ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۰۱ تا ۸۰۸ مورد از کل ۸۰۸ مورد.
۸۰۱.

نمودهای ادب غنایی در رمان «دختر رعیت» با رویکرد نظریه گریماس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۲۷
ادبیات داستانی معاصر ایران، آمیزه ای از مسائل اجتماعی و غنایی است. همراهی این دو ویژگی در برخی آثار شاخص داستانی بر جذابیت و ابعاد فنی و هنری آن ها افزوده و توجه مخاطبان را برانگیخته است. رمان «دختر رعیت» از محمود اعتمادزاده (م.ا. به آذین) با وجود پرداختن به زندگی عاطفی شخصیت محوری خود، صغری، و روابط پیچیده او با اربابان و عوامل اجتماعی، از عناصر ادب غنایی فراوان بهره می برد. این مقاله با استفاده از نظریه گریماس به تحلیل ساختار روایی و تقابل های معنایی در داستان می پردازد و نشان می دهد که چگونه احساسات، عواطف و رنج های فردی در قالب روایتی غنایی بازتاب یافته اند. بررسی عناصری مانند عشق، رنج، تسلیم و تلاش در زندگی صغری، در کنار تقابل های دوگانه گریماس، درک عمیق تری از عناصر ادب غنایی در این داستان ارائه می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تقابل های دوگانه داستان، در بستر غنایی، اجتماعی و فرهنگی خاص خود به تحلیل و روایت زندگی افراد و چالش های اجتماعی می پردازند و با وجود تفاوت های ساختاری و روایی، در یک نقطه مشترک هستند، پردازش عمیق مسائل اجتماعی و فرهنگی و ارائه تصویری واقعی از زندگی مردم در شرایط سخت در جامعه ای که بر آن گفتمان سلطه فرادستان و حاکمان جریان دارد. از سوی دیگر، این داستان ها به نوعی نمایانگر تلاش های انسان ها برای تحمل و تغییر در برابر نابرابری ها و مشکلات اجتماعی هستند و از طریق روایت های خود، به خواننده پیامی از امید و ضرورت تغییر را منتقل می کنند.
۸۰۲.

جلوه ها و جنبه های فانتزی در آثار محمدرضا یوسفی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۹
محمدرضا یوسفی ازجمله نویسندگان مطرح و پُرکار در حوزه ادبیات کودک و نوجوان است که در طول چند دهه، آثار متعددی در این زمینه نوشته است. در آثار یوسفی، جلوه های مختلفی از فانتزی، نگرش، شگردها و عناصر مختلف آن به چشم می خورد که از زوایای مختلف قابل بررسی هستند. در این نوشتار، تلاش شده ابعاد و جلوه هایی از نمود فانتزی در سه اثر محمدرضا یوسفی از جمله «روبان سفید»، «من رنگ های زیبا را دوست دارم» و «رنگ های بهار» با شیوه توصیفی–تحلیلی بررسی و تحلیل شود. یافته های پژوهش، حاکی از آن است که یوسفی با بهره گیری از شگردهایی چون تخیل پردامنه، شگفتی آفرینی و بازآفرینی، همواره درصدد پی ریزی روساخت فانتزی بوده است. او این شگردها را برای تکوین عناصر داستان نظیر شخصیت پرداز ی، موقعیت آفرینی و کُنش های فراطبیعی به کار می گیرد و با این کار، قابلیت و ظرفیتی فانتزی به ساختار و درون مایه آثار خود می بخشد. یوسفی از افسانه ها، اسطوره ها و ادبیات کهن نیز بهره می برد و با تمهیداتی به بازآفرینی این مایه ها دست می زند تا بتواند میان آنها و دنیای فانتزی نسبت و قرابت ایجاد کند. این رویکرد، سبب شده یوسفی در خلق روایت هایی از سنخ داستان های انسانی، جانوری، گیاهی و طبیعی با ساختار و ماهیت فانتزی توفیق یابد.
۸۰۳.

شگردهای مشترک در اشعار سبک هندی و کاریکلماتور در ایجاد مفاهیم طنزگونه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۵
کاریکلماتور یکی از جریان های نوظهور ادبیات معاصر است که از زیرمجموعه های طنز و مطایبه به شمار می رود. پیروان این جریان برای ایجاد فضاهای طنزآمیز، از بازی های زبانی به مثابه شگردی ویژه بهره می برند. عده ای پیشینه کاریکلماتور را به ادبیات غرب ارتباط داده اند و رواج جملات کوتاه طنزآمیز در روزنامه ها و مجلات عصر پهلوی دوم، این استدلال را تقویت کرد. اگر ویژگی ها و شگردهای ساخت کاریکلماتور را تحلیل کنیم، می توان این احتمال را مطرح کرد که ریشه آن را شاید بتوان در متون تعلیمی و عرفانی و اشعار سبک هندی جست. ما در این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی شگردهای مشترک ساخت طنز را در اشعار سبک هندی و کاریکلماتور یافتیم و نشان دادیم که این شاعران و نویسندگان چگونه از این شگردها برای فضاسازی طنزآمیز بهره برده اند. پس از تحلیل نمونه ها به این نتیجه دست یافتیم که از صنایعی چون ایهام، کنایه، حسن تعلیل، اغراق و متناقض نما برای رسیدن به این هدف استفاده کرده اند.
۸۰۴.

از تقابل عقل و نفس تا وحدت وجود در مثنوی مولوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷
متابعت از نفس، همواره دلیل ابتلای انسان به درد هجران و موجب خسران او در دستیابی به حقیقت و معرفت در مسیر سیر الی الله بوده است. مولوی نیز در مثنوی بر این باور است که پیروی از فرامین عقل و توجه به راهنمایی های آن پیر طریقت و در پی آن دوری از راهزنی و شرارت های نفس، سالک را در مسیر روشن، حفظ و به هدف نهایی که همان فنای فی الله است، رهنمون می سازد. او نفس را سایه وجودی انسان و حایل او با حقیقت الهی دانسته و معتقد است که تنها با نور عقل می توان آن را از میان برداشت تا درون آدمی تجلی گاه معرفت حق گردد. ازاین رو، پژوهش حاضر با بررسی تقابل عقل و نفس در داستان هایی از مثنوی که برمبنای این تقابل شکل گرفته اند یا در ابیاتی از آنها به این موضوع اشاره شده است، تحلیلی دقیق از نگرش مولانا با بهره گیری از آیات، احادیث، مضامین عرفانی و تعلیمی ارائه داده است. با بررسی دقیق آماری مشخص شد که از 962 عنوان این حماسه عرفانی، 146 داستان تقابل عقل و نفس وجود دارد که از این تعداد 47/55 درصد آن کل داستان برمبنای این تقابل و در 53/44 درصد تنها در ابیاتی از آنها تقابل وجود دارد که نمودار کارکرد و درصد آمار و ارقام مربوط به آن در شش دفتر مثنوی، در پایان این پژوهش ارائه شده است.
۸۰۵.

کارکرد عناصر معنادرمانی در رمان «همنوایی شبانه ارکستر چوب ها» اثر رضا قاسمی بر اساس نظریه ویکتور فرانکل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۰
جستجوی هدف، ابزاری برای رسیدن به معنا و آرامش در مکتب روانشناسی معنادرمانی به شمار می آید. این مکتب مبتنی بر آرا و اندیشه های ویکتور فرانکل است و مطمح نظر بسیاری از نویسندگان و ادبای معاصر قرار گرفته است. رضا قاسمی، نویسنده معروف ایرانی نیز با نگاه فیلسوفانه و ادیبانه اش در آثار ادبی خویش به معنادرمانی و مفهوم زندگی در سایه مؤلفه های فلسفی آن توجه داشته است. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی و به کمک منابع کتابخانه ای، درصدد پاسخ به این سؤال است که معنا درمانی چه جایگاهی در این رمان دارد. برای این منظور ابتدا به تعریف معنادرمانی ویکتور فرانکل و مؤلفه های معنابخش آن در زندگی پرداخته شده، سپس رمان «همنوایی شبانه ارکستر چوب ها» اثر رضا قاسمی را با توجه به دلالت های مستقیم و غیر مستقیم آن، بر اساس نظریه معنادرمانی ویکتور فرانکل بررسی شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که رضا قاسمی از تجربه های انسانی، ارزش های اخلاقی، رنج ها و دیگر مؤلفه های معنابخش زندگی برای مقابله با تکانه های روحی و فائق آمدن بر نابرابری ها و ناعدالتی های زندگی تعریف کرده؛ کما اینکه نیل به آرامش در مواجهه با مرگ را از دریچه اندیشه توحیدی و اعتقاد به معاد تعریف کرده است.
۸۰۶.

روزگار از دیدگاه متنبّی و فردوسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۵
ادب پارسی و ادب عربی از دیرباز در تعاملی بسیار محکم و نزدیک با یکدیگر بوده اند. تأثیر متقابل این دو ادب و فرهنگ در میان هیچ ادب و فرهنگی با این شدت و حجم دیده نمی شود. همین امر به غنا و پختگی هر دو انجامیده است و زمینه گسترده و مساعدی برای بررسی های تطبیقی بین دو زبان فراهم شده است. بر اساس قوانین ادبیات تطبیقی که یافتن ویژگی مشترک آشکار و پنهان بین دو زبان و پدیده تأثیر و تأثر است، در این نوشتار دو بیت از اشعار متنبّی با دربرداشتن نگرش شاعر نسبت به روزگار و جهان، با ابیاتی چند از شاعر بزرگ ایران زمین، ابوالقاسم فردوسی با همین مضمون مورد مقایسه و تطبیق قرار گرفته است. بیان این مطلب ضروری است که این اشعار به دلیل شهرت و فراوانی کاربرد، به صورت ضرب المثل در ادب پارسی و عرب به کار برده می شوند. ابیات متنبّی برگرفته از کتاب امثال السائره و ابیات فردوسی اشعاری است که در کتاب های مختلف و مرتبط با امثال فارسی آورده شده است. در واکاوی باورهای این دو سراینده برجسته، در مورد روزگار و جهان با نمونه های فراوانی از هم اندیشی و هم گرایی برمی خوریم. که بخشی از آن نشان از اندیشه ها و تجربه های زیستی مشترک است و بخشی دیگر متأثر از آموزه های مشترک دینی و اعتقادی است، که به همسویی دو جهان بینی منجر شده است.
۸۰۷.

تحلیل حرکت های روایی منظومه دِوَلرانی و خضرخان اثر امیرخسرو دهلوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۴
ابوالحسن امیرخسرو دهلوی شاعر و عارف نامدار پارسی زبان هندوستان در سال 651 ق. در هند زاده شد و به سال 725 ق. در دهلی درگذشت. اهمیت امیرخسرو در ادبیات فارسی بیشتر بدان سبب است که وی نخستین پیرو خمسه سرایی نظامی گنجوی است و به بهترین نحو از عهده این پیروی برآمده است. گرچه موضوع داستان های خمسه امیرخسرو نیز به تقلید از نظامی انتخاب شده است، اما در میان مثنوی های وی «دول رانی و خضرخان» موضوعی خاص دارد و حکایت عشقی واقعی و تاریخی است که از نظر ساختار و محتوا با دیگر داستان های وی متفاوت است. ساختار بیان یک کلیت است ؛ یعنی اجزای آن دارای هماهنگی و هم بستگی ِ درونی هستند. در تحلیل نهایی ، عناصر یک ساختار، دیگر زندگی و تکامل مستقلی ندارند؛ آن ها چون درون ساخت یا نظام قرار گرفته اند، کارکردهای تازه ای می یابند که این کارکردها تابع قواعد و قوانینی هستند که الگوی ساختاری اثر را نیز تعیین می کنند. ما در این نوشته در پی آن بودیم تا با آموزه های تحلیل ساختار و محتوا به بررسی این منظومه بپردازیم. نتیجه اینکه پایان این قصه، با خویشکاری های پایانی پراپ تفاوت زیادی را نشان می دهد؛ نوع روایت امیرخسرو دهلوی خاتمه قابل تأملی دارد که برخلاف روایت های مورد بررسی پراپ داستان با ازدواج، پایان خوش و دریافت پاداش به پایان نمی رسد. پایان داستان نه تنها مرگ جسمانی، بلکه مرگ آرمان عشق، اخلاق و انسانیت در برابر قدرت است و این نقطه بزرگ تفارق قصه با زندگی واقعی است.
۸۰۸.

کاربرد روان شناختی نمادها در روایت مم و زین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۱
نماد روان شناختی از انواع نمادهایی است که بیشترین کارکرد را در متون ادبی از خود به جای می گذارد و با گذر از معنی ظاهری واژه ها به معنای باطنی آنها اشاره می کند که اغلب از ناخودآگاه شاعر یا نویسنده سرچشمه می گیرد، برخلاف نماد ادبی که پدیده ای مستقل و ابتکاری است، در مثنوی مم و زین با نمادهای روان شناختی روبه رو هستیم که صرف نظر از ارزش زیبایی شناسانه متن، از پیوندی عمیق بین ناخودآگاه شاعر برخوردار است. این جستار بر آن است تا با روش توصیفی–تحلیلی و با تکیه بر مکتب روان شناختی یونگ، نمادهای به کاررفته در این داستان را واکاوی کند. این پژوهش می تواند به درک و شناخت بهتر ما از مثنوی مم و زین کمک کند و ما را با زوایای کمتر شناخته شده ای از این اثر آشنا سازد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که داستان مم و زین از این جهت که دارای ساختار و درون مایه ای کاملاً نمادین و مشتمل بر مضامین صور اساطیری و کهن الگویی است، ناخودآگاه جمعی در آفرینش آن نقش مهمّی دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان