فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۶۱ تا ۲٬۱۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
منبع:
علم زبان سال نهم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۶
245-270
حوزههای تخصصی:
قرائت قرآن کریم دارای ویژگی های واج شناختی خاص خود است که فراتر از چارچوب سنتیِ تجوید، قابلیت بررسی در چارچوب نظریه های نوین علم واج شناسی را نیز دارد. دو فرایند اخفاء و اقلاب دو گونه از فرایندهای همگونی جزئیِ همخوان /n/ با همخوان مجاور در جایگاه تولید به شمار می روند. فرایند اخفاء در بافتی رخ می دهد که همخوان /n/ پیش از پانزده همخوان گرفته دهانی یعنی/z/ ، /ẓ/، /s/،/ṣ/ ، /t/،/ṭ/ ،/d/ ،/ḍ/ ،/q/ ،/f/ ، /k/،/ʤ/ ، /ʃ/، /ð/ و /θ/ قرار داشته باشد. فرایند اقلاب نیز شامل همگونی در جایگاه تولید لبی است که در بافتی رخ می دهد که همخوان /n/ پیش از همخوان دولبی /b/ قرار داشته باشد. اقلاب را می توان یکی از گونه های فرایند اخفاء به شمار آورد، زیرا در هر دو فرایند «همگونی جزئی جایگاه تولید خیشومی» رخ داده است. ازاین رو، همخوان /b/ باید در فهرست همخوان های ایجادکننده اخفاء گنجانده شود و نباید اقلاب را فرایند جداگانه ای دانست. پس، همخوان های ایجادکننده فرایند اخفاء را باید شانزده مورد برشمرد. هدف از این پژوهشِ توصیفی تحلیلی در چارچوب نظریه بهینگی، پاسخ به این پرسش است که چه محدودیت هایی و در قالب چه رتبه بندی موجب رخداد این فرایندها می شوند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که محدودیت AGREE[place] عامل اصلی رخداد فرایند همگونی جایگاه تولید خیشومی در دو فرایند اخفاء و اقلاب است. همچنین، محدودیت *[-long N]Obs عامل کشش همخوان خیشومی پیش از همخوان گرفته است.
L2 and L3 Syntactic Development in the Light of Generative Models: An Educational Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study explored the syntactic acquisition by Persian monolingual and Kurdish-Persian bilingual learners of English as a second and third language and the effect of instruction on beginner learners' syntactic acquisition with reference to UG-based non-primary language learning theories. A group of EFL learners (23 Persian monolingual and 73 Kurdish-Persian bilingual learners) were selected. They were divided into beginner, intermediate and advanced levels based on their performance on the Oxford Placement Test. A grammaticality judgment test, a translation test and a functional test were used to collect data. ANOVA analyses indicated that Kurdish- Persian bilingual learners of L3 English and Persian monolingual learners of L2 English were able to reset the parametric variations related to the intended features at intermediate and advanced stages of L3 acquisition, but they failed to do so at the initial stage. The Direct Access (DA) hypothesis, the Full Transfer/Full Access (FTFA) hypothesis and the Modulated Structure Building Hypothesis (MSBH) were found to best explain the findings. Paired-samples t -test showed that instruction positively influenced the acquisition of the syntactic features by beginner-level learners after the treatment.
The Effects of Digital Formative Assessment on Iranian Pre-Intermediate Learners’ Spelling Achievement and Vocabulary Retention in Mashhad
حوزههای تخصصی:
Digital formative assessment was considered as using digital tools and technology to apply formative assessment in the EFL classrooms. Moreover, language learners’ vocabulary retention and spelling abilities are at the heart of language learning. Therefore, the present study examined the effects of digital formative assessment in improving Iranian pre-intermediate EFL learners’ spelling achievement and vocabulary retention in Mashhad. Fifty (N=25 male & N=25 female) pre-intermediate EFL learners into two groups took part in the study. The study was an experimental study with pre-test and post-test designs. The experimental group used the Spelling Bee application in contrast to the control group. This application could present corrected words to students when they did something wrong. Moreover, the teacher gave feedback to students during tasks. The control group did their tasks on the sheet and got feedback from the teacher. KET (Key English Test) test, vocabulary, and spelling test were used as the instruments of the study. At the beginning of the study vocabulary and spelling tests were presented as a pretest to participants in both groups. The participants answered the spelling and vocabulary tests as the post-tests. After the posttest, a delayed posttest was presented to assess vocabulary retention. The obtained results revealed that the use of the digital formative assessment had no significant effect on pre-intermediate Iranian EFL learners ’spelling achievement and vocabulary retention. Administrators, EFL teachers, and EFL language learners, can take advantage of the result of the present study.
La réception de la poésie de Charles Baudelaire en Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
L’accueil aux œuvres de Charles Baudelaire (1821-1867) en Iran, date de 1956, presque un siècle après leur publication en France. En 1857, Charles Baudelaire publie son œuvre majeure, un recueil de poèmes intitulé Les Fleurs du Mal. La littérature française a exercé une grande influence sur la littérature persane. On pourrait dire que l’arrivée au pouvoir des différents rois et les conditions qui régnaient dans la société iranienne, ont probablement exercé une influence sur la façon dont ces poèmes ont été traduits. Cette approche tente d’être une analyse de l’accueil de l’Iran aux œuvres de Charles Baudelaire. Pour cela, dans la perspective de la théorie de la réception de Hans Robert Jauss, nous examinons les conditions « socio-culturelles » qui régissent la société et leur impact sur la traduction des poèmes de Charles Baudelaire en Iran, et cherchons à dégager les différents horizons d’attente des lecteurs iraniens avant et après la Révolution islamique. Cet article décrit l’œuvre de ce poète français en Iran, et la façon dont elle a été traduite, lue et commentée.
مجهول سازی محمول های سببی ساختواژی در ترکی آذری (گونه سریش آباد قروه): انفصال مسبب از رویداد سبب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و گویش های غرب ایران سال دهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳۸
109 - 126
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث نظری مورد مناقشه درخصوص ساختار رویدادی محمول های فعلی، تعلّق یا عدم تعلّق موضوع بیرونی به ساختار رویدادی محمول است. به طور مشخّص، پرسش پژوهش حاضر این است که آیا موضوع بیرونی یک محمول فعلی به وسیله آن فعل به ساختار رویدادی معرّفی می شود یا اینکه موضوع بیرونی از ساختار رویدادی فعل جدا است و با هسته ای دیگر به ساختار رویدادی ملحق می شود. به منظور تعیین جایگاه ادغام موضوع بیرونی و ماهیت هسته معرّف آن، ساخت های سببی ساختواژی و تعامل آن ها با ساخت مجهول در زبان ترکی آذری شهر سریش آباد بررسی شده است. بررسی داده ها نشان می دهد که فعل های سببی ساختواژی که حاصل افزوده شدن وند سببی به صورت ضدّ سببی هستند، می توانند در ساختار مجهول شرکت کنند. صورت فعل سببی در ساخت مجهول نشان می دهد که وند سببی ساز و وند جهت (مجهول ساز) هردو به صورت هم زمان روی فعل ظاهر می شوند. تحلیل داده های آذری که مبتنی بر مجهول سازی فعل های سببی شرکت کننده در تناوب سببی است، به روشنی نشان می دهد که در بازنمایی ساختار رویدادی، هسته های سبب و جهت از هم مستقل و منفک هستند؛ و اینکه معرّف موضوع بیرونی به ساختار رویدادی، هسته جهت است.
بررسی میزان توجّه و یادگیری زبان آموزان بر اساس دو رویکرد آموزشی شناختی و محیطی به صورت گفتاری و نوشتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و پنجم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
153 - 178
حوزههای تخصصی:
با توجه به رشد فناوری های نوین در امر آموزش، تحقیق و توسعه بیشتر در این زمینه می تواند موجب شناسایی روش های نوین آموزشی برای تهیه کنندگان مطالب درسی و معلمان شود. ازآنجایی که هدف معلمان بالا بردن سطح توجه، آگاهی و یادگیری زبان آموزان است، پژوهش حاضر به بررسی میزان توجه و یادگیری زبان آموزان بر اساس دو رویکرد متفاوت آموزش زبان انگلیسی می پردازد. بدین ترتیب زبان آموزان در چهار گروه آزمایشی، ساختارهای زبانی مورد نظر را با دو رویکرد «شناختی» و «محیطی» به صورت گفتاری و نوشتاری آموزش دیدند و میزان توجه آنها به بازخورد غیر صریح معلم و یادگیری آنها مورد ارزیابی قرار گرفت. جامعه آماری شامل 120 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه علمی کاربردی در تهران بود. ابزار مورد نیاز جهت گرداوری داده ها شامل مشاهده، مصاحبه و یک آزمون از ساختار های مورد نظر بود. نتایج آماری تحقیق نشان داد که رابطه معنا داری بین میزان توجه زبان آموزان و رویکرد شناختی وجود دارد، اما رویکرد محیطی در یادگیری ساختارهای مورد نظر تأثیرگذارتر بوده است. همچنین تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که حالت ارائه مواد آموزشی به صورت گفتاری و نوشتاری تأثیر متفاوتی بر میزان توجه و یادگیری زبان آموزان ندارد. رویکرد محیطی به عنوان یک روش آموزشی جدید محیط محور که به ابزار کمک آموزشی موجود در محیط و تعامل زبان آموزان با آنها تأکید دارد می تواند به عنوان یک نوآوری در آموزش کشور مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی عبارات خطاب در زبان ترکی آذری گونه گفتاری خوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت اینکه افراد چگونه باب گفت وگو را باز می کنند یا چگونه همدیگر را خطاب می کنند موضوعی مهم در مطالعات جوامع به منظور ایجاد روابط اجتماعی بین افراد است. این پژوهش به منظور بررسی پدیده اجتماعی عبارت های خطاب با سه هدف شناخت انواع، کارکرد و عوامل اجتماعی به وجود آورنده آن ها در گونه گفتاری ترکی آذری خوی است. روش تحقیق تحلیل محتواست و داده ها که به طور میدانی و با ابزار پرسش نامه از 225 گویشور خویی صورت گرفته است نشان می دهد که هشت نوع عبارت خطاب در مکالمات روزمره این افراد استفاده می شود: اسامی کوچک، نام خانوادگی، عناوین (القاب)، عبارت های خویشاوندی، اسامی تحبیب، اسامی مذهبی، اسامی حرفه ای و عبارت معکوس. تحلیل داده ها نشان می دهد که در این زبان عبارات خطاب در شرایط و موقعیت های گوناگون به ترتیب از بیشترین به کم ترین نشان دهنده نقش های صمیمیت، فاصله قدرت و احترام هستند که بیانگر میزبان بالای نقش صمیمیت در میان این گویشوران در استفاده از ابزار گفتاری خطاب است. همچنین بررسی داده ها بیان می کند که به ترتیب عوامل سن، رابطه خانوادگی، مرتبه اجتماعی، سلسله مراتب شغلی و تحصیلات بر انتخاب عبارات خطاب تأثیر دارند که نشان می دهد در فرهنگ این جامعه زبانی سنتی عامل سن و رابطه خانوادگی بیشتر از موارد دیگر در تعیین فاصله اجتماعی، فرهنگی و طبقاتی دخیل هستند. همچنین برطبق تحلیل داده ها اسم کوچک، بیشترین کاربرد را در بین مردم خوی در حالت آشنایی با مخاطب دارد. اسامی مذهبی نیز بیشترین کاربرد را در بین افراد غریبه دارد که این حاکی از اهمیت و رواج فراون باورهای مذهبی در بین مردم خوی است. به طور کلی ویژگی متمایز این پژوهش نسبت به دیگر تحقیقات این است که علاوه بر بررسی عبارات خطاب عوامل اجتماعی و نقشی مؤثر بر انتخاب آن ها نیز تحلیل شده اند.
پرهیز سیاستمداران ایرانی از عذرخواهی راستین و توجیه فرهنگی آن: پژوهشی در کاربردشناسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عذرخواهی سیاسی گونه ای عذرخواهی است که در آن سیاسیون برای ترمیم وجهه خود، برآورده ساختن مطالبه عموم و آرام کردن افراد آسیب دیده (از خطاها و قصوراتی که بنا به مسئولیتشان متوجه آنان است)، اقدام به آن می کنند. اما عذرخواهی سبک و سیاق خاصی دارد. کمپف ( 2009 ) الگوها و راهکارهای کلامی را می شناساند که افراد با تمسک به آنان از عذرخواهی واقعی اجتناب می کنند؛ به کار بردن ابزارهای واژگانی و نحوی خاص، محو یا کم رنگ نشان دادن کننده کار، انکار مسئولیت، انتخاب قربانی خاص، کاستن از تعداد قربانیان، انتخاب قربانی خاص و نیز عذرخواهی به دلیل بخشی از خطا یا سبک آن و ... نمونه هایی از این راهکارهاست. با بررسی 100 نمونه عذرخواهی سیاسی انعکاس یافته رسانه های داخلی براساس الگوهای کمپف ( 2009 ) این پژوهش مدعی است که عذرخواهی های سیاسی در ایران صادقانه نیست، اما با افزودن عنصر فرهنگ و درنظر داشتِ نقش ترمیمی عذرخواهی می توان به درک بهتری از آن دست یافت. یافته های پژوهش حاکی از آن است که محو یا کم رنگ کردن مسئولیت خود یا پذیرش مسئولیت بخشی از خطا ازجمله راهبرد های اصلی مورداستفاده سیاستمداران ایرانی در طفره رفتن از عذرخواهی راستین است، اما این عدم صداقت در میم های فرهنگی جامعه جمع گرا، صداقت گریز و اغراق زده ایرانی ریشه دارد.
تأثیر واکداری بر طول گیرش، طول واک و طول واکه در همخوان های انسدادی و سایشی زبان ترکی گونه تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واک داری یکی از مشخصه های صوت شناختی مهم در تمایز همخوان ها در بسیاری از زبان ها به شمار می آید. در این پژوهش به مطالعه صوت شناختی همخوان های سایشی و انسدادی زبان ترکی تبریزی پرداخته شد. بدین منظور پارامترهای زمان بنیان ازقبیل طول گیرش، طول واک در منطقه گرفتگی و طول واکه قبل از همخوان های انسدادی و سایشی زبان ترکی آذری در جایگاه بین دو واکه ( VCV ) سنجیده شد. در پژوهش حاضر تلاش شد تا به این پرسش پاسخ داده شود که چگونه تمایز واک داری همخوان های انسدادی و سایشی زبان ترکی بر پارامترهای زمانی تأثیر می گذارد. چهارده گویشور ترک زبان تبریزی دوازده کلمه منتخب از واژه های رایج در زبان ترکی آذری را به صورت تک کلمه سه بار تکرار کردند. نتایج تحقیق نشان می دهد که هر سه پارامتر زمانی به عنوان سرنخ های بالقوه در ایجاد تمایز همخوان های سایشی واک دار و بی واک این زبان محسوب می شوند. نتایج مرتبط با همخوان های انسدادی نیز حاکی از آن است که تنها دو پارامتر طول واکه و طول واک را می توان در تمایز واک داری همخوان های انسدادی زبان ترکی درنظر گرفت. نتایج حاصل برای طول بست این همخوان ها ثابت کرد که اختلاف معناداری بین طول بست انسدادی های واک دار و بی واک وجود ندارد و این پارامتر را نمی توان یک سرنخ تمایزدهنده واک داری در انسدادی های زبان ترکی آذری برشمرد.
فاجیک: مدل شبکه عصبی ژرف کد گذار-کدگشای و منابع زبانی مرتبط برای نویسه گردانی میان تاجیکی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان تاجیکی، یا به شکل درست تر گویش تاجیکی زبان فارسی، از گونه های زنده زبان فارسی است که در کشور تاجیکستان رواج دارد. مهم ترین تفاوت فارسی رایج در ایران با فارسی تاجیکی در سیستم نوشتار است که این تفاوت سبب ایجاد گسست فرهنگی میان دو ملتی که گفتار هم را متوجه می شوند، شده است. ساخت سامانه ای برای تبدیل این دو نوشتار می تواند به نزدیکتر کردن این دو ملت کمک شایان ذکری کند. در گذشته تلاش هایی برای ساخت نویسه گردان رایانشی بین این دو گونه نوشتار صورت گرفته است. این سامانه ها با استفاده از روش های سنتی و قانون محور این کار را انجام می دادند و برای همین خطاهای قابل توجهی در خروجی خود دارند. در این پژوهش تلاش شده است که با کمک روش های یادگیری ژرف این نویسه گردانی انجام شود. در دهه گذشته این روش ها تحول عظیمی در زبانشناسی رایانشی ایجاد کرده اند. در این پژوهش ابتدا پیکره موازی میان فارسی و تاجیکی جمع آوری شده است. سپس با کمک مدل های رشته به رشته یک سامانه نویسه گردانی با عملکرد بهتر نسبت به سامانه های گذشته ایجاد شده است.
بررسی تأثیر پدیده فرسایش زبان خارجی بر مهارت گفتاری زبان آموزان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و پنجم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
103 - 133
حوزههای تخصصی:
پدیده فرسایش زبانی به عنوان مانع مهمی در روند یادگیری زبان، به مفهوم فراموشی و اُفت مهارت های زبانی بوده که براثر نبود تماس زبانی و یا دوری از محیط های آموزشی به وجود می آید. در مهارت های تولیدی، جنبه های متفاوتی ازجمله میزان دقّت، روانی و پیچیدگی مورد هدف این پدیده قرار می گیرند. این مقاله به بررسی تأثیر فرسایش زبان خارجی بر میزان دقّت، روانی و پیچیدگی مهارت گفتاری زبان آموزان ایرانی می پردازد. به این منظور، در پژوهش حاضر 37 نفر از فراگیران زن و مرد زبان انگلیسی در بازه سنی 18 تا 35 سال و با سطح مهارت گفتاری متوسط و پیشرفته بر اساس روش «نمونه گیری در دسترس» انتخاب شدند. همچنین جهت ارزیابی توانایی صحبت کردن شرکت کنندگان، از آزمون آزمایشی «آیلتس» در قالب موضوعات مختلف در چهار مرحله پژوهش و در طیّ یک دوره نُه ماهه (در ابتدای مطالعه، سه ماه، شش ماه و نه ماه پس از قطع فرایند یادگیری زبان) استفاده شد. برای پاسخ به سؤالات تحقیق، از آزمون «ANOVA» با مدل اندازه گیری مکرّر استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد فرسایش، تأثیر قابل توجّهی بر متغیر پیچیدگی دارد. همچنین از نظر دقّت زبانی نیز اختلاف معنی داری در هر چهار مرحله مطالعه مشاهده گردید. به طور مشابه، در ارتباط با متغیر روانی کلامی، نتایج حکایت از تأثیر قابل توجّه فرسایش بر این جنبه از گفتار دارد. افزون بر این، نتایج مربوط به اندازه اثر نشان می دهد که فرسایش، بیشترین تأثیر را بر روانی و کم ترین تأثیر را بر دقّت گفتار دارد. درمجموع، نتایج نشانگر آسیب پذیری قابل توجّه کلّیه جنبه های مهارت صحبت کردن در مقابل فرسایش زبانی است.
بررسی ساخت های همپایه تقابلی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۶
323 - 354
حوزههای تخصصی:
این مقاله برآن است تا امکانات زبان فارسی برای بیان ساخت های همپایه تقابلی را مورد بررسی قرار دهد. زبان فارسی علاوه بر استفاده از همجواری، از همپایه سازها نیز برای نشان دادن همپایگی تقابلی استفاده می کند که عواملی همچون مقوله دستوری، کاربردشناسی و معنایی در انتخاب نوع همپایه سازها مؤثر هستند. عموماً وقتی که تأکیدی بر روی همپایه ساز تقابلی نیست یا نوع ارتباط بین دو پایه از طریق مراجعه به بافت قابل تأویل است از همجواری استفاده می شود. در صورت استفاده از همپایه ساز، زبان فارسی از سه نوع آن بهره می برد که عبارتند از: بسیط، مرکب و گسسته (دوتایی). هدف پژوهش حاضر مشخص ساختن همپایه سازهای تقابلی فارسی، تعیین جایگاه آنها و بررسی حساسیت همپایه سازهای تقابلی فارسی به مقوله پایه ها است. داده های این پژوهش مشتمل بر ۹۰ جمله است که از گویشوران بومی یا موتور جستجوگر گوگل جمع آوری شده اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که: اکثر همپایه سازهای تقابلی زبان فارسی به مقوله پایه ها حساس هستند و بیشتر آن ها با بندها به کار می روند. در بین این همپایه سازها تعدادی می توانند علاوه بر بیان همپایگی تقابلی، دیگر انواع همپایگی را نیز بیان کنند. دیگر نکته قابل توجه درباره همپایگی در زبان فارسی استفاده این زبان از «و»، «که» و «هم» به صورت هم زمان به عنوان همپایه سازهای عطفی، تقابلی، علّی و انفصالی است. به لحاظ جایگاه همپایه سازها زبان فارسی جزو معدود زبان هایی است که همپایه ساز می تواند در اول یا آخر بند به کار رود [co- A][B]) و [A][B-co]).
Implicit Theories of Intelligence and Corrective Feedback Preferences(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Applied Language Studies,Vol ۱۴, No. ۲, ۲۰۲۲
131 - 152
حوزههای تخصصی:
Considering the facilitative role of corrective feedback in language learning, the impact of learners’ noticing on its effectiveness, and the significant contributions of individual attributes in learners’ noticing the corrective feedback, this study is designed to examine how learners’ implicit theories of intelligence (Mindset), an individual attribute, predict their preferences for oral corrective feedback (henceforth, OCF). A total of 143 Iranian EFL learners participated in the study. The participants were assigned to groups of fixed mindset (N=26) and growth mindset (N=26) based on their scores on Language Mindset Inventory (LMI) scale. The data obtained from the questionnaires were analyzed quantitatively. The results indicated that there were significant differences between the fixed-mindset and the growth-mindset groups in their beliefs toward some aspects of OCF. All in all, it can be claimed that language mindset (henceforth, LM) has a significant role in EFL learners’ beliefs about OCF. Pedagogical implications for considering learners’ LM in providing OCF are also discussed.
بررسی تاریخی خاستگاه واج های /l/ و نرمکامی شده /ɫ/ در زبان کردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نوشتار پیش رو سرچشمه تاریخی واج های / l / و نرمکامی شده / ɫ / در دستگاه واجی زبان کردی (شاخه مرکزی و جنوبی) بررسی شده است. در این راستا، خاستگاه تاریخی واج های / l / و / ɫ / به همراه فرایند تحوّل تاریخی واج یا خوشه هایی که در گذر از باستان به دوره نو، در کردی، به واج های / l / و / ɫ / تبدیل می شوند، بررسی شده است. بدین منظور، بررسی از صورت های بازسازی شده از زبان هندوراوپایی آغاز و فرایند تحوّلات رخ داده در گذر به ایرانی باستان و ایرانی میانه (شمال غربی) با ارائه نمونه هایی از هرکدام ارائه، سپس تحوّلات صورت گرفته در گذر به دوره نو در کردی بررسی شده است. واژه های نمونه بررسی شده در پژوهش حاضر، برگرفته از فرهنگ فارسی - کردی مردوخ (مردوخ، 1392) است. در این جستار استدلال می شود که واج / l / در کردی در مواردی خاستگاه هندواروپایی دارد و ادامه * l هندواروپایی است، معلوم می شود که l - در بافت آغازی واژه در کردی با * l - هندواروپایی در جایگاه آغازی واژه برابری می کند، افزون بر این مشخّص می شود که خاستگاه - ɫ در کردی برخاسته از *- l - هندواروپایی در بافت غیر آغازی واژه و توالی * d و * t هندواروپایی و ایرانی باستان مادر است. همچنین تفاوت هایی که بین واج های / l / و / ɫ /، از منظر خاستگاه تاریخی و نیز جایگاه این واج ها در بافت واژه وجود دارد، آشکار می شود.
The Effects of Deductive and Inductive Interventions on Developing Iranian EFL Learners' Pragmatic Competence: An Investigation of the Speech Act of Request(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Since the 1990s, an accumulated body of empirical studies have investigated the main and differential effects of various approaches to second language (L2) pragmatic instruction. To contribute to this line of research, the present study aimed at investigating the effect of deductive and inductive instruction on the development of the speech acts of requests by Iranian EFL learners. In so doing, 51 Iranian EFL English-major students were randomly assigned to either the deductive group (DG) group (n = 24) or the inductive group (IG) group (n = 27). (IG). Both groups were provided with video clips of short conversations including the speech acts of request. The experimental treatment for the DG followed explicitness and deduction accompanied by a variety of drills, whereas the instruction for the IG involved input enhancement techniques. Both deductive and inductive methods of instruction adopted in the present study were operationalized according to the principles underlying the paradigms of Focus on Forms (FonFS) and Focus on Forms (FonF). Speech act development of the two groups was measured through a 10-item Written Discourse Completion Test (WDCT) at the pre-treatment and post-treatment phases of the study. The results obtained from administered WDCT revealed that both deductive and inductive instruction had a significant effect on the learners’ development of requests. Further analysis of the findings revealed that inductive instruction was more effective than deductive instruction. The findings offer theoretical and pedagogical implications.
Teachers’ Perception Towards Differentiated Instruction Approach in Secondary Schools of Namangan City(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۰, Issue ۴۱, Summer ۲۰۲۲
37 - 47
حوزههای تخصصی:
The study investigates English language teachers’ beliefs and perceptions in understanding the notion of differentiated instruction strategy in secondary schools in Uzbekistan. To achieve this, the researchers designed a questionnaire consisting of 3 parts, a question list for semi-structured interviews and an unstructured observation sheet. The instruments were used after having verified their validity and reliability. Our teachers participated in the research who took the questionnaires, 20 sub-samples were interviewed and 10 of them volunteered to conduct the classes per 2 observations, that is 20 observations in total. The results indicate that teachers have different points of view on differentiated instruction strategies based on their experience. There was a big difference among questionnaire and interview responses compared to what was observed in classes in terms of applying elements of Differentiated Instruction such as Content and Process. The analyses of data show that being familiar with DI is statistically significant toward the age, working experience, and grade currently teaching. The study recommends organizing workshops for language teachers to train them to differentiate instructions and increase their awareness of the strategies of differentiation along with organizing lesson observation of those teachers who already implement differentiated instructions in their classes.
Iranian EFL Teachers’ Attitudes towards Ministry of Education Top Model Teaching Festivals(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۰, Issue ۴۱, Summer ۲۰۲۲
65 - 76
حوزههای تخصصی:
Teaching practices are believed to be a determining factor in educational systems. For over two decades, the Ministry of Education (MOE) in Iran has been organizing Top Model Teaching Festivals to address the changes required to promote English teachers' professional development. Considering the high amounts of investment in such programs and their impacts on teaching and sustainable learning, this study probed into how the award-winning teachers critically view and evaluate the efficacy of such nationwide festivals. To this end, ten award-winning EFL teachers in the festivals were interviewed using a semi-structured interview protocol to qualitatively elicit their attitudes towards the program. The results obtained from the content analysis of the interview transcripts revealed that such festivals have not adequately fulfilled their main objective, which is to improve the teaching quality and potential of teachers and promote their professional development. Thus, the study calls for a reassessment of the effectiveness of such programs to find alternative ways for empowering teachers.
GTALL: A GNMT Model for the Future of Foreign Language Education(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The world of foreign language education has been immensely influenced by the glory of emergent machine translation (MT) technologies including Google Translate (GT) (Knowles, 2022). Considering that end users' perceptions reflect GT practicality, ample research has been conducted regarding language learners’ perceptions on GT use. Yet, investigating Iranian student teachers' perceptions on the use of GT as an ICALL tool for language learning in higher education has been underestimated. To bridge this gap, semi-structured interviews with twelve student teachers, who were selected through purposive convenience sampling, were conducted employing qualitative constructivist grounded theory methodology. Data were analyzed based on the grounded theory data coding principles (open, axial, and selective) using the MAXQDA 2020 software. A model of GT use in language learning, entitled ‘Google Translate-Assisted Language Learning (GTALL) was proposed. The three main categories (i.e. GT familiarity and use, Perceptions, and legitimacy) along with 35 sub-categories at two levels supported our core category ‘implementation of GT in language learning’. The results demonstrated considerable pedagogical implications for educational stakeholders. For administrators, to appreciate contemporary pedagogical transformations to fulfill new generation’s needs. For professors, to improve digital literacy, welcome emergent technologies, and bring them into their learners’ service for greater educational achievements, and for language learners, to develop technological skills that guarantee wise and efficient human-machine interactions.
Two Sides of the Same Coin? Exploring Persuasive Discursive Practices in Academic and Popularized Texts in Psychology(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۱۱ , N. ۱ , ۲۰۲۲
111 - 134
حوزههای تخصصی:
Circulation of scientific discoveries occurs in various discourse communities. Adopting an audience-oriented view of writing (Hyland, 2010) and drawing on the appraisal theory (Martin & White, 2005), the current study aimed to explore the evaluative strategies psychologists would use to share their specialist knowledge with scholarly and non-scholarly readers. To this end, a corpus of 38 academic research articles and 38 popularized science articles from the archive of an English international refereed journal, Current Psychology , and two English popularized magazines, Newsweek and New Scientist , were analyzed in terms of attitude resources of appraisal, namely appreciation, affect, and judgment . The results of the study revealed that palpable degrees of persuasion were achieved through including certain attitude elements in both corpora despite no statistically significant difference. The results debunked the myth of objectivity in academic discourse and disclosed the psychology experts’ appealing to persuasive tools for convincing the specialist and non-specialists of the truth value of their research outcomes. The findings carry pedagogical implications for English for the students of psychology courses. Indeed, future psychologists need to get familiar with the common discursive strategies to address their intended audience in academic and non-academic settings.
کنش های زبانی معطوف به خودآگاهی مضاعف در میان نویسندگان دور از وطن در دو رمانِ فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال چهاردهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۲
203 - 217
حوزههای تخصصی:
یکی از کشمکش های درونی نویسندگان دور از وطن<sup> </sup>که در کنش های متنی و زبانی آن ها نیز بازنمایی می شود، تجربه «خودآگاهی مضاعف» آنان است. این کشمکش درونی با دیالکتیک بیرونی آن ها در میل به هویت یابی با سرزمین مادری و یا سرزمین میزبان برابری دارد و به هویت زبانی آنان صورت و محتوا می بخشد. به بیان دیگر، آنان گاهی خود را با سرزمین مادری و گاهی با سرزمین میزبان و گاهی نیز با هر دو هویت یابی می کنند. نگارندگان در مقاله حاضر با تکیه بر نظریه ترجمه فرهنگی و متن های پالیمسستی نشان دادند که نویسندگان دور از وطن چگونه متن های هیبریدی و لهجه دار تولید می کنند. همچنین، نگارندگان، این متن ها را به دلیل اینکه دولایه هستند، متون پالیمسستی نامیده و استدلال کردند که چندلایگی و هیبریدی بودن این متن ها بر خودآگاهی مضاعف نویسندگان دور از وطن دلالت دارد. بر این اساس، دو متن انگلیسی «دید و بازدید» (Bahrampour, 2000) نوشته تارا بهرام پور و «بامزه در فارسی» نوشته فیروزه جزایری دوما (Dumas, 2004) را که به ادبیات دور از وطن تعلق دارند و به سیاست هویتی سوژه های مهاجر پرداخته اند به عنوان پیکره پژوهش برگزیده شد. همچنین، نگارندگان برآن بودند تا نشان دهند که نویسندگان دور از وطن برای بازنمایی خودآگاهی مضاعف خود از چه سازوکارهای زبانی و فرهنگی بهره می برند. به این منظور، هر جا که مصادیقی از ترجمه فرهنگی و مکانیسم های هیبریدساز مانند رمزآمیزی و رمزگردانی یافت شد، جزء داده های پژوهش در نظر گرفته شدند. یافته های این بررسی نشان داد که رمزآمیزی، رمزگردانی، حرف نویسی، وام گیری فرهنگی و ترجمه فرهنگی از جمله کنش های زبانی هستند که به متن های نویسندگان دور از وطن خصلت پالیمسستی می بخشند و سیاست هویتی آن ها را بازنمایی می کنند.