بررسی تأثیر تمرکز مالکیت بر رشد شرکت با توجه به نقش رشد صنعت دربازار سرمایه ایران
منبع:
مالی و پایداری شرکتی سال ۲ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱ (پیاپی ۳)
28 - 50
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش، بررسی اثر تمرکز مالکیت بر رشد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و تحلیل نقش تعدیل کننده رشد صنعت در این رابطه است. ادبیات نظری در حوزه حاکمیت شرکتی نشان می دهد که تمرکز مالکیت – که به طور معمول به تسلط سهامداران عمده بر تصمیمات مدیریتی منجر می شود – می تواند باعث محدود شدن رفتارهای کارآفرینانه و کاهش انگیزه های نوآوری گردد. همچنین، حضور قدرتمند سهامداران عمده ممکن است به رفتارهای فرصت طلبانه و کنترل های محدودکننده ای منجر شود که در نهایت رشد شرکت را تحت تأثیر قرار می دهد. با این حال، انتظار می رود شرایط بیرونی از جمله سطح رشد صنعت بتواند شدت این اثرات را کاهش دهد یا جهت آن ها را تعدیل کند. روش: این مطالعه از نوع کاربردی و مبتنی بر تحلیل داده های تابلویی است. برای انجام پژوهش، داده های مالی و اقتصادی مربوط به شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی نه ساله از سال 1394 تا 1402 جمع آوری شده برای تعداد 105 شرکت از روش غربالگری استفاده شده است. با استفاده از مدل های رگرسیونی چندمتغیره، اثر تمرکز مالکیت بر رشد شرکت مورد سنجش قرار گرفت. همچنین، برای بررسی نقش تعدیل کننده رشد صنعت، متغیر رشد صنعت به عنوان متغیر تعامل وارد مدل شد. جهت کنترل اثرات ناهمسانی واحدهای مقطعی و پویایی داده ها، از آزمون های تشخیصی مناسب و روش های برآورد سازگار با داده های پانل استفاده گردید. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون فرضیه اول نشان داد که تمرکز مالکیت اثر منفی و معناداری بر رشد شرکت دارد. به عبارت دیگر، هرچه میزان تمرکز مالکیت بیشتر باشد – یعنی درصد بیشتری از سهام در اختیار یک یا چند سهامدار عمده قرار گیرد احتمال کاهش رشد شرکت نیز افزایش می یابد. این نتیجه نشان دهنده آن است که سهامداران عمده ممکن است تمایل به محدود کردن سرمایه گذاری های پرریسک و نوآورانه داشته باشند که در نهایت به کاهش نرخ رشد منجر می شود. در ادامه، بررسی فرضیه دوم نیز حاکی از آن است که رشد صنعت به عنوان یک متغیر تعدیل گر، رابطه منفی بین تمرکز مالکیت و رشد شرکت را تضعیف می کند. به طور خاص، در صنایعی که از نرخ رشد بالایی برخوردارند، فرصت های سرمایه گذاری فراوان تر بوده و حتی شرکت هایی با ساختار مالکیت متمرکز نیز از انگیزه بیشتری برای استفاده از این فرصت ها برخوردار می شوند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش، می توان گفت که تمرکز مالکیت به طور کلی اثر بازدارنده ای بر رشد شرکت دارد، اما این اثر در بسترهای صنعتی با رشد بالا کاهش می یابد. بنابراین، سیاست گذاران و مدیران باید در تفسیر اثرات تمرکز مالکیت، شرایط محیطی و صنعتی را مدنظر قرار دهند. همچنین به سرمایه گذاران پیشنهاد می شود هنگام تحلیل ساختار مالکیت شرکت ها، پویایی های صنعت مربوطه را نیز در ارزیابی های خود لحاظ کنند. این پژوهش از منظر نظری نیز با تأکید بر نقش شرایط بیرونی در تعدیل روابط درون شرکتی، به توسعه ادبیات حاکمیت شرکتی و رشد سازمانی کمک می کند. نوآوری: توجه به اینکه رشد صنعت اثر منفی تمرکز مالکیت بر رشد شرکت را کاهش می دهد، مدیران شرکت های دارای تمرکز مالکیت بالا باید استراتژی های سرمایه گذاری خود را متناسب با شرایط رشد صنعت تنظیم کنند. به عنوان مثال، در صنایع در حال رشد، مدیران می توانند از سیاست های توسعه ای مانند ورود به بازارهای جدید، سرمایه گذاری در نوآوری و فناوری، و استفاده از منابع مالی خارجی برای تأمین سرمایه گذاری های رشدزا بهره ببرند تا از فرصت های صنعت به بهترین شکل استفاده کنند.