اسماعیل سلیمانی

اسماعیل سلیمانی

مدرک تحصیلی: استادیار گروه روانشناسی، دانشگاه ارومیه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ارومیه، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۹۴ مورد از کل ۹۴ مورد.
۸۱.

اعتبارسنجی و هنجاریابی مقیاس کمال گرایی تحصیلی دانشگاهی (CAPS)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کمال گرایی تحصیلی دانشگاهی هنجاریابی کمال گرایی خودانتقادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۷۳
هدف از انجام این پژوهش اعتبارسنجی و هنجاریابی مقیاس کمال گرایی تحصیلی دانشگاهی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع اعتباریابی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه ارومیه در سال ۱۴۰۲ بودند که ۳۳۸ نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها به روش آنلاین جمع آوری شدند. ابزارهای به کارگرفته شده مقیاس کمال گرایی تحصیلی و مقیاس کمال گرایی چندبعدی (MPS)، مقیاس خودانتقادی (LOSC) و مقیاس کمال گرایی مثبت و منفی (PANP) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل عامل تأییدی و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. داده ها نیز توسط نرم افزار ۲۳ - SPSS و Amos تحلیل شد.نتایج تحلیل عامل تأییدی نشان داد که مقیاس کمال گرایی تحصیلی با ۲۷ گویه دارای ۴ عامل است و پایایی پرسش نامه ضریب آلفای کرونباخ آن ۸۸/۰ بود. نتایج بررسی روایی همگرا نشان داد که بین مقیاس کمال گرایی تحصیلی دانشگاهی (CAPS) و مقیاس کمال گرایی چندبعدی (MPS)، مقیاس خودانتقادی (LOSC) و مقیاس کمال گرایی مثبت و منفی (PANP) همبستگی معناداری وجود دارد.باتوجه به یافته های این پژوهش، مقیاس کمال گرایی تحصیلی دانشگاهی دارای ویژگی های روان سنجی مناسبی است و می توان از آن به عنوان ابزاری مناسب در جهت بررسی کمال گرایی تحصیلی استفاده کرد. این ابزار از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است
۸۲.

اعتکاف و اثرات روان شناختی آن در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اعتکاف امید به زندگی سلامت روان معنای زندگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۷۲
هدف: هدف محققان در این پژوهش، مقایسه سلامت روان، معنای زندگی و امید به زندگی در دانشجویان معتکف و غیر معتکف بود. روش: پژوهش حاضر، توصیفی از نوع علّی- مقایسه ای و جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاههای آذربایجان غربی است که بهار 1396 در مسجد دانشگاه علوم پزشکی ارومیه معتکف بودند. نمونه آماری شامل 20 نفر از دانشجویان معتکف و 20 نفر غیر معتکف است که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های GHQ، امید به زندگی اشنایدر و معنای زندگی استفاده شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیّره و نرم افزار اس.پی.اس.اس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین دو گروه معتکف و غیر معتکف، در معنای زندگی و امید به زندگی، تفاوت معناداری وجود دارد؛ اما در سلامت روان، بین دو گروه تفاوت معناداری به دست نیامد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، شرکت در مراسم اعتکاف موجب ارتقای امید به زندگی و معنادار شدن زندگی می شود.
۸۳.

روابط ساختاری روان رنجوری با اختلال بدشکل انگاری بدن با میانجی گری حساسیت اضطرابی در متقاضیان انواع جراحی زیبایی صورت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حساسیت اضطرابی اختلال بدشکل انگاری بدن روان رنجوری جراحی صورت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۶۸
زمینه: اختلال بدشکل انگاری بدن اختلالی شایع بوده و تأثیرات منفی بر کیفیت زندگی افراد دارد. از طرفی روان رنجوری موجب افزایش آسیب پذیری در برابر اختلال بدشکل انگاری بدن می شود. از سویی هم حساسیت اضطرابی می تواند عامل میانجی در این رابطه باشد. با این حال، روابط میان این متغیرها در قالب یک مدل منسجم و در جمعیت متقاضیان جراحی های زیبایی نیاز به بررسی بیشتری دارد. هدف: هدف پژوهش بررسی روابط ساختاری روان رنجوری با اختلال بدشکل انگاری بدن با میانجی گری حساسیت اضطرابی در متقاضیان انواع جراحی صورت بود. روش: روش اجرای پژوهش توصیفی، همبستگی و از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی مراجعه کننده به کلینیک های زیبایی شهرستان ارومیه برای انجام جراحی زیبایی صورت در بازه زمانی خرداد الی مرداد 1403 بود. افراد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به پرسشنامه های وسواسی اجباری ییل-براون برای اختلال بدشکل انگاری بدن (فیلیپس، 1997)، شخصیتی پنج عاملی (مک کری و کاستا، 2004) و حساسیت اضطرابی (ریس و همکاران، 2001) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزارهای SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 24 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: بین روان رنجوری و اختلال بدشکل انگاری بدن رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (01/0 p<، 193/0 =β) و حساسیت اضطرابی یک متغیر میانجی در این رابطه است. همچنین تأثیر روان رنجوری بر حساسیت اضطرابی (001/0 p<، 340/0 =β) و تأثیر حساسیت اضطرابی بر اختلال بدشکل انگاری بدن (001/0 p<، 314/0 =β) مثبت و معنادار است. مدل فرضی پژوهش نسبت به مدل های جایگزین برازش مطلوب تری داشته و می تواند به درک بهتری از عوامل مؤثر بر اختلال بدشکل انگاری بدن و ارائه راهکارهای درمانی کمک کند. نتیجه گیری: نتایج چهارچوب مناسبی از سبب شناسی اختلال بدشکل انگاری بدن فراهم آورده و می تواند در طراحی مداخلات درمانی مبتنی بر کاهش روان رنجوری و حساسیت اضطرابی برای بهبود نشانه های این اختلال در متقاضیان انواع جراحی صورت کمک کند.
۸۴.

بررسی مدل علّی خودپنداشت ریاضی و اشتیاق تحصیلی با اضطراب ریاضی با تاکید بر نقش میانجی راهبردهای یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودپنداشت ریاضی اشتیاق تحصیلی راهبردهای یادگیری اضطراب ریاضی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۱۶
اضطراب ریاضی، به عنوان یکی از عوامل بازدارنده یادگیری ریاضیات امروزه مورد توجه بسیاری از روان شناسان آموزشی و شناختی قرارگرفته است. هدف ازاین مطالعه بررسی روابط ساختاری اضطراب ریاضی برپایه خودپنداشت ریاضی و اشتیاق تحصیلی با تاکید بر نقش میانجی راهبردهای یادگیری بود. روش تحقیق مطالعه همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه دانش آموزان دختر- پسر مدارس دوره دوم متوسطه شهر ارومیه بودند که نمونه ای به حجم 200 نفر از طریق روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایی چند مرحله ایی انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه خودپنداره ریاضی صدق پور و همکاران(۱۳۹۶)، مقیاس اشتیاق تحصیلی فردریکز وهمکاران(2004)، مقیاس اضطراب ریاضی پلاک و پارکر(1982) وپرسشنامه راهبردهای یادگیری داوسون و م کاین ری(2004) استفاده شده است. نتایج تحلیل آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین خودپنداره ریاضی با راهبردهای یادگیری(583/0-R=) و اضطراب ریاضی(682/0-R=)؛ و همچنین بین اشتیاق تحصیلی با راهبردهای یادگیری(646/0R=) و اضطراب ریاضی(619/0-R=) روابط متقابل معناداری وجود دارد. همچنین تمامی شاخص های برازش مدل تأیید شد. به طوری که ضرایب استاندارد مسیرها نشان داد اثر مستقیم خودپنداشت ریاضی به راهبردهای یادگیری(39/0=β)؛ خودپنداشت ریاضی به اضطراب ریاضی(49/0-=β)؛ اشتیاق تحصیلی به راهبردهای یادگیری(46/0=β)؛ و اشتیاق تحصیلی به اضطراب ریاضی(44/0-=β) در سطح معنی دار می باشد. همچنین نتایج آزمون بوت استراپ نرم افزار AMOS نشان داد که اثرات غیرمستقیم خودپنداشت ریاضی و اشتیاق تحصیلی به اضطراب ریاضی از طریق راهبردهای یادگیری معنی دار است. براساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که رابطه خودپنداشت ریاضی و اشتیاق تحصیلی با اضطراب ریاضی یک رابطه خطی ساده نیست.
۸۵.

نقش تمیزی تمایزیافتگی خود و بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده در اختلال علائم جسمی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جسمانی سازی بی اعتبار سازی هیجانی درک شده تمایزیافتگی خود نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۷۴
شکایت های جسمی در بین نوجوانان شایع است و عوامل هیجانی نقش مهمی در بروز و تشدید آن دارند. پس هدف پژوهش تعیین نقش تمییزی تمایزیافتگی خود، بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده در نشانه های اختلال علائم جسمی است. پژوهش حاضر از نوع طرح های همبستگی هست. جامعه آماری را کلیه دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر خوی تشکیل می دهند که 265 نفر به شکل خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از پرسشنامه تجربه علائم جسمی (SSEQ)؛ مقیاس بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده (PIES) و نسخه کوتاه سیاهه تمایزیافتگی خود (DSI-Sf) جمع آوری شده و بعد از واردکردن در SPSS-22 با استفاده از آزمون ضریب همبستگی و رگرسیون گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بین نشانه های اختلال علائم جسمی با بی اعتبارسازی هیجانی درک شده (46/0)، واکنش پذیری هیجانی (51/0)، هم آمیختگی با دیگران (42/0)، برش هیجانی (32/0) و جایگاه من (28/0) ارتباط معناداری در سطح 05/0 وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده، واکنش پذیری هیجانی و هم آمیختگی با دیگران 52 درصد از تغییرات اختلال علائم جسمانی را پیش بینی می کنند که در سطح 05/0 معنادار است. نتایج نشان دهنده نقش نبود درک هیجانی و نبود تمایزیافتگی در نشانه های اختلال علائم جسمانی بود، پیشنهاد می شود برای نوجوانان آموزش های لازم در زمینه ابراز هیجانی و تمایزیافتگی خود داده شود تا تجارب هیجانی خود سرکوب و به شکل جسمانی ابراز ننمایند.
۸۶.

واکاوی تجربه زیسته دانشجویان از پدیده خودکشی: پژوهشی پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: افکار خودکشی اقدام به خودکشی خودکشی در دانشجویان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۹۴
مطالعه حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته داننشجویان دارای تمایل به خودکشی از پدیده ی خودکشی بود. این پژوهش از نوع تفسیری و رویکرد آن کیفی و مطابق با روش پدیدارشناسی انجام شد. مشارکت کنندگان بالقوه پژوهش شامل تمامی دانشجویان شهر مشهد در سال 1403 بود که دارای افکار خودکشی بودند. مشارکت کنندگان پژوهش شامل 11 نفر از دانشجویان شهر مشهد بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و نمونه گیری تا حد اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. داده های حاصل با تکنیک تحلیل مضمون از نوع کلایزی  و با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2024  انجام شد.  قابلیت اعتماد نتایج با ملاک های لینکلن و گوبا احراز شد. نتایج حاصل از تحلیل مصاحبه ها نشان داد که تجربه زیسته دانشجویان از پدیده خودکشی در قالب 4 مضمون سازمان دهنده و 16 مضمون پایه قابل طرح است که این مضامین سازمان دهنده شامل رنج درون فردی، معنامندی خودکشی، رنج بین فردی و فقدان معنامندی ادراک شده هستند.
۸۷.

ارائه الگوی گرایش زنان زندانی به مصرف مواد بر پایه تکانشگری با نقش میانجیگر نشخوار ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تکانشگری نشخوارذهنی مصرف مواد زنان زندانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۲
زمینه: شواهد حاکی از این است که گرایش به مصرف مواد ریشه در ویژگی های روانشناختی علی الخصوص تکانشگری داشته و این منجر به اعتیادپذیری در زنان می شود. بنابراین بررسی عوامل تأثیرگذار بر گرایش به مصرف مواد به ویژه نشخوارذهنی می تواند راهگشای پیشگیری از اعتیادپذیری در زنان گردد. هدف: هدف این پژوهش ارائه الگوی گرایش زنان زندانی به مصرف مواد بر پایه تکانشگری با نقش میانجی نشخوارذهنی بود. روش: روش پژوهش مطالعه حاضر همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان زندانی بند نساء شهر ارومیه در سال 1403 بودند که حداقل سابقه یک سال حبس در زندان داشتند (262=N). نمونه آماری شامل 200 زندانی بودند که براساس روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده های این پژوهش از مقیاس آمادگی به اعتیاد (وید و بوچر، 1992)، پرسشنامه تکانشگری (بارات، 1995) و مقیاس نشخوار ذهنی (نولن-هوکسما و مارو، 1991) استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS-24 و SPSS-25 استفاده شد. یافته ها: نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج نشان داد رفتار تکانشگری (44/0 =B) و نشخوارذهنی (48/0 =B) بر گرایش به مصرف مواد زنان زندانی و همچنین رفتار تکانشگری بر نشخوار ذهنی (39/0 =B) اثر مستقیم معناداری دارند. همچنین نتایج آزمون بوت استراپ نشان داد که اثر غیرمستقیم رفتار تکانشگری بر روی گرایش به مصرف مواد زنان زندانی از طریق نشخوارذهنی معنی دار بوده و مدل تایید شد (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان با روان درمانی نشخوارذهنی زنان زندانی بخش مهمی از تکانشگری را تعدیل و در راستای پیشگیری از گرایش به مصرف مواد سود برد.
۸۸.

روابط ساختاری قلدری سایبری با رفتارهای پرخطر در نوجوانان با نقش میانجی نشخوار خشم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رفتارهای پرخطر قلدری سایبری نشخوار خشم نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۷۴
مقدمه: نوجوانی مرحله رشدی منحصر به فردی است که در طی آن چالش های سلامت روان و اختلالات روان شناختی بسیاری آشکار می شوند. پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط ساختاری قلدری سایبری با رفتارهای پرخطر در نوجوانان با نقش میانجی نشخوار خشم انجام شد. روش: جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان مدارس متوسطه اول و دوم شهر بوشهر بودند که در بازه زمانی دی الی اسفند ماه سال تحصیلی 1404-1403 بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند، و از بین لیست مدارس مقاطع متوسطه اول و دوم منطقه یک شهرستان بوشهر تعداد 4 مدرسه برگزیده و از هر کدام 2 کلاس به صورت تصادفی انتخاب گردید. ابزار مورد استفاده پرسش نامه های قلدری سایبری (CBVEQ)، پرسش نامه رفتار پرخطر، تکانشی و خود مخرب (RISQ)، و مقیاس نشخوار خشم (ARS)، بوده است. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار آماری SmartPLS 4 و SPSS-27 استفاده شد. یافته: نتایج نشان داد که قلدری سایبری اثر مستقیم معنادار بر نشخوار خشم (0/36) و رفتارهای پرخطر (0/44) داشت. همچنین، نشخوار خشم اثر مستقیم مثبت و معناداری بر رفتارهای پرخطر (0/47) داشت. به علاوه، اثر غیرمستقیم قلدری سایبری بر رفتارهای پرخطر از طریق متغیر میانجی نشخوار خشم معنادار بود (0/17).  نتیجه گیری: به طور کلی، مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است؛ بنابراین، شناسایی و مداخله در عوامل روان شناختی میانجی گر مانند نشخوار خشم در طراحی برنامه های پیشگیری جهت کاهش رفتارهای پرخطر اهمیت فراوانی دارد.
۸۹.

اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت خواب و تنظیم هیجان کارکنان دارای سندروم خستگی مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کیفیت خواب تنظیم هیجان آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی سندروم خستگی مزمن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۷
هدف از این پژوهش اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت خواب و تنظیم هیجان کارکنان دارای سندروم خستگی مزمن بود. طرح پژوهشی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی کارکنان دانشگاه ارومیه در سال 1401 بود. حجم نمونه شامل 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) از جامعه آماری به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و در دو گروه گواه و آزمایش جایدهی شدند. برای گروه آزمایشی، آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی اجرا شد در حالیکه گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه علائم دوپال (جیسون و همکاران، 2010)، پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ (بویس و همکاران، 1989) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006) بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهبود کیفیت خواب و تنظیم هیجان در مراحل پس آزمون و پیگیری تاثیر معنی دار داشته است (001/0P<). یافته های این پژوهش اطلاعات مفیدی را در ارتباط با آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی فراهم می کند و مشاوران و روانشناسان می توانند برای بهبود کیفیت خواب و تنظیم هیجان کارکنان دارای سندروم خستگی مزمن از این مداخله استفاده نمایند.
۹۰.

ارائه الگوی مدل پریشانی روان شناختی سالمندان براساس تجارب دشوار دوران کودکی با نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی و هوش هیجانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: تجارب دشوار دوران کودکی سالمندی پریشانی روانشناختی انعطاف پذیری شناختی هوش هیجانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۲
زمینه و هدف: پریشانی روان شناختی از چالش های مهم سلامت روان در سالمندان است. با توجه به اهمیت روزافزون نیازهای روانی این گروه، شناسایی عوامل مؤثر بر آن ضروری است. در این راستا پژوهش حاضر با هدف ارائه یک مدل مفهومی برای تبیین پریشانی روان شناختی سالمندان بر اساس تجارب دشوار دوران کودکی و نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی و هوش هیجانی صورت گرفت. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری شامل سالمندان استان تهران بود که از میان آن ها ۳۲۲ نفر به روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس در مهر و آبان ۱۴۰۳ در مطالعه شرکت کردند. شرکت کنندگان پرسشنامه های تجارب دشوار کودکی فیلیتی و همکاران ( ۱۹۹۸)، انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010)، هوش هیجانی برادبری و گریوز (2004) و پریشانی روان شناختی لاویباند و لاویباند (۱۹۷۹) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS نسخه ۲۵ و Amos نسخه ۲۶ تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داده است که تجارب دشوار دوران کودکی علاوه بر این که به صورت مستقیم می تواند پیش بینی کننده پریشانی روان شناختی در سالمندی باشد، به صورت غیرمستقیم از طریق متغیرهای انعطاف پذیری و هوش هیجانی نیز پیش بینی کننده سطوح پریشانی روان شناختی در سالمندان است و مدل مفهومی ارائه شده تایید شده است (05/0> P). نتیجه گیری: به این ترتیب می توان نتیجه گرفت در طراحی مداخلات آموزشی و درمان، در ارتقای کیفیت بهداشت و سلامت روان شناختی سالمندان، می توان به نقش متغیرهای انعطاف پذیری شناختی و هوش هیجانی در تعدیل پیامدهای نامطلوب تجارب دشوار دوران کودکی توجه بیشتری داشت.
۹۱.

اثربخشی برنامه آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن اگاهی بر مشکلات رفتاری، مهارت ارتباط با دوستان و همدلی شناختی در نوجوانان دارای قلدری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن آگاهی مشکلات رفتاری ارتباط با دوستان همدلی شناختی نوجوانان قلدری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۵۶
زمینه و هدف: یکی از چالش های نوجوانان دارای قلدری، مشکلات رفتاری، عدم مهارت های ارتباطی و عدم همدلی می باشد؛ لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن آگاهی بر مشکلات رفتاری، مهارت ارتباط با دوستان و همدلی شناختی در نوجوانان دارای قلدری صورت گرفت. مواد و روش ها: مطالعه حاضر از حیث هدف، کاربردی و از حیث روش، نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانش آموزان دارای رفتارهای قلدری در شهر تبریز بود که در سال 1403 در مقطع متوسطه دوم مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش شامل 30 دانش آموزان دارای رفتار قلدری بود که برای انتخاب این نمونه ابتدا غربالگری انجام گرفت و پس از دسترسی به افراد مورد نظر، نمونه ها به روش تصادفی با روش قرعه کشی در قالب گروه های آزمایشی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. برنامه آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن آگاهی در 10 جلسه 45 دقیقه ای و هفته ای دو بار برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل در این زمان هیچ گونه آموزشی را دریافت نکردند. به منظور گردآوری داده ها از مقیاس تجدید نظر شده مشکلات رفتاری، مقیاس همدلی شناختی و پرسشنامه مشکلات در ارتباط با دوستان استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره در نرم افزار SPSS نسخه 27 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مداخله آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن آگاهی در افزایش همدلی شناختی و کاهش مشکلات ارتباط با دوستان، مشکلات رفتاری و مؤلفه های اختلال سلوک، پرخاشگری اجتماعی، مشکلات توجه – ناپختگی و اضطراب - گوشه گیری به طور معناداری مؤثر بوده است. در حالی که در خرده مقیاس های رفتار روان پریشی و حرکات اضافی تأثیر قابل توجهی مشاهده نشد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان از برنامه آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن آگاهی جهت کاهش مشکلات رفتاری، بهبود مهارت ارتباط با دوستان و افزایش همدلی شناختی در نوجوانان دارای قلدری بهره گرفت
۹۲.

اعتبارسنجی و هنجاریابی مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اعتبارسنجی پذیرش بدن تحلیل عاملی سرطان پستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۴
مقدمه: سرطان پستان یکی از شایع ترین انواع سرطان در میان زنان در سراسر جهان است. تغییرات فیزیکی شدید ناشی از این بیماری و درمان های آن، مانند ماستکتومی، شیمی درمانی و پرتودرمانی، می تواند موجب کاهش اعتمادبه نفس و مشکلات روان شناختی شود. پذیرش بدن در بیماران مبتلا به سرطان پستان که به معنای پذیرش، عادی سازی و غلبه بر این تغییرات فیزیکی است، نقش مهمی در کاهش پیامدهای منفی آن دارد. این پژوهش باهدف اعتبارسنجی و هنجاریابی مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC) انجام شد. روش: این پژوهش از نوع توصیفی و اعتباریابی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به سرطان پستان در ایران در سال ۱۴۰۳ بود که ۴۵۷ نفر از آنان به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها به روش آنلاین جمع آوری شد. ابزارهای به کارگرفته شده شامل مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC؛ آن و سو، 2023)، پرسش نامه کیفیت زندگی مرتبط با سلامت (SF-36؛ ویر و شربورن، 1992) و مقیاس روابط چندبعدی خود - بدن (MBSRQ؛ کش و همکاران، 1987) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تأییدی و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. داده ها نیز توسط نرم افزارهای SPSS-23 و AMOS-24  تحلیل گردید. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان با ۱۷ گویه دارای ۶ عامل (مواجهه، درک، سازگاری، بازگشت به زندگی روزمره، انتقال موفقیت آمیز و جهش به سوی آینده) است و پایایی پرسش نامه (ضریب آلفای کرونباخ) ۰٫۸۴ به دست آمد. نتایج بررسی روایی همگرا نیز نشان داد که بین مقیاس پذیرش بدن (BAS-BC) و مقیاس کیفیت زندگی (SF-36) و مقیاس روابط چندبعدی خود - بدن ( MBSRQ) همبستگی معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS - BC)  از ویژگی های روان سنجی مطلوبی برخوردار بوده و از اعتبار و پایایی مناسبی برای سنجش میزان پذیرش بدن در بیماران مبتلا به سرطان پستان برخوردار است. بنابراین، این ابزار می تواند به عنوان یک مقیاس استاندارد در پژوهش های علمی و کاربردهای بالینی جهت ارزیابی ابعاد روان شناختی پذیرش بدن در این بیماران مورد استفاده قرار گیرد.
۹۳.

روابط ساختاری روان رنجوری با اختلال بدریخت انگاری با میانجی گری عدم تحمل بلاتکلیفی در متقاضیان انواع جراحی زیبایی صورت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال بدریخت انگاری روان رنجوری عدم تحمل بلاتکلیفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۳
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی عدم تحمل بلاتکلیفی در رابطه بین روان رنجوری با اختلال بدریخت انگاری در متقاضیان انواع جراحی های زیبایی صورت انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل متقاضیان مراجعه کننده به کلینیک های پوست، مو و زیبایی در ارومیه در بازه زمانی تیر الی مرداد سال 1403 بود. 300 نفر به روش در دسترس در این مطالعه مشارکت داشتند و به پرسشنامه های وسواس اجباری ییل-براون برای اختلال بدریخت انگاری (YBOCS-BDD؛ فیلیپس، 1997)، شخصیتی پنج عاملی (FFPQ؛ مک کری و کاستا، 2004) و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS؛ فریستون و همکاران، 1994) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد که اثر مستقیم روان رنجوری بر اختلال بدریخت انگاری به طور مثبت معنادار بود(05/0>p)؛ در مقابل، عدم تحمل بلاتکلیفی نیز به طور مثبت بر اختلال بدریخت انگاری اثر مستقیم داشت. همچنین نتایج نشان داد که روان رنجوری به طور مثبت بر عدم تحمل بلاتکلیفی اثر مستقیم داشت (05/0>p). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که عدم تحمل بلاتکلیفی به طور معنادار نقش میانجی بین روان رنجوری و اختلال بدریخت انگاری داشت(05/0>p). نتایج این مطالعه دلالت بر این دارد که روان رنجوری به صورت مستقیم و با میانجی گری عدم تحمل بلاتکلیفی بر اختلال بدریخت انگاری اثر دارد.
۹۴.

اثربخشی پذیرش و تعهد درمانی و مراقبه سپاس گزاری متمرکز بر بدن بر خودانتقادی و ترس از ارزیابی منفی دختران نوجوان دارای نارضایتی از بدن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پذیرش و تعهد درمانی مراقبه سپاس گزاری متمرکز بر بدن ترس از ارزیابی منفی خودانتقادی نارضایتی از بدن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۴۱
نوجوانان دختر دارای نارضایتی از بدن، مشکلات روان شناختی را تجربه می کنند. برای کاهش این مشکلات، مداخلات روان شناختی ضروری است. هدف پژوهش حاضر اثربخشی پذیرش و تعهد درمانی و مراقبه سپاس گزاری متمرکز بر بدن بر خودانتقادی و ترس از ارزیابی منفی دختران نوجوان دارای نارضایتی از بدن بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دختران نوجوان دارای نارضایتی از بدن متوسط تا شدید شهر رشت در نیم سال اول تحصیلی 1403 بود (116=N). نمونه 48 نوجوان دارای معیارهای ورود به پژوهش بود که به صورت دردسترس غربال گری و به صورت تصادفی در سه گروه پذیرش و تعهد درمانی  (16 نوجوان)، مراقبه سپاس گزاری متمرکز بر بدن (16 نوجوان) و کنترل (16 نوجوان) جایگزین شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات، مقیاس های نگرانی از بدشکلی اوستوزین و همکاران (2004)، سطوح خودانتقادی تامپسون و زوروف (2004) و فرم کوتاه ترس از ارزیابی منفی ﻟﺮی (1983) بودند. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. براساس نتایج، هردو مداخله بر کاهش نارضایتی بدنی، خودانتقادی و ترس از ارزیابی منفی اثربخش بودند (0/01>p). بین اثربخشی دو مداخله تفاوت معنادار مشاهده نشد؛ اما در ترس از ارزیابی منفی و خودانتقادی مقایسه ای ماندگاری اثر پذیرش و تعهد درمانی بیشتر از مراقبه سپاس گزاری متمرکز بر بدن بوده است. بر اساس یافته های پژوهش می توان از پذیرش و تعهد درمانی و مراقبه سپاس گزاری متمرکز بر بدن برای کاهش خودانتقادی  و ترس از ارزیابی منفی در دختران نوجوان دارای نارضایتی از بدن استفاده کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان