فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۴۱ تا ۲٬۴۶۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
منبع:
زن و جامعه سال نهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۳۳)
151 - 164
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله تبیین نقش واسطه ای سرمایه روان شناختی در رابطه میان فرهنگ سازمانی و کیفیت زندگی کاری معلمان زن بوده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی، از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی معلمان زن ابتدایی کوهمره نودان که بالغ بر 150 نفر بوده، می باشد. در این پژوهش، تعداد 108 نفر با استفاده از جدول مورگان و به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل سه پرسش نامه استاندارد سرمایه های روان شناختی لوتانز، کیفیت زندگی کاری قاسم زاده و فرهنگ سازمانی کمرون و کوئین بوده است که روایی و پایایی آن نیز مورد تأیید قرار گرفته است. نتایج ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه حاکی از آن بود که بین فرهنگ سازمانی با سرمایه روان شناختی، رابطه ای مستقیم و معنادار وجود دارد. بین فرهنگ سازمانی با کیفیت زندگی کاری، رابطه ای مستقیم و معنادار وجود دارد. بین سرمایه روان شناختی با کیفیت زندگی کاری، رابطه ای مستقیم و معنادار وجود دارد. سرمایه روان شناختی در رابطه بین متغیرهای فرهنگ سازمانی و کیفیت زندگی کاری نقش واسطه گری معنی دار ایفا می کند.
رفتارها و گفتارهای زمینه ساز جرائم جنسی از دیدگاه فقه ،حقوق و رویه ی قضائی ایران(مورد مطالعه: زنان بزهکار شهرکرد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال نهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۳۵)
317 - 338
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسیرفتار یا گفتار و... تحریک آمیز بزه دیده است که زمینه ساز بزه می شود و براساس بند پ ماده 38 قانون مجازات اسلامی 1392 سبب تخفیف مجازات مرتکب می گردد. در این پژوهش از روش توصیفی - تحلیلی با استفاده از ابزار کتابخانه ای و نمونه برداری از 60 پرونده از پرونده های مطروحه زنان بزهدیده در محاکم قضائی شهر شهرکرد صورت گرفته است. شیوه ی استفاده از پرونده ها به این گونه بوده که همه ی پرونده ها مورد مطالعه قرار گرفت و از بین این پرونده ها، آنهایی که به گونه ای بزه دیده نقش مؤثری در ارتکاب جرم داشته انتخاب شد و سپس به تجزیه و تحلیل بحث پرداخته شد و در نهایت تأثیر رفتارهای زمینه ساز جرائم جنسی و نقش آن در تخفیف مجازات در رویه قضائی و محاکم ایران بر اساس مبانی فقهی و حقوقی نتیجه گیری شد. یافته های این پژوهش، بیانگر آن است که اولاً، گاهی اوقات رفتارها و گفتارهای بزه دیده زمینه ساز ارتکاب جرائم جنسی می شود؛ ثانیاً اعمال و رفتار زمینه ساز جرائم جنسی و منافی عفت نه تنها سبب تخفیف مجازات مرتکب می شود، بلکه گاه سقوط مجازات بزهکار را موجب می شود؛ ثالثاً تخفیف و سقوط مختص به تعزیر نبوده و به جرایم حدی و قصاص نیز تعمیم می یابد.
مقایسه کفایت اجتماعی، سخت رویی و سبک های مقابله با استرس در همسران افراد معتاد و غیر معتاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه کفایت اجتماعی، سخت رویی و سبک های مقابله با استرس در همسران افراد معتاد و غیرمعتاد بود.طرح پژوهش توصیفی از نوع علی – مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش حاضر،دربرگیرنده کلیه زنان دارای همسر معتاد و غیرمعتاد شهر اراک در سال 1396 بود<strong>. </strong>157 نفر (77 همسر معتاد و 80 زن همسر غیرمعتاد) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه کفایت اجتماعی بورمسترت (1988)، سبک های مقابله با استرس(CISS) (1990) و سخت رویی کوباسا (HS) (1979) بود.داده ها با نرم افزار SPSS و آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شد. بر اساس یافته های پژوهش، تفاوت معناداری بین دو گروه بر اساس کفایت اجتماعی و زیرمقیاس های آن وجود دارد. به جز زیرمقیاس کنترل ، تفاوت معناداری بین دو گروه از نظر سخت رویی مشاهده نشد. علاوه بر این، زنان همسر معتاد سبک مقابله اجتنابی بیشتر و سبک مقابله مسأله مدار کم تری در مقایسه با زنان همسر غیرمعتاد نشان دادند؛ اما تفاوت دو گروه در مقابله هیجان مدار معنادار نبود. یافته های پژوهش حاضر می تواند راهگشای متخصصان در فهم دقیق عوامل مؤثر بر سلامت روانی زنان دارای همسر معتاد باشد. بنابراین، با طراحی مداخلات روان شناختی بر اساس این متغیرها می توان سلامت روانی زنان دارای همسر معتاد را بهبود بخشید
رمان "لیلة الملیار" (شب ملیاردر) روایتی زنانه از مهاجرت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیلِ بازتولید پدیدۀ «مهاجرت» در ادبیات زنان، تصویرگر کشاکش انتخاب میان خود و دیگری است. دیگری ای که گسترۀ آن فرزند، خانواده، هویت، سرزمین، تاریخ و جامعه است. محرک این نزاع -خود و دیگری- جنگ، غربت و آوارگی است، پدیده هایی که هر یک با گسترۀ وسیعی از بایدها و نبایدهای تاریخی و هویتی، افراد را ملزم به انتخاب می نماید. این پژوهش به دنبال خوانشی فمینیستی از «تجربه» یک نویسندۀ زن از «مهاجرت» است. تجربه ای که در روایتی دراماتیک می تواند فضای ذهنی و بعضا تصاویر فانتزی تخیل نویسنده را افزون بر واقعیت های محض خبری و رسانه ای، در معرض ذهن و وجدان مخاطب قرار دهد. پژوهش حاضر به واکاوی «مهاجرت» و شناسایی چالش مهاجران با مسئله مهاجرت می پردازد. این موضوع بر مبنای رمان لیلة الملیار (1967)، نوشتۀ غادةالسمان، یکی از زنان رمان نویس مشهور عرب پی گیری شده است. شناسایی تحول مفهومی در هویت مهاجران در این نوشتار با رویکردی «فمینیستی» و با روش توصیفی– تحلیلی انجام پذیرفته است. مقاله روشن نموده که به رغم همه جانبه نگری نویسنده نسبت به پدیدۀ مهاجرت و مسئلۀ مهاجران، نگاه مردسالارانه و تفسیرهای جنسیتی از کنش شخصیت ها در شخصیت پردازی و پیشبرد رویدادها کاملا مشهود است.
تبارشناسی بانوی نشسته بر کشتی نوح(ع) در نگاره های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۰ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴
473 - 496
حوزههای تخصصی:
یکی از اساطیر قدیمی بشری داستان توفان است. این اسطوره از سرآغاز پیدایش خود تاکنون توجه هنرمندان را در فرهنگ های مختلف به خود جلب کرده است. در اکثر قریب به اتفاق تصاویر مرتبط با توفان، بانویی در میان سرنشینان کشتی به چشم می خورد که شخصیت و حضور او در هاله ای از ابهام است. این پرسش که هویت بانوی نشسته بر کشتی نوح(ع) چیست مسئله ای است که نگارندگان تلاش دارند با مطالعات اسنادی و تطبیق 29 تصویر از فرهنگ های مختلف در این زمینه بدان پاسخ گویند. یافته ها با هدف شناخت تبار کهن الگوی «بانوی نشسته بر کشتی نوح»، در نگاره های اسلامی، مسیحی و ماقبل آن نشان می دهد که تصویر بانوی نشسته بر کشتی نوح، که در متون اسلامی با نام «والهه» شناخته می شود، از تمدن میان رودان تا هنر مذهبی و حتی غیر مذهبی معاصر، یکی از کهن الگوهای قدیمی بشری محسوب می شود و به رغم شخصیت غیرمذهبی این بانو در جهان اسلام، وارد هنر اسلامی نیز شده است. اثرگذاری و اهمیت این کهن الگو تا بدان حد بوده که وارد جهان تشیع نیز شده و با استناد به حدیثی از پیامبر اکرم(ص)، شخصیت ممتاز و الهی حضرت فاطمه(س) در قالب این الگو نشان داده شده است.
زمینه ها و حوزه های تصمیم گیری زنان؛ بازسازی معنایی تجربه و درک زنان شهر سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۶ بهار ۱۳۹۷ شماره ۱
1 - 25
حوزههای تخصصی:
گستره و دامنه قدرت زنان به دلیل جایگاه شکننده و آسیب پذیر در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی با محدودیت هایی همراه است. یکی از عرصه هایی که به میانجی آن می توان به کندوکاو در باب قدرت زنان پرداخت، فرایند تصمیم گیری در زندگی روزمره است. هدف این پژوهش، بازسازی معنایی تجربه زیسته زنان متأهل از تصمیم گیری ها و کشف زمینه ها، پیامدها و نحوه مواجهه زنان با پدیده تصمیم گیری از طریق ادراک و معنای ذهنی کنش هایی است که زنان با استفاده از آن ها تلاش می کنند از موقعیت های زندگی روزمره به عنوان منبع قدرت برای افزایش عاملیت خود در محیط استفاده کنند. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای میان زنان متأهل شهر سنندج به انجام رسید. برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری هدفمند و حداکثر تنوع و برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساخت یافته استفاده شد. نتایج حاصل از مصاحبه با 28 نمونه از زنان سنندجی بیانگر آن است که خودباوری، بازاندیشی و خطرپذیری، پشتوانه خانوادگی، کلیشه های جنسیتی، تجربه (سابقه ) تصمیم گیری و منابع در دسترس زنان از زمینه های تصمیم گیری زنان به حساب می آیند. بازسازی معنایی تجربه و درک زنان از تصمیم گیری نشان می دهد که زنان برای تصمیم گیری از استراتژی هایی چون گفت وگوی منطقی، انجام دادن درست و به موقع مسئولیت ها، استقلال و پشتوانه مالی، قرار دادن همسر در عمل انجام شده، بسنده نکردن به وضع موجود و بالا بردن سطح توقع از زندگی مشترک و اعتصاب زنانه بهره می گیرند. تجربه تصمیم گیری برای زنان پیامدهای احساس ارزشمندی، تعمیم و تعمیق تعلق جمعی، خوداتکایی، توانمندسازی و اعتماد به نفس در پی داشته است.
تحلیل جامعه شناختی احساس امنیت بر سلامت اجتماعی زنان45-15 ساله شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال نهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۳۳)
81 - 106
حوزههای تخصصی:
سلامت اجتماعی ارزیابی فرد از اجتماع، کیفیت و کمیت درگیر شدن شخص در اجتماع را در برمی گیرد. این نوشتار به بررسی ارتباط و شناخت تأثیر احساس امنیت اجتماعی به معنای نبود تشویش، دلهره و نگرانی خاص در رویارویی با امور مربوط به زندگی اجتماعی، بر سلامت اجتماعی زنان می پردازد. چارچوب نظری شامل رهیافت ترکیبی درحوزه سلامت اجتماعی و امنیت است و از نظریه های کییز، لارسون و نظریه نیازهای مازلو استفاده شد. روش مورد استفاده در این پژوهش از نظر روش گردآوری داده ها، پژوهشی توصیفی (غیرآزمایشی) از شاخه مطالعات پیمایشی بشمار می آید و از نظر ارتباط بین متغیرهای پژوهش، از نوع همبستگی است که مقدار سلامت اجتماعی زنان (متغیر وابسته) را با متغیرهای مستقل امنیت اجتماعی، و هم چنین، با وضعیت تأهل و اشتغال (متغیر زمینه ای) بررسی کرده است. جامعه آماری، زنان15تا 45سال ساکن شهرکرمان است که بر اساس فرمول کوکران، 380 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای، براساس مناطق چهارگانه ی شهرداری، از راه پرسش نامه های استاندارد شده، مورد مطالعه و بررسی قرارگرفتند. نتایج بدست آمده حاکی از رابطه مثبت و معنادار آماری بین احساس امنیت و ابعاد آن، با مقدار سلامت اجتماعی زنان است. نتایج رگرسیون چند متغیره نشان داد که احساس امنیت اجتماعی و امنیت فکری زنان به بهترین وجه و امنیت مالی، امنیت جانی و امنیت هویتی در حد ضعیفی متغیر سلامت اجتماعی را تبیین می کنند. متغیر وضعیت اشتغال و تأهل، سهمی کم تر در تبیین سلامت اجتماعی داشته است. نتایج تحلیل مسیر هم نشان دادند که متغیرهای مستقل، به صورت مستقیم تأثیری مثبت و معنادار بر افزایش سلامت اجتماعی زنان دارند.
تحلیل شخصیت گرد آفرید بارویکرد روان شناسی مثبت نگر
منبع:
زن و فرهنگ سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۸
109-116
حوزههای تخصصی:
هدف ازپژوهش حاضر، تحلیل شخصیت گرد آفرید نخستین بانوی حماسه ملی ایران بارویکرد روان شناسی مثبت نگر مارتین سلیگمن بود. جامعه مورد تحلیل شخصیت های زنان شاهنامه به ویژه گرد آفرید می باشد. طرح پژوهش توصیفی- تحلیلی بود که دربخش توصیفی، اطلاعات با شیوه مطالعه کتابخانه ای جمع آوری شده است؛ سپس در حوزه ی روان شناسی به تحلیل شخصیت گرد آفرید طبق آرای مارتین سلیگمن پرداخته شد . که بر این اساس چند دسته از ویژگی ها ی روان شناسی مثبت نگر که در شخصیت گرد آفرید بوداز جمله خرد، شجاعت، تعالی ،اعتماد به نفس و خودباوری مورد مطالعه قرار گرفت. یافته های به دست آمده بیان گر این است که روان شناسی مثبت نگر علمی است که در پی یافتن راهکارهایی مناسب برای زندگی مطلوب بشرامروزی است .در این رویکرد ب ه نق اط ق وت و توان من دی ه ای انسان از قبی ل ش جاعت، سعادت، خرد ودانایی توجه می شود و این که انسان ها می توانند با کمک اراده و تحت تأثیر بسیاری ازفضایل ذکر شده در روان شناسی مثبت نگربه منظور مبارزه با مشکلات، اقدام کنند تادرمسیرزندگی ایده آل و مطلوب خود قرار گیرند، همان گونه که گرد آفرید نماد نخستین زن حماسی ایران،برخلاف حماسه های اروپایی باشجاعت ودانایی خردمندانه تر از فرمانروایان بزرگ جنگ ،عمل کرد.
تأثیر تحولات اجتماعی بر سیاست گذاری حجاب(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
جامعه ایران در سال های اخیر در موضوع حجاب شاهد تحولات عمیق و گسترده ای بوده است. حیات اجتماعی، ظرف مکانی تحقق سیاست های اجتماعی و فرهنگی است. این سیاست ها در همان حال که از نظام ارزشی جامعه نشئت می گیرد، در بستر حیات اجتماعی اجرایی می شود. در سال های پس از انقلاب اسلامی تحولات نظام ارزشی، سیاست گذاری و سیاست های مرتبط با حجاب را تحت تأثیر قرار داده است. این تأثیرات معطوف به نوع سیاست ها و روش های اجرای سیاست ها بوده است و الگویی را نشان می دهد که در آن متناسب با کاهش نگرش های مثبت به مسئله حجاب در جامعه، نوع سیاست ها در جهت کاهش اقدامات کنترلی و تمرکز بر سیاست های اقناعی تغییر کرده است. مقاله حاضر بر اساس نظریه انگلهارت و مدل نظری مبتنی بر این نظریه، با استفاده از روش تحلیل ثانویه تلاش کرده است تا ضمن نشان دادن الگوی تأثیر تحولات نظام ارزشی بر سیاست های حجاب، روندهای معطوف به تحولات سیاست گذاری حجاب در سال های آینده در نظام سیاست گذاری را نشان دهد.
تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر مهارت های اجتماعی وعملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه ی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال نهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۳۵)
17 - 42
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تبیین تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر مهارت های اجتماعی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر بود. در این پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل و آزمایش بوده است. جامعه آماری شامل تعدادی از دانش آموزان دختر مقطع متوسطه ی اول شهر مرودشت در سال تحصیلی 94-1393 بود، که به صورت تصادفی خوشه ای تک مرحله ای انتخاب شدند و تعداد 30 نفر گروه آزمایش و 30 نفر گروه کنترل به عنوان حجم نمونه برآورد شد. این تعداد،افرادی بودند که در پرسشنامه مهارت های اجتماعی (گرشام والیوت) و عملکرد تحصیلی (فام وتیلور) که به عنوان ابزار این پژوهش بودند، در مرحله ی پیش آزمون، نمرات پایینی را کسب نمودند. آموزش مهارت های زندگی به مدت دو ماه و طی نه جلسه ی نود دقیقه ای آموزشی برای آزمودنی های گروه آزمایش اجرا گردید و گروه کنترل، هیچ آموزشی دریافت نکردند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته های پژوهش با توجه به نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مهارت های زندگی بر مهارت های اجتماعی دانش آموزان و همچنین بر خرده مقیاس های مهارت اجتماعی و عملکرد تحصیلی و خرده مقیاس های عملکرد تحصیلی دانش آموزان تأثیر معناداری داشته است.
اثر بخشی گروه درمانی وجودی بر حساسیت اضطرابی و بهزیستی روان شناختی زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر
منبع:
زن و فرهنگ سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۸
81-94
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی گروه درمانی وجودی بر حساسیت اضطرابی و بهزیستی روان شناختی زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر که به کلینیک روان شناسی در شهرستان اردبیل مراجعه کرده بودند، که از جامعه مذکور 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند و به روش تصادفی در دو گروه برابر آزمایش و گواه قرار گرفتند. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف (1995) و حساسیت اضطرابی تیلور و کاکس (1998) به عنوان ابزار ارزشیابی در پیش آ زمون، پس آ زمون مورد استفاده قرار گرفت. شرکت کنندگان با استفاده از مصاحبه ساختار یافته بالینی و بر اساس اختلال های محور یک انتخاب شدند. گروه آزمایشی طی 8 هفته تحت درمان وجودی قرار گرفت، و در این مدت در گروه کنترل هیچ گونه مداخله درمانی انجام نگرفت. داده ها با استفاده از روش های آماری توصیفی و آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که نمرات پس آزمون حساسیت اضطرابی و بهزیستی روان شناختی گروه مداخله و کنترل تفاوت معنی داری دارد. بدین ترتیب بر اساس یافته های این پژوهش می توان بیان کرد که شیوه گروه درمانی وجودی موجب کاهش علائم حساسیت اضطرابی و افزایش بهزیستی روان شناختی در زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر خواهد شد.
علل و پیامدهای روابط فرازناشویی
حوزههای تخصصی:
جامعه ﺷﻨﺎﺳﺎن، ﮐﺎرﮐﺮدهﺎی مهم ﺧﺎﻧﻮاده را، ﺗﻨﻈﯿﻢ رﻓﺘﺎر ﺟﻨﺴﯽ، ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﺜﻞ، ﺣﻤﺎﯾﺖ و ﻣﺮاﻗﺒﺖ، اﯾﺠﺎد آراﻣﺶ رواﻧﯽ، ارﺿﺎی ﻧﯿﺎزهﺎی ﻋﺎطﻔﯽ، ﺟﺎﻣﻌهﭘﺬﯾﺮی و ﮐﻨﺘﺮل و ﻧﻈﺎرت میدانند. ﺑه اﯾﻦ ﻣﻮارد، ﺑﺎﯾﺪ ﻧﻘﺶ ﺧﺎﻧﻮاده در ﭘﺮورش ﻣﻌﻨﻮی را ﻧﯿﺰ اﻓﺰود. ﺗﺤﻮﻻت ﺧﺎﻧﻮاده در دهههﺎی اﺧﯿﺮ، ﺗﻤﺎم ﮐﺎرﮐﺮدهﺎی ﯾﺎد ﺷﺪه را در ﻣﻌﺮض آﺳﯿﺐ ﻗﺮار داده اﺳﺖ. در هﻤه ﺟﻮاﻣﻊ، ﺑه وﯾﮋه ﺟﻮاﻣﻊ ﺷﺮﻗﯽ، ازدواج ﺑﺮ ﭘﺎﯾه ﻗﺮاردادی اﺳﺖ ﮐه در آن، هﺮ دو هﻤﺴﺮ متعهد میشوند ﻧﺴﺒﺖ ﺑه یکدیگر وﻓﺎدار ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﻣﺴﺌﻠه ﺧﯿﺎﻧﺖ، زﻣﺎﻧﯽ رخ میدهﺪ ﮐه در ازدواﺟﯽ ﮐه طﺮﻓﯿﻦ متعهد ﺑه ﺗﮏ همسری ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﯾﮑﯽ از آنها به طور ﻣﺨﻔﯿﺎﻧه، تعهد را ﻧﻘﺾ کند. ﻓﺮدی ﮐه ﺑه او ﺧﯿﺎﻧﺖ ﺷﺪه، ﻧه تنها اﻋﺘﻤﺎدش ﻧﺴﺒﺖ ﺑههﻤﺴﺮش ﺧﺪﺷهدار میﺸﻮد، ﺑﻠﮑه ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽاش ﺑﺮای درک دروغ، ﺗﮑﺎندهﻨﺪه اﺳﺖ. ﺗﻨﻮعطﻠﺒﯽ، هﻮﺳﺮاﻧﯽ و ازدواج ﻣﺠﺪد ﻣﺮد ﯾﺎ زن، ﺑﺎﻋﺚ از هﻢﭘﺎﺷﯿﺪﮔﯽ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮک ﻣﯽﺷﻮد. ﻣﺮد ﯾﺎ زن، ﺑه ﻓﺮﻣﺎن اﺣﺴﺎﺳﺎت ﺧﻮد، ﺑﺎ زن ﯾﺎ ﻣﺮد دﯾﮕﺮی ارﺗﺒﺎط ﺑﺮﻗﺮار کرده و راﺑﻄه ﺧﻮد ﺑﺎ هﻤﺴﺮﺷﺎن را ﺳﺴﺖ میکنند. در اﯾﻦ ﺷﺮاﯾﻂ، ﻋﻮاﻣﻠﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺛﺮوت، ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻣﻘﺎم و زﯾﺒﺎﯾﯽ طﺮف ﻣﻘﺎﺑﻞ، ﺑﺎﻋﺚ ﮔﺮاﯾﺶ ﺑه رواﺑﻄﯽ ﺧﺎرج از ﭼﺎرﭼﻮب رواﺑﻂ ﺧﺎﻧﻮادﮔﯽ ﻣﯽﺷﻮد.
تقاطع جنسیت و خانواده؛ فهم زنانه از ازدواج و زندگی خانوادگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۶ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴
499 - 524
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه میان جنسیت و نهاد خانواده، معنای زنانه از ازدواج و زندگی خانوادگی، در وضعیت تحولات حاضر، که با ازهم گسست فزاینده زندگی های تأهلی همراه است، بیانگر آن است که زنان در حال تجربه خروج از سایه و کشف هویتی جدید از خودند. مطالعه حاضر با مشارکت 28 نفر از زنان تهرانی باسابقه حداقل یک بار ازدواج و جدایی با استفاده از روش داده بنیاد (رویکرد سیستماتیک) صورت گرفته است. زنان باتجربه جدایی واجد سه تجربه هستند که برای این مطالعه ضروری است: تصورات پیش از ازدواج، تجربه زیسته از زندگی تأهلی و تجربه جدایی. بررسی این تجربیات سه گانه بیانگر فرایندی از شکل گیری معنای ازدواج و زندگی خانوادگی است که از بازتعریف فضای زیست و ابعاد هویتی جدید حکایت دارد. زنان با درخواست توجه بیشتر به رابطه همسرانه و صمیمیت و با توجه به افزایش سرمایه اجتماعی و فرهنگی در مسیر حرکت به سمت تغییر فضای تک جنسیتی در عرصه خصوصی و عمومی اند. این امر به دلیل ناشناخته بودن مختصات و ابعاد آن از یک طرف، غفلت سنگین مردانه از توجه به تغییرات از طرف دیگر و درنهایت به دلیل نبود زبان مشترک سبب ابهام موقعیتی برای زنان و مردان شده است که نتیجه آن در زندگی های آشفته یا ازهم گسسته نمود دارد.
بررسی اکتشافی دلایل تأخیر در سن ازدواج از دیدگاه دختران دانشجوی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سن ازدواج از دو سو قابل بررسی است. در یک سو بحث حداقل سن ازدواج مطرح است و در سوی دیگر افزایش سن ازدواج. مطالعات نشان می دهد پدیده تأخیر در ازدواج به منزله مسئله ای اجتماعی رو به افزایش است. پژوهش حاضر بر آن است که با رویکردی جامعه-شناختی به بررسی عمیق تر دلایل افزایش سن ازدواج از دیدگاه دختران مجرد بپردازد و نظرات آنان را مورد تحلیل قرار دهد. روند پژوهش تحلیل محتوای کیفی و بر اساس گرانددتئوری است که بر مبنای تحلیل پاسخ های شرکت کنندگان صورت می گیرد. جامعه نمونه دانشجویان دانشگاه های دولتی شهر تهران در مقاطع مختلف تحصیلی، می باشند که با رسیدن به اشباع نظری متوقف می گردد. اعتبار یافته ها از طریق دریافت نظرات برخی از پاسخگویان و گرفتن تأایید آن ها به دست می آید. نتایج نشان می دهد که شرکت کنندگان زندگی مجردی را به دو گونه ی " مجردی آسیب زا" و " مجردی لذت بخش " تقسیم می کنند. علت به تأخیر انداختن زنان مجرد را می توان به دو مفهوم اصلی" مناسبت درونی" و "مناسبت بیرونی" محدود دانست. پاسخگویان " سادگی در ازدواج، قدرت درک متقابل در ازدواج، شجاعت برای اقدام ازدواج، مهارت اداره زندگی مستقل، حمایت خانواده نه دخالت در ازدواج و همگونگی فرهنگی" را در ازدواج بهنگام مؤثر می دانند.کمتر پژوهشی مانند این پژوهش به اهمیت خود فرد در کنار اهمیت عوامل کلان اذعان دارند و پدیده ی تأخیر در سن ازدواج نه در حکم امری شخصی، بلکه به منزله ی مسئله ای اجتماعی نمود می دانند.
بررسی موانع توسعه کارآفرینی زنان در ایران با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال نهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۳۴)
249 - 274
حوزههای تخصصی:
امروزه زنان نقش مهمی در زمینه کسب و کار دارند. یکی از مهم ترین این کسب و کارها کارافرینی است که سهم بسزایی در رشد اقتصادی کشورها دارد و ضروری است که شرایط مناسب برای خوداشتغالی و توسعه کارآفرینی زنان فراهم گردد. بدیهی است که در مسیر توسعه فعالیت های کارآفرینانه زنان، موانع و مشکلات گوناگونی وجود دارد که شناسایی و رفع آنها منجر به تسهیل کارآفرینی خواهد شد. مطالعه موانع کارآفرینی زنان به شناسایی محدودیت های موجود، اصلاح مسیر آتی و در نهایت افزایش کارآیی فردی و اجتماعی آنان کمک می کند. هدف از این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی موانع توسعه کارآفرینی زنان در ایران است. در این راستا، موانع فردی، محیطی، زیربنایی، شروع و ادامه کار، سازمانی و شغلی شناسایی شده و در ادامه این موانع از دیدگاه زنان کارآفرین ایران و اساتید رشته کارآفرینی اولویت بندی شده اند. اولویت بندی موانع از دیدگاه خبرگان، با روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی انجام شده است. نتایج نشان داد مهمترین موانع کارآفرینی زنان، از نظر مردان موانع زیربنایی و از نظر زنان عوامل محیطی است.
شناسایی و اولویت بندی استراتژی های توسعه ی کارآفرینی اجتماعی در حوزه ی زنان سرپرست خانوار(مورد مطالعه: استان سیستان وبلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال نهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۳۵)
245 - 270
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش، شناسایی و اولویت بندی استراتژی های توسعه ی کارآفرینی اجتماعی در حوزه ی زنان سرپرست خانوار است. 37 استراتژی در قالب 7 عامل شامل: عامل سیاستی، نهادی و قانونی، عامل آموزش کارآفرینی و خودکفایی، عامل تسهیلات کسب وکار، عامل شبکه ها و سازمان های غیردولتی، عامل صندوق ها و کانون ها، عامل حمایت های مشاوره ای و عامل خدمات رفاهی، مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش اساتید دانشگاهی متخصص در حوزه ی مربوطه ، خبرگان و کارشناسان کمیته امداد استان سیستان و بلوچستان فعال در حوزه ی کارآفرینی اجتماعی زنان سرپرست خانوار می باشد که به علت محدود بودن جامعه آماری، نمونه گیری انجام نشد و از روش سرشماری، تعداد 19 نفر به عنوان نمونه آماری تعیین گردید. پس از جمع آوری داده ها به منظور تأیید مؤلفه ها و شاخص ها از آزمون دوجمله ای و نرم افزار اس پی اس اس استفاده شد و با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی الویت بندی عوامل صورت گرفت.یافته های تحقیق نشان می دهد عوامل سیاستی، نهادی و قانونی از دید خبرگان در رتبه ی نخست عوامل مؤثر بر توسعه ی کارآفرینی اجتماعی زنان سرپرست خانوار است و عامل تسهیلات کسب وکار در رتبه ی دوم قرار گرفته ،هم چنین از 37 استراتژی تعیین شده، استراتژی های بیمه ی زنان سرپرست خانوار، پشتیبانی و خدمات بازاریابی محصولات و ارائه تسهیلات اشتغال به زنان خانوار، به ترتیب رتبه های اول تا سوم قرار گرفته است.
از خودِ ناشکفته تا خودشکوفایی هنجاری هژمونیک، کاوشی بسترمند از فعالیت های هنری زنان طبقه متوسط شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۰ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲
153 - 175
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش سعی شده است فهم زنان از انجام دادن فعالیت های هنری و اجتماعی از طریق اکتشاف میان ذهنیت آن ها به دست آید. برای این هدف، فعالیت های هنری و اجتماعی زنان طبقه متوسط و متوسط رو به بالای شهر مشهد مطالعه شد. با استفاده از رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای و با استفاده از نمونه گیری نظری و هدفمند تعدادی از زنان شهر مشهد انتخاب شدند و مصاحبه های عمیقی با آن ها به عمل آمد. اطلاعات گردآوری شده با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند. یافته ها شامل 13 مقوله اصلی و یک مقوله هسته با عنوان «شکفتگی هنجاری هژمونیک» است که در قالب خط داستان، مدل پارادایمی و نظریه کوچک مقیاس ارائه شدند. به طور کلی، نتایج تحقیق نشان داد که زنان در مواجهه با دیگران خودشکوفا با خودِ ناشکفته شان روبه رو می شوند. بنابراین، با توجه به مالکیت سرمایه ای ویژه ای که دارند و همچنین تمایل به خودنمایی، در بستری چشم و همچشمانه و تحت تأثیر ذائقه های هژمونیک هنری به فعالیت های هنری می پردازند و دنیای اجتماعی و هنری خود را تولید و بازتولید می کنند.
نقش واسطه ای اضطراب در رابطه ی بازداری اجتماعی و فرسودگی حیاتی در زنان شاغل و غیرشاغل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال نهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۳۵)
363 - 380
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای این پژوهش تببین نقش واسطه ای اضطراب در بین بازداری اجتماعی و فرسودگی حیاتی در زنان شاغل و غیرشاغل شهرستان بوکان بود. نوع این پژوهش براساس هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش، کلیه ی زنان شاغل آموزش و پرورش شهرستان بوکان و نمونه با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی ساده ی 100 زن شاغل و 100 زن غیرشاغل که همسران آن ها شاغل آموزش و پرورش بودند، انتخاب شد. داده ها از روش پرسش نامه های بک(1990)، نئو(1989) و فرسودگی حیاتی ماستریخت(2005) گردآوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تی و ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر انجام گرفت. نتایج حاصل از آزمون تی نشان داد که بین زنان شاغل و غیرشاغل از نظر بازداری اجتماعی و فرسودگی حیاتی و اضطراب تفاوت معنادار وجود دارد. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که بین زنان شاغل از نظر بازداری اجتماعی و فرسودگی حیاتی و اضطراب رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. افزون بر این، نتایج تحلیل مسیر نشان دادند که متغیر اضطراب، به صورت مستقیم بر متغیر بازداری اجتماعی و فرسودگی حیاتی زنان شاغل تأثیر می گذارد. براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که اضطراب، شدت و میزان بازداری اجتماعی و فرسودگی حیاتی افراد شاغل را پیش بینی می کند.
تدوین الگوی بومی خانواده شادی محور با استفاده از نظریه مبنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تدوین الگوی بومی خانواده شادی محور انجام پذیرفت. پژوهش از نوع مطالعات کیفی بود که با استفاده از نظریه داده ها صورت گرفت. جامعه پژوهش شامل تمام متخصصان شاغل حوزه خانواده در سال 1396 و هم چنین تمام فرهنگیان شاغل استان قم که خانواده خود را شاد می دانستند و در پرسشنامه شادی آکسفورد حد نصاب نمره شادی را کسب کرده بودند. روش نمونه گیری در بخش انتخاب متخصصان هدفمند از نوع متوالی گلوله برفی و در بخش انتخاب خانواده ها هدفمند متوالی همگون بود. این پژوهش با 16 نفر از متخصصان حوزه خانواده و 21 خانواده شاد به حد اشباع رسید. جمع آوری داده ها با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته و با روش مثلث سازی انجام شد. از تجزیه و تحلیل مصاحبه با خانواده های شاد 98 مقوله در شناسه گذاری باز و 13 مقوله در شناسه گذاری محوری، و از تجزیه و تحلیل مصاحبه با متخصصان خانواده 87 مقوله در شناسه گذاری باز و 11 مقوله در شناسه گذاری محوری و از تجزیه وتحلیل کیفی متون و پژوهشهای مرتبط با عوامل مؤثر در شادی خانواده، 23 مقوله به دست آمد که در شناسه گذاری محوری در ده مقوله بر اساس شباهت موضوعی قرار داده شد. در نهایت با استفاده از مثلث سازی و بر اساس مقوله های متون و پژوهشهای مرتبط، مصاحبه با متخصصان و خانواده های شاد، الگوی بومی خانواده شادی محور در ده بعد تدوین شد.
تفاوت حسادت شناختی، عاطفی و رفتاری و سبک های عاطفی در زنان بی وفا، خیانت دیده و فاقد تجربه ی خیانت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال نهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۳۵)
1 - 16
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی حسادت شناختی، عاطفی و رفتاری و سبک های عاطفی (پنهان کاری، سازگاری و تحمل) در زنان بی وفا، خیانت دیده و فاقد تجربه ی خیانت (عادی) صورت گرفته است. این پژوهش که از نوع پس رویدادی است، در دو جامعه ی زنان بی وفا و خیانت دیده مراجعه کننده به سازمان بهزیستی و مراکز مشاوره وابسته و جامعه ی زنان عادی مراجعه کننده به خانه ی سلامت شهر ساوه، انجام شده است. انتخاب افراد از جامعه ی اول به صورت در دسترس (30 بی وفا، 30 خیانت دیده) و از جامعه ی دوم به صورت تصادفی ساده (30 عادی) صورت گرفته است. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش نامه های سنجش حسادت ولی زاده و آذربایجانی (1389) و سبک های عاطفی هافمن و کاشدان (2010) بوده اند. نتایج تحلیل داده ها با تحلیل واریانس چند متغیره حاکی از بالاتر بودن حسادت شناختی، عاطفی و رفتاری در زنان عادی در مقایسه با بی وفا و خیانت دیده و همچنین بالاتر بودن سبک عاطفی پنهان کاری در زنان بی وفا در مقایسه با خیانت دیده و عادی بوده است.