مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۴۱.
۴۴۲.
۴۴۳.
۴۴۴.
۴۴۵.
۴۴۶.
۴۴۷.
۴۴۸.
۴۴۹.
۴۵۰.
۴۵۱.
۴۵۲.
۴۵۳.
۴۵۴.
۴۵۵.
۴۵۶.
۴۵۷.
۴۵۸.
۴۵۹.
۴۶۰.
مدرنیته
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
141 - 165
تحلیل جوامع امروزی بدون لحاظ کردن مدرنیته ناممکن است. زیست جهان های انسانی در عرصه های گوناگون هنوز کمابیش در حال تجربیه مدرنیته هستند. یکی از نهادهایی که از مدرنیته متأثر شده خانواده است. هدف این پژوهش مطالعیه چگونگی تکوین ارزش های خانواده در شهر ایلام است. رویکرد مطالعیه حاضر کیفی و مبتنی بر نظریه زمینه ای است. برای نیل به این هدف با 32 نفر از زوجین دو دهه (1365-1375 و 1385-1395) ساکن شهر ایلام بر اساس روش نمونه گیری هدفمند و نظری، مصاحبیه نیمه ساخت یافته به عمل آمد، داده های موردِ نظر جمع آوری و سپس با استفاده از فرایند کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری و گزینشی)، 110 مفهوم، 23 مقوله جزء و 27 مقولیه عمده و در نهایت دو مقولیه هسته ای استخراج شد. یافته های پژوهش نشان داد تفاوت در ارزش های خانواده میان دو نسل در شیویه همسرگزینی، سبک زندگی، تغییر در سنت های خانوادگی، فرزندمحوری و ... است. خانواده، به سمت خانوادیه مدرن و شکننده در حرکت است. درنتیجه تغییر ارزش ها در خانواده وجود دارد که در چند دهیه اخیر در ایلام تحت تأثیر فرایند مدرنیته و پیامدهای آن قرار گرفته است. در این فرایند دگردیسی ارزش ها با محوریت کمرنگ شدن سنت ها اتفاق افتاده است. ارزش های سنتی (نسل گذشته) به حاشیه رفته و به جای آن ها ارزش های مدرن در خانواده ها جایگزین شده است.
خان ننه، آینه ای برای زمان: بازخوانی جامعه شناختی سرمایه اجتماعی بین نسلی در شعر شهریار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های انسان شناسی ایران دوره ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
220 - 236
حوزههای تخصصی:
هدف: سرمایه اجتماعی به طور عام و سرمایه اجتماعی بین نسلی به طور خاص، از مفاهیم کلیدی در جامعه شناسی محسوب می شوند که با تسهیل ارتباط بین اعضای نسل های مختلف، به تقویت انسجام اجتماعی و تثبیت هویت ملی و فرهنگی کمک می کنند. بر این اساس، هدف این پژوهش، بررسی نقش شعر «خان ننه» اثر استاد شهریار به عنوان ابزاری هنری و ادبی برای انتقال مفاهیم اجتماعی و تقویت پیوندهای بین نسلی در مواجهه با چالش های مدرنیته است. این مطالعه با به کارگیری نظریات جامعه شناختی، در پی نشان دادن این است که چگونه شعر می تواند به عنوان رسانه ای قدرتمند، ارزش های فرهنگی و اجتماعی را میان نسل ها منتقل کرده و در حفظ هویت جمعی در عصر جهانی شدن نقش ایفا کند. روش شناسی: برای فهم شعر «خان ننه»، با توجه به ضعف روش های تجربی در تحلیل پدیده های پیچیده انسانی و اجتماعی، از روش هرمنوتیک نظری به عنوان یک روش کیفی، استفاده شد. در گام نخست، عواطف و احساسات نهفته در متن شعر بررسی شد، سپس روابط بین بخش های مختلف شعر تحلیل گردید تا ساختار کلی و پیوندهای مفهومی آن درک شود. در ادامه، زمینه های اجتماعی و سیاسی مرتبط با شعر مورد توجه قرار گرفت تا متن در بستر تاریخی و فرهنگی خود تفسیر شود. برای اطمینان از اعتبار و پایایی یافته ها، اقداماتی مانند بازخوانی مکرر متن، توجه به ابعاد مختلف مفاهیم و دریافت بازخورد از خبرگان انجام شد.یافته ها: با توجه به روش شناسی به کارگرفته شده در این مطالعه، یافته ها نشان می دهند، مادربزرگ ها به عنوان محورهای خانواده، نقش مهمی در انتقال فرهنگ، ارزش ها و تجربیات به نسل های بعدی دارند. این انتقال اغلب از طریق ابزارهای نمادین مانند سوغات ها صورت می گیرد. در شعر «خان ننه»، سوغات ها نمادی از انتقال ارزش ها و خاطرات هستند و نشان دهنده نقش مادربزرگ ها در حفظ فرهنگ های محلی هستند. این انتقال ارزش ها با نوستالژی نیز پیوند عمیقی دارد. نوستالژی به عنوان یک احساس مثبت و گذشته محور، به حفظ صمیمیت و تقویت پیوندهای اجتماعی کمک می کند. مادربزرگ ها با بازگو کردن خاطرات گذشته، حس نوستالژی را در نسل های جوان برمی انگیزند و به حفظ هویت های محلی در عصر جهانی شدن کمک می کنند. این نقش مادربزرگ ها در انتقال ارزش ها، به جامعه پذیری دینی نیز گسترش می یابد. آن ها با انتقال آموزه های دینی و مذهبی، نقش مهمی در شکل دهی هویت دینی نسل های بعدی ایفا می کنند. علاوه بر این، مادربزرگ ها در شکل دهی نگرش های فرهنگی نسبت به مرگ نیز تأثیرگذار هستند. آن ها با انتقال نگرش های دینی و فرهنگی درباره مرگ، به نسل های جوان کمک می کنند تا زندگی را با عمق بیشتری درک کنند. در شعر «خان ننه»، این مفاهیم به وضوح دیده می شوند و نشان دهنده نقش مادربزرگ ها در حفظ انسجام خانوادگی و انتقال ارزش ها در عصر جهانی شدن هستندنتیجه گیری: در عصر جهانی شدن، علیرغم پیشرفت های مادی و فناوری، هویت تاریخی، فرهنگی و جایگاه خانواده تا حد زیادی تضعیف شده اند. این روند، نگرانی هایی جدی درباره گسست نسلی و کاهش سرمایه اجتماعی بین نسلی ایجاد کرده است. شهریار در شعر «خان ننه» با زبانی هنرمندانه، بر ضرورت انتقال و حفظ میراث فرهنگی و اجتماعی تأکید می کند. او با محوریت قراردادن ارتباط پایدار بین نسل ها، هشدارهایی درباره پیامدهای فردگرایی افراطی و نادیده گرفتن ریشه های فرهنگی ارائه می دهد. شهریار در این شعر با نگاهی ژرف نگرانه، هشدار می دهد که بی توجهی به میراث فرهنگی و اجتماعی، بنیان های جامعه را سست کرده و روابط بین نسلی را در معرض خطر قرار می دهد. این دغدغه ها به ویژه در ارتباط با حذف یا کمرنگ شدن کانال های سنتی جامعه پذیری مطرح می شوند. چنین خطری نه تنها هویت خانوادگی نسل ها را تهدید می کند، بلکه می تواند به گسست هویت نسلی و در نتیجه، گسست هویت قومی و ملی منجر شود. از این رو، شعر «خان ننه» به عنوان اثری ادبی و جامعه شناختی، ضرورت بازسازی و تقویت پیوندهای بین نسلی را برای حفظ هویت جمعی در عصر جهانی شدن یادآور می شود
تمایز رویکرد سیاسی با رویکرد فلسفی به مفهوم غرب زدگی در اندیشه آل احمد و شایگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف بررسی مقایسه ای مفهوم غرب زدگی در ادبیات فکری روشنفکران ایرانی، به صورت موردی داریوش شایگان و جلال آل احمد، برای فهم ریشه تمایزات دیدگاه های آنها انجام شده و در آن سعی شده تا ضمن تحلیل نگرش آل احمد و شایگان به این مفهوم، دو رویکرد متفاوت سیاسی و فلسفی حاکم بر نگرش روشنفکران ایران در مواجهه با سیطره فرهنگ و تمدن غربی بر جامعه ایرانی تبیین و راهکارهای آنها برای رهایی از این وضعیت مورد ارزیابی و مقایسه قرار گیرد. روش تحلیلی - مقایسه ای در این پژوهش موردتوجه بوده که با به کارگیری آن سعی شده ضمن تحلیل مفهوم غرب زدگی در ادبیات فکری این دو روشنفکر و بررسی نسبت خاستگاه فکری آنها با ادبیات فکری و تمایز اساسی میان آنها مورد بررسی قرار گیرد. یافته اصلی پژوهش نشانگر آن است که تمایز اصلی مفهوم غرب زدگی اندیشه آل احمد و شایگان، ریشه در رویکرد متفاوت فلسفی و سیاسی آنها در بررسی نسبت میان تمدن مدرن غربی با فرهنگ و تمدن های غیراروپایی است. نتیجه کلی نشان می دهد که رویکرد سیاسی و اقتصادی آل احمد منجر به استفاده پسااستعماری مفهوم غرب زدگی شده درحالی که نگاه فلسفی شایگان که مبتنی بر نقد هستی شناختی مدرنیته است، دیدگاه های وی را به سوی نگرش های پسامدرن سوق داده است.
الگوی شش ضلعیِ حکمرانی فضای مجازی در جمهوری اسلامی ایران برای بازه زمانی پنج ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
1 - 26
حوزههای تخصصی:
هدف: در حال حاضر، فضای مجازی اهمیت فراوانی در معادلات حکمرانی یافته و نظم سیاسی تازه ای را به جهان تحمیل کرده است. در این میان، برای جمهوری اسلامی ایران به عنوان مهم ترین منتقد سیاست های ناعادلانه در جهان، فهم عمیق اقتضائات مواجهه با این پدیده و مواجهه ای عقلانی با فضای مجازی ضروری است. روش: این مقاله نتیجه تحقیقی است که با هدف مدل سازی برای چنین مواجهه ای صورت گرفته و بر اساس رویکردی دقیق تر، واقع بینانه تر و آینده نگرانه تر، به «ویژگی های گوناگون فضای مجازی» و نیز با در نظرگرفتن «اصول و مبانی راهبردی جمهوری اسلامی در ارتباط با فضای مجازی»، الگویی را پیشنهاد داده است که هندسه مواجهه جمهوری اسلامی با فضای مجازی را مشخص می کند. روش این تحقیق، داده بنیاد است و نهایتاً با استفاده از این روش یک الگوی شش ضلعی را ترسیم می کند یافته ها: که ضلع اول تکمیل و راه اندازی شبکه ملی اطلاعات، ضلع دوم شکل دهی به اینترنت دوم یا ایجاد شبکه فراملی اطلاعات، ضلع سوم شکل دهی یک ائتلاف جهانی برای کاهش اختیارات امریکایی ها در فضای مجازی و ایجاد نظام حقوق بین الملل برای فضای مجازی، ضلع چهارم ایجاد غلبه گفتمانی برای مواجهه معقول و انقلابی با فضای مجازی، ضلع پنجم راه اندازی شرکت های عظیم غیردولتی با رویکرد فراملی و باز کردن میدان نوآوری و ضلع ششم ایجاد بسیج سایبری با رویکرد محتوایی می باشد. نتیجه گیری: که در کل، خطوط حکمرانی ج.ا.ا را در یک بازه زمانی پنج ساله تشکیل می دهد و توجه همزمان به تمام این موارد باید مدنظر حکمرانان فضای مجازی کشور باشد.
چرخش های دورانی و هویت ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
53 - 77
حوزههای تخصصی:
هویت فردی و اجتماعی انسان ها در تاریخ و جامعه ساخته میشود و در گذر زمان به تدریج تغییر می یابد. این تغییر البته آهنگ و حرکت مشخصی ندارد، اما روشن است که برخی عناصر و مؤلفه های هویتی کهن جای خود را به عناصر جدید می دهند و بدین ترتیب، هویت انسانی همواره بازسازی و بازنگری می شود. با این همه، در تاریخ بشر زمان های خاصی وجود دارد که حرکت و آهنگ تغییرات شتاب می گیرد؛ یعنی دامنه تغییرات در هویت فردی و جمعی عمیق، گسترده و معنادار می شود. نگارنده این زمان های خاص را «چرخش دورانی» نامیده است. در تاریخ بشر چرخش های دورانی اندکی رخ داده است. مسئله این مقاله ارزیابی نسبت میان هویت ایرانی و چرخش های دورانی در تاریخ است. مقاله می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که چرخش های دورانی در تاریخ ایران کدام اند و چرا هویت ایرانی را دچار بحران و سرانجام تغییرات ژرف و معنادار کرده اند؟ نگارنده برای پاسخ به این مسئله از روش توصیفی–تحلیلی بر پایه رهیافت کلان نگر تاریخی/ جامعه شناسی تاریخی بهره گرفته است؛ زیرا اقتضای چنین بحث هایی کلی نگری است که در اینجا جایگزین نگرش های جزئی نگر (مورخانه) شده است. مقاله سرانجام به این نتیجه می رسد که در تاریخ ایران سه چرخش دورانی رخ داده است: نخست، فرایند همبستگی و انسجام اقوام پراکنده بومی، مهاجمان و مهاجران در قالب تمدن باستانی ایران بر بنیاد ایرانشهر که موضوع این نوشتار نیست. دوم، فرایندی است که از سقوط ساسانیان آغاز و تا تثبیت حکومت سامانیان تداوم می یابد و سوم، فرایندی است که از جنگ های ایران و روسیه آغاز شده و تا کنون ادامه دارد. در هر دو چرخش دورانی، هم گسست تاریخی و هم تغییرات هویتی-تمدنی بزرگی رخ داد و هم راه تازه ای آغاز شد. پیامد طبیعی این چرخش ها پدیدار شدن بحران هویت بود. اکنون آثار عمیق هر سه چرخش دورانی در هویت اکنونی ایرانیان هویدا و پابرجاست.
فردگرائی در کنش انفعالی جوانان تحصیلکرده ایرانی نسبت به ازدواج و فرزندآوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جمعیت سال ۲۹ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۱۹ و ۱۲۰
۷۲-۴۷
حوزههای تخصصی:
با توجه به روند نزولی ازدواج جوانان طی سالیان اخیر، این پژوهش با هدف ارائه پاسخ احتمالی به پرسش جدی"چرائی کاهش اهتمام جوانان ایرانی به تشکیل خانواده و در نتیجه پیامدهائی همچون سقوط نرخ فرزندآوری به رغم تاکید فراوان آموزه های ناب اسلامی بر موضوعات فوق" این مقاله از رهگذر یک مطالعه توصیفی بررسی صحت و سقم فرضیه زیر را وجهه همت خود قرار داده است: "تاثیرگسترش فرد گرائی ناشی از غلبه معنای اقتصادی در تعریف قدرت بر اساس میزان برخورداری از سرمایه دوران گذار که تحصیلات عالیه یکی از متداول ترین راه های نیل به آن است، مسئله ازدواج جوانان در ایران معاصر را دست خوش چالش نموده است." یافته های حاصل از این مطالعه روند نزولی ازدواج در طبقه مرفه و ثروتمند جامعه علاوه بر طبقات ضعیف و متوسط، ضمن به چالش کشیدن تعیین کنندگی صِرف عوامل ساختاری در کاهش نرخ ازدواج و سقوط فرزندآوری، کاوش در خصوص عوامل فرهنگی از جمله رشد قابل ملاحظه رفتارهای فردگرایانه و پیامدهای آن بویژه تشدید نیل به تعالی اجتماعی در اثر تحصیلات عالی و تردید در صحت و تداوم نقش های جنسیتی تعریف شده را ایجاب می کند.
تحلیل مقایسه ای دارالارقم مالزی و بوکوحرام نیجریه؛ کنش سنت دینی علیه مدرنیته غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۵۰)
7 - 28
حوزههای تخصصی:
در جهان اسلام معاصر، جنبش های متعددی سربرآورده اند. این جنبش ها در میان دوگانه ی سنت اسلامی خود و مدرنیته ی غرب راهی برای نقش آفرینی در سیاست پیدا کرده اند. برخی ها سعی در شبیه سازی خود با غرب داشته اند. برخی به طرد غرب پرداخته اند و برخی سعی در ترکیب سنت اسلامی و مدرنیته ی غربی داشته اند. در این میان جنبش هایی که به طرد غرب پرداخته اند، سروصدایی بسیاری ایجاد کرده اند، اما به همان میزان در دستیابی به قدرت ناکام مانده اند. این پژوهش با هدف شناسایی ماهیت جنبش های سیاسی در اسلام معاصر به تحلیل مقایسه ای دو جریان ضدغربی در شرق و غرب جهان اسلام پرداخته است و با روش مقایسه ای اختلاف توافق پرزورسکی و تیون به دنبال پاسخ به سوال محوری اشتراکات و اختلافات جنبش دارالرقم مالزی و بوکوحرام نیجریه است. پژوهش حاضر پس از بررسی چیستی، چرایی شکل گیری، چگونگی عملکرد و سرنوشت این دو جریان به این نتیجه رسید هر دو جنبش با تفسیری سنت گرایانه به طرد غرب پرداخته اند، ولی در روش عملکردی، تفسیر از اسلام و اثرپذیری از محیط جغرافیایی با هم اختلاف دارند.
طبیعت اشیاء چون مبنای اعتبار مفاد قرارداد تأملی بر مبانی نظری تحول مدل قراردادی در قراردادهای حقوق مدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش حقوق خصوصی سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۸
149 - 196
حوزههای تخصصی:
اراده، عقل و طبیعت اشیاء را، می توان سه مبنای اصلی مفاد قرارداد در پارادایم مدرن دانست که همواره در رقابت بوده اند. مدرنیته، به ویژه با خوانشی کانتی ، اعتماد بیشتری به عقلانیت طبیعی که نمودی از انسان نومن گونه است، دارد و اراده نوعی انسان را، مبنای اعتبار مفاد قرارداد می انگارد. با این حال، پوزیتیویسم اراده گرا، که آبشخور آن را، باید در اندیشه کانت، اما این بار کانت حقوق دان و نه فیلسوف اخلاق گرا جست وجو کرد، به جای اراده نوعی انسان، اراده قانونگذار را، در جایگاه مبنای اعتبار قرارداد می نشاند. رقابت میان این دو مبنا، در تمام قرن نوزدهم میلادی در جریان بود. اما، آنگاه که مدرنیته، با بحران مواجه است و راه حل بحران در سنت گرایی و پدیدارشناسی جست وجو می شود، طبیعت اشیاء به عنوان مبنای قرارداد مطرح می گردد. اگرچه طبیعت اشیای اصیل، همان طبیعت اشیای ارسطویی است، اما حقوق دانانی که دغدغه حفظ میراث مدرنیته، یعنی اراده و حق را دارند، تلاش می کنند تا خوانشی سازگار با مدرنیته از آن ارائه دهند و فاصله خود را با پدیدارشناسان و سنت گرایان حفظ کنند. در این پژوهش، سعی داریم به این پرسش پاسخ دهیم که اگر طبیعت اشیاء، مبنای اعتبار مفاد قرارداد باشد، چه نوع مدل قراردادی حاصل خواهد شد و آثار این مدل چه خواهد بود.
نسبت «خود» و «دیگری» در اندیشه سیاسی «جواد طباطبایی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۶
321 - 349
حوزههای تخصصی:
نسبت «خودِ» سنتی ایرانی و «دیگریِ» مدرن غربی در اندیشه سیاسی «جواد طباطبایی»، مسئله این مقاله است. نظریه «شانتال موفه» به عنوان چارچوب نظری انتخاب شده و بر مبنای آن به این مسئله نگریسته و ابعاد آن بررسی شده است. یافته های این مقاله، نخست نشان می دهد که طباطبایی، مفروضات خود را بر اصل «گسست» استوار می نماید و همانند بلومنبرگ آلمانی، ضمنِ اصالت بخشیدن به مدرنیته و اجتناب ناپذیری آن، قائل به نظریه «گسست» است. دوم اینکه وی نسبت «خود» و «دیگری» را از منظر مواجهه میان سنت و مدرنیته پیگیری می نماید و برخلافِ هواداران سنت، تجدد را در تضاد و تقابل با «سنت» قرار نمی دهد. همچنین برخلاف هوادارانِ تجددِ غربی، عصر سنت را سپری شده و مانع پیشرفت و توسعه نمی داند. از منظر وی، تداوم تاریخی و ارتباط با دنیای جدید، نه با سنت گریزی و سنت پذیریِ مقلدانه و نه با پذیرش بی کم و کاست مدرنیته غربی، بلکه با احیای امکانات خردگرایانه سنت در پیوند با مفاهیم دنیای جدید ممکن می گردد. طباطبایی، فهم منطق سنت را در پرتو الزامات دنیای جدید پی می گیرد و بدین سان برخلاف طرفداران سنت و تجدد، از غیریت سازی «خود» و «دیگری» میان این دو پرهیز می نماید.
بازخوانی و نقد کتاب ریشه های الهیاتی مدرنیته از ریشه های الهیاتی تا میوه های سکولار(مقاله علمی وزارت علوم)
هدف مقاله حاضر بازخوانی و ارزیابی نقادانه کتاب «ریشه های الهیاتی مدرنیته» نوشته آلن گیلسپی است. اثر مزبور یکی از متون موفق اجتماعی - الهیاتی است. نویسنده، با موضعی خوش بینانه نسبت به مدرنیته ایده خویش را در کتاب می پروراند. دغدغه اصلی او اثبات نقش الهیات در شکل گیری مدرنیته است. ادعایی که جایگاهی در روایت عصر روشن گری ندارد. گیلسپی معتقد است نه تنها ضدیت با دین، اساس مدرنیته نیست بلکه مدرنیته خاستگاه دینی دارد و ظهور یافته در یک گفتگوی الهیاتی است. تعارض بر سر مسئله اراده خدا و انسان و جمع بین دوگانه جبر و اختیار، نزاع های بعدی فلسفی را در هر دوره ای شکل می دهد. از انقلاب نومینالیستی تا ابداع فردیت توسط پترارک، در پی آن تناقضات حل ناشدنی بین اراسموس و لوتر بر سر مسئله دنباله دار تناقض بین اراده خداوند و اراده انسان زمینه ای فراهم آورد تا دکارت معنایی سوبژکتیویته را پی ریزی کند که اساس مدرنیته و غرب کنونی را شکل داده است. گیلسپی شرور مدرن را انتقال صفات الهی به انسان یا سکولار شدن این صفات تحلیل کند بدین سان او از اختفاء سکولاریزاسیون سخن می گوید و مسئولیت فجایع جنگ های جهانی و دیگر شرور مدرن را به پای سکولار شدن صفات الهی و انتقال آن به انسان و نیروهای اجتماعی می نویسد.
طرح مفهوم «مدرنیته بحران زده» بر پایه نقد و تفسیر کتاب مدرنیته بازاندیشانه: سیاست، سنت و زیبایی شناسی در نظم اجتماعی مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه انتقادی متون و برنامه های علوم انسانی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۲۰)
95-120
«مدرنیته بازاندیشانه» مفهومی نوپدید است که دلالت های نظری مهمی به همراه دارد. این مفهوم نخستین بار در اثری با عنوان «مدرنیته بازاندیشانه: سیاست، سنت و زیبایی شناسی در نظم اجتماعی مدرن» به قلم آنتونی گیدنز، اولریش بک و اسکات لش مطرح شد. مقاله حاضر میکوشد تا از خلال نقد و تفسیر ایده کانونی این اثر سویه های پنهان مدرنیته نوپدید را بررسی کند و نشان دهد چگونه ایده ایجابی مدرنیته بازاندیشانه میتواند ناظر بر پیدایش مفهومی سلبی و بحران زده از مدرنیته باشد. این نوشتار در سه سطح توصیف، تحلیل و نظرورزی سامان یافته است: نخست و در سطح توصیفی عناصر اصلی تشکیل دهنده «مدرنیته بازاندیشانه» را معرفی میکنیم. دوم و در سطح تحلیلی میکوشیم تا به تعبیر لئو اشتراوس نظری به «بین سطور» بیفکنیم و سویه های پنهان این ایده را آشکار سازیم. در اینجا نشان خواهیم داد که در مفهوم پردازی های صورت گرفته همواره دو سناریوی رقیب وجود دارد: سناریویی ایجابی و آرمانی و سناریویی سلبی و پادآرمانی. به نظر میرسد سناریوی نخست رویه آشکار و سناریوی دوم رویه پنهان این ایده است. در انتها و در مقام نظرورزی به طرح ایده «مدرنیته بحران زده» خواهیم پرداخت و نشان میدهیم که چگونه در سایه تقویت روزافزون مدرنیسم، شاهد تضعیف فزانیده مدرنیته هستیم.
چگونگی ورود مدرنیته به فضای خانگی ایرانیان دورهناصری تا پایان قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی نهادهای اجتماعی دوره ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵
181 - 212
حوزههای تخصصی:
اهداف: از مدرن شدن ایران، تاکنون روایت های مختلفی ارائه شده که عمدتاً مبتنی بر فضای عمومی و نهادهای آن بوده اند؛ درحالی-که از دریچه خانه و فضاهای خصوصی نیز می توان مواجهه ایرانیان را با مدرنیته تحلیل کرد. این مقاله قصد دارد چنین روایتی را با تأکید بر نقش اشیا و کنش گران غیرانسانی ارائه دهد؛ روایتی که تمرکز خود را بر تجربه اعیان و اشراف پایتخت، در 77 سال پایانی از دوره 130 ساله قاجار قرار داده است. روش مطالعه: این پژوهش با استفاده از نظریه کنش گر- شبکه برونو لاتور و نیز روش مطالعات اسنادی و تحلیل تماتیک به بررسی این مسأله پرداخته است. قابلیت نرم افزار کیفی اطلس تی آی این امکان را به ما داده که حجم بسیاری از داده های استخراج شده از چهل سند دست اول مربوط به دوره مذکور را (شامل زندگی نامه، سفرنامه، روزنامه و رساله) خط به خط خوانده و با ارجاع به آن ها نشان دهیم که چطور کنش گر- شبکه جدید فضای خانگی، حول تجربیات طبقه نوظهور «ممتاز نو» شکل می گیرد. یافته ها: این کنش گر- شبکه، جعبه سیاه فضای خانگی پیشامدرن ایرانیان را به چالش کشیده و از این طریق، پیوندهای بین اجزاء خود را قوی تر می کند. در گام نهایی نیز، با رفتن به حاشیه شهر و ساخت عمارت های جدید و پناه گرفتن در آن ها به عنوان اندرونی هایی جدید، از آزمون های استحکام رقبا که قشر سنتیِ محافظه کار جامعه بودند، در امان می ماند. کنش گر- شبکه جدید، به این وسیله می تواند تجربه خود را از یک زندگی خانگی نو و مدرن ساخته، تثبیت کرده و به دست آیندگانی که ما باشیم، برساند؛ زندگی ای که شامل معماری، اشیا، رفتارها و روابط جدیدی است. نتیجه گیری: مقاله درنهایت نشان می دهد که ما در کنار فضای عمومی، در فضاهای خصوصی خود و نهاد خانواده نیز به شکلی محرمانه تر و عمیق تر، تجربیاتی از مدرنیته را داشته ایم که بعدها در فضاها و نهادهای عمومی جامعه به طوری جدی تری ظاهر شده اند.
تبیین نسبت اسلام و هنر اسلامی در اندیشه سید حسین نصر
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶
5 - 25
حوزههای تخصصی:
واژه هنر اسلامی از جمله واژه هایی است که ابتدا پژوهشگران غربی آن را برای مطالعات و پژوهش های شرق شناسانه خود جعل کرده اند اما طولی نکشید که چیستی مفهوم آن مورد پرسش واقع شد. با گذر زمان رویکردهای مختلف کوشیدند تا به این پرسش پاسخ دهند و البته برخی آن را انکار نمودند؛ در این میان، و در قرن بیستم، جریانی با عنوان سنت گرایی سربرآورد که برخی از شخصیت های آن به بحث از هنر اسلامی پرداختند. سیدحسین نصر از جمله شخصیت های سنت گرای ایرانی معاصر به شمار می آید که برخی نوشته های خود را به هنر اسلامی اختصاص داده است. پرسش آن است که نصر چه نسبتی بین اسلام و هنر اسلامی در نظر می گیرد؟ به عبارت دیگر، اگر اندیشه نصر را به صورت یک کل منسجم در نظر بگیریم چگونه می توان رابطه هنر اسلامی و اسلام را در آن تبیین کرد؟ هدف از این نوشتار آن است که بدین پرسش پاسخ دهد. نتیجه تحقیق نشان می دهد که در اندیشه نصر بین هنر اسلامی و سنت اسلام رابطه مستقیمی وجود دارد بدین معنا که هنر اسلامی نه صرفا هنر مسلمانان بلکه هنری تحت تأثیر سنت اسلام است که برای فهم آثار مربوط به آن نیز باید به همین سنت مراجعه کرد اما از آنجا که سنت اسلام لایه های متعددی دارد، لایه مابعدالطبیعه و عرفان نقشی اساسی در این باره ایفا می کند.
تحلیل تفکر گنون و نیچه در نقد مدرنیته و هنر مدرن
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶
59 - 79
حوزههای تخصصی:
رنه گنون محقق سنت گرای فرانسوی به عنوان یک نماینده ی برجسته ی تفکر متافیزیک، مطالعات سنتی و پایه گذار حکمت جاویدان در قرن بیستم میلادی شناخته می شود. وی در آثار خود به بررسی و تبیین مفاهیم متافیزیکی و سنتی معتبر در ادیان و فلسفه ی شرقی و غربی پرداخت. تفکر گنون به واسطه ی مفاهیمی همچون اصالت، وحدت وجود و سازمان معرفتی، تاثیر قوی ای بر روی ادبیات متافیزیک و مطالعات سنتی داشته است. از طرف دیگر فریدریش نیچه به عنوان یکی از پیشگامان فلسفه ی ارتقای انسان شناخته می شود. او به چالش ارزش ها و مفاهیم سنتی و متعارف پرداخت و نقش آن ها را در زندگی وجودی انسان مورد بررسی قرارداد. نظریات او درباره ی اراده ی قوی، اَبَر انسان و مرگ خدا، الهام بخش برای جریان هایی نظیر ارتقای انسان، نیهیلیسم، اراده ی معنوی و فلسفه ی وجود بشری بوده اند . چگونه با تحلیل تفکرات رنه گنون و فردریش نیچه به نقد مدرنیته و هنر مدرن می رسیم؟ و این تحلیل چه تاثیری بر فهم ما از این مفاهیم دارند؟ در ابتدا باید به اهمیت نقد مدرنیته و هنر مدرن اشاره کرد و در ادامه به زندگی، تفکر و آثار و در نهایت نقدهای این دو فیلسوف پرداخت.
بازتعریف مفهوم هنر در بستر گفتمان فرهنگی- تمدنی
منبع:
مطالعات نظری هنر سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷
229 - 254
حوزههای تخصصی:
هنر، مفهومی است که در بستر فرهنگ و تمدن شکل می گیرد و بالندگی آن بیانگر سطحی از بالندگی فرهنگ و تمدن یک جامعه است. اما تعریف هنر مدرن به دلیل نگاه مستقل به آن خارج از بستر فرهنگی و تمدنی آن و نیزنسبی بودن عناصر شاکله تعریف آن اعم از زیبایی و خیال انگیزی و... که در غرب شکل گرفته، باعث شده تاتعریف حداقلی از آن ارائه شود. برای نیل به تعریفی دقیق تر، این پژوهش بر آن است تا بر اساس مولفه های بومی فرهنگی-تمدنی بررسی نماید چه بازتعریفی از هنر می تواند ارایه نماید؟ برای این بازتعریف با استمداد از روش توصیفی، تحلیلی و تحلیل محتوا از طریق جمع آوری داده ها از منابع کتابخانه ای به مهندسی معکوس چند اثر هنری برجسته ایرانی – اسلامی پرداخته شده است و علوم و عناصر سازنده آن مورد واکاوی قرار گرفته و سپس الگوی به کاررفته در آن را برای بومی سازی تعریف هنر به کار برده ایم. پس از بازتعریف هنر، به دسته بندی آن پرداخته شد و اقسامی مانند؛ متعالی و دون، پیشرفته و ابتدایی، برای آن در نظر گرفته شد. در پایان با همین معیار، به مقایسه چند هنر شرقی و غربی پرداخته و نشان داده ایم که تعریف جدید هنر به خاطر دقت و جامعیت بیشتر، قابلیت سنجش و داوریِ دقیق تر آثار هنری رانیز در جزئیات و عناصر سازنده اش داراست.
هایدگر؛ بحران تفکر و بحران شناسایی انسان مدرن (با نمونه خوانی رمان های: همنوایی شبانه ارکستر چوب ها، کافه پیانو و چراغ ها را من خاموش می کنم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نثرپژوهی ادب فارسی دوره ۲۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۷
167 - 186
حوزههای تخصصی:
زمینه: دوران مدرنیته، هر چه به رشد بیشتر تکنولوژی دست پیدا می کند از تفکر درباره هستی و امر متعالی دور می شود. هایدگر فیلسوف معاصر آلمانی این مسأله را به بحران تفکر تأویل می کند. بحرانی که انسان را به سردرگمی دچار کرده است؛ چنان که با وجود انبوه اطلاعاتِ درباره انسان، شناخت او در هاله ای از ابهام باقی مانده است. از این رو جهان در منظر انسان، تیره و تاریک است و بحران شناسایی انسان که در نتیجه فقدان تفکر پیش آمده است، موج سرگشتگی و تردید را در ذهن انسان مدرن به حرکت درآورده است.تأثیر این دیدگاه را می توان در برخی از رمان های مدرن دهه هفتاد و هشتاد ایران که غالباً توسط نویسندگان روشنفکر نوشته شده است، ملاحظه کرد. روش: این مقاله بنا دارد با استفاده از جامعه متنی برخی رمان های درگیر مدرنیته در دهه هفتاد و هشتاد( همنوایی شبانه ارکستر چوب ها، کافه پیانو و چراغ ها را من خاموش می کنم)، ضمن نمونه خوانی مصداق ها، بحران تفکر و بحران شناسایی انسان را از دیدگاه هایدگر مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. یافته ها: گریز از تفکر درباره هستی، طرح نظرات سطحی و پرسش های گذرا درباره انسان و امر متعالی، بیان تردیدها و تناقضات درونی شخصیت ها در تقابل با چالش های مدرنیته از جمله نتایجی است که از مطالعه رمان های مورد نظر به دست آمد.
بررسی نسبت رئالیسم جادویی و مفهوم پایداری در ادبیات معاصر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
195 - 215
حوزههای تخصصی:
عصر جدید، دوران گذار از روایت ها و برداشت های رئالیستی از جهان است. گذار از این سطح بیش از هرچیز به معنای انتقاد از عقلانیتی است که در تحقق شعارها و آرمان های خود شکست خورده بود؛ بر این اساس، چندان دور از انتظار نبود که ضدروایت های بسیاری در برابر روایت های رئالیستی قرار گیرند. در این میان ادبیات و مشخصاً رمان، میدانی بود برای تقابل با عقلانیت جدید و پیامدها و نتایج آن و در مرحله بعد واژگونی یا دست کم تضعیف ساختارهای تاریخیِ به اشتباه طبیعی انگاشته شده. در مقاله حاضر ضمن پرداختن به رئالیسم جادویی در ادبیات به مثابه ابزاری برای پایداری و مقاومت در برابر تهاجم غرب استعمارگر، ادبیات داستانی معاصر فارسی از این منظر خاص واکاویده شده است. این پژوهش به لحاظ هدف، یک تحقیق بنیادی است که با رویکرد کیفی انجام می شود. جامعه آماری تحقیق، رمان هایی است که در حوزه رئالیسم جادویی در ادبیات معاصر فارسی نوشته شده است؛ نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شده است و تجزیه و تحلیل داده ها از طریق تحلیل محتوای کیفی صورت گرفته است. نتایج برآمده از تحلیل شاخص ترین متون ادبیات داستانی معطوف به رئالیسم جادویی، نشان می دهد این آثار در چند محور از جمله تاکید بر فرهنگی های بومی و سنّت های محلی، به مثابه نوعی مقاومت فرهنگی در برابر سلطه استعمارگران و مشخصاً سیاست های ناظر بر تعلیق فرهنگ های محلی به نفع فرهنگ جهانی، برجسته سازی نابرابری های اقتصادی به مثابه اعتراض به نظام های اقتصادی تولید کننده، نابرابری و بهره کشی های ظالمانه در جهان دو قطبی، نقد مادی گرایی از مسیر برساختن عناصر جادویی در برابر عقلانیت مادی محور و در نهایت بازنمایی منفی غرب در صورت های نمادین و استعاری، در برابر سلطه استعمار ایستادگی و پایداری کرده اند.
تاثیر عوامل اجتماعی-اقتصادی جریان مدرنیته بر خشونت خاموش بین زوجین جوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی ورزش و جوانان دوره ۲۰ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵۴
337 - 354
در دنیای امروز، مدرنیته به عنوان یک جریان در تحول ساختارهای اجتماعی بر نهاد خانواده و روابط بین زوجین اثرگذار بوده و پیامدهایی از جمله بروز خشونت پنهان در روابط زوجین داشته است. این مقاله به بررسی جامعه شناختی تاثیر عوامل اجتماعی-اقتصادی جریان مدرنیته بر خشونت خاموش بین زوجین تحصیل کرده جوان می پردازد. روش تحقیق مورد استفاده، پیمایش و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است. جامعه آماری تحقیق کلیه زوجین تحصیل کرده و جوان 22 تا 35 ساله مشغول به تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات بوده اند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای و سپس سهمیه ای، 384 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بود و داده ها و یافته های حاصل از تحقیق با استفاده از نرم افزارهایSPSS22 و مدل سازی معادلات ساختاری Lisrel مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته اند. تحلیل داده ها نشان داد که بین فردگرایی، مادی گرایی، رشد عقل گرایی، آزادی و برابری با خشونت خاموش رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بر اساس مدل معادلات ساختاری می توان گفت که تأثیر میزان عوامل اجتماعی- اقتصادی جریان مدرنیته بر هر یک از شاخص های خشونت خاموش بین زوجین تحصیل کرده به ترتیب عبارت اند از: فردگرایی(72/0)، مادی گرایی (69/0)، رشد عقل گرایی (66/0)، آزادی(53/0) و برابری(42/0). نتیجه آن که خشونت خاموش بین زوجین تحصیل کرده متاثر از تحولات جریان مدرنیته است.
از کشف المحجوب تا کشفِ حجاب (تأملی در مواجهه نمادینِ ایرانیان با سویه تمثیلی تجدد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ و فرهنگ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
133 - 152
حوزههای تخصصی:
مدرنیته در ذهن و جهان بینی نخستین سیاحان ایرانی به غرب، آشفتگی هایی ایجاد کرد که در تقابل با نگاه نمادین فرهنگ ایشان تا آن زمان بود. در چنین زمینه ای سوژه ها، فضاها و کالاهای مدرن برای این گردشگران برجسته می شد. تا جایی که چونان حجابی اهداف مأموریتشان را تحت تأثیر قرار داد. سؤال پژوهش این است که تقابل نظام نمادین و معنایی کشف المحجوب در فرهنگ ما در تقابل با نظام معنایی تمثیلی مبتنی بر بی حجابی زنان، فضاها، کالاها و تجربه مدرن در غرب چه تأثیری بر ادراک ایشان در غرب داشت؟ مقاله حاضر با بهره گیری از نظریه و روش شناسی والتربنیامین در صدد است تا با بررسی اولین تجربه گردشگران ایرانی به فرنگ (در سفرنامه ها و دیگر منابع) به بررسی این موضوع بپردازد. نتیجه این است که نخستین مواجهه ایرانیان با تجدد غربی به این ترتیب در دوگانه خیر و شر، بهشت و جهنم، مقدس و نامقدس گرفتار بود و همین یکی از مهم ترین موانع شناخت دقیق و درست از ماهیت تجربه مدرنیته غربی و فراورده بزرگ آن یعنی سرمایه داری بود. شرم از شُکُوه ظاهری غربی و مرکزیت جذابیت های زنانه آنکه چشم را خیره می کرد و احساس گناه از شُرُور آنکه در تقابل با رستگاری و پاکی بود تا سال ها بعد مدرنیته ایرانی را به خود مشغول ساخته بود.
اقتصاد سیاسی جنگ و صلح در غرب آسیا
منبع:
سیاست پژوهی غرب آسیا سال اول زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
17-39
حوزههای تخصصی:
از منظر اقتصاد سیاسی، جنگ و صلح در خاورمیانه با ایده ها و منافع افراد و گروه های دخیل پیوند و ارتباط دارد. حاکم بودن وضعیت جنگ و منازعه پایدار در این منطقه با اشغال سرزمین فلسطین توسط یهودیان با حمایت دنیای غرب و تداوم توسعه طلبی ارضی رژیم صهیونیستی همراه با سرکوب و کشتار و تحمیل جنگ بر فلسطینی ها، در کنار تهاجم نظامی آمریکا به عراق و افغانستان، یک حس تهدید و تحقیر دائمی در دنیای عرب و اسلام ایجاد کرده و واکنش های زیادی را برانگیخته است. این فضای جنگ و تنش و منازعه، برقراری صلح و ثبات و دموکراسی و توسعه و حل مسائل مربوط به فقر و بیکاری و سرخوردگی و تحقیر در جوامع خاورمیانه را ناممکن ساخته و افراد و گروه ها و بخش هایی از این جوامع را به حاشیه رانده و علیه غرب برانگیخته است. استدلال اصلی مقاله حاضر این است که مدرنیته و سرمایه داری سازمان یافته براساس عقل ابزاری و روابط بازاری در بستر زمینه تاریخی خصومت و دشمنی میان دنیای اسلام و غرب، برای سلطه بر دیگریِ تاریخیِ خود یعنی مسلمانان و افزایش سود کمپانی های اسلحه سازی و رشد و رونق اقتصادی در غرب، به جنگ دامن زده و مانع برقراری صلح در منطقه می شوند. در طرف مقابل نیز، به حاشیه رانده و تحقیر شده ها و قربانیان به بنیادگرایی و سلفی گری متوسل می شوند و با رویکردی احساسی و افراطی به خشونت و رویارویی نظامی علیه غرب اقدام نموده و غرب ستیز می شوند که برای آنها حاصلی جز تشدید فقر و عقب ماندگی ندارد. یافته های پژوهش نشان می دهد که؛ علت اصلی را باید در سیاست ها و اقدامات توسعه طلبانه یک طرف جست و واکنش قربانیان تنها معلول این سیاست ها است. با این حال، واکنش فلسطینی ها و شیعیان لبنان، از جمله حماس و جهاد اسلامی و حزب الله، فراتر از سلفی گری و بنیاد گرایی است و آنها به ناگزیر به خشونت و اسحله برای دفع تجاوز و اشغال و تهاجم دائمی صهیونیست ها، که بر آنها تحمیل شده است، متوسل شده اند. در کل، در دو سوی دنیای اسلام و غرب، افراد و گروه هایی که نماینده اکثریت جوامع خود هم نیستند، با ایده ها و منافع خاصی، واقعی یا متصوره، طرفدار خشونت و جنگ هستند و مانع برقراری صلح، دموکراسی و توسعه در خاورمیانه می شوند.