مطالب مرتبط با کلیدواژه

ارسطو


۳۴۱.

تأملی در نسبت زیبایی و خیر در فلسفه ی افلاطون و ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: افلاطون زیبایی خیر سودمندی نیکی ارسطو تناسب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۴۱
مساله زیبایی و هنرهای زیبا و نسبت آن با مفاهیم ارزشمند و اعلایی همچون خیر و سودمندی از دیرباز مورد توجه متفکران یونان باستان بوده است و تلاش های بسیاری شده است تا تعریف جامع و کاملی از  مفهوم زیبایی بیان شود. اما دشواری ها و پیچیدگی هایی که در مسیر تعریف این مفهوم قرار داشت مانع از به دست آمدن تعریفی مشخص از زیبایی شد. آنچه که از همان آغاز این متفکران را به شگفتی و حیرت در باب زیبایی و احکام آن فرا میخواند نسبت آن با تقلید و بازنمودشیء واقعی بود. لذا کوشش های بسیار در تبیین نسبت زیبایی با واقعیت و جهان طبیعت شد.از سوی دیگرمفهوم خیربه عنوان اصل ارزش بخش به انسان درتمام جنبه های زندگی وی مساله مهم دیگری بود که سعی بر بررسی آن از سوی متفکران می شد. نخستین کسی که به طور نظام مند در خصوص زیبایی و هنر اندیشه ای فلسفی ارائه داد افلاطون بود که بسیار تلاش کرد تاتعریفی از مفهوم زیبایی به دست آورد و نسبت این مفهوم را با مفهوم خیر و سودمندی تبیین کند. پس از وی ارسطو به بحث در مورد زیبایی و انواع هنرهای زیبا پرداخت و سعی کرد جایگاه زیبایی و هنر و غایت آن را در برابر معرفت و نسبت این مفهوم را با واقعیت و همچنین مفاهیم مرتبط با خیر و نیکی مشخص کند. در این مقاله سعی شده که به بررسی نظرات این دو متفکر بزرگ در باب زیبایی ونسبت آن با  مفهوم خیر پرداخته شود و مقایسه ای میان آرای آنان در این موضوع به عمل آید. 
۳۴۲.

نظریه الفاظ مشکک راه حل فارابی و ابن سینا در مواجهه با چالش ارسطویی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: موجود مشکّک ارسطو ابن سینا مشترک لفظی (متفق)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۵
نظریه تشکیک در میان فلاسفه مسلمان بسیار محل بحث و نظر بوده است. شواهد حضور این نظریه تا فارابی و ابن سینا قابل ردگیری است. مسئله مقاله حاضر آن است که نظریه الفاظ مشکک میراثی ارسطویی است یا نه؟ و همچنین طرح این نظریه جهت حل کدام مشکل بوده است؟ دیدگاه ارسطو نسبت به الفاظ و بویژه لفظ «موجود» با مراجعه به آثارش مورد کاوش قرار گرفته است و سپس با نگاه فارابی و ابن سینا در باب الفاظ مقایسه شده است. همچنین ادعای خواجه نصیرالدین طوسی مبتنی بر اینکه این نظریه توسط فلاسفه یونانی نیز طرح شده است، مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. ارسطو الفاظ را صرفا به الفاظ همنام و هم معنی تقسیم می کند و هیچ اشاره ای به الفاظ مشکک نمی کند. فارابی الفاظ مشکک را در ذیل الفاظ هم معنی و ابن سینا در منطق الشفاء، این الفاظ را در ذیل الفاظ همنام قرار می دهد. با این حال الفاظ مشکک را همنام صرف محسوب نمی دارد بر خلاف الفاظ متشابه و مشترک که همنام صرف هستند. الفاظ متشابه فاقد معنای واحد اما دارای مشابهتی هستند و الفاظ مشترک فاقد معنای واحد و همچنین فاقد مشابهت هستند. در این مقاله نشان داده می شود که تقسیم بندی ارسطویی از الفاظ در مواجهه با الفاظی همانند «موجود» ناکارآمد است. نظریه الفاظ مشکک راه حلی برای حل این مشکل بوده است.
۳۴۳.

رویکرد هایدگر به اثبات جهان خارج بر مبنای تفسیر وی از کتاب فوسیس ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هایدگر ارسطو فوسیس هستی اوسیا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۸
اثبات جهان خارج جزء نخستین مسائلی است که از ابتدا دغدغه هایدگر جوان بوده است. وی در سراسر مسیر تفکر فلسفی خود، تلاش مکرری را برای بازیابی تجربه اولیه یونانی پیش از سقراطی از هستی به عنوان φύσις (فوسیس) انجام می دهد.  وی با ریشه یابی کلمات φύσις و nature ترجمه فوسیس به طبیعت را رد و بیان می کند که این ترجمه دلیل انحراف فلسفه و سپس علم شد که در نتیجه آن و در فلسفه کانت نیاز به اثبات جهان پیدا شد. بنابراین تلاش کرد تا از علم گرایی و نگاه علمی فاصله بگیرد و در رجوع به تفکر یونانی به این مسئله را نشان دهد که عدم اثبات جهان خارج، نه به دلیل غفلت فیلسوفان یونانی، بلکه در نوع نگاه آنان به رابطه انسان و جهان نهفته است. وی برای حل این معضلات با رجوع به فلسفه ارسطو، اصطلاحاتی همچون فوسیس، اپاگوگه، اتیا، آرخه و... را تفسیر می کند. در نظر وی فوسیس برای ارسطو همان هستی به ما هو هستی است و اصطلاحات دیگر همچون آیتیا، آرخه و به ویژه اوسیا را باید در این رابطه بازتعریف و تفسیر کرد. وی با ارائه این تفسیر نشان می دهد که رابطه انسان با هستی عمیق تر از آن است که نیاز به اثبات هستی احساس شود. هستی پیشاپیش موجودات و قبل از آن ها برای انسان رخ عیان می کند و انسان با واسطه آن قادر به اگزیستانس می شود.
۳۴۴.

واکاوی تحلیلی مبانی اخلاقی تربیتی ارسطو در کتاب اخلاق نیکوماخوس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: اخلاق ارسطو نیکوماخوس الگوی اخلاقی کامل نقد محتوایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۴
ارسطو به جز فلسفه و منطق، به موضوع اخلاق نیز توجه داشته است. اخلاق مورد تایید ارسطو فضیلت محور است، فضیلتی که آن را باید در نقطه حد وسط و به دور از افراط و تفریط جستجو کرد. مساله اصلی این جستار آن است که آیا مبانی اخلاقی تربیتی مطرح شده از سوی ارسطو بدون اشکال است و می توان از آن به عنوان یک الگوی اخلاقی کامل و قابل توصیه، یاد کرد یا خیر؟ بر این اساس مبانی مقبول ارسطو از کتاب اخلاق نیکوماخوس استخراج و با روش تحلیل محتوایی ارزیابی شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که از جمله نقدهای وارد بر ارسطو عبارتند از: عدم التفات به مبدا و معاد، انسان شناسی ناقص، عدم دستگیری و هدایت مخاطبانش در تشخیص نقطه حد وسط که همانا فضیلت است، عدم ارائه روش و راهکار برای رسیدن به فضائل. بنابراین اخلاق ارسطویی نه بی اشکال است و نه انطباق کاملی با اخلاق اسلامی دارد.
۳۴۵.

تحلیل و بررسی تفاسیر مختلف از تعریف حرکت نزد ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارسطو حرکت قوه و فعل کمال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۹
از دیدگاه حکمت مشاء، ازآنجاکه دانش طبیعی در پی شناخت طبیعت، و طبیعت مبدأ و عامل حرکت است، پس شناخت حقیقت و ماهیت طبیعت، به شناخت حرکت گره خورده است. ارسطو درضمن مثال های متعدد، حرکت را چنین تعریف کرده است: «فعلیتِ (تمامیت/کمال) آنچه بالقوه است از آن جهت که بالقوه است». تعریف او از اختلاف تفسیری مفسرانش مصون نمانده است. این اختلافات در نهایت ریشه در این دارد که واژه فعلیت و قوه در تعریف ارسطو چگونه تفسیر شود. برخی فعلیت را روندی و برخی فعلیتی تفسیر کرده اند؛ چنان که برخی مقصود از قوه را قوه بودن و برخی قوه شدن دانسته اند. ترکیب این اختلافات منجر به سه دیدگاه متفاوت در تفسیر حرکت نزد ارسطو شده است: 1- روندی/ شدن 2- فعلیتی/ بودن 3- فعلیتی/ شدن. البته تعریف ابن سینا از حرکت، تعریفی مستقل است که آن را دیدگاه «فعلیتی/ بودن و شدن» نامیده ایم؛ گرچه می توان آن را به عنوان تفسیر چهارم از تعریف ارسطو نیز قلمداد کرد. این مقاله که با رویکرد اسنادی تنظیم شده است، در تلاش است تا به بازخوانی تعریف حرکت نزد ارسطو در آینه توصیف و تحلیل تفاسیر شکل گرفته پیرامون آن، بپردازد. نقد و بررسی این تفاسیر در نهایت نشان خواهد داد تفسیر دوم از اشکالات کمتری برخوردار است.
۳۴۶.

اشتراک لفظی؛ تعریف ارسطویی و تفسیر فرفوریوس و ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ارسطو ابن سینا فرفوریوس اشتراک لفظی اشتراک معنوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۶
ارسطو در ابتدای کتاب مقولات تعریفی اجمالی از الفاظ همنام و هم معنی ارائه داده است. فلاسفه ی ارسطویی و افلاطونی به تفسیر، نقد و تعمیم این تعاریف ارسطویی پرداخته اند. فرفوریوس تفسیری مفصل و همدلانه از این تعاریف ارائه می دهد و با تعمیم و گسترش این تقسیم بندی، از اقسام همنامی سخن می گوید. ابن سینا در ابتدای کتاب مقولات در منطق الشفاء به تقسیم بندی الفاظ به «متواطی» و «متفق» پرداخته است. به واسطه ی مقایسه ی عبارات سینوی با تعریف ارسطویی و شرح فرفوریوس نشانه های اثرپذیری ابن سینا از ارسطو و فرفوریوس شناسایی می شود. اصطلاح «لوگوس اوسیا» در تعریف ارسطویی محل تفاسیر مختلف و متباین بوده است. فرفوریوس این اصطلاح را اعم از تعریف حدی و رسمی درنظرمی گیرد و حتی با ذکر یک مثال، تعاریف ارائه شده از یک شخص را نیز در زمره ی مصادیقش قرارمی دهد. اصطلاح «قول الجوهر» در تعریف سینوی، معادل اصطلاح «لوگوس اوسیا» در ارسطو و فرفوریوس محل بحث و نظر قرارگرفته است. «قول الجوهر» در تحلیل نهایی شیخ معادل «حد برحسبِ اسم» و به عبارت دیگر «شرح الإسم» است. همچنین ابن سینا نیز همانند فرفوریوس برای همنامیْ اقسام مختلفی ذکرمی کند. او الفاظ مشکّک را در این تقسیم بندی به عنوان یکی از مصادیق الفاظ متفق ذکرمی کند و آن ها را به دو دسته ی مطلق و نسبی تقسیم می کند. الفاظ مشکّک نسبی در تقسیم بندی فرفوریوس حضور دارند؛ اما الفاظ مشکّک مطلق توسط فرفوریوس ذکرنشده اند.
۳۴۷.

محسوس مشترک: مقایسه دیدگاه ارسطو و ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: محسوس محسوس مشترک ارسطو ابن سینا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۰
یکی از مباحثی که در ضمن بحث از قوای ادراکی و در ذیل بحث از قوای پنجگانه حواسّ بیرونی مطرح می شود، مسئله ای با عنوان «محسوسات مشترک» است. محسوس مشترک نوعی از محسوس است که با همه یا برخی از قوای حسّ بیرونی درک می شود و به هیچ کدام از حواس اختصاص ندارد. ارسطو در رساله نفس ضمن بحث از محسوسات خاصّ هر حس، به محسوسات مشترک میان آن ها نیز پرداخته است. می توان این مباحث را ذیل چند عنوان  دسته بندی کرد: چیستی محسوس مشترک، بالذات یا بالعرض بودن محسوس مشترک، واسطه مند بودن محسوس مشترک، مصادیق محسوس مشترک و بی نیازی از قوه حسی مستقل در ادراک محسوس مشترک. ابن سینا نیز در نفس شفا ضمن طرح مسئله محسوسات مشترک، هم در غالب مباحث ارسطو دراین باره تصرفاتی کرده و هم به چند مبحثی که ارسطو مطرح نکرده بوده، توجه کرده است: وی در بیان چیستی محسوس مشترک تعریف ارسطو را اصلاح کرده، در بالذات یا بالعرض بودن آن، نشانه های مدرَک بالذات را تدقیق کرده و درباره واسطه مند بودن محسوس مشترک نشان داده است که چگونه می توان از آن برای اثبات بالذات بودن محسوس مشترک استفاده کرد. همچنین دایره مصادیق محسوس مشترک را توسعه داده است. به علاوه درباره بی نیازی از حسّ دیگری برای ادراک محسوسات مشترک نیز راجع به محال بودن وجود چنین حسی استدلال خاصی ارائه کرده است. کلیدواژه: محسوس، محسوس مشترک، ادراک بالذات، ادراک بالعرض، ابن سینا، ارسطو
۳۴۸.

طبیعت گرایی سیاسی: خوانشی از فلسفه سیاسی ابن سینا در پرتو آراء ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارسطو ابن سینا طبیعت سیاست اجتماع سیاسی غایت طبیعی طبیعت گرایی سیاسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۹۹
طبیعت گرایی سیاسی رویکردی بنیادین در فلسفه سیاسی ارسطو است که خود را در قالب سه آموزه اصلیِ سیاسی بودن طبیعت انسان، وجود طبیعی اجتماع سیاسی و تقدم طبیعی اجتماع سیاسی بر افراد، نشان می دهد که بر سایر آموزه های سیاسی او اثرگذار است. همچنین به واسطه همین رویکرد و نسبتی که در اندیشه ارسطو میان طبیعت و غایت برقرار است، سیاست را به اخلاق و غایات اخلاقی گره می زند. پژوهش حاضر درپی پاسخ به این پرسش است که «آیا می توان از اندیشه اجتماعی سیاسی ابن سینا، با توجه به منازعات معاصر درباره فلسفه ارسطو، تفسیری طبیعت گرایانه ارائه کرد؟ و این به چه معنا خواهدبود؟». به این منظور روشن می شود که هرچند ابن سینا در سیاست خود مستقیماً به سه آموزه مذکورِ سیاست ارسطو اشاره نداشته است، با کنار هم نهادن اشارات پراکنده وی و بیرون کشیدن استلزامات آن، می توان گونه ای طبیعت گرایی سیاسی را به او نسبت داد؛ چراکه او نیز تشکیل اجتماع سیاسی را ناشی از نوعی اضطرار یا ضرورت عملی در انسان ها برای همکاری متقابل جهت رفع نیاز می داند و وجود اجتماع سیاسیِ دارای قانون را شرط تحصل وجود انسانی، بقای نوع او و کسب کمالات انسانی قلمدادمی کند؛ ازاین جهت درصورتی که در تفسیر طبیعت گرایی ارسطو رویکردی غایت انگارانه اخذ شود و پولیس یونانی، کثرتی از شهروندان دانسته شود که تنها در آن، غایت طبیعی نوع انسان و خودبسندگی در کسب این غایت محقق می شود و همچنین به همین معنا، اجتماع سیاسیْ موجودی طبیعی و مقدم بر افراد خود دانسته شود، می توان اندیشه سیاسی اجتماعی ابن سینا را در امتداد طبیعت گرایی سیاسی ارسطو تفسیرکرد.
۳۴۹.

بازخوانی نقش دراماتیک ابلیس در قصه آفرینش به روایت قرآن کریم از منظر روایت شناسی ارسطو(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: قرآن کریم قصه آفرینش ابلیس روایت شناسی ارسطو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۹
قصه آفرینش انسان در قرآن، سرشار از آموزه های اخلاقی، اعتقادی و فلسفی است و جایگاهی ویژه در تفسیر و تبیین آموزه های دینی دارد که می توان آن را از زوایای گوناگون تحلیل و بررسی کرد. این مقاله با استفاده از رویکرد روایت شناسی ارسطو، قصه آفرینش را تحلیل می کند. براساسِ نظریه روایی ارسطو، قصه آفرینش از تمام عناصر روایی ارسطویی بهره مند است، شخصیت ابلیس به طور کامل و دقیق ترسیم شده است و ابعاد گوناگون شخصیتی او به تصویر درمی آید. ابلیس، نقشی محوری در پیشبرد قصه و انتقال پیام الهی ایفا می کند و با استفاده از فریب و وسوسه، در صدد گمراه کردن انسان ها برمی آید. مضمون این قصه، هشدار نسبت به خطرات وسوسه های شیطانی و تأکید بر ضرورت تقوا و بندگی خداوند متعال است. این مضمون با بهره گیری از عناصر روایی به شکلی هنرمندانه به مخاطب القا می شود. مقاله پیش رو با روش تحلیلی روایت نشان می دهد که چگونه قصه آفرینش از تمام عناصر روایی ارسطویی برای خلق روایتی جذاب و پرمحتوا بهره می برد. این رویکرد به درک عمیق تر این قصه و نقش شخصیت های آن، به ویژه ابلیس، یاری می رساند. یافته های پژوهش نشان می دهد که قصه آفرینش انسان تمام عناصر روایی ارسطویی را به طور کامل و دقیق داراست. نتایج این پژوهش می تواند در تولید محتوای دینی و اخلاقی، آموزش روایت شناسی و نقد و تحلیل آثار ادبی و مذهبی کاربرد داشته باشد. همچنین این پژوهش می تواند به درک عمیق تر از آموزه های دینی و نقش شخصیت های داستان های مذهبی، به ویژه ابلیس، کمک کند.
۳۵۰.

بررسی انتقادی انگاره کودکی در سنّت ارسطویی با تأکید بر نگاه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فلسفه کودکی انگاره کودکی ارسطو بزرگسال بالقوه بزرگسال ناقص بزرگسال کوچک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۰۳
این نوشتار با هدف بررسی انگاره کودکی در اندیشه ارسطو، با روش توصیفی-تحلیلی کوشیده است با تکیه بر مجموعه آثار ارسطو و شارحان وی، توصیفی از مفهوم کودکی براساس سنّت فلسفی این اندیشمند ارائه کند. یافته های پژوهش نشان می دهد کودک در اندیشه ارسطو، انسان در حال رشد است که همه فعلیت های دوران بزرگسالی را به صورت بالقوه داراست. او هرچند نسبت به بزرگسالان، توانایی های محدودتری دارد و والدین و مربیان باید این محدودیت ها را ملاحظه کنند، اما این به معنای نادیده گرفتن و بی ارزش دانستن او نیست. برخی از مهم ترین نقدهای مطرح شده نسبت به انگاره بزرگسال بالقوه عبارتند از: نگاه ابزاری و غیراصالی به کودکی؛ جبرگرایی ناشی از رئالیسم ذات گرایانه؛ نادیده گرفتن و ارزشمند ندانستن کودک؛ نگاه فردگرایانه به کودک؛ ناتوانی از تبیین فعلیت ها و توانایی های خاص کودکان؛ بی توجهی به کودکان دارای نیازهای ویژه؛ سکوت نسبت به آموزه اسلامی فطرت و محروم دانستن کودکان از نیل به سعادت. بررسی آثار ارسطو نشان می دهد که بیشتر نقدهای مطرح شده به دلیل ناسازگاری با مبانی وی وارد نیست. بنابراین برخلاف آنچه که در برخی منابع مشهور شده، باید انگاره کودک ارسطویی را «بزرگسال بالقوه» دانست نه «بزرگسال کوچک».
۳۵۱.

دلالت در ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارسطو دلالت وحدت هم‌نامی به شیوه های بسیار گفته شدن با اشاره به واحد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۷۴
از دیدگاه ارسطو هم واژه ها و هم گزاره ها دلالت می کنند. اما دشواری این است که مدلول چیست و در چه صورتی یک واژه یا یک گزاره واحد است. این مساله بحث از همنامی و «به شیوه های بسیار گفته شدن» را پیش می کشد. از ارسطوپژوهان قرن بیستمی، ایروین استدلال می کند که مدلول ذات است و در برابرِ آن شیلدز معتقد است که مدلول معنی است که البته مراتب متعددی، از معنای سطحی (لغوی) تا معنای عمیق (ذات)، دارد. در این مقاله استدلال می شود که مؤلفه اصلی در دلالتِ واژه ها و گزاره ها این است که مدلول وحدت حقیقی داشته باشد. وحدت حقیقی مدلول واژه ها، که بر اساس آموزه مقولات تعیین می شود، به دو صورت امکان پذیر است: «به خاطر واحد»، مانند انسان و «با اشاره به واحد»، مانند موجود. اما وحدت حقیقی مدلولِ گزاره ها به وحدتِ حقیقیِ شرایط صدق گزاره موجِب باز می گردد. بنابراین، در بحث دلالت ارسطو در جستجوی واحد حقیقی است و معنای عرفی زبانی غایت نهایی وی نیست. اهمیتِ این بحث در این است که بحث درباره دلالتِ واژه ها یکی از ابزارهای مهمِ ارسطو در بحث فلسفی است.
۳۵۲.

تطوّر مفهوم «نفس انسانی» از افلاطون تا فلسفه مسیحی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نفس فیزیولوگ افلاطون ارسطو فلسفه مسیحی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۹
نفس شناسی یکی از موضوعاتِ اگرچه پراکنده اما برجسته در رساله های افلاطون و همچنین یکی از محورهای اصلی تاملات فلسفی ارسطوست. ایده های این دو اندیشمند نزد نوافلاطونیان و فیلسوفان مسیحی امتداد یافت و بسترهای نفس شناسی در دو جریان فلسفه اسلامیِ پس از فارابی و فلسفه مدرنِ پس از دکارت را در سده های متاخر فراهم آورد. پیوستگی ایده های ناظر به فهم انسان از یونان تا دو جریان مذکور، آنچنان عمیق است که بدون آگاهی از آنها، ادعای فهم صحیح و دقیق ایده های متاخر در چیستی نفس انسانی، دشوار خواهد بود. جستار پیش رو با تکیه بر تحلیل منطقی عبارات افلاطون و ارسطو و مفسران آنها و سپس امتداد آن در فلسفه مسیحی، درصدد است تا فهمی نسبتاً منسجم و قابل قبول از سیر تطوّر تاریخیِ مفهوم «نفس» انسانی ارائه دهد. پرسش از تلقی این فیلسوفان از نفس در این برهه تاریخی که البته یکدست نبوده و فراز و فرودهای مختلفی را تجربه کرده، و همچنین کشف و تبیین تحوّلات مفهومی آن، مسئله راهبرِ این جستار است.
۳۵۳.

تصویر ارسطو از حکمت عملی و مفاد آموزه های وی در اخلاق نیکوماخوس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: حکمت عملی فرونسیس عقل عملی اخلاق نیکوماخوس ارسطو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۳
یکی از حوزه های فکری که ذهن اندیشمندان از زمان یونان باستان تاکنون را به خود مشغول کرده، ماهیت و کارکرد حکمت عملی و دانش های معطوف به زیست ارادی انسان و کنش خیر و شرّ او است. در این باره می توان به نگاشته های گوناگون در تاریخ اندیشه بشر اشاره کرد که کتاب اخلاق نیکوماخوس ارسطو یکی از مهم ترین و تأثیرگذارترین آنها است. این کتاب افزون بر تاثیری که بر سیر اندیشه غربی ها در بحث از علوم عملی داشته، بر اندیشه فیلسوفان مسلمان در این علوم و به ویژه دانش اخلاق سیطره داشته به گونه ای که می توان نگاشته های مسلمانان در این زمینه را دنباله رو آن دانست. برخی از معاصران در تفسیر این کتاب دچار برداشت های ناصواب شده اند که دلیل آن شاید بهره نگرفتن از متون اصیل و معتبر درباره دیدگاه ارسطو مانند ترجمه عربی اسحاق بن حنین از اخلاق نیکوماخوس و نیز متون فارابی متأثر از سخنان ارسطو به ویژه کتاب فصول منتزعه وی باشد. نوشتار حاضر با روش تحلیل و تبیین، تلاش دارد با نشان دادن این خلل ها و اشاره به برداشت صواب از سخنان ارسطو، به بازخوانی بهتر این کتاب کمک کند.
۳۵۴.

نقد رتوریک نامه های پولس با تکیه بر سه گانۀ بلاغی ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نقد رتوریک نقد بلاغی پولس ارسطو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۸
یکی از روش های نقد کتاب مقدس، نقد رتوریکی و بلاغی است که در جرگه نقدهای ادبی به شمار می رود. ارسطو در کتاب خطابه خویش بلاغت و اقناعگری یک خطابه و متن را در سه چیز می داند: وجاهت متکلم (ایتوس)، تأثیرگذاری بر احساسات مخاطب (پاتوس) و آوردن استدلالات کافی (لوگوس). این مقاله درصدد است که با روش توصیفی تحلیلی و مراجعه به متن نامه های پولس، سه گانه یادشده را در آنها بررسی کند. بر اساس نتایج این تحقیق، پولس با ادبیات زندگی نامه ای کوشید وجاهت و تمایز خود را برای مخاطب تثبیت کند؛ همچنین او با روش های مختلف بر عواطف و احساسات مخاطبانش تأثیر گذاشت. همه اینها مقدمه ای بود تا پولس با استفاده از استدلالات و تمثیلات مختلف، بشارت اصلی خویش (نجات شناسی مسیح) را برای مخاطب ترسیم کند. توجه به ابعاد سه گانه ارسطویی در نامه های پولس، آن را به متونی تأثیرگذار در مسیحیت تبدیل کرده است.