هستی و شناخت

هستی و شناخت

هستی و شناخت جلد 10 بهار و تابستان 1402 شماره 1 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

خداوند همچون کنشگری فرااخلاقی: چرا افعال، اوامر و نواهی الهی تابع قواعد و قوانین اخلاقی/عقلی بشری نیستند؟(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: افعال الهی احکام الهی کنشگر اخلاقی فرااخلاقی فراعقلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۴
در مقاله پیش رو در برابر دیدگاهِ «خدا همچون کنشگری اخلاقی»، از دیدگاه «خداوند همچون کنشگری فرااخلاقی/فراعقلی» دفاع می شود. «فرااخلاقی/فراعقلانی» به این معنا نیست که خرد بشری، «اساساً» توان درک افعال الهی، گزاره های وحیانی و نصوص دینی را ندارد یا اینکه قواعد اخلاقی/عقلی بشری با آنها معارض است. بلکه به این معناست که نمی توان مدعی شد در چهارچوب های خِرد بشری، آنها «کاملاً و عیناً» درک شده اند یا اینکه حق داریم با معیارهی خِرد و اخلاق بشری آنها را بسنجیم و در مقام معارضه رد کنیم. ساختار مقاله چنین است: پس از بررسی چند نکته مقدماتی، استدلالی به نفع دیدگاه خداوند همچون کنشگری اخلاقی صورت بندی و نقد می شود؛ سپس با توضیح دیدگاه خداوند همچون کنشگری فرااخلاقی/فراعقلی، چهار استدلال با عناوین «رابطه ربات هوشمندِ آگاه با انسان به مثابه سازنده آن»، «برهان فرااستقراء بدبینانه»، «فرگشت داروینی و فرامین الهی» و «مزایای توضیحی بیشتر در قیاس با نظریه های رقیب» برای پشتیبانی از آن، صورت بندی و ارائه می شود. در پایان نیز چند اعتراض به رویکرد مورد نظر طرح و به آنها پاسخ داده می شود.
۲.

تحلیل دیدگاه ملاصدرا درباره معیار رسیدن به سعادت برین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: سعادت برین ملاصدرا حکمت متعالیه حکمت عملی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۴
ملاصدرا در آثار گوناگونش، درباره مراتب بالای سعادت (که آن را سعادت برین می خوانیم) چنان سخن می گوید که شاید از آن چنین برداشت شود که چنین سعادتی تنها به کسانی که قوه نظری را به کمال رسانده باشند اختصاص دارد. در این صورت، رسیدن به سعادت برین از دیدگاه او تنها ویژه کسانی است که اهل حکمت نظری باشند و در نتیجه، سایر مردم بهره ای از این مقام نخواهند داشت. سابقه این دیدگاه را می توان در خارج از جهان اسلام در دیدگاههای ارسطو و در عالم اسلام در دیدگاه متفکرانی چون فارابی، ابن سینا، سهروردی و غزالی نشان داد؛ زیرا از دیدگاه آنان نیز سعادت برین ویژه انسان های خاصی است که اهل نظرورزی اند و توده مردم از رسیدن به آن محروم اند. با این حال، این برداشت از سخنان ملاصدرا با اشکالاتی روبه روست. اگر بتوانیم انتساب این دو دیدگاه را به ملاصدرا ثابت کنیم، آن گاه موفق خواهیم شد نشان دهیم که چنین برداشتی از دیدگاه او درباره سعادت درست نیست: 1- کمال قوه نظری به معنای نظرورزی فلسفی نیست و در اصل شهود عارفانه است. 2- رسیدن به مرتبه شهود تنها از راه نظرورزی فلسفی تحقق نمی یابد. با این حال، در مرتبه بیان سلبی ملاصدرا درباره معیار سعادت، گاه سخنان او ملازم با محروم دانستن توده مردم از دستیابی به سعادت است و همین، راه نقد او را هموار می کند.
۳.

بازخوانی محاوره مهمانی؛ با تأکید بر نقش و جایگاه «دیگری» در روایت آریستوفانس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: افلاطون آریستوفانس دیگری محاوره مهمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۴
اندیشه های افلاطون خاستگاه بسیاری از مسائلی است که امروزه به اشکال وصورت های گوناگون درعالم معاصر نیز شاهد طرح چندین باره آنها هستیم. در این میان دیدگاه های او درباره عشق که در رساله های مختلف باقیمانده از او طرح شده است موضوعی است که از جنبه های مختلف و در نسبت با تاریخ تفکر و تمدن غربی مورد ارزیابی قرار گرفته است. کوشش افلاطون برای تحلیل عناصر غیرعقلانی حیات آدمی که در دوره او نیز در کانون توجه قرار داشته اند و تلاش برای قرار دادن آنها تحت نظام عقلانی ای که درصدد پی ریزی آن است، منجر به ارائه تفسیری متفاوت از عشق شده است. عشق در پروژه افلاطونی به عنوان یکی از مبانی و مبادی حرکت به سوی شناخت خیر حقیقی و عالم مُثُل معرفی می شود که هدف آن به دست آوردن زیبایی راستین است و در این مسیر عشق و فلسفه، فیلسوف و عاشق یکی هستند. در این نوشتار ابتدا کوشش شده است تا ضمن بررسی محاوره مهمانی، با تشریح نقش و اثرگذاری اندیشه های افلاطون در شکل گیری آموزه های مسیحی درباره عشق، تفسیرها و ارزیابی های مفسران از این محاوره ارائه شود. سپس با بررسی روایت آریستوفانس از خلقت انسان، ابعاد و زوایای مختلف این روایت به ویژه در ارتباط با امکان دستیابی به وجوه مشترک میان فرهنگ های متفاوت براساس اسطوره ها و وصول به بینشی متفاوت از «دیگری» مورد بحث و تحلیل قرار گرفته است.
۴.

نسبی گراییِ معرفتیِ متعادل: چیستی و چرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نسبی گرایی معرفتی نسبی گرایی افراطی مطلق گرایی عینی گرایی نسبی گراییِ معرفتیِ متعادل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۱
تبیین چیستیِ نسبی گراییِ متعادل و تفاوت آن با سایر انواع نسبی گرایی معرفتی، و ارائه استدلال هایی برای دفاع از نسبی گراییِ معرفتیِ متعادل، دغدغه اصلیِ مقاله پیشِ روست. برای این کار، نخست به پیشینه پژوهش پرداخته، ابعادِ بدیع و تازه بودنِ مباحتِ این مقاله را تبین کرده ایم؛ آنگاه انواع نسبی گراییِ معرفتی را به اجمال مورد بحت قرار داده ایم. بعد از تبیینِ انواع نسبی گرایی، نشان داده ایم که نسبی گراییِ معرفتیِ متعادل، نه در برابرِ عینی گرایی، یا ذهنی گرایی، یا واقع گرایی، و یا جز آن، بلکه در برابرِ «مطلق گرایی» قرار می گیرد؛ از سوی دیگر، پس از ذکر عناصرِ تعادل بخش، آن را با توجه به نقاط اشتراک و افتراقی که با نسبی گرایی افراطی و مطلق گرایی دارد، سنجیده ایم. با بررسیِ این دیدگاه ها، روشن کرده ایم که نسبی گراییِ متعادل در عناصر مهمی نظیر تز «اعتبار برابر» یا «برابریِ پارامتری» از نسبی گراییِ افراطی و در عناصری نظیر «اعتبارِ مطلق و انحصاریِ یک پارامتر و نادرست بودن سایر پارامترها» از مطلق گرایی جدا می شود. از سوی دیگر، با ارائه استدلال هایی، نشان داده ایم که نه نسبی گرایی افراطی قابل دفاع است و نه مطلق گرایی، بلکه باید در میان این دو سرِ طیف با پیمودن راهی میانه، از نسبی گراییِ متعادل دفاع کرد.
۵.

تحلیل نقش «وضعیت بدن»در شکل گیری شناخت (براساس فلسفه اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: بدن وضعیت بدن شناخت ادراک نسبیّت شناخت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۲
وضعیت بدن به اشکال گوناگون بر شناخت انسان تأثیر می گذارد و نقشی بسزا در شکل گیری ادراکات ما ایفا می کند. «وضعیت بدن» عبارت است از موقعیت ها و شرایط مختلف بدنی که به طور مستقیم و غیرمستقیم در شکل گیری شناخت و معرفت مؤثر است. وضعیت بدن شامل مواردی نظیر: اشتغال نفس به بدن، هیئت بدنی، شرایط مزاجی، تغذیه ای و جغرافیایی بدن می شود. هر یک از این موارد به نوبه خود می توانند در محدودیت شناخت، انصراف شناختی نفس از امور مهم، جهت گیری شناخت به سوی مسائل خاص، تقویت یا تضعیف شناخت و در نهایت کیفیت ادراکات ما مؤثر باشند. نحوه این تأثیرگذاری بر اساس مبانی حکمت اسلامی به صورت اعدادی و زمینه سازی است. به این معنا که وضعیت بدن، زمینه ای را فراهم می کند تا شناخت به شکل خاصی شکل گیرد. هدف از این پژوهش، تبیین و تحلیل نقش وضعیت بدن در شکل گیری شناخت است و به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه وضعیت های مختلف بدن، بر فرایند شناخت اثر می گذارند. تبیین این موضوع، رهیافت های جدیدی در مباحث معرفت شناسی از منظر حکمت اسلامی به وجود می آورد و دیدگاه های نوینی را در این حوزه ارائه می دهد. روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و در استنتاج؛ توصیف و تحلیل عقلی است.
۶.

نقدی بر رویکرد فلسفه تحلیلی معاصر به اشیای اساطیری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اسطوره شناسی شیء اساطیری شیء داستانی فلسفه تحلیلی روش شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۲
شیء اساطیری در دهه های اخیر، به واسطه مباحثی نظیر معمای اینهمانی التفاتی گیچ، هستی شناسی اشیای داستانی و نوماینونگ-گرایی، وارد مباحث فلسفه تحلیلی شده است. در قبال اشیای اساطیری، رویکردهای متفاوت فلسفه تحلیلی در این ادبیات های بحث، اشتراک نظر دارند که شیء اساطیری از لحاظ متافیزیکی، سمانتیکی و هستی شناختی تفاوتی با شیء داستانی ندارد و می-تواند ذیل اشیای داستانی صورت بندی شود. در این رویکردها تمایز میان اشیای داستانی و اساطیری صرفا معرفت شناسانه است. با این همه، اسطوره شناسی های خارج از فلسفه تحلیلی، از چنین برداشتی حمایت نمی کنند. علت اختلاف برجسته میان برداشت فلسفه تحلیلی و برداشت اسطوره شناسی ها از شیء اساطیری و اسطوره، به روش شناسی فلسفه تحلیلی در قبال موضوعات مرتبط با دانش هایی نظیر روانشناسی و جامعه شناسی برمی گردد. فلسفه تحلیلی مجهز به ابزارهایی نیست که آن را قادر سازد اسطوره-شناسی خاصی در رقابت با دیگر اسطوره شناسی ها ترتیب دهد، به همان شکل که در مورد فیزیک یا شیمی چنین است. بنابراین، در مورد اسطوره شناسی ها نیز فلسفه تحلیلی چاره ای جز به رسمیت شناختن تحقیقات اسطوره شناسانه و تلاش برای دقیق و منظم ساختن یافته های آنها با ابزارها و روش های تحلیلی ندارد.
۷.

واکاوی مسئله امکان شناخت و شناخت شهودی از نگاه صدرالمتالهین و اسپینوزا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معرفت شهودی امکان شناخت صدرالمتالهین اسپینوزا ریاضت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۷
در حوزه متدولوژی شناخت، یکی از روش های بنیادین درکنار روش هایی چون استقرا و قیاس، معرفت شهودی است که این نوع از معرفت در هستی شناسی و معرفت شناسی عرفانی ، نقش پررنگ تری ایفا می کند؛ شناختی که به جای تکیه بر دانش های حصولی و مفهومی، از اشراق های قلبی بهره می گیرد.اما تحلیل درست از شناخت شهودی بسته به امکان یا امتناع شناخت یا تفصیل در این باب است،چراکه برخی امکان شناخت حصولی را به صورت تفصیلی محال دانسته اند و ناچارا شناخت را به حوزه بدیهیات و حضور و شهود برده اند.درمیان فیلسوفان غربی، اسپینوزا به گونه ای از شهود قائل است که به جای ریاضت های عملی و اخلاقی، از راه ریاضت های عقلی و ذهنی به دست می آید. شهودی که پیامد فراقت از هواهای نفس اماره نیست، بلکه نتیجه خاموشی وهم دربرابر عقل نظری است. صدرالمتالهین نیز به بهره گیری از شهود در فرایند شناخت تاکید دارد اما شهود مورد نظر وی مانند اسپینوزا تنها نتیجه ی ریاضت های معرفتی نیست، بلکه ریاضت های عملی و ترک هواهای نفسانی را موثر تر از انباشتگی شناخت حصولی می داند. ملاصدرا بوسیله ی محصول برآمده از جمع ریاضت عقلی و قلبی ، حکمت متعالیه را بنیان می نهد و نوآوری های درخشانی رقم می زند. نوشتار کنونی با روش توصیفی- تحلیلی، به مقایسه تطبیقی دیدگاه های اسپینوزا و صدرالمتالهین درباره معرفت شهودی می پردازد.
۸.

بررسی تطبیقی مبانی هستی شناختی غزالی و ملاعبدالله زنوزی در شناخت خدا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هستی شناسی وجود ماهیت علت ملا عبدالله زنوزی امام محمد غزالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۱
این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی مبانی هستی شناختی غزالی و ملاعبدالله زنوزی در شناخت خدا در پی پاسخ به این پرسش است که شناخت هستی واجب تعالی بر اساس اصالت وجود است یا اصالت ماهیت؟ غزالی خداوند را ذو ماهیتی به معنای عام می داند که اگر از او سلب شود، چیزی به نام «وجود» موجود نخواهد بود. در مقابل ملا عبداللّه زنوزی قائل به اشتراک معنوی و اصالت وجود است. همچنین از دیدگاه غزالی فاعل و سبب همه امور در هستی خداوند است و آنچه که ماعلت ومعلول می نامیم در واقع سبب و مسبب است ، چون در تمام پدیده ها قابلیت های لازم برای انجام هر فعلی نهادینه شده است. در نتیجه او به علت های واسط یا معدات بی اعتقاد است و عالم را در تسخیر قدرت و جبر خداوند می داند. اما ملا عبداللّه زنوزی به دو علت تام که خداوند است وعلت ناقص که در هر پدیده یا اثر آن می تواند باشد قائل است.وی انسان را فاعل و مسئول افعال ارادی خود می داند که نظر صحیح دیدگاه ملا عبداللّه زنوزی است. درنتیجه اصالت با وجود است. حق تعالی با افاضه قدرت و اراده تشکیکی، خالق رابطه علی و معلولی است .
۹.

تحلیل و مقایسه مفهوم دهر در فلسفه میرداماد و نظام اسمائی عرفان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دهر فلسفی زمان سرمد میرداماد اسم دهر عرفانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۲
در فضای علمی ، مفهوم دهر مترادف با مفهوم فلسفی آن به طور عام و نظریه دهر میرداماد به طور خاص شده است ، به طوری که بسیاری از دانشمندان علوم عقلی تصوّر دیگری از دهر ، جز مباحث میرداماد دراین باره ، ندارند ، این در حالی است که در عرفان از دهر به عنوان اسمی از اسماء الله یاد می شود که با قطع نظر از شهود عرفا ، مستند به روایت نبوی (ص) است و دارای ماهیتی بسیار گسترده و اثر گذار است، که قابلیت تحولی جدّی در مطالعات معرفتی دارد ، اسم دهر عرفانی وسعتی نامحدود دارد و تمامی تدرّج ها ، از جمله وعاء دهر و زمان فلسفی را در عوالم خلقی و فرا خلقی ربوبیّت می کند ، با درک درست از این آموزه بسیاری از تقدّم ها و تأخر ها در عوالم فرا مادّی بلکه فراتر از خلق قابل فهم می گردد ، این نوشتار بر آن است که با روشی تحلیلی ضمن ارائه تصویری روشن از دهر فلسفی میرداماد و اسم دهر عرفانی ، خواننده را در درک تفاوت اساسی این دو آموزه معرفتی، که عمده اشتراکشان در لفظ است، یاری دهد.
۱۰.

تبیین فلسفی مسأله «وصول به حق» در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: وصول به حق تعالی ملاصدرا حکمت متعالیه سلوک وحدت وجود اتحاد عاقل و معقول

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۶
«وصول به حق» مهم ترین غایت سیر انسان در قوس صعودی است که در حکمت متعالیه مورد توجه واقع شده است. ملاصدرا برای تبیین این مسأله مهم، از شواهد گوناگون وحیانی، عرفانی و فلسفی بهره برده است؛ اما آنچه موجب امتیاز وی از سایر متفکران می شود، تبیین نظامند فلسفی «وصول به حق» براساس مبانی حکمت متعالیه است. اصول مهمّ فلسفی همچون «وحدت وجود»، «اتحاد عاقل و معقول»، «اتحاد نفس ناطقه با عقل فعّال»، «حرکت جوهری نفس» و «وجود عین الربطی معلول نسبت به علّت» که ملاصدرا آنها را در حکمت متعالیه اثبات کرده موجب ایجاد تحوّل بنیادین در معنا و تبیین تحقّق «وصول به حق» از دیدگاه صدرالمتألهین شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که از نظر ملاصدرا سالک طریقت در مقام وصول حق تعالی، وحدت حقیقی را مشاهده کرده و به اندازه سعه وجودی خویش نسبت به حق، علم حضوری پیدا می کند و با معرفت نفس خویش، ربط و فقر محض خود را شهود کرده، از این طریق، به حق تعالی واصل می شود. این مقاله که با روش تحلیلی- توصیفی نگاشته شده، نشان می دهد که تقریر فلسفی ملاصدرا، تبیین کاملی از هندسه سلوک و مسأله وصول به حق ارائه می دهد.
۱۱.

حکمت متعالیه و حکمت ایمانی در اندیشه ملاصدرا؛ این همانی یا مغایرت؟(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ملاصدرا حکمت متعالیه حکمت ایمانی منابع معرفت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۷
این پژوهش به بررسی و مقایسه دو مفهوم اساسی در فلسفه ملاصدرا، یعنی حکمت متعالیه و حکمت ایمانی، می پردازد تا به این پرسش پاسخ دهد که آیا این دو حکمت در اندیشه صدرا این همانی دارند یا از یکدیگر متمایز هستند. اهمیت این پرسش در روشن کردن جایگاه و نقش این دو حکمت در نظام فلسفی ملاصدرا، به ویژه در تبیین حضور برهان، شهود و قرآن در مسیر شناخت حقیقت است. با تحلیل و بررسی آثار ملاصدرا، ماهیت، ویژگی ها و منابع معرفتی هر یک از این دو حکمت مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهند که هر دو حکمت در هدف نهایی، یعنی دستیابی به حقیقت و تقرب به خداوند، مشترکند؛ اما از نظر محصول و بهره گیری از منابع تفاوت مهمی دارند. حکمت متعالیه بر مبنای سه منبع برهان، شهود و قرآن استوار یافته است، در حالی که حکمت ایمانی به شهود تکیه دارد. پژوهش حاضر نتیجه می گیرد که نسبت حکمت ایمانی به حکمت متعالیه در برخی ابعاد مغایرت و در برخی دیگر این همانی دارند. این تفاوت ها و شباهت ها به فهم عمیق تر از ساختار معرفتی فلسفه ملاصدرا کمک کرده و می تواند زمینه ساز مطالعات بیشتر درباره تعامل برهان، شهود و قرآن در شناخت حقیقت باشد.
۱۲.

تصویر ارسطو از حکمت عملی و مفاد آموزه های وی در اخلاق نیکوماخوس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: حکمت عملی فرونسیس عقل عملی اخلاق نیکوماخوس ارسطو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۵
یکی از حوزه های فکری که ذهن اندیشمندان از زمان یونان باستان تاکنون را به خود مشغول کرده، ماهیت و کارکرد حکمت عملی و دانش های معطوف به زیست ارادی انسان و کنش خیر و شرّ او است. در این باره می توان به نگاشته های گوناگون در تاریخ اندیشه بشر اشاره کرد که کتاب اخلاق نیکوماخوس ارسطو یکی از مهم ترین و تأثیرگذارترین آنها است. این کتاب افزون بر تاثیری که بر سیر اندیشه غربی ها در بحث از علوم عملی داشته، بر اندیشه فیلسوفان مسلمان در این علوم و به ویژه دانش اخلاق سیطره داشته به گونه ای که می توان نگاشته های مسلمانان در این زمینه را دنباله رو آن دانست. برخی از معاصران در تفسیر این کتاب دچار برداشت های ناصواب شده اند که دلیل آن شاید بهره نگرفتن از متون اصیل و معتبر درباره دیدگاه ارسطو مانند ترجمه عربی اسحاق بن حنین از اخلاق نیکوماخوس و نیز متون فارابی متأثر از سخنان ارسطو به ویژه کتاب فصول منتزعه وی باشد. نوشتار حاضر با روش تحلیل و تبیین، تلاش دارد با نشان دادن این خلل ها و اشاره به برداشت صواب از سخنان ارسطو، به بازخوانی بهتر این کتاب کمک کند.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۱۹