فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۰۱ تا ۲٬۶۲۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
Natural Phonological Processes in Sistani Persian of Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This article provides an overview of natural phonological processes in the dialect of Sistani Persian spoken in Iranian Sistan, and reviews theoretical implications of these processes. A representative selection of processes in the language is examined in reference to conditioning by surrounding segments and conditioning in reference to syllable structure. While assimilation and dissimilation are tied to segmental context, deletion, epenthesis and metathesis are considered in light of syllable structure requirements. Synchronically, natural processes include those that are of an allophonic nature as well as those which involve morphophonological alternation. The description of these phenomena is corroborated by a discussion of the application of natural processes in diachronic changes. The authors show that, in some cases, the Sonority Sequencing Principle (SSP) is violated in Sistani Persian. This phenomenon is attributed not to language-internal factors, but rather to the generalization of marked structures as a result of interference from Standard Persian.
بررسی ساخت بند زبان فارسی بر اساس دستور نقش و ارجاع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پسوندهای «- زار» «- کده» و «-ِ ستان» فارسی در چارچوب ساخت واژه ساختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جستار پیش رو در پی آن است که الگوهای واژه سازی سه پسوند اشتقاقی «- کده»، «-ِ ستان» و «- زار» فارسی را از دیدگاهی ساخت بنیاد واکاوی کرده و سویه های گوناگون ساختاری و معنایی آن ها را بررسی کند. پژوهش در چارچوب نظریه ساخت واژه ساختی (بوی، 2010 و 2018) انجام گرفته تا الگوهای واژه سازی سه پسوند پیش گفته را بر پایه مفهوم «ساخت» و «طرح واره های ساختی» تحلیل نموده و چندمعنایی آن ها را به کمک مفهوم «زیرطرح واره های ساختی» تبیین نماید. داده های پژوهش برگرفته از پیکره ساخت واژی خود نگارندگان (با بیش از دوازده هزار واژه مشتق و مرکّب فارسی)، فرهنگ املایی خطّ فارسی (صادقی و زندی مقدم، 1391) و فرهنگ فارسی زانسو (کشانی، 1372) بوده که درمجموع (187) واژه مشتق ساخته شده با سه پسوند پیش گفته را دربر می گیرد. یافته های پژوهش نشان می دهد که برای تبیین چندمعنایی الگوهای واژه سازی این پسوندها، پذیرش ایده «واژگان پایگانی» و بهره گیری از مفهوم زیرطرح واره های ساختی لازم است تا بتوان هر معنای متمایز مربوط به الگوی اشتقاقی را در قالب یک زیرطرح واره مجزّا نشان داد. خود زیرطرح واره ها در سطوح گوناگونی از انتزاع قرار دارند و در نهایت، همگی در زیر یک طرح واره بسیار انتزاعی و کلّی مرتبه بالاتر قرار می گیرند؛ این پدیده را چندمعنایی ساختی می نامند، یعنی گونه ای از چندمعنایی که نه در سطح واژه های عینی، بلکه در سطح طرح واره های ساختی انتزاعی تبیین می شود.
بررسی فرایند رشد درک استعاره ی بدن مند درکودکان2 تا5 ساله ی فارسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام مفهومی ما که بر اساس آن فکر و عمل می کنیم، ماهیتی اساساً مبتنی بر استعاره دارد. کودک نیز از آغاز زبان آموزی با این تعامل شناختی روبه رو است. بر همین اساس بر پایة دانش اندک خود از محیط و واژگان، از نظام استعاری بزرگ سالان نیز بهره می برد. کودک امروز دارای دانش شناختی متفاوتی از کودک زمان پیاژه و حتی پس از آن است. وسایل ارتباط جمعی، اسباب بازی های مدرن مانند ایکس باکس و تبلت، کتاب های مصوّر و انواع پازل ها همگی دنیای شناختی کودک را متحول ساخته است. به همین منظور، بازبینی زمان درک استعاری کودک، موضوع قابل توجهی است که پژوهش حاضر به آن پرداخته است. در این پژوهش میدانی، 60 کودک دختر و پسر 2 - 5 ساله در شرایط آزمونی قرار گرفتند. برای انجام پژوهش حاضر، آزمون خودساخته ای بر مبنای گردآوری عبارات استعاری کودک فارسی زبان و پژوهش میدانی بیالکا- پیکال (2003) صورت گرفت. یافته های پژوهش، حاوی زمان درک عبارات استعاری بدن مند و علاوه بر آن، میزان درک کودک با توجه به متغیر سن می باشد. نتایج پژوهش حاضر با نتایج بررسی بیالکا- پیکال (2003) همسو بوده است؛ با این تفاوت که پژوهش بیالکا- پیکال کودکان را از سه سال و سه ماهگی مورد بررسی قرار داده و پژوهش حاضر، کودکان فارسی زبان را از سن دوسالگی دارای درک عبارات استعاری بدن مند می داند. در این بررسی مشخص گردید که میزان درک با توجه به متغیر سن و علایق شناختی کودک رو به افزایش است.
نامه ای درباره فرهنگ معاصر عربی-فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی فرایند واژه سازی در زاد المسافر ناصرخسرو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در میان آثار نثر ناصرخسرو، زاد المسافر1 از نظر موضوع و شیوه نگارش، از ارزش ویژه ای برخوردار است. ناصر خسرو در این کتاب که آن را بعد از سفرنامه نوشته است، برای تبیین مباحث فلسفی و پاسخ گویی به حکیمان ایران و فیلسوفان یونان، برای اصطلاحات فلسفی، برابرهای زیبا قرار می دهد. از این نظر، بعد از کتاب های ترجمه شده از عربی مانند ترجمه تفسیر طبری و تاریخ بلعمی که به ضرورت ترجمه در آن ها معادل سازی صورت گرفته است ، این کتاب در کنار کتاب هایی چون التفهیم و دانشنامه علایی جزو اولین آثار غیر ترجمه ای محسوب می شود که به ضرورت موضوع به واژه سازی می پردازد. این جستار به الگوهای واژه سازی درون متنی در این کتاب و تنوع آن می پردازد که به سبب آشنایی ناصرخسرو با ویژگی ها و امکانات زبان بوده است و شباهت آرای وی با نظریه های زبان شناسی جدید در باب زبان، گفتار و نوشتار، موید آن است؛ به عبارت دیگر، جستار حاضر بر پایه آموزه های زبان شناختی، به بررسی فرایند واژه سازی در متن ادبی- فلسفی زاد المسافر می پردازد.
A Genre Analysis of Persian Research Article Abstracts: Communicative Moves and Author Identity(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Most studies within the area of genre analysis, particularly those conducted in Iran, have exclusively used text analysis. While such investigations have led to important understandings of generic features of texts, it can be argued that incorporating interview data for triangulation can lead to better understanding of generic features of texts. Along this line, this paper reports the results of a qualitative study of Persian RA abstracts written by native speakers of Persian. Taking a macro and a micro structure framework, this article will look into the ‘moves’ and ‘author identity’ in such RA abstracts. Two patterns are often associated with English academic prose: Introduction-Methods-Results-Discussion and CARS (Create-a-research-space) (Lores, 2004). This, however, did not seem to be the case in most RA abstracts under study. The other feature of Persian RA abstracts to be explored is the absence of first person pronoun. One preliminary hypothesis would be to attribute this to a carry-over of positivistic traditions (Hyland, 2001), though qualitative interviews pointed to a close link between lack of reference to self and modesty as a cultural norm among the participants under study.
اعتصاب واژه ها
به سوی چارچوب سیاست زبانی ملی
حوزههای تخصصی:
زبان فارسی تنها زبان رسمی کشور ماست و در کنار آن چندین زبان و گویش دیگر نیز وجود دارد که هر یک دارای تعدادی گویشور در نقاط گوناگون کشور است. زبان انگلیسی به عنوان زبان جهانی و زبان عربی به عنوان زبان مذهبی نیز در برنامه های آموزش زبانی ما جایگاهی دارند. برنامه ریزی در خصوص کاربرد و آموزش هریک از این زبان ها درحوزة برنامه های سیاسی دولت قرار دارد و در واقع از وظایف هر دولتی است. بدیهی است کاربرد زبان فارسی، به عنوان زبان ملی، لزوم توجه به دیگر زبان های موجود در کشور را محدود نمی نماید و در برنامه ریزی سیاست زبانی لازم است شأن و کاربرد دیگر زبان ها نیز در کنار زبان فارسی تضمین شود. طی پژوهش های مقالة حاضر، بررسی برخی ازمهم ترین اسناد دولتی، همچون قانون اساسی، سند چشم انداز، اساسنامة سیاست فرهنگی و فرهنگستان زبان، نشان داده که در اکثر این اسناد به برنامه های زبانی چندان اشاره نشده و سندی مشخص و مخصوص سیاست زبانی، که حاوی قوانین جامع مربوط به کاربرد و آموزش کلیة زبان های موجود در ایران باشد، تدوین نشده است. لذا پیشنهاد این مقاله تدوین سیاستی منسجم و سنجیده در خصوص کاربرد و آموزش همة زبان ها و گویش هایی است که ایرانیان به نوعی با آنها سروکار دارند. در این مقاله، بخش های گوناگون چنین سندی پیشنهاد شده است، ضمن اینکه قانون اساسی و سند چشم انداز مرجع شاخص های لازم برای تدوین این سیاست در نظر گرفته می شوند.
کارکرد داستان کلان و نگاشت نظام در خوانش منطق الطیر عطار نیشابوری (با رویکرد شعرشناسی شناختی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بخشی از شعرشناسی شناختی بر نظریة نگاشت قیاسی مبتنی است که برای یافتن شباهت ها، رابطه ها و نظام های ساختاری به کار می رود. ساختار خرد به اجزای اثر و زنجیرة جمله ها در گفتمان و ساختار کلان در سطحی بالاتر، به پردازش اثر نظر دارد که بر اثر تعامل میان این دو ساختار، ساختار دیگری ایجاد می شود که «داستان کلان» نامیده می شود. این ساختار مانند لایه ای است که ساختارهای از هم گسسته را به واسطة عناصر پیرامتنی و متنی به هم پیوند می زند تا داستانی ناگفته را به وجود بیاورد. این داستان ناگفته، در چگونگی خوانش منطق الطیر عطار نیشابوری نقشی بسزا دارد.
هدف از این پژوهش بررسی چگونگی تأثیر ساختار کلان بر ساخت حکایت های مختلف جهان متن منطق الطیر، با رویکرد شعرشناسی شناختی است. در این پژوهش نشان می دهیم چگونه ساختار کلان باعث ایجاد داستان کلانی می شود که به خوانشی متفاوت از اثر منجر می شود و می کوشیم برآیند تعامل داستان کلان و نگاشت نظام در یک اثر ادبی مانند منطق الطیر را نمایان کنیم.
پرسش پژوهش این است که چگونه مفهوم «کثرت و وحدت» به واسطة نگاشت طرحواره ای (نظام) در شکل گیری ساختارهای خرد و کلان منطق الطیر عمل می کند و به شکل گیری داستان کلان منجر می شود و داستان کلان چگونه می تواند بر خوانش اثر تأثیر بگذارد؟ نتیجة پژوهش نشان می دهد که ساختار منطق الطیر کاملاً هماهنگ با مفاهیم ساخته شده در آن شکل می گیرد؛ به طوری که تعدد پرندگان برای رسیدن به سیمرغ در قالب تعدد حکایت هایی با ساختارهای مشابه دیده می شود که این ساختارها، بخشی از روایت داستان منطق الطیر را بازنمایی می کنند. به این ترتیب، مطالعة متن با این رویکرد می تواند ابزار مناسبی برای تحلیل متن و ساختارهای آن، به واسطة نگاشت های مفهومی ایجاد کند و بسیاری از اختلاف نظرهای موجود در تحلیل ساختار اثر را منتفی کند.
واژه های آشنای ناآشنا
به سوی طراحی شبکة واژگانیِ صفاتِ زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ظهور و گسترش ابزارهای الکترونیکی مربوط به گردآوری، ذخیره سازی و پردازش داده های زبانی و همچنین موفقیت چشم گیر شبکه های واژگانی، نگارندگان را بر آن داشت که به طراحی شبکة واژگانی صفات زبان فارسی اقدام کنند. مقالة حاضر ضمن بیان تاریخچه و مبانی کلی شبکة واژگانی، چگونگی شکل گیری شبکة حاضر را شرح می دهد. از آنجا که قصد طراحی شبکة واژگانی صفات فارسی را داریم، به طبقه بندی معنایی مقولة صفت می پردازیم. در این طبقه بندی 15 طبقة اصلی و بیش از 70 طبقة فرعی شناسایی شده است. برای استخراج صفات و تعیین حوزه های معنایی و نیز هم معناها، متقابل ها و بسامد آن ها از سه فرهنگ واژگانی و یک دادگان زبان فارسی استفاده شده است. شبکة واژگانی، نوعی پایگاه داده هاست و از این رو ضمن آشنایی مقدماتی با مفاهیم بنیادی و روش شناسی دادگان با فرآیند طراحی منطقی و فیزیکی شبکة واژگانی صفات فارسی آشنا می شویم.
نقش فیلم مستند در آموزش زبان چیست؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکل گیری ارجاع در متون، نمونة مورد بررسی رمان دوبلینی ها: مقایسة متن انگلیسی و دو ترجمة فارسی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقالة حاضر، در چارچوب نظریة انسجام هلیدی، نحوة توزیع مقوله های ارجاعی و انواع آن در دو متن ترجمه شده از کتاب دوبلینی ها اثر جیمز جویس و خود کتاب را بررسی و متن مبدأ و متون مقصد را با یکدیگر مقایسه کردیم. هدف از انجام این پژوهش، شکل گیری ارجاع در متون رمان دوبلینی ها و مقایسة متن انگلیسی و دو ترجمة فارسی آن، بررسی علمی و کاربرد انواع ارجاع در متن مقصد، مقایسة انواع ارجاع در متن مبدأ و مقایسة کاربرد ارجاع در دو متن ترجمه از یک متن واحد است؛ به همین منظور، از تحلیل تقابلی برای شناخت ماهیت ترجمه استفاده کردیم. در روش تحلیل تقابلی، دو زبان دربرابر یکدیگر قرار می گیرند، سطوح مختلف آوایی و واژگانی و نحوی و به طور کلی ساخت دستوری آن ها با یکدیگر مقایسه می شوند و وجوه اشتراک و افتراق آن ها سنجیده می شود. آنچه در این مطالعه مطمح نظر است، چگونگی عملکرد ارجاع در متون ترجمه، مقایسة آن با متن مبدأ و نیز چگونگی شیوه های رخداد ارجاع و تفاوت این شیوه ها در متون ترجمه است.
بررسی مقایسه ای جملات موصولی در زبان های آلمانی و فارسی
حوزههای تخصصی:
بررسی کارکرد گروه نقشی زمان درزبان فارسی برپایة برنامة کمینه گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامة کمینه گرا (چامسکی، 1995) رویکرد غالب و جدید« زبان شناسی زایشی» است. بررسی پیوندهای سلسه مراتبیِ ساخت نمای جمله های زبان به لحاظ دانش زبانی ذهنی سخنگویان، هدف عمدة تحلیل ساختی در رویکرد یاد شده است. یکی از ویژگیهای تحلیل ساختی جمله در این رویکرد، در نظرگرفتن مقوله های نقشی است که به تبیین پیوندهای نحوی مقوله های واژگانی کمک می کند. تحقیق حاضر، ضمن ارائة توصیفی دقیق از مقوله های نقشی، به بررسی مقوله نقشی زمان در نحو جمله های فارسی می پردازد.همسو با تعاریف به کار رفته در برنامة کمینه گرا به بررسی چگونگی صرف فعل از راه بازبینی مشخّصه های تعبیرناپذیر موجود در گره زمان و فعل اصلی و عمل مطابقه خواهیم پرداخت. همچنین با در نظر گرفتن اینکه مشخّصة تصریف در زبان فارسی یک مشخّصة قوی است، با ارائة نمونه هایی نشان خواهیم داد که فعل به هستة زمان جذب می شود و درجایگاهی خارج از گروه فعلی بالا (vP) قرار می گیرد. حذف گروه فعلی و پرسشهای تأییدی از جمله شواهدی است که این فرض را تأیید می کند.
نگاهی نو به قید حالت در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر رفتار توصیفگرهای موسوم به قید حالت در زبان فارسی را در چارچوب معنی شناسی رویدادی، با هدف ارائه دسته بندی مناسبی از آن ها بررسی کرده است. با مشخص شدن تعریف قید حالت، قیدهای چگونگی از قیدهای حالت جدا و همه این قیدها زیر عنوان کلی قیدهای کیفیت دسته بندی می شوند. هر یک از این دسته های توصیفگر با کمک عناصر معرفی شده در معنی شناسی رویدادی، به ویژه موضوع رویدادی و محمول های پایدار و ناپایدار و همچنین، محمول های ثانویه به زیرشاخه هایی تقسیم شده و رفتار آن ها در این پژوهش بررسی شده است. قیدهای چگونگی که توصیفگر موضوع رویدادی هستند و مستقیماً خود رویداد را توصیف می کنند، خود به سه دسته قیدهای کنشگر محور، شبه پیامدی و محض تقسیم می شوند. قیدهای حالت نیز که موضوع درونی و موضوع بیرونی را توصیف می کنند ، در دو گروه فاعلی و مفعولی دسته بندی می شوند . قیدهای حالت فاعلی خود به دو دسته ایستا و پویا تقسیم می شوند. قیدهای حالت، توصیفگر گروه اسمی هستند و حالت کنشگر یا کنش پذیر را در طول رویداد توصیف می کنند. بنابراین، می توانند با فعل های مختلفی به کار روند؛ اما قیدهای چگونگی که مستقیماً با فرایند رویداد مرتبط هستند محدودیت های گزینشی بیشتری دارند و با هر فعلی نمی توانند به کار برده شوند.