آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۶۶

چکیده

مقدمه و اهداف: رقابت بر سر هوش مصنوعی منازعه ای بنیادین بر سر ترسیم آینده تکنولوژیک مطلوب، معماری نظم نوظهور داده محور جهان و بازتعریف مفاهیم قدرت و امنیت در قرن بیست و یکم به شمار می رود. برای درک این پویایی های پیچیده، نیازمند رویکردی هستیم که تنها به جنبه های فنی یا اقتصادی محدود نماند؛ بلکه پیوند عمیق میان فناوری، قدرت، فضا و گفتمان را نیز واکاوی کند. این رقابت چندوجهی که ریشه هایی در تلاش برای کنترل داده ها و الگوریتم ها دارد، ابعاد تازه ای از منازعه ژئوپلیتیکی را پیشروی ما می گذارد. پژوهش حاضر تلاش می کند تا به واکاوی ژئوپلیتیک هوش مصنوعی در عصر رقابت قدرت های بزرگ میان آمریکا و چین بپردازد. پرسش اصلی ما این است: پویایی های رقابت ژئوپلیتیکی هوش مصنوعی میان ایالات متحده و چین چگونه تحت تأثیر رویکردهای واگرایانه در حکمرانی و سیاست صنعتی، ابعاد گفتمانی و نشانه گرایی راهبردی، و تصورات آرمانی فنی - اجتماعی ملی شکل می گیرد و چه پیامدهایی برای نظم ژئوپلیتیکی جهانی در پی دارد؟ رهیافت نظری: این مقاله با تلفیق سه جریان فکری مکمل – ژئوپلیتیک انتقادی، تصورات آرمانی فنی - اجتماعی و نظریه سیاست صنعتی – ابزار تحلیلی لازم برای واکاوی رقابت هوش مصنوعی میان آمریکا و چین را فراهم می آورد. روش پژوهش: پژوهش حاضر با رویکردی کیفی، به تحلیل ژئوپلیتیک هوش مصنوعی در عصر رقابت قدرت های بزرگ میان ایالات متحده و چین می پردازد. ماهیت پیچیده و چندوجهی این پدیده، اتخاذ روشی را ضروری می سازد که بتواند لایه های عمیق تر قدرت، گفتمان و معانی را درک کند؛ ازاین رو، از یک طرح تحلیلی مقایسه ای کیفی بهره بردیم. یافته ها: تفاوت های بنیادین در رویکردهای حکمرانی و سیاست صنعتی هوش مصنوعی میان چین و ایالات متحده که ریشه در نظام های سیاسی، ارزش ها و تصورات آرمانی فنی - اجتماعی ملی آن ها دارد، به تفاوت های ساختاری در این سیاست ها انجامیده است. رویکرد دولتی، متمرکز و دستوری در چین، در مقابل رویکرد بازارمحور با مداخلات هدفمند و فزاینده دولتی در آمریکا، نمایانگر راهبردهای متمایز برای ساخت و کنترل فضای تکنولوژیک جهانی است .این تفاوت ها مستقیماً به شکل گیری اکوسیستم های فناورانه متمایز و در حال واگرایی منجر شده و پیامدهای عمیقی برای زنجیره های ارزش، استانداردها و جهت گیری های نوآوری در صنعت هوش مصنوعی در سطح جهانی دارد. درحالی که چین بر خودکفایی و کنترل متمرکز تأکید دارد، آمریکا به دنبال حفظ برتری تکنولوژیک از طریق هدایت نوآوری بخش خصوصی و محدودسازی دسترسی رقبا است. تحلیل این تفاوت ها از منظر تلفیقی ژئوپلیتیک انتقادی، تصورات آرمانی فنی - اجتماعی و سیاست صنعتی نشان می دهد چگونه مبارزه برای قدرت ژئوپلیتیکی، در قالب سیاست ها و رویکردهای مادی، در حال شکل دهی به آینده هوش مصنوعی و نظم جهانی است. بحث و نتیجه گیری: در راستای هدف فرعی اول (تحلیل مقایسه ای رویکردهای حکمرانی و سیاست صنعتی)، رویکردهای واگرایانه دولتی در چین و بازارمحور با مداخلات فزاینده در آمریکا که ریشه در فلسفه ها و ارزش های ملی متفاوت آن ها دارند، مبنای مادی رقابت را شکل می دهند و مستقیماً به پیامدهایی چون دوقطبی شدن تکنولوژیک منجر می شوند. همچنین، در پاسخ به هدف فرعی دوم (بررسی ابعاد گفتمانی، نقش تصورات آرمانی فنی - اجتماعی و نشانه گرایی راهبردی)، تبیین کردیم چگونه ابعاد غیرمادی نظیر تصورات آرمانی فنی - اجتماعی و گفتمان ها، نقش حیاتی در شکل دهی به ادراک از هوش مصنوعی، استفاده از آن به عنوان نشانه گرایی راهبردی و بازنمایی رقابت در بستر ژئوپلیتیک انتقادی ایفا می کنند و بر تعاملات میان بازیگران تأثیر می گذارند. در نهایت، در تحقق هدف فرعی سوم (تبیین پیامدهای ژئوپلیتیکی)، روشن ساختیم که تعامل پیچیده این پویایی های مادی و غیرمادی، منجر به پیامدهای گسترده ای برای نظم جهانی می شود؛ پیامدهایی نظیر افزایش ریسک تعارض، اختلال در تجارت و رقابت در کشورهای جنوب که از منظر ژئوپلیتیک انتقادی قابل درک هستند و نشان دهنده بازآرایی قدرت و فضا در عصر هوش مصنوعی هستند.

تبلیغات