فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۴۱ تا ۲٬۲۶۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
در بخش نخست این مقاله، تلاش شده تا نشان داده شود در تنظیم و نحوه بیان مطالب دساتیر، شیوه ای خاص برگزیده شده است. بر اساس این شیوه، در ابتدای هر یک از شانزده بخش مختلف دساتیر دو بند یکسان آمده که باید آنها را متأثر از آموزه های قرآنی دانست. اما شاخصه و معیار هر نامه، بند سوم آن است که با بند سوم نامه های پیش و پس از خود تفاوت دارد. تکرار این بند که مضمون خاصی را به مطالب پیشین نمی افزاید، سبب می شود تا بخش های مختلف هر نامه، از یکدیگر جدا شده و موضوعات گوناگون دسته بندی شوند. در بخش دوم مقاله، با توجه به صورت و ساختار کلی نامه های دساتیر، روشن می شود که نامه مه آباد نه تنها بلندترین نامه دساتیر به لحاظ تعداد بند است، بلکه مهم ترین و اصلی ترین آنها نیز هست. علاوه بر این، ارجاعات مکرر و دلایل متنی نیز نشان می دهند که دیگر نامه های دساتیر را باید در حکم مؤید های نامه مه آباد به حساب آورد. در ادامه، نشان داده می شود که ساختار نامه های گلشاه، سیامک، هوشنگ، تهمورس، فریدون، منوچهر و کیخسرو شباهت های قابل توجهی با یکدیگر دارند و می توان داوری ای که آنها را ذیل یک دوره تاریخی کوچک دساتیری (کهین چرخ) به حساب می آورد، مورد پذیرش قرار داد. در پایان، با مقایسه نامه ساسان نخست با دیگر نامه های دساتیر، ناهماهنگی آن در قیاس با دیگر بخش ها مورد تأیید قرار می گیرد و به این فرضیه اشاره می شود که شاید مطالب آن از جای دیگری به اینجا آورده شده باشند.
بررسی تحوّلات صنعت جناس اشتقاق در متون ایرانی میانه غربی مانوی و سابقه آن در ادبیات هندوایرانی و ایرانی باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از صنایع ادبی بکار رفته در متون ودایی، متون ایرانی باستان و متون ایرانی میانه غربی صنعت جناس اشتقاق است. جناس اشتقاق آوردن دو یا چند کلمه هم ریشه است. جناس شبه اشتقاق آوردن دو یا چند کلمه است که به دلیل داشتن حروف مشترک هم ریشه به نظر می رسند، در حالی که هم ریشه نیستند. نمونه های جناس اشتقاق در متون ایرانی باستان و میانه، از جهت شیوه ساخت قابل دسته بندی است. بکار بردن یک واژه واحد با دو پیشوند گوناگون، بکار بردن یک واژه واحد یکبار با پیشوند و یکبار بدون پیشوند، بکار بردن دو واژه هم ریشه با دو پیشوند گوناگون، بکار بردن دو واژه هم ریشه یکبار با پیشوند و یکبار بدون پیشوند و نیز بکار بردن واژه هایی دوجزئی به همراه واژه ای که با یکی از آن دو جز هم ریشه است، از این شمارند. موارد دیگری از جناس اشتقاق هم در این متون به کار رفته اند. جناس شبه اشتقاق نیز در این متون بکار رفته است. در مواردی که در این متون جناس شبه اشتقاق بکار رفته، ممکن است نویسنده یا شاعر تصور کرده باشد که واژه هایی که بکار برده واقعا هم ریشه هستند و به زعم خود جناس اشتقاق بکار برده باشد. صنعت جناس اشتقاق و جناس شبه اشتقاق در ادبیّات ایرانی دوران باستان و میانه و نو (فارسی دری) استمرار و توالی داشته است.
بررسی ساختارهای خرد و کلان در داستان های دارای طرحواره فعال و بدون طرحواره فعال در کودکان فارسی زبان با اختلالِ طیفِ اُتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تولید داستان های منسجم و پیوسته برای کودکان با اختلال طیف اُتیسم موضوعی پرچالش است. با این وجود، تفاوت های بین داستان های روایت شده توسط کودکان با و بدون اختلالِ طیفِ اُتیسم ممکن است با کاهش نیازهای شناختی و زبانی کاهش پیدا کند. از این رو، پژوهش حاضر بر آن است تا مشخص کند که آیا استفاده از طرحواره فعال که داستان را حول رویدادهای مشترکی سازماندهی می کند، می تواند منجر به کاهش مشکلات کودکان در روایت داستان شود یا خیر. در راستای دستیابی به این هدف، توانایی 19 کودک با اختلال طیف اُتیسم و 26 کودک سالم در بازگویی دو داستان که یکی از آن ها دارای طرحواره فعال (طرحواره فعال سینما رفتن) و دیگری بدون طرحواره فعال بود، ارزیابی شد. داستان ها از نظر ساختارهای ریز و کلان و نوع رویدادهای دارای طرحواره فعال و بدون طرحواره فعال رمزگذاری شدند. یافته های پژوهش نشان داد که عملکرد کودکان با اختلالِ طیفِ اُتیسم در مقایسه با کودکان سالم به طور معنی داری هم در داستان دارای طرحواره فعال و هم در داستان بدون طرحواره فعال برحسب تولید ساختارهای ریز و ساختارهای کلان ضعیف تر بود. به طورکلی، داستان های روایت شده توسط کودکان با اختلالِ طیفِ اُتیسم در مقایسه با کودکان سالم انسجام و پیوستگی کمتری داشتند. مقیاس کامل ضریب هوشی تعیین کننده انسجام و پیوستگی داستان در کودکان با اختلالِ طیفِ اُتیسم بود. علاوه بر این، بررسی داستان دارای طرحواره فعال نشان داد که میزان استفاده از جزئیات مربوط به طرحواره فعال توسط کودکان با اختلالِ طیفِ اُتیسم مانند کودکان سالم بود. با این وجود، میزان استفاده از جزئیات بدون طرحواره فعال در کودکان با اختلالِ طیفِ اُتیسم در مقایسه با کودکان سالم کمتر بود. نتایج پژوهش نشان می دهد آسیب در روایت داستان ممکن است در انواع داستان ها وجود داشته باشد.
Task-Based Language Teaching Vs. Conventional Language Teaching: The Case of News Story Writing in EFL Context(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۰, Issue ۴۰, Spring ۲۰۲۲
123 - 132
حوزههای تخصصی:
This study aimed to investigate the effect of task-based language teaching on news-story writing in Iranian EFL context. To this end, a quasi-experimental, pre- and post-evaluation research design was employed. First, 78 Iranian BA sophomores majoring in translation at Islamic Azad University, Hamedan Branch, were selected through convenient sampling as the participants of the study. They were then randomly divided into two treatment and control groups--task-based group (TB) and conventional teaching group (TC) respectively. Both groups were initially given a test on news story writing to measure their writing ability at the pre-treatment stage. Then, the control group was taught through explanations abstracted from some deductive plans and reading-oriented method of teaching news story structure. The other group was exposed to a six-weak TB treatment based on Willis’ TBL framework. The post-treatment researcher-made test was then administered to compare the participants’ writing progress. The obtained statistical results showed that the employment of the task-based language learning scenario does not lead to an overall significant improvement of Iranian EFL learners’ performance in news-story writing as compared with the conventional teaching of the same skill. This is perhaps due to learners’ negative attitude towards TBLT, which originates from the inconsistency of TBLT with the educational philosophy in Iran. Therefore, TBLT programs may need to be modified on the basis of the local and traditional specifications of the education in the target community to be able to develop the learners’ news-story writing skill.
EFL Teachers Assessment Literacy Needs Inventory: A Case of Fulcher’s Assessment Literacy Framework(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Issues in Language Teaching (ILT), Vol. ۱۱, No. ۱, June ۲۰۲۲
131 - 156
حوزههای تخصصی:
Language assessment literacy has been addressed in a wealth of research. However, many studies have attempted to measure teachers’ assessment literacy, there is still a gap that prompted us to investigate the area from the EFL teachers' assessment literacy needs perspective. To accomplish the purpose, in line with the changes in classroom assessment over the past decades, this study was an attempt to develop and validate an inventory on Teachers Assessment Literacy Needs (TALNs). As the first stage, a set of items was generated through an extensive review of the relevant studies. In the quantitative phase, the developed inventory was administered to 159 English as a foreign language teachers selected through convenience sampling. An inventory construction and validation framework consisting of exploratory analyses was used to examine the construct validity of the proposed inventory. The results indicated that the inventory can be best explained by four components which are knowledge of language assessment literacy, consequences of language assessment literacy, processes of language assessment literacy and teachers’ expectations of Continuing Professional Development (CPD) programs. The TALNs inventory developed in this study aimed to help practitioners and researchers to investigate teachers’ needs in assessment literacy. Fulcher’s (2012) assessment literacy framework was drawn on as the analytic model guiding the study.
الگوی گفتمانی مدیریت و پخش شایعه در شرایط همه گیری کرونا در شبکه اجتماعی تلگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال چهاردهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴۴
35 - 58
حوزههای تخصصی:
پژوهشِ حاضر با انتخابِ برخی نمونه های موسوم به شایعاتِ کرونایی در برخی صفحه های تلگرامی، سعی دارد ماهیتِ گفتمانی این شایعات را در چارچوب تحول نظام های گفتمانی بررسی کند و ابزار مناسب هر نظامِ گفتمانی برای مدیریتِ آن را پیشنهاد کند. یافته های پژوهش نشان می دهد به هر میزان منابعِ اعتبارسنجیِ اخبار، اعتبار خود را از دست می دهند، زمینه شکل گیری شایعه در نسبت با تقلب و جعل بیشتر می شود. رواج شایعه با مرگ در نسبت قرار می گیرد و به تناسب رواج بیشتر، بیش از پیش زمینه شکل گیری نظام گفتمانی خطر و احتمال خطر را تشدید می کند. این در حالی است که مدیریت فضای بحران به تحققِ نظامِ گفتمانی برنامه محور نیاز دارد تا فضایی را که بالقوه خطرناک است، به تدریج از خطر دور و به نقطه امن نزدیک سازد. اوج بحرانِ گفتمانی آن جا رخ می دهد که منابعِ اعتبارسنجی اخبار متناقض تولید کرده و هم دیگر را خنثی می کنند. بنابراین، بر مبنای یافته های پژوهش، بر خلاف تلقی رایج که نظام گفتمانی تصادفی را بهتر از نظام گفتمانی برنامه محور در نسبت با اتیک («دیگری») توصیف می کند، در شرایط همه گیری خطر که اصل بقای نوع انسانی در مخاطره قرار می گیرد، نظام گفتمانی برنامه محور تناسب بیشتری با اتیک و رعایت حقوق دیگری دارد.
مفهوم سازی استعاری شجاعت در متون معاصر زبان فارسی و انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی چگونگی مفهوم سازی استعاره های مفهومی «شجاعت» در متون معاصر زبان فارسی و انگلیسی می پردازد. مسئله اصلی این پژوهش آن است که مفهوم «شجاعت» که از دیدگاه کووچش 2010, P.23) ) یکی از مفاهیم حوزه مقصد اخلاق است چگونه در ذهن فارسی زبانان و انگلیسی زبانان معاصر ساخته و پرداخته می شود؟ برای دست یابی به این هدف، نویسندگان، پیکره ای متشکل از چهارصد جمله حاوی واژه «شجاعت» و مترادف های آن و نیز چهارصد جمله حاوی واژه « bravery » و مترادف های آن را از دو پیکره متون معاصر پایگاه داده های زبان فارسی ( PLDB ) و متون معاصر ملی بریتانیا ( BNC ) جمع آوری کردند و از طریق تحلیل شناختیِ استعاره هایِ مفهومیِ استخراج شده، موردبررسی قرار دادند. مطالعه آماری حاصل از این بررسی نشان داد که به طور پیش نمونه، فارسی زبانان شجاعت را «شیء» و انگلیسی زبانان، «دارایی» می پندارند. همچنین حوزه های مبدأ مشترک زیادی میان دو پیکره به چشم می خورد که عبارت اند از: «دارایی»، «شیء»، «نیروی فیزیکی»، «جهت بالا»، «کنش»، «ماده» و «رفتار انسانی». اگرچه دو زبان فارسی و انگلیسی، استعاره های مفهومی مشترک زیادی برای مفهوم سازی شجاعت دارند، اما تفاوت هایی هم میان آن ها وجود دارد ازجمله حوزه های مبدأ متفاوت میان دو زبان که عبارت اند از: حوزه مبدأ «مسیر» که به زبان فارسی اختصاص دارد و حوزه مبدأ «نمایش» که به زبان انگلیسی اختصاص دارد. چارچوب نظری پژوهش حاضر نظریه استعاره های مفهومی مطرح شده توسط لیکاف و جانسون ( 1980 ) و کووچش ( 2015 ) است.
Implicit Theories of Intelligence and Corrective Feedback Preferences(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Applied Language Studies,Vol ۱۴, No. ۲, ۲۰۲۲
131 - 152
حوزههای تخصصی:
Considering the facilitative role of corrective feedback in language learning, the impact of learners’ noticing on its effectiveness, and the significant contributions of individual attributes in learners’ noticing the corrective feedback, this study is designed to examine how learners’ implicit theories of intelligence (Mindset), an individual attribute, predict their preferences for oral corrective feedback (henceforth, OCF). A total of 143 Iranian EFL learners participated in the study. The participants were assigned to groups of fixed mindset (N=26) and growth mindset (N=26) based on their scores on Language Mindset Inventory (LMI) scale. The data obtained from the questionnaires were analyzed quantitatively. The results indicated that there were significant differences between the fixed-mindset and the growth-mindset groups in their beliefs toward some aspects of OCF. All in all, it can be claimed that language mindset (henceforth, LM) has a significant role in EFL learners’ beliefs about OCF. Pedagogical implications for considering learners’ LM in providing OCF are also discussed.
انتقال معانی حرف جر «باء» به حرف اضافه «به»، مطالعه موردی: سوره آل عمران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال نهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۵
211 - 244
حوزههای تخصصی:
تحلیل معانی و ترجمه حرف جر «باء» در سوره آل عمران دو اصل بنیادی را درباره زبان ها مشخص ساخت: نخست اینکه، ترجمه می کنیم، اما زبان های مبدأ و مقصد را کاملاً درک نمی کنیم (اصل ارتباطی) و دوم اینکه، زبان ها در فرایند ترجمه با یکدیگر برخورد می کنند (اصل زبانی). به دو اصل ارتباطی و زبانی باید یک اصل سوم، یعنی ترجمه های ناهمگون، را افزود. برای مثال، زبان فارسی در برابر 16 معنای حرف جر «باء»، مگر تفدیه (و در این پژوهش، هشت معنای جدید بر آن 16 مورد افزوده شد)، 26 معنا را در حرف اضافه «به» تدارک دیده است، بنابراین ضرورت دارد که مترجمان قرآن (از جمله مترجمان مورد استناد در این پژوهش، یعنی آیتی، صفوی، مجتبوی و مکارم) در وهله اول با زبان فارسی و در وهله دوم با زبان عربی آشنا باشند. بدون تردید، شناخت زبان مادری به معنای شناخت بالقوه زبان های دیگر است. نتایج پژوهش نشان داد که ترجمه درون زبانی حروف جر سوره آل عمران به اندازه ترجمه بین زبانی آنها اهمیت دارد، زیرا این حروف با قرار گرفتن در بافت ویژه قرآن، مستعد خلق معانی متنوع و عامل مؤثر در پدید آمدن ترجمه های ناهمگون هستند. این نکته در کنار هم سطح نبودن دانش زبانی و فرازبانی مترجمان باعث شده تا ترجمه های قرآن با کیفیت های متفاوت عرضه شوند. روش پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی و نیز آماری تحلیلی است. انجام این پژوهش ضرورت دارد، زیرا معانی حروف جر/ اضافه تأثیر قابل ملاحظه ای بر کیفیت ترجمه های عربی به فارسی و به عکس دارند.
تحلیل انتقادی دال مرکزی و برهم کُنِش دال های شناور در گفتمان رمان «سال های ابری» بر اساس رویکرد لاکلائو و مربع ایدئولوژیک ون دایک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال نهم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۶
141-167
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بر آن است تا با تکیه بر نگرش ساختارگرایانه، مفصل بندی دال های شناور، حولِ دال مرکزیِ گفتمان رمان «سال های ابری» را با استفاده از نظریه های ارنستو لاکلائو و تئون ون دایک مورد سنجش قرار دهد. در این راستا، هدف اصلی مقاله آن است تا نشان دهد که چگونه نویسنده با جهت دهی به دال های گفتمان و استفاده از راهبردهای زبانی، تصویری گزینشی و انتخاب شده از جامعه عصر پهلوی، بازنمایی کرده است. این رمان از علی اشرف درویشیان، مجموعه ای معنادار از علائم و نشانه های زبانی و فرا زبانی است. با توجه به این موضوع، نگارندگان به منظور تبیین گفتمان اثر، به تشریح اجزای متشکله آن و توضیح رابطه دال های شناور با دال مرکزی پرداخته؛ سپس زمینه های تبدیل «نابرابری اجتماعی» به دال مرکزی و به تبع آن رشدِ گفتمان سوسیالیسم را مورد بررسی قرار داده اند. پرسش اصلیِ پژوهش حاضر آن است که دال های شناور گفتمان با هدف تثبیت و معنابخشی به دال مرکزی، به چه نحو پیرامون آن شکل گرفته اند؟ نگارندگان با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی، رمان مورد بحث را در سه سطح مورد بررسی قرار داده اند. در ابتدا مؤلفه های گفتمان محور متن شناسایی شد. سپس با توجه به مؤلفه های یافته شده، ارتباط دال هایِ شناور با دال مرکزی گفتمان مورد بررسی قرار گرفت. در مرحله آخر، پس از انجام تحلیل های کیفی، با استفاده از تحلیلِ کمّی، درصد فراوانی دال های شناور و راهبردهای تحلیل ایدئولوژیکی، به صورت جدول و نمودار ارائه گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد که در این اثر، نابرابری اجتماعی به عنوان دال مرکزی در شکل بخشیِ عناصر گفتمانی آن مطرح است. همچنین، دال های شناور که فضای گفتمان رمان، آکنده از آن هاست، در قالب مفاهیمی چون «مساوات اجتماعی»، «نفی استثمار»، «نفی استبداد»، و «آزادی» طوری مفصل بندی شده اند که همگی در خدمت دال مرکزی قرار دارند. در پیوند با نظریه تئون ون دایک، راهبرهای قطب بندی، کنایه، دلالت ضمنی، استعاره، وجهیت، مقایسه، توصیف کنشگر، دراماتیزه کردن، توضیح، تکرار، و فاصله گذاری، مهمترین مقوله های تحلیل ایدئولوژیکی در این گفتمان هستند.
وجهیت احتمالی/ تداولی در زبان ترکی آذربایجانی با رویکرد نظام دستور نقشی هلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عدم توجه به مقوله وجهیت در دستور زبان ترکی آذربایجانی باعث آمیختگی آن با مفهوم وجه و ایجاد ابهام، کثرت و گاه تناقض در تقسیم بندی وجه شده است. هدف این جستار، مطالعه زبان ترکی بر اساس رویکردی است که بتواند تمایزی شفاف بین این دو مقوله ایجاد کند. روش تحقیق، بررسی وجهیت احتمالی/ تداولی در ترکی با توسل به بند های ترکی با معادل های انگلیسی و فارسی آن ها و با پیروی از الگوی ساختار وجه در رویکرد دستور نقشی بوده و این نتایج به دست آمد: حالت های احتمال و تداول در سه درجه و سطح متفاوت در زبان ترکی مشخص شد. برخلاف زبان انگلیسی، در برخی موارد در ترکی آذربایجانی، پیوند هایی که سطح یقین بالا و متوسط را از هم متمایز کند وجود نداشته، بلکه برای دو حالت مذکور از پیوند یکسانی استفاده می شود. همچنین تمایز معنایی زمان داری های مختلف برای بیان درجه امکان در انگلیسی، در زبان ترکی بدلیل استفاده از یک پیوند امکان پذیر نیست. حضور افزوده های وجهی در بند ها سبب ارتقای سطح یقین در این زبان شده و ابهام در تمایز بین درجات زمانداری ها در زبان ترکی را رفع می کند. مفهوم زمان در زمانداری های وجهی در زبان ترکی، برخلاف انگلیسی، به واسطه پیوند-ıd و عدم حضور آن یعنی تکواژ صفر نمود پیدا می کنند که به ترتیب بیان گر زمان گذشته و حال می باشند.
ثبات یا تغییر اصطلاحات خویشاوندی در اثر تماس زبانی: مطالعه موردی در چند روستای دوزبانه خراسان دهه 50(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش تأثیر تماس زبانی در قرض گیری اصطلاحات خویشاوندی در چند روستای دوزبانه خراسان دهه 50 بررسی می شود. داده های زبانی پژوهش از بخش واژگان پرسشنامه اطلس زبانی ایران استخراج شده اند که در پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در حال تدوین است. داده های زبانی 9 آبادی دو زبانه در بخش احمدآباد شهرستان مشهد مورد مطالعه قرار گرفته اند. در هر یک از این آبادی ها، یکی از زبان های ترکی، بلوچی، عربی و ترکمنی در کنار زبان فارسی رایج است. پیکره پژوهش 153 واژه دارد و از تجمیع معادل های گویشی 17 اصطلاح خویشاوندی موجود در پرسشنامه در چهار زبان مورد بررسی به دست آمده است. نتایج پژوهش نشان می دهد بر خلاف نظر عمده پژوهش گران پیشین، در آبادی های مورد مطالعه قرض گیری در حوزه اصطلاحات خویشاوندی نیز صورت می گیرد. میزان قرض گیری در این اصطلاحات در تماس هر یک از زبان های مورد اشاره با فارسی متفاوت ولی جهت آن همواره از فارسی به هر یک از زبان های مورد بررسی بوده است. علاوه بر این، نتایج تحلیل داد ه ها از نظر ساخت واژی و معنایی نشان می دهند که میزان قرض گیری اصطلاحات خویشاوندی بسیط نسبت به مرکب بیشتر و از لحاظ طبقه بندی سببی/ نسبی، قرض گیری اصطلاحات خویشاوندی سببی بیش از نسبی است. همچنین از نظر طبقه بندی این اصطلاحات به درجه یک/ دو میزان قرض گیری درجه دو بیش از درجه یک است. در بین چهار زبان ترکی، بلوچی، عربی و ترکمنی، زبان ترکی بیش ترین و زبان ترکمنی کم ترین میزان قرض گیری را نشان می دهد. در دو زبان عربی و بلوچی میزان قرض گیری در واژگان خویشاوندی در حد میانه این دو و تقریباً به میزان مشابه است.
بررسی ساخت های همپایه تقابلی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۶
323 - 354
حوزههای تخصصی:
این مقاله برآن است تا امکانات زبان فارسی برای بیان ساخت های همپایه تقابلی را مورد بررسی قرار دهد. زبان فارسی علاوه بر استفاده از همجواری، از همپایه سازها نیز برای نشان دادن همپایگی تقابلی استفاده می کند که عواملی همچون مقوله دستوری، کاربردشناسی و معنایی در انتخاب نوع همپایه سازها مؤثر هستند. عموماً وقتی که تأکیدی بر روی همپایه ساز تقابلی نیست یا نوع ارتباط بین دو پایه از طریق مراجعه به بافت قابل تأویل است از همجواری استفاده می شود. در صورت استفاده از همپایه ساز، زبان فارسی از سه نوع آن بهره می برد که عبارتند از: بسیط، مرکب و گسسته (دوتایی). هدف پژوهش حاضر مشخص ساختن همپایه سازهای تقابلی فارسی، تعیین جایگاه آنها و بررسی حساسیت همپایه سازهای تقابلی فارسی به مقوله پایه ها است. داده های این پژوهش مشتمل بر ۹۰ جمله است که از گویشوران بومی یا موتور جستجوگر گوگل جمع آوری شده اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که: اکثر همپایه سازهای تقابلی زبان فارسی به مقوله پایه ها حساس هستند و بیشتر آن ها با بندها به کار می روند. در بین این همپایه سازها تعدادی می توانند علاوه بر بیان همپایگی تقابلی، دیگر انواع همپایگی را نیز بیان کنند. دیگر نکته قابل توجه درباره همپایگی در زبان فارسی استفاده این زبان از «و»، «که» و «هم» به صورت هم زمان به عنوان همپایه سازهای عطفی، تقابلی، علّی و انفصالی است. به لحاظ جایگاه همپایه سازها زبان فارسی جزو معدود زبان هایی است که همپایه ساز می تواند در اول یا آخر بند به کار رود [co- A][B]) و [A][B-co]).
Étude de l’état maladif dans Thérèse Desqueyroux de François Mauriac à la lumière de la psychanalyse freudienne(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Dans cet article, notre objectif consiste à étudier la psychanalyse de Sigmund Freud dans Thérèse Desquereux de François Mauriac (1885-1970) afin de mettre en évidence le motif de l’état maladif des personnages comme une provocation psychique. A travers la trilogie (Ça, le Moi et le Surmoi) de la psychanalyse freudienne, cet article vise à démontrer que le désir de vengeance, se fait par la souvenance rétrospective. Dans cette recherche, nous nous sommes référés à la psychanalyse de Freud pour montrer que la subjectivité est le porteur d’une perturbation mentale dont le reflet se voit dans l’attitude de Thérèse comme une solitude désirée et chez Bernard comme un doute imposé. De plus, « la solitude » et « la séparation » des personnages sont une sorte de l’état maladif étant traitées dans les termes comme la dualité et la complexité. Ainsi, on tentera d’examiner les traits caractéristiques de la théorie de Freud dans la subjectivité (le Ça) et dans l’objectivité (le Moi) ayant mis Thérèse dans la négligence momentanée.
Effects of Metacognitive Strategy Teaching on Intermediate L2 Learners’ Listening Comprehension
حوزههای تخصصی:
Although listening is a crucial skill to enhance one’s position in academia, this skill is challenging for most L2 learners. The first step to improve L2 learners’ listening skill is to figure out their listening problems and to provide them with appropriate instruction. The aim of the current study was told-fold: (1) It explored Iranian intermediate L2 learners’ listening problems, and (2) it examined the effect of metacognitive strategies’ instruction on Iranian intermediate L2 learners’ listening comprehension. Participants were a random sample of 31 intermediate L2 learners in Iran. The Oxford Placement Test (OPT) was administered to the participants to check their homogeneity. Also, the participants’ listening comprehension was pretested. After 10 treatment sessions, the participants were posttested to check the (possible) changes in their listening comprehension ability. In order to check the participants’ listening problems, they filled Liu’s (2010) Listening Comprehension Processing Problems Questionnaire. Data were analyzed through one samples<em> t test</em> and paired samples <em>t test</em>, whose results indicated that metacognitive strategies elevated the participants’ ability in terms of listening. Results revealed that the participants had problems in the steps of parsing and perception, although the problems were not significant. On the other hand, in the utilization phase, there seemed to be no problem. As a result, applying the findings of this research will help materials developers, curriculum planners, instructional decision-makers, and teachers.
Effectiveness of Phonological Intervention in Second/Foreign Language Reading: The Case of A Down Syndrome Girl(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
An intervention study was conducted to investigate whether individuals with Down syndrome would benefit from teaching alphabetic skill and single word reading in foreign /second language despite their phonological, cognitive, memory, and intellectual disabilities. This study is a part of a longitudinal case study focusing on developing a program for reading English done at three stages which comprised teaching English alphabet, vocabulary, and reading. The study focused on a Persian speaking girl with Down syndrome who demonstrated phonological deficit prior to intervention. Data were collected by video recording, documentation, and keeping diaries. Assessments of progress were made at the beginning of a new session following the last teaching session and maintenance of gains was held three months after the last teaching session. The result showed significant gains in reading monosyllabic words. The findings demonstrated that Down syndrome individuals can learn basic reading skill in second / foreign language using "combined approach of phonics and reading" along with multisensory language learning approach (MSL).
بازشناسی دو مفهوم mardōm و bandag در اندرزنامه ها و متون فقهی- حقوقی فارسی میانه زردشتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم «مردم» کلیدی ترین واژه در «تاریخ اجتماعی» است. این مفهوم به همین شکل امروزی در متون فارسی میانه زردشتی به کار رفته است. مساله پژوهش بررسی تطبیقی دو مفهوم «مردم» و «بندگ / بنده» در اندرزنامه ها و متون فقهی - حقوقی و فهم مناسبات اجتماعی از طریق آن است. از این رو پژوهش بر اساس رویکرد زبان شناختی و روش تاریخ مفهوم این پرسش اصلی را طرح می کند که هر یک از این دو واژه در کدام دسته از متون بیشتر ظاهر شده اند و چگونه بر اعضای اجتماع قابل انطباق هستند؟ مدعای نویسندگان این است که واژه mardōm در معنای عامه مردم، اعم از زردشتی و غیر زردشتی، و غالباً در متون اندرزنامه ای به کار رفته و در مقابل، واژه bandag ،در معنای فرمان بر، در متون فقهی- حقوقی به کار می رود و مقصود همان «اتباع» و «پیروان» است که می تواند از پایین ترین سطح تا عالی ترین سطوح نظم اجتماعی را در بر گیرد و در معنای «بنده» بمثابه «برده» نیست، و تنها زرتشتیان را در برمی گیرد.
تیرگی واج شناختی در فارسی کرمانشاهی: بررسی نمونه ای براساس «نظریه بهینگی -زنجیره های گزینه ای»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی فرایند ساخت وجه استمراری/ اخباری در گویش فارسی کرمانشاهی، افزودن پیشوند فعلی /mi-/ به ستاک فعلی دارای آوای گرد، سبب گرد شدن واکه پیشوند می شود. این نوع همگونی در مواردی که واکه یا همخوان گرد در ستاک فعلی نباشد، رخ نمی دهد. بااین حال، در فارسی کرمانشاهی صورت فعلی [mo.xɑm] وجود دارد، که در آن واکه پیشوند ظاهراً بدون وجود هیچ انگیزه ای گرد شده است. این وضعیت گونه ای از تیرگی واج شناختی است. در این پژوهش به بررسی نقش این پدیده در تغییر بازنمایی آوایی و واجی پیشوند استمراری در گویش فارسی کرمانشاهی برمبنای نظریه بهینگی زنجیره های گزینه ای ( McCarthy, 2007 ) که نسخه ای از نظریه بهینگی متوالی است، پرداخته ایم. داده های این تحقیق از طریق گفت وگو با گویشوران گویش فارسی کرمانشاهی، در دو رده سنی بالای پنجاه سال و زیر بیست سال و با اتکا به شم زبانی پژوهشگران بومی، گرد آوری شده است. نتایج حاصل از این پژوهش گویای آنند که علت بروز تیرگی در واکه پیشوندِ وجه استمراری در گویش فارسی کرمانشاهی از آن نوع است که در واج شناسی اشتقاقی، تحت عنوان تعامل «عکسِ زمینه برچینی» مطرح است و نظریه بهینگی متوالی در تبیین این تغییر، عملکردی موفق تر از نظریه بهینگی موازی داشته است.
Iranian EFL Teachers’ Attitudes towards Ministry of Education Top Model Teaching Festivals(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۰, Issue ۴۱, Summer ۲۰۲۲
65 - 76
حوزههای تخصصی:
Teaching practices are believed to be a determining factor in educational systems. For over two decades, the Ministry of Education (MOE) in Iran has been organizing Top Model Teaching Festivals to address the changes required to promote English teachers' professional development. Considering the high amounts of investment in such programs and their impacts on teaching and sustainable learning, this study probed into how the award-winning teachers critically view and evaluate the efficacy of such nationwide festivals. To this end, ten award-winning EFL teachers in the festivals were interviewed using a semi-structured interview protocol to qualitatively elicit their attitudes towards the program. The results obtained from the content analysis of the interview transcripts revealed that such festivals have not adequately fulfilled their main objective, which is to improve the teaching quality and potential of teachers and promote their professional development. Thus, the study calls for a reassessment of the effectiveness of such programs to find alternative ways for empowering teachers.
A Critical Examination of Western and Islamic Orientations to English Language Education in Iran: A Call for Dialogue across Various Perspectives in a Non-Native Context(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Overviewing the current literature on Western and Islamic orientations to English language education and illuminating the advantages and challenges of each orientation, this study endeavored to critically examine English language teaching in the context of Iran. In effect, this study elaborated on modernist, postmodernist, and Islamic orientations to language teaching. In tandem, this critical examination initiated from the modernist orientation because this orientation constituted the basis of contemporary academic disciplines. The findings revealed that there exists a strong similarity between postmodernist and Islamic orientations, when Islam is studied as an educational paradigm rather than a political issue. Moreover, the critical examination of the relevant studies on the context of Iran showed the prevalence of the native speaker ideology, systematicity, and standardisation as manifestations of the modernist orientation leading to unequal Englishes. In reality, unequal Englishes can be considered as a colonial enterprise illegitimizing non-native speakers and downplaying local varieties. Analyzing the concept of unequal Englishes, we have also argued that there is a real need to establish a dialogue across postmodernist and Islamic orientations to challenge power relations and foreground knowing as an act of identity. Accordingly, we called for an ontological turn in English language education in Iran, which revolves around super-diversity and perceives language as a practice situated in a social-cultural-historical context.