منطقه لوانت (شرق مدیترانه) در تاریخ فعالیت های بازرگانی دارای اهمیت ویژه ای بوده است. در قرن سیزدهم میلادی/هفتم هجری دو رویداد مهم در رشد و رونق فعالیت های بازرگانی این منطقه تأثیر نهاد که مهم ترین این فعالیت ها نیز در زمینه تجارت برده بود. نخست تحولات جنگ های صلیبی، به ویژه جنگ صلیبی چهارم(1204م) و نقش دولت های درگیر در آن. دوم تهاجم مغولان و تصرف سرزمین های وسیعی از چین تا اروپا. همزمان با تشکیل دولت های مغولی، به قدرت رسیدن ممالیک در مصر نیز بر رشد و گسترش این تجارت افزود و بر مناسبات دولت های اروپایی و صلیبی ها نیز تأثیر نهاد. همچنین سودآور بودن تجارت برده برای دولت- شهرهای تاجرپیشه ایتالیایی علیرغم حضور آنها در جنگ های صلیبی روند خرید بردگان را از حوزه دریای سیاه و انتقال آنها به حوزه مدیترانه افزایش داد و پیامدهای گسترده ای بر روند جنگ های صلیبی و مناسبات این دولت - شهرها با جهان اسلام به همراه داشت. در این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر منابع اسلامی و غربی و پژوهش های جدید، موضوع تجارت برده در لوانت در قرن سیزدهم میلادی/ هفتم هجری به عنوان فعالیتی با پیامدهای گسترده بر دولت ها و جوامع این منطقه و اروپا مورد بررسی و ارزیابی قرار می گیرد.
این مقاله درصدد بررسی و تحلیل سیاست های اقتصادی دولت بیزانس و تأثیر این سیاست ها در شام و مصر می باشد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که سازمان جدید مالکیت اراضی کشاورزی، خود محوری مالکان بزرگ و فشار مالی را بر خرده مالکان در شام و مصر افزایش داد. ایجاد انحصار در تجارت های پر سود نیز باعث ورشکستگی تجّار و افزایش نارضایتی در شام و مصر شد. سیاست گذاری بر اساس نظام مالیاتی امپراطوری روم باعث شد تا ضعف های این نظام که زمینه را برای تشدید فشار بر حوزه های حکومت محلی فراهم می کرد و وابستگان مالکان بزرگ و کلیسا را در وضعی بهتر قرار می داد، وارد نظام مالیاتی بیزانس شود و نارضایتی را افزایش داده، خزانه دولت را با کاهش درآمد مالیات در شام و مصر مواجه نماید. تمامی این عوامل باعث شد تا سیاست های اقتصادی نقش پر رنگی در فروپاشی قدرت بیزانس در شام و مصر ایفا نماید.
بنی مرین که دودمانی از قبیلة زناته بودند، با غلبه بر موحدون در فاصلة سده های هفتم تا نهم هجری قمری در منطقة مغرب اقصی ظهور کردند و در پی پیروزی بر تمامی رقبای خارجی و داخلی در این منطقه به قدرت رسیدند. در نتیجة پیروزی های سیاسی بنی مرین، مغرب چند صباحی را در آرامش و ثبات گذرانید و شهرهایش با ساخته شدن مساجد، مدارس، زوایا، کتابخانه ها، حمام ها، بازارها و غیره به عنوان شهرهای شکوفای اسلامی پدیدار گشتند. عصر مرینیان در مغرب اقصی را می توان از درخشان ترین دوره های فعالیت مدارس مغرب نیز به حساب آورد. این در حالی بود که حملة مغول در نیمة دوم سدة هفتم در شرق و ادامة جنگ های صلیبی در مصر و شام، باعث اغتشاش و آشفتگی در مراکز علمی، امور دانشمندان و کتابخانه ها و به دنبال آن نابسامانی در شرایط آموزشی شرق اسلامی گردیده بود. اما ثبات سیاسی حاصل از حکومت بنی مرین، سبب ادامة درخشش نهادهای آموزشی در این بخش از جهان اسلام شد و مغرب توانست در سایة این دولت سهمی داشته باشد در حفاظت از آنچه از علوم اسلامی باقی مانده بود..
مدارس فاس و دیگر بلاد مغرب نیز به برجسته ترین مدارس جهان اسلام، به ویژه از لحاظ ارائة امکانات و خدمات اقامت به طلاب، تبدیل شد و مدارس آموزشی توسط سلاطین در شهرهای مغرب، همچون فاس، سبته، تلمسان، تازا، مکناس، بادس، طنجه، سلا، دارالبیضاء، ازمور، مراکش و اغمات، به وجود آمد. در سایة این مراکز بود که فرهنگ مغرب در سده های میانه توانست به نشاط علمی دست یابد. به نظر می رسد مبانی تعلیم و تربیت مرینی ها با تأکید بر مذهب مالکی، و نیز عملکرد امرای مرینی در تأسیس و حمایت مالی از نهادهای آموزشی، در پیدایش فضای مناسب مذکور تأثیر اساسی داشته است.
در این پژوهش تلاش شده است جایگاه اقتصادی عتبات عالیات میان دو دولت صفویه و عثمانی بررسی شده و بازتاب آن در روابط سیاسی دو کشور ایران و عثمانی ارزیابی شود. در این مقوله درباره سه رکن اساسی بحث شده است: 1. زیارت عتبات (زوار)؛ 2. موقوفات؛ 3. دفن اموات. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در این دوران تسلط بر منطقه عراق، به ویژه عتبات عالیات و دستیابی به منافع اقتصادی آن، از جمله مباحث مهم برای دو دولت صفویه و عثمانی بود. چنان که ورود زائران ایرانی به اماکن مقدس عراق با رونق بازار، ایجاد کسب و کار، گسترش تجارت، رونق کاروانسراها و راهداری ها و رفع بیکاری همراه بود. در این وضعیت، ورود انبوه زوار نوعی «صادرات نامرئی» برای عراق بود که می توانست در رفع مشکلات اقتصادی مردم عراق کمک کند. در این میان، موقوفات و نذور سلاطین صفوی و عثمانی و زوار شیعه در عتبات عالیات، بر اهمیت اقتصادی این منطقه می افزود و رونق اقتصادی منطقه را موجب می شد. درآمد اقتصادی دیگری که این منطقه برای دو دولت عثمانی و صفوی داشت، دریافت وجوه متعدد برای کفن و دفن اموات و قیمت هنگفت زمین در آنجا بود.
تصرف مصر در سال 1798 م/ 1177 هـ به دست نیروهای فرانسوی و تهدید شدن متصرفات بریتانیا در شرق، به ویژه هندوستان، از سوی فرانسویان، باعث آغاز دوره ای از رقابت بین این دو قدرت اروپایی در شمال آفریقا، اقیانوس هند، خلیج فارس و از جمله، در عمان شد. عمان به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در اقیانوس هند و دهانه خلیج فارس، از سویی با شرق آفریقا و جزیره موریس (ایل دوفرانس)، پایگاه فرانسویان در اقیانوس هند، ارتباط داشت و از سوی دیگر، روابط تجاری با غرب هندوستان و مناطق تحت کنترل داشت . همین موقعیت استراتژیک باعث شد تا حکومت انگلیسی هند از یک سو و حاکم فرانسوی جزیره ایل دوفرانس از سوی دیگر، تلاش کنند تا با بهره وری از شرایط منطقه و ایجاد و گسترش روابط با سلاطین عمان، از نفوذ رقیب در منطقه جلوگیری کنند. از سال 1810 م/ 1189 هـ به بعد، با افول تهدیدات فرانسه و تصرف مستعمرات این کشور در اقیانوس هند و شرق آفریقا، عمان از دایره رقابت های فرانسه و بریتانیا خارج شد. در این نوشتار، چگونگی شکل گیری، توسعه و سرانجام این رقابت در منطقه، که انعکاس بخشی از رویارویی های بریتانیا و فرانسه در اروپا بود، مورد بررسی قرار گرفته است.