فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۸۱ تا ۲٬۷۰۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
منبع:
پژوهشنامه زنان سال نهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۲۶)
101-129
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با بررسی کتاب تأدیب النسوان به مطالعه و بازخوانی مفهوم جنسیت به مثابه یک برساخت اجتماعی می پردازد تا نشان دهد چگونه مرزهای تن و حدود و ثغور آن با مکانیزم های زبانی تعریف و سپس سرکوب می شود آنجا که تن به واسطه ی زبان به فهم درمی آید به ساخت اجتماعی و فرهنگی تبدیل می شود؛ ساختی که راهی برای فهم آن پدیده ی مادی و زیست شناختی بدن باقی نمی گذارد. بدن زن در کتاب تأدیب النسوان بدنی ذاتاً مزاحم، غیرطبیعی و ضداجتماعی است. بروز و نمایش همین بدن مزاحم است که شاهزاده ی قاجاری را وامی دارد تا در تصحیح آن کتابی مرقوم کند. نصیحت نامه ی او شمای کلی از نظام گفتمانی مردسالارانه در ایران را به نمایش می گذارد که جنسیت را مشخصه ی محدود کننده و طبیعی زنان در نظر می گیرد. سوژه ی مردانه در این کتاب با آلوده انگاری و بیگانه سازی نمادین بدن زن "خود" را تطهیر می کند تا مرز روشنی بین خود و آن "دیگری" که هم غریبه و هم به اندازه ی کافی آشنا است ترسیم کند.
مقایسه اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار و رویکرد تصمیم گیری مجدد بر افزایش ابعاد تاب آوری زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاب آوری می تواند انعطاف پذیری و توانمندی خانواده را در گذر از موقعیت های مصیبت بار زندگی خانوادگی بهبود بخشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار و درمان تصمیم گیری مجدد بر افزایش ابعاد تاب آوری زنان متأهل به شیوه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و آزمون پیگیری انجام شد. نمونه مورد مطالعه به تعداد سی زن متأهل، با روش نمونه گیری در دسترس از میان زنانی که به دلیل تعارض زناشویی در فاصله زمانی شش ماهه به مراکز مشاوره شهر گرگان مراجعه کرده بودند، انتخاب شد. داده ها با اسفتاده از پرسش نامه تاب آوری خانواده در پیش آزمون و پس آزمون جمع آوری و به روش تحلیل کواواریانس چند متغیره با استفاده از نرم افزار SPSS21 تحلیل شد. نتایج نشان دهنده تأثیر معنادار زوج درمانی هیجان مدار و رویکرد تصمیم گیری مجدد بر روی نمرات تاب آوری زنان متأهل بود (001/.>P). همچنین نتایج نشان داد که درمان تصمیم گیری مجدد نسبت به زوج درمانی هیجان مدار در افزایش تاب آوری زنان مؤثرتر است.
تصویرشناسی زنان در سفرنامه ابن فضلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۰ بهار ۱۳۹۷ شماره ۱
97 - 113
حوزههای تخصصی:
تصویرشناسی یکی از شاخه های ادبیات تطبیقی است که از رهگذر آثار ادبی به شناسایی ویژگی ها و نگرش های اقوام و ملل دیگر می پردازد. شناسایی تصویر زنان اقوام و کشورها از منظر یک شاعر یا نویسنده خارجی از موضوعات دانش تصویرشناسی است که نقش مهمی در شناخت جایگاه، علایق و نگرش به زنان آن جوامع دارد. در این مقاله برآنیم که انواع تصاویر زنان را در سفرنامه ابن فضلان شناسایی کنیم. این سفرنامه از نخستین آثار به جامانده درباره سرزمین های حوضه رود ولگا و آسیای مرکزی است که نویسنده آن از ایران و سرزمین ترکان نیز گذر داشته است. در این سفرنامه، اطلاعات و تصاویر ارزشمند و منحصربه فردی از تصویر زنان اقوام ترک، بلغار ، ایران و روس ارائه شده که ما این اطلاعات و تصاویر را از چهار منظر ازدواج، پوشش، زیورآلات و کنیزان و براساس روش تحقیق در تصویرشناسی دسته بندی و بررسی کرده ایم. نتیجه پژوهش حاضر این است که آن دسته از تصاویر زنان که براساس عقاید و محیط زندگی ابن فضلان برایش عجیب و غیرعادی بوده، در اثر او برجستگی بیشتری دارد که به ترتیب در اقوام روس، ترک، بلغار و ایران خود را نشان می دهد.
زن به مثابه شخص آندروژن در دو فیلم از سینمای ایران: بررسی فیلم های روسری آبی و کافه ترانزیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۰ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳
311 - 331
حوزههای تخصصی:
هویت جنسی که در فرهنگ هر جامعه ای تبلور می یابد سرچشمه بسیاری از نابرابری های جنسیتی اجتماعی است. زن یا مرد ناچار است، با حفظ حدی از ارزش ها و عرف جامعه، برای تطابق خود با محیط و انجام شدن کارهایش، برخی از خصلت های جنس مخالفش را وام گیرد و همچون نقاب بر چهره خود زند و چه بسا تحمیل های جامعه خصلت های جنس مخالف را در او درونی کند و روند سنخ یابی جنسی (sex typing) فرد را تغییر دهد. آنجا که نقاب ها به بیان هم زمان روان مردانه و روان زنانه کمک می کند، تمهید آندروژنی شکل می گیرد. مسئله این پژوهش آن است که شخصیت های فیلم در چه موقعیت هایی و به چه دلایلی از تمهید آندروژنی به مثابه یک نقاب بهره می گیرند یا اینکه اصلاً چگونه به شخصیت های آندروژنس تبدیل می شوند. به این منظور، با بهره گیری از نظریات ساندرا بم (psychological androgyny)، دو فیلم روسری آبی (1373) و کافه ترانزیت (1383)، به روش توصیفی تحلیلی بررسی شده اند؛ تا نقش جامعه در ایجاد آندروژنی روان شناختی در جنسیت زن تبیین شود. یافته ها نشان می دهد که زنان برای احقاق حقوق پایمال شده یا گذران زندگی شان به استفاده از نقاب آندروژنی مجبور و رفته رفته در روند جامعه پذیری به انسان های آندروژنس تبدیل می شوند؛ در حالی که زن پوشی یا برگرفتن خصلت های زنانه برای مردان یا از سوی دیگران برای تحقیر و اهانت مردان به کار گرفته شده است یا از سوی خودشان برای فرار از موقعیت های دشوار.
بررسی تأثیر فردگرایی بر گفتمان عدم مداخله حاکمیت در الزام به حجاب(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اسلامی زنان و خانواده سال ۵ بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۸
127 - 146
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی مهم جامعه مدرن در عصر کنونی، تشدید فردگرایی است که در فضای فرهنگی جامعه ایران تأثیر گذاشته است. تصور برخی از افراد جامعه ایران نسبت به رعایت پوشش اسلامی، از «تعهد اجتماعی داشتن» به سمت «فردی و شخصی انگاشتن» آن سوق پیدا کرده است و در نتیجه، دخالت حکومت و دولت را در الزام به رعایت آن غیر مجاز تلقی می کنند. هدف مقاله حاضر، واکاوی میزان تأثیر فردگرایی با انگاره عدم مداخله دولت در الزام به حجاب و اجرای امر به معروف و نهی از منکر است. این پژوهش، به روش پیمایشی با توجه به دریافت دانشجویان دانشگاه تهران – پردیس فارابی در سال تحصیلی 1395-1396 بوده است که از بین آنان 370 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. همچنین از روش کیفی و مصاحبه با نخبگان حوزوی و دانشگاهی و دریافت دیدگاه های ایشان بهره برده شده است. یافته های تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS نشان می دهد که شاخص های مؤثر فردگرایی (مصالح فردی، استقلال گرایی، خودمحوری، لذت گرایی فعلی، آزادی در تدبیر بدن) بر انگاره عدم مداخله دولت در الزام به حجاب به میزان قابل توجهی اثرگذار است و به تبع آن، تأثیر مستقیم بر اجرایی شدن قانون امر به معروف و نهی از منکر دارد. جهت اجرای قانون امر به معروف و نهی از منکر و نهادینه سازی فرهنگ عفاف و حجاب باید به زیرساخت های ذهنی و فرهنگی در جامعه فردگرا توجه بسیاری شود و با تقویت فرهنگ قانون گرایی در جامعه و پرورش انسان های منضبط و قانون گرا به مقوله حجاب به عنوان قانون اجتماعی لازم الرعایه تأکید شود.
تعاونی های زنان روستایی، پتانسیلی برای کارآفرینی اجتماعی (مطالعه موردی: تعاونی زنان روستایی مهر آفرین ارم- شهرستان پاکدشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۶ بهار ۱۳۹۷ شماره ۱
149 - 173
حوزههای تخصصی:
امروزه کارآفرینی اجتماعی در بخش های عمومی، خصوصی و اجتماعی و در قالب اشکال متفاوت سازمانی (انتفاعی، غیرانتفاعی یا ترکیبی، خیریه ها، تعاونی ها، شرکت های سهامی، بنگاه های تجاری، اتحادیه ها) به تولید و خلق ارزش اجتماعی می پردازد. گسترش فعالیت تعاونی ها و عضوگیری آن ها از میان زنان این سؤال را ایجاد می کند که آیا تعاونی های زنان روستایی می توانند پتانسیلی برای شکل گیری کارآفرینی اجتماعی باشند؟ برای پاسخ به این سؤال، متن های حاصل از ۸ مصاحبه با کارآفرین و زنان عضو یک تعاونی زنان روستایی و همچنین متن اساس نامه شرکت های تعاونی در قانون، اساس تحلیل قرار گرفت و پاسخ به سؤالات پژوهش از طریق کاربرد روش گرانددتئوری و نرم افزار تحلیل داده های کیفی مکس کیو.دی.ای ممکن شد. پس از تحلیل، درمجموع ۴۳۸ عبارت معنایی استخراج شد و در ۱۶ مقوله اصلی، ۴۲ مقوله فرعی طبقه بندی و منظم شد. تعاونی به هنگام تأسیس در سال ۱۳۹۰، از دو نوع سرمایه مالی امکاناتی و سرمایه انسانی و ذخیره دانش برخوردار بوده است. ماهیت کسب وکار ایجادشده در تعاونی مطالعه شده علاوه بر آنکه به حل مسئله اجتماع محلی معطوف است، از رویکردی خیرخواهانه در مواجهه با زنان روستایی تحت پوشش برخوردار است. مسئله اجتماعی در این تعاونی، در سطح یک، اشتغال زایی برای کارآفرین و در سطح دو، حل مسائل اقتصادی اجتماع محلی، توان افزایی گروه هایی که فاقد درآمدند، برخورداری از رویکرد منفعت رسانی به زنان روستایی سرپرست خانوار و عضوگیری از زنان بدسرپرست و خودسرپرست بوده است. محیط کارآفرینی در تعاونی زنان روستایی مهرآفرین ارم از چهار تم اصلی یعنی: کارآفرین، زنان روستایی به مثابه اجتماع محلی، زمینه ها و بسترهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و قانونی و همچنین موانع بازدارنده از توسعه تعاونی ناشی از ضعف کارآفرین و هیئت مؤسس تشکیل می شود. استراتژی های تعاونی مهرآفرین ارم از استراتژی های فعلی (آموزشی، مدیریت نیروی انسانی، مالی، تولیدی و عرضه و فروش) و همچنین راهبردهای توسعه ای تعاونی در آینده تشکیل شده است. مقوله خوشه ای دستاوردها و پیامدهای تعاونی زنان روستایی مهرآفرین ارم به توانمندسازی و توان افزایی زنان، خلق و ایجاد ارزش و موفقیت های مالی و در عرصه رقابت تعاونی اشاره دارد.
توانمندسازی زنان سرپرست خانوار با تأکید بر برنامه های چهارم، پنجم و ششم توسعه جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۶ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲
319 - 338
حوزههای تخصصی:
بررسی سیاست های برنامه چهارم، پنجم و ششم توسعه در مورد توانمندسازی زنان سرپرست خانوار موضوع این مقاله است. از زنان مطلقه، بیوه، مجرد خود سرپرست و زنان شوهردار، که به دلایل گوناگون همچون ناتوانی شوهر سرپرست خانوارند، ذیل عنوان کلی زنان سرپرست خانوار یاد می شود. توانمندسازی این گروه از زنان مستلزم توجه به دو مؤلفه «پیشرفت» و «قدرت و عاملیت» زنان در متن سیاست گذاری است، لذا مسئله اصلی پژوهش بررسی شاخص های مؤلفه های یادشده در برنامه های مذکور و ارزیابی مواد قانونی این برنامه ها در جهت توانمندسازی زنان سرپرست خانوار است. نتایج این تحقیق، که به روش تحلیل محتوای کیفی جمع آوری شده، نشان می دهد برنامه های توسعه اقدام مؤثری برای افزایش عاملیت زنان در ناحیه دسترسی به منابع و حضور در شبکه های اجتماعی و بازار نداشته و فقط به حمایت های اندک مالی و تا حدودی حمایت های اجتماعی بسنده کرده است؛ سیاستی که نمی تواند به کاهش فقر و بهبود زندگی این زنان در درازمدت منجر شود.
رابطه مصرف گرایی و نگاه کالایی به انسان با سیالیت عشق در زندگی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۶ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴
483 - 498
حوزههای تخصصی:
مصرف گرایی یکی از شاخصه های دنیای مدرن است که به مصارف کالایی اکتفا نکرده و به ارتباطات و حتی ارتباط عاطفی زوجین نیز سرایت کرده است. هدف این مقاله بررسی رابطه فرهنگ مصرف گرایی کالایی بر مصرف گرایی ارتباطی زوجین یا سیالیت عشق است. این نوشته از نوع توصیفی تبیینی است. روش این بررسی پیمایش و جامعه آماری شامل همه زنان و مردان متأهل شهر تهران است که از میان آن ها 384 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و به پرسش نامه محقق ساخته پاسخ دادند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج در سطح اطمینان 95 درصد نشان داد بین مصرف گرایی و سیالیت عشق رابطه معنادار وجود دارد. آزمون رگرسیون گام به گام نیز نشان داد متغیرهای مستقل مصرف گرایی و نگاه کالایی به انسان، 1 / 10 درصد از واریانس متغیر سیالیت عشق را پیش بینی می کنند. این یافته ها نشان دهنده آن است که فرهنگ مصرف گرایی و نگاه کالایی به انسان می تواند روابط بین زوجین را تحت تأثیر قرار دهد و تداوم زندگی زناشویی را متزلزل کند.
مطالعه جایگاه زن در دوره هخامنشی و آشوری براساس شواهد باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۰ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴
527 - 548
حوزههای تخصصی:
جایگاه زنان در دوره های تاریخی و مشارکت آنان در امور سیاسی و اداری حکومت ها به منزله یکی از شاخصه های عمده توسعه جوامع تلقی می شود. مشارکت زنان در جوامع معیار مناسبی برای سنجش میزان رشد فکری مردم آن جامعه به شمار می آید و به نوعی بیانگر برابری و تساوی حقوق زن و مرد و یکی از شاخصه های پیشرفت و توسعه جوامع متمدن در اعصار گذشته و امروزی محسوب می شود. این نوشتار به بررسی جایگاه زنان در تمدن ایرانی و بین النهرین با انتخاب دوره های تاریخی (هخامنشی و آشوری) پرداخته است. از جمله مهم ترین شواهد باستان شناسی به جامانده، نقش برجسته ها و آثار مهرهای دوره های تاریخی یادشده اند که به جایگاه و نقش زنان در عرصه های حقوقی و سیاسی پرداخته اند. هدف این مقاله بررسی جایگاه زنان عصر هخامنشی و مقایسه آن با تمدن آشوریان و ارائه تصویری شفاف و روشن از عملکرد آن ها بر پایه مستندات موجود باستان شناختی است. این پژوهش از نوع تحقیق تاریخی است که به صورت توصیفی تحلیلی و تطبیق شواهد باستان شناسی، اعم از مهرها و سنگ نگاره ها، تلاش می کند جایگاه زن در تمدن های ایران و بین النهرین را با انتخاب دوره های تاریخی شاخص و با استناد به مدارک مستدل باستان شناسی تحلیل کند. درنهایت، چنین نتیجه می گیرد که به رغم تأثیرپذیری تکنیکی نقش برجسته های مرتبط با موضوع زنان هخامنشیان از آشوریان، احترام به زن و گستردگی مشارکت آنان در فعالیت های سیاسی و اقتصادی، استقلال و آزادی های فردی در زندگی خصوصی زنان هخامنشی نسبت به دوره آشوریان بیشتر است.
رابطه الگوهای ارتباطی خانواده و سبک های دلبستگی با شادکامی دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد اندیمشک
منبع:
زن و فرهنگ سال هشتم بهار ۱۳۹۶ شماره ۳۱
91-102
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، تعیین میزان رابطه الگوهای ارتباطی خانواده (جهت گیری گفت وشنود و جهت گیری همنوایی) و سبک های دلبستگی (ایمن، نا ایمن اجتنابی وناایمن دوسوگرا یا مقاوم) با شادکامی دانشجویان دانشگاه آزاداسلامی واحد اندیمشک بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد اندیمشک بود. که گروه نمونه، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به تعداد 327 نفر انتخاب شدند. روش تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی بود. از ابزار اندازه گیری شامل پرسش نامه تجدیدنظر شده الگوهای ارتباطی خانواده(نسخه فرزندان) کوئرنر و فیتزپاتریک (2002)، پرسش نامه سبک های دلبستگی کولینز و رید(1990) و مقیاس تجدیدنظر شده شادمانی آکسفورد (2002) استفاده گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از روش های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون چند گانه به روش ورود و گام به گام استفاده شد. یافته ها بیانگر آن بود که جهت گیری گفت وشنود و جهت گیری همنوایی با شادمانی رابطه مثبت و معنی دار داشتند. همچنین سبک دلبستگی ایمن با شادمانی رابطه مثبت و معنی دار و سبک های دلبستگی نا ایمن دوسوگرا و ناایمن اجتنابی با شادمانی رابطه منفی و معنی دار دارند. همچنین طبق نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون به روش گام به گام، از میان متغیرهای پیش بین، به ترتیب سبک دلبستگی ایمن، مؤلفه جهت گیری همنوایی و جهت گیری گفت وشنود بهترین پیش بینی کننده های شادکامی بودند.
اثربخشی مداخله معنویت درمانی با رویکرد شناختی رفتاری بر بهبود کیفیت زندگی و بهبود بهزیستی روان شناختی همسران جانبازان و ایثارگران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی معنویت درمانی شناختی- رفتاری بر میزان بهزیستی روان شناختی، کیفیت زندگی همسران جانبازان بود. نمونه ی این پژوهش، شامل 40 نفر از همسران جانبازان شهرستان شهرضا بود که به روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب شدند و به مقیاس بهزیستی روان شناختی، فرم کوتاه پرسشنامه ی زمینه یابی سلامت ، پاسخ دادند. سپس این افراد به تصادف در دو گروه آزمایش (13 نفر) و کنترل (13نفر) گمارش شدند. هر دو گروه در مراحل پس آزمون و پیگیری، مجدداً به پرسشنامه های پژوهش، پاسخ دادند. برای گروه آزمایش، هشت جلسه ی گروهی معنویت درمانی شناختی- رفتاری، اجرا شد، اما گروه کنترل در معرض هیچ مداخله ای قرار نگرفت. برای تحلیل داده های این پژوهش، از تحلیل کواریانس چندمتغیره و آزمون مان ویتنی- یو استفاده شد. نتایج نشان داد که با کنترل نمرات پیش آزمون، میزان بهزیستی روان شناختی گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، در مراحل پس آزمون و پیگیری، افزایش معناداری داشته است (05/0P
بررسی کیفی عوامل مؤثر در سازگاری با شرایط پس از طلاق در زنان مطلقه (مطالعه پدیدارشناسانه)
منبع:
زن و فرهنگ سال نهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۳۴
37-62
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی کیفی عوامل مؤثر در سازگاری با شرایط پس از طلاق در زنان مطلقه انجام شده است. جامعه ی آماری پژوهش شامل آن دسته زنانی که بیشتر از 3 سال از طلاق آن ها گذشته و نمونه گیری به صورت هدفمند تا حد اشباع (15 زن مطلقه سازگار و 15 زن مطلقه ناسازگار) از جامعه مذکور بوده است. با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته اطلاعات مرتبط با افراد نمونه جمع آوری شدند و پس از تحلیل محتوای مصاحبه ها و کدگذاری نهایی آن ها 2 شاخص اصلی در هر گروه استخراج شدنذ: عوامل درونی و بیرونی مؤثر در سازگاری با شرایط پس از طلاق، عوامل درونی و بیرونی مؤثر در ناسازگاری با شرایط پس از طلاق. نتایج نشان داد عوامل درونی تکیه بر توانایی های خود، واقف بودن بر ارزشمندی خود، داشتن روحیه تلاشگر و صبوری در رسیدن به اهداف، مثبت اندیشی، حل کردن گذشته نامطلوب و تمرکز برساختن حال و آینده مطلوب، انجام فعالیت های موردعلاقه، اعتقاد به وجود و حمایت موجود برتر، بی نیازی روانی و تلاش برای بهبود شرایط مالی و برخورداری از مهارت های زندگی و عوامل بیرونی حضور فرزند و رضایت از این حضور، استفاده خردمندانه از منابع حمایتی موجود و استفاده خردمندانه از منابع حمایتی سازمانی از عوامل مؤثر در سازگاری با شرایط پس از طلاق در زنان مطلقه محسوب شدند.
برساخت معنایی زن روشنفکر خاص در سینمای پس از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله پیش رو پاسخ به این پرسش است که تصویر زن روشنفکر در سینمای پس از انقلاب اسلامی چگونه برساخته شده است؟ برای نیل به این هدف از مفهوم «روشنفکر خاص» «میشل فوکو» و روش «تحلیل روایت» استفاده شد. حجم نمونه شامل 13 فیلم تولیدشده بین سال های 1360-1390 است که به شیوه هدفمند گزینش شده است. یافته ها نشان می دهد که در سینمای پس از انقلاب، زن روشنفکر، زنی مستقل، شاغل، تحصیلکرده با پوششی مدرن است که در تقابل با مناسبات خانوادگی قرار گرفته است؛ ازاین رو، در سینمای پس از انقلاب «خانواده» حوزه اصلی فعالیت زنان روشنفکر بازنمایی شده است و روایت سینما از تحول شخصیت این زنان، روایت تغییر شکل برساخت «تقابل روشنفکر بومی و روشنفکر غربی» در سال های پایانی دهه شصت، به برساخت «روشنفکر مدرن ایستاده و مقاوم» در دهه هفتاد و «روشنفکر مدرن شکست خورده» دهه هشتاد است؛ همچنین برساخت سینمایی این مفاهیم در راستای بازتولید گفتمان های سیاسی اجتماعی مسلط در هر دهه عمل می کند.
نیازهای دانشی و اجتماعی زنان روستای قزل تپه علی قلی استان زنجان برای مدیریت جامع حوضه آبخیز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۵ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲
241 - 264
حوزههای تخصصی:
زنان روستایی نقش مهمی در تأمین معیشت خانوارهای روستایی دارند و می توانند در برنامه های مدیریت پایدار منابع طبیعی نقش بسزایی ایفا کنند. هدف این پژوهش بررسی فعالیت های معیشت زنان روستایی و نیازهای مرتبط آنان برای ارتقای ظرفیت های دانشی و اجتماعی آن هاست. پژوهش با استفاده از یک مطالعه موردی و فنون ارزیابی سریع مشارکتی در روستای قزل تپه علی قلی در استان زنجان انجام شد. زنان روستایی از طریق راهبردهای معیشت مختلفی در خانوارهای خود فعالیت می کردند که از جمله عبارت بودند از: فعالیت های غیرکشاورزی همچون فرش بافی و تابلوبافی؛ فعالیت های کشاورزی وابسته به مراتع به ویژه برداشت گیاهان خوراکی و دارویی و فعالیت های کشاورزی با وابستگی کم به مراتع، به ویژه برداشت و فرآوری محصولات. ارزیابی نیازهای زنان روستایی نشان داد که آنان نیاز به دانش و مهارت به روز در مورد برداشت و فرآوری محصولات باغی و لبنی، روش های حفظ منابع طبیعی، فعالیت های نوین غیرکشاورزی و کشاورزی نوین و سواد بالاتر دارند. ضرورت بهبود نگرش زیست محیطی زنان، به ویژه در مورد مدیریت پسماندهای روستایی، نیز به منزله نیازی مهم مطرح شد. زنان روستایی همچنین به تقویت ظرفیت های اجتماعی خود، به ویژه در مورد نفوذ بر بازار محصولات کشاورزی، تعامل و اعتماد درون جوامع و با کنش گران بیرونی و تقویت تشکل های زنان روستایی نیاز داشتند. این نیازها ضرورت تنظیم برنامه های ترویج کشاورزی و مدیریت منابع طبیعی را در جهت ظرفیت سازی دانشی اجتماعی زنان روستایی نشان می دهد.
جنسیت و اخلاق مراقبت در فلسفه اخلاق فمنیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۵ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
45 - 62
حوزههای تخصصی:
دغدغه مشترک برخی اندیشمندان فمنیست واکاویِ نسبت میان جنسیت و اخلاق است. از این منظر، فمنیست ها اخلاق سنتی را به دلیل نادیده گرفتن یا کم اهمیت دانستن ارزش های فرهنگی و نیز تجربه اخلاقی زنان با نگاهی مردسالارانه نقد کرده اند. از این رو، با طرح نظریات و رویکردهای گونا گون به بازاندیشی اخلاق سنتی پرداخته و سعی کرده اند صورت بندی نوینی از نظام و مناسبات اخلاقی متناسب با مفهوم جنسیت ارائه دهند. رهیافت های زنانه به اخلاق بر روابط شخصی و اخلاق مراقبت تأکید می کنند و به ارزش روابط انسانی اهتمام می ورزند. همچنین، رهیافت های مادرانه بر ارتباط خاص بین مادران و فرزندان به منزله الگوی تعامل اخلاقی تأکید می کنند. به همین دلیل، این گونه رهیافت ها به خلاف اخلاق سنتی، که دربردارنده قواعد عام اخلاقی، بدون جانب داری و عقلانی است، رهیافت هایی قاعده گریز، جزئی نگر، متن محور، عینی و مبتنی بر عواطفی با بنیان جنسیتی اند.
شرطیت اذن زوج در فعالیت های سیاسی زوجه از دیدگاه امامیه و حنفیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی شرطیت اذن زوج در فعالیت های سیاسی زوجه از دیدگاه امامیه و حنفیه به صورت کتابخانه ایی و به شیوه توصیفی-تحلیلی انجام شد. چون خانواده بنیادی ترین نهاد جامعه است، خدای متعال به روابط همسران توجه ویژه ای دارد و دستورات و مقررات خاصی را بر اساس رأفت و رحمت بر روابط آنها وضع کرده است. از جمله این دستورات، قراردادن مرد در جایگاه مدیر و سرپرست خانواده است که لازمه این سرپرستی، لزوم هماهنگی زوجه با زوج برای انجام فعالیت هایش است و شارع مقدس این امر را با وضع شرطیت اذن زوج در فعالیت های زوجه محقق کرده است. بر این اساس، فعالیت های سیاسی زنان در قلمرو شرطیت اجازه شوهران قرار می گیرد که برای بررسی نظرات فقهای امامیه و حنفیه در این باره می توان به موضوع خروج زن از منزل و اشتغال زن مراجعه کرد و دیدگاه آنها را به دست آورد؛ بدین صورت که در بحث خروج زن از منزل، مشارکت زنان در فعالیت های سیاسی کشور و در مورد اشتغال زن، دستیابی به مناصب سیاسی قابل طرح است.
کیفیت زندگی مادران دارای کودکان با آسیب بینایی، شنوایی و اختلال اتیسم
منبع:
زن و فرهنگ سال هشتم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳۲
63-71
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف؛ بررسی کیفیت زندگی مادران دارای کودکان با آسیب بینایی, شنوایی و اختلال اتیسم انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مادران مراجعه کننده به مراکز و مدارس ویژه کودکان با آسیب بینایی و شنوایی و مراکز توانبخشی اختلال اتیسم شهر تهران در سال 1395-96 بود. از بین کل مراکز؛ مدرسه نابینایان شهید محبی و خزائلی, کانون ناشنوایان تهران و مدرسه ناشنوایان نیمروز و مرکز اتیسم دوم آوریل به صورت نمونه هدفمند انتخاب شدند و از بین کل مراکز تعداد 45 مادر مراجعه کننده دارای کودک نابینا, 45 مادر دارای کودک ناشنوا و 45 مادر دارای کودک با اختلال اتیسم(در مجموع 135 مادر) به صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند. روش پژوهش از لحاظ گردآوری داده ها، توصیفی از نوع علی/ مقایسه ای می باشد. از مقیاس کیفیت زندگی واروشربون (36-SF) برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. از آزمون تحلیل واریانس یک راهه و تحلیل واریانس چند متغیری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد که بین کیفیت زندگی سه گروه از مادران , تفاوت معنادری در سطح(01/0< P) وجود دارد و آزمون تعقیبی شفه نشان داد که کیفیت زندگی مادران دارای کودک با اختلال اتیسم نسبت به دو گروه مادران دارای کودک ناشنوا و نابینا پایین بود و کیفیت زندگی مادران کودکان نابینا بهتر از دو گروه یعنی ناشنوایان و اتیسم بدست آمد.
بررسی نقش دینداری در مشارکت زنان در فعالیت های ورزشی (نمونه مورد مطالعه: زنان شهر تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
امروزه زنان در مقایسه با مردان آمار کمتری از مشارکت در فعالیت های ورزشی را دارا هستند و به همین دلیل مشکلات زیادی را در ارتباط با سلامت شان پیدا می کنند. با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر با استفاده از روش میدانی، تکنیک پیمایش، ابزار تحقیق پرسشنامه و استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS، به دنبال بررسی نقش دینداری اجتماعی در مشارکت زنان در فعالیت های ورزشی به عنوان هدف اصلی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر تمامی زنان 18 سال به بالای شهر تهران می باشد که تعداد 600 نفر از آنها با استفاده از فورمول کوکران به عنوان حجم نمونه مورد بررسی قرار گرفته شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین میزان کل دینداری (26/0 =P)، و ابعاد آن یعنی بعد اعتقادی (24/0 =P)، بعد پیامدی (33/0=P)، بعد مناسکی (30/0=P) بعد تجربی (22/0=P) و بعد شناختی (28/0 =P) با مشارکت زنان در فعالیت های ورزشی ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد؛ بنابراین تمامی فرضیه های پژوهش تأیید می شوند. نتایج حاصل از مدل معادله ساختاری (AMOS) نیز نشان دادند که در کل اثر متغیر مستقل دینداری بر مشارکت زنان در فعالیت های ورزشی به میزان 35/0 می باشد.
بررسی نگرش زنان به ارزش فرزندان (مورد مطالعه: زنان 49-15 ساله شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله، ارزش فرزندان را از دیدگاه زنان شهر شیراز بررسی کرده است. شناخت ارزش های مثبت و منفی فرزندان از منظر والدین به دلیل تأثیری که در تصمیم گیری ها و انگیزه های والدین برای فرزندآوری دارد، نقش مهمی در تغییرات سطوح باروری یک جامعه ایفا می کند. روش تحقیق به صورت پیمایشی است و اطلاعات با استفاده از پرسشنامه از نمونه ای 400 نفری از زنان 49-15 ساله متأهل ساکن شهر شیراز جمع آوری شده است. یافته ها نشان می دهند مقوله بندی ارزش فرزندان با توجه به بارهای عاملی منتج از آزمون های تحلیل عامل با مقوله بندی فاوست از ارزش فرزندان منطبق است. میانگین نمره کل ارزش های فرزندان در مقیاس صفر تا صد برابر با 8/9± 73 است. یافته های استنباطی مطالعه نشان می دهند حداقل یکی از مقوله های ارزش فرزندان شامل ارزش اقتصادی، هزینه های فرصت ازدست رفته، تقویت و توسعه خود، کسب هویت با فرزندان، تداوم خانواده با توجه به متغیر های تحصیلات، سن ازدواج، درآمد خانواده، محل تولد، وضعیت اشتغال و سن زنان متفاوت است. بین متغیر های تحصیلات و سن ازدواج با ارزش های منافع اقتصادی، منافع احساسی، تقویت و توسعه خود و تداوم خانواده، رابطه معنی دار و معکوسی وجود دارد (05/ 0P-value ≤). هرچه سن زن و شوهر افزایش می یابد، درک زنان از منافع اقتصادی داشتن فرزند بیشتر می شود. برای زنانی که درآمد خانوادگی بیشتری دارند، منافع اقتصادی، تداوم خانواده، توسعه و تقویت خود و کسب هویت با فرزندان، اهمیت کمتری دارد. حداقل یکی از مقوله های ارزش فرزندان با توجه به متغیر های تحصیلات، سن ازدواج، درآمد خانواده، محل تولد، وضعیت اشتغال و سن زنان متفاوت است. به طور کلی، در جامعه مدرن امروزی، تغییر مقوله های ارزش فرزندان از مفهوم سنتی آن وجود دارد و زنان، فرزند را کالایی اجتماعی، فرهنگی، روان شناختی می پندارند که داشتن آن احساس مطلوبیت برای فرد ایجاد می کند که ارضاکننده ارزش های غیرمادی است و والدین حاضرند با وجود کاهش منافع عینی و کارکردی، داشتن فرزند را تجربه کنند.
بررسی تطبیقی وضعیت زنان در کشورهای اسلامی خاورمیانه و شمال افریقا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۵ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
123 - 147
حوزههای تخصصی:
وضعیت زنان در چند دهه اخیر در بیشتر نقاط دنیا پیشرفت های چشمگیری داشته است. بااین حال، شکاف جنسیتی هنوز در بسیاری از جوامع وجود دارد. این پژوهش، با استفاده از شاخص های بین المللی سنجش وضعیت زنان، به بررسی تطبیقی کشورهای اسلامی خاورمیانه و شمال افریقا از حیث توسعه جنسیتی، نابرابری و شکاف جنسیتی می پردازد. روش این پژوهش تحلیل ثانویه داده های بین المللی است که به دو روش تحلیل توصیفی اکتشافی و تحلیل خوشه ای انجام گرفته است. تجزیه و تحلیل های این تحقیق در خصوص وضعیت این کشورهای اسلامی بر دو الگوی اصلی تأکید دارد: اول آنکه، چنانچه مجموعه این کشورها را به عنوان یک کل در نظر بگیریم، شکاف جنسیتی میان آن ها به مراتب بیشتر و برجسته تر از سایر نقاط جهان است. دوم آنکه، تحلیل های تفصیلی این پژوهش نیز نشان دهنده تنوع و تفاوت های قابل ملاحظه بین این کشورهاست؛ به طوری که می توان آن ها را بر اساس وضعیت زنان در سه شاخص بین المللی به پنج گروه مجزا تقسیم کرد. در این گروه بندی، کشورهای قطر و کویت در دسته یک، کشورهای امارات متحده عربی، تونس، بحرین، عمان، عربستان سعودی و لیبی در گروه دوم، کشورهای لبنان، ترکیه و الجزایر در گروه سوم، کشورهای ایران، سوریه، اردن، مصر، مراکش، پاکستان و عراق در گروه چهارم و یمن و افغانستان در گروه پنجم قرار می گیرند. بر این اساس، به نظر می رسد برای تبیین و شناخت دقیق وضعیت زنان در این کشورها، توجه به تفاوت های متعدد و ناهمسانی آن ها، هم در وضعیت کنونی و هم در روند تحولات وضعیت زنان در سه دهه گذشته، ضروری است.