زمینه:با وجود انبوه مقاله های موجود پیرامون کودکان آسیب دیده شنوایی، مقالات معدودی به طور ویژه به خواهران و برادران کودکان آسیب دیده شنوایی پرداخته اند. هدف مقاله حاضر، بررسی پیامدهای داشتن خواهر یا برادر با آسیب شنوایی است.
روش: در این مقاله، به پژوهش های مرتبط انجام یافته و منتشرشده در بانک های اطلاعاتی و نیز کتاب های معتبر، پرداخته شده است.
یافته ها: منابع یافت شده، در دامنه زمانی سال 1976 تا 2015 قرار دارند. بررسی پژوهش ها حاکی از یافته های متناقض درمورد خواهران و برادران کودکان آسیب دیده شنوایی بوده است.
نتیجه گیری: پژوهشگران پیامدهای داشتن خواهر یا برادر آسیب دیده شنوایی را به صورت طیفی که از یک سو مثبت و از سوی دیگر منفی بود، نشان داده اند.
دلیل همکاری خواجه نصیر الدین طوسی شیعه با مغولان کافر و خونریز، همیشه مورد سوال بوده است. این سوال که غالبا توام با سوء ظن بوده از همان زمان به ویژه از سوی جامعه سنی مطرح می شده است. بی تردید علت آن قبل از هر چیز، تصرف بغداد توسط هلاکو و قتل خلیفه عباسی به دستور ایشان در زمانی که خواجه وزیر و مشاور این ایلخان مغول بوده است. برای این همکاری دلایل فراوانی فقهی، تاریخی، روانشناسی، فلسفی و... وجود دارد که هر یک در هر چیز فلسفی و کلامی است. از این رو معقول است دلیل این همکاری را در حکمت خواجه جستجو کنیم. مهمترین اثر خواجه در این زمینه کتاب «اخلاق ناصری» است، که مهمترین بحث ان نیز «مدینه فاضله» است. در این تحقیق سعی شده است تا پاسخ سوال فوق الذکر بر اساس مدینه فاضله خواجه داده شود. این پژوهش نشان می دهد که خواجه نه تنها به طور نظری به مدینه فاضله و تحقق یافتن آن اعتقاد داشت، بلکه خود نیز در این راستا گام برداشت و برای تحقق بخشیدن بدان کوشیده تا وارد حوزه قدرت و سیاست شود.
روشنفکران دوران پهلوی اول وحدت ملی را مقدمه یکپارچگی سیاسی کشور و راهکاری برای کاهش تعارضات قومی و آشوب های محلی می دانستند. تحقق این امر از دیدگاه آنان به معنای از میان بردن همه تفاوت های موجود در شیوه زندگی، لباس، زبان و... بود. در این میان، گرایش و علاقه همه اقوام ایرانی به زبان فارسی و نقش تاریخی این زبان در وحدت ملی باعث شد گسترش این زبان به عنوان یکی از محورهای اساسی سیاست یکسان سازی مورد توجه قرار گیرد. به همین منظور، دولت می کوشید با راهکارهایی چون توسعه مؤسسات معارفی، استخدام معلمان غیربومی و ممنوعیت استفاده از زبان ها و گویش های محلی زمینه را برای ترویج یک زبان واحد در جهت نیل به وحدت ملی فراهم سازد. اما به کارگیری روش های تحمیلی، دخالت نهادهایی چون ارتش، ممنوعیت استفاده از زبان کردی و تلاش در جهت تضعیف آن بر علاقه مندی و عشق دیرینه کردها به زبان و ادبیات فارسی تأثیر منفی گذاشت و زمینه را برای افزایش تمایلات قومی فراهم ساخت. بررسی اهداف، روند و پیامدهای سیاست های زبانی دولت پهلوی اول در کردستان با تکیه بر اسناد محور اصلی این پژوهش است.
"سازمانهای جمعی مردم سالار با ساختار افقی نقش مهمی در پیشبرد برنامه های توسعه دارند. شوراها بهعنوان یکی از اصلی ترین انواع سازمانهای مذکور در ایران، جدیدترین بازیگر در عرصه مدیریت محلی به حساب می آیند. آنها با احتساب انجمن بلدیه و انجمن شهر اگر چه پیشینهای طولانی در تاریخ معاصر ایران دارند، اما فاقد استمرار تاریخی و نهادینگی و ریشه-های اجتماعی قدرت مند و مؤثر بوده اند. این مساله سبب شده تا نتوانند از کارایی و اثر بخشی لازم برای توسعه سطوح فراملی برخوردار باشند. اگرچه شوراهای روستایی می توانند نقش مهمی در توسعه روستایی داشته باشند اما نسبت به شوراهای شهر کمتر مورد توجه قرار گرفته و مسائل آنها با نگاهی تحلیلی بررسی شده است. هدف این مقاله که به روش کتابخانه ای و بررسی اسناد و مدارک معتبر در زمینه شوراهای اسلامی روستایی تهیه شده، شناخت و تحلیل مسائل و چالش های اجتماعی آنها می-باشد. ...
"
در این مقاله کوشیده ام تا موضع شیعیان را نسبت به حکومت مغولان در ایران روشن نمایم. شیعیان همیشه توسط خلفا و حکومت های وابسته به آنها سرکوب شده بودند. بنابر این شیعیان دشمن خلفا بودند. اما سرانجام سلسله خلافت عباسی به دست مغولان مضمحل شد. بی تردید شعیان از این واقعه خوشحال شدند. از نظر شیعیان هر دو آنها غاصبان حکومت بودند. با این حال، مغولان برای شعیان بهتر بودند. زیرا مغولان نسبت به پیروان همه مذاهب بردبار بودند و با شیعیان رفتاری مهربانانه تر داشتند. بنابراین، روابط شیعیان با ایلخانان نزدیکتر بود.
این دیدگاه شعیان دلایل تاریخی، سیاسی و فقهی داشت. بنابراین شعیانبه حکومت مغولان نزدیک تر شدند. آنها جان بسیاری از شعیان و سنیان به ویژه دانشمندان را نجات دادند و کتاب های زیادی را از نابودی نجات دادند. همچنین اوقاف را احیاء کردند و مؤسسات علمی بسیاری را در سراسر کشور تأسیس کردند. سیاست آزادی مذهبی مغولان و برخورداری شعیان از قدرت سیاسی و ثروت بیشتر موجب گسترش تشیع شد.
بدون شک برنامه ریزی و جهت گیری های آینده صنعت برق در کشور مستلزم بررسی و امعان نظر در مورد تحقیقات صورت گرفته می باشد.بررسی تحقیقات انجام یافته در حوزه دانش مدیریت در این صنعت، جهت تعیین استراتژی های لازم برای توسعه سازمان ها و رشد کارکنان آنها مفید خواهد بود. لذا، هدف از این مقاله بررسی اهداف و ویژگی های پایان نامه هایی است که در حیطه دانش مدیریت، مسائل مربوط به حوزه برق را در کشور مورد تحلیل قرار داده اند. برای رسیدن به این هدف، پایان نامه هایی که در مقطع کارشناسی ارشد طی سال های 1376 لغایت 1385 در موسسه تحقیقات و آموزش مدیریت به نگارش درآمده است، شناسایی شده و پس از بررسی شاخص های مورد نظر، موضوعات آنها دسته بندی، کدگذاری و سپس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. کنکاش و پژوهش در سئوالات و یافته های این پایان نامه ها که از دل سازمانها و موسسات تابعه و وابسته به صنعت برق برخواسته است، مسائل اصلی این صنعت را در سه حوزه شامل بررسی عملکرد سازمان ها، خصوصی سازی و سیستم های اطلاعات مدیریت، معرفی کرده است. بررسی جامع تر این اطلاعات، زوایای دیگری را مشخص نموده که در تصمیم گیری های کلان مدیران این صنعت راه گشا خواهد بود.
سازه کیفیت زندگی را سازهای تحلیلی، سیاستی و عنصری کلیدی در سیاستگذاری و بررسی سیاستهای حوزه عمومی به حساب می آورند و از آن به عنوان شاخص توسعه اجتماعی یاد میشود. ویژگیهای این سازه مانند پویایی، چند بُعدی بودن و پنداشتهای مختلف از آن سبب شده تا این سازه که در ابتدا در حوزههای بهداشت و سلامت مورد استفاده قرار میگرفت به تدریج به دیگر حوزههای مطالعاتی نیز ورود پیدا کند. بی گمان چنین اقبال و توجهی موجب افزایش حجم مطالعات و واکاوی بیشتر این سازه شده است. در ایران نیز همانند سایر کشورها مطالعات کیفیت زندگی تغییراتی را تجربه کرده است. برای شناسایی روند تغییرات مطالعات کیفیت زندگی در ایران تمامی کارهای منتشر شده در سطح کشور در قالب پایاننامهها، پروژههای تحقیقاتی انجام گرفته در دانشگاه و مقالات علمی پژوهشی که عبارت ""کیفیت زندگی"" عنوان موضوعی یا چکیده آنها را شامل میشود، جمعآوری و مورد بررسی قرار گرفتهاند. نتایج این تحلیل نشان میدهد که اگرچه در سالهای اخیر بر تعداد حوزههای مطالعاتی غیرپزشکی کیفیت زندگی در ایران افزوده شده ولی تعداد مطالعات آنها در مقایسه با حوزه مطالعات پزشکی بسیار کم میباشد. میزان مطالعات کیفیت زندگی در ایران در حوزه پزشکی بیش از 8 برابر این تعداد مطالعات در زمینه علوم اجتماعی است. علوم اجتماعی نسبت به پزشکی با دید جامعتری به بررسی کیفیت زندگی میپردازد، جامعه مورد مطالعه آن متنوعتر و تعداد مولفههای کیفیت زندگی در این حوزه بیشتر و به لحاظ محتوایی گستردهتر است. این ویژگیها میتواند مطالعات کیفیت زندگی را به سمت بررسی دقیقتر این سازه سوق دهد که به واسطه آن به توان میزان پیشرفت و توسعه جامعه را اندازه گرفت. بر همین اساس مطالعات کیفیت زندگی در ایران باید رویکرد اجتماعی کیفیت زندگی را بیش از پیش مورد توجه قرار دهد که این نیازمند افزایش تعداد مطالعات در حوزههای غیرپزشکی کیفیت زندگی میباشد. موضوعی که در مطالعات اخیر کیفیت زندگی در قیاس با مطالعات اولیه بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.
ادوار فقه و تحول در روش فقاهت شیعه رابطه ی مستقیمی با اوضاع اجتماعی مذهبی جوامع شیعی دارد؛ به طوری که می توان آن را منعکس کننده ی خصوصیات یک عصر تاریخی و در عین حال مؤثّر در شکل گیری عناصر عصر بعد دانست. این تحوّلات فقط تفریع فقه و بیان احکام را دربر نمی گیرد، بلکه شامل روش استنباط و نقش فقها در کاربرد احکام نیز می گردد. دو دوره مهم از ادوار فقه شیعی، مقارن با دوران حکومت ایلخانی و تیموری است؛ دوره ی نخست، دوره ی تقلید و رکود فقه است که تا نیمه ی قرن هفتم ادامه دارد و پس از آن یکی از طولانی ترین ادوار فقه و اصول شیعه آغاز می شود و مجددا، فقه شیعی، دوره ای از شکوفایی و پویایی را تجربه می کند. در این دوره با ظهور دانشمندان بزرگ شیعی، فقه دچار تحولات اساسی و مهمی می شود. در این مقاله سعی شده است با نگاهی به سیر تحوّل فقه شیعه از دوره ایلخانی تا اواخر تیموری؛ عوامل رکود فقه شیعه پس از شیخ طوسی و شرایط تأثیرگذار بر رشد دوباره آن در دوره پس از مغول بررسی شود. لیکن پیش از آن با نگاهی مختصر به دوره قبل از ایلخانی به کارنامه و تلاش های شخصیت های برجسته ای نظیر شیخ طوسی، شیخ مفید و سید مرتضی اشاره شده است. همچنین موانع پیشِ روی علمای عصر مغول و فرصتها و چالش های آن عصر، بخش دیگری از این مقاله را تشکیل می دهد. بررسی سیر تحوّل فقه شیعه و شرایط پر فراز و نشیب آن طی دو دوره ی مذکور، نتیجه ی پایانی این نوشته است.
موقعیت مناسب دولت شهر جنوا و همکاری در جریان جنگ های صلیبی و تحول در تجارت از لحاظ تشکیلات و شیوه در آستانه ی تشکیل امپراتوری مغول، باعث شکل گیری مرحله ی جدیدی از تجارت بین قاره ای شد. تجارت برای مغول به عنوان یک سنت در حکومت ایلخانان همچنان اهمیت داشت. حضور تجار جنوایی در بنادر شرق طالع و دریای سیاه و نیازهای دو جانبه موجب نزدیکی روابط دو طرف شد و دوره ی خاصی در مناسبات تجاری ایران و دولت شهر جنوا به وجود آمد. جنوایی ها به ایجاد کنسولگری و اعزام کنسول هایی برای نظارت بر تجار خود در شهرهایی مانند تبریز پرداختند. حکومت های مسیر جاده ی ابریشم که از منافع تجارت بین قاره ای بهره مند بودند، با ایجاد تسهیلات و واگذاری امتیازاتی به تجار، به روند تجارت سرعت بخشیدند. هرچند ایلخانان در انجام فعالیت های تجاری به مسائل سیاسی توجه نداشتند، به دنبال شکست های متعدد در شام، بخشی از فعالیت های آنان از مسائل سیاسی تأثیر پذیرفت. سیاست ضربه به منافع تجاری همزمان با فعالیت های نظامی دنبال شد. ایلخانان در کسب همکاری متحدان جنوایی خود به دلیل منافع حاصل از تجارت با ممالیک، موفقیت چندانی به دست نیاوردند.
بعد از آنکه روند هجوم مغولان توسط ممالیک متوقف شد، ایلخانان مغول برای ارتباط بهتر با اروپا، مقابله با ممالیک و حفظ منافع سیاسی و اقتصادی خویش، نیازمند ائتلاف با دولت های مسیحی شرقی همچون ارمنستان و بیزانس بودند. دولت بیزانس نیز در زمان سلسله پالئولوگوس (paleologue) در مقابل خطرات سیاسی پیرامون خود که حیات بیزانس را تهدید می کرد با ایلخانان دارای اهداف و منافع مشترک سیاسی و اقتصادی گردید. با وجود این دولت بیزانس گرچه در ابتدای دوره ایلخانان، برای ائتلاف با آنان پاره ای اقدامات انجام داد؛ اما نه تنها نتوانست مانند ارمنستان به ائتلافی پایدار و همگرایی مداوم با ایلخانان دست پیدا کند، بلکه به دلیل شرایط استراتژیک خود، در اکثر مواقع، در برخورد با همه دولتها به ویژه رقیبان ایلخانان سیاست موازنه را پی گرفت. این پژوهش ضمن تبیین جایگاه بیزانس در سیاست خارجی ایلخانان، با روشی توصیفی – تحلیلی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای سعی دارد چگونگی و عوامل مؤثر در اتخاذ رویه مذکور از سوی دولت بیزانس را مورد بررسی و بازکاوی قرار دهد.
برپایی جشن های گوناگون به مناسبت های مختلف و اجرای برنامه های گزینشی و ایراد نطق ها و خطابه های هدفدار یکی از کم هزینه ترین، عملی ترین و در عین حال، زودبازده ترین اقدامات برای تبلیغ و تأکید بر تحوّلات جامعه ایران و بزرگ نمایی خدمات شخص رضاشاه و تهییج احساسات توده مردم بوده است؛ بنابراین دولت پهلوی اول اهتمام ویژه ای به برگزاری جشن های مختلف در راستای همسو ساختن مردم با برنامه مدرن سازی و کاستن از موج مخالفت و مقاومت ها داشته است؛ در این پژوهش تلاش شده است با روش تحلیلی- اسنادی از طریق بررسی اسناد و مدارک آرشیوی و روزنامه ها به این پرسش پاسخ داده شود که در دوران پهلوی اول چه جشن هایی و با چه اهدافی توسط کارگزاران دولتی در مناطقی چون کردستان اجرا شده و برگزاری این جشن ها تا چه حد توانسته است به تثبیت سیاست های فرهنگی دولت در منطقه یاری رساند؛ یافته های پژوهش نشانگر آنست که برگزاری جشن های دولتی دستاوردهای مقطعی داشته و در ایجاد تغییرات پایدار در افکار و رفتار اهالی مناطقی چون کردستان ناتوان بوده است.
سید جمال الدین اسدآبادی و امام خمینی، دو نماینده بارز جریان بیداری اسلامی در دو دوره مختلفند که دایره شمول اندیشه و آراء این دو در زمینه بیداری اسلامی گسترده است. در این گستردگی وجوه تشابه و تفارق در کلیات و جزئیات آراء وجود دارد. مسأله وحدت (وحدت اسلامی، وحدت ملل مسلمان و غیره) از کلیات مشابه با جزئیات متفاوت است که جایگاه مشخصی در مجموعه اندیشه های دو متفکر دارد. در مورد سید می توان گفت که وحدت، بن مایه و اساس مبارزه سیاسی وی بوده و در آراء امام خمینی این مسأله جزئی مهم از مجموعه فکری ایشان را تشکیل می دهد. بنابراین هدف این مقاله بررسی اندیشه وحدت نزد سید جمال الدین و امام خمینی است. به نظر می رسد نظریه پردازی دو متفکر در باب وحدت، تحت تأثیر شرایط مختلف به ویژه شرایط سیاسی زمان و کیفیت مبارزه سیاسی آن ها بوده است.
عصر صفویه یکی از ادوار مهم ایجاد تاریخ روابط خارجی ایران با کشورهای اروپایی است از این رو بررسی سیاست و شقوق آن در آیینه نگاه شاهان و مردم ایران عصر صفوی و بخصوص در حوزه سیاست خارجی مهم ترین هدف این مقاله است. در این مقاله به این امر پرداخته شده است که ایرانیان در مقایسه با اروپاییان همان عصر دیدگاهی متفاوت نسبت به سیاست داخلی و خارجی داشته اند. این تفاوت ها بنیادین و مبتنی بر آموزه های تاریخی و تحولات در نظام معرفتی اروپاییان بوده است. هم چنین در این پژوهش بر این تأکید شده است که ایرانیان از پادشاه تا عموم مردم به دلایلی هیچگاه زمینه لازم برای درک تحولات موجود در اروپا را نداشتند و آنها هرگز نمی توانستند از اندیشه ای واحد در خصوص سیاست برخوردار باشند.