسته. وی دو نوع زمان مقدس و نامقدس را تجربه می کند: یکی استمرار ناپایدار ایام است؛ یعنی زمان معمولی و دیگری توالی کشف و شهودها و ادراک ابدیت هاکه در لحظه هایی خاص با فاصله گرفتن از هستی مادی و معمولی خود به آنها دست می یابد. با ورود در این زمان نمادین، روح حافظ با حقایق پوشیده هستی پیوند می یابد و برای وی کشف و شهودهایی رخ می دهد. در دیوان حافظ از این مفهوم نمادین زمان با واژه هایی از قبیل دوش، دی، دیشب، سحر، سحرگه، ازل، صبحدم، بامداد و . . . یاد شده و در هر یک به تناسب مقام، یکی از تجربه های او بیان شده که در نتیجه جذبه و الهام به آنها رسیده است. این مقاله به منظور بررسی تعابیر راز آلود زمان در غزلیات حافظ به روش کتابخانه ای نوشته شده و اطلاعات به دست آمده، پس از طبقه بندی و تحلیل به صورت توصیفی و با بهره گیری از فن تحلیل محتوا ارایه شده است.
در ستایش جهان
حرف های نه چندان تازه شاعر
حوزههای تخصصی:
رمزینه، نماد و حالت: معانی زمینه مند اشیای تجسمی -2-
حوزههای تخصصی:
نقد و نظریه ی معاصر ادبیات کودک / زیر ساخت های نقد بومی (3) نقد ادبی و ایدئولوژی -1-
حوزههای تخصصی:
نگاهی به مجموعه ی «کسی ابرها را تکان می دهد» / بگو کیست جاری در این بیت ها
حوزههای تخصصی:
این دختر نمی داند از دست پدر و مادرش چه کند
حوزههای تخصصی:
نقد و بررسی رمان «سفرهای گالیور» اثر «جاناتان سویفت» به روایت «اریش کستنر» / بازخورده های ذهنی نویسنده ی دوم
حوزههای تخصصی:
وقتی عشق و عاطفه سرنوشت را می بافند
حوزههای تخصصی: