مطالب مرتبط با کلیدواژه
۳۲۱.
۳۲۲.
۳۲۳.
۳۲۴.
۳۲۵.
۳۲۶.
۳۲۷.
۳۲۸.
۳۲۹.
۳۳۰.
۳۳۱.
۳۳۲.
۳۳۳.
۳۳۴.
۳۳۵.
۳۳۶.
۳۳۷.
۳۳۸.
۳۳۹.
۳۴۰.
بهزیستی روان شناختی
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
57 - 85
حوزههای تخصصی:
مشاغل نظامی و انتظامی دارای تنیدگی بالا و پیچیدگی های خاصی هستند که در سرتاسر دنیا توأم با ناسازگاری، مخاطرات جسمانی و زندگی در شرایط سخت است؛ بنابراین افراد مشاغل پرخطر مانند نظامیان، بیشتر در معرض ابتلا به بیماری های روان شناختی قرار دارند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی - هیجانی و مثبت اندیشی بر بهزیستی روان شناختی و سازگاری دانشجویان دانشگاه امام علی (ع) انجام شد. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازلحاظ روش، آزمایشی با پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانشجویان سال اوّل دانشگاه بود. نمونه آماری شامل 21 نفر برای هر یک از گروه های آزمایشی و 20 نفر برای گروه کنترل بود؛ که به روش تصادفی انتخاب و در گروه ها جایگزین شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه های 84 سؤالی بهزیستی روان شناختی ریف و 160 سؤالی سازگاری بل بود. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس چند متغیره تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد که هم آموزش مهارت های اجتماعی - هیجانی و هم آموزش مثبت اندیشی موجب بهبود بهزیستی روان شناختی و سازگاری در سطح 01/0P< شده و در مقایسه بین دو نوع مداخله نیز، آموزش مهارت مهارتهای اجتماعی - هیجانی مؤثرتر بود. در پیگیری سه ماهه نیز نتایج تکرار شد.
ساخت و اعتباریابی مداخله بومی آموزشی - درمانی ارتقادهنده سلامت روان شناختی بر بهزیستی روانی زنان رهایافته از اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ساخت و اعتباریابی مداخله بومی آموزشی - درمانی ارتقادهنده سلامت روان شناختی بر بهزیستی روانی زنان رهایافته از اعتیاد انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش در ساخت مداخله، شامل همه ی زنان رهایی یافته از اعتیاد در منطقه 7 شهر تهران در سال 1401 بود که از بین آنان تعداد 30 نفر (15 نفر در گروه گواه و 15 در گروه آزمایش) از طریق روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف (1989،RSPWB-SF ) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین میانگین پس آزمون ابعاد بهزیستی روان شناختی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری 01/0 وجود داشت. علاوه بر این نتایج نشان داد که این مداخله توانسته تأثیر خود را در طول زمان نیز به شکل معناداری حفظ نماید (۰۰۰۱/0>P). در نتیجه آموزش برنامه ارتقادهنده مهارتی می تواند به عنوان رویکردی مؤثر برای بهبود بهزیستی روان شناختی مورد استفاده قرار گیرد.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تنظیم هیجان و بهزیستی روان شناختی زنان مبتلا به بیماری پوستی ویتیلیگو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تنظیم هیجان و بهزیستی روان شناختی زنان مبتلا به بیماری پوستی ویتیلیگو بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلا به ویتیلیگو (لک و پیسی) مراجعه کننده به کلینیک های تخصصی پوست و زیبایی شهر تهران در سال 1402 بود که از بین آنها 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه (15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل) جایگذاری شدند. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه تنظیم هیجان گارنفسکی و کرایج-نسخه کوتاه (2006،CERQ ) و پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف- نسخه کوتاه (۲۰۰۲،RSPWB ) بود. گروه آزمایش تحت درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای هفته ای دوبار قرار گرفت و گروه کنترل هیچ گونه مداخله درمانی دریافت نکرد. جهت تجزیه و تحلیل از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین تنظیم هیجان و بهزیستی روانشناختی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در تنظیم هیجان منفی و مثبت و بهزیستی روان شناختی وجود دارد (۰۰۱/0>P). یافته های این پژوهش نشان داد که درمان گروهی مبتنی پذیرش و تعهد بر کاهش تنظیم هیجان منفی و افزایش تنظیم هیجان مثبت و بهزیستی روان شناختی زنان مبتلا به ویتیلیگو اثربخش بوده است.
در دسترس بودن عاطفی والدین و بهزیستی روان شناختی نوجوانان: نقش واسطه ای انعطاف پذیری بیان هیجانات و پذیرش ادراک شده از جانب همسالان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تحولی: روانشناسان ایرانی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۹
317 - 330
حوزههای تخصصی:
هــدف ایــن پژوهــش تعییــن نقــش واســطه ای انعطاف پذیــری بیــان هیجانــات و پذیــرش ادراک شــده از جانــب همســالان در رابطــۀ بیــن دردســترس بـودن عاطـفی والدیـن بـا بهزیسـتی روان شـناختی نوجوانـان بـود. شـرکت کنندگان پژوهـش،410 نوجـوان دختـر 16-11 سـال شـهر شیـراز بودنـد کـه بـه روش نمونه بـرداری دردسـترس انتخـاب شـدند. پژوهـش از نـوع مقطـعی بـا روش تحلیل مسیـر بـرای بـررسی روابـط بیـن متغیرهـا و ابـزار پژوهـش پرسشـنامۀ دردسـترس بـودن عاطـفی والدیـن (لـوم و فـارس، 2005)، مقیـاس بیانگـری منعطـف کـودک و نوجـوان (وانـگ و هـاوک، 2020)، فـرم کوتـاه مقیـاس بهزیسـتی روان شـناختی نوجوانـان (گومز-لوپـز و دیگـران، 2019) و مقیـاس پذیـرش ادراک شـده (بـروک و دیگـران، 1998) بـود. نتایـج حـاکی از نقـش واسـطه ای تقویـت و سـرکوب بیـان هیجانـات و پذیـرش ادراكشـده از جانـب همسـالان در رابطـۀ بیـن دردسـترس بـودن عاطـفی مـادر و پـدر بـا بهزیسـتی روان شـناختی بـود. هم چنيـن دردسـترس بـودن عاطـفی مـادر و پـدر به صـورت غيرمسـتقيم و تنهـا بـا واسـطه گري سـركوب بيـان هيجانـات، پذیــرش ادراک شــده از جانــب همســالان را در نوجوانــان پيش بينــي کــرد. برایــن اســاس می تــوان بــا آمــوزش بــه والدیــن در زمینــۀ ارتقــای تعــاملات والد-فرزندی، مهارت های تنظـیم بــیان هیجانات، مــیزان پذیرش اجتـماعی و بهزیـستی را در نوجوانان افزایش داد.
بهزیستی روان شناختی زنان بر اساس جهت گیری مذهبی و عزت نفس: یک مطالعه تحلیل مسیر(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای عزّت نفس در رابطه بین جهت گیری مذهبی و بهزیستی روان شناختی زنان است. پژوهش حاضر، از نوع توصیفی با روش همبستگی و تحلیل مسیر است. شرکت کنندگان در این پژوهش، شامل 438 نفر از زنان دانشجو و طلبه از مراکز دانشگاهی و حوزوی شهر قم هستند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب شده اند. برای جمع آوری داده ها، از پرسش نامه عزّت نفس روزنبرگ، مقیاس تجدیدنظرشده جهت گیری مذهبی هیل و مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف استفاده شده است. داده های حاصل با استفاده از نرم افزار spss و Amos مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد رابطه بین جهت گیری مذهبی درونی و عزّت نفس با بهزیستی روان شناختی معنادار است. همچنین بر اساس یافته ها عزّت نفس، رابطه بین جهت گیری مذهبی و بهزیستی روان شناختی را میانجیگری می کند و مدل پیشنهادی با داده های این پژوهش، از برازش خوبی برخوردار است. بر اساس این نتایج می توان گفت تقویت باور های مذهبی با محوریّت تقویت عزّت نفس، موجب ارتقاء بهزیستی روان شناختی در زنان می شود.
بررسی رابطه سلامت معنوی و گرایش به نماز خواندن با توجه به نقش واسطه ای بهزیستی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فصلنامه فرهنگی - تربیتی زنان و خانواده سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۰
191 - 217
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی رابطه بین سلامت معنوی و گرایش به نماز خواندن با توجه به نقش واسطه ای بهزیستی روان شناختی در دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور یاسوج در سال 1401 انجام شد. پژوهش حاضر از نوع مدل معادلات ساختاری بود و جامعه آماری آن دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور یاسوج بود که در سال 1401 مشغول به تحصیل بودند. تعداد نمونه ها 250 نفر تعیین گردید. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش نامه سلامت معنوی (پولوتزین و الیسون، 1982)، بهزیستی روان شناختی (ریف، 1989) و گرایش به نماز خواندن (انیسی و همکاران، 1398) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار Spss و برای تحلیل فرضیه ها از نرم افزار Amos استفاده شد. نتایج این مطالعه نشان داد که ابعاد و نمره کل گرایش به نماز خواندن دارای رابطه مستقیم و معنی دار با متغیرهای سلامت معنوی و بهزیستی روان شناختی بود. سلامت معنوی بر بهزیستی روان شناختی و همچنین گرایش به نماز خواندن بر بهزیستی روان شناختی اثر مستقیم و معنی دار داشتند. بهزیستی روان شناختی توانست نقش واسطه ای در رابطه بین سلامت معنوی و گرایش به نماز خواندن داشته باشد و تقویت سطح سلامت معنوی در دانشجویان دختر می تواند تأثیر مستقیمی بر بهزیستی روانشناختی آن ها داشته باشد.
اعتباریابی نسخه فارسی سیاهه پنج تای بزرگ (نسخه 10 گویه ای) در بین دانشجویان و رابطه صفات شخصیت با بهزیستی روان شناختی و رفتار های پر خطر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ در دانشگاه اسلامی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۴)
133 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، اعتباریابی نسخه فارسی سیاهه پنج تای بزرگ(نسخه 10 گویه ای) در بین دانشجویان و رابطه صفات شخصیت با بهزیستی روان شناختی و رفتار های پرخطر بود. روش: جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاههای شهرستان مشهد بود که از این جامعه به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، تعداد 681 شرکت کننده انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل سیاهه پنج تای بزرگ(BFI-10)، مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف(RSPWB-18) و مقیاس کوتاه رفتارهای پرخطر جوانان(SYHBS-14) بود. یافته ها: نتایج نشان از ویژگی های روان سنجی مطلوب BFI-10 داشت. شاخصهای برازندگی، برازش مدل را تأیید کردند(همه شاخصها بالای 9/0 بودند). ضریب آلفای کرونباخ برای ابعاد برون گرایی، روان رنجوری، توافق پذیری، باوجدان بودن و گشودگی، به ترتیب: 71/0، 74/0، 81/0، 75/0 و 82/0 بود. نتیجه گیری: روایی همگرا و واگرا نیز با بهزیستی روان شناختی و رفتارهای پرخطر، مطلوب گزارش شد(روایی ملاک). به علاوه، میانگین باوجدان بودن در زنان بیشتر از مردان بود؛ اما در سایر صفات شخصیت، تفاوت معناداری نداشتند. همچنین تمامی صفات شخصیت(به جز روان رنجوری) با بهزیستی روان شناختی بیشتر و رفتارهای پرخطر کمتر همراه است. بنابر این، برنامه تقویت این صفات توسط متخصصان بهداشت روان و خانواده ها ضروری به نظر می رسد.
منبع کنترل درونی حسابرسان و تعهد حرفه ای: آیا بهزیستی روان شناختی مهم است؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
372 - 391
حوزههای تخصصی:
هدف: همواره تعهد حرفه ای حسابرسان، یکی از عوامل بسیار مهم در معرفی جایگاه مهم حسابرسی در جامعه و نیز اعتلا و رشد و توسعه حرفه حسابرسی بوده است. امروزه با توجه به رسوایی های مالی متعددی که در سراسر دنیا رخ می دهد، تعهد حرفه ای حسابرسان بیش از قبل اهمیت پیدا می کند. یکی از مواردی که می تواند بر تعهد حرفه ای حسابرسان اثرگذار باشد، ویژگی های فردی آن ها، مانند منبع کنترل درونی است. همچنین نقش مهم مسائل روان شناختی نیز در این موضوع مهم، مؤثر است که یکی از آن ها، بهزیستی روان شناختی است. هدف این پژوهش، بررسی نقش میانجی بهزیستی روان شناختی حسابرسان در ارتباط میان منبع کنترل درونی و تعهد حرفه ای آن هاست.
روش: این پژوهش از حیث ماهیت، جزء پژوهش های کاربردی و از دیدگاه روش، توصیفی پیمایشی است و با توجه به اینکه در محیط واقعی، یعنی سازمان حسابرسی و مؤسسه های حسابرسی انجام شده است، از نوع پژوهش های میدانی به شمار می آید. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، از مدل های رگرسیون چندگانه و برای بررسی نقش متغیر میانجی (بهزیستی روان شناختی) از آزمون سوبل استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، حسابداران رسمی شاغل در سازمان حسابرسی و مؤسسه های حسابرسی و شاغل انفرادی هستند. مطابق با اطلاعات درج شده در سایت جامعه حسابداران رسمی ایران، تعداد جامعه آماری ۱۹۸۴ نفر بوده است. جمع آوری داده ها با استفاده از ابزار پرسش نامه انجام گرفت که در نهایت ۲۴۷ پرسش نامه جمع آوری شد.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که منبع کنترل درونی حسابرسان بر تعهد حرفه ای آن ها تأثیر مثبت و معناداری دارد. علاوه براین، بهزیستی روان شناختی به عنوان یک متغیر میانجی، ارتباط مثبت بین منبع کنترل درونی حسابرسان و تعهد حرفه ای آن ها را تقویت می کند. به عبارت دیگر، نتایج پژوهش نشان داد که علاوه بر تأثیر مستقیمی که منبع کنترل درونی بر تعهد حرفه ای حسابرسان دارد، از طریق بهزیستی روان شناختی نیز بر تعهد حرفه ای تأثیر غیرمستقیمی می گذارد.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از تأثیر مثبت منبع کنترل درونی بر تعهد حرفه ای حسابرسان است. همچنین نقش مثبت بهزیستی روان شناختی، در تقویت این رابطه تأیید شد. این نتایج نشان می دهد که حسابرسان دارای منبع کنترل درونی، از درجه بالاتری از بهزیستی روان شناختی برخوردارند و این حس خوشایند درونی، به افزایش تعهد حرفه ای آن ها منجر می شود. نتایج پژوهش بر اهمیت توجه به مسائل روان شناختی و تفاوت های فردی در زمان استخدام حسابرسان یا اعطای پروانه به حسابداران رسمی تأکید دارد. متقاضیان کار در حرفه حسابرسی، در بدو استخدام باید از نظر ویژگی های فردی و روان شناختی، به طور دقیق ارزیابی شوند. این ارزیابی در زمان استخدام، می تواند ضمن کمک کردن به تعهد حرفه ای و رشد و پیشرفت حرفه حسابرسی، از بروز مشکلات احتمالی آتی جلوگیری کند. با توجه به اینکه تعهد حرفه ای حسابرسان، از چالش های مهم حرفه حسابرسی است، نتایج چنین پژوهش هایی می تواند توسط سیاست گذاران و همچنین مجریان حسابرسی صورت های مالی در کشور، یعنی سازمان حسابرسی و مؤسسه های حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی استفاده شود.
نقش میانجیگر دلبستگی به خدا در رابطه پریشانی روان شناختی و سلامت روان شناختی با بخشش(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
روانشناسی و دین سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۹)
93 - 112
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجیگر دلبستگی به خدا در رابطه پریشانی روان شناختی و سلامت روان شناختی با بخشش انجام شد. جامعه آماری را بزرگسالان شهر تهران تشکیل دادند. نمونه شامل ۴۰۷ نفر (339 خانم و 68 آقا) در دامنه سنی ۱۸ ۵۷ سال بود که به صورت در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی ها پرسش نامه اطلاعات دموگرافیک، پرسش نامه دلبستگی به خدا (AGS)، مقیاس سلامت روانی (MHI-28)، پرسش نامه اضطراب، افسردگی، استرس (Dass-14) و مقیاس بخشش هارتلند (HFS) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری و آزمون سوبل استفاده شد. یافته ها نشان داد که بخشش بر روی سلامت روانی و دلبستگی به خدا و همچنین دلبستگی به خدا بر سلامت روانی اثر مثبت و معنی داری دارند؛ همچنین همبستگی معکوس و معنی دار بین سلامت روانی و افسردگی، اضطراب و استرس نیز دیده شد. بررسی اثر میانجی دلبستگی به خدا بر رابطه بخشش و سلامت روانی نشان داد که دلبستگی به خدا می تواند اثر میانجی معنی داری داشته باشد. شاخص های ارزیابی مدل نیز نشان داد که مدل ساختاری برازش لازم برای هدف تعیین میانجیگری و پیش بینی را داراست و می توان با تقویت دلبستگی به خداوند، رابطه بین بهزیستی روان شناختی و بخشش را تحکیم کرد.
اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر خود شفقت ورزی بر بهزیستی روان شناختی و سازگاری زناشویی زنان آسیب دیده از خشونت خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ فروردین ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۶)
۱۴۴-۱۳۵
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر خودشفقت ورزی بر بهزیستی روان شناختی و سازگاری زناشویی زنان آسیب دیده از خشونت خانگی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان آسیب دیده از خشونت خانگی شهر مهاباد بود که جهت انجام خدمات مشاوره به مرکز مشاوره و خدمات روان شناختی ژیرو در سال 1403 مراجعه کرده بودند. از این جامعه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 30 نفر انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 75 دقیقه ای تحت برنامه درمان مبتنی بر شفقت قرار گرفت. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه بهزیستی روان شناختی (RSPWB، ریف، 1995) و سازگاری زناشویی (DAS، اسپانیر، 1976) بود. تحلیل داده های با استفاده از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر صورت گرفت. یافته ها نشان داد که بین پیش آزمون و پس آزمون بهزیستی روان شناختی و سازگاری زناشویی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود داشت و همچنین بین میانگین پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود نداشت و نتایج در دوره پیگیری حفظ شد. براساس نتایج پژوهش می توان گفت درمان گروهی مبتنی بر خود شفقت ورزی روش مداخله ای مناسبی جهت ارتقای بهزیستی روان شناختی و سازگاری زناشویی زنان آسیب دیده از خشونت خانگی است.
اثربخشی آموزش فرزندپروری باکفایت مبتنی بر رویکرد طرحواره درمانی بر بهزیستی روان-شناختی مادران و کاهش شدت علائم اختلال طیف اوتیسم کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ خرداد ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۸)
۱۹۲-۱۸۳
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش فرزندپروری باکفایت مبتنی بر رویکرد طرحواره درمانی بر بهزیستی روان شناختی مادران و کاهش شدت علائم اختلال طیف اوتیسم کودکان انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه پژوهش را مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال طیف اوتیسمی مراجعه کننده به مرکز آموزشی و توانبخشی عاطفه در شهر رفسنجان در سال 1402 تشکیل دادند که از بین آن ها به صورت هدفمند 30 نفر به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. به گروه آزمایش آموزش فرزندپروری باکفایت مبتنی بر رویکرد طرحواره درمانی به صورت 8 جلسه هفتگی 45 دقیقه ای ارائه شد. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف (PWB؛ 1989) و مقیاس سنجش علائم اوتیسم گیلیام (GARS؛ 1994) بود. روش تحلیل این پژوهش، آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری بود. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون علائم اوتیسم کودک دو گروه تفاوت معناداری در سطح 01/0 وجود دارد در حالی که بین میانگین پس آزمون بهزیستی روان شناختی مادران دو گروه تفاوت معناداری مشاهده نشد. د ر نتیجه گیری می توان گفت آموزش فرزندپروری باکفایت مبتنی بر رویکرد طرحواره درمانی می تواند به والدین کمک کند تا شیوه های تربیتی موثرتری برای کاهش کاهش علائم اوتیسم در کودکان خود به کار بگیرند.
ارزیابی اثربخشی برنامه درمانی یکپارچه توحیدی خانواده محور بر افزایش بهزیستی روان شناختی و حرمت خود مردان معتاد به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: مردان متأهل دچار اعتیاد، به دلیل مسئولیت های خانوادگی و انتظارات اجتماعی، بیش از دیگران در معرض آسیب های ناشی از اعتیاد قرار دارند. در همین راستا، برنامه های درمانی متعددی برای بهبود وضعیت افراد مبتلا به اعتیاد ارائه شده اند که برخی از آنها به ابعاد روانشناختی، معنوی و خانوادگی این افراد توجه ویژه ای دارند. علی رغم شواهد موجود در خصوص اثرات مثبت معنویت و حمایت خانواده بر درمان اعتیاد، هنوز شکاف های پژوهشی مهمی در این حوزه وجود دارد. هدف: هدف اصلی این پژوهش، تدوین و ارزیابی اثربخشی برنامه درمانی یکپارچه توحیدی خانواده محور بر افزایش بهزیستی روانشناختی و عزت نفس مردان معتاد به مواد بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه پژوهش شامل تمامی مردان متأهل دچار اعتیاد شهرستان یزد در سال 1402 بود که از این میان 30 خانواده با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان به مقیاس بهزیستی روانشناختی (ریف، 1989) و مقیاس عزت نفس (روزنبرگ، 1965) پاسخ دادند. مشارکت کنندگان در گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای بسته درمانی محق ساخته را دریافت کردند در حالی که گروه گواه تا پایان دوره پیگیری هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نسخه 27-SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان دادکه برنامه درمانی یکپارچه توحیدی خانواده محور بر افزایش بهزیستی روانشناختی و مولفه های آن و همچنین بر بهبود عزت نفس مردان معتاد به مواد در مراحل مداخله و پیگیری مؤثر واقع شده و دارای اثربخشی معنادار بین گروه های آزمایش و گروه گواه است (05/0 >P). نتیجه گیری: باتوجه به یافته های پژوهش با استفاده از برنامه درمانی یکپارچه توحیدی خانواده محور، می توان بهزیستی روانشناختی و عزت نفس را در مردان مبتلا به اعتیاد بهبود و ارتقا داد. یافته های مذکور می تواند برای کمک به این گروه از افراد توسط مددکاران اجتماعی، مشاوران و روانشناسان مورد استفاده قرار گیرد.
اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر بهزیستی روانشناختی بر کاهش استرس ناباروری در زنان نابارور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: ناباروری، به عنوان یک عامل استرس زا و چالش برانگیز در زندگی زوجین، به ویژه زنان، می تواند اثرات منفی چشمگیری بر سلامت روان داشته باشد. استرس ناشی از ناباروری اغلب به مشکلات روانی متعددی همچون کاهش بهزیستی روانشناختی منجر می شود. در این میان، بهزیستی روانشناختی به عنوان یک مؤلفه کلیدی در بهبود کیفیت زندگی افراد نابارور مورد توجه قرار گرفته است. علی رغم اهمیت این موضوع، هنوز شکافی در پژوهش های مربوط به تأثیر برنامه های آموزشی مبتنی بر بهزیستی روانشناختی در کاهش استرس ناباروری وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر بهزیستی روانشناختی بر کاهش استرس ناباروری در زنان نابارور بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان نابارور داوطلب لقاح خارج رحمی مراجعه کننده و تحت درمان در مرکز درمان ناباروری مام شهر تهران در سال 1402 بود که از میان آن ها 80 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس استرس ناباروری (نیوتن، 1999) بود. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای مداخله آموزش مبتنی بر بهزیستی روانشناختی دریافت کرد در حالی که گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته (با اندازه گیری مکرر) و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS نسخه 27 بررسی شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که برنامه آموزشی مبتنی بر بهزیستی روانشناختی بر کاهش استرس ناباروری زنان نابارور داوطلب لقاح خارج رحمی در مراحل مداخله مؤثر بود (05/0 >P) و این تغییرات در مرحله پیگیری نیز میان گروه های آزمایش و گواه پایدار بود (05/0 >P). تأثیر بسته آموزشی تنها در مؤلفه نگرانی های ارتباطی تأیید نشد (05/0 P>). نتیجه گیری: نشان می دهد که برنامه های آموزشی مبتنی بر بهزیستی روانشناختی می توانند به عنوان یک مداخله مؤثر برای کاهش استرس ناباروری در زنان نابارور استفاده شوند. این برنامه ها می توانند به عنوان بخشی از برنامه های جامع تر در کلینیک های ناباروری و مراکز مشاوره برای بهبود کیفیت زندگی زنان نابارور و افزایش پذیرش آنان از شرایط خود معرفی شوند.
نقش میانجیگر حافظه هیجانی در تبیین روابط علی بین تجربه ترومای پیچیده و حساسیت اضطرابی با بهزیستی روان شناختی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی حافظه هیجانی در رابطه علی بین تجربه ترومای پیچیده و حساسیت اضطرابی با بهزیستی روان شناختی در دانشجویان بود. روش شناسی: این پژوهش به روش توصیفی-همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. 350 دانشجوی دانشگاه های تهران در سال تحصیلی 1403–1402 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه ترومای دوران کودکی، مقیاس حساسیت اضطرابی، مقیاس حافظه هیجانی، و پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف بود. داده ها با استفاده از نرم افزار AMOS 24 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که تجربه ترومای پیچیده و حساسیت اضطرابی هر دو به صورت مستقیم تأثیر منفی معناداری بر بهزیستی روان شناختی دارند. حافظه هیجانی به طور معناداری این روابط را میانجی گری می کند. مسیرهای غیرمستقیم نیز معنادار بودند، به طوری که حافظه هیجانی رابطه بین ترومای پیچیده و حساسیت اضطرابی با بهزیستی روان شناختی را تعدیل می کرد. مدل اصلاح شده از برازش قابل قبولی برخوردار بود و 53 درصد از واریانس بهزیستی روان شناختی را تبیین کرد. نتیجه گیری: حافظه هیجانی می تواند به عنوان یک سازوکار کلیدی در توضیح اثرات روان شناختی ترومای پیچیده و حساسیت اضطرابی بر بهزیستی روانی در نظر گرفته شود. نتایج پژوهش بر لزوم استفاده از مداخلات مبتنی بر اصلاح و پردازش حافظه هیجانی در جهت ارتقای سلامت روان دانشجویان تأکید دارد.
ساخت و اعتباریابی مقیاس میزان انتظارِ ظهور امام مهدی عجل الله فرجه الشریف(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
126 - 151
حوزههای تخصصی:
تاکید روزافزون بر مطالعات حوزه مهدویت و روانشناسی موجب گردیده است تا محققین بر تدوین ابزارهایی برای کمّی سازی سازه های مهدویت تمرکز کنند. در این تحقیق، مقیاسی برای اندازه گیری میزان انتظارِ ظهور امام مهدی علیه السلام که پیوندی نزدیک با روان شناسی و حوزه سلامت دارد، تدوین و اعتباریابی شده است. روش این پژوهش از نوع توصیفی _ همبستگی و تحلیل عاملی می باشد. مطالعه در چند مرحله پیمایشی بر روی 318 نفر ، اجرای مقدماتی بر روی 100 نفر و اجرای نهایی بر روی 425 نفر صورت گرفت. در این مطالعه از ضریب همبستگی پیرسون ، تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. نتایج نشان داد دو عامل مقدماتِ انتظار ظهور و تجلیاتِ انتظار ظهور جمعا 63.451 درصد از واریانس کل را تبیین می کنند. اعتماد پذیری هر کدام از این عوامل به ترتیب 0.958 و0.972 بود. نتایج همچنین نشان داد مقیاس، همگرایی مناسبی با سازه های باور به مهدویت ، امید به زندگی ، مثبت اندیشی و واگرایی مطلوبی با سازه خودآیند منفی دارد ( P<0.05). بر طبق نتایج، مقیاس از روایی همگرا و واگرای خوبی نیز برخوردار است. ضریب آلفای کرونباخ کل مقیاس 0.97 به دست آمد و با توجه به نتایج آزمون_بازآزمون، مقیاس از پایایی مطلوبی برخوردار است. لذا مقیاس می تواند میزان انتظارِ ظهور را بسنجد و به نظر می رسد به کمک آن بتوان درک عمیق تری از روابط بین انتظارِ فعال منجی و بهزیستی روانی به دست آورد.
اثربخشی آموزش یکپارچه نگر توحیدی بر بهزیستی روان شناختی، عزت نفس و شادکامی زنان پس از تجربه طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
123 - 156
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش یکپارچه نگر توحیدی بر بهزیستی روان شناختی، عزت نفس و شادکامی زنان پس از تجربه طلاق انجام شد. طرح پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه زنان مطلقه در شهرستان سبزوار در زمستان 1401 بودند که 30 نفر به عنوان نمونه پژوهش به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ی بهزیستی روانشناختی ریف، عزت نفس کوپر اسمیت و شادکامی آکسفورد، هیلز و آرگایل بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها نیز از آزمون تجزیه و تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر استفاده شد. یافته ها حاکی ازاین بود که آموزش یکپارچه نگر توحیدی بر بهزیستی روان شناختی، عزت نفس و شادکامی زنان مطلقه تأثیر دارد (05/0›p)؛ لازم به ذکر است، ماندگاری اثر درمان بعد از دو ماه حفظ شده است (05/0›p). بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش یکپارچه نگر توحیدی باعث بهبود بهزیستی روان شناختی، عزت نفس و شادکامی زنان مطلقه گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است.
بررسی مدل جو سازمانی، سرمایه های روان شناختی و بهزیستی روان شناختی جانباز و ایثارگر شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
57 - 71
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه گری سرمایه های روان شناختی در ارتباط میان جو سازمانی و بهزیستی روان شناختی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع تحقیقات توصیفی و طرح همبستگی و تحلیل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی کارکنان جانباز و ایثارگر شهر شیراز در سال 1401-1402 تشکیل دادند که از این میان تعداد 200 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های پرسشنامه های بهزیستی روان شناختی ریف، جو سازمانی هاپلین و کرافت و سرمایه های روان شناختی لوتانز و همکاران استفاده شد. برای بررسی پایایی از آلفای کرانباخ استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: یافته ها بیانگر تأثیر مستقیم سرمایه های روان شناختی بر بهزیستی روان شناختی بود. همچنین یافته ها بیانگر تأثیر مستقیم و غیرمستقیم جو سازمانی بر بهزیستی روان شناختی بود. نتیجه گیری: به طور کلی می توان نتیجه گرفت که سرمایه های روان شناختی متغیری مهم در بررسی رابطه جو سازمانی و بهزیستی روان شناختی است
بررسی تاثیر بهزیستی روانشناختی بر عملکرد حرفه ای معلمان تربیت بدنی
مقدمه: بهزیستی روانشناختی نقش مهمی در بهبود عملکرد حرفه ای معلمان تربیت بدنی دارد، زیرا سلامت روان مناسب می تواند انگیزه، تعامل مؤثر با دانش آموزان و کیفیت آموزش را ارتقا دهد. بنابراین، بررسی ارتباط بین بهزیستی روان شناختی و عملکرد حرفه ای معلمان اهمیت زیادی دارد.روش پژوهش: با توجه به ماهیت پژوهش که به دنبال بررسی رابطه بین متغیرهای پژوهش می باشد، پژوهش حاضر از نوع پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه معلمان تربیت بدنی شرق استان مازندران که تعداد آن 185 نفر بنا بر استعلام از اداره آموزش و پرورش استان مازندران بوده و در سال 1402 مشغول به کار بودند. حجم نمونه از طریق جدول کرجسی مورگان تعداد 120 نفر، به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای (مردان= 46 نفر، زنان= 74 نفر) انتخاب شدند. ابزار گردآوری در این پژوهش پرسشنامه های عملکرد شغلی پاترسون (1990)، بهزیستی روان شناختی ریف (Ryff) بود. در این پژوهش به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون PLS2 و Spss استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد که بهزیستی روان شناختی بر عملکرد حرفه ای معلمان تأثیر دارد.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که بهزیستی روان شناختی نقش تعیین کننده ای در ارتقای عملکرد حرفه ای معلمان تربیت بدنی دارد و می تواند به عنوان یکی از عوامل کلیدی موفقیت شغلی در این حوزه در نظر گرفته شود. معلمانی که از سطوح بالای سلامت روان برخوردارند، توانایی بیشتری در مدیریت مؤثر کلاس، برقراری تعاملات سازنده با دانش آموزان و به کارگیری روش های آموزشی نوآورانه دارند.
اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، بهزیستی روان شناختی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در روش های آموزش دوره ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۶)
123 - 140
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، بهزیستی روان شناختی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و در چارچوب یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل صورت گرفت. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول شهر گچساران در سال تحصیلی 1402-1401 بود که با روش نمونه گیری خوشه ای، 36 دانش آموز انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش (18 نفر) و کنترل (18 نفر) تقسیم شدند. ابزارهای اندازه گیری مورد استفاده در پژوهش شامل پرسش نامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006)، پرسش نامه بهزیستی روان شناختی (ریف، 1989) و پرسش نامه سازگاری اجتماعی (سینها و سینگ، 1993) بود. اعضای گروه آزمایش در 10 جلسه تحت آموزش مهارت های زندگی قرار گرفتند درحالی که گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار استنباطی تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره و نرم افزار آماری 22SPSS- استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های زندگی باعث افزایش بهزیستی روان شناختی و سازگاری اجتماعی و همچنین کاهش راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان در دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول شد. براین اساس می توان با طراحی مداخلات مبتنی بر مهارت های زندگی گام های اساسی در توانمندسازی روان شناختی و هیجانی نوجوانان برداشت.
اثربخشی مداخله قانون پذیری بر خودکنترلی جنسی و بهزیستی روان شناختی زنان مجرم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قانون پذیری، سازه ای است که می تواند منشأ فرهنگی، اجتماعی و روان شناختی داشته باشد و پیامدهای مختلفی نیز برای افراد دارد که بسیاری از این پیامدها مرتبط با سلامت روانی افراد است؛ بنابراین، شناخت تأثیر قانون پذیری بر متغیرهای مرتبط با سلامت روانی مانند بهزیستی روان شناختی و خودکنترلی جنسی از اهمیت خاصی برخوردار است. به همین دلیل، در این پژوهش یک مداخله قانون پذیری طراحی شده است. هدف این پژوهش تعیین اثربخشی مداخله قانون پذیری بر خودکنترلی جنسی و بهزیستی روان شناختی در زنان زندانی است. طرح پژوهشی استفاده شده در این پژوهش یک طرح تک آزمودنی است. به منظور اجرای پژوهش، سه نفر از زندانیانی که بر اساس نامه دادگستری و معاونت کیفری شهرستان قم به کلینیک های مربوطه ارجاع داده شده بودند انتخاب شدند. سپس هر سه نفر تحت 6 جلسه مداخله قانون پذیری قرار گرفتند و در قالب یک پژوهش با طرح ABA، پرسش نامه بهزیستی روان شناختی ریف (1989) و پرسش نامه خودکنترلی جنسی اسماعیلی (1394) را به عنوان آزمون های خط پایه، حین اجرا و پیگیری (2 بار بافاصله 1 ماه) تکمیل کردند. داده ها به روش توصیفی و بر اساس تحلیلی بصری (سطح، روند، تغییرپذیری) تحلیل شد. نتایج نشان داد که مداخله قانون پذیری بر بهزیستی روان شناختی و خودکنترلی جنسی زنان زندانی اثر مثبت دارد. بنابراین به نظر می رسد که با اجرای مداخلات مربوط به قانون پذیری به ارتقای بهزیستی روان شناختی و خودکنترلی جنسی زنان زندانی کمک کرد. به همین دلیل، پیشنهاد می شود که این مداخله در برنامه های آموزشی و فرهنگی مرتبط با زندان ها گنجانده شود.