رحیم مرادی

رحیم مرادی

مدرک تحصیلی: دکتری تکنولوژی آموزشی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، استاد مدعو دانشگاه علامه طباطبائی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۷ مورد از کل ۴۷ مورد.
۴۱.

اثربخشی راهبرد یادگیری فعال مبتنی بر فناوری بر رضایت تحصیلی و انعطاف پذیری شناختی دانش آموزان در درس علوم تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: یادگیری فعال تلفیق فناوری رضایت تحصیلی انعطاف پذیری شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۶
هدف از انجام این پژوهش، اثربخشی راهبرد یادگیری فعال مبتنی بر فناوری بر رضایت تحصیلی و انعطاف پذیری شناختی دانش آموزان دوره ابتدایی در درس علوم تجربی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش-آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه ششم دوره ابتدایی شهرستان دره شهر بود. برای انتخاب حجم نمونه از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد به این صورت که تعداد 36 نفر از دانش آموزان پایه ششم دوره دوم ابتدایی انتخاب و سپس نمونه منتخب به صورت تصادفی در قالب گروه های آزمایش (18 نفر) و گواه (18 نفر) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها در خصوص رضایت تحصیلی از پرسشنامه رضایت مندی تحصیلی هیوبر(2001) و از آزمون استروپ (1935) برای سنجش انعطاف پذیری شناختی دانش آموزان استفاده شد. گروه آزمایش طی هشت جلسه با استفاده از راهبرد یادگیری فعال مبتنی بر فناوری، درس علوم تجربی پایه ششم را آموزش دیدند و گروه کنترل به شیوه معمول آموزش دیدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش های آماری در دو سطح توصیفی (شاخص های مرکزی و پراکندگی) و استنباطی (تحلیل کوواریانس چند متغییری) استفاده شد. نتایج نشان داد که راهبرد یادگیری فعال مبتنی بر فناوری بر رضایت تحصیلی دانش آموزان تأثیر معنی دارد اما در متغییر انعطاف پذیری شناختی تاثیر معنی داری مشاهده نشد. با توجه به نتایج این پژوهش در خصوص اثربخشی راهبرد یادگیری فعال مبتنی بر فناوری بر رضایت تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی، پیشنهاد می شود کاربست این راهبرد در دستور کار معاونت آموزش ابتدایی وزارت آموزش وپرورش قرار گیرد.
۴۲.

طراحی و ارائه مدل شایستگی برای برنامه ریزان درسی

کلیدواژه‌ها: شایستگی طراحی برنامه ریزان درسی مدل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۱
هدف اصلی این پژوهش طراحی یک مدل شایستگی برای برنامه ریزان درسی است. روش پژوهش با توجه به ماهیت موضوع و اهداف پژوهش، تحلیلی- استنتاجی توام با بهره گیری از دیدگاه های متخصصین برنامه ریزی درسی است. جهت تعیین مدل شایستگی برنامه ریزان درسی، از متدولوژی 5 مرحله ای بی هام و مایر استفاده شد. بر این اساس در مرحله اول ادبیات موضوع و منابع علمی بررسی گردید. در مرحله دوم طی فرایند مصاحبه که جامعه پژوهشی آن تمام متخصصین و نظریه پردازان برنامه-درسی در ایران بودند، از طریق روش نمونه گیری نظری با 18 نفر از متخصصین برنامه درسی، فهرستی از شایستگی های مورد نیاز برنامه ریزان درسی استخراج شد و در مرحله سوم فهرستی از شایستگی ها براساس مرحله اول و دوم که شامل 30 مؤلفه بود تهیه و تکمیل گردید. در مرحله چهار، جهت اعتباریابی شایستگی های مورد نیاز برنامه ریزان درسی، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که اعتبار آن از دید متخصصان مورد تأیید قرار گرفته و پایای آزمون با ضریب آلفای کرونباخ 88% تعیین گردیده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها پس از ثبت آنها در نرم افزار spss از آزمون T تک نمونه ای برای اعتباریابی شایستگی ها استفاده شد. در مرحله آخر مدل مفروض از شایستگی های مورد نیاز برنامه ریزان درسی، مشتمل بر22 گویه ارائه گردید .
۴۳.

یادگیری معکوس: راهبردی نوین در توسعه توانایی استدلال و تجزیه و تحلیل دانش آموزان در نوشتن مقاله های کوتاه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: یادگیری یادگیری معکوس قدرت استدلال تجزیه و تحلیل مقاله های کوتاه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۵
هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر یادگیری معکوس بر قدرت استدلال و تجزیه و تحلیل دانش آموزان در نوشتن مقاله های کوتاه می باشد. نوع پژوهش حاضر بر اساس اهداف، از نوع کاربردی و از نظر نحوه اجرا از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بوده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان پایه دهم دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 402-1401 تشکیل دادند که از میان آن ها با روش نمونه گیری در دسترس، 80 نفر انتخاب و به طور تصادفی در ﮔﺮوه آزمایش (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. ابزار گردآوری داده ها مقیاس استدلال تامسون (2005) بود. در ابتدای تحقیق، از شرکت کنندگان در تحقیق خواسته شد تا پرسشنامه استدلال تامسون را تکمیل و سپس گروه آزمایش به مدت 6 جلسه ی 40 دقیقه ای با روش یادگیری معکوس آموزش دیدند. ولی گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکرد. پس از پایان جلسات در دو گروه آزمایش و گواه ، مجددا پس آزمون بر روی هر دو گروه اجرا شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آماری توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد استفاده از راهبرد یادگیری معکوس بر قدرت استدلال و تجزیه و تحلیل دانش آموزان در نوشتن مقاله های کوتاه تاثیرگذاراست.
۴۴.

اثربخشی یادگیری تلفیقی مبتنی بر مدل چرخش ایستگاه بر مهارت حل مسئله و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: یادگیری تلفیقی چرخش ایستگاه مهارت حل مسئله بهزیستی تحصیلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۵
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی یادگیری تلفیقی مبتنی بر مدل چرخش ایستگاه بر مهارت حل مسئله و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان پایه پنجم دوره ابتدایی بود. روش پژوهش، شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انتخاب شد. جامعه آماری پ ژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه پنجم دوره ابتدایی شهرستان ساوه در سال تحصیلی 1402-1401 بود. برای انتخاب حجم نمونه از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. به این صورت که شرکت کنندگان پژوهش، 40 نفر از دانش آموزان پایه پنجم به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش(20 نفر) و گواه (20 نفر) جایگزین شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ی مهارت حل مسأله هپنر و پترسن(1982) و پرسشنامه ی بهزیستی تحصیلی تومینین سوینی و همکاران(2012) بود . پس از انجام فرآیند پیش آزمون، گروه آزمایش به مدت 12 جلسه، مفاهیم درس ریاضی پایه پنجم را با رویکرد یادگیری تلفیقی مبتنی بر مدل چرخش ایستگاه آموزش دیدند و گروه کنترل نیز به شیوه ی مرسوم و متداول کلاسی آموزش را دریافت نمودند. پس از پایان 12 جلسه آموزش، از دو گروه پس آزمون به عمل آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره) استفاده شد. نتایج یافته ها نشان داد که میانگین متغیر مهارت حل مسئله و بهزیستی تحصیلی در دانش آموزانی که با استفاده از رویکرد یادگیری تلفیقی مبتنی بر مدل چرخش ایستگاه نسبت به دانش آموزانی که به شیوه مرسوم آموزش دیده اند، به طور معنی داری بیشتر شده بود.
۴۵.

تأثیر کاربرد برنامه های هوش مصنوعی در افزایش یادگیری خود راهبر و توسعه حرفه ای نو معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فناوری هوش مصنوعی یادگیری خود راهبر توسعه حرفه ای نومعلمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۲
پیشینه و اهداف: در عصر حاضر، با پیشرفت روزافزون فناوری های هوش مصنوعی، تحولات چشمگیری در حوزه های مختلف از جمله آموزش و پرورش رخ داده است. معلمان، به عنوان محور اصلی فرآیند یاددهی-یادگیری، نیازمند سازگاری با این تغییرات و بهره گیری از ابزارهای نوین آموزشی هستند هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر استفاده از فناوری ها و برنامه های کاربردی هوش مصنوعی در افزایش یادگیری خود راهبر و توسعه حرفه ای نو معلمان دوره ابتدایی بود. روش ها : روش انجام پژوهش،شبه آزمایشی و طرح پیش-آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی معلمان پایه دوم ابتدایی ناحیه 2و 3 شهر کرج در سال تحصیلی ۰۳-۱۴۰۲ بود و روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بود که از هر دو ناحیه آموزش و پرورش به تصادف دو مدرسه انتخاب شد. ابزار گردآوری داده شامل به پرسشنامه یادگیری خودراهبردی فیشر و همکاران (۲۰۱۳) و پرسشنامه استاندارد توسعه حرفه ای معلمان گروه استانداردهای حرفه ای کنتاکی(۲۰۱۱) استفاده شد. گروه آزمایش طی ۷ جلسه ۵۵ دقیقه ای مهارت های تدریس اثربخش را با کمک فناوری ها و برنامه های کاربردی هوش مصنوعی Sider extension, Imagica AI, Taskade آموزش دیدند. گروه کنترل با روش مرسوم در این مدت آموزش دید. به منظور تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از شاخص های آمار توصیفی فراوانی میانگین، انحراف معیار) و جهت بررسی فرضیه ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد.. یافته ها: نتیجه تحقیق نشان داد استفاده از هوش مصنوعی در افزایش یادگیری خود راهبر و زیر مولفه های آن شامل خود مدیریتی و خود کنترلی اثربخش بود. همچنین نتیجه تحقیق نش
۴۶.

بررسی تأثیر طرح شایستگی دیجیتال وزارت آموزش و پرورش بر نگرش و یادگیری مهارت های سواد دیجیتالی دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دانش آموزان دوره ابتدایی سواد دیجیتال شایستگی دیجیتال نگرش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر طرح شایستگی دیجیتال وزارت آموزش و پرورش بر نگرش و یادگیری مهارت های سواد دیجیتالی دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی بود. روش ها : روش پژوهش از  نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی ناحیه 1 شهر کرج در سال تحصیلی 140۳-140۲ بود. تعداد 100  نفر از دانش آموزان پایه ششم مدارس پروین اعتصامی، گل ها و استقلال  ناحیه یک شهر کرج  به روش نمونه گیری در دسترس،  انتخاب و در دو گروه آزمایش (۵0 نفر) و کنترل (۵0 نفر) گمارده شدند. ابزار گردآوری داده ها، شامل آزمون یادگیری سواد دیجیتال محقق ساخته (۱۴۰۳) و پرسش نامه نگرش به درس عسگری (1385) بود. گروه آزمایش به مدت ۸ جلسه ۵۰ دقیقه ای براساس طرح شایستگی دیجیتال، آموزش دیدند و گروه کنترل، آموزش های مرسوم درس کار و فناوری پایه ششم را دریافت نمودند. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی صورت گرفت. در سطح توصیفی از فراوانی، نمودارها، شاخص های مرکزی (میانگین) و (انحراف معیار) و در سطح استنباطی از آزمون های t وابسته، t مستقل و تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: نتیجه پژوهش نشان داد شایستگی دیجیتال و آموزش سواد دیجیتال بر یادگیری و زیرمقیاس های آن شامل تأثیر رایانه، تفکر محاسباتی، سواد دیجیتال،  شبکه ارتباطی و طراحی بی سیم و امنیت سایبری، اثربخش بوده است. همچنین نتیجه پژوهش نشان داد شایستگی دیجیتال و آموزش سواد دیجیتال، بر نگرش دانش آموزان پایه ششم ابتدایی، اثربخش بوده است. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد آموزش مبتنی بر شایستگی دیجیتال، علاوه بر ارتقای مهارت های فنی، نگرش مثبت دانش آموزان را نسبت به یادگیری فناوری تقویت می کند. این امر بیانگر نقش چندبعدی شایستگی دیجیتال در توانمندسازی دانش آموزان برای مواجهه با نیازهای جامعه دیجیتال است؛ بنابراین، تلفیق این رویکرد در برنامه های درسی می تواند به ارتقای کیفیت یادگیری و پرورش مهارت های ضروری قرن بیست ویکم کمک کند.
۴۷.

بررسی تأثیرِ تلفیقِ فنّاوریِ واقعیّتِ مجازی بر یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی در درس هنر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فناوری های نوین واقعیت مجازی یادگیری درس هنر دوره ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر تلفیق فناوری واقعیت مجازی بر یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی در درس هنر بود. از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی منطقه 5 شهر تهران که در سال تحصیلی 03-1402 مشغول به تحصیل هستند، بود. از آن جایی که به خاطر شرایط مدرسه و آموزش و پرورش امکان تغییر کلاس های دانش آموزان وجود نداشت، روش نمونه گیری در درسترس استفاده شد. به این صورت که از منطقه 5 شهر تهرانی، دبستان ابتدایی دخترانه مبتکر اندیشمند انتخاب و دانش آموزان پایه ششم به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (14 نفر) و گواه (14 نفر) تقسیم شدند. جهت بررسی میزان یادگیری دانش آموزان در درس هنر از آزمون محقق ساخته یادگیری مهارت نقاشی استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 6 جلسه 50 دقیقه ای مهارت نقاشی را ازطریق پروتکل واقعیت مجازی آموزش دیدند. گروه کنترل آموزش به روش مرسوم دریافت کردند. پس از پایان جلسات در دو گروه مجددا آزمون یادگیری به عنوان پس آزمون بر روی هر دو گروه اجرا شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آماری توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد تلفیق فناوری واقعیت مجازی بر یادگیری درس هنر دانش آموزان دوره ابتدایی مؤثر است. از این رو می توان نتیجه گرفت که فناوری واقعیت مجازی می تواند به عنوان یک ابزار آموزشی مؤثر در حوزه هنر مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به نتایج این پژوهش، می توان به این نتیجه رسید که استفاده از واقعیت مجازی در آموزش هنر، باعث بهبود درک مفاهیم هنری و در نهایت ارتقای سطح یادگیری آن ها می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان