مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۲۱.
۱۲۲.
۱۲۳.
۱۲۴.
۱۲۵.
۱۲۶.
۱۲۷.
۱۲۸.
۱۲۹.
۱۳۰.
۱۳۱.
۱۳۲.
۱۳۳.
۱۳۴.
تعارض زناشویی
منبع:
شناخت اجتماعی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
121 - 129
حوزههای تخصصی:
تعارض زناشویی می تواند به اختلال در روابط بین فردی منجر شود و زمینه ساز بروز مشکلاتی در خانواده باشد. هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه ذهن آگاهی، طرحواره های ناسازگار اولیه و همجوشی شناختی در زنان با و بدون تعارض زناشویی بود. این مطالعه، یک پژوهش توصیفی از نوع علّی- مقایسه ای است. جامعه آماری پژوهش شامل زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره مناطق 2، 4 و 7 شهر تهران در سال 1401 بود و نمونه پژوهش نیز شامل 90 زن دارای تعارضات زناشویی و 90 زن بدون تعارضات زناشویی بودند که به روش در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های تعارض زناشویی، ذهن آگاهی، طرحواره های ناسازگار اولیه و همجوشی شناختی پاسخ دادند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش آماری تحلیل واریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که بین زنان با و بدون تعارض زناشویی از لحاظ ذهن آگاهی، طرحواره های ناسازگار اولیه و همجوشی شناختی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P). بنا بر یافته های به دست آمده ، می توان نتیجه گرفت که این متغیرها به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم در ایجاد یا شدت تعارضات زناشویی مؤثر هستند.
اثربخشی درمان تک جلسه راه حل محور بر میزان شفقت به خود، بخشایشگری و تعارض زناشویی زنان متأهل: مطالعه تک آزمودنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: شفقت به خود به میزان احساس دلسوزی نسبت به خود در مواجهه با نقص ها اشاره دارد و با کاهش اضطراب و افزایش رضایت از زندگی مرتبط است. مطالعات نشان داده اند که درمان های مختلف روانشناختی می توانند بر میزان شفقت به خود، بخشایشگری و تعارض زناشویی زنان متأهل مؤثر باشند. اما خلاء پژوهشی در حوزه ی درمان تک جلسه راه حل محور و همچنین مسائل روانشناختی زنان متأهل وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان تک جلسه ای راه حل محور روی میزان شفقت به خود، بخشایشگری و تعارض زناشویی زنان متأهل انجام شد. روش: روش پژوهش کاربردی و به روش طرح آزمایشی تک آزمودنی و از نوع خط پایه چندگانه (ABA) انجام شد. جامعه پژوهش را تمام زنان متأهل دارای تعارض زناشویی شهر تهران در سال 1402 تشکیل دادند. نمونه گیری پژوهش از طریق فراخوان و به صورت داوطلبانه انجام شد. پس از بررسی ملاک های ورود به پژوهش، در نهایت پنج نفر انتخاب و وارد مراحل خط پایه، مداخله و پیگیری شدند. شرکت کنندگان در این مراحل پرسشنامه شفقت به خود (نف، ۲۰۰۳) و پرسشنامه بخشش رنجش خاطر زناشویی (پالیری و همکاران، 2009) و پرسشنامه تعارضات زناشویی (ثنایی و همکاران، 1387) را تکمیل کردند. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که درمان تک جلسه راه حل محور بر افزایش میانگین شاخص درصد بهبودی شفقت به خود و بخشایشگری، همچنین کاهش میانگین شاخص درصد بهبودی تعارض زناشویی زنان متأهل در سطح معناداری 05/0 مؤثر بوده است. نتیجه گیری: تغییرات میانگین درصد بهبودی برای مداخله درمان تک جلسه راه حل محور بیانگر آن بود که این درمان می تواند منجر به تغییر ات فوری در میزان شفقت به خود، بخشایشگری و تعارض زناشویی زنان متأهل شود. از نظر کاربردی، این یافته ها می توانند به مشاوران و روانشناسان کمک کنند تا از روش های کارآمدتر و مؤثرتری برای مداخله در مشکلات زناشویی استفاده کنند.
نقش میانجی شفقت خود در رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۸
23 - 46
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه با تعارضات زناشویی از طریق نقش میانجی شفقت خود در متاهلین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر کرمانشاه انجام شد. پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی با روش تحلیل مسیر بود. جامعه آماری، کلیه مراجعین متاهل به مراکز مشاوره شهر کرمانشاه در ده ماهه اول سال ۱۴۰۲ بودند که از آن ها تعداد 210 نمونه به صورت در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی ها پرسشنامه های طرحواره های ناسازگار اولیه (YSQ-SF)، شفقت خود (SCS) و تعارض زناشویی (MICQ) را تکمیل نمودند. داده ها از طریق آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر از طریق نرم افزارهای SPSS-26 و AMOS-24 مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است. یافته ها مشخص کرد هر پنج حوزه طرحواره های ناسازگار اولیه با شفقت خود رابطه منفی و با تعارض زناشویی رابطه مثبت دارند. همچنین شفقت خود با تعارض زناشویی رابطه منفی دارد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد هر پنج حوزه طرحواره های ناسازگار اولیه با تعارض زناشویی از طریق شفقت خود رابطه دارند. با توجه به اثرات تعارضات زناشویی برخانواده ها و جامعه، در نظر گرفتن متغیرهای به کار رفته در این پژوهش می تواند زمینه را جهت برنامه ریزی به منظور کنترل فراوانی تعارضات زناشویی و کاهش تعارضات مخرب فراهم سازد.
مقایسه اثربخشی پارادوکس درمانی همراه با برنامه زمانی و ماتریکس درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انطباق پذیری خانوادگی و بهزیستی ذهنی زنان دارای تعارضات زوجی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تعارضات زناشویی عامل مهمی در ناپایداری خانواده است وزنان از تعارضات زناشویی آسیب بیشتری می بینند، لذا توجه به مولفه هایی که بتواندبه زنان کمک کندضروری ست .ازجمله این مولفه ها انطباق پذیری خانوادگی و بهزیستی ذهنی تازنان با مشکلات رابطه ی زوجی خود کنار آیند. هدف: هدف این پژوهش مقایسه ی اثربخشی پارادوکس درمانی همراه با بر نامه ی زمانی و ماتریکس درمان پذیرش و تعهد بر انطباق پذیری خانوادگی و بهزیستی ذهنی زنان دارای تعارض زوجی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. 45 زن دارای تعارض زوجی به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. گروه های آزمایش تحت ده جلسه ی نود دقیقه ای آموزش قرار گرفتند. ارزیابی ها با پرسشنامه های انطباق پذیری خانوادگی اولسون،(1985) و بهزیستی ذهنی ریف،(2002) انجام و داده ها با تحلیل واریانس و آزمون های تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد، پارادوکس درمانی همراه با برنامه زمانی و ماتریکس درمان پذیرش و تعهد هردو نسبت به گروه کنترل ، بر انطباق پذیری خانوادگی موثربودند. امااثربخشی پارادوکس درمانی همراه با برنامه زمانی بیشتربود (p=0.000). همچنین، نتایج برای متغیر بهزیستی ذهنی فقط ماتریکس درمان پذیرش و تعهد را مؤثر دانست و درمان پارادوکس درمانی همراه با برنامه زمانی بر این مولفه تأثیری نداشت (p>0.05). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که هر دو روش پارادوکس درمانی همراه با برنامه زمانی و ماتریکس درمان پذیرش و تعهد در افزایش انطباق پذیری خانوادگی موثر بودند. اما در مولفه ی بهزیستی ذهنی، فقط ماتریکس درمان پذیرش و تعهد تاثیر مثبت داشت
اثربخشی روایت درمانی بر تاب آوری خانواده و شادکامی زناشویی زوجین متعارض(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی روایت درمانی بر تاب آوری خانواده و شادکامی زناشویی زوجین دارای تعارض زناشویی بود. روش این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی زوجین متعارض شهر تبریز در سال ۱۴۰2 بود که به مراکز مشاوره زندگی شاد و مبین مراجعه کرده بودند. با توجه به طرح پژوهش، نمونه ای به حجم 32 نفر و به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (16 نفر) و گروه کنترل (16 نفر) جایگزین شدند. به منظور گرد آوری داده ها از مقیاس تاب آوری خانواده (سیکبی، 2005) و پرسشنامه شادکامی زناشویی (آزرین و همکاران، 1973) استفاده شد. گروه آزمایش 10 جلسه ی 60 دقیقه ای روایت درمانی را دریافت کرد و گروه کنترل که در لیست انتظار قرار داشت هیچ آموزشی دریافت نکرد. داده ها با استفاده تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بعد از کنترل اثرات پیش آزمون، تفاوت معناداری بین میانگین پس آزمون دو گروه در تاب آوری خانواده و شادکامی زناشویی وجود داشت که می تواند حاکی از اثربخشی مداخله مذکور بر متغیرهای ذکر شده و نیز پایداری اثربخشی در مرحله پیگیری باشد. نتایج این پژوهش نشان داد که روایت درمانی می تواند به عنوان رویکردی موثر برای افزایش شادکامی زناشویی و تاب آوری خانواده زوجین متعارض مورد استفاده قرار گیرد.
اثربخشی آموزش مبتنی بر تغییر سبک زندگی بر کیفیت رابطه زناشویی زوجین دارای تعارض زناشویی
منبع:
پژوهش های کاربردی در مشاوره سال ۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۳
21 - 35
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر تغییر سبک زندگی بر کیفیت رابطه زناشویی زوجین دارای تعارض زناشویی انجام شد. پژوهش از نوع شبه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش زنان دارای تعارض زناشویی با همسر شهر اردبیل که در سال 1402 به مراکز مشاوره مراجعه کرده بودند. حجم نمونه معادل 30 نفر بود که در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. از هر دو گروه پیش آزمون گرفته شد، سپس آموزش مبتنی بر تغییر سبک زندگی مدل ون پی (2018) به گروه آزمایش داده شد و سپس، از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه تعارض زناشویی ثنائی (1379)، پرسشنامه کیفیت رابطه زناشویی (باسبی و همکاران، 1995) جمع آوری شدند و توسط نرم افزار SPSS-26 و با استفاده از روش تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان دادند که کیفیت رابطه زناشویی زوجین دارای تعارض زناشویی در مرحله پس آزمون در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری داشته است (01/0>P).بنابراین، آموزش مبتنی بر تغییر سبک زندگی می تواند توسط درمانگران حیطه زوجین، به عنوان یک مداخله موثر برای زوجین متعارض در جهت افزایش کیفیت رابطه زناشویی مورد استفاده قرار گیرد.
مدل ساختاری خود-خاموشی در زنان بر اساس پریشانی روان شناختی و تعارض زناشویی با نقش واسطه ای دشواری در تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین پریشانی روان شناختی و تعارض زناشویی با خود-خاموشی در زنان انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان شهر ری در سال 1403 بودند. به روش نمونه گیری در دسترس، نمونه ای به تعداد 300 نفر انتخاب و در مطالعه شرکت کردند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس خود خاموشی (STSS، جک و دیل، 1992)، مقیاس پریشانی روان شناختی (K10، کسلر و همکاران، 2002)، پرسشنامه تعارض زناشویی (MCQ، ثنایی، 1379) و مقیاس دشواری تنظیم هیجان (DERS، گرتز و روئمر، 2004) بودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل معادلات ساختاری حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که تعارض زناشویی به صورت مستقیم قادر به پیش بینی خود-خاموشی بود (۰01/۰p‹). همچنین پریشانی روان شناختی و تعارض زناشویی از طریق دشواری در تنظیم هیجان توانستند خود-خاموشی زنان را به صورت غیرمستقیم پیش بینی کنند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که پریشانی روان شناختی و تعارض زناشویی با توجه به نقش مهم دشواری در تنظیم هیجان می توانند تبیین کننده خود-خاموشی در زنان باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های کاهش مشکلات زناشویی ضروری است.
اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر صمیمیت جنسی، کیفیت رابطه زناشویی و سکوت زناشویی زوجین متعارض(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ اسفند ۱۴۰۳ شماره ۱۲ (پیاپی ۱۰۵)
۱۷۶-۱۶۷
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر صمیمیت جنسی، کیفیت رابطه زناشویی و سکوت زناشویی زوجین متعارض انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه زوجین متعارض مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر کرمان در شش ماهه تابستان و پاییز سال 1402 بود که از این جامعه تعداد 30 زوج با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی ساده در گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه صمیمیت جنسی (SIQ، بطلائی و همکاران، 1389)، پرسشنامه کیفیت رابطه زناشویی (RADS، باسبی و همکاران، 1995) و پرسشنامه سکوت زناشویی (MSQ، رضایی و رسولی، 1398) بود. شرکت کنندگان گروه آزمایش به مدت 10 جلسه هر هفته یک جلسه و هر جلسه 75 دقیقه بر اساس محتوای جلسات درمان شناختی رفتاری گرفتند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین پس آزمون صمیمیت جنسی، کیفیت رابطه زناشویی و سکوت زناشویی زوجین متعارض در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0>p وجود دارد. یافته های پژوهش حاضر بیانگر اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر صمیمیت جنسی، کیفیت رابطه زناشویی و سکوت زناشویی در زوجین بود.
مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و شفقت درمانی بر تعارض زناشویی و تمایزیافتگی زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و شفقت درمانی بر تعارض زناشویی و تمایزیافتگی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی انجام شد. این مطالعه از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و دو گروه درمانی بود که در آن ۴۰ زن آسیب دیده به طور تصادفی در دو گروه طرحواره درمانی و شفقت درمانی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های معتبر تعارض زناشویی و تمایزیافتگی خود جمع آوری و با تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که هر دو روش درمانی در کاهش تعارض زناشویی و افزایش تمایزیافتگی مؤثر بوده و تفاوت معناداری بین دو گروه وجود داشت. طرحواره درمانی در بهبود ابعاد خاصی از تعارض زناشویی تأثیر بیشتری داشت، در حالی که شفقت درمانی تأثیر قوی تری بر ابعاد تمایزیافتگی نشان داد. این یافته ها بیانگر نقش مهم مداخلات تخصصی روان درمانی در بازسازی سلامت روانی و ارتقای کیفیت روابط زوجی در زنان آسیب دیده از خیانت است و تأکید می کند که انتخاب رویکرد درمانی باید مبتنی بر نیازها و ویژگی های فردی بیماران باشد. همچنین، نتایج این پژوهش زمینه ای علمی برای استفاده تلفیقی و هدفمند از این دو رویکرد درمانی در مراکز مشاوره و روان درمانی فراهم می آورد.
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان راه حل محور بر ابرازگری هیجانی و الگوهای ارتباطی در زنان دارای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ تابستان (تیر) ۱۴۰۴ شماره ۱۴۸
۱۳۶-۱۱۷
حوزههای تخصصی:
زمینه: تعارض زناشویی با سلامت روانی ضعیف و کاهش بهزیستی روانشناختی مرتبط است و یک عامل خطر برای سلامت روان از جمله اختلال افسردگی و اضطرابی است. عوامل متعددی از جمله ابرازگری هیجانی و الگوهای ارتباطی بر آن تأثیر می گذارد. همچنین، مطالعات نشان می دهد که ابراز هیجان مثبت و منفی و الگوهای ارتباطی ناکارآمد با رضایت زناشویی مرتبط است. هدف: هدف از این پژوهش، مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان راه حل محور بر ابرازگری هیجانی و الگوهای ارتباطی در زنان دارای تعارض زناشویی بود. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری یک ماهه با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان مراجعه کننده دارای تعارض زناشویی به مرکز مشاوره روان پلاس شهر مشهد در سال ۱۴۰۲ بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند و داوطلبانه، ۴۵ نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تعارض زناشویی (ثنائی و همکاران، ۱۳۸۷)، پرسشنامه ابرازگری هیجانی (کینگ و آمونز، ۱۹۹۰) و پرسشنامه الگوهای ارتباطی (سالاوی و کریستنسن، ۱۹۸۳) بودند. گروه های آزمایش به مدت دو ماه، هرهفته به مدت ۹۰ دقیقه درمان را دریافت کردند. داده های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و از طریق نرم افزار SPSS نسخه ۲۳ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج بیانگر اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان راه حل محور در مقایسه با گروه گواه بر الگوهای ارتباطی و ابرازگری هیجانی در آزمودنی ها بود (05/0 p<). همچنین، طبق نتایج آزمون تعقیبی، بین دو مدل درمانی در متغیرهای پژوهش تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0 p>). نتیجه گیری: براساس نتایج پژوهش، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان راه حل محور موجب بهبودی در تعاملات، افزایش کیفیت ارتباط و نحوه ابراز هیجان زنان شده است.
مقایسه اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر تصویرسازی ارتباطی و زوج درمانی به روش گاتمن بر دوسوگرایی در ابراز هیجان در زوجین دارای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
181 - 190
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر تصویرسازی ارتباطی و زوج درمانی به روش گاتمن بر دوسوگرایی در ابراز هیجان در زوجین دارای تعارض زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن_ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔ ﺮوه کنترل با پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل زوجین مراجعه کننده به مرکز مشاوره عرفان شهر تهران در سال 1403 بود. حجم نمونه شامل 30 زوج (هر گروه 10 زوج/ 20 نفر) بود که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه جای گذاری شدند. پرسشنامه دوسوگرایی در ابراز هیجانات (AEQ) کینگ و امونز (1990) و پرسشنامه تجدید نظر شده تعارضات زناشویی(MCQ-R) ثنایی (1387) ابزار پژوهش بودند. گروه تصویرسازی ارتباطی 8 جلسه 90 دفیقه ای و گروه گاتمن 9 جلسه 90 دقیقه ای مداخله دریافت کردند. نتایج تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر نشان داد که تفاوت میانگین پیش آزمون هر دو مولفه دوسوگرایی در ابراز هیجان با پس آزمون و پیگیری معنادار است (01/0>P) و بین پس آزمون و پیگیری ابراز استحقاق (بر خلاف هیجان مثبت) تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<P). تفاوت گروه های آزمایش با گروه گواه معنادار بود (05/0>P) و در ابراز استحقاق گروه تصویرسازی ارتباطی در مقایسه با گروه گاتمن میانگین کمتری کسب کرد (05/0>P). هر دو مداخله پژوهش احتمالا درمان کارآمدی برای بهبود دوسوگرایی در ابراز هیجان زوجین هستد ولی برای ابراز استحقاق درمان تصویرسازی ارتباطی اثربخش تر است.
اثربخشی زوج درمانی شناختی-رفتاری بر الگوهای ارتباطی ناکارآمد و باورهای ارتباطی در زوجین متعارض(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
191 - 200
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی زوج درمانی شناختی-رفتاری بر الگوهای ارتباطی ناکارآمد و باورهای ارتباطی زوجین متعارض بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری شامل زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی میثاق و آفاق شهر رشت در سال 1402 بود که بر اساس نمونه گیری هدفمند تعداد 34 زوج انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (17 زوج) و گواه (17 زوج) جایگذای شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس تعارض زناشویی (MCQ؛ ثنایی و براتی، 1379)، مقیاس الگوهای ارتباطی (CPQ؛ کریستنسن و سالاوی، 1984) و پرسشنامه باورهای ارتباطی (RBI؛ ایدلسون و اپستین، 1982) بود. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت زوج درمانی شناختی-رفتاری قرار گرفت. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین پیش آزمون و پس آزمون الگوهای ارتباطی ناکارآمد و باورهای ارتباطی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود داشت و همچنین بین میانگین پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود نداشت و نتایج در دوره پیگیری حفظ شد. بر اساس نتایج پژوهش می توان گفت زوج درمانی شناختی-رفتاری روش مداخله ای مناسبی جهت کاهش الگوهای ارتباطی و باورهای ارتباطی ناکارآمد زوجین متعارض است.
واکاوی شاخص های اثرگذار خانواده مبدأ بر تعارضات زناشویی زنان و مردان مراجعه کننده به مراکز مشاوره: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۸
88 - 102
حوزههای تخصصی:
تجارب فرزندان از خانواده مبدأ در روابط زناشویی آنها در بزرگسالی اثرگذار است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی شاخص های اثرگذار خانواده مبدأ بر تعارضات زناشویی زنان و مردان مراجعه کننده به مراکز مشاوره با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش، دربرگیرنده زنان و مردان دارای تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شهرستان مرند بود. اندازه نمونه شامل 18 نفر (12 زن و 6 مرد) مشارکت کننده بود که با روش غیراحتمالی و هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. داده ها به روش تحلیل درون مایه کدگذاری و تحلیل شدند. پس از کدگذاری مصاحبه ها و دسته بندی درون مایه ها، 3 درون مایه اصلیی فرهنگی- اجتماعی، اقتصادی، و خانوادگی به دست آمد. نتایج حاصل نشان داد چنان چه خانواده مبدأ از کیفیت لازم در تربیت فرزندان برخوردار نباشد و الگوی رفتاری مناسب و بالیده را به آنها نیاموخته باشد، احتمال دارد که آنها در زندگی بعدی خودشان با مشکلات مختلفی و از جمله تعارض زناشویی روبرو شوند.
اثربخشی طرحواره درمانی گروهی بر تمایزیافتگی و بلوغ عاطفی در زنان دارای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
83 - 96
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف اصلی بررسی اثربخشی طرحواره درمانی گروهی بر تمایزیافتگی و بلوغ عاطفی در زنان دارای تعارض زناشویی انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و ازنظر روش، نیمهآزمایشی )پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل( بود .جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان مراجعه کننده به مرکز مشاوره مهرآذین شهر تهران در سال 1402 بود. با روش نمونه گیری در دسترس 28 نفر از میان جامعه آماری مذکور انتخاب شد و به صورت تصادفی 14 نفر در گروه کنترل و 14 نفر در گروه آزمایش قرار داده شد. سپس با استفاده از پرسشنامه تمایز یافتگی خود و مقیاس بلوغ عاطفی از افراد نمونه پیشآزمون گرفته شد. سپس مداخله طرحواره درمانی گروهی بر گروه آزمایش صورت گرفت. پس از آن پسآزمون اجرا شد و نتایج مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این پژوهش، از آمار توصیفی شامل میانگین، انحراف استاندارد، فراوانی، درصد و غیره برای گزارش توصیفی نتایج پژوهش استفاده شد و در قسمت آمار استنباطی از آزمون تحلیل کوواریانس برای تحلیل دادهها به وسیله نرم افزار SPSS استفاده شد .نتایج حاکی از آن بود که طرحواره درمانی گروهی بر تمایز یافتگی و بلوغ عاطفی اثر معناداری دارد. مبنی بر اینکه میانگین تمایز یافتگی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بیشتر شده است در حالی که میانگین عدم ثبات بلوغ عاطفی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل کاهش یافته است