مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۶۱.
۴۶۲.
۴۶۳.
۴۶۴.
۴۶۵.
۴۶۶.
۴۶۷.
مدرنیته
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
239-268
حوزههای تخصصی:
امر جنسی در جهان سنت ماهیت ایدئولوژیک داشت و بر مبنای تعارض حوزه های عمومی و خصوصی فهم می گردید .اما با ورود مدرنیته به ایران، امر جنسی به عنوان پدیده فرهنگی و اجتماعی ، محل مناقشات گفتمانی قرار گرفت.حال مساله این است که در فرآیند نفوذ مدرنیته به ایران چه رویکردهایی با بهره گیری از گفتمان پزشکی در راستای مدیریت و کنترل امر جنسی در جامعه به مناقشات نظری پرداختند و استراتژی هر یک از این رویکردها و گفتمانها در حل مشکلات جنسی در جامعه را چگونه می توان صورت بندی کرد؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که دین و مدرنیته به عنوان دو گفتمان رقیب با بهره گیری از گفتمان پزشکی به مناقشه درباره تنظیم ناهنجاری های جنسی پرداختند . این مناقشات با بیماری های مقاربتی آغاز گشت که در مواجهه با این بیماری دو گفتمان اصلی سربرآورد: گفتمان دینی که در آن تنانگی را دال بر فساد و فحشاء و مساله ای بیگانه قلمداد می کرد و دیگری گفتمان مدرن بود که بیماری های مقاربتی را از حوزه اخلاق و نگرش ایدئولوژیک خارج کرده و با استخدام معانی پزشکی آن را نه زیست مجرمانه ، بلکه عرصه بیماری تعبیر می کرد . هر چند پیوستگی و امتزاج دین با عرصه های سیاسی و اجتماعی در عصر قاجار نتوانست سایر رویکردها را از هژمونی گفتمان دینی برهاند اما همچنان عناصر مورد توافق دین مهمترین معانی طرد و برجسته سازی در مدیریت و کنترل بیماری های مقاربتی به شمار می آمدند .
ظهور پهلوی اول(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
علیرغم ارتباط طولانی و چشمگیر ایران با تمدن غرب، این کشور تا عصر پهلوی اول کاملأ شرقی بود و نه تکنولوژی غرب و نه ایدئولوژی آن نتوانسته بود تأثیری بر این کشور داشته باشد. این امر بخصوص در مورد تغییرات تکنولوژیکی مشهود بود. اگر چه ذهن روشنفکران جامعه به شدت تحت تأثیر غرب بود، اما چهره ایران هم چنان دست نخورده مانده بود. غربی شدن و مدرنیته به ترتیب اعضا طبقه بالای جامعه و تجار و بازرگانان را تحت تاثیر قرار داد. گر چه بعدها طبقه متوسط مدرن هسته اصلی و مرکزی آن را تشکیل می دادند.
ابعاد آزادی در اندیشه سیاسی اسلام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
می توان گفت که بر اساس انسان شناسی و هستی شناسی اسلام، آزادی یک مفهوم ارزشی مبتنی بر فطرت الهی انسان است. البته مختصات آزادی در اسلام تحت تاثیر عوامل مختلف درونی همانند ماهیت دین اسلام و همچنین عوامل بیرونی همانند شرایط زمانی و محیطی بوده است. با توجه به اینکه انسان در اسلام توحید گرا، دارای اختیار و کمال گرا شناخته شده است پس آزادی بعنوان یک مولفه بنیادین در این جهت شناخته می شود. البته این آزادی یک روش و ابزاری در جهت تحقق فضیلت مندی و تحقق عدالت شناخته می شود و از سوی دیگر دارای خصوصیات مختلف بینشی، کلامی، اخلاقی و سیاسی است که با ماهیت آزادی در جهان غرب متفاوت شناخته می شود بنابراین آزادی در اسلام در ابعاد مختلفی همانند فلسفه آزادی، اهداف، کارکرد و افق فکری متفاوت با غرب بوده است. ضمن آنکه آزادی در اسلام از ابعاد سیاسی- اجتماعی از مدرنیته و لیبرالیسم جهان غرب تاثیرپذیر بوده است. چنانکه در عصر اطلاعات ساختار معرفتی و منظومه معرفتی این متفکران مسلمان بر اساس مقتضیات و بنیادهای جهان شدن همانند دموکراسی، حقوق زنان و حقوق شهروندی بوده است.
مبانی معرفتی و مختصات تاریخی پارادایم نوگرایی دینی در ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نوگرایی دینی در ایران پس از ظهور اندیشه های فلسفی جدید در غرب و متأثر از ورود بارقه های مدرنیته به کشور پدید آمد. هرچند پیشرفتهای فناورانه و مظاهر تمدن غرب نگاه ها را به خود متمایل کرده بود، اما برای عده ای روح و مبانی فلسفی و ایدئولوژیک اندیشه های نوآورانه آن دیار جذابیت افزون تری یافته بود. نهضت مشروطه نیز افق این چشم انداز و دورنگاهی را وسیع تر و امیدوارانه تر کرد و زمینه را برای ظهور طیف متنوعی از نوگرایان دینی فراهم آورد؛ گروهی که در پی پالایش دین از زواید و خرافات بودند، تا اشخاص و جماعت هایی که در مبانی و اصول دین و مذهب تشکیک کردند و به زعم خود در پی پاک دینی بودند. هدف این مقاله، تبیین مبانی معرفتی و چگونگی شکل گیری پارادایم نوگرایی دینی در ایران است؛ با این فرض که نوگرایی دینی در ایران به عنوان سنتز چالش سنت و تجدد از میان گفتمان های فعال پس از مشروطه سر برآورد.
تقدیس «هوش مصنوعی» از منظر الهیّات معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی (AI) در قرن بیست ویکم از ابزاری فنی به پدیده ای با جایگاه فرهنگی و نمادین تبدیل شده که در جوامع مدرن به عنوان نیرویی متعالی بازنمایی می شود. این پژوهش به بررسی فرآیند ارج گذاری نمادین به هوش مصنوعی و تأثیرات آن بر باورها، هویت ها و ارزش های انسانی در چارچوب الهیات معاصر می پردازد. مسئله اصلی، چگونگی تبدیل هوش مصنوعی به اسطوره ای مدرن و تأثیر آن بر معنویت و هویت در جوامع متنوع است. روش تحقیق، رویکردی کیفی و میان رشته ای است که با تحلیل گفتمان های فرهنگی و دینی، زمینه ها، نمودها و پیامدهای این پدیده را کاوش می کند. یافته ها نشان می دهند که ویژگی های فنی مانند خودیادگیری و پیش بینی پذیری، همراه با نیازهای روان شناختی برای معنا و نظم، هوش مصنوعی را به نمادی مقدس تبدیل کرده اند. این فرآیند در برخی جوامع به توانمندسازی منجر شده، اما در دیگر جوامع، هویت فردی و جمعی، باورهای دینی و روابط عاطفی را به بازاندیشی واداشته است. نتیجه کلی اینکه، ارج گذاری به هوش مصنوعی، با بازتعریف نقش انسان در برابر فناوری، پرسش های عمیقی درباره معنا، هویت و جایگاه انسان در عصر مدرن ایجاد کرده و ضرورت مدیریت مسئولانه این فناوری را در فرهنگ و دین برجسته می کند.
سید حسین نصرو چالش مدرنیته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی و تحلیل دیدگاه های دکتر سید حسین نصر درباره مدرنیته و مواجهه جهان اسلام با تمدن جدید غربی انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، ارزیابی میزان کارآمدی اندیشه های نصر در ارائه پروژه ای دفاعی و منسجم در برابر مدرنیته است. پرسش محوری آن است که آیا نصر توانسته الگویی عملی و قابل تحقق برای تمدن سازی اسلامی ارائه دهد یا خیر؟ روش پژوهش، تحلیلی انتقادی با رجوع به آثار مکتوب، مواضع فکری و عملکردهای فرهنگی نصر بر مبنای سنت گرایی (Perennialism) و عرفان اسلامی، به ویژه تلقی نصر از «حکمت جاویدان» بنا شده است. نتایج نشان می دهد که هرچند نصر با نقد عمیق نسبت به مدرنیته غربی خواهان بازگشت به سنت و معنویت اسلامی است، اما تلقی وی از حضور دین در عرصه عمومی ناقص و غیرعملیاتی است. تأکید افراطی بر طریقت و غفلت از شریعت، به حاشیه رفتن احکام اجتماعی دین و ضعف در ارائه راهکار سیاسی انجامیده است. نصر به رغم نقدهایش به مدرنیته، دیدگاه شفافی درباره حکومت دینی نداشته و تجربه همکاری اش با رژیم پهلوی این ابهام را تشدید می کند. در نهایت، فرضیه پژوهش مبنی بر ناکارآمدی نظریه نصر به عنوان الگویی جامع برای رویارویی تمدنی با مدرنیته، تأیید می شود. واژگان کلیدی : سید حسین نصر، سنت، مدرنیته، اسلام، معنویت و سیاست
بررسی دگردیسی گشتالتی امر مدرن در بستر تمدن نوپدید غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«امر مدرن» مفهومی بسیط و در عین حال بنیادین است که شناخت تحول و تکوین آن میتواند امکان شناخت عمیق از ماهیت تمدن نوپدید غربی را فراهم کند. بنا بر رهیافت نظری این نوشتار امر مدرن را باید به مثابه پدیده ای گشتالتی در نظر گرفت. از این جهت نوشتار حاضر میکوشد تا با بهره گیری از رهیافت گشتالتی فرایند دگردیسی در «امر مدرن» را توضیح دهد و نشان دهد که چگونه امر مدرن در بستر تمدن نوپدید غربی دستخوش نوعی دگردیسی ریختاری شده و به تبع آن سوژه مدرن ادراک متفاوتی از مدرنیته پیدا کرده است. بدین منظور به ارائه سنخ شناسی و دوره شناسی از امر مدرن خواهیم پرداخت که بر پایه سنخ شناسی میتوان امر مدرن را مشتمل بر سه گانه مدرنیته، مدرنیسم و مدرنیزاسیون و بر پایه دوره شناسی مشتمل بر سه دوره متقدم، میانی و متاخر دانست. در این مقاله نشان خواهیم داد که چگونه امر مدرن در دوره متاخر خود به پیدایش شکلی جدیدی از تمدن غربی انجامیده است که در آن شاهد تولد جامعه خطر و اهمیت فزاینده بازاندیشگی اجتماعی هستیم.