فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۴۱ تا ۱٬۴۶۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به دنبال بررسی فرضیه شفاف سازی و بررسی پدیده شفاف سازی در بافتی متناظر یک سویه فارسی- انگلیسی است. برای انجام این کار، ده حکایت که به صورت تصادفی از گلستان سعدی انتخاب شدند به همراه سه ترجمه انگلیسی آنها، توسط رهاتسک (2004)، ایستویک (1979)، و راس (1890)، مورد مطالعه قرار گرفتند. در همین راستا، محقق با مطالعه جمله به جمله این حکایتها و ترجمه های آنها به بررسی جنبه های پدیده شفاف سازی پرداخت و با استفاده از تقسیم بندی کلودی (2004) موارد شفاف سازی به کار گرفته را از ترجمه ها استخراج کرد. یافته های تحقیق، فرضیه شفاف سازی را تایید کرد و نشان داد که مترجمان از تمام انواع شفاف سازی اجباری، اختیاری، کاربرد شناختی، و ترجمه- ذاتی استفاده کرده اند. از این میان شفاف سازی اجباری نسبت به دیگر موارد بسامد بالاتری داشت.
نقشِ تخطّی از اصول گرایس در ایجاد نسل جدید لطیفه های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی زبان شناختی طنز از دیرباز مورد توجه بوده و از زمان طرح نظریة معناشناختی تولید طنزِ راسکین (1985) انسجام روش شناختی بیشتری یافته است. در کنار عواملی مانند عدم تجانس، ابهام و اغراق، نقض اصل همیاری مکالمه ای گرایس (1975) و اصول چهارگانة آن یکی از مهم ترین عواملی است که به ایجاد موقعیت طنز می انجامد. تأثیر نقض اصولی مانند اصل ارتباط و کیفیت بر ایجاد لطیفه و موقعیت طنز بارها از رویکردهای مختلف مطالعه شده است.
هدف این پژوهش، بررسی نقض اصول همیاری مکالمه ای گرایس و نقش آن در تولید لطیفه های موسوم به «پَ نه پَ» است که به تازگی در فضای اینترنت و پس از آن در گفت وگوهای روزمرة گویشوران بسیار رواج پیدا کرده است. در این پژوهش، سازکار تولید این گونه لطیفه ها در قالب روند نمایی سه مرحله ای نمایش داده می شود. پرسش اصلی پژوهش این است که نقض اصول گرایس چگونه به خلق موقعیت طنز می انجامد و سازکار زبانی تولید این گونه از لطیفه ها چگونه است. چارچوب نظری پژوهش، اصل همیاری گرایس است و داده ها به صورت تصادفی از میان لطیفه های منتشر شده در فضای مجازی انتخاب شده اند. این نسل جدید از لطیفه های ایرانی از آنجا که ضعف های ارتباطی و اجتماعی جامعه را دست مایة طنز قرار می دهند، میتوانند موضوع پژوهشهای بیشتری به لحاظ زبان شناسی و جامعه شناسی باشند؛ زیرا علاوه بر ویژگی های زبانی درخور توجه آن ها، عدم تمرکز این دسته از طنزها بر لهجه&"">تحلیل گفتمان؛ جامعه شناسی زبان؛ کاربرد شناسی زبان
جانشینی شکل زمان گذشته افعال به وسیلة اشکال دیگر(زمان افعال) در زبان روسی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارشناس ارشد آموزش زبان روسی‘ دانشکده زبان های خارجی دانشگاه تهران شکل زمان گذشته افعال یکی از اشکال زمانی افعال می باشد که در تقابل با زمان های آینده وحال معنا پیدا می کند. مقوله زمان فعل نشان دهنده آن است که چطور شخص گوینده رابطه زمانی گفتار را نسبت به لحظه بیان گفتار تعیین می نماید. به عنوان مثال آنچه که تا قبل لحظه گفتار روی داده است در دستور زبان به زمان گذشته نسبت داده می شود و آنچه که پس از زمان گفتار روی خواهد داد از لحاظ دستوری به زمان آینده ونیز آنچه که در همان لحظه گفتار روی می دهد به زمان حال نسبت داده می شود. اما علاوه بر آنچه ذکر گردید اشکال زمانی افعال می توانند در زنجیره گفتار و یا در داخل متن به جای یکدیگر به کار روند اگر چه که هر یک از این زمان ها از لحاظ دستوری در هر زبانی دارای موارد کاربردی مختص به خود می باشند. بدین صورت که شرایط و ویژگی های یک متن و یاخصوصیات یک کلام گفتاری سبب می گردند که هر یک ا ز اشکال زمانی علاوه بر کاربرد اصلی و مشخصی که در دستور زبان دارند‘ کاربردهای اضافی ومجازی نیز پیدا کنند. به عنوان مثال فرم های مختلف افعال می توانند در معنای زمان گذشته به کار روند. بدین صورت که زمان حال و یا زمان آینده در زبان روسی به جای زمان گذشته و درهمان معنا به کار می روند. عکس این قضیه نیز در کاربرد فعل زمان گذشته به جای زمان حال و یا آینده صدق می کند. در این مقاله قابلیت جایگزینی شکل زمان گذشته با دیگر اشکال زمانی افعال ونیز امکان کاربرد زمان های دیگر در معنای زمان گذشته در داخل متن جمله و یا زنجیره گفتار بررسی می گردد
تحلیل مثال های مربوط به پیشه ها و تاثیر آنها بر گفتار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" گوناگونی پیشه ها در هر جامعه ای، منطبق با نیازها و شرایط آن جامعه است. ابزار، اصطلاحات و محیط کار این پیشه ها نیز با یکدیگر متفاوت است. وجود پیشه های مختلف در هر جامعه ای، این سوال را پیش می آورد که آیا مشاغل و موقعیت اجتماعی افراد بر گفتار آنان تاثیر داردیا خیر و آیا از طریق بررسی مثل های مرتبط با فعالیت این پیشه ها، می توان این پیشه ها را مورد نقد و بررسی قرار داد یا خیر? در این مقاله، کوشش شده تاثیر پیشه های روستایی و شهری بر مثل ها به عنوان بخش از زبان و فرهنگ عامه مورد بررسی قرار گیرد...
"
تجلیات زبان فرهنگ و محیط مازندران در اشعار نیما(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر بر آن است تا تاثیرات محیطی از قبیل زبان ، فرهنگ و شرایط جغرافیایی مازندران را در اشعار نیما توصیف و بررسی نماید . زبان شناسان اجتماعی معتقدند هر زبان تا حد زیادی منعکس کننده واقعیات و خصوصیات بیرونی پیرامون خود می باشد .
گزارشی از پازند
بررسی زبان شناختی به گویی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهگویی ابزار گفتمانی قدرتمندی است که برای تقویت و افزایش نزاکت اجتماعی و حفظ خود انگارة اجتماعی طرفین گفت و گو به کار می رود و سازگاری روابط بینفردی را آسان میکند. بیشتر واژههای بهگویانه در زبان فارسی در حوزة مسائل مربوط به مرگ، مسائل جنسی، مواد زاید بدن، تبلیغات، ناتواناییهای جسمی، اعضای بدن، بیماریهای روانی، مواد مخدر، ناسزاها و تجارت به کار میروند.
هدف پژوهش حاضر بررسی شیوههای ساخت بهگوییها و طبقهبندی آن ها در زبان فارسی است. در این مقاله می کوشیم به این پرسش پاسخ دهیم که بهگوییها در زبان فارسی از چه ابزار و سازوکارهای زبانی و شناختی بهره می برند؟ با توجه به تحلیلهای صورت گرفته در این مقاله، در زبان فارسی، سه شیوة اصلی تغییر واجی، وام گیری واژگانی و ساختهای معنایی در جهت ساخت به گویی ها به کار میروند. در این پژوهش نشان می دهیم که ابزارهای زبانی به کار رفته در ساخت به گوییها در زبان فارسی عبارت اند از تکرار شوندگی، حذف، وامگیری واژگانی، استلزام معنایی، استعاره، مجاز، تضاد معنایی، کمگفت، مبالغه، اطناب، رَدّ خُلف، واژههای مبهم، گسترش معنایی و عبارات اشارهای.
تحلیل وجه القایی زبان تصویری تبلیغات از دیدگاه کنشی و تنشی بر اساس رویکرد نشانه- معناشناختی (بررسی موردی: گفتمان تبلیغاتی داخلی و خارجی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهم ترین هدف گفتمان تبلیغاتی اعتمادسازی در هر بیننده یا خواننده جهت تشویق وی به خرید کالاست. این گفتمان، حاوی کارکردهای القایی مختلفی از جمله کارکردهای القایی کنشی و تنشی است. در کارکرد القایی کنشی، یک کنش منشأ القا می شود، در حالی که در کارکرد القایی تنشی نتیجه کنش، منشأ القاست. بنابراین، می توان ادعا کرد کارکردهای القایی تنشی در ادامه یک القای کنشی شکل می گیرند. از سوی دیگر، تبلیغات القایی کنشی و تنشی داخلی و خارجی شباهت هایی با یکدیگر دارند که به پیشینه ذهنی و دیدگاه فرهنگی سازندگان آنها مرتبط می شود. این مقاله بر آن است با مقایسه ابعاد مختلف کارکردهای کنشی و تنشی در تبلیغات داخلی و خارجی، از وجود ارتباط میان این دو کارکرد اطمینان یابد. بنابراین، هدف اصلی، تحلیل وجه القایی کنشی و تنشی نظام گفتمانی تبلیغات جهت مشخص نمودن رابطه بین این دو کارکرد زبانی در گفتمان مورد نظر است. بر این اساس، در تحقیق حاضر نمونه هایی از گونه های تبلیغاتی مربوط به بیلبوردها، مجلات و رسانه ها از سایت های اینترنتی استخراج و بر اساس کارکردهای گفتمانی کنشی و تنشی مطالعه شده اند.
A Critical Study of Selected Political Elites'''' Discourse in English(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
بررسی مفهوم ذهنیت در افعال وجهی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق مطالعه مفهوم ذهنیت در دو فعل وجهی «باید» و «توانستن» در زبان فارسی و همچنین بررسی مفهوم گوینده محوری در مقابل محتوا محوری در این حوزه می باشد. در مقاله حاضر ضمن ارائه شواهدی از گویشوران بومی زبان فارسی مفهوم ذهنی بودن دو فعل وجهی «باید» و «توانستن»، پدیده تعدد معنا با توجه به جنبه های معناشناختی و کاربردشناختی این افعال و همچنین دلیل همگرایی صوری معانی الزامی، پویایی و معرفتی در این دو فعل وجهی را مورد مطالعه قرار داده ایم. نتیجه این مطالعه حاکی از این است که مرز بین عینیت و ذهنیت در افعال وجهی کاملاً مشخص نیست و این دو از یکدیگر تفکیک ناپذیرند. به علاوه، درک جامع و کامل مفهوم عبارات وجهی محصول یکپارچگی عناصر بافتی و دانش دایره المعارفی ما از جهان پیرامون می باشد و نهایتاً اینکه اشتقاق معنای معرفتی از معنای الزامی تنها با معیارهای معناشناختی مبتنی بر شرایط صدق امکان پذیر نیست بلکه جنبه های کاربرد شناختی نظیر تضمن گفتگویی نیز در این فرایند نقش دارند.
حالت و حالت نمایی در وفسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی انواع حالت های دستوری در وفسی، از زبان های ایرانی شمال غربی، و بررسی شیوه های حالت نمایی آن هاست. در این باره، چهارده حالت دستوری در وفسی قابل شناسایی است که از طریق راهبرد های گوناگون زبانی به شرح زیر نشان گذاری می شوند: 1. استفاده از تک واژ به صورت پسوند؛ 2. استفاده از حروف اضافه؛ 3. استفاده از واژه بست ها (حروف اضافة وابسته از لحاظ آوایی)؛ 4. استفاده از ترتیب واژگانی؛ و 5. استفاده از ویژگی های زبرزنجیری. نتایج تحقیق، که در طی جدول هایی در مقاله آورده شده است، نشان می دهد که حالت های «کنایی»، «مفعولی»، «مفعولی حرف اضافه»، «به واسطه»، و «ملکی»، در گویش، با استفاده از تک واژ های تلفیقیِ حالت غیر مستقیم؛ همچنین حالت «به واسطه» (علاوه بر راهبرد پیشین) در ساخت های خاص، با استفاده از واژه بست؛ حالت های «ازی»، «بایی»، «برایی»، «ابزاری»، «مکانی»، و «حرکتی» از طریق حروف اضافه؛ و حالت های «فاعلی» و «مطلق» از طریق ترتیب واژگانی و نوع ساختار جمله حالت نمایی می گردند. علاوه بر آن، در نمایاندن حالت «ندایی» در وفسی، از ویژگی زبرزنجیریِ آهنگ خیزان بهره برده می شود.
رویکرد فرازبان معنایی طبیعی: فرض ها، مفاهیم و اهداف
حوزههای تخصصی:
رویکرد فرازبان معنایی طبیعی، رویکردی تجزیه پذیر در معنی شناسی واژگانی برای تحلیل معنا است که از سوی آنا ویرزبیکا مطرح شد و تاکنون در مورد بیش از 30 زبان در سراسر جهان به کار رفته است. کلیف گودارد در کنار وی بیشترین سهم را در معرفی آن داشته است. ادعا این است که هسته کوچکی از معانی جهانی و اساسی به نام نخستی های معنایی وجود دارد که از راه واژه ها یا دیگر عبارات زبانی در همه زبان ها قابل بیان است و می تواند به عنوان ابزاری برای تحلیل معانی واژه های پیچیده زبان ویژه و فرهنگ ویژه به کار رود. در این رویکرد از واژگان (نخستی های معنایی) و قواعد نحوی خاصی (دستور زبان ترکیبی) برای تحلیل معنا استفاده می شود. هدف از نگارش این مقاله، معرفی این رویکرد است تا از این طریق زمینه آشنایی خوانندگان و به تبع آن پژوهش در این چارچوب در مورد زبان ها و گویش های ایرانی فراهم شود. در ادامه، به تحلیل معنایی چند واژه در زبان هورامی در چارچوب این رویکرد پرداخته شده است و نشان داده شده است که این رویکرد از توان بالایی در توصیف و تبیین ظرافت های معنایی و بار فرهنگی واژگان در زبان های مختلف برخوردار است.
نقش پیکره های بزرگ یک زبانه در بهبود کیفیت ترجمه ماشینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باهم آیی ها، یعنی ترکیبات بازرخدادی واژه ها که احتمال هم رخدادی آنها بیش از آن چیزی است که تصادفا رخ می دهد در زبان های طبیعی به کرات مشاهده می شوند. از آنجایی که واژه نامه های دوزبانه قادر به ارایه معادل های واژگانی مناسبی برای اغلب این باهم آیی ها نیستند، اکثر قریب به اتفاق سیستم های ترجمه ماشینی در مواجهه با این گونه ترکیبات، اجرای دقیقی نداشته و در نتیجه کیفیت برونداد آنها تا حد قابل ملاحظه ای کاهش می یابد. در سال های اخیر پیکره های یک زبانه در حل مسایل مختلف زبان شناسی، شامل پردازش زبان طبیعی، ترجمه ماشینی آماری، آموزش زبان و سایر حوزه های مرتبط نقش مهمی ایفا نموده اند. مطالعه حاضر فرایند ساخت و استفاده از یک پیکره بزرگ یک زبانه فارسی را مورد بررسی قرار می دهد. این پیکره این امکان را به ما می دهد تا مشکل ابهام باهم آیی های انگلیسی را در حین ترجمه آنها به زبان فارسی توسط یک سیستم ترجمه ماشینی رفع نماییم. با استفاده از چنین پیکره ای به عنوان پیکره زبان مقصد و نیز یک واژه نامه دوزبانه انگلیسی-فارسی، کارآیی این پیکره در یافتن مناسب ترین معادل فارسی برای باهم آیی های انگلیسی، به منظور ارتقای کیفیت سیستم ترجمه ماشینی، مورد ارزیابی قرار می گیرد. نتایج آزمایشی که در این راستا بر روی یک پیکره آزمون صورت گرفت بسیار امیدبخش بوده و صحت آن به 90.83% رسیده است.
بررسی دو ساخت نحوی در زند اوستا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله دو نمونه از ساخت های نحوی زند اوستا بررسی شده است. نخست ساخت نحوی ایکه صفت مفعولی آینده مختوم به -iia- از اوستا به آن ترجمه شده و ظاهراً در آثار فارسی میانه زردشتی باقی نمانده و دربردارنده همان مفهوم صفت مفعولی آینده در اوستا است؛ سپس ساخت نحوی ای بررسی می گردد که افعال ساخته شده بر ماده تشدیدی بدان ترجمه می شوند و به آثار فارسی میانه زردشتی راه یافته است. مفهوم این ساخت نحوی مطابق با مفهوم مفعول مطلق تأکیدی در زبان عربی است.
ساختار زمان در رمان چشم هایش از منظر معنی شناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چگونه زمانِ گریزان، ناملموس و پنهان را در روایت داستانی تجربه می کنیم؟ در این مقاله، از منظر معنی شناسی شناختی، شیوه مفهوم سازی زمان در قلمروی زبان شناسایی می گردد و پس از بازتعریف روایت از نگاه متمایز شناختی و آگاهی از نقش زمان در روایت داستانی، سازوکار عنصر زمان در رمان چشم هایش از بزرگ علوی مورد مطالعه قرار می گیرد. در بین جنبه های گوناگون زمان در روایت، در این اثر، ساختار زمان براساس رویدادهای داستان و نحوه پیوندخوردن این رویدادها در زنجیره زمان مورد توجه است. با اتکا به نظریه فضاهای ذهنی و گونه متأخر آن یعنی آمیختگی مفهومی به بررسی این دو مسأله در رمان یادشده می پردازیم. نتیجه به دست آمده از اعمال این دو نظریه معناشناختی بر روایت داستانی این است که فضاهای روایی در یک مسیر زمانی براساس سه عنصر زاویه دید، کانون و رویداد ساختارمی یابند و هر یک از این فضاها بر پایه اجزای درونی خود و با توجه به الگویی مفهومی به یکدیگر پیوند می خورند و زنجیره رویدادهای داستان را شکل می دهند. بدین سان، این مقاله درصدد تبیین نحوه ساخت و پیدایش معنا، در سطح گفتمان است.
نگاه تطبیقی به زبان های کره یی و فارسی
حوزههای تخصصی:
در طول اقامتم در کره ی جنوبی، سال های 1373-1375، که به آموزش زبان فارسی در دانشگاه مطالعات خارجی هنکوک، سئول، اشتغال داشتم فرصت ارزنده یی یافتم که با این سرزمین، مردم پرتلاش و مهربان آن، آداب و رسوم زییبا و پیشرفت های شگفت انگیزشان در دو یا سه دهه ی اخیر آشنا شوم.
این مقاله حاصل آن آشنایی و مقایسه ی مختصر زبان کره یی، با زبان فارسی، در چند مورد محدود است.شاید گوینده ی هر زبان هند و اروپایی کنجکاو باشد که، هر چند به صورت کلی و مختصر، بین زبان خود و یک زبان ناآشنای غیر هند و اروپایی مقایسه یی انجام دهد.در مقایسه ی حاضر به این نتیجه رسیدم که روابط بین کره یی و فارسی، گرچه به دو خانواده ی کاملا جدا تعلق دارند، تنها بر اساس اختلافات نیست بلکه شباهت های زیادی نیز در آنها یافت می شود.
بخش اول مقاله به آموزش زبان فارسی در دانشگاه مطالعات خارجی هنکوک، سرزمین کره ی جنوبی و زندگی و فرهنگ مردم آن کشور مربوط می شود. در بخش بعدی، نظریات مربوط به منشأ زبان کره یی مورد بحث قرار گرفته است با این نتیجه که کره یی حاصل پیوند آلتایی با عناصر زبانی از جنوب شبه جزیره ی کره می باشد.
کتیبه ی شاهپور سکانشاه در تخت جمشید
حوزههای تخصصی:
قدر و منزلت زبان
منبع:
مهرسال سوم ۱۳۱۴ شماره ۲
حوزههای تخصصی: