مطالب مرتبط با کلیدواژه

ژئوپلیتیک


۴۶۱.

منطقه ژئوپلیتیک خلیج فارس و سیاست موازنه نرم چین در برابر آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خلیج فارس ژئوپلیتیک موازنه نرم سیاست خارجی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۸۴
در الگوی حکومت اسلامی، هدف، انسان سازی و هدایت انسان به سوی حق و حقیقت جویی است. حاکم و حکومت در این الگو، نه تنها باید عادل باشد و در عرصه قدرت، عدالت ورزی کند، بلکه باید خود "اسوه حسنه" باشد و در عرصه تربیت انسان ها، برترین نقش را بر عهده گیرد. انجام این وظایف، در بستری از معنویت، اخلاق و علاقه مندی به آحاد جامعه و با رفتار توام با رحمت و رافت، شدنی است. منطقه خلیج فارس به سبب اهمیت راهبردی که در سیاست جهانی داشته است همواره مورد توجه بازیگران بزرگ بوده است. در چند دهه اخیر کشور چین در چارچوب سیاست توسعه صلح طلبانه خود توانسته است سطح همکاری های اقتصادی خود را با کشورهای این منطقه افزایش دهد. این همکاری های مشترک طیف متنوعی از روابط سیاسی و اقتصادیی دو جانبه را شامل می شود که زمینه ساز گسترش نفوذ اقتصادی چین در این منطقه راهبردی شده است. البته این توسعه نفوذ برای چین محدود به کسب منافع اقتصادی نبوده است، بلکه چین از آن به عنوان یکی از ابزارهای ضروری برای ایجاد موازنه نرم در برابر آمریکا استفاده کرده است تا بتواند در بلند مدت با کسب نفوذ در منطقه برتری ژئوپلیتیک، هژمونی و توازن قدرت آمریکا را از میان ببرد. با توجه به اهمیت این موضوع، این مقاله تلاش داشته است با بررسی سیاست خارجی چین به بررسی این نکته بپردازد که چه عواملی باعث شده است اهمیت منطقه خلج فارس برای سیاست موازنه قدرت نرم چین افزایش پیدا کند و چین چگونه در این منطقه به دنبال آن ا ست که از سیاست موازنه قدرت نرم برای نفوذ ژئوپلیتیک و به چالش کشیدن هژمونی آمریکا بهره گیرد؟
۴۶۲.

کریدور زنگه زور و شکل گیری نظم ژئوپولتیک جدید در قفقاز

کلیدواژه‌ها: کریدور زنگه زور ایران ارمنستان جمهوری آذربایجان ژئوپلیتیک پان تورانیسم رقابت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۷۶
کریدور زنگه زور که جمهوری خودمختار نخجوان را به خاک اصلی جمهوری آذربایجان متصل می کند، در واقع برهم زننده ژئوپلیتیک منطقه قفقاز به نفع آذربایجان و ترکیه است و در عوض ارمنستان و ایران را در تنگنا و تهدید ژئوپلیتیکی قرار می دهد. درخصوص نحوه احداث، نقاط ترانزیتی و محل قرارگیری این کریدور گمانه زنی های بسیاری وجود دارد، به نحوی که منجر به مداخله روسیه، فرانسه و در مواردی نیز آمریکا در این موضوع شده است. با بهره برداری احتمالی از این کریدور، دگرگونی های بزرگی هم در روابط منطقه ای کشورها و هم در روابط فرا منطقه ای رخ خواهد داد که همین امرممکن است موجب بازتولید بحران های تازه و واگرایی و همگرایی بین کشورهای منطقه شود که در نتیجه آن چهره منطقه به کلی دستخوش دگرگونی شود. پرسشی که در این نوشتار مطرح است، آن است که کریدور زنگه زور چه اثری بر ژئوپلیتیک منطقه و روابط بین کشور های منطقه می گذارد؟روش تحقیق در این مقاله روش « توصیفی و تحلیلی» است که اساس آن استدلال منطقی بر پایه سلسله علت و معلول است. یافته های پژوهش نشان می دهد که موقعیت استراتژیک قفقاز و همسایگی با روسیه و پیوندهای هنجاری کشورهای منطقه با آذربایجان و ارمنستان سبب شده است تا کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای برای کسب منافع به کنشگری در قضیه کریدور زنگه زور پرداخته و به فراخور توانایی خود به ایفای نقش بپردازند.
۴۶۳.

تحلیل انزوای ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جمهوری اسلامی ایران ژئوپلیتیک انزوای ژئوپلیتیکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۹
انزوای ژئوپلیتیکی به عنوان نقطه مخالف بین المللی گرایی، جهان گرایی، منطقه گرایی، تعامل، توسعه و در کل عدم درک صحیح کارگزارن از منافع ملی است. انزوای ژئوپلیتیکی، از آنجایی اهمیت دارد، که در شمایل یک مخمصه و دام ترکیبی(خودساخته و دگرساخته)؛ به عنوان یک حالتِ نامطلوب و منفی، قادر است موجودیت کشور درگیر را در معرض خطر و حتی نابودی قرار دهد. در نخستین سال های انقلاب اسلامی، استراتژی هایی چون انزواطلبی، و بعدها بی طرفی و عدم تعهد(دست کم تا فروپاشی شوروی)، بخشی از راهبرد سیاست خارجی نظام سیاسی حاکم، به منظور کنترل آسیب پذیری ها احتمالی و در کل حراست و حفاظت از انقلاب بوده است. به تدریج با تثبیت انقلاب اسلامی، پایان جنگ تحمیلی و البته فروپاشی شوروی؛ سلسله عوامل برآمده از کنش های رفتاری ج.ا.ایران از یک سو، و از دیگر سو واکنش کشورهای رقیب و متخاصم، وضعیتی به وجود آورد، که منطبق بر انزوای ژئوپلیتیکی ج.ا.ایران در شرایط کنونی است. در این راستا سوال اصلی مقاله این است که عوامل مؤثر بر شکل گیری انزوای ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران کدام است؟ نتایج حاصله از این پژوهش کاربردی، با تلفیق روش توصیفی- تحلیلی و روش آماری(با استفاده از پرسشنامه دلفی)، به بررسی عوامل مؤثر بر انزوای ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران در قالب 6 متغیر(در قالب 31 شاخص) می پردازد. در این پژوهش، ترتیب اهمیت و رتبه بندی متغیرها به وسیله آزمون فریدمن و سطح معنی داری آنها با استفاده از آزمون T-test در بستر تحلیل نرم افزار SPSS انجام پذیرفته است.
۴۶۴.

چین و خاورمیانه نوین: امکان و امتناع نظم نوین منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: چین خاورمیانه شی جین پینگ قدرت نرم نظم منطقه ای ژئوپلیتیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۱۱
اخیراً رفتارهای چین در منطقه خاورمیانه مسئله چگونگی براندازی نظم غربی-آمریکایی و زایش احتمالی یک نظم منطقه ای- چینی را در صدر گفت وگوها قرار داده است. این نوشتار با اتکا بر روش تحلیلی-اکتشافی و کاربست مدل مفهومی نظم های منطقه ای در پرتو نگرش های محیطی به این پرسش اساسی پاسخ می دهد که چه امکان ها و موانعی برای چین در شکل دادن به نظم منطقه ای نوین در خاورمیانه وجود دارد؟ ما استدلال می کنیم که محورهای امکان پکن جهت شکل دهی به نظم نوین منطقه ای در خاورمیانه به ترتیب و غالباً در سطوح ژئواکونومیک و ژئوکالچر قرار دارند و اهم محورهای امتناع نیز در سطح ژئوپلیتیک قابل تبیین اند. همچنین نشان می دهیم که نقطه قوت حضور چین در خاورمیانه در سطح ژئواکونومیک و ژئوکالچر متأثر از وجود ظرفیت های اقتصادی و فرهنگی نظیر ادغام اقتصاد خاورمیانه در اقتصاد چین و توسعه نفوذ فرهنگی در پرتو خود برندسازی است و پاشنه آشیل آن نیز در سطح ژئوپلیتیک متأثر عوامل داخلی و منطقه ای نظیر افراط در اصرار بر اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها و سندرم سواری مجانی در حاشیه معماری امنیتی غربی قرار گرفته است.
۴۶۵.

تأثیر پوپولیسم و رانتیریسم بر ژئواکونومی جمهوری بولیواری ونزوئلا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ونزوئلا پوپولیسم رانتیریسم ژئواکونومی ژئوپلیتیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۴
نفت، عامل مهمی در تحولات دولت های رانتیر مانند ونزوئلا بوده است. پیوندی میان ساختار و کارگزار در ونزوئلا هست که وضع موجود را حفظ نموده است. پرسش اصلی این مقاله، آن است که پوپولیسم و رانتیریسم چه تأثیری بر وضعیت ژئواکونومی جمهوری بولیواری ونزوئلا گذاشته است؟ فرضیه ی این مقاله نیز آن است که پوپولیسم و رانتیریسم موجب تضعیف ژئواکونومی ونزوئلا شده و این کشور نتوانسته حوزه ی نفوذ خود در کشورهای سوسیالیستی و ضدآمریکایی را به حوزه ی منافع تبدیل کند و در هدف ژئوپلیتیکی خود یعنی صدور چاویسمو به سایر کشورهای اطراف در آمریکای لاتین ناکام بوده است و به دلیل تحریم نفتی، بیماری هلندی، تورم افسارگسیخته و فساد سیستماتیک، قدرت اقتصادی جهت سرمایه گذاری در موقعیت های ویژه را ندارد. با استفاده از پارادایم واقع گرایی انتقادی، روش ردیابی فرآیند، و با مراجعه به منابع و اسناد مکتوب درباره ی پوپولیسم و رانتیریسم در ونزوئلا، تأثیر آنها بر ژئواکونومی این کشور تبیین شده است.
۴۶۶.

تحلیل ژئوپلتیک بر سیاست خارجی چین و روسیه در منطقه غرب آسیا و تأثیر آن بر امنیت ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ژئوپلیتیک ژئواکونومی امنیت ملی سیاست خارجی غرب آسیا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۸۹
غرب آسیا از جمله مناطق ژئوپلیتیکی است که سرشار از منابع انرژی، موقعیت راهبردی ویژه، تنوع قومی، نژادی و مذهبی است. رویکردهای ژئواکونومیک ابتدای قرن بیست و یکم که به صورت رویکردی نوین در مسائل راهبردی درآمد و برای رقابت بین قدرت ها استفاده شد، غرب آسیا را به یکی از مناطق ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک تبدیل کرد که جولانگاه کشمکش ها و رقابت های ژئواستراتژیک و ژئوانرژی شده است. این پژوهش بر آن است تا سیاست خارجی چین و روسیه را طی دو دهه اخیر در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی، دیپلماتیک و... و تأثیر آن را بر ایران و سایر کشورهای غرب آسیا مورد ارزیابی قرار دهد. روش تحقیق در این پژوهش  توصیفی- تحلیلی است.  دستیابی به اطلاعات اولیه پژوهش با استفاده از روش های کتابخانه ای انجام شده است. فرض اصلی تحقیق این است که روسیه و  چین به دنبال کسب منافع ملی و افزایش قدرت خود از طریق حضور پررنگ تر از گذشته در غرب آسیا بوده و به میزان بسیار کمی به افزایش وزن ژئوپلیتیک ایران توجه دارند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که سیاست خارجی چین و روسیه در مورد رخدادهای مهم غرب آسیا در بازه دو دهه اخیر (به ویژه برجام، خروج امریکا از برجام، بحران سوریه و...) امنیت ملی کشورمان را تهدید کرده است، هم چنین تفاوت در سیاست خارجی چین و روسیه منافع ملی ایران و غرب آسیا را با چالش روبرو ساخته  است؛ البته هدف مشترک چین و روسیه تسلط بر منابع طبیعی و افزایش حوزه نفوذ خود بوده که تحت عنوان استعمار نو یا فرانو قابل طرح است.
۴۶۷.

تبیین ژئوپلیتیکی نظریه بازی ها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ژئوپلیتیک نظریه بازی ها نظریه پیچیدگی سیستم های ژئوپلیتیکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۹۸
نظریه بازی ها، نظریه ای شناخته شده در مطالعات سیاسی، روابط بین الملل و پژوهش های بین رشته ای است که استفاده زیادی در تحلیل پدیده ها در ابعاد مختلف و در سطوح جغرافیاییِ ملی، منطقه ای و جهانی دارد. هرچند مفهوم «رقابت» نقش کلیدی در ترسیم و شکل گیری نظریه بازی دارد اما علیرغم آن، تاکنون ادبیات علمی دانش ژئوپلیتیک برای بررسی پدیده ها از آن بی بهره مانده است. به همین منظور تبیین ژئوپلیتیکی از نظریه بازی ها در سیستم های ژئوپلیتیکی و ورود این مفهوم به تحلیل و تبیین ژئوپلیتیکی، موضوع مقاله پیش رو است. این مقاله سعی دارد به این سؤال پاسخ دهد که چگونه می توان ساختار و کارکرد نظریه بازی ها در محیط های جغرافیایی را با رویکرد سیستم های ژئوپلیتیکی تبیین کرد؟ در پاسخ به این سؤال و با روش توصیفی تبیینی براساس مدل روش شناسی پژوهش ساندرز، فرضیه مقاله عبارت است از این که «نظریه بازی ها در رقابت ها، منازعات، همکاری و همگرایی ها و دیگر الگوهای روابط ژئوپلیتیکی و در سیستم های ژئوپلیتیکی پیچیده که با حداقل یک منبع جغرافیایی عینی سروکار دارد، نقش مدل سازی و ترسیم راهکارهای عملیاتی داشته و با دریافت داده و مقادیر از ژئوپلیتیک، سیستم پیچیده ژئوپلیتیکی را به تعادل و نظم جدیدی می رساند». یافته های پژوهش نشان می دهد که نظریه بازی ها موضوع مطالعات اجتماعی، سیاسی و روابط بین الملل است و به طور خاص، به دلیل محوریت «قدرت و رقابت» در این نظریه موضوع مورد بحث در دانش ژئوپلیتیک به شمار می آید. از آنجایی که کارکرد نظریه بازی ها در سیستم های ژئوپلیتیکی مدنظر است قرائت نگارندگان از مفهوم سیستم، «سیستم پیچیده ژئوپلیتیکی» با مؤلفه های نظریه پیچیدگی است.
۴۶۸.

تبیین مولفه های موثر بر الگوی مناسبات ژئوپلیتیک در منطقه خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ژئوپلیتیک مولفه ژئوپلیتیک مناسبات ژئوپلیتیک منطقه خاورمیانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۰۱
خاورمیانه، منطقه ژئوپلیتیکی پیچیده، متغیر و متحول است. منطقه ای با پتانسیل ها و ظرفیت های ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک برجسته که بازیگریها و صحنه های بازی متعدد و متفاوتی را پیش روی بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای قرار داده است. صحنه های بازی که ناامنی و تنش در آن برجستگی داشته و مناسبات نفوذ، سلطه و تقابل بر سایر شکل ها اولویت داشته است. متناسب با این شرایط منطقه، درک مولفه های پایه شکل دهنده مناسبات ژئوپلیتیک در منطقه، از اهمیت و جایگاه برجسته ای برخوردار است. بر این مبنا تحقیق حاضر با روش توصیفی و تحلیلی و با هدف درک مولفه های ژئوپلیتیک پایه شکل دهنده مناسبات در منطقه خاورمیانه و طراحی الگوی مناسبات ژئوپلیتیک به انجام رسیده است. بررسی حاصل از نظریه ها و دیدگاه های مختلف در گام اول نشان دهنده آن است که مهمترین مولفه ها موثر بر الگوی مناسبات ژئوپلیتیک در منطقه خارومیانه شامل 40 مولفه ژئوپلیتیکی است که در قالب چهار بعد مولفه های ژئوپلیتیک طبیعت پایه، انسان پایه، ترکیبی و مصنوعی قابل تقسیم بندی است. در گام دوم، مولفه ها در اختیار اندیشمندان و صاحبنظران جهت اظهار نظر قرار گرفته و از طریق آزمون T-test مورد تأیید قرار گرفته است. این مولفه های ژئوپلیتیک به صورت مستقیم و غیر مستقیم توانسته است، الگوی مناسبات ژئوپلیتیک تعاملی، تقابلی، نفوذ، سلطه و رقابت را در منطقه خاورمیانه شکل دهد و از سوی دیگر مورد سوء استفاده بازیگران منطقه و فرامنطقه ای جهت رسیدن به اهداف و منافع قرار گرفته و در راستای مناسبات تنش آمیز و درگیری در منطقه خاورمیانه مورد استفاده قرار گرفته است.
۴۶۹.

چالش ها و پیامدهای ژئوپلیتیکی قرنطینه مرزها در دوران بیماری های همه گیر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: مرز قرنطینه ژئوپلیتیک همه گیری حکومت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۳
تلاش برای مهار همه گیری ها و یافتن راه حل بلندمدت از طریق واکسن ها با طیفی از مسائل سیاسی مربوط به نظام های بهداشتی، سیاسی، حقوق بشر، حاکمیت، تحرک و مرزها تلاقی پیدا کرده است. ظهور همه گیری ها فرصتی برای جغرافیای سیاسی مهیا کرده تا زیربنای ژئوپلیتیکی نظام های سلامت و بهداشت را با نگاهی جدی تر دنبال کند. مدیریت همه گیری بنا به دو دلیل امری فضایی است: نخست درمان بیماری همیشه امری اجتماعی فضایی است زیرا مقامات یا به دنبال تحمیل اقدامات قرنطینه و یا محدود ساختن ناقلان بیماری هستند. دوم، بیماری توسط مجموعه ای از کنش گران و نیروهای انسانی و غیرانسانی که با فضا و مکان سر و کار دارند آشکار می شود. بنابراین، بیماری ها به بخشی از مباحث ژئوپلیتیکی تبدیل شده اند زیرا مطلوبیت و دوام سازه های حکمروایی ملی، منطقه ای و جهانی را آشکار می سازند. مفهوم قرنطینه به عنوان نوعی فعالیت که منتهی به تقسیم و تحدید فضای جغرافیایی می شود می تواند یکی از موضوعات بسیار بحث برانگیز در ژئوپلیتیک باشد. این پژوهش با هدف بررسی چالش ها و پیامدهای ژئوپلیتیکی قرنطینه مرزها در دوران بیماری های همه گیر و با روش توصیفی تحلیلی به نگارش درآمده است. این مطالعه به طور خاص بر همه گیری ویروس کرونا و پیامدهای ژئوپلیتیکی و مرزی قرنطینه طی این همه گیری تمرکز دارد. نتایج نشان می دهد که چالش های همه گیری کرونا را در یک سطح کلان می توان به سه دسته چالش های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تقسیم بندی کرد. چالش در هر کدام از این سه حوزه پیامدهای فراوانی برای دولت و جامعه به همراه داشته است و می توان گفت چالش های سیاسی همه گیری کرونا بسیار برجسته هستند. در گروه چالش های سیاسی همه گیری کرونا نشان داد که نئولیبرالیسم تاب آوری لازم در برابر شوک های جهانی ناشی از مسائل غیراقتصادی و غیرمالی را ندارد. سیاست هایی که در دوران همه گیری ویروس کرونا از سوی دولت ها پیاده شده با شعارهای برجسته نئولیبرالیسم مبنی بر اولویت بازار، رقابت، دخالت حداقلی دولت و کارآمدی بخش خصوصی در تضاد بود. محیط آنارشیک مدنظر واقع گرایان که طی این بحران به خوبی پدیدار شد پیامدهایی مثل جستجو برای تضمین بقا، تشدید رقابت میان دولت ها، تضعیف نهادهای بین المللی، کمبود منابع، تقویت زیرساخت های مرزی، رواج گفتمان مهاجرستیزی و رواج قرنطینه را به همراه داشت. در نتیجه در طول این همه گیری مهمترین بنیان های لیبرالیسم با چالش هایی مثل تحکیم جایگاه دولت، اقتدارگرایی دولت ها، افزایش مداخله، تشدید نابرابری های منطقه ای و جهانی و رقابت و تعارض میان قدرت های بزرگ روبرو شد.
۴۷۰.

تحلیلی بر ژئوپلیتیک حمل و نقل دریایی و نقش آن در توسعه اقتصاد سیاسی ایران (مطالعه موردی: سواحل مکران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حمل و نقل دریایی ژئوپلیتیک اقتصاد سیاسی سواحل مکران ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۱۳
سواحل مکران در پیوستگی با اقیانوس هند، ظرفیت های گسترده ای در زمینه توسعه حمل و نقل دریایی و ترانزیت کالا در مقیاس بین المللی دارد. بررسی ها نشان می دهد که سرمایه گذاری در حوزه زیرساخت های بندری و توسعه ظرفیت های حمل و نقل دریایی و مبادلات تجاری و بازرگانی با کشورهای پیرامون، زمینه ساز ارتقای منزلت ژئوپلیتیکی کشور در حوزه دریایی خواهد شد. بهره گیری از این مزیت های جغرافیایی، می تواند توسعه اقتصادی و سیاسی و خروج از انزوای جغرافیایی در این منطقه را فراهم آورد. بنابراین، توسعه حمل ونقل دریایی به اقتضای سیاست خارجی یکی از عوامل و فرایندهای تولید قدرت محسوب می شود که مورد توجه دانش ژئوپلیتیک است. روش پژوهش حاضر با توجه به ماهیت مسأله و موضوع آن، از نوع توصیفی-تحلیلی است و از نوع مطالعات کاربردی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که توجه به بستر های جغرافیایی در حوزه حمل و نقل دریایی در سواحل مکران، زمینه فعال شدن این ظرفیت ها  و به تبع آن پویایی اقتصادی دریامحور را فراهم می کند که موجب افزایش قدرت  و نفوذ ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی ایران در مقیاس منطقه ای و جهانی خواهد شد.  از این جهت ایران می تواند با محور قرار دادن بنادر این منطقه و با فعال نمودن کریدور شمالی-جنوب و حتی غرب به شرق، زمینه همگرایی کشورهای منطقه و نیز توسعه سیاسی و اقتصادی بومی را فراهم نماید.
۴۷۱.

تحزب، مشارکت و ثبات سیاسی و ابعاد ژئوپلیتیک آن: مورد مطالعه نقش حزب جمهوری اسلامی در مشارکت سیاسی و تثبیت نظام جمهوری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ژئوپلیتیک حزب جمهوری اسلامی رهیافت نهاد پژوهی مشارکت و تثبیت سیاسی و نهاد سازی سیاسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۹
ساختار حزبی در کشورهای جهان سوم به دلیل رشد نیافتگی توده های مردم می تواند ساختار مناسبی برای توسعه سیاسی این کشورها باشد . جامعه ایران نیز در دوران مشروطه فرصت و بلوغ کافی برای نسج گرفتن احزاب سیاسی قوی را نیافت و دوران پهلوی نیز احزاب به حاشیه سیاست کشور رفتند و نقشی نداشتند . حزب جمهوری اسلامی بعنوان مهمترین حزب سیاسی در ایران انقلابی و ریشه گرفته از آرمانهای این انقلاب نقشی مهمی در نهادینه کردن مشارکت سیاسی و تثبیت نظام بالاخص در دهه 1360 خ ایفا کرد . این مقاله با بهره گیری از چارچوب نظری «نهاد سازی سیاسی» هانتینگتون و روش پژوهش «رهیافت نهاد پژوهی» بدنبال واکاوی این مسئله بود که حزب جمهوری اسلامی چگونه توانست پروسه کانلیزه کردن مشارکت سیاسی شهروندان را در نظام انقلابی در جهت تثبیت نظام به کار گیرد. یافته های پژوهش نشان داد که حزب جمهوری اسلامی توانست با تجمیع فکری نخبگان سیاسی انقلابی در یک حزب، جلوگیری از تشتت آراء در جناح های مختلف در قوای سه گانه،در کنار پیروی از خط مشی های امام خمینی (ره) بعنوان رهبر کاریزماتیک انقلاب و عامل مشروعیت دهنده به برنامه های حزب ، توانست در پروسه تثبیت نظام جمهوری اسلامی و عبور از بحرانها و موانع بی ثبات کننده نظام مانند ضد انقلاب داخلی ، باقی مانده های رژیم سابق در دستگاه ادارای و احزاب واگرای حاشیه ای، نقش موثری ایفاء نماید.
۴۷۲.

واکاوی کمی و کیفی توان های ژئواکونومیکی حوزه خزر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ژئوپلیتیک توسعه ژئواکونومیکی اقتصاد دریا محور ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۳
مقدمه:  امروزه توجه به توانمندی های دریایی یکی از مهمترین رویکردهای دولت ها در راستای تحقق توسعه پایدار به شمار می رود. دریای خزر به عنوان یک منطقه منحصر به فرد ژئوپلیتیک، با دارا بودن مواهب محیطی، موقعیت ویژه و ظرفیت های مساعد، تاثیر بسزایی بر توسعه مناطق و کشورهای پیرامونی خود به ویژه توسعه ژئواکونومیک دارد. هدف:  این مقاله با هدف واکاوی  کمی و کیفی توان های ژئواکونومیکی حوزه خزر به رشته تحریر درآمده است. روش شناسی:  نگارندگان با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای و پیمایشی درصدد پاسخگویی به سوال این پژوهش که عبارت است از "کمی و کیفی توان های ژئواکونومیکی حوزه خزر چگونه است؟" برآمده است. چنانکه ادبیات، مبانی نظری و یافته های توصیفی پژوهش از طریق مراجعه به کتب معتبر، مقالات علمی، آمارنامه ها و پژوهش های مرتبط و یافته های پیمایشی از طریق تدوین و تنظیم پرسشنامه و توزیع آن میان حجم نمونه شامل 271 نفر از اعضای انجمن ژئوپلیتیک ایران در فضای مجازی (930 نفر) که به صورت تصادفی ساده مورد پرسش قرار گرفتند، گردآوری شده است. یافته های میدانی با تکیه بر نرم افزار spss و آزمون های آماری در جهت ارزیابی فرضیه پژوهش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: حوزه دریای خزر به عنوان قلمرو جغرافیایی پژوهش مدنظر نگارندگان قرار گرفته است. یافته ها و بحث:  بررسی های کتابخانه ای نشان می دهد : ظرفیت های اقتصاد دریا محور خزر و کنش های مرتبط با آن در قالب منابع بیولوژیک، اقتصاد انرژی، گردشگری ساحلی، صنعت کشتیرانی، موقعیت ممتاز بنادر، مناسبات مشترک ژئوکالچر، رویکردهای قدرت های منطقه ای فرامنطقه ای با محوریت ایرن بر توان های ژئواکونومیکی حوزه موثر است. همچنین یافته های پژوهش که از طریق بررسی های پیمایشی و از طریق تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزار spss به دست آمده است حاکی از آن است بر اساس مقدار میانگین هر یک از گویه های پرسشنامه، مولفه های واقع شدن در مسیر کریدورهای شمال- جنوب، همسایگی خزر با روسیه، اشتراک فرهنگی پیرامون خزر، موقعیت اوراسیایی خزر و همجواری خزر با قفقاز و آسیای مرکزی، بیش از سایر مولفه ها بر کمیت و کیفیت توان ژئواکونومیکی حوزه خزر تاثیرگذار هستند. نتیجه گیری: ظرفیت های اقتصاد دریا محور حوزه دریای خزر زمینه های توسعه مناسبات ژئواکونومیکی جمهوری اسلامی ایران را فراهم می آورد.
۴۷۳.

گذار فنّاورانه در سیاست خارجی: تأثیر حکمرانی هوش مصنوعی بر نقش ژئوپلیتیک امارات متحده عربی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: امارات متحده عربی هوش مصنوعی حکمرانی فناورانه سیاست خارجی ژئوپلیتیک گذار فناورانه قدرت نرم دیپلماسی فناورانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۸
این مقاله به تحلیل و تبیین «گذار فنّاورانه در سیاست خارجی» با تمرکز بر مطالعه موردی امارات متحده عربی می پردازد و استدلال می کند که حکمرانی هوشمند و هدفمند بر هوش مصنوعی به ابزاری کلیدی برای بازتعریف و ارتقای نقش ژئوپلیتیک این کشور در عرصه منطقه ای و بین المللی تبدیل شده است. در عصری که فنّاوری های نوظهور، به ویژه هوش مصنوعی در حال دگرگون سازی مفاهیم بنیادین قدرت، امنیت و دیپلماسی هستند، امارات با اتخاذ رویکردی آینده نگر و سرمایه گذاری های راهبردی کوشیده است تا از یک قدرت سنتی مبتنی بر منابع نفتی به یک بازیگر فنّاور و تأثیرگذار در نظم نوین جهانی گذر کند. پرسش اصلی پژوهش بر این محور استوار است که حکمرانی هوش مصنوعی چگونه و با چه سازوکارهایی بر سیاست خارجی و موقعیت ژئوپلیتیک امارات تأثیر گذاشته است. در پاسخ، فرضیه مقاله این است که بهره گیری راهبردی از هوش مصنوعی و ایجاد ساختارهای حکمرانی فنّاورانه، به افزایش قدرت نرم، نفوذ دیپلماتیک و تثبیت جایگاه ژئوپلیتیک امارات در منطقه و فرامنطقه منجر شده است. این پژوهش با رویکردی کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوای راهبردی، به بررسی اسناد، سیاست ها و اقدامات امارات در این حوزه می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که راهبرد امارات فراتر از ابعاد صرفاً اقتصادی و توسعه داخلی بوده، پیوندی نظام مند میان سیاست های هوش مصنوعی و اهداف سیاست خارجی برقرار کرده است. این کشور با تأسیس نهادهای پیشرو مانند «وزارت هوش مصنوعی» برای اولین بار در جهان (۲۰۱۷م.) و تدوین «راهبرد ملی هوش مصنوعی امارات ۲۰۳۱م.»، چارچوبی جامع برای تبدیل شدن به یک قطب جهانی در این حوزه تعریف کرده است. این راهبرد بر محورهایی چون نهادسازی، جذب استعداد، توسعه زیرساخت های داده محور و ایجاد یک اکوسیستم نوآورانه استوار است. سرمایه گذاری های عظیم در شرکت های فنّاورانه مانند G42 که به تازگی سرمایه گذاری ۱.۵ میلیارد دلاری مایکروسافت را جذب کرد و همچنین توسعه مدل های زبان بزرگ بومی مانند Falcon، نشانگر تلاش امارات برای حرکت از جایگاه مصرف کننده فنّاوری به تولیدکننده و معمار نظم دیجیتال است. در بُعد ژئوپلیتیک، حکمرانی هوش مصنوعی به امارات امکان داده است تا «دیپلماسی فنّاورانه» را به عنوان یکی از ستون های اصلی سیاست خارجی خود به کار گیرد. امارات با میزبانی از غول های فنّاوری جهانی، ارائه مدل های هوش مصنوعی خود به صورت منبع باز و تلاش برای ایفای نقش در تنظیم گری جهانی، خود را چونان بازیگری مسئول و پیشرو در عرصه فنّاوری معرفی می کند. این اقدامات به تقویت «قدرت نرم» این کشور و برندسازی آن به عنوان یک دولت مدرن، نوآور و آینده نگر کمک شایانی کرده است. مقاله نشان می دهد که امارات در یک «بازی موازنه» هوشمندانه میان قدرت های بزرگ فنّاوری، یعنی ایالات متحده و چین قرار دارد؛ یعنی در حالی که از همکاری با شرکت های آمریکایی مانند مایکروسافت و OpenAI استقبال می کند، تلاش دارد تا از وابستگی مطلق به یک قدرت بپرهیزد و روابط فنّاورانه خود را متنوع سازد. این رویکرد فرصت طلبانه به امارات اجازه می دهد تا در رقابت های ژئوپلیتیک جهانی، موقعیتی مستقل و کلیدی برای خود تعریف کند. از منظر قدرت، هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به یک مؤلفه جدید در کنار قدرت نظامی و اقتصادی است. امارات با ادغام فنّاوری های پیشرفته در ساختارهای دفاعی و امنیتی خود که نمونه آن در همکاری های فنّاورانه پس از «توافق نامه ابراهیم» با اسرائیل مشهود است، در حال تقویت «قدرت سخت» خود نیز می باشد. این گذار فنّاورانه صرفاً یک انتخاب نیست؛ بلکه یک ضرورت راهبردی برای بقا و نفوذ در قرن بیست و یکم به شمار می رود. امارات با درک این واقعیت، توانسته است هوش مصنوعی را به مثابه ابزاری برای افزایش استقلال راهبردی، ایجاد مزیت های اقتصادی پایدار و بازآفرینی نقش خود به عنوان یک قدرت کوچک، اما تأثیرگذار در معادلات منطقه ای و جهانی به کار گیرد. در نهایت این مقاله نتیجه گیری می کند که الگوی امارات در تلفیق حکمرانی هوش مصنوعی با اهداف سیاست خارجی، نمونه ای موفق از چگونگی استفاده دولت های کوچک و متوسط از فنّاوری برای عبور از محدودیت های ژئوپلیتیک سنتی و ایفای نقشی فراتر از وزن متعارف خود در نظام بین الملل است. این مدل می تواند به عنوان الگویی برای دیگر کشورهای در حال توسعه باشد که به دنبال ایفای نقش فعال تری در نظم جهانی آینده هستند.
۴۷۴.

جایگاه ایران در بازی ژئوپلیتیک روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ایران روسیه اوراسیا خاورمیانه ژئوپلیتیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۱
مقدمه: پس از فروپاشی شوروی، نقش ایران در سیاست خارجی روسیه محدود شد. با بازگشت پوتین در سال 2012-2013 و تحولات قابل توجه در خاورمیانه، روابط دو طرف تا زمان جنگ اوکراین در سال 2022 تقویت شد. پس از این بحران، این همکاری بر روی موضوعات مرتبط با این صحنه متمرکز شد. با سقوط اسد جدی ترین موضوع همکاری دو کشور در زمینه مسائل ژئوپلیتیک منطقه به پایان رسیده و درک صحیح از موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در سیاست روسیه در سطح منطقه و جهان به موضوعی مهم تبدیل شده است. سوال اصلی این است که چگونه نگرش روسیه در جریان بحران اوکراین نسبت به ایران تغییر کرده است؟ فرضیه این است که از دیدگاه کرملین، ایران پیرو مسکو در معادلات بین المللی، شریک در قلمرو اوراسیا، حاشیه در روسکی میر و عامل متعادل کننده در خاورمیانه است. روش: روش شناسی تحلیل کیفی متغیرهای فرضیه اصلی است. تحولات روابط ایران و روسیه و سیاست خارجی روسیه در دهه گذشته پس از بحران سوریه در 2011 و بحران اوکراین در 2014 با استفاده از متغیرهای برگرفته از مبانی نظری و مقایسه آن ها با متغیرهای فرضیه اصلی بررسی شده است. چهار موضع سیاسی این کشور شامل نظام بین الملل، نظام اوراسیا، نظام روسکی میر و نظام منطقه ای غرب آسیا از مواضع اصلی سیاست روسیه خواهد بود. با استفاده از این چهار سطح، جایگاه ایران در هر یک از آن ها را از منظر روسیه مورد بحث قرار می دهیم و دلایل لازم برای تحلیل فرضیه اصلی را ارائه می کنیم. یافته های مکتب تحلیل سیاست خارجی به عنوان چارچوبی نظری برای بحث های آن ها مورد استفاده قرار گرفته است. از این رو، عوامل تعیین کننده موقعیت ژئوپلیتیکی کشورها بیشتر به سطح داخلی مربوط می شود و موضوعاتی مانند فرآیند تصمیم گیری، نخبگان سیاسی، احزاب و تحولات کشور و نیز نهادها، ساختارها، ایدئولوژی، فرهنگ سیاسی و استراتژیک به شناخت جایگاه بازیگران خارجی کمک می کنند. یافته ها: از سال 2014، بازنگری قابل توجهی در سیاست بین المللی و منطقه ای روسیه صورت گرفته است که در چهار سطح بین المللی، منطقه ای، اوراسیا، جهان روسیه و خاورمیانه قابل درک است. این تحول در بازتعریف موقعیت ایران نیز تاثیر بسزایی داشته است. از این رو ایران در چارچوب مفاهیمی چون اکثریت جهانی، جنوب جهانی و بریکس اهمیت ویژه ای یافته است. بحث اصلی این است که چگونگی درک موقعیت ایران در هر یک از این چهار موقعیت ژئوپلیتیکی روسیه بر اساس اولویت های روسیه و با توجه به تحولات سیاست منطقه ای و جهانی آن تعیین شده است. نتیجه گیری: ایران با توجه به قدرتی که در معادلات بین المللی دارد، پیرو مسکو است و نمی توان اهمیت این کشور را در سطح یا فراتر از همتایان بزرگ جهانی خود تصور کرد. روسیه در خصوص موقعیت ایران در اوراسیا، موضع کم و بیش برابری برای ایران قائل است. در معادلات روسکی میر نقش ایران اهمیت حاشیه ای دارد، اما در غرب آسیا با توجه به عملکرد روسیه، ایران در ایجاد تعادل در چارچوب بازی ژئوپلیتیک روسیه اهمیت دارد. بر اساس این واقعیت های ژئوپلیتیکی است که در درک توافق جامع بیست ساله همکاری راهبردی ایران و روسیه در ژانویه 2025 نه افراط و نه تفریط کرد و واقعیت های این روابط را بر اساس منطق و اولویت های موقعیت ژئوپلیتیکی روسیه در نظر گرفت، زیرا هر سندی فراتر از متن توافق نامه، بر اساس موقعیت ژئوپلیتیکی شکل می گیرد که این موقعیت کمتر متاثر از تحولات جاری تغییر می یابد.
۴۷۵.

ابعاد مادی و غیرمادی ژئوپلیتیک نوین هوش مصنوعی: پویایی های رقابت آمریکا و چین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی ژئوپلیتیک آمریکا چین حکمرانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۷
مقدمه و اهداف: رقابت بر سر هوش مصنوعی منازعه ای بنیادین بر سر ترسیم آینده تکنولوژیک مطلوب، معماری نظم نوظهور داده محور جهان و بازتعریف مفاهیم قدرت و امنیت در قرن بیست و یکم به شمار می رود. برای درک این پویایی های پیچیده، نیازمند رویکردی هستیم که تنها به جنبه های فنی یا اقتصادی محدود نماند؛ بلکه پیوند عمیق میان فناوری، قدرت، فضا و گفتمان را نیز واکاوی کند. این رقابت چندوجهی که ریشه هایی در تلاش برای کنترل داده ها و الگوریتم ها دارد، ابعاد تازه ای از منازعه ژئوپلیتیکی را پیشروی ما می گذارد. پژوهش حاضر تلاش می کند تا به واکاوی ژئوپلیتیک هوش مصنوعی در عصر رقابت قدرت های بزرگ میان آمریکا و چین بپردازد. پرسش اصلی ما این است: پویایی های رقابت ژئوپلیتیکی هوش مصنوعی میان ایالات متحده و چین چگونه تحت تأثیر رویکردهای واگرایانه در حکمرانی و سیاست صنعتی، ابعاد گفتمانی و نشانه گرایی راهبردی، و تصورات آرمانی فنی - اجتماعی ملی شکل می گیرد و چه پیامدهایی برای نظم ژئوپلیتیکی جهانی در پی دارد؟ رهیافت نظری: این مقاله با تلفیق سه جریان فکری مکمل – ژئوپلیتیک انتقادی، تصورات آرمانی فنی - اجتماعی و نظریه سیاست صنعتی – ابزار تحلیلی لازم برای واکاوی رقابت هوش مصنوعی میان آمریکا و چین را فراهم می آورد. روش پژوهش: پژوهش حاضر با رویکردی کیفی، به تحلیل ژئوپلیتیک هوش مصنوعی در عصر رقابت قدرت های بزرگ میان ایالات متحده و چین می پردازد. ماهیت پیچیده و چندوجهی این پدیده، اتخاذ روشی را ضروری می سازد که بتواند لایه های عمیق تر قدرت، گفتمان و معانی را درک کند؛ ازاین رو، از یک طرح تحلیلی مقایسه ای کیفی بهره بردیم. یافته ها: تفاوت های بنیادین در رویکردهای حکمرانی و سیاست صنعتی هوش مصنوعی میان چین و ایالات متحده که ریشه در نظام های سیاسی، ارزش ها و تصورات آرمانی فنی - اجتماعی ملی آن ها دارد، به تفاوت های ساختاری در این سیاست ها انجامیده است. رویکرد دولتی، متمرکز و دستوری در چین، در مقابل رویکرد بازارمحور با مداخلات هدفمند و فزاینده دولتی در آمریکا، نمایانگر راهبردهای متمایز برای ساخت و کنترل فضای تکنولوژیک جهانی است .این تفاوت ها مستقیماً به شکل گیری اکوسیستم های فناورانه متمایز و در حال واگرایی منجر شده و پیامدهای عمیقی برای زنجیره های ارزش، استانداردها و جهت گیری های نوآوری در صنعت هوش مصنوعی در سطح جهانی دارد. درحالی که چین بر خودکفایی و کنترل متمرکز تأکید دارد، آمریکا به دنبال حفظ برتری تکنولوژیک از طریق هدایت نوآوری بخش خصوصی و محدودسازی دسترسی رقبا است. تحلیل این تفاوت ها از منظر تلفیقی ژئوپلیتیک انتقادی، تصورات آرمانی فنی - اجتماعی و سیاست صنعتی نشان می دهد چگونه مبارزه برای قدرت ژئوپلیتیکی، در قالب سیاست ها و رویکردهای مادی، در حال شکل دهی به آینده هوش مصنوعی و نظم جهانی است. بحث و نتیجه گیری: در راستای هدف فرعی اول (تحلیل مقایسه ای رویکردهای حکمرانی و سیاست صنعتی)، رویکردهای واگرایانه دولتی در چین و بازارمحور با مداخلات فزاینده در آمریکا که ریشه در فلسفه ها و ارزش های ملی متفاوت آن ها دارند، مبنای مادی رقابت را شکل می دهند و مستقیماً به پیامدهایی چون دوقطبی شدن تکنولوژیک منجر می شوند. همچنین، در پاسخ به هدف فرعی دوم (بررسی ابعاد گفتمانی، نقش تصورات آرمانی فنی - اجتماعی و نشانه گرایی راهبردی)، تبیین کردیم چگونه ابعاد غیرمادی نظیر تصورات آرمانی فنی - اجتماعی و گفتمان ها، نقش حیاتی در شکل دهی به ادراک از هوش مصنوعی، استفاده از آن به عنوان نشانه گرایی راهبردی و بازنمایی رقابت در بستر ژئوپلیتیک انتقادی ایفا می کنند و بر تعاملات میان بازیگران تأثیر می گذارند. در نهایت، در تحقق هدف فرعی سوم (تبیین پیامدهای ژئوپلیتیکی)، روشن ساختیم که تعامل پیچیده این پویایی های مادی و غیرمادی، منجر به پیامدهای گسترده ای برای نظم جهانی می شود؛ پیامدهایی نظیر افزایش ریسک تعارض، اختلال در تجارت و رقابت در کشورهای جنوب که از منظر ژئوپلیتیک انتقادی قابل درک هستند و نشان دهنده بازآرایی قدرت و فضا در عصر هوش مصنوعی هستند.
۴۷۶.

تبیین مؤلفه ها و ابعاد عمق استراتژیک ایران در غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عمق استراتژیک ژئوپلیتیک ایران غرب آسیا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۹
هدف این پژوهش، تبیین مولفه ها و ابعاد عمق استراتژیک ایران در غرب آسیا و ارتباط آن با سیاست خارجی است. سوال اصلی این است که مولفه های کلیدی عمق استراتژیک ایران در غرب آسیا کدامند و چگونه بر سیاست خارجی این کشور تاثیر می گذارند؟ عمق استراتژیک، به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی در مطالعات ژئوپلیتیکی و روابط بین الملل، به ظرفیت ها و امکاناتی اشاره دارد که یک کشور در محیط داخلی و بین المللی به منظور حفاظت از منافع ملی خود و در راستای تضمین امنیت ملی به کار می گیرد. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری داده ها از طریق منابع اسنادی و نظرسنجی از خبرگان، 14 مولفه کلیدی عمق استراتژیک شناسایی و اولویت بندی شدند. یافته های پژوهش نشان می دهد که از دیدگاه اعضای هیئت علمی، مؤلفه های ژئواکونومیک و مناسبات اقتصادی، قدرت نظامی و دفاعی، و قدرت علمی و فناورانه، بیشترین تأثیر را در عمق استراتژیک ایران در منطقه غرب آسیا و شرق مدیترانه دارند. همچنین، یافته ها نشان داد که در شرایط کنونی، عوامل ژئواکونومیک، قدرت نظامی و علمی-فناورانه، نقش تعیین کننده ای در تعمیق عمق استراتژیک ایران در این منطقه ایفا می کنند.
۴۷۷.

ضرورت ها و الزامات استراتژی ژئوپلی نومیکی ایران در بستر سیاست چند همسایگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ایران ژئوپلیتیک ژئواکونومیک ژئوپلی نومیک سیاست چندهمسایگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۹
ایران از ویژگی های ممتازِ جغرافیایی برخوردار است؛ ویژگی هایی که این سرزمین را با سیاست و اقتصاد در قالب قدرت پیوند می دهد و محیط پرهمسایگی را به متغیری مهم در سیاست خارجی آن تبدیل می کند. این درهم تنیدگی ایجاب می کند تا سیاست خارجی جغرافیاپایه ایران در چهارچوب جدید مفهومی ژئوپلی نومیکی (به جای ژئوپلیتیکی / ژئواکونومیکی) معنای تازه ای بیابد. بر این اساس، مقاله حاضر برای نیل به هدف خود که تبیین سیاست خارجی ایران در مناطق پیرامونی از وضع موجود به وضع مطلوب است، بر دو پرسش مرتبط که همانا چرایی و چگونگی کاربست استراتژی ژئوپلی نومیکی در سیاست چندهمسایگی ایران است، متمرکز می شود. پاسخ فرضی آن است که عنصر الزام در شبکه ژئوپلیتیک و عنصر فرصت در شبکه ژئواکونومیکِ همسایگی ایران، کاربست استراتژی ژئوپلی نومیکی را در بستر سیاست چندهمسایگی ضروری می سازد. فرضیه پژوهش در چهارچوب مفهومی-تحلیلی ژئوپلی نومیکی و با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به انجام می رسد که به موجب آن موضوع سیاست خارجی ایران را کاربست توأمان فرصت های ژئواکونومیکی با مدیریت چالش های ژئوپلیتیکی تشکیل می دهد. از سوی دیگر، سطح تحلیل سیاست همسایگی بر روابط منطقه ای ایران در سطوح دوجانبه، چندجانبه و نهادی دلالت دارد. یافته ها حکایت از آن دارند که سیاست چندهمسایگی ایران از طریق استراتژی ژئوپلی نومیکی مستلزم شبکه سازی روابط چندجانبه همسایگی و به تبع آن کاربست دیپلماسی شبکه ای است.
۴۷۸.

واکاوی راهبردی ولادیمیر پوتین در قبال نظم نوین جهانی با تأکید بر جنگ اوکراین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روسیه نظم نوین جهانی ژئوپلیتیک اوک‍رای‍ن آمریکا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۱
جنگ در اوکراین اگرچه به لحاظ ژئوپلیتیکی جنگ اروپایی به شمار می آید، اما در عمل درگیری قدرت های جهانی است که حول محور فروپاشی پیش بینی شده هژمونی جهانی آمریکا متمرکز شده و آشکارا خواهان نظم نوینی است . در چنین شرایطی نگرش، رفتار و عملکرد روسیه در قبال اوکراین می تواند پیامد مهمی برای آینده نظم جهانی در پی داشته باشد. ازاین رو هدف اصلی نوشتار پیش رو الزامات ژئوپلیتیکی نظم نوین جهانی برای روسیه با توجه به جنگ اوکراین می باشد، لذا سؤال اصلی این گونه مطرح می شود که راهبرد روسیه به رهبری ولادیمیر پوتین در قبال بحران اوکراین از چه منطقی پیروی می کند؟ در پاسخ به پرسش مذکور مقاله با استفاده از نظریات ژئوپلیتیک استدلال می کند که منطق روسیه در قبال دخالت در بحران اوکراین سهم خواهی از آینده نظم جهانی به عنوان یک قدرت جهانی می باشد که البته باید توجه داشت که روسیه کنش خاصی در این بحران نشان داده و این مسائل از ابعاد مختلفی حائز اهمیت است که یکی از مهم ترین ابعاد این مسئله در کوتاه مدت به علایق ژئوپلیتیک مسکو در بحران اوکراین بازمی گردد. یافته های این نوشتار نشان می دهد که جنگ اوکراین به عنوان نقطه محرک ژئوپلیتیکی بر نظم بین الملل تأثیرگذار بوده و احتمال اینکه پساجنگ اوکراین، نویددهنده نظم نوینی در جهان باشد، وجود دارد. این پژوهش بر اساس رویکرد توصیفی- تحلیلی با استفاده از روش روند پژوهی و نمونه پژوهی به عنوان روش های پژوهش کیفی می باشد که در جمع آوری اطلاعات از منابع اسنادی –کتابخانه ای و تارنماهای معتبر فضای مجازی استفاده شده است.
۴۷۹.

رویکرد روسیه به امارت اسلامی افغانستان: تعامل امنیتی و ژئوپلیتیک در پرتو سند امنیت ملی ۲۰۲۱(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرمت مسکو راهبرد امنیتی یک جانبه گرایی ژئوپلیتیک تعاملات سیاسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۴
تحولات و دگرگونی های افغانستان در بازه های زمانی مختلف، به نحوی بر سیاست گذاری های راهبردی و امنیتی کشورهای منطقه تأثیر گذاشته است. این کشور به دلیل همجواری با «حیاط خلوت» روسیه، یعنی کشورهای آسیای مرکزی، از جایگاه ژئوپلیتیکی ویژه ای برای مسکو برخوردار است. روسیه در سند راهبردی امنیت ملی ۲۰۲۱، با نگاهی گسترده به مفهوم امنیت، تهدیدات ناشی از قلمرو افغانستان پس از به قدرت رسیدن امارت اسلامی در سال ۲۰۲۱ را به صورت غیرمستقیم مورد بررسی قرار داده است. بر این اساس، مقاله حاضر تلاش دارد به این پرسش پاسخ دهد که رویکرد امنیتی و ژئوپلیتیکی روسیه نسبت به امارت اسلامی، در چارچوب سند امنیت ملی ۲۰۲۱، چگونه تعریف شده است؟. فرضیه نویسندگان بر این استوار است که مسکو، در چارچوب این سند، به دنبال تعاملات امنیتی و ژئوپلیتیکی با بازیگران جدید در کابل می باشد. برای پاسخ به این پرسش و بررسی فرضیه، از روش تحقیقِ تحلیل محتوا استفاده شده و داده های اولیه از منابع کتابخانه ای و خبرگزاری های معتبر گردآوری شده است. یافته ها نشان می دهد که رویکرد روسیه به امارت اسلامی در دو بُعد امنیتی و سیاسی طراحی شده است. در بُعد امنیتی، این رویکرد شامل سازوکارهای امنیتی با محوریت افغانستان، همکاری های نظامی و رزمایش ها، و حمایت از سیاست های ضد داعشی امارت اسلامی می باشد. در بُعد سیاسی نیز، روسیه در راستای مقابله با یک جانبه گرایی آمریکا، از مکانیسم هایی نظیر «الگوی فرمت مسکو» و «کمیته تماس منطقه ای» بهره می گیرد و تلاش می کند در نشست های سیاسی منطقه ای، همچون نشست دوحه، نفوذ بیشتری کسب کند.
۴۸۰.

تداوم انقلاب و مسئله ژئوپلیتیک، ملاحظه ای بر انقلاب اکتبر روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ژئوپلیتیک انقلاب رهبران لنین استالین تروتسکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۷
مسئله اصلی در این پژوهش تبیین جایگاه و تأثیرگذاری مسئله ژئوپلیتیک و تعامل آن با انگاره تداوم انقلاب در رویکرد رهبران انقلاب، لنین، تروتسکی و استالین و پیامد آن بر ساختار انقلابی با توجه به مؤلفه های تأثیرگذار ژئوپلیتیک است. انقلاب اکتبر 1917 روسیه با توجه به ایدئولوژی مارکسی در شمار انقلاب های بین المللی و با راهبرد جهان شمول است، تداوم و حفظ انقلاب و در مرحله بعد گسترش آن به عنوان مهم ترین کارویژه و رسالت رهبران انقلابی تعریف شد. در این نوشتار با بررسی روندی تعامل گونه میان مسئله ژئوپلیتیک و انگاره های رهبران در مسئله تداوم انقلاب، برایند بیرونی را در رویکردهای رهبران انقلاب در ده ساله اول انقلاب اکتبر بررسی می کنیم. این نوشتار بر این فرضیه استوار است که برداشت ها و دغدغه های رهبران انقلاب و تأثیرگذاری هویت فراملی انقلاب اکتبر در تعامل با عامل ژئوپلیتیک در روندی به طور کامل متفاوت صورت بندی شده اند. رهبران انقلاب اکتبر با توجه به امنیتی شدن مؤلفه ژئوپلیتیک و دغدغه بقای انقلاب در روند چالش اندیشه در رویکردهای تعامل گرا، رابطه تقابلی و انگاره رقابتی در نوسان بوده اند. نوع پژوهش مقایسه ای و روش گردآوری اسنادی و کتابخانه ای است.