بختیار شعبانی ورکی

بختیار شعبانی ورکی

مدرک تحصیلی: استاد فلسفه تعلیم و تربیت گروه علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۶۶ مورد.
۱.

Consciousness and Education: A Neurophenomenological Take on Contemplative Pedagogy(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۰
Objective: To investigate how contemplative pedagogy—rooted in contemplative consciousness—can reframe educational paradigms by leveraging a neurophenomenological understanding of consciousness as an irreducible, embodied, and emergent phenomenon. Method: This study adopts a neurophenomenological methodology, integrating first-person experiential insights with third-person perspectives on neural, bodily, and environmental dynamics. The framework is applied to pedagogical strategies that foster contemplative modes of consciousness across four interrelated dimensions: internal awareness, embodied action, intersubjective empathy, and contextual systems. Result: Contemplative pedagogy manifests across four interconnected domains: 1) Internal dimension: Self-exploration and identification through “innernet” consciousness techniques. 2) External dimension: Enacted embodiment via processes of autopoiesis, emergence, and enaction. 3) Intersubjective dimension: Cultivation of empathy, compassion, and contemplative states such as emptiness and groundlessness. 4) Interobjective dimension: Engagement with social structures, extended systems, institutional contexts, and their influence on consciousness. These domains reveal how contemplative pedagogy intentionally cultivates consciousness in holistic and transformative ways. Conclusion: Framed through a neurophenomenological lens, contemplative pedagogy offers a rich, multidimensional educational paradigm that bridges consciousness theory and pedagogical practice. It underscores the potential for education to cultivate deeply embodied and relational forms of understanding, thus reframing learning as a transformative process rooted in contemplative consciousness.
۲.

از فکر تن تا فکر قلب: تحلیلِ نقطه افتراقِ نگاه مثبت گرای مولوی ازگفتمان مثبت اندیشی نئولیبرال و تبیین راهکارهای تربیتی بارورکننده فکر قلب در اندیشه تربیتی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱
هدف: این پژوهش با هدفِ شناسایی نقطه تمایز گفتمان مثبت اندیشی نئولیبرال از اندیشه های تربیتی مولوی انجام شده است. روش: روش پژوهش تحلیلی-تطبیقی بوده و به لحاظ هدف از آن جهت که گامی در راستای شکوفایی هدف غایی تربیت اسلامی می باشد، کاربردی محسوب می گردد. جامعه مورد مطالعه، گفتمان مثو دستیابی به آن را برای مسئولان قابل برنامه ریزی می نماید.؛ چرا که انطباقِ تعاریف قرآنی حاصل از این مفهوم با اشعار تربیتی مولوی نشان می دهد که بارور شدنِ فکر قلب، همان رسیدن به حیات طیبه قرب است. بت اندیشی آکادمیک و غیرآکادمیکی است که بر قدرت ذهن در خلق واقعیت بیرونی تاکید می کند. کلیدواژه های نمونه، شادی و ذهن هستند که به مقایسه دو دیدگاه در باب این کلیدواژه ها پرداخته شد. یافته ها: تمایز اصلی مثبت اندیشی نئولیبرال و آموزه های مولوی، تفاوت در دو دستگاه ادارکی ذهن و قلب است. مولوی از ذهن با عنوان ظلمت یاد می کند و معتقد است که ماندن در ظلمات ذهن و متولد نشدن از آن، عامل اصلی تیره روزی و غم در عالم است. او به دو نوع فکر، یعنی فکر تن و فکر قلب اشاره کرده و معتقد است برای رسیدن به شادی غیرآمیخته با غم، لازم است با صبر بر درد هوشیارانه پرهیز از دستورات فکر تن(ذهن) به شرح صدر یا فکر قلب مجهز شد. نتیجه گیری: آموزه های مولوی در باب توجه به قلب و پروش فکر آن، فارغ از آنکه راهکاری بدیع و جدی در رسیدنِ به شادی اصیل می باشد، ایهام مفهومی حیاتِ طیبه به عنوانِ هدف غایی تربیت اسلامی را نیز از بین برده
۳.

روند تحول مفهوم سازمان آموزشی: از پریشانی تا تکاپوآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۱۵۹
در این مقاله با روش استنتاج منطقی روند تحول مفهوم سازمان آموزشی از زمان یونان باستان تاکنون مورد بررسی قرار گرفته، آنگاه بر پایه رویکرد عصب پدیدارشناسی معنای بدیل سازمان آموزشی ارائه شده است. بنابراین نخست تصریح شده است سازمان آموزشی در طول تاریخ دو دوره سایه (پریشانی) و وابستگی را پشت سرگذاشته است. در دوره اول که پیش از انقلاب صنعتی است سازمان آموزشی هنوز مشخصه های معین خود را ظاهر نکرده و آموزش به صورت پراکنده توسط نهادها و افراد مختلف صورت می پذیرفت. بعد از انقلاب صنعتی و پیدایش سازمان های مختلف، سازمان آموزشی متاثر از نظریه های مدیریت و سازمان دولتی و صنعتی، ساختار و تعریف نسبتاً مشخصی دارد. در نتیجه  مفهوم آن با پایه همین نظریه ها تبیین شده است. در ادامه با بررسی سازمان آموزشی تکاپوآفرین که برآمده از نظریه عصب پدیدارشناسی به یادگیری و شناخت است، به مفهومی بدیل از سازمان آموزشی پرداخته شد. در این تعریف عنصر «مکان» در محیط و جامعه بسط یافته، عنصر«زمان» محدودیت خود را از دست داده، عنصر «یادگیرنده» مبتنی بر شرایط، مسیر، زمان و مکان یادگیری تعریف شده ، عنصر «معلم» صرفاً یک انسان استخدام شده تلقی نشده و هر کس یا حتی چیزی است که فرایند یادگیری را برای شاگرد تسهیل کند و «روش آموزش-رهبری سازمان آموزشی» با تغییر از ایستایی به پویایی، از تک صدایی به چند صدایی و از تمرکز گرایی به تمرکز زدایی دچار تحول می شود. سازمان آموزشی تکاپوآفرین در پی آن است که عنصرهای «انسانیت» و «زندگی» را به عرصه آموزش و پرورش برگرداند.
۴.

فلسفه تعلیم و تربیت برای صلح: پیوند پداگوژی کلاسی و رهبری جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۸۳
این مقاله فلسفه آموزش را به عنوان ابزاری برای ترویج صلح از طریق برقراری پیوند میان  روش های آموزشی در کلاس و رهبری جهانی بررسی می کند. این مقاله بر ظرفیت ذاتی انسانی برای «مراقبت از دیگری» تأکید می کند و از پرورش همدلی، همبستگی و پروا برای مواجهه با چالش های اجتماعی و جهانی حمایت می کند. با استفاده از بینش های فلسفی از چهره هایی مانند مولوی، اینشتین و لائو تسه، این مقاله بین صلح درونی—آرامش شخصی که از طریق تفکر به دست می آید—و صلح بیرونی که شامل هماهنگی اجتماعی و عدالت است، تفاوت قائل می شود و بر ارتباط متقابل این ابعاد و ارتباط آنها با آموزش تأکید می کند. نقش فیلسوفان آموزشی در سطح خرد و کلان مورد بررسی قرار می گیرد و تأکید می شود که آنها بر فراگیران، سیاست گذاران و ساختارهای اجتماعی تأثیر می گذارند. آموزش صلح به عنوان ابزاری تحول آفرین برای پرورش مهارت های انتقادی مانند مذاکره و همدلی در دانش آموزان معرفی می شود. این مقاله همچنین به چالش های جهانی می پردازد و از فیلسوفان آموزشی می خواهد که به طور فعال در دیپلماسی و تغییر سیستم برای ترویج صلح مشارکت کنند. مشارکت فیلسوفان تربیتی این گفتمان را غنی می کند و دیدگاه هایی در مورد حمایت، اخلاق، تاریخ و محدودیت های آموزش صلح ارائه می دهد. این بینش ها به طور جمعی ظرفیت آموزش را به عنوان بستری برای تحول اجتماعی و هماهنگی جهانی برجسته می کنند.
۵.

واکاوی و تبیین جایگاه سه رویکرد فکری منطق ذهنی، الگوی ذهنی و راهبردهای استدلالی در فرایند اطلاع یابی کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۲۱۴
هدف: باتوجه به اینکه رفتار اطلاع یابی یک فرایند حل مسئله و دربرگیرنده گام های مختلف است. ازاین رو می توان ادعا نمود که افراد هنگام تعامل با نظام های جستجو و تصمیم گیری در هر مرحله از این فرایند تحت تاثیر شیوه استدلال و نوع تفکر خود بوده و تا رسیدن به هدف ممکن است بارها اقدام به تکرار، تغییر عبارت جستجو و یا انجام جستجو نمایند. بنابراین شناسایی نوع استدلال افراد در هر مرحله از فرایند اطلاع یابی باعث افزایش آگاهی درباره چالش های ذهنی کاربران و استدلال هایی که در ذهن آنها رخ می دهد، می شود. بنابراین هدف از نگارش این نوشتار بررسی، تبیین نظری و مقایسه جایگاه سه رویکرد فکری منطق ذهنی، الگوهای ذهنی و راهبردهای استدلالی و جایگاه آن ها در فرایند اطلاع یابی است.روش: در این پژوهش با رویکرد نظرورزی جایگاه سه رویکرد فکری (منطق ذهنی، الگوهای ذهنی و راهبردهای استدلالی) در فرایند اطلاع یابی مقایسه و برمبنای آن مزیت نسبی راهبردهای استدلالی در قیاس با دو رویکرد دیگر تبیین گردید.یافته ها: بررسی رویکردهای فکری مختلف نشان می دهد که نمی توان با تکیه بر یک رویکرد در فرایند اطلاع یابی اقدام به حل مسئله نمود چراکه از رویکرد منطق ذهنی و استفاده از قوانین منطقی تنها می توان در مرحله صورت بندی پاره های اطلاعاتی مختلف و یا مرحله ارزیابی نتایج استفاده نمود، حال آنکه بررسی رویکرد الگوهای ذهنی نشان از کاربرد این رویکرد هم در مرحله بیان نیاز، تعریف و درک مسئله و هم در مرحله ارزیابی نتایج است. در این میان بررسی رویکرد راهبردهای استدلالی حاکی از آن است که با توجه به اینکه برخی از راهبردهای استدلالی مبتنی بر قواعد منطقی و برخی از آنها مبتنی بر الگوهای ذهنی است لذا استفاده از هریک از راهبردهای استدلالی در هریک از مراحل فرایند اطلاع یابی به چشم می خورد.نتیجه: مقایسه سه رویکرد فکری (منطق ذهنی، الگوهای ذهنی و راهبردهای استدلالی) نشان داد در رویکرد راهبردهای استدلالی می توان از از طیف گسترده ای از راهبردها جهت انجام وظایف و تکالیف استدلالی که از نظر کاربرد قواعد منطقی در یک سطح قرار ندارند، استفاده نمود. به عبارت دیگر رویکردهای مبتنی برقاعده (منطق ذهنی) و یا الگوهای ذهنی در هنگام حل مسئله می توانند تحت راهبردهای استدلالی بکار روند. افزون براین در این رویکرد، ساختار نحوی، معنایی و همچنین محتوا و بافت مسئله مورد توجه قرار می گیرد بنابراین در مقایسه با دو رویکرد دیگر، می توان رویکرد راهبردهای استدلالی را به مثابه بدیل مناسب برای تبیین و پیشبرد فرایند اطلاع یابی درنظر گرفت.
۶.

ازخودکارآفرینی به شادی آفرینی: تحلیلِ روند برساختِ مثبت اندیشی در زیست-سیاست نئولیبرال و نقد مبانی اخلاقی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۴۳
این پژوهش با هدف آشکار نمودنِ وجه رویت ناپذیر گفتمان مثبت اندیشی به روش تحلیلی- استفهامی-انتقادی، روند برساختِ سوژه مثبت اندیش را مورد بررسی قرار داده و بر مبنای ویژگی های این سوژه، تقایل این سوژه با اخلاقِ دیگرخواهی را به تصویر کشیده است.  نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که ابتدا انسان به عنوان انسانِ اقتصادی تعریف و جامعه به دو دسته کارگر و سرمایه دار تقسیم شد، به منظور جلوگیری از کاهش بهره وری کارگر با دستمزدِ حداقلی و کار حداکثری ، سوژه خودکارآفرین زاده شد. این سوژه همزمان کارگر و سرمایه دار است؛ از آنجایی که امکان کارآفرینی برای همه افراد وجود ندارد، گفتمان مثبت اندیشی به برساخت سوژه شادی آفرین مبادرت ورزید؛ سوژه ای با بنگاه اقتصادی مصرف برای تولید رضایت خود و البته این گفتمان برای جلوگیری از افسردگی ناشی از نداشتن پول کافی جهتِ هزینه کردن در بنگاه اقتصادی مصرف، ابتدا شادی را به عنوان یک ارز هیجانی و عامل خلق ثروت و موفقیت معرفی نمود و پس از آن به منظور رویت پذیری سوژه خودکارآفرین در زیست-سیاست نئولیبرال، بهزیستی را با فاکتورهای خاص به عنوان معیارهای انسان موفق و ثروت آفرین معرفی کرد و در نهایت اینکه سوژه ای که در پی تولید رضایت خود است و بهزیستی را رضایت از زندگی، داشتن دستاورد، غوطه وری و ... می داند در تقابل با انسانی قرار دارد که از منظر اخلاق دیگرخواهی، خود را در برابر رضایت دیگری متعهد و مسئول دانسته و بهزیستی را مجموع همدلی و همدری در قبال دیگری به منظور کاستنِ درد و رنج او تلقی می نماید.
۷.

صورتبندی روشهای مواجهه با اندیشه های برون دینی در آثار اندیشمندان تربیت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۶ تعداد دانلود : ۲۵۹
موضوع این مقاله بررسی صورت های مواجهه با اندیشه های برون دینی در آثار اندیشمندان تعلیم و تربیت اسلامی است. هدف این پژوهش بررسی انتقادی و در نظر گرفتن تفاوت موقعیت ها، اقتضائات، ترجیحات فکری نویسندگان و هدف های متفاوت آنها در انتخاب یک شیوه مواجهه خاص با اندیشه های برون دینی است و از روش تحلیل هرمونوتیکی بهره برده است. نتایج نشان می دهد که هر کدام از شیوه های مواجهه دارای مزیت ها و محدودیت هایی است و می توان آن را همراه با نمونه مثال ها در عناوین استقلال گرا (شریعت مداری)، مبناگرا (علم الهدی)، رقابت پیشرو (صفائی حائری)، تلفیقی (باقری)، حمایت گرا (قطب) ابزارنگر (مظلومی)، آسیب شناسانه (کیلانی) و پاسخگو (مطهری) و در سه دسته کلی تأثیر بر بینش مخاطب، راهبردی و مقابله با اندیشه های الحادی (برای مخاطب عام، خاص و متخصص) طبقه بندی نمود. رویکرد استقلال گرا نشان دادن جامعیت اسلام در فضای آغاز انقلاب، رویکرد حمایت گرا تجدید روحیه اعتمادبنفس پس از مشاهده پیشرفت های علمی جهان غرب، رویکرد پاسخگو پاسخ دادن به شبهات برخاسته از مواجهه غرب و اسلام، رویکرد آسیب شناختی ارائه خوانش جدید از اسلام پس از ناکارامدی رویکردهای دینی، رویکرد میانه گرا انعطاف و گشودگی منتقدانه دربرابر اندیشه های برون دینی برای اخذ مزیت ها و احتراز از آسیب های آن در جهان رسانه، رویکرد رقابت پیشرو یکی ساختن جهان دینی و دنیوی مخاطبان دینی، رویکرد ابزارنگر استفاده انتخابگرانه از اندیشه های غربی در فضای اعتماد به یافته های علمی غرب، و رویکرد مبناگرا مقابله با انحرافات فکری غرب در اساس فلسفی را برای تدوین نظام تعلیم و تربیت رسمی مطالبه می کند.
۸.

چرخش روش شناختی تعیین هدف های تربیت دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۹ تعداد دانلود : ۱۰۰۲
هدف اصلی در این مقاله تبیین چالش های موجود در تعیین هدف های تعلیم و تربیت دینی و معرفی روش جدیدی مبتنی بر احادیث معرف بهترین های امت اسلامی است که در آن ضمن اشاره به گسست میان هدف های فوقانی و فرودین، نقش منفعل هدف ها، خطر التقاط و ابهام در ترکیب اندیشه دینی و اقتضائات در رویکرد های موجود و به منظور مرتفع ساختن آنها احادیث معرف بهترین افراد امت شامل دو نوع ساختار صفات عالی بدون مرجع و صفات عالی دارای مرجع برای تعیین اهداف، شناسایی و تحلیل شده اند. برای پاسخ به چالش های احتمالی رویکرد بدیل، اصل تقسیم پسینی، تعدیل با دو معیار، بی زمان بودن صیغه تفضیل، تکثر معنایی و وحدت مصداقی و خوشه بندی مخاطبان مورد بررسی قرار گرفت.
۹.

چالش های اخلاقی استفاده از سامانه همانندجو در مؤسسات آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۱ تعداد دانلود : ۳۶۳
هدف این مقاله بررسی چالش های استفاده از سامانه همانندجو و ضوابط موجود در دانشگاه های ایران برای استفاده از این سامانه و صیانت از صداقت علمی در آموزش عالی ایران است. در این مقاله سه بستر اصلی اخلاق پژوهش؛ صداقت علمی، سامانه همانندجو با نظر به مفروضه های بنیادی آن و امکانات در دسترس و مورد استفاده دانشگاه ها در اجرای ضوابط، مد نظر قرار گرفته است. بررسی ها نشان می دهد که صداقت علمی ناظر به تعهد به کشف، انتشار و استقرار حقیقت، صرفاً با اتکا به سامانه همانندجویی محقق نمی شود. به علاوه استفاده از این سامانه به عنوان منبع انحصاری برای استقرار صداقت علمی به نتایجی منتهی می شود که بر خلاف انتظار و نیز هدف هایی است که سامانه همانند جو برای تحقق آن تأسیس شده است. بنابراین نشان داده می شود که چگونه ضوابط دانشگاه ها برای استفاده از سامانه همانند جو به اقدامی قانونی برای وارونه سازی ملاک های صداقت علمی منتهی می شود.
۱۰.

تحلیل و نقد بازنمایی گرایی در کنش بازیابی اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۴ تعداد دانلود : ۴۱۴
دکترین بازنمایی گرایی ریشه در فلسفه ذهن و علوم شناختی دارد، اما در فلسفه زبان نیز ردپای آن را می توان دنبال کرد. هدف از این مطالعه آن است که رویکردهای بازنمایی گرایی به زبان و معنا با پژوهش های علم اطلاعات تطبیق داده شود. روش این مطالعه فلسفی است. روش های فلسفی، روش های پژوهش عقلانی هستند و شاخصه روش فلسفی نظرورزانه بودن آن است. به این منظور در بخش اول، کاربرد و دستاوردهای بازنمایی گرایی برای کنش بازیابی اطلاعات تحلیل شده است. پژوهش ها با توجه به میزان پرداختن به مسایل زبان و معنا در سازماندهی و بازیابی اطلاعات دسته بندی شده اند. سپس، در بخش دوم با عنوان نقد رویکرد بازنمایی گرایی در پیوند با کنش بازیابی اطلاعات، رویکرد بازنمایی گرایانه به زبان در کنش بازیابی اطلاعات در قالب پژوهش های مرتبط تحلیل و نقد شده است. بازنمایی گرایی در سازماندهی و بازیابی اطلاعات با تأکید بر بُعد زبانی نظریه ای است که به دلیل وجود رابطه ثابت بین واژه ها و جهانی که آنها بازنمایی می کنند، از آن طرفداری می نماید. بازنمایی گرایی در ابزارهای معنایی (مانند اصطلاح نامه ها، سرعنوان های موضوعی و رده بندی ها) که در این مطالعه از کلیه فرایندهای صورت گرفته بر روی آنها با عنوان کنش بازیابی اطلاعات یاد شده، به اشکال مختلف قابل نقد است.
۱۱.

بازنمایی گرایی: بنیان های فلسفی زبان در سازماندهی و بازیابی اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷۱ تعداد دانلود : ۶۳۵
هدف: به دست دادن فهم عمیق بازنمایی گرایی در سازماندهی و بازیابی اطلاعات که به عنوان اصل و پارادایمی پذیرفته شده در این رشته علمی است، از راه تحلیلِ بنیان های فلسفه ذهن و فلسفه زبان. بر این اساس خاستگاه و اندیشه های مرتبط با بازنمایی گرایی در علم اطلاعات و بازیابی اطلاعات توضیح داده شده است. روش: روشِ این مطالعه، استنتاج منطقی است. رویکرد در این روش نظری و استدلالی است. بر این اساس، ویژگی و ماهیت آن نظرپردازانه بودن است. یافته ها: بازنمایی گرایی یا رئالیسم غیرمستقیم ریشه در دکارت گرایی قرن هفدهم، تجربه گراییِ قرن هجدهم لاک و هیوم و در ایدئالیسم کانت دارد. زبان در این دوران که به فلسفه اولیه مدرن شهرت دارد، وجود مادی ندارد و کاملاً در خدمت به نظم درآوردن تصورات قرار می گیرد. تأکید بازنمایی گرایی در فلسفه ذهن بر این است که ایده ها و تصورات بر زبان برتری دارند و زبان تنها بازنمایی کننده افکار است. در فلسفه زبان نیز بازنمایی گرایی یعنی زبان مانند آینه، بازنمای مفاهیم است و معنی نیز مطابق این رویکردِ بازنمایی گرا به زبان، ثابت است. نتیجه گیری: بنیان های فلسفی بازنمایی گرایی مستلزم واکاوی دیدگاه های معرفت شناختی نسبت به مسأله شناخت و ارتباط آن با واقعیت است. بازنمایی، به عنوان یک پارادایم و اصلی اساسی در حوزه سازماندهی دانش و بازیابی اطلاعات مطرح است. به منظور فهم بازنمایی گرایی در این حوزه و پیوند آن با زبان و معنی باید به این نظریه و ریشه های آن در فلسفه ذهن توجه کرد تا بتوان با بهبود و یا تغییر رویکرد بازنمایی گرا به زبان برای بهبود نظام های سازماندهی و بازیابی گام برداشت چرا که اساساً وظیفه اصلی هر نظام سازماندهی و بازیابی، بازنمایی دقیق و شفاف از اطلاعات و دانش است. نتیجه این مطالعه نشان داد که داده های ارائه شده درباره نظریه بازنمایی گرایی مبین و مؤید نگاهِ حاشیه ای و نه در مرکز به زبان در دوران غلبه ی این نظریه در فلسفه بوده است. امید است تا دستاوردهای بازنمایی گرایی در فلسفه ذهن و زبان، آورده ی مناسب برای علم اطلاعات و به ویژه نظام های سازماندهی و بازیابی اطلاعات به نفع بازیابی بهتر و دقیق تر داشته باشد تا متخصصان سازماندهی و بازیابی از این دستاورد برای بهبود نظام های معنایی بهره ببرند لذا می توان با بهبود و یا تغییر رویکرد بازنمایی گرایانه به زبان در علم اطلاعات، نسبت به بهبود کلی نظام های معنایی سازماندهی و بازیابی گام برداشت.  
۱۲.

تضاد و تفاوت در تربیت مبتنی بر گفت وگو با نظر به دیدگاه های ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۷ تعداد دانلود : ۴۳۱
هدف مقاله حاضر، تبیین جایگاه تضاد و تفاوت میان شرکت کنندگان در گفت وگو بر اساس نگرش وجودی صدرالمتألهین است. برای این منظور، از روش استنتاجی استفاده شد و آرای ملاصدرا در خصوص هستی، انسان و معرفت مورد بازخوانی قرار گرفت و جایگاه تضاد و نقش محوری آن در تربیت گفت وگویی تبیین شد. دیدگاه های رایج نیز که بر گفت وگو در فرایند تعلیم وتربیت تمرکز کرده بودند، مورد نقد و بررسی قرار گرفتند و مشخص شد دیدگاه های مذکور، تضاد و تفاوت را محدود پنداشته و به این علت، درک و توصیف آن ها از تربیت مبتنی بر گفت وگو با کاستی هایی مواجه است. سپس نقش وجود شناسانه تضاد و تفاوت در نگرش صدرایی بررسی شد و تبیینی متمایز از تربیت مبتنی بر گفت وگو ارائه گردید که متفاوت با دیدگاه های رایج است. در ادامه دستورالعمل هایی برای گفت وگومحور ساختن جریان تربیت به دست اندرکاران تعلیم وتربیت پیشنهاد و بر این نکته تأکید شد که تربیت گفت وگویی، زمانی در مسیر حقیقی و اصیل خود قرار می گیرد که تضادها و تفاوت ها بین طرفین گفت وگو رسمیت یابد و این امر، مستلزم مواجهه ای وجودگرایانه با انواع تفاوت ها و تضادها است.
۱۳.

ظرفیت استعاره متناظر در کشف مبانی تعلیم وتربیت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۸ تعداد دانلود : ۶۴۸
هدف این مقاله، تبیین نقش استعاره در شکل متناظر و تمایز آن با برداشت صرفاً ادبی و زیبایی شناختی و یا صرف الهام بخشی، به منظور افزایش دقت علمی در تعلیم وتربیت اسلامی است. برای این منظور، چنین استدلال شد که استعاره متناظر باتوجه به تکیه صرف بر متن دینی و نیز غیرانتخابی بودن کلیت و چارچوب آن می تواند بدیل مناسب رویکردهای موجود برای ارائه مبانی و اصول تعلیم وتربیت اسلامی باشد. این الگوی استعاری دارای ویژگی های محوریت علم به جای تربیت، ذکر جزئیات در مقابل کلیت، پیوند توأمان علم و تربیت به جای رابطه پیوستاری و نقش مبنایی در مقابل نقش تکمیلی است.
۱۴.

نظریه پردازی در برنامه درسی: تبیینِ تفهمی تجربه های تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۴ تعداد دانلود : ۷۴۴
نظریه پردازی در برنامه درسی روش شناسی تدوین نظریه است و بر این اساس دو ساختار تبیینی و تفهمی برای تدوین نظریه ها مشخص شده است. نظریه های تبیینی به سیاق علوم تجربی و نظریه های تفهمی با در نظر گرفتن درجاتی از درگیر شدن شخصی، تکرار ناپذیری و فهم پیچیدگی ها تدوین می شوند. در این مقاله دو ایده اصلی نظریه پردازی عینیت گرا-کاهش گرا و ذهنیت گرا -رمز و راز گرا و شاخه نومفهوم گرایی مربوط به آن در انطباق با نظریه های تبیینی و تفهمی قرار می گیرند و نابسندگی آنها در مواجهه با ساحت های حیات انسانی مشخص می شود. عصب پدیدارشناسی به عنوان درمان نابسندگی بخشی نگری و تفکیک منابع معرفتی و ذهنی معرفی و بر اساس اصول آن، مسائل به شکل شبکه ای از وجوه مختلف پدیدارهای متنوع و حالت های ناظر بر محتوای آنها صورت بندی می شود.
۱۵.

تبیین و نقد درونی مدل ترکیبی تربیت اخلاقی ناروائز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۹ تعداد دانلود : ۶۷۸
هدف اصلی این پژوهش تبیین و نقد درونی مدل ترکیبی تربیت اخلاقی از دیدگاه ناروائز می باشد. در مقاله تبیین شده است که ناروائز دو رویکرد تربیت منش و تربیت اخلاقی عقلانی را به منظور ترکیب انتخاب و سپس این دو رویکرد را با توجه به مبانی فلسفی آنها با هم مقایسه کرده و نقاط قوت و ضعف آنها را تبیین نموده است تا بتواند نقاط مثبت آنها را با هم ترکیب کند و به نظریه ای جامع که مبرا از نقاط ضعف دو رویکرد مذکور باشد دست یابد. در ادامه تبیین شد که ناروائز مدلی را ارائه می کند که به زعم او حاصل ترکیب نقاط قوت دو رویکرد پیش گفته است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که ناروائز در دیدگاه خود دچار تناقض های درونی متعدد شده است. از جمله: برتر دانستن اصول تربیت منش بر تربیت اخلاقی عقلانی، ارائه الگو توسط او علیرغم اینکه قائل به این است الگو، قاعده و اصول خاصی را در تربیت اخلاقی نمی توان و نباید ارائه کرد، باقی ماندن بر نقاط ضعف رویکردهای مبدأ، نادیده گرفتن استقلال متربی و نهایتا عدم پاسخگویی به سوالات بیشمار در تربیت اخلاقی.
۱۶.

توانمندسازی دانشجویان در فرایند راهنمایی رساله دکتری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۹ تعداد دانلود : ۴۶۶
این پژوهش، با هدف فهم تجربه های زیسته دانشجویان دکترا در پیوند با توانمندسازی آن ها در فرایند راهنمایی رساله انجام شده است. نوع پژوهش، کیفی و روش پژوهش، پدیدارشناسی توصیفی هوسرل بود. مصاحبه شوندگان، ده تن از دانشجویان دکتری بودند که با روش گلوله برفی انتخاب و با استفاده از ابزار مصاحبه باز پاسخ استاندارد، با آن ها مصاحبه شد. قابلیت اعتماد یافته-ها (باورپذیری، انتقال پذیری، تأیید پذیری و قابلیت وابستگی) از طریق بررسی توسط اعضاء، توصیف فربه و ممیزی بیرونی احراز شد. نتایج پژوهش، بیانگر فرازوفرود وضعیت توانمندسازی در فرایند راهنمایی است. ازجمله عوامل افزایش دهنده توانمندی؛ گزینش راهنما، درک همدلانه، نقش های سیال، بازخورد اثربخش و قابلیت های دانشجو است. از جمله عوامل کاهنده توانمندی؛ مسئولیت پذیری حداقلی، عدم تخصص و سوء بازخورد راهنما است که دانشجو را به مسیرهای غیرمتعارف سوق می-دهد. واژه های کلیدی: راهنمایی رساله، تجربه زیسته دانشجو، توانمندسازی
۱۷.

چرخش از "نظریه پردازی" به "نظریه پردازی همادین در برنامه درسی": رویکردی عصب پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۷ تعداد دانلود : ۸۱۵
نظریه پردازی تبیینی و نظریه پردازی تفهمی در برنامه درسی که به ترتیب منسوب به رویکردهای تجربی-آزمایشی و پدیدارشناسی-تفسیری هستند با ابتنای انحصاری به علوم تجربی به بیگانگی از معنای ژرف زندگی و با تکیه بر تجربه های زیسته به تنهایی به نادیده گرفتن دقت علمی منجر می شوند. مقاله حاضر با توجه به این موضوع، ابتنای به مفروضه های اساسی عصب پدیدارشناسی از قبیل هستی شناسی بدنمند، معرفت شناسی موقعیتی و غیر قطعی و روش شناسی متعامد را زمینه نظریه پردازی در برنامه درسی با هدف توجه یکپارچه به ابعاد مختلفِ حیات انسانی می داند. در این پژوهش با روش نظرورزی فلسفی ضمن نقد دو دیدگاه نظریه پردازی تبیینی و نظریه پردازی تفهمی در برنامه درسی، دلایل مربوط به ادعاهای مورد نظر در مواجهه با آنها سازماندهی و با زنجیره ای از استدلال هایِ مبتنی بر یکپارچگی جهان هستی و ما فهیا مدعای بدیل با عنوان نظریه پردازی همادین در برنامه درسی استنتاج شده است. نظریه پردازی همادین در برنامه درسی به عنوان دستاوردی عصب پدیدارشناختی آمیزه ای از تبیین و تفهم است که ضمن حفظ استقلال آنها غیر کاهش گرایانه و غیر تفکیکی است و ویژگی هایی از قبیل جامعیت، موقتی بودن، عقلانیت، هم افزایی و عاملیت ترکیبی را دارد. عدم قطعیت، در هم تنیدگی، پیچیدگی، خلق الساعه گی و شمولیت از جمله استلزام هایی هستند که در چرخش عصب پدیدارشناسانه نظریه پردازی برنامه درسی به عنوان ایده پیشنهادی این پژوهش به آن ها اشاره شده است.
۱۸.

تبیین تربیت گفتگو محور در نظریه انتقادی مقاومت: مطلوبیت و امکان تحقق آن در نظام آموزشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲۵ تعداد دانلود : ۹۵۲
هدف اصلی این مقاله، تبیین گفتگومحوری در رویکرد مقاومت به تربیت انتقادی با تأکید بر دیدگاه های ژیرو می باشد. برای دستیابی به این هدف، با استفاده از روش تحلیلی به بررسی آثار ژیرو و دیدگاه های او در خصوص تربیت، مدرسه، دانش و ایدئولوژی پرداخته شد. نتایج به دست آمده نشان داد گفتگو، محور تربیت انتقادی و زمینه ساز تحقق هدف رهایی بخشی است و با مفاهیم دموکراسی، تضاد و نقد ایدئولوژی پیوند عمیقی دارد. همچنین، متأثر از نگاهی است که نسبت به انسان، فرهنگ (طبقه اجتماعی و اقتصادی)، دانش، ایدئولوژی و روابط آنها با یکدیگر دارد. علاوه براین، با وجود مطلوبیت در روایت بومی از گفتگومحوری براساس مبانی نظری سند تحول بنیادین آموزش وپرورش ایران، تحقق آن در بافت فعلی نظام آموزشی ایران با چالش های اساسی همراه است.
۱۹.

چرخش روش شناختی ارزشیابی از آموخته های دانش آموزان: مبتنی بر رویکرد عصب پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۷ تعداد دانلود : ۵۹۶
هدف اصلی این مقاله تبیین دشواری های رویکردهای ارزشیابی موجود و پیشنهاد رویکرد بدیلی برای رفع این دشواری هاست. بنابراین نخست رویکردهای موجود ارزشیابی مورد نقد و بررسی قرارگرفته اند، آنگاه با ابتنا به رویکرد عصب پدیدار شناسی و با الهام از تحلیل لایه ای علی، نظریه انتگرال ویلبر و منطق فازی، ارزشیابی انتگرال پیشنهاد شده است. مهمترین ویژگی های این رویکرد در ارزشیابی عبارتند از، نگرش هولوگرافیک به حیات پیچیده آدمی، در نظرگرفتن روابط علی، هیورستیک و متعامد ذهن، مغز، بدن و محیط در ارزشیابی و توجه هم زمان به لایه سطحی تجربه اجتماعی و داده های کمی و آن وجه از تجربیات یادگیرنده که پدیداری، اول شخص و مفهومی است.
۲۰.

سازواری یا ناسازواری تربیت و سیاست؛ خوانش انتقادی نظریه های فضیلت گرایی، قدرت گرایی و انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۰ تعداد دانلود : ۹۵۰
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و ارزیابی جریان های فکری ناظر به مسئله سازواری تربیت و سیاست می باشد. برای دستیابی به این هدف، سیر تحول اندیشه های ناظر به مناسبات تربیت و سیاست به عنوان دو امر و نهاد اجتماعی از منظر سازواری چارچوب نظری هر یک با هم، همخوانی با فلسفه اجتماع و یا با چارچوب فکری معیار مورد تحلیل قرار گرفت. در این تحلیل از الگوی هدف وسیله در معنای موسّع آن و همچنین دوگانه ساختار کارکرد دولت در کنار نظریه بحران اسپریگنز بهره گرفته شد. نتایج این مطالعه منجر به شناسایی سه جریان اصلی «فضیلت گرایی»، «قدرت گرایی» و «نظریه انتقادی» شد که طرح یا برجسته شدن آن ها اغلب واکنشی و برای سازوار نمودن تربیت و سیاست با هم و بر اساس فلسفه اجتماع مربوطه است. در پایان، در نتیجه تحلیل، مقایسه و نقد نظریه های موجود، نسخه اصلاح شده فضیلت گرایی متناسب با شرایط دولت جدید و بافت اندیشه اسلامی به مثابه رویکرد مرجح پیشنهاد شد. تصریح شد که تغییر معنای تربیت و سیاست و همچنین توزیع قدرت سه راه پیش روی رفع ناسازواری میان تربیت و سیاست به شمار می روند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان