فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۶۱ تا ۲٬۴۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
این تحقیق پدیده جابجایی رمزگانی فارسی – انگلیسی را در گفتگوی ایرانیان بزرگسال ساکن آمریکا بررسی می کند. هدف اصلی تحقیق پیدا کردن رابطه بین دو الگوی جابجایی رمزگانی درون جمله ای و میان جمله ای با مدت زمان اقامت گویندگان در محل اقامت است. بررسی آمار عبارت های بیان شده توسط 18 ایرانی ساکن آمریکا (بین 22-5 سال) نشان می دهد که بین طول اقامت و الگوهای جابجایی رمزگانی رابطه وجود دارد.
آنهایی که طول اقامتشان کمتر است، جابجایی درون جمله ای بیشتری را نسبت به دسته دیگر به کار می برند. بررسی دقیق آمار نشان می دهد که جابجایی برای دو زبانه ها به کارکرد گفتمانی جابجایی سبک تک زبان ها شباهت دارد، که در این تحقیق نشانه مبتدا سازی است.
پژوهشی در مضامین اشعار و دیدگاه های لئوپولد سدار سنگور (2001-1906)
حوزههای تخصصی:
لئوپولد سدار سینگور شاعر پراو ازهء سیاهپوست سنگالى، در سال1906 در سنگال دیده به جهان گشود، تحصیلاتش را در مدرسهء مذهبى کاتولیک در داکار و کالج لیبرمان به پایان رساند، در سال 1928 براى تحصیلات عالى به پاریس رفت.و ى در دبیرستان لوئى لوگران، دانشگاه سوربون به فراگیرى فلسفه و ادبیات پرداخت و در سال 1935 به درجهء استادى دستور زبان دانشگاه فرانسه رسید. وى در این دوره با نام آوران و افراد سرشناس چون ژرژ پمپیدو آشنا شد که این دوستى ها، سرآغازى براى رسیدن به موفقیت هاى آیندهء شاعر جوان محسوب مى شود. او علاقهء زیادى به فراگیرى، خواندن کتابهاى نویسندگان و شعراى بزرگى چون مارسل پرو ست، ژان پل سارتر، پل کلودل، سن ژرژ پرس، آندره برو تن،و پل الوار داشت. او شاعرى سوررآلیست بود که با استفاده از فضاهاى خاص فرانسوى- آفریقایى موسیقارى، سنتى، اسطوره اى باعث خلق آثارى نو و سخت پیچیده گردید. به همین روى در نظر داریم که در این مقاله با رو ش "خرده خوانش" که ژان پى یر ریشار بنیانگذار ان بودو با تشریح بخشى از اشعار مجموعهء اتیوپیک (حبشى ها) شاعر سنگالى، مضمون هاى مورد نظرو ى را نشان دهیم. در این رهگذر، نکات مبهم، تاریک شعر این شاعر، و زوایاى اندیشه و آرمان هاى او از خلال تکرارها، تشبیهات، استعاره ها ارائه مى شوند.
فرایند درج واکه در خوشه های همخوانی پایانی در زبان ترکی آذربایجانی
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی فرایند درج واکه در خوشه های همخوانی پایانی در زبان ترکی آذربایجانی در چارچوب نظریة بهینگی می پردازد. این پژوهش درصدد پاسخگویی به این سؤالات است که چرا علیرغم مجاز بودن خوشة دوهمخوانی پایانی در زبان ترکی آذربایجانی، در برخی موارد این ساختار هجایی مجاز نبوده و فرایند درج واکه صورت می گیرد و دیگر اینکه کیفیت واکة درج شده چگونه تعیین می شود. برای انجام این تحقیق داده های زبانی به صورت میدانی از گویشوران این زبان جمع آوری شد. بررسی داده ها نشان می دهد که در این زبان در خوشة همخوانی پایانة هجا همواره اصل توالی رسایی رعایت می شود؛ بدین ترتیب که با دور شدن از قلة هجایی رسایی کاهش و با نزدیک شدن به قله رسایی افزایش می یابد. به همین دلیل در مواردی که اصل توالی رسایی نقض شده باشد، فرایند درج واکه صورت می گیرد. با تحلیل داده ها در چارچوب نظریه بهینگی می توان نوشت در این زبان برای اقناع محدودیت نشانداری اصل توالی رسایی در پایانة هجا، درج واکه مجاز شمرده می شود؛ به عبارت دیگر، محدودیت نشانداری اصل توالی رسایی بر محدودیت پایاییDEP تسلط می یابد. در زبان ترکی آذربایجانی واکة درج شده همواره دارای مشخصة ثابت ]+افراشته[ بوده و با تبعیت از محدودیت های حاکم بر فرایند هماهنگی واکه ای از نظر ارزش مشخصة ]پسین [و] گردی[ با واکة قبل از خود هماهنگ می شود.
Making sense of EFL teacher agency: Insights from an Iran case study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This investigation set out to look into the issue of teachers’ exercise of agency in the Iranian EFL context. More specifically, as part of a larger study, it reports on the ways two Iranian Ministry of Education teachers make sense of and operate in the country’s educational setting under the demands of a centralist system of education. Priestley, Biesta, & Robinson’s (2013) framework of teacher agency formed the conceptual backbone of the present study as well as guiding the data collection/analysis of the study. Qualitative data, from semi-structured interviews as well as follow-up data collection procedures, were gleaned from the participants over the course of an academic year and were subjected to analytical interpretation in the light of the said framework. The researchers came up with findings which, in the main, gave more weight to the well-roundedness of Priestly, Biesta, & Robinson’s model of teacher agency. The results also pointed to the highly situated nature of teacher responsiveness and action, thereby undermining the still prevalent views of the essentialist and idealized character of (teacher) agency. The results of the study are liable to be of use, among others, to case-based teacher education programs.
بررسی ماهیت معنای دستوری در علم صرف روسی
حوزههای تخصصی:
زبان شناسان روسى در حوزهء علم صرف به بررسى ماهیت "معناى دستورى " پرداخته و سعى مى کنند تا با یافتن و مطرح ساختن یک سرى خصوصیات، معناى دستورى را از سایر معانى- به ویژه معناى لغوى- متمایز سازند. بسیارى از زبان شناسان روس، معناى دستورى را یک عنصر دو وجهى مى دانند که در بر گیرندهء دو وجه "صورت" و" معنا" است. صورت معانى دستورى را "ابزارهاى دستورى صرفى" و "ابزارهاى دستورى همنشینى " تشکیل مى دهند. این زبان شناسان همچنین در تعریف خود از معناى دستورى، "انتزاعى یا تعمیمى بودن " را به عنوان مهمترین مؤلفه معناى دستورى معرفى مى کنند. اما، بررسى هاى زبان شناختى مؤید این مطلب است که مؤلفهء واقعى در تعیین ماهیت معناى دستورى "اجبارى بودن " معناى دستورى است.
نقش رؤیا در رمان مارسل پروست (اصل مقاله به زبان فرانسوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی رؤیا در رمان مارسل پروست می پردازد. رؤیا تصویری ناخودآگاه است که در هنگام خواب ایجاد می گردد. پس این ارتباط بین رؤیا و خلق ادبی است که مورد نظر ماست. برای این منظور به ترتیب ارتباط بین رؤیا و واقعیت، ارتباط بین رؤیا (خیال پردازی در شب) و خاطره ی ناخواسته (خیال پردازی در روز) و نقش رؤیا در شناخت «من پنهان» یا «من عمیق» مطالعه می شود. همچنین به بررسی رؤیا از دیدگاه فروید در رمان مارسل پروست می پردازیم. در نهایت به این نتیجه می رسیم که رؤیا نیز به مانند خاطره ناخواسته، از طریق کشف من عمیق به خلق استعاره ی ادبی که یکی از اصلی ترین ویژگی های سبک مارسل پروست است منتهی می شود؛ و این همان نقش رؤیا در خلق ادبی است.
سیر تحول بن مایه های یک اسطورهء کهن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسطوره از دیدگاه پدیدارشناسى، باورى دینى- آیینى است. روایت دربارهء ایزدان یا ایزدگونه هایى است با قدرت هاى جسمانى و روحانى فوق طبیعى، که مردم آن را حقیقى پندارند. با نگاهى به متون کهن در ادیان گوناگون به روایت هایى اسطوره اى برمى خوریم که قهرمانان آنان گاه پیام آوران دینى الهى اند چون نوح و سلیمان و گاه شهریارى ایزدگونه چون جم اوستایی که موضوع این مقاله است. مقالهء حاضر اسورهء جم (جمشید) را در دو بخش بررسى می کند نخست جم از کهن ترین مستندات هند و ایرانى (وداها و گاهان) بازیابى شده و در بخش هاى گوناگون اوستا مورد بازنگرى قرار مى گیرد، سپس نکاتى دربارهء این شخصیت اسطوره اى که در آثار نویسندگان سده هاى نخستین اسلامى آمده بیان مى شود تا تحول بن مایه هاى این روایت کهن در اقوال و تفاسیر راویانش در گذر زمان ملاحظه شود.
تحلیل رسایی- بنیاد کاهش خوشه های همخوانی در تلفظ کودکان فارسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه مطالعات و پژوهش های بسیاری در ارتباط با فراگیری خوشه های همخوانی توسط کودکان به انجام رسیده است لیکن اکثر این مطالعات به بررسی خوشه های همخوانی آغازه در زبان های غربی پرداخته اند و مطالعات بسیار کمی در ارتباط با فراگیری خوشه های همخوانی پایانه صورت گرفته است. مقاله حاضر می کوشد تا در چارچوب اصل رسایی به بررسی فراگیری خوشه های همخوانی پایانه توسط کودکان فارسی زبان بپردازد. این بررسی نشان می دهد که روند کاهش خوشه ها تا حد زیادی مبتنی بر اصل رسایی است، بدین معنا که کودک خوشه های پایانی موافق با این اصل را با حفظ همخوان با رسایی بیشتر ساده می کند و خوشه های مخالف با این اصل را از طریق قلب عناصر خوشه به ساختی هماهنگ با اصل رسایی تبدیل می کند. هدف دیگر این مقاله ارائه دستوری در چارچوب نظریه بهینگی در ارتباط با کاهش خوشه های همخوانی کودکان فارسی زبان است. در راستای تحقق این هدف داده های به دست آمده از کودکان در چارچوب نظریه بهینگی تجزیه و تحلیل می شوند و سرانجام دستوری با استفاده از محدودیت های نقض پذیر ارائه می شود.
قلب نحوی در زبان ترکی آذری بر اساس مدل کاوشگر- هدف برنامة کمینه گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان هایی که ویژگی آرایش نحوی آزاد دارند، قلب نحوی می تواند سازه های مختلف جمله را جابه جا کند. می یاگاوا (2001) مدعی است که در زبان ترکی با اعمال قاعدة قلب نحوی، عناصر غیر فاعلی به مشخصگر گروه زمان حرکت می کنند و فاعل در جایگاه اصلی خود، یعنی مشخصگر گروه فعلی سبک باقی می ماند. در این مقاله می خواهیم با تکیه بر رویکرد مطابقت در مدل کاوشگر- هدف برنامة کمینه گرایی و ارائة مثال های کافی نشان دهیم برخلاف ادّعای می یاگاوا، سازة موجود (فاعل) در مشخصگر گروه فعلی سبک با توجه به نقش دوگانة مطابقت (بازبینی مشخصه های غیر قابل تعبیر عنصر زمان و دریافت حالت فاعلی) باید به مشخصگر گروه زمان حرکت کند و در زبان ترکی آذری با اعمال قاعدة قلب نحوی، عناصر غیر فاعلی مانند مفعول طی عملکرد مطابقت در طول اشتقاق نحوی، به جایگاهی قبل از گروه زمان که از آن به عنوان جایگاه تأکید یاد می شود ارتقاء پیدا می کنند، زیرا مشخصگر گروه زمان توسط فاعل پر می شود. پس قاعدة قلب نحوی در زبان ترکی آذری همان مبتداسازی است و چنانچه در فرایند تولید جمله، به دلایل معنایی و کلامی، نیازی به تأکید یا مبتداسازی باشد، گروه نقش نمای یادشده در جایگاهی قبل از گروه زمان قرار می گیرد.
بازشناسی دگردیسی فکری عاطفی قیصر امین پور در بستر گزاره های پرسشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاربردشناسی به کارکرد زبان در بافت مربوط است و هر جمله ثابت در بافت های متغیر می تواند کارکردهای متفاوتی داشته باشد؛ ازاین رو، معنا همان کاربرد است و مستقل از بافت وجود ندارد، اما نوع جمله ها از عوامل تعیین کننده در استنباط معانی است. جمله پرسشی در زبان فارسی دارای دوگونه ایجابی و غیرایجابی است. هدف از گزاره های پرسشی غیرایجابی یا بلاغی انتقال پیام به طرز غیرمستقیم و مؤثرتر است. قیصر امین پور در دفترهای پنج گانه شعری از گزاره های پرسشی به صورت گسترده و گوناگون استفاده می کند. پرسش های هریک از دفترها محصول اوضاع اجتماعی و افق های فکری عاطفی شاعرند و هرچه از دوره اول به دوره سوم نزدیک تر می شویم، ازنظر کیفی و ژرف اندیشی، خردمندانه تر و واقع گرایانه تر می شوند؛ به همین دلیل، با بررسی انگیزه های گزاره های پرسشی براساس فرایند زمانی می توان به بازشناسی دگردیسی فکری عاطفی شاعر دست یافت. مهم ترین این انگیزه ها عبارت اند از: 1) حیرت 2) تردید 3) انتقاد 4) امیدواری. حیرت در اشعار قیصر از یقین به آرمان های انقلاب و جنگ، به حیرت در خودشناسی و دست یابی به مقصود منجر می شود و تردید امین پور اساساً مربوط به دوره سوم و رهاورد حیرت هایش است و ابعاد اعتقادی و عمل گرایانه و واقع گرایانه را دربرمی گیرد. مهم ترین دگردیسی های فکری عاطفی شاعر عبارت اند از: 1) از یقین به تردید 2) از آرمان شهر به شهر و زندگی واقعی مردم 3) از فردگرایی به جمع گرایی 4) از نگرش به بینش یا از مشاهده به اندیشه 5) از پیروزی در جنگ به پیروزی بر جنگ 6) از نومیدی به امیدواری.
بررسی هم معنایی در گفتمان قرآنی بر پایه نظریه تحلیل مؤلفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هم معنایی به عنوان یکی از پربسامدترین روابط معنایی در گفتمان قرآنی، از اهمیت ویژه ای در مطالعات دانش معنی شناسی معاصر، به ویژه الگوی تحلیل مؤلفه ای برخوردار است. این الگوی معنایی که گستره مفهومی یک واژه را متشکل از اجزای کوچکتری به نام مؤلفه های معنایی می داند و با تجزیه مؤلفه ها، شباهت ها و تفاوت های میان واژه های مرتبط را بیان می کند، نقش بسزایی در تبیین هم معنایی بر عهده دارد. بدین تصور، مقاله حاضر کوشیده است تا با استفاده از این فرضیه معناشناختی، مختصه های معنایی واژگان هم معنا را بررسی کرده، اشتراکات و تفاوت های معنایی هر یک از آن ها را باز نماید و نقش این عناصر را در تعیین موقعیت خاص و تمایز محیط زبانی واژگان مذکور تبیین کند. بدین منظور، ابتدا چند مفهوم هم معنا از میان انواع کلمه (فعل و اسم) به طور تصادفی انتخاب، و آنگاه مؤلفه های اصلی معناساز آن ها ضمن ریشه یابی وکاربردقرآنی هر یک مشخص شد. بررسی ها نشان داد که در قرآن، انتخاب یک واژه خاص از میان واژگان هم معنا، بر اساس محیط زبانی و نیز در مواردی بر مبنای بافت موقعیتی متن صورت گرفته است. هر بافتی ترکیب مؤلفه های خاصی را می طلبد که این مؤلفه ها فقط در یکی از واژگان هم معنا وجود دارد. از این رو، جابجایی واژگان هم معنا ممکن نیست؛ چراکه این امر به انحراف از معنی اراده شده خواهد انجامید.
رابطه نحو و معناشناسی در تعیین متمم های گزاره ای در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، فرض اصلی آن است که ساخت معنایی محمول جمله اصلی و ساخت صوری بند متممی رابطه دارند. در زبان فارسی تفاوت صوری میان وجه اخباری و وجه التزامی دربند پیرو مربوط به تفاوتهایی است که در رابطه معنایی میان محمول جمله پایه و محمول جمله پیرو وجود دارد.
مشخص بودگی در کردی کرمانشاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصطلاح مشخصبودگی معمولاً برای اشاره به گروههــای اسمـی به کار میرود. در این مقاله بر پایه تعریف اِنک (1991) و کریمی (1999, 2003) از مشخصبودگی، تکواژ «ægæ» را در انتهای برخی اسمهای موجود در جایگاه های مختلف نحوی به عنوان علامت ساختواژی مشخصبودگی در کردی کرمانشاهی بررسی کرده ایم و با استفاده از شواهد و دادههایی مانند حـضور اجباری تکواژ مذکور، نه تنها در برخی از گروههای اسمی معرفه، بلکه در بعضی از گروههای اسمی نکره نشان دادهایم که برخلاف نظر ادموندز (1955)، مکنزی (1961)، یارمرادی (1384) و بهادر (1390) این تکواژ در کردی کرمانشاهی نشانگر مشخصبودگی است، نه معرفگی. در پایان، کردی کرمانشاهی را در تقسیمبندی لاینز از زبانها (1999)، از نظر داشتن علامتهای معرفگی و نکرگی، جزو زبانهایی قرار دادیم که تنها نشانه نکره دارند. با توجه به اینکه در دستور زایشی یکی از اصول بنیادین این است که آن بخش از دانش زبانی که در ذهن سخنگویان یک زبان قرار دارد یکسان است، داده ها از سخنان نگارندگان به عنوان سخنگویان بومی این زبان جمعآوری و با استفاده از روش استدلالی بررسی شده اند. چارچوب نظری استفاده شده در این تحقیق، نظریات انک (1991) و کریمی (1999) در خصوص مشخصبودگی است.
گالیله و انتخاب زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همگان گالیله را دانشمند علوم تجربی می شناسند. اگر چه آنچه که گالیله را شهره آفاق کرد، همین وجهه علمی اوست، ولی باید دانست که او قبل از هر چیز، یک ادیب بود. شناخت ادبی او باعث شده بود که وی برای انتقال یافته های خود به مردم، زبانی را برای بیان کردن برگزیند که تا آن زمان مورد توجه قرار نگرفته بود. آنچه که در پی می آید، در واقع تلاشی است برای کشف زبان علمی گالیله و ارتباط آن با حقیقتی علمی که گالیله در پی اشاعه آن بود. افزون بر این، چون روشنگران قرن هجدهم (نظریه پردازان خرد گرایی) در بسیاری از موارد اندیشه های گالیله را سرمشق خود قرار داده بودند در اینجا به ارتباط آنان با فرهنگ علمی قرن هفدهم نیز مورد می شود.
بازنمود رویدادهای حرکتی در گفتار روایی کودکان فارسی زبان در نگرش شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
براساس الگوهای واژگانی شدگی تالمی (2000b) زبان ها بسته به آن که شیوه و مسیر حرکت را در ستاک فعل یا تابع های آن رمزگذاری کنند، به دو ردة فعل محور و تابع محور تقسیم می شوند. فرض تالمی بر آن است که زبان های هندواروپایی، به استثنای زبان های رومی و پسایونانی، در ردة زبان های تابع محور جای می گیرند؛ چرا که شیوة حرکت را در ستاک فعل ادغام می کنند و مؤلفة مسیر را در قالب تابع فعل بیان می نمایند. در این پژوهش با استفاده از کلیپ های انیمیشن که در آن مسیر و شیوة حرکت به طور همزمان به نمایش درمی آیند، چگونگی رمزگذاری دو مؤلفة مسیر و شیوة حرکت در گفتار روایی کودکان پیش دبستانی فارسی زبان، بررسی و با گفتار بزرگسالان مقایسه شده است؛ سپس این پرسش به بحث گذاشته شده است که زبان فارسی، به عنوان یکی از زبان های هندواروپایی، در رده شناسی دوگانه می گنجد یا خیر. تحلیل داده های این پژوهش نشان می دهد که کودکان فارسی زبان هنگام بازگویی رویدادهای حرکتی، از همان الگویی بهره می گیرند که بزرگسالان برای رمزگذاری آن ها استفاده می کنند: مسیر حرکت را در ستاک فعل های مسیرنما ادغام می کنند و آن ها را همراه یا بدون تابع های مسیر (برای مسیرهای عمودی) و گروه حرف اضافه (برای مسیرهای افقی مرزگذر) به کار می گیرند. به این ترتیب تا آنجا که رمزگذاری مسیر در ستاک فعل یا تابع، مورد نظر است، زبان فارسی در گسترة پژوهش حاضر در ردة زبان های فعل محور جای می گیرد.
بررسی «نهاد» در زبان ایتالیایی بر اساس نظریة مارتینه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
براساس نظریه نقشگرای آندره مارتینه، نهاد مفهومی جهانی نیست، اما در بسیاری از زبان ها می توانیم به نقش نهاد اشاره کنیم. به هر حال در هر زبان باید وجود احتمالی آن و ویژگی هایش بررسی شود. در زبان ایتالیایی کوتاهترین جمله از نهاد و گزاره تشکیل می شود، بنابراین وجود هر دو برای ساخت جمله لازم و بایسته است. مهمترین نقش نهاد، تحقق بخشیدن به گزاره است، به همین دلیل امکان حذف آن وجود ندارد. جایگاه نهاد اجباری در این زبان ثابت است و در شمار کثیری از جمله ها به صورت شناسه فعل ظاهر می شود. به همین دلیل نمی توان آن را از گزاره جدا کرد. افزون بر این نهاد، در مواقع زیادی عنصر دیگری هم در جمله ها ظاهر می شود که از حیث شمار و شخص و گاه از نظر جنس با نهاد اجباری مطابقت دارد و مشخصه اصلی آن اختیاری بودن آن است. نهاد اختیاری قابل حذف است و جایگاه ثابتی در جمله ندارد.
فراگیری زبان به صورت تکلیف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عدم بازدهی برنامه های درسی گرامر- ترجمه و ساختارگرایی باعث شد که هم معلمین و هم زبانشناسان کاربردی روشهای دیگری را برای ارتقا یادگیری و آموزش زبان به وجود بیاورند. یکی از این روشها گرایش به سوی روند ارتباطی نسبت به فراگیری زبان بود و در این راستا به کارگیری "تکلیف" یکی از این روشهای عملی و اجرایی برای انجام ارتباط راحت است. در سالهای اخیر یادگیری و آموزش تکلیف محوری به خاطر تاثیر به سزایی که در تسهیل فراگیری و کاربرد آن دارد، به صورت گسترده ای مورد استقبال قرار گرفته است. تمایل به تکلیف محوری اساسا از فرضیه درون داد (کرشن، 1981)، فرضیه تعاملی (لانگ، 1981) و دیدگاه اجتماعی- فرهنگی (ویگوتسکی، 1978) به وجود آمده است. اولین بار رویکرد تکلیف محوری به وسیله برنامه درسی روندی (پرابهو، 1987) اجرا گردید. پروژه آموزشی ارتباطی وی که برای اولین بار در مدارس هند انجام یافت، کلا تکلیف محور بود.این روش سعی داد که توانش ارتباطی، کلامی، زبانشناختی، استراتژیکی و اجتماعی- فرهنگی یادگیرنده را از طریق فعالیتهای طبیعی، معتبر، و خلاق بالا ببرد، (مسکوویتز، 1997). خواسته کلی آموزش تکلیف محور، ایجاد انگیزش برای فراگیری از طریق فعالیتهای مبتنی بر معنی و فرم می باشد، (الیس 2004). این مقاله سعی دارد تا ابعاد مختلف آموزشی و یادگیری تکلیف محور را شفاف سازد.
بررسی سطح فرافکن وابسته های پسین هسته اسمی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از نکات مهم در نظریّة ساخت گروهی، بررسی سطح فرافکن وابسته های مقوله های دستوری گوناگون است. مقالة حاضر به بررسی سطح فرافکن وابسته های پسین اسم براساس نظریّة ایکس- تیره می پردازد. در این مقاله نشان می دهیم برخلاف ادعای مطرح شده در برخی از تحلیل های پیشین (سمیعیان1983 و قمشی(1996) ) وابسته های پسین هسته اسمی قادر به پذیرش وابسته هستند. به علاوه با شواهدی نشان خواهیم داد که تمام وابسته های پسین این مقوله فرافکن بیشینه اند.
Gender Representation in Interchange (Third Edition) Series: A Social Semiotics Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Gender representation has long been studied in both verbal and visual modes of ELT textbooks. However, regarding the visual mode, research has mainly focused on superficial analyses of how often each gender appears in different roles rather than on how the two genders are represented. The tools proposed in Kress and van Leeuwen’s (2006) social semiotics framework, however, permit deep analysis of images taking into consideration how pictorial elements are shown both alone and in relation to other pictorial elements, on the one hand, and the viewers on the other. Following the above-mentioned framework, the present study applied the three dimensions of representational, compositional and interactive meaning presented to 16 photographs randomly selected from the Interchange (Third Edition) series (Richards, 2005) to explore gender portrayals and disclose ideologies in the visual mode of the series. Qualitative data analysis showed some ideologies and stereotypical portrayals, each of which appeared either in one or a few photographs. Taken together, the findings indicated gender bias in favor of men in the series