مطالب مرتبط با کلیدواژه

شهر تهران


۴۲۱.

ارزیابی رابطه بین جزیره گرمایی با عناصر آلاینده جوی (مطالعه موردی: کلان شهر تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: آلاینده ها جزیره حرارتی شاخص NDVI شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۹
جزیره حرارتی شهری به منطقه ای اطلاق می شود که در آن دما به طور قابل ملاحظه ای افزایش یافته و پیامدهای منفی فراوانی به همراه دارد. این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین جزیره گرمایی شهر تهران با عناصر آلاینده جوی در بازه زمانی ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ انجام شده است. برای نمایش جزیره حرارتی، از داده های دمای سطح زمین ماهواره مودیس تررا در پلتفرم گوگل ارث انجین بهره گرفته شد. در این بستر، وضعیت کاربری اراضی منطقه مورد مطالعه نیز تحلیل گردید و با استفاده از تصاویر ماهواره ای لندست 8، شاخص NDVI محاسبه شد تا نمایی از وضعیت پوشش گیاهی منطقه به دست آید. سپس، وضعیت آلاینده های جوی مؤثر بر شدت و گسترش جزیره حرارتی، شامل بخار آب، دی اکسید گوگرد، دی اکسید نیتروژن، متان، ازن و عمق نوری آئروسل، از داده های ماهواره سنتینل 5 استخراج و پردازش شد. به منظور ارزیابی ارتباط این متغیرها با دمای سطح زمین، ضریب تعیین و همبستگی برای ۵۰۰ نقطه تصادفی محاسبه گردید. نتایج نشان داد که میانگین دمای سطح زمین از غرب به شرق تهران افزایش یافته و در مرکز و جنوب شرقی شهر، هاله حرارتی با میانگین دمای بالای ۱۶ درجه سانتی گراد شکل گرفته است. تراکم بالای مناطق مسکونی و آلودگی ناشی از حمل ونقل در نواحی شرقی و جنوبی، از عوامل اصلی شکل گیری و تشدید این پدیده به شمار می آیند. از میان عوامل مورد بررسی، بخار آب با ضریب همبستگی مثبت و معنادار ۶۴۸/۰ بیشترین تأثیر را بر افزایش دمای محلی داشته و دی اکسید گوگرد و دی اکسید نیتروژن نیز تأثیرات قابل توجهی بر دما نشان داده اند. در مقابل، پوشش گیاهی نقش مهمی در تعدیل دما ایفا کرده است. همچنین بررسی سایر آلاینده ها همچون آئروسل، متان و ازن نشان داد که این گازها تأثیر کمتری بر دمای محلی دارند.
۴۲۲.

مطالعه نقش وضعیت کلی مهارت های ارتباطی در برند شخصی در میان دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: وضعیت کلی مهارت های ارتباطی وضعیت کلی برند شخصی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۷
پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش مهارت های ارتباطی در برند شخصی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شهر تهران، طراحی و اجرا شده است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها؛ توصیفی است. پژوهش حاضر به روش همبستگی انجام شده و در زمره تحقیقات غیرآزمایشی قرار می گیرد که با تکنیک پیمایش و ابزار اندازه گیری پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحدهای شهر تهران و حجم نمونه 384 نفر در نظر گرفته شد. پرسشنامه برای 384 نفر ارسال شد ولی تنها 330 پرسشنامه قابل تجزیه و تحلیل بود. در این پژوهش از دو پرسشنامه استفاده شد؛ 1.پرسشنامه استاندارد 34 گویه ای مهارت های ارتباطی کویین دام (2004) شامل ابعاد پنج گانه؛ توانایی دریافت و ارسال پیام، کنترل عاطفی، گوش دادن، بینش نسبت به فرآیند ارتباط و ارتباط توأم با قاطعیت است. 3. پرسشنامه 40 گویه ای شخصیت برند جنیفر آکر (1997)؛ در پنج بُعد از شخصیت برند؛ صداقت، هیجان، شایستگی، کمال و سرسختی که در پژوهش آقازاده (1397) مورد استفاده قرار گرفته است. برای بررسی روایی ابزار، از روایی صوری استفاده شد. ضریب پایایی پرسشنامه مهارت های ارتباطی 847/0 و ضریب پایایی پرسشنامه برند شخصی 907/0 به دست آمد. نتایج نشان داد که وضعیت کلی مهارت های ارتباطی در میان دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شهر تهران،23/3 بالاتر از حد متوسط و در سطح خوب است. وضعیت کلی برند شخصی در میان دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شهر تهران، 05/4 خیلی بالاتر از حد متوسط و در حد خیلی خوب است.
۴۲۳.

از خیابان تا روایت: تحلیل تجارب زیسته کودکان کار در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کودکان کار روایت تجارب زیسته شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۷
پدیده کودکان کار یکی از معضلات اجتماعی مهم شهر تهران به شمار می رود؛ کار کودکان  آثار متعددی بر زندگی فردی و اجتماعی این کودکان دارد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تجارب زیسته کودکان کار شهر تهران انجام شد. جامعه هدف این پژوهش کودکان کار 10 تا  12 ساله محصل در مدرسه صبح رویش تهران با تابعیت ایرانی و افغانستانی بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تعداد نمونه ها پس از 15 نفر به نقطه اشباع رسید. این مطالعه با رویکرد کیفی و مبتنی بر روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. داده ها با استفاده از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و با روش جیورجی و جیورجی تحلیل شد. یافته های این پژوهش در قالب 9 مضمون اصلی و 25 مضمون فرعی نشان داد که کودکان کار آسیب های گوناگونی را تجربه می کنند. مضامین اصلی عبارتند از الگوهای آسیب زای تعاملی، محرومیت از سرمایه اجتماعی، الگوهای رفتار ناسازگار، آشفتگی نظام خانواده، محرومیت از سرمایه آموزشی،  آسیب پذیری زیستی-معیشتی، فرسایش جسمانی، سوء رفتار جنسی و استثمار اقتصادی. نتایج این پژوهش بر ضرورت تدوین سیاست های حمایتی جامع، افزایش همکاری میان نهادهای دولتی و مدنی و ارتقای آگاهی عمومی نسبت به حقوق کودکان کار تأکید دارد. 
۴۲۴.

ترسیم نقشه علمی هوش مصنوعی در برونداد پژوهشگران دانشگاه های شهر تهران: تحلیل بیبلیومتریک بروندادهای علمی منتشر شده در پایگاه استنادی اسکوپوس در بازه 2015-2025(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نقشه علمی هوش مصنوعی دانشگاه ها شهر تهران پایگاه استنادی اسکوپوس تولید علم مقالات علمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۶۶
هدف: هدف این مطالعه، ترسیم نقشه علمی حوزه هوش مصنوعی در برونداد پژوهشگران دانشگاه های شهر تهران در پایگاه استنادی اسکوپوس است. روش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی بوده و با استفاده از روش مطالعه توصیفی- تحلیلی و تکنیک کتابسنجی انجام شده است. برای ترسیم نقشه های علمی، از ابزارهایی مانند نرم افزار VOS viewer استفاده شد. در این مطالعه، داده های علمی مرتبط با هوش مصنوعی که توسط پژوهشگران دانشگاه های تهران در پایگاه استنادی اسکوپوس منتشر شده اند، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. داده های مورد استفاده شامل مقالات منتشر شده در زمینه هوش مصنوعی در بازه زمانی 10 ساله (2015-2025) بودند. یافته ها: پژوهشگران ایرانی در زمینه هوش مصنوعی به طور عمده در حوزه های یادگیری ماشین، شبکه های عصبی و پردازش زبان طبیعی فعال هستند و همکاری های بین المللی چشمگیری با پژوهشگران کشورهای مختلف دارند. همچنین، بیشترین تعداد مقالات مربوط به این حوزه از سوی دانشگاه های بزرگ و معتبر ایران منتشر شده است. نتیجه گیری: در سال های اخیر، رشد چشمگیری در تولید مقالات علمی در زمینه هوش مصنوعی در دانشگاه های شهر تهران مشاهده می شود و این روند در آینده نیز به رشد خود ادامه خواهد داد. نتایج این پژوهش می تواند به سیاست گذاران و پژوهشگران کمک کند تا به بهبود استراتژی های تحقیقاتی و همکاری های علمی در این حوزه بپردازند.
۴۲۵.

مشارکت سیاسی زنان شهر تهران: تحلیل موانع پیش رو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مشارکت سیاسی زنان موانع ساختار شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۲
مطالعه مشارکت در معنای عام و مشارکت سیاسی زنان در معنای خاص در هر جامعه ای نیازمند توجه به لایه های عمیق اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی آن است. هدف پژوهش حاضر، مطالعه جامعه شناختی موانع مشارکت سیاسی زنان در شهر تهران است. این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی، کاربردی، مقطعی و کمّی (پیمایش) است. میدان مطالعه، شهر تهران و حجم نمونه شامل 400 نفر از زنان شهر تهران بودند که با ترکیبی از روش های نمونه گیری خوشه ای و طبقه بندی شده انتخاب شدند. یافته ها نشان داد که مشارکت سیاسی در بین زنان گروه های سنی مختلف یکسان است و تفاوتی بین آنها وجود ندارد، اما زنان با درآمد بالاتر، شاغل و واجد تحصیلات بالاتر، مشارکت سیاسی بیشتری دارند. همچنین، بین موانع اجتماعی، فرهنگی، مدیریتی، سیاسی، اقتصادی و روحی-روانی با مشارکت سیاسی زنان شهر تهران رابطه معنادار و معکوسی وجود دارد و طبق نتایج مدل معادلات ساختاری، این موانع قادرند 16 درصد از واریانس مشارکت سیاسی زنان را تبیین کنند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که به ترتیب هر چقدر موانع اجتماعی، مدیریتی-سیاسی، روحی-روانی، اقتصادی و فرهنگی کاهش یابد، مشارکت سیاسی در میان زنان تسهیل شده و افزایش می یابد.
۴۲۶.

بررسی تأثیر مؤلفه های میراث فرهنگی ناملموس با تکیه بر هنرهای نمایشی بر گسترش گردشگری خلاق، مطالعه موردی: شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: میراث فرهنگی ناملموس گردشگری خلاق اصالت میراث جذابیت میراث کیفیت میراث ارزش میراث شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۲
سیاست گذاران شهری برای بهره گیری از مزایای گردشگری، به ویژه گردشگری خلاق، بر ابزارهای نوینی مانند میراث فرهنگی ناملموس تأکید کرده اند که با تقویت هویت شهری، به تمایز مقاصد گردشگری کمک می کند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مؤلفه های میراث فرهنگی ناملموس بر توسعه گردشگری خلاق در شهر تهران انجام شد. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی بود. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و پیمایش میدانی (با جامعه آماری گردشگران ورودی به تهران و حجم نمونه ۳۸۴ نفر) جمع آوری شد. پایایی پرسشنامه با آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی (CR) تأیید گردید و روایی آن نیز در دو سطح صوری (نظر خبرگان) و واگرا (شاخص AVE) سنجیده شد. تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار لیزرل نشان داد که مؤلفه های میراث ناملموس شامل اصالت ضریب 31/0، ارزش (38/0)، جذابیت (48/0) و کیفیت (45/0) تأثیر مثبت و معناداری بر گسترش گردشگری خلاق دارند. نتایج بیانگر آن است که مدیریت هدفمند میراث ناملموس تهران، مبتنی بر هویت مکانی، نه تنها به برندسازی مقاصد گردشگری می انجامد، بلکه از طریق ایجاد مزیت رقابتی، امکان تمایز این شهر از سایر مقاصد را فراهم می کند. این پژوهش بر ضرورت توجه سیاست گذاران به میراث ناملموس به عنوان ابزاری کارآمد در توسعه پایدار گردشگری شهری تأکید دارد.  
۴۲۷.

تبیین اثر مؤلفه های بازاریابی تأثیرگذار بر توسعه گردشگری فرهنگی، مطالعه موردی: شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازاریابی تأثیرگذار جذابیت محتوا بیان تجارب گردشگری فرهنگی شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۳
مجموعه های تاریخی شهرها به عنوان مکانی واجد ارزش های میراث فرهنگی، نمود هویت، تاریخ، اندیشه ها و نوع نگرش مردم در ادوار مختلف تاریخی می باشند. ارزش های منسوب به آن ها می توانند نقش عمده ای در جهت حفاظت و سرمایه گذاری در قالب گردشگری فرهنگی ایفا نمایند. بر این اساس هدف مطالعه حاضر تبیین تأثیر مؤلفه های بازاریابی تأثیرگذار بر توسعه گردشگری فرهنگی است. مطالعه حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش را گردشگران ورودی به شهر تهران تشکیل می داد، به علت نبود آمار دقیق تعداد گردشگران ورودی به منظور تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود استفاده شد و حجم نمونه 384 نفر برآورد گردید. روایی ابزار تحقیق با استفاده از مدل تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شده است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و SMART PLS با روش آمار توصیفی و مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. یافته های تحقیق حاضر نشان داد که مؤلفه های بازاریابی تأثیرگذار یعنی جذابیت محتوا، بیان تجارب، تقویت اعتماد و سوابق حرفه ای بر توسعه گردشگری فرهنگی تأثیر مثبت و معناداری دارد از بین مؤلفه ها، مؤلفه جذابیت محتوا با ضریب مسیر 256/0 دارای بیشترین تأثیر بوده است. بر اساس یافته های حاصل از این پژوهش می توان این گونه نتیجه گیری کرد که سیاست گذاران و برنامه ریزان حوزه گردشگری فرهنگی شهر تهران لازم است که در حوزه بازاریابی و مخصوصاً بازاریابی تأثیرگذار حوزه گردشگری فرهنگی برنامه ریزی داشته باشند تا از این طریق زمینه برای جذب گردشگر و بهره مندی از منافع حاصل از توسعه گردشگری فراهم گردد.
۴۲۸.

تحلیل زیست پذیری بافت های فرسوده شهری منطقه هفت تهران با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زیست پذیری شهری بافت فرسوده شهری یادگیری ماشین شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۹
امروزه یکی از چالش های اصلی کلان شهرها، بافت های فرسوده شهری است. زیست پذیری به عنوان یکی از شاخص های مهم در بررسی وضعیت این بافت ها می تواند در شناسایی نیاز آن ها کمک کند. تحقیق حاضر با هدف استفاده از روش های مدل سازی یادگیری ماشین برای تحلیل داده های مربوط به زیست پذیری بافت فرسوده شهری در منطقه 7 تهران، شامل کشف الگوها و ساختارها در پاسخ های پرسشنامه و پیش بینی و ارزیابی آن ها انجام شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث ماهیت و روش توصیفی -پیمایشی می باشد. جامعه آماری در این تحقیق، ساکنان محلات بافت فرسود منطقه هفت تهران با تعداد 190228 هزار نفر است و حجم نمونه آماری 383 نفر است که به صورت نمونه گیری احتمالی به روش تصادفی ساده انتخاب شده اند. داده های پژوهش با دو الگوریتم رگرسیون جنگل تصادفی و k-means مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که با استفاده از الگوریتم رگرسیون جنگل تصادفی سطح زیست پذیری هشت محله مورد پیش بینی قرار گرفت که محله گرگان با بالاترین امتیاز و محله شاهد با کمترین امتیاز زیست پذیری شناسایی شدند. و همچنین با استفاده از این الگوریتم ده گویه برتر با توجه به سؤالات پرسشنامه بر اساس اهمیت تشخیص داده شدند که عواملی مانند دسترسی به حمل ونقل عمومی، مراکز بهداشتی در بالاترین رتبه ها قرار داشتند. الگوریتم k-means داده های پرسشنامه را بر اساس شباهت ها در پاسخ ها به پنج خوشه تقسیم کرد تا الگوها و نیازهای متفاوت ساکنان را شناسایی نماید که در این الگوریتم، خوشه یک با 24 درصد از پاسخ دهندگان نارضایتی بالایی از کیفیت محیط زیست شهری و بهداشت عمومی را نشان دادند.
۴۲۹.

بررسی و شناسایی عوامل موثر بر نابرابری اجتماعی در بین شهروندان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نابرابری اجتماعی رضایت شهروندان خدمات شهری شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۳
پژوهش حاضر با هدف بررسی و شناسایی عوامل موثر بر نابرابری اجتماعی در بین شهروندان تهران انجام شده است. نابرابری های شهری به عنوان یکی از چالش های اساسی توسعه پایدار، پیامدهایی چون کاهش رضایت عمومی، تضعیف سرمایه اجتماعی و افزایش شکاف های فرهنگی را به همراه دارد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، تحلیلی و پیمایشی است. جامعه آماری شامل شهروندان مناطق ۱ و ۲۰ شهر تهران بوده و نمونه گیری به صورت خوشه ای تصادفی انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده که روایی آن با تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ تأیید شده است. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS در دو سطح توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که کیفیت خدمات شهری تأثیر معناداری بر رضایت شهروندان دارد و عوامل فردی مانند تحصیلات، وضعیت اشتغال، محل سکونت و میزان مشارکت اجتماعی در شکل گیری نابرابری های اجتماعی نقش دارند. همچنین، تفاوت معناداری میان مناطق مختلف شهر تهران از نظر سطح رضایت و دسترسی به خدمات مشاهده شد. پژوهش حاضر تأکید می کند که کاهش نابرابری های شهری نیازمند سیاست گذاری عدالت محور، توزیع متوازن منابع، و تقویت مشارکت شهروندان در فرآیندهای تصمیم گیری شهری است.
۴۳۰.

بررسی ارتباط حس تعلق محله ای و مشارکت شهروندان در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری (مطالعه موردی: محلل جوادیه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازآفرینی بافت فرسوده تعلق محله ای شهر تهران مشارکت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۴
مقدمه با گسترش توسعه اقتصادی در کشورهای جهان سوم و رشد سریع جمعیت، شهرنشینی نیز با شتابی چشمگیر افزایش یافت؛ به گونه ای که شهرها دیگر توان پاسخ گویی به نیازهای جمعیت ساکن را نداشتند. در این راستا، دو رویکرد اصلی در دستور کار مدیران شهری قرار گرفت: نخست، توسعه منفصل از طریق ایجاد شهرهای جدید در اطراف کلان شهرها؛ و دوم، توسعه متصل با تمرکز بر نوسازی، بهسازی و بازسازی بافت های فرسوده شهری. به دلایلی همچون حفظ هویت تاریخی، ارزش های فرهنگی و اجتماعی، و جلوگیری از گسترش نامتوازن شهرها، سیاست های نگهداشت و ارتقای بافت های فرسوده مورد توجه ویژه قرار گرفت. بافت های فرسوده به دلیل ساختار کالبدی آسیب پذیر و زیرساخت های ناکارآمد، مستعد ناپایداری فضایی هستند و این امر موجب اختلال در نظام زیستی و کاهش کارایی عملکردی آن ها می شود. در میان این بافت ها، محله های سنتی و تاریخی جایگاه ویژه ای دارند؛ چرا که عناصر ارزشمند معماری و شهری را در خود جای داده و بازتاب دهنده فرهنگ، تاریخ و هویت جمعی اند. همچنین، مراکز تجاری و مسکونی موجود در این بافت ها به عنوان سرمایه های ملی و اجتماعی شناخته می شوند که نیازمند برنامه ریزی دقیق و اصولی برای ارتقا و بازآفرینی هستند. در این میان، بازآفرینی شهری به عنوان رویکردی جامع و چندبُعدی، نه تنها به کالبد شهر، بلکه به ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی آن نیز توجه دارد. این رویکرد انسان را به عنوان عنصر مؤثر در شهر در نظر می گیرد و برای هویت، رفتار، معیشت و سکونت او ارزش قائل است. بازآفرینی شهری با مجموعه ای از اقدامات هدفمند، به بهبود پایدار شرایط نواحی دستخوش تغییر کمک می کند و در این مسیر، مشارکت شهروندان نقشی کلیدی ایفا می کند. شهر تهران با بیش از ۳ هزار هکتار بافت فرسوده، با چالش های جدی در حوزه مدیریت شهری مواجه است. اجرای موفق برنامه های بازآفرینی در این بافت ها نیازمند فراهم سازی مجموعه ای از عوامل و پیش نیازهاست که یکی از انواع مهم آن ، تقویت حس تعلق محله ای در میان ساکنان است. این مقاله با تمرکز بر اهمیت مشارکت شهروندان در برنامه های بازآفرینی، به بررسی نقش حس تعلق محله ای به عنوان مؤلفه ای تأثیرگذار بر مشارکت پرداخته و در صدد پاسخ به این پرسش است که آیا میان حس تعلق محله ای و مشارکت شهروندان در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری محله جوادیه ارتباط معناداری وجود دارد یا خیر. مواد و روش ها با توجه به ماهیت پژوهش که بر درک تجربه زیسته، نگرش ها و معناهای ذهنی شهروندان نسبت به حس تعلق محله ای و مشارکت در بازآفرینی شهری تمرکز دارد، از رویکرد کیفی بهره گرفته شد. روش های کمی با وجود توانایی در سنجش متغیرها، در تحلیل لایه های معنایی و پیچیدگی های اجتماعی محدود هستند؛ از این رو، تحلیل کیفی با استفاده از جلسات گروه متمرکز (FGD) و مصاحبه های عمیق، مناسب ترین گزینه برای این مطالعه بود. در مرحله نخست، براساس مدل مفهومی پژوهش، راهنمای سؤالات تنظیم شد. سؤالات FGD با هدف پوشش ابعاد مختلف مدل طراحی شدند. داده های سامانه شهرسازی منطقه ۱۶ نشان دادند از مجموع ۶۹۵۳ پلاک در محله جوادیه، ۱۴۰۴ پلاک نوسازی شده و ۵۵۴۷ پلاک نیازمند نوسازی هستند. پس در گام نخست نمونه گیری از پلاک های نیازمند نوسازی آغاز شد. سپس، نقشه بافت فرسوده از دفتر توسعه محله ای تهیه و معابر اصلی، فرعی و بن بست ها شناسایی شدند. سپس با روش نمونه گیری خوشه ای، پلاک های نیازمند نوسازی دسته بندی و نمونه هایی به صورت تصادفی انتخاب شدند. در مرحله دوم، از روش نمونه گیری هدفمند برای انتخاب افراد واجد شرایط جهت شرکت در جلسات FGD استفاده شد. این افراد شامل ساکنان و ذی نفعان محله جوادیه بودند که سابقه سکونت یا اشتغال حداقل پنج ساله، آشنایی با مسائل محله، تمایل به مشارکت در گفت وگو، و تنوع در سن، جنسیت، تحصیلات و نوع فعالیت داشتند. تلاش شد تا از هر بخش کالبدی محله (مرکز، حاشیه، گذرهای پرتردد و نقاط کم تردد) حداقل یک یا دو نفر انتخاب شوند تا تنوع فضایی و اجتماعی حفظ شود. دو گروه ۱۲نفره از شهروندان محله جوادیه برای شرکت در جلسات FGD انتخاب شدند. این تعداد با توجه به توصیه های روش شناسی مطالعات کیفی، امکان تعامل مؤثر، تنوع دیدگاه ها و مدیریت زمان را فراهم ساخت. جلسات در بازه زمانی ۴۵ تا ۶۰ دقیقه برگزار شدند و محتوای آن ها به صورت کامل مکتوب، دسته بندی و در نرم افزار MAXQDA نسخه ۲۰۲۱ تحلیل شد. با توجه به اشباع اطلاعاتی حاصل از جلسات، دو جلسه کافی تشخیص داده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. برای سنجش اعتبار کدگذاری ها، از بازبینی مضاعف و تطبیق کدها با چارچوب مفهومی استفاده شد. هم خوانی درون کدی و بین کدی نیز بررسی شد تا انسجام معنایی و اعتبار نتایج تضمین شود. در نهایت، با بهره گیری از داده های استخراج شده، وضعیت حس تعلق محله ای و مشارکت در بازآفرینی محله جوادیه ترسیم شد. یافته ها یافته های حاصل از مصاحبه ها نشان دادند حس تعلق محله ای در میان ساکنان محله جوادیه تا حدودی وجود دارد. بسیاری از مشارکت کنندگان ضمن تمایل به نوسازی، خواستار حفظ خاطرات، هویت و شکل سنتی محله بودند. احساس امنیت روانی، مالکیت شخصی، و وابستگی قومی از عوامل اصلی این تعلق خاطر عنوان شد. در برخی موارد، همین حس تعلق مانع از مشارکت در برنامه های بازآفرینی می شد؛ به ویژه در میان نسل های قدیمی تر که خاطرات عمیق تری با محله داشتند. در مقابل، جوانان تمایل بیشتری به ترک محله در صورت عدم نوسازی داشتند که نشان دهنده شکاف نسلی در نگرش به بازآفرینی است. بی اعتمادی به نهادهای اجرایی، به ویژه شهرداری، یکی دیگر از موانع مشارکت بود. تجربه های گذشته و عدم شفافیت در برنامه ها موجب شده بود که ساکنان خواستار اطلاع رسانی دقیق و اعتمادسازی پیش از هرگونه اقدام باشند. وابستگی های قومی و فرهنگی نیز در شکل گیری حس تعلق نقش داشتند؛ سکونت اقوام هم زبان و هم فرهنگ در کوچه ها و بن بست ها نوعی انسجام اجتماعی ایجاد کرده بود.حس مالکیت منازل نیز به عنوان عامل تقویت کننده حس تعلق محله ای شناخته شد. بسیاری از ساکنان تأکید داشتند که حفظ حق مالکیت، شرط مشارکت در برنامه های بازآفرینی است. در نهایت، یافته ها نشان دادند حس تعلق محله ای نه تنها یک احساس شخصی، بلکه نوعی سرمایه اجتماعی است که نقش کلیدی در موفقیت برنامه های بازآفرینی ایفا می کند. توجه به مؤلفه های فرهنگی، اجتماعی و روانی ساکنان، شرط اساسی برای طراحی و اجرای مؤثر این برنامه هاست. نتیجه گیری یافته های پژوهش نشان دادند مشارکت شهروندان در برنامه های بازآفرینی شهری، علاوه بر عوامل کالبدی و اقتصادی، به شدت تحت تأثیر مؤلفه های اجتماعی و روانی نظیر حس تعلق محله ای قرار دارد. بر اساس نظریه مک میلان و چاویس، این حس شامل چهار مؤلفه اصلی است: عضویت، تأثیرگذاری، تأمین نیازها و پیوندهای عاطفی. در محله جوادیه، تنها مؤلفه «عضویت» به طور نسبی شکل گرفته است؛ ساکنان خود را بخشی از اجتماع محله ای می دانند و خواهان حفظ هویت و بهبود شرایط سکونت هستند. در مقابل، مؤلفه های دیگر دچار ضعف اند. ساکنان احساس می کنند در تصمیم گیری های شهری تأثیر ندارند و بی اعتمادی به نهادهای اجرایی، به ویژه شهرداری، مانع مشارکت آن ها شده است. شکاف میان برنامه ریزی بالا به پایین و نیازهای واقعی مردم، به ویژه در حوزه هایی همچون فضای سبز، خدمات درمانی و امنیت، نشان دهنده ضعف در تأمین نیازهاست. همچنین، مهاجرت نسل جوان، احساس شرمندگی نسبت به سکونت در محله، و انتخاب محل زندگی بر اساس اجبار مالی، بیانگر تضعیف پیوندهای عاطفی مشترک است. در مجموع، مشارکت مؤثر در بازآفرینی شهری زمانی شکل می گیرد که شهروندان نه تنها خود را عضو محله بدانند، بلکه احساس کنند صدایشان شنیده می شود، نیازهایشان درک می شود، و پیوندشان با محیط زندگی شان ارزشمند است. این امر مستلزم بازسازی اعتماد، تقویت سرمایه اجتماعی، و تغییر رویکرد از برنامه ریزی تکنوکراتیک به برنامه ریزی مشارکتی و زمینه مند است؛ رویکردی که شهروندان را از دریافت کننده خدمات به کنشگران فعال در تولید فضای شهری تبدیل می کند.
۴۳۱.

فراتحلیل کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: توسعه پایدار شهر تهران فراتحلیل کاربری های ترکیبی اراضی هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۳۷
مقدمه در دهه های اخیر، تنوع کاربری اراضی شهری به عنوان یکی از ارکان کلیدی پایداری شهری اهمیت یافته است، چرا که مدل های سنتی برنامه ریزی مبتنی بر تفکیک کاربری ها قادر به پاسخ گویی به پیچیدگی ها و نیازهای فضایی اجتماعی شهرهای معاصر نبوده اند، که این ناکارآمدی به صورت گسست های فضایی، تضعیف تعاملات اجتماعی و افزایش وابستگی به حمل ونقل موتوری بروز یافته است. در مقابل، توسعه مبتنی بر کاربری ترکیبی با تأکید بر هم زیستی عملکردهای گوناگون در یک بستر مشترک، امکان بهبود دسترسی پذیری و بهره وری فضایی را فراهم می آورد و می تواند مصرف انرژی را کاهش دهد و پیوندهای اجتماعی را تقویت کند و بهره وری زیرساخت ها را ارتقا دهد؛ ولی تحقق این رویکرد مستلزم تحلیل های دقیق و چندلایه از ساختارهای کالبدی، اجتماعی و اقتصادی شهر است، امری که بدون بهره گیری از فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی ممکن نیست. هوش مصنوعی با الگوریتم های یادگیری ماشین قادر است داده های مکانی و اجتماعی را به صورت هم زمان پردازش کرده و الگوهای پنهان و همبستگی های پیچیده را شناسایی کند، که این قابلیت به برنامه ریزی شهری مبتنی بر داده امکان می دهد تا ساختارهای هدفمند و انطباق پذیر برای کاربری ترکیبی طراحی کند و سیاست های شهری را به سوی تاب آوری و پایداری سوق دهد. افزون بر این، کاربری ترکیبی نه تنها یک راهکار کالبدی، بلکه ابزاری چندبعدی برای ارتقای تاب آوری اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی فضاهای شهری محسوب می شود که با تقویت اقتصاد منطقه ای و افزایش تعاملات اجتماعی، آسیب پذیری های شهری را کاهش می دهد؛ اما تحقق این چشم انداز نیازمند داده های دقیق مکانی، ابزارهای تحلیل پیشرفته و نهادینه سازی سازوکارهای مشارکتی مبتنی بر داده است که در بسیاری از شهرهای در حال توسعه با محدودیت هایی همچون ضعف زیرساخت های فنی و نهادی مواجه است. اگرچه فناوری های هوشمند پتانسیل بالایی در تحلیل پیچیدگی های فضایی دارند، استفاده عملی از آن ها در مقیاس های کلان محدود و کمتر به نیازهای زمینه ای پاسخ گو بوده است؛ از این رو، شکاف میان ظرفیت نظری فناوری و کاربرد عملی آن به تحول ساختاری در نظام های قانونی و مدیریتی نیاز دارد تا بتوان نظام تصمیم سازی هماهنگ، مشارکتی و آینده نگر را پایه گذاری کرد و الگوهای پایدار، منعطف و تاب آور کاربری زمین را طراحی و اجرا کرد. در نهایت، با توجه به چالش های جمعیتی و کالبدی شهر تهران و محدودیت های برنامه ریزی موجود، این پژوهش به بررسی کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی با تمرکز بر ایجاد الگوهای داده محور، چندبعدی و انطباق پذیر می پردازد تا پاسخ گوی پیچیدگی های فضایی معاصر باشد. مواد و روش ها پژوهش حاضر با رویکرد فراتحلیل و مرور نظام مند به بررسی کاربرد هوش مصنوعی در تحلیل ترکیب کاربری اراضی شهری می پردازد و از روش تحلیل مسیر برای بررسی تأثیر متغیرهای مستقل بر توسعه کاربری های ترکیبی استفاده کرده است. در بخش مرور نظام مند، با بهره گیری از نرم افزار PRISMA و طی فرایندی سه مرحله ای، ابتدا جست وجوی گسترده ای در پایگاه های معتبر اسکاپوس، اسپرینگر لینک، گوگل اسکالر و سمنتیک اسکالر انجام شده و ۲۱۰۷ مقاله شناسایی شد. پس از حذف مطالعات نامرتبط و کاهش تعداد مقالات به ۶۵۴، با استفاده از معیارهای دقیق تری بر اساس ورود و خروج، تعداد به ۱۸۷ و در نهایت، به ۶۵ مقاله با کیفیت رسید. داده ها با نرم افزار VOSviewer تحلیل و نقشه های بصری آن تهیه شدند. در بخش دوم، هفت مؤلفه کاربرد هوش مصنوعی به عنوان متغیرهای مستقل و پنج مؤلفه توسعه کاربری ترکیبی به عنوان متغیرهای وابسته تعیین شدند و تأثیرات آن ها توسط جامعه ای شامل ۹۶ خبره و متخصص با نمونه گیری هدفمند بررسی شد. مقیاس پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت پنج سطحی طراحی و تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS3) انجام گرفت. تحلیل مدل های اندازه گیری و ساختاری با نرم افزار SMARTPLS انجام شد که پایایی، روایی و معناداری مدل ها را تأیید کرد.  یافته ها یافته های توصیفی پژوهش نشان می دهد مطالعات مرتبط با کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهری بیشتر در سه حوزه تحلیل کاربری اراضی و تحلیل فضایی شهری، استراتژی های توسعه و مدیریت کاربری ترکیبی و تصمیم گیری های مرتبط با کاربری اراضی دسته بندی می شوند که به ترتیب شامل ۲۹، ۳۰ و ۷ مقاله هستند. از نظر توزیع جغرافیایی، چین با ۴۰ مقاله پیشرو بوده و پس از آن آمریکا، اروپا و ایران به ترتیب با ۱۲، ۹ و ۳ مقاله قرار دارند؛ این ترکیب نشان دهنده تمرکز علمی جهانی و همچنین، شکاف های موجود در کاربرد هوش مصنوعی در برنامه ریزی کاربری زمین است. روند زمانی مطالعات نیز حاکی از افزایش چشمگیر انتشارات از سال ۲۰۲۰ به بعد و اوج آن در سال ۲۰۲۴ است که این موضوع بیانگر توجه روزافزون جامعه علمی به فناوری های هوشمند در مواجهه با پیچیدگی های برنامه ریزی شهری است. تحلیل هم زمانی کلیدواژه ها نیز تأکید می کند که رویکردهای یکپارچه هوش مصنوعی با مفاهیمی همچون برنامه ریزی پیشگیرانه، تغییرات جمعیتی و تحولات زیست محیطی پیوند خورده و نقش مهمی در ایجاد الگوهای پویا و انعطاف پذیری سیستم های شهری دارد. بررسی کاربرد تکنیک های هوش مصنوعی نشان می دهد روش هایی مانند یادگیری عمیق، الگوریتم های ژنتیک، یادگیری ترکیبی و تحلیل کلان داده در حوزه هایی نظیر طبقه بندی و پیش بینی کاربری زمین، شبیه سازی چیدمان فضایی و بهینه سازی تخصیص کاربری زمین کاربرد گسترده دارند. در تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری، متغیرهای پژوهش مشتمل بر هفت مؤلفه برای کاربرد هوش مصنوعی و پنج مؤلفه برای توسعه کاربری های ترکیبی شناسایی شدند و مدل اندازه گیری با بارهای عاملی بالاتر از 0/4، پایایی و روایی مطلوب تأیید شد. شاخص های برازش مدل ساختاری نیز حاکی از کیفیت بالای مدل است؛ معیار GoF برابر 0/739، R² معادل 0/716 و Q² برابر 0/506 نشان دهنده تبیین قوی و پیش بینی مناسب متغیر وابسته است. تمامی مسیرهای اثرگذاری میان متغیرهای مستقل و وابسته در سطح معناداری ۹۵ درصد تأیید شده اند که مهم ترین آن ها مدل سازی و شبیه سازی چیدمان فضایی (15/858=t)، مدل سازی مشارکت و مذاکره ذی نفعان (5/765= t) و هم افزایی الگوریتم های هوشمند (4/339= t) بوده اند؛ همچنین مسیر پیش بینی و طبقه بندی کاربری زمین (3/652= t)، کاربرد هوش مصنوعی (2/868= t)، ترکیب داده ها و یادگیری ترکیبی (2/510= t)، تحلیل کلان داده و روندهای شهری (2/09= t) و تحلیل و بهینه سازی تخصیص کاربری (2/023= t) نیز به طور معنادار بر توسعه کاربری های ترکیبی اراضی تأثیرگذار شناخته شده اند که درمجموع اهمیت هوش مصنوعی را در بهبود کاربری های ترکیبی اراضی شهری به روشنی نشان می دهد. نتیجه گیری هوش مصنوعی با بهره گیری از تحلیل های عمیق و تلفیق داده های جغرافیایی، اجتماعی و محیط زیستی، ظرفیت های چشمگیری در درک و مدیریت پیچیدگی های کاربری های ترکیبی اراضی شهری ایجاد کرده است. مرور نظام مند پژوهش ها نشان می دهد کاربردهای هوش مصنوعی عمدتاً در سه حوزه تحلیل فضایی و کاربری اراضی، استراتژی های توسعه و تصمیم گیری برنامه ریزی شهری متمرکز شده و از سال ۲۰۲۰ رشد قابل توجهی داشته است. تحلیل هم زمانی کلیدواژه ها، هوش مصنوعی را به عنوان عاملی تحول آفرین معرفی می کند که پیوند مفاهیم زیست محیطی، جمعیتی و برنامه ریزی پیشگیرانه را تسهیل کرده و گذار از مدل های سنتی به الگوهای پویا و آینده نگر را ممکن ساخته است. تکنیک های پیشرفته ای مانند یادگیری عمیق، یادگیری ماشین، الگوریتم های ژنتیک و مدل های عامل محور، با بهره گیری از داده های چندمنبعی شامل تصاویر ماهواره ای، داده های حمل ونقل و شبکه های اجتماعی، نقش مهمی در طبقه بندی، بهینه سازی و شبیه سازی کاربری زمین شهری ایفا کرده و انعطاف پذیری سیستم های شهری را در مواجهه با چالش های محیطی و اجتماعی افزایش داده اند. پژوهش ها بر اهمیت ابعاد اجتماعی فرهنگی، حکمرانی شفاف و عدالت الگوریتمی تأکید دارند و توسعه چارچوب های اخلاقی و همکاری های میان رشته ای را ضروری می دانند. همچنین، محدودیت های فناورانه مانند نیاز به منابع پردازشی بالا و چالش های داده ای، ضرورت استفاده از رایانش ابری و یادگیری فدرال را برجسته می کند. تحلیل معادلات ساختاری نشان داد تمامی مسیرهای اثرگذاری هوش مصنوعی بر توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهر تهران در سطح اطمینان معنادار هستند؛ مهم ترین مؤلفه ها شامل مدل سازی و شبیه سازی چیدمان فضایی، مدل سازی مشارکت و مذاکره ذی نفعان و هم افزایی الگوریتم های هوشمند هستند. دیگر مسیرهای معنادار شامل پیش بینی و طبقه بندی کاربری زمین، کاربرد هوش مصنوعی، ترکیب داده ها و یادگیری ترکیبی، تحلیل کلان داده و روندهای شهری و تحلیل و بهینه سازی تخصیص کاربری نیز در مدل تأیید شده اند. در مجموع، هوش مصنوعی با فراهم آوردن بستری کارآمد برای مدل سازی، پیش بینی، مشارکت پذیری و بهینه سازی، به ارتقای کیفیت تصمیم گیری و تحقق توسعه پایدار کاربری های ترکیبی در تهران کمک شایانی می کند، هرچند نیاز به توسعه زیرساخت های فنی، تضمین عدالت الگوریتمی و همکاری های میان رشته ای در پژوهش های آینده حیاتی است.
۴۳۲.

مدل سازی اثرات راهبردهای بازاریابی بر رضایتمندی گردشگران در صنعت گردشگری (مورد مطالعه: جاذبه های گردشگری شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: راهبردهای بازاریابی رضایتمندی گردشگری معادلات ساختاری شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۴
هدف: در دنیای امروز، بسیاری از جاذبه های گردشگری در سراسر جهان سعی دارند با تطبیق راهبردهای بازاریابی، از مزایای آن بهره مند شوند. از این رو، بازاریابی گردشگری به عنوان بخشی از صنعت عظیم گردشگری می تواند نقش مهمی در توانمندسازی مردم محلی، تنوع بخشیدن به رشد اقتصادی و ایجاد فرصت های شغلی جدید در ارتباط با سایر بخش های اقتصادی ایفا کند. از این رو پژوهش حاضر به بررسی اثرات راهبردهای بازاریابی گردشگری بر رضایتمندی گردشگران می پردازد. روش و داده: پژوهش حاضر از نوع کمی بوده و به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است.  جامعه آماری شامل کلیه گردشگران شهر تهران (جامعه نامحدود) است که با استفاده جدول مورگان نمونه متشکل از ۳۸۶نفر انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها  در این پژوهش از آزمون همبستگی و رگرسیون گام به گام در نرم افزار SPSS انجام شده است. علاوه بر این، به دلیل نرمال نبودن داده ها، از مدل معادلات ساختاری (SEM)  با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی از نرم افزار (SMART PLS 4 ) استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که راهبردهای بازاریابی گردشگری با مقدار T (۳۶/۲۷۹) و مقدار ضریب مسیر (۰/۷۷۱) بر رضایتمندی گردشگران تأثیر مثبتی دارند. همچنین نتایج حاصل از رگرسیون خطی چند متغیره به صورت گام به گام نشان داد که متغیر جاذبه های گردشگری با (۰/۴۷۰) بیشترین تأثیر و تبلیغات و اطلاع رسانی با (۰/۰۸۵) کمترین تأثیر را بر رضایتمندی گردشگران داشته است. نتیجه گیری: نتایج بیانگر این امر است که راهبردهای بازاریابی گردشگری تأثیر قابل توجهی بر رضایتمندی گردشگران دارند، به ویژه جاذبه های گردشگری که بیشترین تأثیر را بر رضایت افراد دارند. بر این اساس، پیشنهاد می شود مدیران و مسئولین گردشگری شهر تهران بر بهبود و ارتقاء جاذبه های گردشگری تمرکز کرده و با استفاده از روش های نوین تبلیغات و اطلاع رسانی، آگاهی عمومی را افزایش دهند تا سطح رضایتمندی گردشگران به حداکثر برسد. نوآوری، کاربرد نتایج: این پژوهش از آن جهت نوآورانه است که تأثیر راهبردهای بازاریابی گردشگری بر رضایتمندی گردشگران در شهر تهران را مورد بررسی قرار داده و با استفاده از مدل معادلات ساختاری و رگرسیون چندمتغیره گام به گام، به تحلیل جامع و دقیق این رابطه پرداخته است.
۴۳۳.

ارزیابی توان توسعه حمل و نقل محور در بافت فرسوده شهری (مطالعه موردی: محله صفای شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه حمل و نقل محور بافت فرسوده محله صفا شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۴
امروزه در بسیاری از کشورهای درحال توسعه، هم زمان با رشد شتابان مناطق شهری در کنار افزایش جمعیت، مسائل و مشکلات بی شماری به وجود آمده که بعضاً با گذشت زمان، منجر به فرسودگی ساختاری و عملکردی بافت های شهری شده که توسعه پایدار شهری به عنوان راه حلی برای رفع این گونه مشکلات در شهرها مطرح گردیده است. توسعه حمل ونقل محور، به عنوان یکی از رویکردهای توسعه هوشمند شهری با محوریت سیستم های حمل ونقل و مرکزیت عابرین پیاده در ایستگاه ها، می تواند یکی از راهکارهای مناسب در سیستم شهری جهت مقابله با مسائل و مشکلاتی باشد که گریبان گیر اکثر مناطق فرسوده شهرهای بزرگ از جمله تهران، شده اند. در این پژوهش محله صفا به عنوان یکی از محله های کلان شهر تهران که جزئی از بافت های فرسوده این شهر نیز قلمداد می شود، به علت قرار گرفتن در نزدیکی ایستگاه های حمل ونقل عمومی، به منظور بررسی کاستی ها و توان های موجود در آن برای توسعه شهری با محوریت حمل ونقل عمومی به منظور دستیابی به رویکردی مطلوب جهت ساماندهی بافت موردتوجه قرار گرفت. در پژوهش حاضر، با هدفی کاربردی و ماهیتی توصیفی _ تحلیلی، از طریق بررسی های میدانی و یافته های کمی به دست آمده از بلوک های آماری سال 1395 آمار ایران، به تحلیل یافته ها توسط نرم افزار GIS و مدل های تحلیل آمار فضایی پرداخته شد. نتایج نشان می دهد که این محدوده از پتانسیل های خوبی جهت اجرای طرح برخوردار بوده و در این میان ایستگاه 17 شهریور با توجه به شاخص های پنج گانه موردبررسی، بیشترین انطباق را با این رویکرد دارد.
۴۳۴.

تحلیل عوامل موثر برحکمروایی هوشمند شهری در تحقق طرح های توسعه شهری (شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوشمند حکمروایی هوشمند مشارکت خدمات عمومی شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۹
حکمروایی شهری ، پیش شرطی برای توسعه پایدار است . چرا که عدم تمرکز، مدیریت منابع محدود، مشارکت همگانی ، شراکت بین شهر، دولت ، جامعه مدنی و بخش خصوصی ، ابزارهای اصلی نبرد شهرها برای پاسخگویی به نیازهای اجتماعی و پایداری توسعه هستند و این ها همگی مستلزم استقرار مدل حکمروایی هوشمند شهری است . حکمروایی هوشمند به عنوان یکی از ویژگی های مهم شهر هوشمند که بر پایه مشارکت شهروندان و مشارکت خصوصی / عمومی تشریح شده است . هدف از پژوهش حاضر بررسی شاخص های حکمروایی هوشمند شهری در تحقق طرح های توسعه شهری است. این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از حیث ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی می باشد. گردآوری داده ها از طریق پرسش نامه با استفاده از 5 شاخص (مشارکت در تصمیم گیری، ارائه خدمات عمومی و اجتماعی، امنیت اجتماعی، فرهنگی و بهداشتی و درمانی) و 24 گویه بر مبنای پاسخ های شهروندان(با تحصیلات شهرسازی و توسعه و عمران شهری) در شهر تهران و با حجم نمونه 270 نفر انجام شد. جهت تحلیل داده ها از آزمون های آماری Tتک نمونه ای و آزمون همبستگی پیرسون با نرم افزار spss استفاده شده است. براساس یافته ای پژوهش، مشارکت سازمان های غیردولتی با میانگین (97/3) بیشترین تأثیر را در حکمروایی هوشمند شهری دارد. همچنین عدم توجه به خدمات عمومی و اجتماعی همواره در شهرهایی که مدیریت ضعیف و سودجویی را دارند بیشتر خواهد بود، با توجه به پژوهش صورت گرفته و براساس نظرات شهروندان از جمله عوامل اثرگذار بر حکمروایی هوشمند شهری، ارائه خدمات عمومی به شهروندان توسط مدیریت شهری و اخذ عوارض به طور منظم جهت تحقق طرح های توسعه شهری توسط سیستم مدیریت شهری است..
۴۳۵.

بررسی رابطه قدرت اجاره مسکن و افزایش حاشیه نشینی در اطراف تهران ( با رویکرد درآمدهای نفتی و فرضیه بیماری هلندی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درآمدهای نفتی قیمت مسکن حاشیه نشینی شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۰
در طی سالیان گذشته با رشد شهرنشینی تعدادی زیاد از خانوارها به علت نارسایی و افزایش قیمت مسکن در شهرهای بزرگ و عدم انطباق قیمت مسکن با درآمد آنها به مناطق حاشیه ای روی آورده اند که گزینه های بهتر اقتصادی در تأمین مسکن ارزان هستند. از طرفی، بخش مسکن به عنوان یک متغیر کلان اقتصادی تحت تأثیر درآمدهای نفتی است. پژوهش حاضر رابطه درآمدهای نفتی و قیمت مسکن و تأثیر آنها در دو منطقه حاشیه ای اطراف شهر تهران در بازه سال های 1380 تا 1400 را بررسی کرده است. در مرحله اول پژوهش، تأثیر درآمدهای نفتی بر قیمت مسکن از طریق آزمون همبستگی محاسبه شده است. در مرحله دوم، تأثیر قیمت مسکن و اجاره آن بر میزان افزایش جمعیت در مناطق حاشیه ای از طریق آزمون همبستگی محاسبه شده است. پژوهش حاضر از نوع کمّی و آماری و اسنادی و بر پایه فرضیه بیماری هلندی در کشورهای دارای منابع طبیعی است. یافته ها نشان می دهد تأثیر درآمدهای نفتی بر قیمت مسکن مثبت و ضریب تأثیر آن 332/0 است و تأثیر قیمت مسکن بر میزان افزایش جمعیت در منطقه مرتضی گرد و قیام دشت نیز مثبت و ضریب تأثیر آن بر دو منطقه به ترتیب 822/0 و 552/0 است. بر اساس نتایج به دست آمده در سال های یادشده، با افزایش درآمدهای نفتی، قیمت مسکن نیز افزایش یافته و در نتیجه، میزان حاشیه نشینی افراد در مناطق حاشیه ای بیشتر شده است.
۴۳۶.

تحلیل تحولات بخش مرکزی کلان شهرها با تأکید بر رویکرد یکپارچگی فضایی (مطالعه موردی: منطقه 12 شهرداری تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: بخش مرکزی یکپارچگی فضایی منطقه شهری شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۹
افزایش جمعیت در شهرهای بزرگ و توسعه شهرنشینی مشکلات متعددی را به وجود آورده است. یکی از مهم ترین مشکلات حجم بالای جمعیت در بخش مرکزی کلان شهرها به دلیل مناسب بودن قمیت زمین و مسکن نسبت به سایر بخش‌های شهر بود. از سوی دیگر در بخش مرکزی بسیاری از کاربری‌ها تغییر پیدا کرد که موجب آشفتگی در سازمان فضایی عناصر شد. ویژگی‌های رویکرد «یکپارچگی فضایی» می‌تواند نقش مهمی در اصلاح مشکلات به وجود آمده در بخش مرکزی و تحولات آن داشته باشد. هدف اصلی پژوهش تحلیل تحولات منطقه 12 در بخش مرکزی تهران با رویکرد یکپارچگی فضایی است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت تحلیلی و از نظر روش کیفی- کمی است. جامعه‌ی آماری را 80 نفر از کارشناسان تشکیل می‌دهند. روش نمونه‌گیری غیر احتمالی و از نوع گلوله‌ برفی بوده است. اطلاعات تحقیق از طریق روش کتابخانه‌ای جمع‌آوری‌شده است. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسش‌نامه از نوع سؤالات بسته است. برای تحلیل داده‌ها از مدل دیمتل استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد که معیار درجه یکپارچگی و هماهنگی میان سازمان‌های مدیریتی (13A)، فرسودگی کالبدی و ریزدانه بودن بناهای منطقه (12A)، درجه امنیت اجتماعی به دلیل وجود ناهنجاری‌ها (3A) و پیوند فضایی میان سطوح ملی، منطقه‌ای، محلی (7A) نيز چهار معیار نخست در ستون خالص اثرگذاري است و در اين ساختار به طور قطع نفوذكننده در مجموعه سيستم است و تعاملات بيشتري دارد كه به عنوان مهم ترين معیارهای اثرگذار نسبت به سایر عوامل اولويت بندي و رتبه بندي شده است.
۴۳۷.

ارائه مدل کارآمد مدیریت طراحی در نواحی شهری تهران با رویکرد ارتقای بهره وری در دفاتر معماری و شهرسازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: مدل تحلیل ساختاری - تفسیری بهره وری دفاتر معماری و شهرسازی شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۷
مدل سازی مدیریت طراحی مبتنی بر بهره وری در دفاتر معماری و شهرسازی، به عنوان یک رویکرد نوین، به شناسایی و تحلیل عوامل کلیدی مؤثر بر عملکرد پروژه ها می پردازد. این مدل با هدف بهبود کارایی و کیفیت طراحی، به دفاتر معماری و شهرسازی کمک می کند تا منابع خود را بهینه سازی کرده و فرآیندهای طراحی را تسریع بخشند. با استفاده از این مدل، دفاتر معماری و شهرسازی می توانند به نتایج بهتری در پروژه های خود دست یابند و در بازار رقابتی امروز موفق تر عمل کنند. در این راستا، این مقاله کوشیده است با روش ساختاری-تفسیری، عوامل موثر بر مدیریت طراحی در نواحی شهری تهران با رویکرد ارتقای بهره وری در دفاتر معماری و شهرسازی را بازشناسی و خوشه بندی کند. روش انجام پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی است. به منظور شناسایی عوامل، از روش تحلیل محتوا استفاده شد. ابزار جمع آوری داده ها به صورت مصاحبه و پرسشنامه دوبه دویی می باشد. روابط بین عوامل موثر بر مدیریت طراحی در نواحی شهری تهران با رویکرد ارتقای بهره وری در دفاتر معماری و شهرسازی با استفاده از یک متدولوژی تحلیلی نوین تحت عنوان مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) و تحلیل میک مک تعیین و به صورت یکپارچه مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد تخصیص بهینه منابع انسانی با میزان قدرت نفوذ 13، آموزش و توسعه مهارت ها با قدرت نفوذ 12 و بهینه سازی فرآیندهای طراحی با قدرت نفوذ 10 به عنوان عوامل اصلی در شکل گیری مدل کارآمد مدیریت طراحی در نواحی شهری تهران با رویکرد ارتقای بهره وری در دفاتر معماری و شهرسازی همانند سنگ زیربنای مدل عمل می کند و برای ارتقای جایگاه این مدیریت در دفاتر معماری و شهرسازی منتخب تهران با رویکرد ارتقای بهره وری باید در وهله ی اول روی آن ها تأکید کرد.
۴۳۸.

تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر مشارکت ذی نفعان و پایداری شهری هوشمند در شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: فناوری اطلاعات و ارتباطات پایداری هوشمند شهری مشارکت ذی نفعان مدل سازی معادلات ساختاری شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۴
فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان ابزاری کلیدی در پایداری شهری هوشمند، به بهبود مدیریت منابع و افزایش مشارکت ذینفعان کمک می کند. استفاده از این فناوری ها به ارتقای کیفیت زندگی در شهرها، بهبود تصمیم گیری و کاهش تأثیرات زیست محیطی منجر می شود. در این راستا، هدف پژوهش بررسی تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر مشارکت ذی نفعان و پایداری شهری هوشمند در شهر تهران است. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و از شاخه تحلیل مسیر محسوب می شود. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه استاندارد می باشد. جامعه آماری کلیه خبرگان شهری می باشد که حجم نمونه به روش گلوله برفی 70 نفر انتخاب شده است. برای تحلیل و تجزیه داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری (PLS) استفاده شده است. نتایج نشان داد که میانگین متغیرهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، پایداری شهری هوشمند، مشارکت ذی نفعان، و انطباق و تاب آوری شهری به ترتیب 05/3، 72/3، 86/3 و 80/3 است که به ترتیب در سطوح نیمه پایدار و پایدار قرار دارند. کمترین پراکندگی مربوط به مؤلفه راه حل های نوآورانه (21/13 درصد) و بیشترین پراکندگی مربوط به محاسبات ابری (08/32 درصد) است. در تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری، تمامی بارهای عاملی بالاتر از 40/0، ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بالاتر از 70/0 و مقادیر روایی واگرا بالاتر از 50/0 هستند که نشان دهنده پایایی و اعتبار مناسب مدل اندازه گیری است. مقادیر ضرایب معیار برای متغیرهای مشارکت ذی نفعان (07/0) و پایداری شهری هوشمند (531/0) و مقدار معیار استون - گیزر برای این متغیرها به ترتیب 043/0 و 318/0 تأثیرات معنادار مدل را تأیید می کند. همچنین تمامی تأثیرات فناوری اطلاعات و ارتباطات، مشارکت ذی نفعان و انطباق و تاب آوری شهری بر پایداری شهری هوشمند با ضریب معناداری بزرگ تر از 96/1 تأیید می شود. بنابراین مفهوم این مطالعه امکان بهینه سازی تأثیر محیط شهری مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات را فراهم می کند و در نتیجه جوامع پایدار و تاب آوری را ایجاد می کند که نیازها و اولویت های همه اعضای جامعه را برآورده می کند.