فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۵٬۷۲۹ مورد.
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال نهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۳
43 - 58
حوزههای تخصصی:
یکی از راه های دسترسی به ادبیات عامه در ایران ادبیات مکتب خانه ای است که بر مبنای ادبیات شفاهی بوده، به صورت مکتوب در آمده و در مکتب خانه های قدیم به محصلان آموزش داده می شد. از آن جا که زن یکی از مهم ترین موضوعات ادب و هنر سراسر گیتی است، بررسی جنبه های غنایی سیمای زن در آثار مکتب خانه ای از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. هدف از این پژوهش که به روش مطالعه کتابخانه ای و بر اساس رویکرد توصیفی- تحلیلی صورت گرفته، بررسی جنبه های غنایی سیمای زن در ادبیات مکتب خانه ای می باشد. بر این اساس 27 قصه مکتب خانه ای که سیمای غنایی زن در آن ها مشهود است، به عنوان جامعه آماری انتخاب گردیده و مورد مطالعه قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که پر بسامدترین جنبه غنایی سیمای زن در ادبیات مکتب خانه ای ستایش زیبایی های جسمانی اوست. عشق نیز اصلی ترین درون مایه غنایی سیمای زن در منظومه های عاشقانه می باشد. توبه، مرثیه سرایی، تفاخر، عشوه گری، شادخواری و نفرین از جنبه هایی هستند که با بسامد کم تر سیمای غنایی زن را تشکیل می دهند.
مطالعه تطبیقی روایاتی از تدفین اقوام سکایی در شاهنامه با آثار تدفینی گورستان خرم آباد مشگین شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهنامه فردوسی را می توان به عنوان یکی از منابع ارزش مند در مورد آداب، رسوم و آیین های مختلف جوامع کهن ساکن در سرزمین مان به شمار آورد. یکی از این آیین ها، مراسمی است که پیرامون مرگ شاهان و پهلوانان بزرگ در مورد آن ها سخن به میان آمده است. بر اساس پژوهش های انجام گرفته، از آن جایی که برخی از پهلوانان و شاهانی که فردوسی در مورد آن ها سخن به میان آورده، از تیره اقوام سکایی بودند، بر همین اساس، در این پژوهش با توجه به اشاراتی که در مورد مرگ این پهلوانان و شاهان صورت گرفته، به بررسی تطبیقی چگونگی تدفین این افراد با نمونه ای نادر و نویافته از این گونه تدفین ها در ایران پرداخته شده است. تدفین های اقوام سکایی گورستان خرم آب اد مشگین شهر استان اردبیل که به تازگی مورد کاوش علمی باستان شناسان قرار گرفته است، تا حدودی بسیار با سروده های فردوسی در مورد تدفین پهلوانان سکایی مطابقت دارد. چگونگی برپایی آرام گاه های باشکوه پهلوانان سکایی که فردوسی آن ها را توصیف نموده است، می توان با ی افته های گورهای سلطنتی گورستان خرم آب اد مشگین شهر متصوّر شد. در هر دو زمینه، در کنار ویژگی آرام گاه ها، به وجود اسب در کنار افراد مدفون اهمیتی ویژه داده شده است.
ساختار زبان حماسی در کوش نامه ایرانشان بن ابی الخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات نقد جدید، بررسی ساختار زبان در آثار ادبی است. الگوی بررسی ساختار زبان حماسی، چگونگی زبان شعر حماسی را در سطوح گوناگون آوایی و موسیقایی، واژگان و نحوی، بلاغی و ادبی، محتوایی و درون مایه ای بررسی می کند تا چگونگی تجلّی نوع ادبی حماسه در زبان را کشف و سیر حماسه سرایی را توصیف کند. به همین منظور در این مقاله، با استفاده از نظریات صورت گرایی و بر اساس زبان حماسی معیار (شاهنامه فردوسی) و الگویی که شهبازی و ملک ثابت در این زمینه به دست داده اند، به بررسی زبان حماسی در کوش نامهپرداخته و در هر سطح، شاخص های لازم تبیین شده و سپس چگونگی ظهور آن شاخص ها در زبان حماسی، با بیان شواهدی نشان داده شده است تا بر اساس آن اولاً ویژگی های زبان حماسی کوش نامه مشخّص گردد و ثانیاً به میزان موفقیت یا عدم موفقیت ایران شان بن ابی الخیر در به کارگیری زبان حماسی معلوم شود. بر این اساس، مشخص گردید که ابی الخیر، به عنوان یکی از مقلّدان زبان حماسی معیار، در به کارگیری زبان حماسی در بسیاری از موارد موفق بوده و اثر وی، نمونه ای کامل از منظومه حماسه ملّی بعد از شاهنامه است.
بررسی آموزه های تعلیمی در نخستین مطبوعات تخصصی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال یازدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۴۲
39 - 66
حوزههای تخصصی:
با پیدایی انقلاب مشروطه و طرح مفاهیم جدید در حوزه فرهنگی و اجتماعی، پرداختن به مسائل تعلیمی مرتبط به زنان نیز مورد توجه قرار گرفت. از اواخر عصر قاجار شاهد انتشار نشریاتی هستیم که به صورت اختصاصی به موضوعات مربوط به آنان پرداخته اند. در پژوهش حاضر با تأکید بر نخستین نشریات تخصصی زنان که در اواخر دوره قاجار با مدیریت بانوان ایرانی انتشار یافته، مباحث و موضوعات تعلیمی و تربیتی بررسی شده است. این نشریات با بهره گیری از شیوه های گوناگون، به ویژه استفاده از آموزه های ادب تعلیمی و گونه های ادبی همچون شعر و داستان و نمایش نامه، در پی تربیت نسل جدید دختران ایرانی بودند که همسو با تحولات پدیدآمده در جامعه آن روز ایران است. آنچه در وهله اول برای نویسندگان این نشریات اهمیت داشته، تشویق بانوان به علم آموزی و کسب دانش است. در این دسته از نشریات به هیچ روی دیدگاه های برتری جویانه زنانه دیده نمی شود و شاید بتوان گفت همچنان نوعی نگاه مردسالار در این مطالب دیده می شود. مضامین تعلیمی به کاررفته در این نشریات با توجه به مسائل موجود در جامعه آن روزگار، به عنوان گام هایی ارزشمند در راستای احیای حقوق زنان در جامعه ایران به شمار می آید.
بررسی و تحلیلِ پیدایی و پایاییِ «نگاهِ انسانی» در ادبیات داستانی جنگ تحمیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنگ از دیرباز یکی از مشئوم ترین و مذموم ترین رخدادها در جهان بوده؛ امّا همین پدیده زشت هرجا که سمت وسو و صبغه دفاعی به خود گرفته، عملی شرافتمندانه و شجاعانه قلمداد شده است. با آغاز جنگ هشت ساله عراق علیه ایران، گونه تازه ای از ادبیات با عنوان ادبیات دفاع مقدّس و جنگ در ایران پا به عرصه وجود گذاشت و داستان نویسان به تبعِ نوع رویکردشان به جنگ که شامل ارزش محور، جامعه محور، انتقادمحور، انسان محور و یا تلفیقی از آنها بود، به بازنماییِ هنریِ برداشت ها و استنباطات خود از این واقعه عظیم پرداختند. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای، نقطه آغازِ نگاهِ انسانی به جنگ و سیر ِرو به تزاید آن در طول جنگ و سال های بعد از آن را در ادبیات داستانی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داده است. برآیند تحقیق نشان می دهد که علیرغم غلبه گفتمانِ حماسی و ارزش محور در بستر زمانی جنگ، برخی از نویسندگان از همان ماه های آغازین مخاصمه با رویکردی انسانی به آفرینش آثار داستانی پرداختند و با گذر زمان، خصوصاً فاصله گرفتن از سال های جنگ، توجه آنان و دیگر نویسندگان به مضامین والای انسانی و موقعیت بُغرنجِ انسانِ قرارگرفته در شرایط خاصّ جنگ، افزایش یافته و این روند در طول دهه 80 به اوج خود رسیده است.
مناظره، ادب بی اضطراب بررسی ژرف ساخت معناییِ مناظرات در انواع ادبی با تکیه بر ادب تعلیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مناظره، گفت وگویی مبتنی بر ادب بی اضطراب است و آنگاه که درصدد اقناع و اثبات بربیاید، خود را با پوششی از کنایه و ایهام و ابهام و تحقیر و طنز بر حریف می آراید. طرفین مناظره و بیشتر طرف غالب آن، سخن خود را در لفافه ای از الفاظ مؤدبانه می آرایند، حال آنکه ظرایف و لطایف و تعریض هایی در پشت آن سخن برای تنبیه و تعلیم نهفته است. این مقاله بر آن است مناظره را با توجه به ظرفیت گفتمانی آن، از نظر نقش کارکردی آن در اجتماع بررسی کند و در انواع مختلف ادبی که ذهن انسان، آمال و خواسته ها و وسعت نظر او را آینگی می کنند، نشان دهد. حاصل آنکه مناظره طبق «بافتار و ساختار روایی» خاص در جهت عینی کردن مسائل فلسفی و فکری و اجتماعی در انواع ادبی تجلی دارد و بر اصل «رعایت بافت موقعیت» و «رندی در کنایه» و «ادب بی اضطراب» استوار است. با تحلیل ژرف ساختی مناظره، نگاشتی تازه از موضوع مبدأ برای شخص سؤال گر آشکار می شود که با کارکردهای کنایه و استعاره هم خوانی دارد. موضوع غالب مناظرات عرفانی، عادت زدایی و حقیقت جویی، مناظرات حماسی، مفاخره و نبرد داد و بیداد، مناظرات تعلیمی، طرح واره های تعلیمی برای ایجاد سؤال هایی در ذهن مخاطب و مناظرات غنایی، بافت موقعیتی و آموزش آداب است. با رعایت این آداب ظریف، شاه و نوکر، غنی و فقیر و... ضمن گفتاری مؤدبانه، موقّرانه، بی اضطراب سخن خود را بیان داشته از مزیت گفت وگویی راهگشا بهره می برند.
تدبیر منزل در بهمن نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال یازدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۴۲
95 - 130
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین موضوعاتی که در اکثر آثار اخلاقی، حکمی و ادبی گذشته ما بدان پرداخته شده، بحث حکمت عملی یا به طور عام اخلاق و ملکات انسانی است. از دیرباز شاعران و نویسندگان، مسئولیت حساس ترسیم چهره زیبای فضایل اخلاقی و نیز تصویر زشتی رذایل اخلاقی را برای نشان دادن مرز بین ارزش ها و ضد ارزش ها، بر عهده داشته اند. یکی از آثار حماسی زبان فارسی که در اواخر سده پنجم سروده شده، بهمن نامه ، اثر حکیم ایرانشاه ابن ابوالخیر می باشد که به موضوع زندگی بهمن پسر اسفندیار و نبردهای او با خاندان رستم پرداخته است. حکیم ایرانشاه توانسته است، آموزه های دینی، اخلاقی، اجتماعی، آموزه های تدبیرمنزل و سیاست مدن را به گونه ای شیوا در سراسر این اثر بازتاب دهد؛ نوشتار حاضر جنبه های مختلف تدبیر منزل در منظومه بهمن نامه را بررسی کرده است. یافته ها نشانگر این است که ایرانشاه ابن ابوالخیر، علاوه بر آشنایی با آثار حکمی ایران باستان، آشنایی کامل به اعتقادات و معارف اسلامی داشته و آن را به طرز زیبا در این اثر، به رشته نظم کشیده است.
تحلیل روایی حکایت تمثیلی نابینا و مفلوج بر اساس نظریه ژپ لینت ولت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمثیل «نابینا و مفلوج»از جمله حکایت هایی است که در متون مختلف فارسی و عربی آمده است. از این آثار به قصص الانبیاء نیشابوری، کشف الاسرار میبدی، اسرارنامه عطار، سراج الملوک طرطوشی، نامه تنسربه گشنسب و اخلاق محتشمی از خواجه نصیرالدین طوسی می توان اشاره کرد. برخی حکایت های کهن قابلیت آن را دارند که از زاویه نگرش های مختلف نقد ادبی ، زبان شناختی، روایت پژوهی و... بررسی شوند؛ با مطالعه ساختار حکایات تمثیلی می توان به الگوهای روایی داستان ها و گفتمان حاکم بر آن ها پی برد. این پژوهش قصد دارد بر اساس دیدگاه ژپ لینت ولت به مطالعه موقعیت روایی و پیرنگ حکایت «نابینا و مفلوج» بپردازد و نشان دهد که الگوی طرح کدام روایت دارای ساختاری کامل است؟ مطالعه شش روایت بیانگر این است که روایت اخلاق محتشمی به سبب گسترش دادن پیرنگ داستان، افزودن شخصیت ها، توجه به گفت وگو و نقش آن در تعلیق داستان، از ساختار داستانی، انسجام روایی و پیرنگ استواری برخوردار است.
کارکردهای ملّی-میهنی با رویکرد حماسی در شعر رعدی آذرخشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در هر جامعه ای، نوعی آگاهی جمعی وجود دارد که آن را آگاهی ملّی گویند و در ادبیّات فارسی با عنوان «درون مایه ملّی– میهنی» مطرح می گردد. هدف این مقاله تبیین دیدگاه غلام علی رعدی آذرخشی نسبت به زبان، فرهنگ، تمدّن و ارزش های اجتماعی ایران و بررسی و تحلیل درون مایه های ملّی و میهنی و کارکرد ادب حماسی معاصر در سروده های رعدی و نیز ارزش یابی نقطه نظرهای این گوینده بزرگ ادب غنایی و حماسی معاصر است. نویسندگان در این جستار کوشیده اند با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از روش کتاب خانه ای، درون مایه هایی نظیر وطن دوستی، دشمن ستیزی و شخصیّت های ملّی و تاریخی را بررسی کنند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که رعدی به کارکردهای حماسی معاصر از جمله استعمارستیزی، توجّه به هویّت و زبان ملّی و حفظ استقلال و تمامیّت ارضی توجّه داشته است. نگرش او به مفهوم میهن و وطن دوستی تا حدّی متفاوت از نگاه دیگر شاعران است و گستردگی اندیشه شاعر در بزرگ داشت شخصیّت های تاریخی و ملّی از گذشته تا حال امتداد دارد.
بررسی نگاره های گذر سیاوش از آتش بر اساس نظریه بیش متنی ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب حماسی سال پانزدهم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲۷
191 - 218
حوزههای تخصصی:
طبق نظریه بیش متنیّت ژنت، شاهنامه یک پیش متن است و نگاره های شاهنامه که بر مبنای آن تولید شده و برای روایت متنیِ شاهنامه یک روایت تصویری خلق کرده است، بیش متن به شمار می آید. حال پرسش این است که بیش متن نگاره ها در چه مواردی مطابق با پیش متن شاهنامه بوده و در چه مواردی دچار تراگونی و تغییر شده است؟ برای پاسخ به این پرسش به خوانش تطبیقی و بینانشانه ای متن و تصویر می پردازیم. به این منظور روایت «گذر سیاوش از آتش» را که یکی از پربسامدترین مجالس در سنّت نگارگری ایرانی است، انتخاب می کنیم. به این ترتیب، پژوهش پیشِ رو به نقش روابط بینامتنی در تولید اثر توجه دارد و بر آن است تا با روی کرد بینامتنی چگونگی گشتار (انتقال) روایت متنی به روایت تصویری را بررسی و تبیین کند. پرسش های تحقیق به این شرح است: از نظرگاه روابط بینامتنی، نگاره گذر سیاوش از آتش چه میزان ارجاع های صریح به متن دارد؟ با توجّه به روابط بینامتنی، روایت تصویری تا چه حد دچار تغییر شده و تا چه حد یک سان و بدون تغییر باقی مانده است؟ روش پژوهش به این شرح است که نخست با بیان روایت متنی به تأویل و نمادشناسی عناصر اصلی می پردازیم و سپس با روی کرد تطبیقی روایت تصویری نگارگران را بررسی می کنیم. پس از آن نگاره ها را با روی کرد بیش متنیّت ژنت از دو منظر گشتار همان گونی و تراگونی تحلیل می کنیم. هدف تحقیق ارائه نمونه ای عملی برای تبیین کارکرد نظریه بیش متنیّت در پیکره مطالعاتی هنر ایرانی است.
تحلیل مفهوم آزادی و وطن پرستی در اشعار عارف قزوینی و ابوالقاسم لاهوتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال نهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۲
65 - 73
حوزههای تخصصی:
یکی از پر جاذبه ترین مضامین در ادبیات عصر مشروطه که ذهن و زبان گویندگان آن عصر را به خود مشغول کرده بود، مفهوم آزادی و وطن پرستی است. چیزی که تا پیش از آن شاعران این گونه بدان توجه نکرده بودند و اگر هم از آزادی و وطن پرستی سخن می گفتند هدفی غیر از مفاهیم و اهداف مورد نظر شاعران عهد معاصر مد نظرشان بوده است. در پژوهش حاضر که به تحلیل ماهیت و مفهوم آزادی و وطن پرستی در اشعار عارف قزوینی و ابوالقاسم لاهوتی می پردازیم، ابعاد پژوهش آن، عارف قزوینی و لاهوتی، حدود مسأله عباراتی از اشعار شعرای مذکور، هدف این پژوهش، استخراج و تبیین نمونه هایی از متن آن که متضمن مفاهیم آزادی و وطن پرستی است. می باشد، روش تحقیق، توصیفی تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای است. ابزار گردآوری اطلاعات، فیش تحقیقاتی و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات، تحلیل محتوایی می باشد، و از مهم ترین یافته ها و نتایج آن می توان به رهایی مردم و میهن از یوغ استعمارگران، نفی استبداد و استبدادگری، عشق به وطن، میهن پرستی، آزادی طبقه کارگر، رنجبر، برزگر و قشر فقیر از ظلم و ستم هایی که از طرف ارباب و حکام آن عصر بر آنها تحمیل می شد، اشاره کرد.
تحلیل شاخصه های غم غربت در اشعار نادر نادرپور(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال نهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۲
75 - 96
حوزههای تخصصی:
نوستالژی یا غم غربت اصطلاح علم روانشناسی است که وارد ادبیات شده است و به معنی رفتاری ناخودآگاه است که به صورت احساس غریزی و طبیعی در انسان ها بروز می کند. این رفتار تحت تأثیر عوامل فردی و اجتماعی مختلفی شکل می گیرد، مانند حبس و تبعید، یادآوری خاطرات کودکی و جوانی، حسرت بر گذشته پرشکوه، اندیشیدن به مرگ و رسیدن پیری. نادرپور یکی از شاعران برجسته مکتب رمانتیسم است که شاخصه های نوستالژی در اشعار او نمود دارد. شاخصه هایی چون وطن، کودکی، جوانی و پیری، خانواده، دوستان دیرینه، اسطوره، باستان گرایی، آرمان شهر، معشوق در شعر نادرپور حضور مؤثر دارند. روش این پژوهش، توصیفی و به صورت تحلیل محتواست. نتایج به دست آمده نشان می دهد که کوچ شاعر به دیار غربت، روحش را آزرده است و غم غربت، گریبان شاعر را رها نمی کند. همچنین نادرپور در چندین سروده خود از آینده ای ناخوشایند هراسناک است؛ لذا برای مردمانش رویایی آینده ای خوشایند را از خداوند آرزوی کند، همین رویا موجب شده که او زمین را شایسته «محبت کردن» نداند و معتقد باشد که باید سیاره دیگری که در آن ظلم و ستم نباشد، پیدا کرد. نادرپور همواره در جست وجوی نجات دهنده ای است که او را از آسمان ها به زمین بیاورد. دلتنگی برای دوستانش موجب شده تا در اشعار او از 57 تن از دوستان یاد شود که شاعر شعر خود را به آنان تقدیم کرده است یا به یاد آنان سروده است. بحث قابل ملاحظه دیگر اینکه بین نوستالژی و ساختار ذهنی و زبانی شاعر رابطه معناداری وجود دارد.
بررسی تصرفات مولانا در حکایت های غنایی مثنوی با سه رویکرد متفاوت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال نهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۳
25 - 42
حوزههای تخصصی:
تردیدی نیست که مولانا در سرایش مثنوی، وام دار متون عرفانی و حکمی پیش از خود است. با وجود این، پاسخ به این پرسش که چرا مثنوی معنوی یکی از شاهکارهای بی بدیل ادب پارسی است، پرسشی است که سالها ذهن پژوهشگران این حوزه را متوجه خود کرده است. نبوغ داستان پردازی مولانا نسبت به اخلاف خود، یکی از دلایل برتری این اثر است. شاید هیچ شاعری مانند مولانا به این حد در دقایق داستانی تصرّف نکرده است. او گاه داستانی را قبض می دهد و در نهایتِ ایجاز و اختصار، بیان می کند و گاه حکایتی را بسط می دهد و آن را در چند صد بیت بیان می کند. در این مقاله، نگارندگان با احصای داستان های گسترش پذیرنده در مقایسه با مآخذ آن، به تحلیل چهار داستان مثنوی پرداخته اند و میزان تصرّفات مولانا را در ساختار حکایت، با رویکرد ایجاز و اطناب مشخص کرده اند تا تفوّق حکایات بسیط مثنوی در مقایسه با مآخذ آن، آشکار گردد. نتیجه به دست آمده نشان می دهد که قبض و بسط (ایجاز و اطناب) کاملاً آگاهانه و با اهداف مشخصی بوده است. مولانا در داستان پردازی فکر کرده و اندیشیده داستان را می سراید.ساختار داستان ها دقیق است ، به طوری که هیچ عنصری از آن را نمی توان حذف کرد.و در نهایت همه حکایات اصلی و فرعی با پیوندی جدا نشدنی در رابطه با حکایات قبل و بعد از خود می آیند.
واکاوی تطبیقی جایگاه قناعت در مثنوی معنوی مولوی و بوستان سعدی با تأملی در دیدگاه مکتب معنادرمانی و ارائه الگویی از آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پرسش از معنای زندگی، از مهم ترین سؤالات انسان است. ویکتور فرانکل در مکتب خویش که «معنادرمانی» نامیده می شود، کوشیده است به این پرسش اساسی پاسخ دهد. وی بر آن است به فرد بیاموزد که معنای زندگی خویش را دریابد و از رخوت و خلأ وجودی بیرون آمده و سرچشمه های زلال زندگی را ادراک کند. فضایل اخلاقی یکی از سرچشمه های زلال زندگی و از ارکان اساسی سعادت بشر و مایه تعالی و تکامل مادی و معنوی است. بزرگان ادب فارسی، غالب شاهکارهای خود را با بهره گیری از فرهنگ اسلامی و آموزه های قرآنی خلق کرده و کوشیده اند تا مخاطب را به سمت فضایل اخلاقی در پرتو معنابخشی به زندگی رهنمون سازند. قناعت از جمله فضایل اخلاقی مهمی است که شاعران هرکدام به شیوه ای بدان اشاره کرده اند. مولوی و سعدی از جمله شاعرانی هستند که به گواهی آثارشان، نظرگاهی دینی و تربیتی دارند و از همین روی است که آشنایی با آیات و روایات و تسلط بر آموزه های دینی را در آثارشان قابل ستایش می بینم. سعدی در بوستان، فقط به توصیف افراد قناعت پیشه اکتفا نکرده است، بلکه ضمن ارائه بابی با عنوان قناعت، نمونه ای از حکایات و تمثیل را برای روشنگری خوانندگان و تأثیر کلام و بیان نصایح ذکر می کند. مولوی نیز در مثنوی معنوی، ضمن ستودن قناعت به مذمت حرص و طمع می پردازد و می کوشد تا با از بین بردن رذایل، زمینه کسب فضایل را برای مخاطب فراهم سازد. در این راستا، مکتب معنادرمانی به مؤلفه هایی چون رنج، جزء جدایی ناپذیر زندگی، محور کوشش و پاداش، وسعت نظر برای معنایابی، انسان ساز بودن و پاسخی به معنای زندگی و شناخت خداوند اشاره دارد. تطبیق مؤلفه های حاکم بر جایگاه قناعت در متون یادشده و مؤلفه های مستخرج از مکتب معنادرمانی، منتج به شکل گیری الگویی تربیتی گردید.
بررسی و تحلیل حل مسئله در کلیله و دمنه نصرالله منشی و مثنوی مولوی بر اساس نظریه جان دیویی (با تأکید بر داستان بوف و زاغ و شیر و نخجیران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کلیله و دمنه و مثنوی معنوی مولوی از تمثیل برای بیان آموزش های اخلاقی، تربیتی و... کمک گرفته اند. یکی از آموزش های تربیتی این دو کتاب، روش حل مسئله به شیوه ای خلاقانه است. حل مسئله عبارت است از تلاش ذهنی به منظور پیدا کردن روشی مناسب برای حل کردن مسئله. جان دیویی از جمله کسانی است که روشی منطقی برای حل مسئله ارائه کرده است. روش او پنج اصل بدین صورت دارد: 1. تشخیص مسئله، 2. تعریف و بازنمایی مسئله، 3. پیدا کردن راه مناسب، 4. عمل کردن روی راه حل های مناسب و پیش بینی نتایج، 5. نگاه به عقب و ارزشیابی نتایج فعالیت ها. در این پژوهش تلاش شده است که با روش توصیفی تحلیلی، حکایت «بوف و زاغ» از کتاب کلیله و دمنه و حکایت «شیر و نخجیران» از کتاب مثنوی معنوی مولوی، با تکیه بر روش حل مسئله دیویی مورد بررسی قرار گیرد. سؤال اساسی در این باره آن است که روش بیان، ویژگی ها و مراحل داستانی روش حل مسئله در این دو حکایت چگونه اند؟ نتیجه آن است که در هر دو کتاب با روش تمثیل حیوانی تلاش شده است روش حل مسئله بیان شود. شخصیت های دو داستان با خلاقیت و طبق مراحل حل مسئله دیویی پیش رفته و توانسته اند دشمنان را از بین ببرند. نگاه کلیله و دمنه به پیروزی، مادی گرایانه است درحالی که مولوی تفسیری عرفانی از پیروزی دارد.
جستاری در شیوه استفاده فردوسی از منابع بر اساس مقایسه داستان همای و دارا در شاهنامه، غررالسّیر و نهایه الارب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ماجرای آبستن شدن همای از پدرش بهمن در شاهنامه فردوسی بخش پایانی داستان پادشاهی بهمن اسفندیار است. بر اساس روایت فردوسی بهمن بر اساس تعالیم دین پهلوی (زرتشتی) همای را آبستن می کند و او را ولی عهد خود می سازد و دستور می دهد که فرزندی که از او زاییده می شود، پادشاه آینده باشد. ساسان، فرزند بهمن، که این رُخ داد را می بیند از شهر خارج می شود و به نیشابور می رود. در همان شهر ازدواج می کند و فرزندش را نیز ساسان نام می نهد. در نهایه الارب نیز روایتی مشابه همین آمده است. بر اساس روایت ثعالبی نیز بهمن، خمای را به زنی می ستاند و خمای از او آبستن می شود. پس از مرگ بهمن، خمای به پادشاهی می رسد. مقایسه روایت فردوسی از ای ن داستان با روایت ثعالبی و نویسنده نهایه الارب حاکی از آن است که روایت این سه متن خاست گاهی مشترک دارد. از سوی دیگر تفاوت موجود در روایت شاهنامه و دو متن دیگر به شیوه روایت گری فردوسی و نحوه استفاده او از منابعش بازمی گردد. بر این اساس، شیوه استفاده فردوسی از منابعش التقاطی است. فردوسی با تلفیق دو روایت، داستان را به شیوه ای روایت می کند که داستانی تر و نمایشی تر باشد. در واقع فردوسی هر پی رفت را از یک منبع برمی گیرد و برای استحکام پی رفت ها، روی دادهایی را به داستان می افزاید.
بررسی ویژگی های ساختاری و محتوایی در نامه های آزادگان جنگ تحمیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادب پایداری و مقاومت یکی از گونه های سرآمد، پذیرفته شده و مقدّس در تمامی کشور هاست. در این میان، ادبیات اسارت که از زیر شاخه های مهم ادب جنگ است، در ادبیات سایر ملل، جایگاه درخشانی دارد. پس از انقلاب اسلامی، این گونه ادبی در ایران مورد توجه شاعران و نویسندگان قرار گرفت و آثار متعددی در این زمینه خلق و آفریده شد. یکی از وجوه اصلی ادبیات اسارت که تاکنون از دید پژوهشگران مغفول مانده، توجه به شیوه نامه نگاری اسیران جنگ تحمیلی است. این گونه از ادب اسارت، علاوه بر اهمّیت محتوایی از نظر ساختار، سبک و زبان نیز حائز توجه است. در این مقاله، پس از بررسی نزدیک به شش هزار نامه از آزادگان، ویژگی های ساختاری و معنایی آنها به روش تحلیل محتوایی، طبقه بندی و تحلیل می شود. این نوع نامه ها در تقسیم بندی هایی با عناوین سرلوحه دار، بی سرلوحه، الگویی (کلیشه ای) و منحصر به فرد جای گرفته است. در یک نگاه کلّی باید گفت که در ادب فارسی، نامه های اسیران، ادامه دهنده سنّت ترسّلات اخوانی در ادبیات است؛ با وجود این، چنین نامه هایی از نظر ساختار، زبان، محتوا و نوع کارکرد، تمایزاتی با دیگر نامه های اخوانی دارد.
اخلاق زیستن از نگاه ناصرخسرو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال یازدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۴۱
27 - 58
حوزههای تخصصی:
زندگی دارای دو پهنه شادی و غم/آسودگی و رنج است. اما همواره روی ناخوش زندگی برجسته تر است. آدمی در رویارویی با چنین موقعیت هایی دو انتخاب دارد: یکی از زندگی دست کشیدن (انتحار) و دیگری زیستن. البته زیستن زندگی به هر روشی، ناسودمند است. زیستنِ زندگی با اتکا به نظامی که با معناداری زندگی در پیوند باشد، اخلاق زیستن نام خواهد یافت. این پژوهش به تبیین مقوله اخلاق زیستن بر اساس قصاید ناصرخسرو پرداخته است. درنگ در هستی همچنین تأمل در خویشتن، بن مایه اخلاق زیستن است. آدمی با درنگ در هستی، از خصلت های آن (ناپایداری، رنج آوری، به کام نابودگی) آگاهی می یابد. این منظر، ارزش زندگی را آشکار می سازد و آدمی درمی یابد که ارزش درآمیختگی با هستی به چه میزان است؟ در نتیجه، ناملایمات زندگی را بدون کمترین تکانه روانی پشت سر خواهد گذاشت. درنگ در خویشتن نیز انسان را با کارکرد خویش در هستی (دریافتِ لحظه های زندگی، تلاش و کوشش، خواستن به قدر ضرورت و کفایت، زیستِ اینجایی اندیشه آنجایی و تعامل/پیوند با دیگران) آشنا می سازد. این منظر، آدمی را به دست یافتن به زندگیِ کیفی رهنمون خواهد ساخت. زندگی با اتکا به اخلاق زیستن، به پوچی و بی معنایی گرفتار نخواهد شد. روش تحقیق، توصیفی و تحلیل محتواست و تاکنون اثری با این رویکرد در خصوص ناصرخسرو نوشته نشده است.
فلسفه و آموزه های شاد زیستن در اندیشه نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال یازدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۴۱
59 - 86
حوزههای تخصصی:
شادی از مهم ترین حالات روحی و روانی انسان است که با توجه به اهمیتش در زندگی فردی و اجتماعی، از دیرباز مورد توجه اندیشمندان مختلف، از جمله شاعران بوده است. هدف این پژوهش نیز بررسی جایگاه شادی در زندگی، چرایی شاد زیستن، انواع شادی و راه های رسیدن به آن، در شعر نظامی است. از نظر نظامی، با توجه به زندگی پر از رنج و سختی و جهان ناپایدار، شاد زیستن برای ادامه زندگی امری اجتناب ناپذیر است. وی شادی ای را که ریشه در معنویت دارد و نتیجه فضایل اخلاقی است، به عنوان یکی از اهداف مهم در زندگی مطرح کرده است. به باور وی، شادی به دو دسته مطلوب و نامطلوب تقسیم می شود و در نتیجه عوامل مختلف ذهنی و عینی به دست می آید؛ اینکه انسان بر اساس فضایل اخلاقی عمل کند، دل بسته ثروت نباشد، دوستی و روابط اجتماعی مناسب با دیگران داشته باشد؛ حاکمان و عاملان، عدالت پیشه و به فقیران کمک کنند. همچنین داشتن خانواده سالم و طبیعت زیبا می تواند در انسان احساس شادی را برانگیزاند. نظامی مرگ را پایان زندگی نمی داند و از آنجا که به اعتقاد او، این پدیده سبب وصال به معشوق ازلی می شود، آن را عاملی برای شادمانی می داند.
بررسی مؤلفه های روان شناسی شفقت گیلبرت در کتاب بوستان سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال یازدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۴۱
181 - 204
حوزههای تخصصی:
طرح مباحث میان رشته ای و نوشتن مقالات علمی درباره آن ها، از علایق پژوهشگران در سال های اخیر بوده است. یکی از این مباحث، انعکاس علم روان شناسی در آثار ادبی و انطباق آن با تئوری های نوین روان شناسی است. در این مقاله، مؤلفه های روان شناسی شفقت گیلبرت با توجه به بوستان بررسی شده و با علم امروزی روان شناسی تطبیق داده شده اند. یکی از مفاهیم اخلاقی و انسانی که در متون ادبی ما و همچنین در علم روان شناسی بدان پرداخته شده، شفقت است. این مقاله به شیوه توصیفی تحلیلی به موضوع شفقت در بوستان سعدی بر اساس مؤلفه های روان شناسی گیلبرت پرداخته است. باوجود هم پوشانی این واژه با واژه هایی مانند مهربانی، دل سوزی، همدردی، همدلی، ترحم و ترس در ادبیات فارسی، مفهوم روان شناختی آن با معنای واژه های یادشده متفاوت است. در ترجمه کتاب ها و نظریه های گیلبرت و نف، شفقت حاوی ویژگی های دوازده گانه ای است که بر اساس آن «انسان مشفق» تعریف می شود. با مقایسه و بررسی مؤلفه های روان شناسی شفقت گیلبرت با بوستان سعدی این نتایج حاصل می شود که مفاهیم انسانی مطرح شده توسط سعدی، صدها سال قبل از شکل گیری این مفاهیم در روان شناسی وجود داشته و مورد بحث قرار گرفته است. این مسئله حاکی از غنای فرهنگی و ادبی اندیشمندان پارسی زبان است که متأسفانه در جامعه ما مورد غفلت قرار گرفته و در عوض علوم امروزه غربی و پیشرفته روان شناسی مؤید این نظریات است.