در این مقاله، رفتار مصرفی در مناطق شهری را با استفاده از الگوی سیستم تقاضایتقریبا ایدهآل، تحلیل مینماییم. کالاهای مورد بررسی، شش گروه عمده هزینه، شاملپخوراکیها، آشامیدنیها و دخانیاتپ ، "پوشاک و کفش"، "مسکن، سوخت و روشنایی"، اثاث،کالاها و خدمات مورد استفاده در منزل"،" حمل و نقل و ارتباطات" و "سایر کالاها و خدمات"میباشد. تقریب خطی سیستم پویای تقاضای تقریبا ایدهآل را در سه الگوی غیرمقید، مقید بهقید همگنی و مقید به قیود همگنی و تقارن، برآورد کردهایم. این برآوردها را با استفاده از روشموزون حداقل مربعات (SUR) و روش دستگاه معادلات به ظاهر نامرتبط (SUR)، انجام دادهایم.برای هر یک از سه الگوی برآورد شده، کششهای مخارج کل، کششهای قیمتی و متقاطعجریاننشده و کششهای قیمتی و متقاطع جریان شده را محاسبه نمودهایم. نتایج حاصل ازآزمون فرضیههای همگنی و تقارن، نشان میدهد: 1) فرضیه همگنی دال بر نبود توهم پولیبرای دو گروه "پوشاک و کفش" و "مسکن، سوخت و روشنایی" رد میشود، 2) فرضیه تقارن ردمیگردد، بدین معنا که تقارن در مورد تأثیر متقاطع قیمتها وجود ندارد.
امروزه، باروری مهمترین عامل رشد جمعیت به شمار میرود. رشد جمعیت در ایران،با وجود کاهش چشمگیر آن در سالهای اخیر، هنوز نسبتا بالاست و به سبب جوان بودنجمعیت ایران، امکان افزایش نرخ رشد جمعیت در سالهای آتی نیز وجود دارد. بنابراین، شناختعوامل اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر میزان باروری، برای سیاستگذاری به منظور مهار نرخ رشدجمعیت، ضرورت دارد. در این مقاله، ضمن بحث نظری در مورد نظریه اقتصادی باروری، بهبررسی عوامل مؤثر برمیزان باروری زنان در ایران، براساس معادلههای رگرسیون چند متغیره میپردازیم. نتایجبهدست آمده، نشانگر آن است که افزایش سطح تحصیلات والدین، به ویژه مادران، و کاهشمرگ و میر فرزندان، از مؤثرترین عوامل در کاهش میزان باروری زنان در ایران است. علاوه بر آن، بالا رفتن سن ازدواج زنان، شهرنشینی، اشتغال زنان درخارج از منزل، نوگرایی وبهبود وضعیت زندگی، از دیگر عوامل مؤثر برکاهش باروری زنان در ایران است. در این مقاله،همچنین به بررسی تأثیر افزایش درآمد و بهرهمندی از بیمه تأمین اجتماعی، در میزان باروری،میپردازیم.