۱.
مسئله فلسطین، موضوعی پیچیده و در عین حال اصلی ترین مسئله جهان اسلام و از مهم ترین مسائل سیاسی – امنیتی و اجتماعی حل نشده در جهانِ معاصر است. مردم فلسطین به واسطه طرح های استعماری و دخالت قدرت های جهانی و ضعف راهبردی جهان اسلام و عرب، علی رغم پایداری و مقاومت، متحمل اشغالِ سرزمین، غارت، آزار و اذیت و نقض مداوم حقوق انسانی و طبیعی خود شده اند و بسیاری از آن ها اکنون پناهنده، آواره و بی تابعیت هستند. تشکیل دولت اسرائیل، فلسفه اشغال گری، خشونت و بحران آفرینی را به امری مستمر در سرزمین فلسطین تبدیل کرده است. از این رو دستیابی به صلح و آرامش، عدالت و آینده ای شایسته برای مردم فلسطین بر پایه هویت ملی، مستلزم ارائه راه حلی است که در برگیرنده حقوق اساسی و مسلم آحاد فلسطینی ها باشد. درک صحیحِ آرمان فلسطین - به عنوان نمادِ هویت ملی و بین المللی فلسطینیان – و شناخت مبانی معرفتی و سیر تحول در مفاهیم و مصادیق آن، سرآغازی لازم و ضروری برای ترسیم راه حلِ عادلانه و شرافتمندانه مسئله فلسطین است. این پژوهش بر آن است با خوانش درونی و بیرونی و بررسی تحولِ معنایی آرمان فلسطین در سه سطح محلی، منطقه ای و بین المللی، چگونگی پیوند گذشته با وضعیت حاضر و امتداد آن با آینده را با بهره گیری از روش تحلیل انتقادی استعاره مشخص کند.
۲.
خط لوله انتقال گاز ایران به پاکستان و هند، موسوم به "خط لوله صلح"، یکی از پروژه های استراتژیک در دیپلماسی انرژی ایران و جنوب آسیاست. این پروژه با هدف ایجاد وابستگی متقابل اقتصادی، تقویت همگرایی میان سه کشور ایران، پاکستان و هند، و ارتقای امنیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در منطقه جنوب آسیا و خلیج فارس طراحی شده است. بااین حال، علیرغم مزایای بالقوه، این خط لوله تاکنون عملیاتی نشده و موانع متعددی در مسیر اجرای آن قرار داشته اند. پرسش اصلی این مقاله آن است که چه متغیرهایی بر اجرای این پروژه تأثیرگذار بوده و اقتصاد سیاسی این طرح چه ویژگی هایی دارد؟ فرضیه پژوهش بر این اصل استوار است که عواملی چون اختلافات سیاسی و نظامی میان هند و پاکستان بر سر منطقه کشمیر، تهدیدات امنیتی ناشی از گروه ها و فرقه های مذهبی ضدمدرن در منطقه بلوچستان پاکستان، فشارهای سیاسی و اقتصادی ایالات متحده برای ممانعت از همکاری هند و پاکستان با ایران و سوق دادن آن ها به سمت خط لوله تاپی (رقیب اصلی خط لوله صلح)، و فقدان همگرایی میان کشورهای صادرکننده گاز در آسیای مرکزی و خلیج فارس، از مهم ترین دلایل تأخیر در اجرای این پروژه محسوب می شوند. این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از داده های اسنادی و کتابخانه ای، به بررسی ابعاد مختلف این پروژه و چالش های پیش روی آن می پردازد.
۳.
این پژوهش با هدف بررسی و تحلیل دیدگاه های دکتر سید حسین نصر درباره مدرنیته و مواجهه جهان اسلام با تمدن جدید غربی انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، ارزیابی میزان کارآمدی اندیشه های نصر در ارائه پروژه ای دفاعی و منسجم در برابر مدرنیته است. پرسش محوری آن است که آیا نصر توانسته الگویی عملی و قابل تحقق برای تمدن سازی اسلامی ارائه دهد یا خیر؟ روش پژوهش، تحلیلی انتقادی با رجوع به آثار مکتوب، مواضع فکری و عملکردهای فرهنگی نصر بر مبنای سنت گرایی (Perennialism) و عرفان اسلامی، به ویژه تلقی نصر از «حکمت جاویدان» بنا شده است. نتایج نشان می دهد که هرچند نصر با نقد عمیق نسبت به مدرنیته غربی خواهان بازگشت به سنت و معنویت اسلامی است، اما تلقی وی از حضور دین در عرصه عمومی ناقص و غیرعملیاتی است. تأکید افراطی بر طریقت و غفلت از شریعت، به حاشیه رفتن احکام اجتماعی دین و ضعف در ارائه راهکار سیاسی انجامیده است. نصر به رغم نقدهایش به مدرنیته، دیدگاه شفافی درباره حکومت دینی نداشته و تجربه همکاری اش با رژیم پهلوی این ابهام را تشدید می کند. در نهایت، فرضیه پژوهش مبنی بر ناکارآمدی نظریه نصر به عنوان الگویی جامع برای رویارویی تمدنی با مدرنیته، تأیید می شود. واژگان کلیدی : سید حسین نصر، سنت، مدرنیته، اسلام، معنویت و سیاست
۴.
مواجهه تمدن اسلامی با مدرنیته غربی چنان تاثیر عمیقی بر این تمدن گذاشته است که تقریباً هیچ متفکری نمی تواند خود را بر کنار از این تقابل بداند. فقهای سیاسی هم به همین سیاق ناگزیر بوده اند تا در ابعاد این مواجهه تامل و نظرورزی کنند. نظریه های دولت در فقه سیاسی شیعه معاصر بخشی از این مجاهدتهای فکری بوده است. با توجه به این که در بعضی از این نظریات، از جمله آرای امام خمینی، نهادهای مدرنی همچون انتخابات مطرح شده است لذا پرسش اصلی این مقاله معطوف به واکاوی مبانی کلامی مشروعیت انتخابات از منظر امام خمینی شده است. فرضیه مقاله آن بوده که اگر فقیهی مانند ایشان قائل بر مشروعیت انتخابات در حکومت اسلامی است، بنابراین قطعاً بنیادهای شرعی قابل توجهی برای آن وجود دارد ولو آن که بر چنین مبانی ای تصریح نشده باشد. یافته های پژوهش نشان داده است که مباحثی همچون نظریه شورا، اصل خلافت انسان، اصل اکثریت، و عدم ولایت مبانی کلامی پر رنگی هستند که می توان از آنها برای تفسیر آرای امام خمینی و واکاوی چرایی مشروعیت نهادهای مدرنی همچون انتخابات بهره برد. رویکرد مقاله توصیفی-تحلیلی و شیوه جمع آوری داده ها کتابخانه ای و اسنادی بوده است. کلید واژه ها: انتخابات، مشروعیت سیاسی، دموکراسی، فقه سیاسی، امام خمینی
۵.
مجموعه تحولات و روندهای منجر به بازتوزیع قدرت بین المللی و تحول در قواعد و نرم های زیست بین الملل و همچنین افزایش قطبیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی داخل امریکا طی چند دهه اخیر، باعث تغییر در نظریه ها و روایت های کلان و خرد سیاسی به مفاهیم بنیادی حوزه سیاست شده است. سه دهه پس از آنکه فوکویاما امکان وجود جهانی متفاوت از دنیای تحت سیطره لیبرال دموکراسی را در قالب بشارت پایان تاریخ، منتفی دانست برخی محققان علوم سیاسی امریکایی هشدار می دهند که لیبرال دموکراسی اکنون نه فقط نظامی ابدی نیست که شاخصه های زوال آن نیز نمایان شده است. این مقاله درصدد پاسخ به این سوال است که عوامل و شاخصه های داخلی زوال(افول) سیاسی در امریکا کدامند؟ فرضیه اصلی پژوهش این است که مجموعه عواملی در محیط داخلی ایالات متحده شامل تثبیت زدایی دموکراتیک، بروز سوسیالیسم امریکایی، افزایش نابرابری و قدرت فزاینده لابی ها در فرایند زوال سیاسی امریکا موثر بوده و نمی توان صرفا شاخصه های بین المللی را در این امر موثر دانست. یافته های پژوهش بر اساس روش توصیفی- تحلیلی نشان می دهد که افول هنجارها و الگوهای رفتاری، عامل افول سیاسی در محیط داخلی امریکاست و شاخصه هایی همچون عوامل چهارگانه مذکور به روند افول سیاسی شتاب و ستیزهای اجتماعی را شدت می بخشند.
۶.
در دو سه دهه اخیر، مفهوم امر سیاسی از دریچه فلسفه سیاسی مورد توجه ویژه ای قرار گرفته است که حاکی از پویایی و زندگی فلسفه سیاسی در شکلی متفاوت از گونه های کلاسیک تر خود است. یکی از متفکرانی که در طول حرفه ای خویش تلاش کرده است تا ماهیت امر سیاسی را از چشم انداز هستی شناختی مورد بررسی قرار دهد، شانتال موف بوده است. سوال اصلی مقاله حاضر این است که امر سیاسی از نظر شانتال موف چیست؟ و او چطور در گفتگو یا مجادله با سایر مکاتب سیاسی معاصر به درک اگونیستی از امر سیاسی دست یافته است؟ شانتال موف همزمان با نقد نظریه لیبرالیسم و مارکسیسم از یک سو و از سوی دیگر با الهام از مفهوم آنتاگونیسم اشمیت، و درگیری فکری با طیف گسترده ای از متفکران مانند هابرماس و جان روالز و دیگران توانسته است تعریف تازه ای از امر سیاسی ارائه کند که خود او آن را اگونیسم نامیده است. به نظر او، از نگاه هستی شناختی، سیاست چیزی نیست جز تلاشی اگونیستی برای مهار آنتاگونیسم که همواره در سیاست و روابط اجتماعی حضور دارد. روش این مقاله، توصیفی- تحلیلی است و بیشتر بر فرایند و چگونگی ارائه یک تعریف فلسفی از امر سیاسی استوار است که در عین حال به این پرسش پاسخ می دهد که فلسفه سیاسی به معنای هستی شناختی خودش هنوز زنده است.
۷.
تحقیق حاضر به دنبال ارائه الگوی ساخت جامعه شایسته جمهوری اسلامی ایران در گام دوم انقلاب اسلامی است که با بهره مندی از دیدگاه های تعداد 12 نفر از خبرگان در حوزه آینده پژوهی و 95 نفر از کارشناسان محقق شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش آمیخته است. پس از انجام مطالعات کتابخانه ای و استفاده از 2 مرحله دلفی در محیط فازی، تعداد 63 کلیدواژه شناسایی و با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی ساختار الگو در 8 بعد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، بازدارندگی، زیست محیطی، اجتماعی، ایدئولوژی و ارزش ها و همچنین قانون و نظامات حقوقی دسته بندی شد. در ادامه با استفاده از رویکرد پویایی شناسی سیستم، ترسیم الگوی پیشنهادی در دو ساختار مجزا در نرم افزار ونسیم انجام شد. سؤال اصلی تحقیق به دنبال ساخت جامعه شایسته ایران در گام دوم انقلاب اسلامی است. نتایج نشان داد، ابعاد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و بازدارندگی برای ایجاد یک جامعه شایسته نیاز به برنامه ریزی بلندمدت دارد زیرا شیب ترسیم شده در نمودار بازه زمانی بیشتری را نشان می دهد. در مقابل این زمان برای ابعاد چهارگانه زیست محیطی، قانون و نظامات حقوقی اجتماعی و همچنین ایدئولوژی و ارزش ها، بازه زمانی کمتری را نشان می دهد و می توان با ایجاد یک برنامه ریزی میان مدت به آن دست یافت.
۸.
این پژوهش به بررسی تطبیقی آموزه تقدیر در کلام اشاعره و مفهوم "Fortuna" در اندیشه ماکیاولی می پردازد. در حالی که اشاعره، در چارچوب الهیات اسلامی، بر قدرت مطلق خداوند و جبرگرایی تأکید دارند و اعمال و سرنوشت انسان را تابع اراده الهی می دانند، ماکیاولی سرنوشت را نیرویی غیرشخصی و غیرقابل پیش بینی معرفی می کند که رهبران سیاسی می توانند با بهره گیری از هوشمندی (Virtù) آن را مهار کنند. این تفاوت بنیادی موجب شده است که تأثیر این دو رویکرد بر سیاست و حکمرانی به شکلی متفاوت تبیین شود. اندیشه اشعری، با تثبیت مشروعیت الهی حاکمان و تأکید بر پذیرش تقدیر، به ویژه در دوران خلافت اسلامی، زمینه ای برای پذیرش اقتدارگرایی فراهم کرده است. در مقابل، ماکیاولی با رویکرد عمل گرایانه خود، حکمرانی را عرصه ای برای مداخله و کنترل سرنوشت می داند. این مقاله با روش تحلیل تطبیقی، به بررسی پیامدهای این دو نگرش در حوزه های سیاسی و اجتماعی پرداخته و نشان می دهد که اشاعره و ماکیاولی، هرچند هر دو به نیرویی فراتر از انسان اذعان دارند، اما میزان نقش آفرینی انسان در برابر آن را به شکلی متفاوت تحلیل کرده اند.
۹.
این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی به منظور بررسی نقش حق خواهی در رسیدن به آرمان مطلوب در اندیشه ی سیاسی امام خمینی (ره) و آیت الله خامنه ای بر اساس نظریه ی گفتمان لاکلا و موفه و یافتن پاسخ برای پرسش های: « آرمان مطلوب در اندیشه ی سیاسی امام خمینی (ره) و آیت الله خامنه ای چیست و دارای چه مولفه هایی می باشد؟ نقش حق خواهی در رسیدن به آرمان مطلوب در اندیشه ی سیاسی امام خمینی (ره) و آیت الله خامنه ای چیست؟ » به انجام رسید و پس از بررسی نوشته ها و سخنرانی های آنها، مشاهده گردید که آرمان مطلوب در اندیشه ی سیاسی امام خمینی (ره) «برپایی حکومت اسلامی» بوده است که به عنوان دال محوری (مرکزی) در گفتمان سیاسی ایشان و دال های شناور آن : تأسیس جمهوری اسلامی ، حاکمیت بلامنازع ارزش ها ی الهی ، احقاق حقوق مستضعفان ، جلب رضایت مردم و ایجاد فضایی مملوّ از صلح و دوستی . همچنین آرمان مطلوب در اندیشه ی سیاسی آیت الله خامنه ای «تمدن اسلامی» بوده و دال های شناور آن : عدالت، معنویت، پیشرفت و استقلال. نتایج نشان می دهد که هر دو رهبر انقلاب اسلامی، به مساله ی حق و حق خواهی توجه ویژه داشته اند. پژوهش حاضر نتیجه می گیرد که با توجه به نظریه ی گفتمان لاکلا و موفه، حق خواهی و حق طلبی جزو اجزا و عناصر مهم و تاثیرگذار در آرمان های مطلوب دراندیشه ی سیاسی رهبران انقلاب بوده است.
۱۰.
جامعه ایران متناسب با تغییر و تحوّلات ساختاری در باورهای دینی، مناسبات اجتماعی، اقتصادی و... پس از انقلاب اسلامی با انواعی از کنش های تقابل گرایانه، اعتراضی و گاهاً متناقضی مواجه بوده است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف سنخ شناسی جنبش های اجتماعی در ایران پسا انقلاب اسلامی انجام شد. برای این منظور با رویکرد پژوهشی کیفی و مبتنی بر نظریه پردازی داده محور و با به کارگیری تکنیک مصاحبه نیمه ساختار یافته، با 17 نفر از اساتید و صاحبنظران رشته های علوم سیاسی، جامعه شناسی سیاسی و جامعه شناسی انقلاب در سه دانشگاه تهران، علامه طباطبایی و شهید بهشتی مصاحبه شد. روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اشباع نظری بود. متن مصاحبه ها با استفاده از نرم-افزار تحلیل داده های کیفی MAXQDA10 کدگذاری و هفتگونه جنبش ِمتمرکز بر شکاف طبقاتی، مطالبات حقوقی-مدنی، سبک زندگی، مطالبات سیاسی، هویت یابی و اسطوره سازی(ملّی و قومی)، نظام های عقیدتی و جریان های فرقه ای و جنبش های متمرکز بر الگوهای ارزشی و تمایزات هنجاری، از منظر خبرگانی شناسایی گردید. نتایج نشان داد که با وجود تنوع در استراتژی و شیوه اقدام بازیگران در هریک از جنبش های شناسایی شده، لکن همگی با هدف براندازی، اختلال در نظم و ثبات سیاسی و همچنین امنیت ملّی صورت گرفته اند.