مطالب مرتبط با کلیدواژه
۳۴۱.
۳۴۲.
۳۴۳.
۳۴۴.
۳۴۵.
۳۴۶.
۳۴۷.
۳۴۸.
۳۴۹.
۳۵۰.
۳۵۱.
تحلیل سلسله مراتبی
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر توسعه فرهنگ هواداری در ورزش فوتبال طراحی و اجرا شد. روش تحقیق از نوع آمیخته اکتشافی بود که در دو بخش کیفی و کمی صورت گرفت. بخش کیفی از طریق روش تحلیل محتوا و مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر از متخصصان و صاحب نظران انجام گرفت. در بخش کمی در قالب روش تحلیل سلسله مراتبی و از طریق پرسشنامه نظرهای افراد مشارکت کننده نسبت به اولویت عوامل مؤثر به روش هدفمند سنجیده شد. نتایج نشان داد عوامل مؤثر شامل عامل های تخصص گرایی، وابستگی، بسترهای فرهنگی، بسترهای اجتماعی، بسترهای رسانه ای، بسترهای زیرساختی، کیفیت، هویت مشترک، هویت برند و ارزش های فردی بود. در این بین عامل بسترهای فرهنگی با وزن نسبی 130/0 دارای بیشترین اهمیت و بعد از آن به ترتیب عامل بسترهای رسانه ای با وزن نسبی 128/0، هویت مشترک با وزن نسبی 111/0، بسترهای زیرساختی و کیفیت با وزن نسبی 099/0، وابستگی و تخصص گرایی با وزن نسبی 091/0، بسترهای اجتماعی با وزن نسبی 090/0، قرار داشتند. با استناد به نتایج به نظر می رسد فرهنگ هواداری مبتنی بر عوامل مختلفی است و هر کدام از این عوامل به طور جداگانه ای در تبیین فرهنگ هواداری نقش متفاوتی بازی می کنند و توجه به این عوامل از سوی دست اندرکاران برگزاری مسابقات فوتبال به توسعه فرهنگ هواداری، ارتقای کیفیت و پویایی لیگ برتر فوتبال ایران و به دنبال افزایش رضایت مندی تماشاگران و جلوگیری از رفتارهای خشونت آمیز آنها، و ارتقای امنیت ورزشگاه های فوتبال منجر خواهد شد.
تدوین نقشه استراتژیک ورزش قهرمانی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق، تدوین نقشه راهبردی ورزش قهرمانی ایران می باشد. تحقیق حاضر از نظر نحوه گردآوری اطلاعات از نوع آمیخته(کیفی و کمی) بود که اطّلاعات مورد نیاز در بخش کیفی با استفاده از مصاحبه های انفرادی و شورای راهبردی و در بخش کمی با استفاده از ماتریس های خاص مطالعات راهبردی و پرسش نامه های مقایسه های زوجی استخراج شد. اعضای شورای راهبردی شامل 14 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه ها، رؤسای فدراسیون های ورزشی، مدیران و معاونان وزارت ورزش، مسئولان کمیته ملی المپیک، مدیران کل ورزش و جوانان استان ها، ورزشکاران نخبه در رشته های ورزشی منتخب، مربیان و داوران ورزشی بودند. به منظور تحلیل و تجزیه کمی اطلاعات و همچنین دستیابی دقیق تر به اطلاعات در مورد تأیید چهارچوب از مطالعه مبانی نظری و پیشینه پژوهش شروع و با تهیه راهنمای مصاحبه، انجام مصاحبه های کیفی و تحلیل آن ، از تکنیک مدلسازی ساختاری- تفسیری (ISM) استفاده شد. با استفاده از تکنیک مدل سازی ساختاری- تفسیری (ISM) نقشه راهبردی ورزش قهرمانی کشور تدوین شد و 11 راهبرد به دست آمده در 5 سطح در نقشه راهبردی ورزش قهرمانی قرار گرفتند.
شناسایی و اولویت بندی چالش های فعالیت زنان ورزشکار حرفه ای ایرانی در اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اینستاگرام یکی از محبوب ترین شبکه های اجتماعی در صنعت ورزش بوده و در میان ورزشکاران محبوبیت ویژه ای دارد. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی چالش های فعالیت زنان ورزشکار حرفه ای ایرانی در این شبکه اجتماعی انجام گرفت. روش پژوهش حاضر به صورت آمیخته و از نوع طرح متوالی اکتشافی است. فاز کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون و فاز کمی با استفاده از تحلیل سلسله مراتبی انجام شد. روش نمونه گیری هدفمند بود. در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته با 13 شرکت کننده تا اشباع نظری صورت گرفت و در بخش کمی نیز پرسشنامه مبتی بر یافته های بخش کیفی در میان 10 نفر از آنان توزیع شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از تکنیک کدگذاری و نرم افزار NVIVO10 و در بخش کمی از نرم افزار Expert Choice استفاده شد. نتایج نشان داد چالش های زنان ورزشکار ایرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام در دو مضمون اصلی چالش های ساختاری با 4 مضمون فرعی، به ترتیب وزن و اولویت، چالش فرهنگی (27/0)، چالش قانونی (25/0)، چالش جنسیتی (25/0)، چالش مذهبی (22/0) و چالش های فردی با 2 مضمون فرعی، به ترتیب وزن و اولویت، چالش تولید محتوی (46/0) و چالش روانشناختی (54/0) دسته بندی می شوند. با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت در صورتی که شیوه استفاده از شبکه اجتماعی اینستاگرام به زنان ورزشکار آموزش داده و مدیریت شود، آنان می توانند تا حدودی بر چالش های موجود غلبه کرده و از فرصت های فراهم شده در اینستاگرام نهایت بهره را ببرند.
بررسی استراتژی های مدیریت رانت منابع طبیعی
منبع:
مجله اقتصادی سال ۲۱ بهمن و اسفند ۱۴۰۰ شماره ۱۱ و ۱۲
۱۶۴-۱۳۳
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی استراتژی های مدیریتی صندوق توسعه در ایران است. صندوق توسعه ملی پس از تجربه ناموفق حساب ذخیره ارزی با هدف جبران کمبودهای احتمالی در مواقع رکود بازار نفت، تأمین عدالت بین نسلی و تبدیل قسمتی از درآمد ناشی از فروش نفت و گاز، میعانات گازی و فرآورده های نفتی به ثروت های ماندگار، مولد و سرمایه های زاینده اقتصادی تأسیس شد؛ اما نحوه عملکرد صندوق تاکنون نتوانسته موجب نیل به اهداف یادشده شود. بدین منظور در مقاله پیش رو به بررسی استراتژی های مدیریت صندوق توسعه ملی پرداخته شده و با در نظر گرفتن نقاط ضعف، قوت، فرصت ها و تهدیدهای شیوه مدیریت کنونی به کمک ماتریس استراتژی ها و اولویت بندی اجرایی به استراتژی تدافعی رسیدیم؛ سپس سه استراتژی کاربردی برای مدیریت کارآمد صندوق را که شامل استراتژی های مالی، مدیریتی و تلفیقی است، مورد مطالعه و بررسی قرار داده ایم؛ شایان ذکر است این پژوهش که بر اساس مدل ترکیبی تحلیل استراتژیک سوات است، به بررسی نتایج یک بررسی میدانی از طریق توزیع پرسشنامه بین 60 نفر از محققین که در زمینه صندوق توسعه دارای تألیفاتی بوده اند، پرداخته است. نتایج این پژوهش نشان دهنده این است که استراتژی اجرایی تدافعی و استراتژی سیاست های تلفیقی مثمرثمرترین استراتژی بین سه استراتژی ذکر شده بوده که هدف از آن سرمایه گذاری صحیح منابع صندوق در داخل و خارج از کشور برای دستیابی به توسعه پایدار و جلوگیری از بیماری هلندی است.
تحلیل سلسله مراتبی عامل های اثر گذار بر کمیت و کیفیت شیر در استان کرمانشاه بر اساس حلقه های زنجیره ارزش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
21 - 38
حوزههای تخصصی:
شیر از جایگاه ویژه ای در متنوع سازی منابع درآمدی روستاییان و بهبود کیفیت زندگی آنان هم زمان با تضمین امنیت غذایی و سلامت جامعه برخوردار است. بااین حال، مقدار کمّی و کیفی شیر تولیدی انتظارها را برآورده نکرده و نوعی نابسامانی در بازار درباره آن وجود دارد. بنابراین، هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی عامل های اثرگذار بر بهبود کمّی و کیفی شیر در استان کرمانشاه از طریق به کارگیری طرح پژوهشی آمیخته متوالی و از نوع اکتشافی بود. جامعه آماری در بخش کیفی 11 تن از متخصصان موضوعی بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی تا رسیدن به اشباع داده انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کیفی شامل مدیران 10 واحد فعال صنایع لبنی استان کرمانشاه و صاحبان 104 واحد گاوداری شیری در این استان بود که به صورت تمام شماری انتخاب شدند (114 =n). ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود. داده ها در محیط نرم افزارهای Excel، SPSS و Expert Choice تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که عوامل اثرگذار بر بهبود کیفی و کمّی شیر در چهار معیار کلی بدین شرح قابل شناسایی هستند: اقدامات اولیه، سیاست گذاری ها، مسائل اقتصادی، و زیرساخت ها. این پژوهش با توجه به هر معیار، عامل های مختلفی را از دیدگاه متخصصان موضوعی و بهره برداران اصلی زنجیره (دامداران) شناسایی کرده است که می تواند به عاملان تغییر برای بهبود کمّی و کیفی شیر یاری رساند.
شناسایی و اولویت بندی مسائل توسعه پایدار روستایی (مورد مطالعه: روستاهای شهرستان خلخال)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شناخت دقیق مسائل توسعه پایدار روستاها، اولین گام مهم برای تدوین سیاست ها و ارائه الگویی انعطاف پذیر برای تقویت توسعه یافتگی جوامع روستایی است. قابل زیست کردن عرصه های زندگی از جمله مکان های روستایی، برای نسل های فعلی و آینده با تأکید خاص بر بهبود و توسعه مداوم روابط انسانی- محیطی از ضروریاتی است که همواره مورد توجه پژوهشگران و برنامه ریزان توسعه روستایی قرار گرفته است. هدف: این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی مسائل توسعه پایدار روستایی در شهرستان خلخال انجام شده است. روش شناسی: برای شناسایی معیارهای اصلی و شاخص ها، با 12 نفر از خبرگان و افراد مطلع، مصاحبه عمیق انجام داده و بوسیله نرم افزار MAXQDA مصاحبه ها تحلیل شد. سپس معیارها و شاخص ها در قالب پرسشنامه دلفی فازی در اختیار مشارکت کنندگان قرار گرفت تا با تحلیل سلسله مراتبی(AHP) معیارها و شاخص ها رتبه بندی شوند. برای سهولت مقایسه زوجی مسائل و شاخص ها، از نرم افزار Expert Choice11 استفاده شد. قلمرو جغرافیایی: شهرستان خلخال به مرکزیت شهر خلخال (هرو)، شامل سه بخش مرکزی شامل(دهستان خانندبیل شرقی، دهستان خانندبیل غربی و دهستان سنجنبد شرقی)، بخش خورش رستم به مرکزیت شهر هشجین شامل (دهستان خورش رستم شمالی و دهستان خورش رستم جنوبی) و بخش شاهرود به مرکزیت شهر کلور شامل( دهستان پلنگا، دهستان شال و دهستان شاهرود) در جنوب استان اردبیل واقع است. یافته ها: نتایج بدست آمده نشان داد که به ترتیب معیار اقتصادی (494/0: CI)، معیار اجتماعی(271/0: CI)، معیار نهادی(099/0: CI)، معیار زیست محیطی(092/0: CI) و معیار فیزیکی(045/0: CI) دارای اهمیتند. همچنین براساس اوزان نهایی شاخص ها، به ترتیب شاخص بیکاری (103/0: CI)، بی انگیزگی به فعالیت اقتصادی در روستا (084/0: CI)، ضعف آگاهی به عوامل توسعه (073/0: CI)، اعتیاد(056/0: CI)، نابرابری های اجتماعی(045/0: CI) و طلاق(043/0: CI)، به ترتیب مهم ترین اولویت شاخص های مسائل توسعه پایدار روستایی هستند. نتیجه گیری: معیارهای اقتصادی و اجتماعی همچنین شاخص های آن ها، بیشترین اولویت مسائل توسعه پایدار روستایی شهرستان خلخال هستند..
مطالعه تطبیقی نیازها و اولویت های فعالیت های قرآنی شهروندان در استان های مختلف کشور با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر توجه به قرآن و برنامه ریزی فعالیت های قرآنی در جوامع اسلامی به ویژه پس از انقلاب اسلامی در ایران مورد توجه صاحب نظران و برنامه ریزان اجتماعی و فرهنگی قرار گرفته است. در این میان، توجه به نیازها و اولویت های فعالیت های قرآنی و بررسی نگرش مردم به عنوان مخاطب این فعالیت ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بر این مبنا، هدف اساسی این مقاله، بررسی مهم ترین نیازها و اولویت برنامه ها و فعالیت های قرآنی در جامعه ایران است. در این راستا، با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی، اولویت انواع فعالیت های قرآنی تبلیغی- ترویجی، آموزشی، پژوهشی، مدیریتی، اخلاقی، گروهی و هنری- ادبی بررسی گردیده و با استفاده از مقایسات زوجی، نیازها و اولویت فعالیت های قرآنی در استان های تهران، اصفهان، مازندران، کردستان، گیلان، قم و خراسان رضوی مشخص گردیده اند. در مجموع، نتایج فرآیند مقایسه زوجی معیارها، اولویت فعالیت های قرآنی را در استان های مذکور به ترتیب برابر با 14، 12، 11، 27، 20، 4 و 2 درصد نشان می دهد.
اولویت بندی گزینه های تجارت نفت و گاز ایران تحت شرایط تحریم اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مجلس و راهبرد سال ۳۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲۲
243 - 277
کشور ایران بنا بر اکثر گزارش ها حائز رتبه دوم ذخایر گاز و رتبه سوم ذخایر نفت دنیاست و بخش چشمگیری از درآمد ارزی و به تبع آن بودجه کشور به صادرات منابع انرژی وابسته است. از سوی دیگر، تجارت انرژی نقش اساسی در شکل دهی مناسبات و تعاملات سیاسی کشورهای دنیا ایفا می کند. از این رو در این پژوهش به بررسی ابعاد اقتصادی و سیاسی صادرات نفت و گاز در مراحل مختلف زنجیره ارزش آنها پرداخته شد و با توجه به شرایط تحریم، اولویت بندی روش های صادرات نفت و گاز برای کشور جهت یافتن بهترین گزینه مطلوب صورت پذیرفت. بدین منظور ابتدا زیرمعیارهایی برای هرکدام از معیارها در نظر گرفته شد که زیرمعیارهای اقتصادی عبارت بودند از ارزش افزوده، سهولت دسترسی به درآمد و امنیت تقاضا و زیرمعیارهای سیاسی عبارت بودند از ایجاد اتحاد و ایجاد وابستگی برای خریدار محصول. براساس پرسشنامه ای که از ۱۶ نفر از کارشناسان و مسئولان حوزه های مرتبط با مسئله پژوهش در فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) جمع آوری شد، درنهایت اولویت بندی نهایی صادرات نفت و گاز براساس معیارهای اقتصادی و سیاسی و با در نظر گرفتن شرایط تحریم برای کشور ایران انجام شد که به ترتیب از بیشترین به کمترین اولویت عبارت است از: صادرات گاز با خط لوله، صادرات فراورده ها و محصولات پتروشیمی نفتی، صادرات محصولات پتروشیمی گازی، صادرات فراورده های نفتی، صادرات گاز مایع شده و صادرات نفت خام.
بررسی عدالت مکانی در دستیابی به خدمات آموزشی محدوده مورد مطالعه: منطقه ۱۸ تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: توسعه نامتوازن شهرها، به علت نبود طرح های توسعه یا نادیده گرفتن آن، باعث بروز ناعدالتی در توزیع خدمات به شهروندان شده است. خدمات آموزشی از جمله خدمات شهریِ بسیار مهم است که دسترسی مناسب شهروندان به آنها می تواند در روند توسعه پایدار شهری، کاهش آلودگی های زیست محیطی و افزایش کیفیت زندگی نقش اساسی داشته باشد. در این تحقیق، سعی می شود با بررسی میزان عرضه (مدارس) و تقاضا (دانش آموزان)، دسترسی دانش آموزان به مراکز آموزشی در بستر شبکه معابر در منطقه 18 شهری تهران، بررسی و مناطق کمتربرخوردار شناسایی شود و به منظور افزایش عدالت آموزشی، برنامه ریزی صورت گیرد. در این پژوهش، عدالت مکانی ازمنظر دسترسی دانش آموزان به مراکز آموزشی بررسی می شود. مواد و روش ها: در این تحقیق، با استفاده از دو معیار کیفیت استقرار مراکز آموزشی و کیفیت دسترسی، شاخص عدالت مکانی تعریف می شود. هریک از این معیارها از مجموعه ای زیرمعیار تشکیل شده است. کیفیت موقعیت استقرار مراکز آموزشی، به لحاظ قرارگیری در حریم های ممنوع و خطرناک و یا دسترسی به کاربری های مکمل، از عوامل تأثیر گذار شناخته می شود؛ بنابراین در این پژوهش، کیفیت فضای داخلی مرکز آموزشی مانند کیفیت ساختمان، امکانات آموزشی، نور، رنگ، معلمان، روش های آموزشی و حتی مساحت تخصیص یافته به هر دانش آموز (سرانه آموزشی) مدنظر نیست. همچنین میزان تقاضای آموزشی، برمبنای جمعیت دانش آموزان در بلوک های جمعیتی، ملاک محاسبات قرار خواهد گرفت. درمورد کیفیت دسترسی نیز فرض بر این است که تمامی بلوک های شهری، براساس نزدیک ترین فاصله به مدارس، دسترسی پیدا می کنند؛ یعنی کل جمعیت، در هر مقطع، به نزدیک ترین مدرسه تخصیص می یابد. این تخصیص با توجه به ظرفیت مدرسه نیز لحاظ شده است. بدیهی است که فاصله بیشتر از حد استاندارد و شعاع دسترسی مقطع مورد نظر در کیفیت دسترسی تأثیر می گذارد. نوآوری اصلی این تحقیق در بررسی عدالت مکانی، در نظر گرفتن معیارهای کیفیت و امنیت معابر درکنار فاصله طولی دسترسی به مرکز آموزشی است. پارامترهایی همچون چشم ناظر، کاربری های مختلط، عرض معبر و وجود پیاده رو می تواند در کیفیت فاصله ای که دانش آموزان طی می کنند تأثیرگذار باشد. در این مطالعه، ابتدا نقشه های زیرمعیارهای گوناگون گردآوری می شود و سپس، با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی، براساس نظر کارشناس وزنی تعلق می گیرد و درنَهایت، شاخص عدالت مکانی محاسبه می شود. نتایج و بحث: با بررسی محلات زیر پوشش مدارس، ملاحظه شد که محدوده های حاشیه محلات مسکونی کمتر از دیگر محدوده ها خدمات آموزشی دریافت می کنند. در این میان، ناحیه 3 بدترین و ناحیه 2 بهترین وضعیت را داشته است. با توجه به نقشه های وضعیت منطقه 18، می توان دریافت ناحیه 3 (محله یافت آباد) قدیمی ترین محله در منطقه است که معابر ارگانیک و بافت متراکمی دارد و تسهیلات شهری، ازجمله مراکز آموزشی، بیشتر در حاشیه این محله قرار گرفته است. ازطرفی، ناحیه 2 (شهرک ولیعصر) محله ای با قدمت کمتر و دارای معابر منظم و ساختاریافته تری است. نتیجه گیری: براساس یافته های تحقیق، شاخص عدالت مکانی در وضعیت فعلی 69/0 است که نشان می دهد توزیع مراکز آموزشی، در منطقه مورد مطالعه، شرایط نسبتاً خوبی دارد. انجام دادن چنین مطالعه ای به برنامه ریزان شهری کمک می کند، برای افزایش عدالت آموزشی، تصمیم های بهتری بگیرند. سابقه و هدف: توسعه نامتوازن شهرها، به علت نبود طرح های توسعه یا نادیده گرفتن آن، باعث بروز ناعدالتی در توزیع خدمات به شهروندان شده است. خدمات آموزشی از جمله خدمات شهریِ بسیار مهم است که دسترسی مناسب شهروندان به آنها می تواند در روند توسعه پایدار شهری، کاهش آلودگی های زیست محیطی و افزایش کیفیت زندگی نقش اساسی داشته باشد. در این تحقیق، سعی می شود با بررسی میزان عرضه (مدارس) و تقاضا (دانش آموزان)، دسترسی دانش آموزان به مراکز آموزشی در بستر شبکه معابر در منطقه 18 شهری تهران، بررسی و مناطق کمتربرخوردار شناسایی شود و به منظور افزایش عدالت آموزشی، برنامه ریزی صورت گیرد. در این پژوهش، عدالت مکانی ازمنظر دسترسی دانش آموزان به مراکز آموزشی بررسی می شود. مواد و روش ها: در این تحقیق، با استفاده از دو معیار کیفیت استقرار مراکز آموزشی و کیفیت دسترسی، شاخص عدالت مکانی تعریف می شود. هریک از این معیارها از مجموعه ای زیرمعیار تشکیل شده است. کیفیت موقعیت استقرار مراکز آموزشی، به لحاظ قرارگیری در حریم های ممنوع و خطرناک و یا دسترسی به کاربری های مکمل، از عوامل تأثیر گذار شناخته می شود؛ بنابراین در این پژوهش، کیفیت فضای داخلی مرکز آموزشی مانند کیفیت ساختمان، امکانات آموزشی، نور، رنگ، معلمان، روش های آموزشی و حتی مساحت تخصیص یافته به هر دانش آموز (سرانه آموزشی) مدنظر نیست. همچنین میزان تقاضای آموزشی، برمبنای جمعیت دانش آموزان در بلوک های جمعیتی، ملاک محاسبات قرار خواهد گرفت. درمورد کیفیت دسترسی نیز فرض بر این است که تمامی بلوک های شهری، براساس نزدیک ترین فاصله به مدارس، دسترسی پیدا می کنند؛ یعنی کل جمعیت، در هر مقطع، به نزدیک ترین مدرسه تخصیص می یابد. این تخصیص با توجه به ظرفیت مدرسه نیز لحاظ شده است. بدیهی است که فاصله بیشتر از حد استاندارد و شعاع دسترسی مقطع مورد نظر در کیفیت دسترسی تأثیر می گذارد. نوآوری اصلی این تحقیق در بررسی عدالت مکانی، در نظر گرفتن معیارهای کیفیت و امنیت معابر درکنار فاصله طولی دسترسی به مرکز آموزشی است. پارامترهایی همچون چشم ناظر، کاربری های مختلط، عرض معبر و وجود پیاده رو می تواند در کیفیت فاصله ای که دانش آموزان طی می کنند تأثیرگذار باشد. در این مطالعه، ابتدا نقشه های زیرمعیارهای گوناگون گردآوری می شود و سپس، با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی، براساس نظر کارشناس وزنی تعلق می گیرد و درنَهایت، شاخص عدالت مکانی محاسبه می شود. نتایج و بحث: با بررسی محلات زیر پوشش مدارس، ملاحظه شد که محدوده های حاشیه محلات مسکونی کمتر از دیگر محدوده ها خدمات آموزشی دریافت می کنند. در این میان، ناحیه 3 بدترین و ناحیه 2 بهترین وضعیت را داشته است. با توجه به نقشه های وضعیت منطقه 18، می توان دریافت ناحیه 3 (محله یافت آباد) قدیمی ترین محله در منطقه است که معابر ارگانیک و بافت متراکمی دارد و تسهیلات شهری، ازجمله مراکز آموزشی، بیشتر در حاشیه این محله قرار گرفته است. ازطرفی، ناحیه 2 (شهرک ولیعصر) محله ای با قدمت کمتر و دارای معابر منظم و ساختاریافته تری است. نتیجه گیری: براساس یافته های تحقیق، شاخص عدالت مکانی در وضعیت فعلی 69/0 است که نشان می دهد توزیع مراکز آموزشی، در منطقه مورد مطالعه، شرایط نسبتاً خوبی دارد. انجام دادن چنین مطالعه ای به برنامه ریزان شهری کمک می کند، برای افزایش عدالت آموزشی، تصمیم های بهتری بگیرند.
مکان یابی مناطق مستعد احداث میادین عرضه دام عشایری در استان فارس
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
530 - 545
حوزههای تخصصی:
اقتصاد جامعه عشایر به پرورش و فروش دام ها و دامپروی وابسته است در نتیجه ایجاد میادین عرضه دام به جهت خرید و فروش دام های سبک عشایری با در نظرگیری معیارهای مؤثر اکولوژیکی، اقتصادی – اجتماعی بسیار حائز اهمیت است. جامعه ی عشایری در استان فارس نیز 3 ایل و 8 طایفه مستقل هستند که از طریق همین پرورش دام های سبک امرار معاش می کنند. با توجه به اهمیت این موضوع هدف اصلی این پژوهش مکان یابی مناطق بهینه و مستعد به جهت ایجاد میادین عرضه دام در سطح استان فارس بود و از روش های تصمیم گیری چند معیاره تحلیل سلسله مراتبی و ترکیب خطی وزنی برای فرآیند مکان یابی (تحلیل اکولوژیکی و اقتصادی-اجتماعی) استفاده شد. با توجه به اهمیت این موضوع در ابتدا تحلیل بخش اکولوژیکی با استفاده از معیارهای اصلی و در بخش اقتصادی-اجتماعی نیز با استفاده از پرسشنامه و تحلیل سلسله مراتبی صورت گرفت و در آخر نیز با توجه به شرایط استان و با درنظرگیری صرفه اقتصادی تعدادی از شهرستان ها در این بخش از فرآیند مکانیابی حذف شدند. در انتها نیز طبق نتایج مشخص شده در هر دو بخش اکولوژیکی و اقتصادی- اجتماعی شش منطقه از استان فارس به عنوان قطب شش گانه میادین عرصه دام انتخاب شدند که این شش ناحیه در شهرستان های فیروزآباد، داراب، ارسنجان، خنج، شیراز و اقلید قرار داشتند.
ارزیابی و اولویت بندی جامعیت نسبی الگوهای بانکداری اسلامی در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد اسلامی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۸
71 - 105
حوزههای تخصصی:
به زعم بسیاری از اقتصاددانان، با سپری شدن قریب به 40 سال از تصویب قانون عملیات بانکی بدون ربا در اقتصاد ایران، همچنان چالش های متعددی تا تحقق کامل بانکداری اسلامی در کشور وجود دارد. در این مدت با رویکردهای متفاوت نسبت به بانکداری اسلامی، الگوهای مختلفی به منظور حذف ربا از نظام بانکی و تحقق بانکداری اسلامی پیشنهاد شده است. مطابق آسیب شناسی صورت گرفته در این پژوهش، الگوهای یادشده نگاه جامعی به چالش های پیش روی تحقق بانکداری اسلامی در کشور نداشته اند و همین امر مانع اجرایی شدن بسیاری از الگوهای مطرح شده در این حوزه شده است. بدین ترتیب مسئله این پژوهش عبارت است از: سنجش جامعیت الگوهای بانکداری در ایران در راستای تحقق بانکداری اسلامی. پژوهش حاضر با اولویت بندی چالش های پیش روی بانکداری اسلامی در سه محور اقتصادی، شرعی و نهادی، ضمن آسیب شناسی الگوهای مذکور، به بررسی میزان جامعیت آن ها در پاسخگویی به این آسیب ها پرداخته است. این پژوهش که با مراجعه به منابع کتابخانه ای و روش تحلیل سلسله مراتبی صورت پذیرفته، در ادامه میزان اهمیت محورهای مذکور و چالش های مرتبط با آن ها را اولویت بندی نموده و در نهایت ضمن معرفی مهم ترین چالش، به رتبه بندی الگوها پرداخته است. نتایج نشان می دهد که محورهای شرعی، نهادی و اقتصادی به ترتیب مهم ترین محورها و مولفه «تضمین سودعلی الحساب و پرداخت سود قطعی به سپرده گذاران» به عنوان مهم ترین چالش (در محور شرعی) می باشد. همچنین مطابق نتایج پژوهش، الگوهای «تفکیک خدمات (حساب جاری) بانک از (حساب) سرمایه گذاری» و «بانکداری مبتنی بر عقود و ریسک پذیری مشتریان»، از اثربخشی و جامعیت بالاتری نسبت به سایر الگوها برخوردارند.