فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۴۱ تا ۲٬۲۶۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، مطالعات گسترده ای در خصوص تأثیر دوزبانگی، در معانی متفاوت آن، بر یادگیری زبان سوم صورت پذیرفته که نتایج متفاوتی از آنها حاصل شده است. پاره ای از این پژوهش ها به تأثیر مثبت دوزبانگی بر یادگیری زبان سوم اذعان داشته اند و تعدادی دیگر، این تأثیر را منفی قلمداد نموده اند. در همین راستا، در پژوهش حاضر نیز به بررسی تأثیر دوزبانگی مصنوعی (یادگیری زبان خارجی و از طریق آموزش) بر یادگیری زبان سوم پرداخته شده است. آزمودنی های پژوهش را تعداد 24 تن از فارسی آموزان چینی تشکیل می دادند که در مرکز آموزش زبان فارسی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) به یادگیری زبان فارسی در دوره عمومی اشتغال داشتند و در قالب دو گروه دسته بندی شدند. گروه اول شامل 12 نفر از زبان آموزانی بود که علاوه بر زبان مادری خود، در سطوح مختلف با زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی آشنایی داشتند، و گروه دوم شامل 12 نفر از زبان آموزانی می شد که تنها، زبان مادری خود را می دانستند، و معیار پیشرفت تحصیلی این فارسی آموزان، نمرات پایانی آنان در هر چهار مهارت بود. نتایجی که از این پژوهش حاصل گردید، گویای این نکته بود که دوزبانگی آزمودنی ها (آشنایی آنان با زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی) بر سطح پیشرفت تحصیلی آنان در زبان سوم (فارسی) تأثیر مثبتی داشته است. همچنین، هر اندازه سطح زبانی زبان خارجی آزمودنی ها (انگلیسی) بالاتر باشد، میزان یادگیری زبان سوم آنان افزایش پیدا می کند. بنابراین، می توان اظهار نمود که میزان آشنایی آنان با زبان دوم نیز، بر میزان یادگیری زبان سوم آنان تأثیر گذار است.
بررسی معنایی سه حرف اضافه wæl، tɑ و ærɑ در کردی گورانی ازدیدگاه شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش پیش رو، سه حرف اضافه مکانی wæl، tɑ و ærɑ از گویش کردی گورانی را ازدیدگاه معناشناسی شناختی بررسی می کنیم. یکی از تازه ترین الگوهای مطرح شده در بررسی معنایی حروف اضافه، الگوی چندمعنایی سامان مند (تایلر و ایوانز، 2001، 2003؛ ایوانز و تایلر، a2004، b2004؛ ایوانز، 2004، 2005، 2006) است که معیارهای کاربردی و روشنی را برای شناسایی معنا های مجزا و معنای اولیه حروف اضافه پیشنهاد می دهد. هدف ما این است که با بهره گیری از این الگو، سه حرف اضافه نام برده را واکاوی معنایی کنیم و پس از شناسایی معناهای مجزا و معنای اولیه هریک از آن ها، شبکه معنایی آن را رسم نماییم. یافته های پژوهش نشان می دهند که معنای اولیه wæl «همراهی» است و در شبکه معنایی آن نه معنای مجزا و دو خوشه معنایی وجود دارد، معنای اولیه tɑ «پایان» است و در شبکه معنایی آن چهار معنای مجزا دیده می شود و معنای اولیه ærɑ «برای و به خاطر» است و شبکه معنایی آن دارای چهار معنای مجزا و یک خوشه معنایی است.
استعاره های مفهومی زمان در زبان فارسی: رویکردی شناختی-پیکره ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعاره نوعی نگاشت منظّم بین دو حوزه مفهومی است. در استعاره حوزه ای تجربی که حوزه مبدأ خوانده می شود، بر حوزه دیگری که حوزه مقصداست، نگاشت می شود. مفاهیم انتزاعی مانند زمان، به وسیله استعاره مفهومی در ذهن بشر درک و مفهوم سازی می شوند. هدف پژوهش حاضر بررسی استعاره های مفهومی حوزه زمان در زبان فارسی است. روش این مطالعه، تحلیل پیکره ای و شامل متون نوشتاری زبان فارسی معاصر از پایگاه داده های زبان فارسی است. نمونه این پیکره، شامل (36) متن از نویسندگان معاصر همچون آل احمد (1333 و 1343)، ابراهیمی (1345 و 1382)، بهرنگی (1342)، پارسی پور (1369)، پیرزاد (1379)، جعفری (1386)، جمالزاده (1343)، چوبک (1328)، حجازی (1308)، دانشور (1348)، دولت آبادی (1367)، ریاحی (1385)، گلستان (1353)، فلاح (1394)، مستور (1397)، نفیسی (1330) و هدایت (1332 و 1315) است. پس از تحلیل پیکره، (605) عبارت استعاری زمان در (11) نگاشت استخراج شد. نتایج نشان داد که پرکاربردترین حوزه های مبدأ برای درک و بیان استعاری زمان براساس این پیکره، شیء، ماده، مسیر، مکان و ظرف هستند؛ بنابراین، از بررسی میزان بسامد بالای حوزه های مبدأ شیء و ماده می توان نتیجه گرفت که این نوع مفهوم سازی از زمان، نشان گر ویژگی های درون فرهنگی است که بر نگرش نویسندگان معاصر زبان فارسی اثر گذاشته است. .
درجستجوی هویت خویش در جویندة طلا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحران هویت و جستجوی خویشتن خویش موضوعی است که از قرن شانزدهم یعنی از دورانی که اومانیسم انسان را از ماهیت خویش آگاه ساخت‘ مورد توجه نویسندگان فرانسوی قرار گرفته است. مسئله جستجوی هویت همواره با اسطوره "عصر طلایی" در هم آمیخته: این عصر بیانگر بهشت زمینی‘ دست نیافتنی و آرمانی است‘ جزیره ایست که نیک بختان در آن به دور از رنج کارها و پیکارها به سر می برند. ادبیات پایانی قرن بیستم نیز به نحوی مسئله جستجوی هویت را مورد توجه قرار داده: هر نویسنده به سبک خویش به آن پرداخته است. در میان سایر آثار داستانی این قرن‘ اثر ژان- ماری گوستاو لوکلزیو نیز به طرح موضوع جستجوی هویت در قهرمان داستان خویش که شباهت های فراوانی با نویسنده دارد پرداخته و نشان داده که این تلاش به کشف مهمی می انجامد: کشف عصر طلایی‘ یعنی تنها گنجی که می تواند تعامل و توازن میان انسان و طبیعت را به ارمغان آورد و بیگانگی او با جهان پیرامونش را از میان بردارد. بنابراین نویسنده مقاله تلاش می نماید تا نشان دهد که چگونه قهرمان اصلی داستان‘ به مانند سالکی‘ پس از پیمودهن سیر آیینی خود‘ به واسطه شناخت هویت خویش به جهانی آرمانی دست می یابد. به این ترتیب جوینده طلا ‘ در سیر کیمیایی خود‘ دگرگون و شیفته گنجی دیگر می شود: گنجی که تنها به واسطه دستیابی به عصر طلایی از طریق دستیابی به هویت خویش میسر میشود.
پیشنهاد الگویی برای تحلیل انتقادی ترجمه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الگوی ارزیابی کیفیت ترجمه هاوْس (1997، 2009) که بر مبنای زبان شناسی نقش گرای هلیدی استوار گردیده برخلاف اغلب رویکردهای ارزیابی ترجمه با دستاوردهای دانش زبان شناسی برخورد گزینشی نمی کند و در تمامی سطوح، یافته های یک نظریه تمام عیار زبانی را به خدمت می گیرد. الگوی هاوْس از سطح تحلیلی متن آغاز می شود، اما به تناوب از مرزهای محصور متن گذر و به صورتی نظام مند روابط متقابل میان مؤلفه های متنی و بافتی را صورتبندی می کند. در عین حال، به نظر می رسد الگوی یادشده به تناسبِ تحولات چشمگیر نظریه ترجمه، تکامل نیافته و برای پاسخ به نیازهای تحلیلی ترجمه در پارادایم نوین «چرخش ایدئولوژیکی» نیازمند تعدیلاتی بنیادین است. مقاله حاضر در واکنش به الگوی هاوْس به رشته تحریر درآمده و بر ضرورت بازنگری در آن تأکید نموده است. مجموعه مباحثی که در این باره مطرح شده به پیشنهاد الگوی جایگزینی با عنوان «تحلیل انتقادی ترجمه» منتهی گردیده است که بر ضرورت توجه توأمان به روابط «تعادلی» و «بینامتنی»، توجه توأمان به «محصول» و «فرآیند» ترجمه، تقلیل واحد تحلیل از «متن» به «رویداد ارتباطی»، افزودن صافی «ایدئولوژیکی» به صافی های زبانی و فرهنگ و ملاحظه عامل «زمان» در ترجمه تأکید می کند
شناسهها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رئوس مطالبی که در این مقاله مورد بحث و تدقیق قرار گرفته عبارتند از: بحث در مورد حصول (Actualisation)، تعریف (Détermination)، تخصیص (Caractéristation) و شناسهها بهطور اعم و سپس بهطور اخص در مورد حرف تعریف (Articles)، شکلها و ارزشهای متفاوت آنها یعنی: الف) حرف تعریف معرفه (Article défini) با ارزشهای 1 ـ شهرت عام و منحصر به فرد بودن (Valeur de notoriété) 2 ـ ارزش تاکیدی (Valeur emphatique) 3 ـ ارزش ملکی (Valuer possessive) 4 ـ ارزش اشاره (Valeur démonstrative) 5 ـ ارزش توزیعی (Valeur distributive) و ارزشهای خاص دیگر. ب) حرف تعریف نامعین (Article indéfini) با ارزشهای 1 ـ تعمیمدهنده (Valeur généralisante) 2 ـ ارزش واحد و یگانه (Valeurd`unicité) 3 ـ ارزش تاکیدی (Valeur emphatique) 4 ـ ارزش معرفی (Valeur de présentation) و ارزشهای خاص دیگر.
پدیده معکوس کردن فاعل بعد از دو کلمه ربطی فرانسوی aussi et ainsi (همچنین، نیز، هم...)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قلم ۱۳۸۶ شماره ۶
حوزههای تخصصی:
کلمات ربطی با ایجاد پیوند میان بخشهای گوناگون یک متن می توانند نقش مهمی در انسجام آن ایفا کنند. در گذشته به آنها حروف ربط پیوستگی و وابستگی اطلاق می شده است و امروز ما آنها را در مجموعه بزرگ کلمات ربطی جای می دهیم و برای هر یک با توجه به جایگاهش در جمله نقشی قائل می شویم. با توجه به اینکه تفاوتهای ساختاری بین زبان مبدأ و زبان مقصد، سبب بروز خطا در زبان مقصد می شود، در این پژوهش با انتخاب دو کلمه ربطی همچنین، نیز، هم، به این ترتیب، ...) که کاربرد آنها در زبان فرانسوی (aussi et ainsi) = (همچنین، نیز، هم، به این ترتیب، ...) فرانسه متفاوت است، مشکلات زبان آموزان ایرانی را در این زمینه پیش بینی کرده ایم. بررسی و تجزیه تحلیل ساختاری جملاتی که در آنها کاربرد کلمات ربطی مورد نظر سبب فرایند جابجایی فعل و فاعل می شود و همچنین بررسی دلایل عدم جابجایی فعل و فاعل، با وجود کاربرد این کلمات ربطی در جمله، هدف اصلی این تحقیق می باشد.
جابجایی فعل و فاعل پس از این کلمات ربطی می تواند با تغییر و تمایز معنایی همراه باشد. در حقیقت این به سبک نویسنده بستگی دارد که برای القای بسیاری از معانی مورد نظرش بخواهد از این فرایند جابجایی استفاده بکند. همچنین باید اضافه کرد که جابجایی و یا عدم جابجایی فعل و فاعل در اثر یک مولف میتواند سبب ساز یک معنی متفاوت باشد.
Material Development and English for Academic Purposes Word Lists; a Reductionist Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Nagy (1988) states that vocabulary is a prerequisite factor in comprehension. Drawing upon a reductionist approach and having in mind the prospects for material development, this study aimed at creating an English for Academic Purposes Word List (EAPWL). The corpus of this study was compiled from a corpus containing 6479 pages of texts, 2,081,678 million tokens (running words) and 63825 types (individual words), and 2615 word families from online resources. The created EAPWL included 636 word families, which accounted for 12%of the tokens in the EAPWL under study. The high word frequency and the wide text coverage of this word list confirm that this word list plays an important role in English for Academic Purpose texts and hence can be a justified resource for material development in the field. From these findings, it can be concluded that the EAPWL created in this study can serve as a guide for material developers and syllabus designers especially in designing course-books, in addition learning these words by learners can help them in better understanding of their texts, and development in their writing and reading comprehension.
اهمیت کاربرد متون ادبی در آموزش زبانخارجی برای دانشپژوهان جوان و بزرگسال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متون ادبی در کنار معنای ظاهری، مفهوم عمیقی را نیز در بردارند که باید توسط خواننده شناخته شود. از آنجا که متون ادبی یک نوعی لذت را در حین خواندن ایجاد میکنند و از طریق این شعف تاثیر عمیق خود را آشکار میسازند، بهاینترتیب نقش مهمی را برای کاربرد در امر آموزش زبان ایفا میکنند و در نهایت موجب استقلال و علاقه در امر یادگیری میگردند. به علت چند جانبه بودن متون ادبی، نه تنها موجب بالا بردن توانایی افراد در درک و تحلیل متون میشوند بلکه راهی برای گسترش گنجینه لغات، آشنایی با قواعد دستوری، ایجاد موضوع جهت بحث و گفتگو و کمک به خواننده جهت آفرینش آثار خویش عمل میکنند. بهاینترتیب کاربرد متون ادبی در آموزش زبانخارجی نه تنها موجب افزایش آگاهی دانشپژوهان شده بلکه به عنوان یک وسیله جهت آشنایی با کاربرد زبان و افزایش توانایی در برقراری ارتباط میباشد.
بررسی تطبیقی زبان تبلیغات در بیلبوردهای تهران و لندن از منظر ارزش های فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جوامع امروزی تبلیغات همه جا را فراگرفته اند. تبلیغ کنندگان می کوشند برای ارتباط با مصرف کنندگان راهبردهایی را ایجاد کنند. در پژوهش پیشِ رو، بیلبوردهای تبلیغاتیِ تهران و لندن از منظر ارزش های فرهنگی براساس طبقه بندی چنگ (1994) بررسی شده اند. داده ها، صد بیلبورد فارسی و انگلیسی هستند که در زمستان 93-1392 به شیوه میدانی گردآوری و به روش تحلیلی بررسی شده اند. این بیلبوردها صرفاً از بعد زبانی مورد بررسی قرار گرفته اند.یافته ها نشان می دهند که ارزش های فرهنگی مدرنیته و اقتصاد در هردو زبان کاربرد چشمگیری داشته اند و از این نظر دارای تشابه اند. اما ارزش های ادب، پاکیزگی، احترام به سالمندان، تکنولوژی و کار صرفاً در بیلبوردهای تهران و ارزش های فرهنگیِ فراغت، خرد و مهرورزی صرفاً در بیلبوردهای لندن کاربرد داشته اند. افزون برآن ارزش های فرهنگیِ آسودگی و کیفیت بیشترین تفاوت را به لحاظ بسامد وقوع در بیلبوردهای این دو شهر نشان می دهند. وجود تفاوت در انواع ارزش های فرهنگی و میزان کاربرد آن ها بازتاب تفاوت های فرهنگی دو جامعه زبانی تهران و لندن است. آگهی های بازرگانی، به ویژه بیلبوردهای تبلیغاتی، نقش به سزایی در بازنمایی نکات فرهنگی موجود و ترویج و اشاعه نکات فرهنگی جدید دارند. یعنی هم ابزار خوانش فرهنگ و هم فرهنگ ساز هستند. لذا این مهم باید در تبلیغات مدنظر قرار گیرد و توجه بیشتری بدان معطوف شود.
ماهیت واکه درج شده در وام واژه های انگلیسی در زبان فارسی بر مبنای نظریه بهینگی
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی شکسته شدن خوشه های همخوانیِ آغازین وام واژه های انگلیسی در زبان فارسی، که منجر به تغییر هجا می شود، می پردازد. داده های پژوهش از سه فرهنگ معتبر، انوری (1383)، مشیری (1371) و زمردیان (1384)، جمع آوری شده است. چارچوب این پژوهش نظریه بهینگی ـ یکی از رویکرد های محدودیت بنیاد ـ است که پرینس و اسمولنسکی در سال 1993 آن را در چارچوب مکتب زایشی مطرح کردند. در این پژوهش، در پی پاسخ به این سؤال هستیم که نظریه بهینگی چگونه می تواند تغییر و تحولات خوشه های همخوانی آغازین وام واژه ها را، که منجر به تغییر ساخت هجا در زبان فارسی می گردند، تجزیه و تحلیل کند؟ پاسخ مقاله حاضر به سؤال مذکور این است که زبان فارسی برای دستیابی به برون داد های بهینه به تعارض محدودیت های نشانداری و پایایی در نظریه بهینگی پرداخته، با فرایند درج واکه (میانجی و آغازی) خوشه های همخوانی را می شکند و تغییری در ساخت هجا پدید می آورد. علت اصلیِ درجِ واکه همگونی در نظر گرفته شده است.
کارکردهای گسترده حرف «واو» در گلستان سعدی
حوزههای تخصصی:
یکی از گونه های کلمه در زبان «حروف» است که نسبت به دیگر گونه ها گستره محدودتری دارند و بیشتر دستورنویسان زبان فارسی، آنها را در سه دسته حروف ربط، حروف اضافه و نشانه جای داده اند. حرف «واو» یکی از مهم ترین حروف زبان فارسی و عربی است که همچون مفصلی نقش پیوند و ایجاد وابستگی بین اجزای یک جمله و گاه پیوند بین جمله های متعدد را برعهده دارد. توانمندی این واژه در پذیرش معانی و کارکردهای مختلف، این فرصت را برای سخنوران فارسیزبان فراهم می کند که برای آراستگی بیشتر سخن خود و پرهیز از ساخت های تکراری، از آن در جایگاه های متعددی بهره گیرند. سعدی شیرازی، که از بلیغ ترین و گشاده زبانترین سخنوران زبان فارسی بهشمار می آید، از این امکان بالقوه زبان فارسی بسیار بهره برده است. نگارندگان این مقاله در پی آن هستند تا کارکردهای مختلف این حرف را از دیدگاه دستوری و زیبایی شناسی ، در گلستان سعدی بررسی کنند . شایان ذکر است که این حرف در مجموع در گلستان سعدیِ خزائلی، ۲۱۷۹ بار به کار رفته است که در این مقاله ذیل ۲۰ عنوان، هم در زیر دسته ی حرف ربط و هم حرف اضافه، دسته بندی شده است. برخی از گونه های «واو» که نگارندگان در متن گلستان تشخیص داده اند، در منابع دستوری یافت نشدند و از دستاوردهای این پژوهش هستند. این امر گویای این مهم است که مبحث حروف اگر چه ممکن است در نظر بسیاری از نویسندگان و شاعران، دست مایه ی مهمی برای ابراز هنر و شگفتی در زبان به شمار نیاید، ولی باریک اندیشانی چون شیخ اجل که از ماهیت و کارکرد عناصر زبانی آگاهی بیشتری دارند، از توان مندی حروف نیز غافل نمانده اند و بر دوش آن ها بارهای عاطفی و زیباییشناسی بسیاری نهاده اند.
پیش واژه و پس واژه
حوزههای تخصصی:
توزیع رسایی در خوشة دوهمخوانیِ مرز هجا در زبان فارسی- افشین رحیمی، محرم اسلامی،(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، توزیع رسایی درخوشه های دوهمخوانی مرز دو هجای CVC-CVC در واژه های زبان فارسی مورد بررسی قرار گرفته است. محدودیت رسایی در مرز هجا بیانگر تمایل جهانی در جهت تغییر افتان رسایی همخوان ها در مرز هجا است. در این بررسی، تعداد 4202 واژه از واژه های زایای زبان فارسی که دارای ساختار هجایی CVC.CVC بودند، مطالعه شده اند. همخوان های زبان فارسی از نظر رسایی به 5 طبقة مختلف تقسیم شده و ارتباط شیب رسایی در مرز هجا و بسامد در واژگان مورد بررسی قرار گرفته است. از آنجا که بی نشانی یک ساختار باعث افزایش بسامد آن به صورت هم زمانی و در زمانی می گردد، می توان میزان بی نشانی یک ساختار را از بسامد آن دریافت. نتایج به دست آمده نشان می دهد که افتان بودن شیب رسایی در خوشه های دوهمخوانی در مرز هجاهای CVC در زبان فارسی به صورت مقوله ای عمل نکرده و ساختارها را به دو طبقة خوش ساخت و غیرخوش ساخت تقسیم نمی کند. هم چنین، در سطح واژه ها، بسامد خوشه های دوهمخوانی با کاهش شیب رسایی (از +۴ به -۴) افزایش می یابد. دلیل افزایش بسامد تمایل بیشتر همخوان های با رسایی پایین، مانند انفجاری ها و انسایشی ها، به حضور در جایگاه آغازه و عدم تمایل آنها به حضور در جایگاه پایانه می باشد. هم چنین، همخوان های رساتر، مانند سایشی ها، خیشومی ها و روان ها، تمایل بیشتری به حضور در جایگاه پایانه نسبت به جایگاه آغازه دارند. بسامد واحد (بسامد در پیکره) ساختارهایی که از همخوان های نارسای انفجاری استفاده می کنند در مقایسه با ساختارهایی که از سایر همخوان ها استفاده می کنند به شدت کاهش می یابد. استفاده از بسامد نرمال (معیار اطلاعات مشترک نقطه ای) نشان می دهد که تمایل به هم رخدادی در خوشه های با شیب رسایی افتان بیشتر از خوشه هایی با شیب رسایی خیزان نبوده و حضور گروه های مختلف رسایی در پایانه و آغازه در مرز هجا مستقل از یکدیگر صورت می گیرد. با توجه به تمایل همخوان های نارسا به حضور در جایگاه آغازه و تمایل همخوان های رسا به حضور در جایگاه پایانه و نقش مهم این تمایل در شکل گیری الگوهای مرز هجا، به نظر می رسد توصیف مبتنی بر آواشناسی ادراکی این پدیدة واج شناختی (نظریة جواز ادراکی) قابل قبول تر از توصیف این پدیده با استفاده از محدودیت های واج شناختی باشد.
روندها و نمودهای التقاط(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
التقاط، یکی از پیامدهای اجتناب ناپذیر ماهیت متغیر دنیای امروز، مدتی است که در حوزه مطالعات ترجمه توجه محققان را به خود جلب کرده است. بسیاری از پژوهشگران به بررسی این پدیده همت گماشته اند و آن را با رویکردهای مختلف و از زوایای گوناگون مورد مطالعه قرار داده اند. پژوهش حاضر این رویکردها را (به پدیده التقاط) در راستای چهار روند کلی طبقه بندی نموده است. علاوه بر این، در میان پژوهشگرانی که به مطالعه التقاط پرداخته اند، تنها تعداد بسیار معدودی مستقیما و به صراحت نمودهای این پدیده را بررسی کرده اند، و البته این عده اندک نیز نمودها را صرفا با دیدگاهی خاص و در پرتو رویکردی خاص به دست داده اند. بنابراین، طبقه بندی جامع عناصری که سبب ظهور ویژگی التقاط در متن می شوند در پیشینه مطالعاتی این حوزه به چشم نمی خورد. این مقاله، با تکیه بر مدل های زبانی و فرهنگی و با استفاده از پیکره ای بزرگ، درصدد ارایه طبقه بندی جامع و همه جانبه نمودهای التقاط است.
تجربیاتی در برنامه ریزی زبان
منبع:
فرهنگ ۱۳۶۹ شماره ۶
حوزههای تخصصی:
نثر ایرانی : امانت داری
حوزههای تخصصی:
مقایسهء نقش های اسم در زبان های فارسی و روسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان هاى فارسى و رومى، با توجه به ساختار نحوى، واژه در جمله مى تواند نقش هاى زیادى ایفا کند. نقش اسم در جمله، بستگى به واژه اى دارد که از لحاظ نحوى تحت تاثیر آن قرار مى گیرد. دستورنویسان زبان فارسى، با توجه به وظیفه اسم در جمله. براى آن نقش هاى مختلفى را در نظر گرفته اند. این نقش ما، عموما از لحاظ تعریف در یک چهارچوب قرار مى گیرد. زبان شناسان روسى براى نقش هاى اسم، معمولا از نام هاى یکسان استفاده مى کنند اخیرا دستورنویسان زبان فارسى، با پژوهش و مطالعاتشان توانسته اند، نقش هاى اسم را به طور کامل طبقه بندى کرده و براى هر کدام از این نقش ها، تعاریف مشخص و قابل درک، ارائه ک هند که در این مقاله به نقطه نظرات دستورنویسان زبان فارسى، از لحاظ تعداد و نام گذاری نقش هاى اسم پرداخته خواهد شد.