در این مقاله، از نوعی تابع هزینه با عنوان تابع هزینه تعمیم یافته لئونتیف، برای تخمین توابع هزینه و توابع تقاضای نهاده های تولید در کوتاه مدت و بلند مدت برای بخش صنعت ایران استفاده شده است. نتایج که افزایش در قیمت نهاده ها به دلیل کشش های قیمتی پایین آن ها، سبب افزایش پایدار در هزینه تولید می شود. به طور نسبی، کم کشش ترین نهاده تولید در بلند مدت، سرمایه و باکشش ترین آن ها نهاده انرژی است. کشش های متقاطع براورد شده در بلند مدت نشان می دهند که میان نهاده انرژی و هرکدام از دو نهاد دیگر (نیروی کار و سرمایه) امکان جایگزینی نسبتا محدود و معنی دار وجود دارد در صورتی که این جانشینی برای دو نهاده دیگر معنی دار نیست. طبق نتایج تحقیق، مقایسه مسیر برآورد شده سرمایه گذاری با روند زمانی واقعی سرمایه گذاری در صنایع بزرگ نشان می دهد که این صنایع مورد مطالعه در طول دوره زمانی مورد مطالعه به طور متوسط 25 درصد از وضعیت مطلوب خود از نظر انباشت سرمایه فاصله داشته اند.
این مقاله بر آن است مدلی مفهومی برای خلق دانش سازمانی و مدیریت که با عنوان مدل C7 شناخته میشود، معرفی کند. این مدل مبتنی بر تمایز میان دانش فردی و سازمانی و دانش صریح و ضمنی است. مدل C7 بیان میدارد که هفت مفهوم کلیدی که حروف اول آنها با C شروع میشود (ایجاد رابطه ، تقارن زمانی ، درک و فراگیری ، ارتباطات ، مفهومسازی ، مشارکت ، و هوش جمعی ) در فرآیند خلق دانش، نقش اصلی ایفا مینمایند. این مقاله، همچنین محیط شبکهای ناظر بر زمینههای تکنولوژی (فناوری)، زبان و سازمان را تحلیل مینماید. از سویی مطرح میکندکه تحقیقات قبلی بر زمینههای سازمانی و فناوری تمرکز داشتهاند، و از سوی دیگر یافتههای مقاله نشان میدهند که برخی از ویژگیهای کلیدی ذاتی وب یا شبکه تا حد لازم مورد بهرهبرداری قرار نگرفته است. این مقاله تأکید میکند که پشتیبانی بیشتر از زمینههای زبانی در غالب موارد نادیده گرفته میشوند؛ مثل اغلب زیرفرآیندهای حساس به عملکرد انسانی خلق دانش سازمانی (ادراک و ارتباطات)؛ که میتواند از طریق بهرهبرداری عمیقتر از کارکرد فرامتنی و ابرموضوعی وب حاصل شود. به علاوه، این رهیافت میتواند به بهبود فعالیتهای کاری اصلی و ارتقای قابلیتهای سازمانها کمک نماید و در کنار آن، در دستیابی به مزیت رقابتی نسبت به متحدان کاریشان به آنها یاری رساند.