فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۶۱ تا ۲٬۶۸۰ مورد از کل ۳٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف : محققان در این مقاله بر آن بودند تا با مطالعه مبانی نظری روش معناشناسی، نسبت آن را با مبانی اسلامی سنجیده و اقتضائات بهره گیری از آن را در مطالعات قرآنی کشف کنند. روش: روش تحقیق در این مقاله، تحلیلی- استدلالی- کلامی است. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که اولاً، روش معناشناسی برای استفاده در متون مذهبی ایجاد نشده و نوعی از تحمیل نابجای آن توسط ایزوتسو بر قرآن صورت گرفته است. ثانیاً، نظیر این روش با عنوان علم مناسبات، برآمده از اندیشه های اسلامی باحثین حوزه قرآن در ادبیات علوم قرآنی وجود داشته است، بی آنکه نیازی به بهره گیری از روشهای دخیل باشد. ثالثاً، اگر اصراری بر بهره گیری از روش معناشناسی- به دلایلی نظیر بین المللی بودن این روش یا هر دلیل دیگر- وجود دارد، پژوهشگر می بایست متوجه مبانی نظری آن باشد و صرفاً به عنوان یک روش و ابزار با آن برخورد کند. رابعاً، روش معناشناسی برای فهم کلام قرآن، ضعفهایی دارد که استفاده از روشهای معین نظیر تفسیر موضوعی در کنار آن ضرورت دارد.
تعامل نظام حقوق اسلامی با نظامهای بزرگ حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، مقایسه ای کلی از منظر تاریخی با تأکید ویژه بر وجود یا نبود تعامل بین نظام حقوق اسلامی و دو نظام بزرگ حقوق رومی و کامن لو بود. روش : روش تحقیق از نوع تحلیلی- تطبیقی در تلاقی حوزه حقوق تطبیقی و تاریخ حقوق با استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی بوده است. یافته ها : عدم تأثیرپذیری نظام حقوق اسلامی از نظام حقوق رومی، تأثیر نظام حقوق اسلامی بر نظام کامن لو در زمینه حقوق قراردادها، حقوق مالی، حقوق دادرسی، حقوق تجارت، روش استنباط حقوقی و پذیرش شریعت اسلامی به عنوان یکی از مصادر قانونگذاری اروپا در دوره جدید و تأثیر حقوق اسلامی بر قوانین مدنی اروپا و همچنین تأثیر حقوق اروپایی بر حقوق کشورهای اسلامی در دوره جدید به ویژه از طریق قراردادهای کاپیتولاسیون و تأثیرگذاری حقوقی حکومتهای استعماری به عنوان یکی از نتایج سیاست استعماری. نتیجه گیری : مطالعات تطبیقی اندکی در مورد همانندی ها و مشابهت ها در زمینه مفاهیم، نظریه ها، نهادها، قواعد، اصول و مقررات حقوق اسلامی با دیگر نظامهای حقوقی در دسترس است؛ اما حقوق اسلامی به جهت غنای ذاتی برخاسته از آموزه های اسلامی، بدون تأثیرپذیری از حقوق رومی، به طور مستقل پیشرفت کرده، تأثیرات درخوری بر نظام کامن لو به ویژه در قرون وسطی و نیز بر حقوق اروپایی در دوران جدید داشته است. لذا شایسته توجه بیشتر و عمیق تر از سوی محققان حوزه حقوق تطبیقی است
بازخوانی تحلیلی پیامدهای اعتقاد به نظام احسن در اعتقادات، اخلاق و رفتار با تأکید بر آرای علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به آثار و پیامدهای مثبت یک باور و اعتقاد می تواند به عنوان محرّک انگیزشی، انسان را به کسب آن اعتقاد سوق دهد؛ به ویژه اگر آن آثار و پیامدها موجب رشد و بهره وری هر چه بیشتر و بهتر از زندگی فردی و اجتماعی انسان شود. اعتقاد به احسن بودن نظام هستی نیز مانند هر اعتقاد و باور دیگری، بازتابها و پیامدهایی دارد که توجه به آن آثار و بهره گیری درست از آن باور، زمینه ساز حل برخی از مشکلات فردی و اجتماعی است. هدف و روش: این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی، آثار و پیامدهای اعتقاد به احسن بودن نظام هستی را با تأکید بر آرای علامه طباطبایی، گردآوری، تحلیل و بازخوانی کرده است. یافته ها: علامه طباطبایی نگاه برگرفته از باور به احسن بودن نظام هستی را سرچشمه اعتقاد به توحید، تکامل اخلاق و تغییر رفتار انسانها می داند. نتیجه: اعتقاد به احسن بودن نظام هستی در سه حوزه اعتقادات، اخلاق و رفتار انسان تأثیرگذار بوده و آنها را جهت دهی می کند. اصل توحید، تقوای الهی، اخلاص، تصحیح روابط اجتماعی، تربیت، محیط زیست و ... از مواردی اند که اعتقاد به احسن بودن نظام هستی در آنها تأثیر می گذارد.
بررسی ارتباط بین جهت گیری مذهبی و گرایش های تفکرانتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه مباحث جنجال برانگیزی پیرامون نقش مذهب در زندگی انسان وجود دارد. پرورش تفکرانتقادی که یکی از مهم ترین اهداف آموزش و پرورش است، از جهت گیری مذهبی تأثیر می پذیرد. لذا پژوهش حاضر بر آن بود تا تأثیر انواع جهت گیری مذهبی را بر هریک از گرایشهای تفکرانتقادی بررسی کند. روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. شرکت کنندگان پژوهش شامل 352 نفر(189 دختر و 163 پسر) از دانشجویان مشغول به تحصیل در سال 92-91 دانشگاه شیراز بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. به منظور بررسی متغیّرهای پژوهش، هریک از شرکت کنندگان پرسشنامه خودگردانی مذهبی (ریان و همکاران، 1993) و سیاهه گرایش به تفکرانتقادی ریکتس(2003) را تک میل کردند. پایایی ابزارهای پژوهش به وسیله ضریب آلفا ی کرونباخ و روایی آنها به کمک روش تحلیل عاملی تعیین شد. یافته ها: نتایج تحلیل رگرسیون حاکی از آن بود که جهت گیری مذهبی همانندسازی شده همهگرایشهای تفکر انتقادی، اعم از ابتکار، بلوغ شناختی و اشتغال ذهنی را به صورت مثبت و جهت گیری مذهبی درون فکنی شده آنها را به صورت منفی پیش بینی می کند. نتیجه گیری: افرادی که جهت گیری مذهبی شان از نوع همانندسازی است، گرایش به تفکر انتقادی بالایی دارند و بالعکس افرادی که جهت گیری مذهبی آنها از نوع درون فکنی شده است، گرایش به تفکر انتقادی پایینی دارند.
بررسی تأثیر متغیّرهای جمعیت شناختی بر اولویت مسائل فکری دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، بررسی تأثیر متغیّرهای جمعیت شناختی مانند جنسیت، وضعیت تأهل، محل سکونت و معدل بر اولویت مسائل فکری در ذهن دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه صنعتی شریف است تا مشخص شود آیا جنسیت و سایر متغیّرهای جمعیت شناختی بر اولویت مسائل فکری در ذهن دانشجویان مؤثر است یا خیر؟ روش: روشِ گردآوری داده ها، توصیفی پیمایشی و ابزار جمع آوری آنها پرسشنامه است. جامعه آماری پژوهش را دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه صنعتی شریف تشکیل می دهند که از میان آنها با توجه به فرمول کوکران، 356 دانشجو به صورت تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه میان آنان توزیع شد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، میان دختران و پسران و نیز دانشجویان با معدلهای مختلف، در اولویت بندی مسائل فکری، تفاوت معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش، باید اولاً، تفاوت دختران و پسران نسبت به سرفصلهای آموزشی دروس معارف اسلامی پذیرفته شود و بر مبنای آن برنامه ریزی های مناسب صورت پذیرد؛ ثانیاً، اهمیت مسائل مرتبط با خانواده متعادل برای همه دانشجویان تبیین شود.
شناسایی ادراک و تفسیر دانشجویان دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران درباره اسلامی سازی برنامه های درسی آموزش عالی؛ یک پژوهش پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف پی بردن به اهمیت برنامه های درسی به عنوان یکی از عناصر یا خرده نظامهای اصلی آموزش عالی که می تواند نقش غیر قابل انکاری در راستای تحقق اهداف و رسالتهای دانشگاهها داشته باشد، انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران است. این پژوهش برگرفته از شرایط فعلی حاکم بر نظام آموزشی است و تجربه زیسته دانشجویان از اسلامی سازی برنامه های درسی، از دیگر اهداف آن به شمار می رود. روش : با توجه به ظرفیت شگرف رویکردهای کیفی، به ویژه روش پدیدارشناسی، از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شده است. جمع آوری داده ها در مصاحبه با 75 نفر که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، به اشباع رسید. داده ها با استفاده از راهبرد هفت مرحله ای کلایزی تفسیر و توصیف شد. یافته ها : یافته ها حاکی از آن است شرکت کنندگان در این پژوهش، نگاهی عمیق به موضوع پژوهش داشتند. از نظر این افراد، مسئله اسلامی سازی برنامه درسی نیازمند بررسی عمیق و تعمّق گسترده است . نتیجه گیری : نتایج پژوهش ضمن بازنمود چنین تحلیلهایی نشان داد برای پیمودن این مسیر پر فراز و نشیب باید همه رویکردها و عوامل مختلف علمی و سیاسی و فرهنگی در نظر گرفته شوند.
نقش رسانه ها در میزان آشنایی دانشجویان با فرقه های شیطان پرستی (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این نوشتار، بررسی نقش رسانه ها در میزان آشنایی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل با فرقه های شیطان پرستی بود. روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، از نوع کاربردی و به لحاظ روش، از نوع همبستگی است و برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه محقق ساخته با سؤالات بسته پاسخ در طیف پنج گزینه ای لیکرت استفاده شده است. یافته ها: آشنایی با شیطان پرستی در بین دختران و پسران به صورت معناداری پایین تر از میانگین نظری است؛ میزان آشنایی دانشجویان پسر به صورت معناداری بیشتر از دانشجویان دختر است؛ تفاوت میانگین مشاهده شده در بین گروههای تحصیلی معنادار نیست؛ بین منابع رسانه ای آشنایی دانشجویان دختر و پسر با فرقه های شیطان پرستی تفاوت معناداری وجود ندارد؛ همچنین بین متغیّرهای پایگاههای اجتماعی- اقتصادی دانشجویان و میزان آشنایی با فرقه های شیطان پرستی رابطه معناداری وجود نداشت. نتیجه گیری: در میان منابع آشنایی دانشجویان با فرقه های شیطان پرستی، رسانه ها نقش مؤثری دارند. تعدّد منابع رسانه ای، سهولت استفاده و ارتباط فوری، عدم محدودیت در تولید محتوا، تعامل مخاطب، غیر رسمی بودن فضای شبکه های اجتماعی، نداشتن تیم تحریریه در تولید محتوا، سانسور کمتر و قیمت کمتر، باعث می شود نقش این رسانه ها در ترویج افکار و شکل دهی به فرهنگ و اندیشه پررنگ باشد.
بررسی خودکارآمدی رایانه ای و نگرش دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان نسبت به استفاده از رایانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۴ زمستان ۱۳۹۰ شماره ۱۶
63 - 84
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی خودکارآمدی رایانه ای و نگرش دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان نسبت به استفاده از رایانه انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان در نیمسال دوم سال تحصیلی 89-88 می باشد؛ نمونه این پژوهش از 372 نفر از دانشجویان انتخاب شده است. روش نمونه گیری طبقه ای- تصادفی، ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بوده و برای تحلیل آماری داده ها از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t و f استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که سطح نگرش نسبت به رایانه و خودکارآمدی رایانه ای دانشجویان در حد متوسطی می باشد و از متغیرهای نگرش نسبت به رایانه، میل و رغبت، اعتماد و اضطراب در نگرش دانشجویان نسبت به رایانه تأثیر داشته، اما متغیر سودمندی تأثیری نداشته است. همچنین خرده مقیاس های خودکارآمدی رایانه ای در خودکارآمدی دانشجویان تأثیر داشته است. شرکت در دوره های مربوط به آشنایی با رایانه در نگرش نسبت به رایانه و خودکارآمدی رایانه ای مؤثر بوده است و بین خودکارآمدی رایانه ای و جنسیت، خودکارآمدی رایانه ای و مقطع تحصیلی و نگرش نسبت به رایانه و خودکارآمدی رایانه ای بر حسب دانشکده تفاوت معنی دار می باشد.
تبیین عوامل مؤثر بر کیفیت آموزش دانشگاهی
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۲ تابستان ۱۳۸۸ شماره ۶
9 - 36
حوزههای تخصصی:
در اغلب کشورهای دنیا فعالیت های دانشگاهی در قالب سه مأموریت: آموزش، پژوهش و خدمات دنبال می شود. ارزشیابی کیفیت فعالیت های دانشگاهی، بدون شناخت عوامل اساسی مؤثر بر آن، منتج به نتایج نادرستی شده و نه فقط به ارتقاء کیفیت فرایند آموزش کمکی نخواهد کرد، بلکه موجب اتخاذ تصمیمات نادرست توسط مدیران و بی اعتمادی و بیزاری ، ارزشیابی شوندگان از فرایند ارزشیابی خواهد شد . تبیین عوامل اساسی مؤثر بر کیفیت آموزش دانشگاهی ، در سه بعد مدرس، دانشجو و محیط آموزش، هدف کلی این پژوهش را تشکیل می دهد . جامعه آماری مطالعه را اعضای هیئت علمی رشته های علوم تربیتی دانشگاه های دولتی که در سال ۱۳۸۴ دارای دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی مستقل و یا گروه علوم تربیتی بوده اند، تشکیل می دهد . با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای ، ۱۰۳ عضو هیئت علمی، در چهار دانشگاه انتخاب شده است . روش پژوهش ، توصیفی از نوع زمینه یابی است . ابزار جمع آوری اطلاعات را دو نوع پرسشنامه محقق ساخته، شامل پرسشنامه شناسایی عوامل اساسی مؤثر بر کیفیت آموزش بر مبنای روش دلفی و پرسشنامه اعتبار یابی عوامل پیشنهادی تشکیل می دهد . روایی ابزارها با استفاده از روایی محتوایی و پایایی آن ها با استفاده از آلفای کرون باخ محاسبه شده است. از شاخص های آمار توصیفی برای تلخیص و آزمون T تک گروهی برای تحلیل داده ها استفاده شده است .
نتایج پژوهش ، حاکی از آن است که از بین ۱۲ مؤلفه و ۱۰۷ عامل بررسی شده ، ۱۱ مؤلفه و ۶۸ عامل با کسب میانگین ۴ و بالاتر (از حداکثر ۵) و انحراف معیار کمتر از ۱ ، به عنوان عوامل اساسی مؤثر در کیفیت آموزش شناخته شده اند و بر مبنای یافته های پژوهش، پیشنهادهای لازم به منظور ارتقاء فرایند ارزشیابی کیفیت آموزش دانشگاهی ارائه شد .
تأثیرآموزش «تفکر در نعمت و قدرت الهی» بر زنگارزدایی فطرت در دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر، شناسایی میزان تأثیر «تفکر در قدرت و نعمت الهی» بر زنگارزدایی فطرت الهی و ارتقای معنوی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان بود. روش: در این پژوهش، از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. نمونه شامل103 دانشجو (73 نفر گروه آزمایش و 30 نفر گروه کنترل) بود. مداخله مبتنی بر تفکر هر هفته قبل از آموزش کلاسی طی 12 جلسه اجرا و به مدت 10 دقیقه تفکر در نعمت و قدرت پروردگار در برنامه روزانه دانشجویان گروه آزمایش گنجانده شد. یافته ها: تجزیه و تحلیل آماری داده ها از طریق تحلیل کوواریانس، نشان داد که بین میانگین نمره های پس آزمون زنگارزدایی فطرت گروه آزمایش و کنترل، تفاوت معناداری وجود دارد؛ به نحوی که مداخله آموزشی «تفکر در قدرت و نعمت الهی» می تواند در زنگارزدایی فطرت و ارتقای معنویت تأثیرگذار باشد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد با وجود اینکه فطرت آدمی بر وجوب تعظیم عظیم، احترام حاضر و شکر منعم مفطور است، ولی زنگار فطرت این امور را کم رنگ یا انسان را در انتخاب مصداق آن به خطا می کشاند که انسان با تفکر در عالم هستی می تواند آن را بزداید تا ایمان پایدار، عمل صالح، صفات حمیده و اعتقادات صحیح نمود یابد.
الگوی ساختاری روابط هوش سازمانی، چابکی سازمانی و نوآوری در آموزش عالی (مورد مطالعه: دانشگاه ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۱ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴۴
33 - 63
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای پژوهش حاضر، بررسی الگوی ساختاری روابط هوش سازمانی، چابکی سازمانی و نوآوری در دانشگاه ارومیه بود. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل همه کارکنان دانشگاه ارومیه به تعداد 490 نفر بود که با استفاده از جدول مورگان نمونه آماری این پژوهش 214 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های هوش سازمانی آلبرخت (2003)، چابکی سازمانی اسپایدرز (2007) و نوآوری سازمانی طاهرپرور و همکاران (2014) بود. پایایی ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ و روایی محتوا با نظرات متخصصان و سازه تحلیل عاملی تأییدی تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که اثر مستقیم هوش سازمانی بر نوآوری (28/0) مثبت و معنی دار است؛ اثر مستقیم چابکی بر نوآوری (19/0) مثبت و معنی دار است. اثر مستقیم هوش سازمانی بر چابکی (23/0) مثبت و معنی دار است. اثر غیر مستقیم هوش سازمانی بر نوآوری با میانجیگری چابکی (13/0) مثبت و معنی دار است.
پیش بینی گرایش به تفکر انتقادی دانشجویان بر اساس باو رها ی معرفت شناختی و جوّ روانی- اجتماعی کلاس درس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۸ بهار ۱۳۹۴ شماره ۲۹
115 - 132
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، پیش بینی گرایش به تفکر انتقادی بر اساس باورهای معرفت شناختی و جوّ روانی- اجتماعی کلاس درس دانشجویان دانشگاه یزد بود. روش: این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی است و جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه یزد در سه دانشکده علوم انسانی، علوم پایه و فنی مهندسی است؛ که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 120 نفر (63 دختر و 57 پسر) از آنها برای نمونه انتخاب شدند. آزمودنی ها به سه پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی ریتکس، معرفت شناختی شومر و جوّ روانی- اجتماعی کلاس درس پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون رگرسیون همزمان و آزمون t به کمک نرم افزار SPSS 22 تحلیل شد.
یافته ها: نتایج یافته های پژوهش نشان داد که بین باورهای معرفت شناختی و گرایش به تفکر انتقادی، همبستگی معنادار و منفی وجود دارد. همچنین، نتایج آزمون t بیانگر تفاوت دختران و پسران در عامل انضباط است (05/0>p).
نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که باورهای معرفت شناختی، گرایش به تفکر انتقادی را پیش بینی می کند، ولی جوّ روانی-اجتماعی کلاس درس پیش بینی کننده گرایش به تفکر انتقادی نیست.
مقایسه خلّاقیت و مهارت تصمیم گیری دانشجویان رشته کارآفرینی با دانشجویان سایر رشته های دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۶ تابستان ۱۳۹۲ شماره ۲۲
63 - 75
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، مقایسه دانشجویان رشته کارآفرینی و سایر رشته های دانشگاه تهران از لحاظ خلّاقیت و مهارت تصمیم گیری است. روش این پژوهش، توصیفی و از نوع علّی- مقایسه ای است. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان ورودی 88 و 89 مقطع کارشناسی ارشد رشته کارآفرینی دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران هستند و نمونه آماری به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده برای گروه مطالعه و روش نمونه گیری طبقه ای برای گروه مقایسه از طریق جدول کریجسی و مورگان (1970) انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش، پرسشنامه خلّاقیت عابدی و پرسشنامه مهارت تصمیم گیری محقق ساخته، بودند. تجزیه و تحلیل یافته ها با بهره گیری از آزمون های آماری2T هتلینگ و آزمون t مستقل نشان داد که بین دو گروه مطالعه و مقایسه، از لحاظ نمرات خلّاقیت و مهارت تصمیم گیری تفاوت معناداری وجود ندارد
ارزشیابی تعلق و تعهد سازمانی دانشجویان دانشگاه شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۴ پاییز ۱۳۹۰ شماره ۱۵
59 - 73
حوزههای تخصصی:
هدف کلی از انجام این تحقیق ارزشیابی تعلق و تعهد سازمانی دانشجویان دانشگاه شیراز بر اساس عوامل جمعیت شناختی بود. جامعه آماری شامل 2708 نفر دانشجوی ورودی سال 1388 دانشگاه در دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد بود. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای و فرمول کوکران تعداد 337 نفر انتخاب و پرسشنامه تعلق و تعهد سازمانی دمیرای[1] (2008) که روایی و پایایی آن محاسبه شده است بین آنان توزیع و گردآوری شد. داده ها با استفاده از برخی روش های آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شد. که نتایج نشان داد:
1) میزان تعلق و تعهد سازمانی دانشجویان دانشگاه شیراز کمتر از سطح کفایت مطلوب (75%) و بالاتر از حداقل قابل قبول (50%) می باشد. 2) میانگین تعلق و تعهد سازمانی دانشجویان زن بالاتر از مردان می باشد. 3) بالاترین میانگین تعلق سازمانی مربوط به دانشجویان مهندسی و کمترین میانگین مربوط به دانشجویان علوم پایه می باشد ولی تفاوت بین دو گروه معنی دار نیست. 4) دانشجویان رشته های علوم انسانی از بیشترین و دانشجویان رشته های مهندسی از کمترین میزان تعهد سازمانی به دانشگاه برخوردار هستند. 5) میانگین تعلق و تعهد سازمانی دانشجویان کارشناسی ارشد به طور معنی داری بیشتر از دانشجویان کارشناسی است.
<br clear="all" />
5. Demiray
تأثیر آموزش به شیوه روش تدریس نیازمحور در درس آیین زندگی بر تربیت اخلاق دانش اندوزی دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : این مقاله در صدد بود تا تأثیر روش نیازمحور بر تربیت اخلاق دانش اندوزی دانشجومعلمان دختر پردیس بنت الهدی صدر دانشگاه فرهنگیان استان گیلان را در نیمسال دوم تحصیلی 98-1397 بررسی کند. روش: این پژوهش بر اساس شیوه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه اجرا شد. یافته ها: بیشتر توانمندی های انسان به دانایی برمی گردد و دانایی جز با دانش اندوزی به دست نمی آید. شخصیت آدمی در پرتو کسب دانش و معرفت، در تمامی ساحتهای وجودی، به رشد و تکامل می رسد. به همین دلیل، جامعه هایی که علوم و معارفشان در رشته ها و زمینه های مورد نیاز رشد نکرده باشد، نمی توانند به شکوفایی برسند. در زمان حاضر اخلاق به عنوان یکی از ضروریات جامعه دانشگاهی کشور محسوب می شود و تقویت و رشد اخلاق دانش اندوزی با توجه به تأثیر آن بر رفتار علمی ما در مراحل تحصیل، تدریس، تحقیق و خدمات علمی، از الزامات کشور به شمار می رود. نتیجه گیری : روش تدریس نیازمحور بر تقویت و پیشرفت اخلاق دانش اندوزی دانشجومعلمان مؤثر بود.
ضرورت بازنگری دروس معارف اسلامی با رویکرد به مباحث حوزه سلامت در دانشگاههای علوم پزشکی با تکیه بر دروس مبانی نظری اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی از انجام پژوهش حاضر، پاسخ به این سؤال بود که به لحاظ مبنایی چگونه می توان آموزه های دینی را از منظر و رویکردی سلامت محور و برای رشته های پزشکی و پیراپزشکی بازخوانی و بازنویسی کرد. روش: نوع طرح در این پژوهش، بنیادی-کاربردی (توسعه ای) است و روش مطالعه آن، توصیفی تحلیلی پیمایشی همراه با تحلیل گفتمان و مبتنی بر روش دلفی است. نوع طراحی مطالعه نیز مطالعات ارتقای کیفیت خدمات است که با نگرشی نیازمحورانه و با دغدغه توسعه محتوا شکل گرفته است. یافته ها: این پژوهش نشان داد که ارائه دروس معارف اسلامی با رویکرد به مباحث حوزه سلامت، امری ممکن و مطلوب و بلکه ضروری است که طی آن، مفاهیم کلامی و حوزه سلامت در رابطه ای متقابل، همزمان به عنوان پیش فرضهای بنیادین مورد توجه قرار می گیرند. به نظر می رسد ضرورت این تحول اکنون به خوبی احساس شده و استادان مجرّب دروس معارف اسلامی برای تحقق آن به راه حلهایی نیز می اندیشند و طرحها و پیشنهادهایی عملی و کاربردی در این زمینه دارند. نتیجه گیری: رویکرد سلامت محور در دروس مبانی نظری اسلام امری ممکن و ارائه آن برای دانشجویان علوم پزشکی مفید و ضروری است. این رویکرد می تواند پایه و اساس ایجاد تحول، نوآوری و در نتیجه، کارامدی بیشتر این دروس باشد و ارائه سرفصلهای پیشنهادی، زمینه مناسبی را برای بازنگری این دروس فراهم می کند.
بررسی و شناخت عوامل مؤثر در اثربخشی نظام آموزش فر اگیر دانشگاه پیام نور
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۲ تابستان ۱۳۸۸ شماره ۶
83 - 99
حوزههای تخصصی:
مؤسسات آموزش عالی در تربیت نیروی ماهر ، کارآمد و مورد نیاز سازمانها نقش مهمی دارند . با توجه به تغییرات نوین در عصر دانش، نظام آموزش در کشور ایران همانند سایر کشورها دچار تغییرات اساسی شده است . سرعت تغییرات نیز چنان سریع است که هر چند سال ، یکبار نظام آموزشی را متحول می سازد. برای پاسخگویی به تقاضای روزافزون ، برای ورود به دانشگاه و به منظور رفع کمبود های موجود، روش های نوین آموزشی از جمله آموزش فراگیر و باز ایجاد شده است . در این روش ها ، سعی می شود فاصله میان یادگیرنده و یاددهنده با استفاده از رسانه های تعاملی ( کتاب، جزوه و نوار و...) کاهش یابد . در این پژوهش ، سعی شده است ، میزان موفقیت یا عدم موفقیت این روش ها با دید سیستمی بررسی شود و با استفاده از الگوی ارزشیابی CIPPعوامل عمده موثر در این دوره ها شناسایی شدند . دراین پژوهش ، از توزیع آماری کای دو برای تحلیل داده ها استفاده شده است . نتایج این تحقیق نشان داد که عواملی از قبیل خصوصیات و ویژگیهای رفتاری، شناختی و عاطفی دانشجویان، لوازم و تجهیزات کمک آموزشی و محیط اجتماعی در اثربخشی نظام آموزشی فراگیر مؤثر است . در پایان ، راهکارهای مناسب برای بهبود این سیستم آموزشی ارائه شده است .
خارجیه: بشرط لا و لابشرط(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غالباً تمایز قضایای حقیقیه و خارجیه را چنین بیان می کنند که عنوان موضوع آیا مناط و سببِ عنوان محمول هست یا نیست؛ اگر باشد قضیه حقیقیه است و گرنه آن را خارجیه می گیرند. اما «عدمِ» مناط و سبب بودن در قضیه خارجیه را به دو صورت می توان اخذ کرد: بشرط لا و لابشرط. خارجیه «بشرط لا» آن است که «حکم می کند» به مناط و سبب «نبودنِ» عنوان موضوع برای عنوان محمول؛ ولی خارجیه «لابشرط» آن است که «حکم نمی کند» به مناط و سبب «بودنِ» عنوان موضوع برای عنوان محمول. با این توضیح، این سؤال پیش می آید که در سنت منطق سینوی، قائلان به قضیه خارجیه، کدام معنای آن را در نظر داشته اند، بشرط لا یا لابشرط؟ بر خلاف انتظار، نشان می دهم که منطق دانان قائل به قضیه خارجیه، صرفا معنای «لابشرط» را در ذهن داشته اند. برای اثبات این نکته، نشان می دهم که اولا، این منطق دانان قواعد منطقی و به ویژه قیاس های ارسطویی (با مقدمات مطلقه و غیر موجهه) را برای قضایای حقیقیه و خارجیه به یکسان قبول داشته اند و ثانیا، این قواعد صرفا برای قضیه خارجیه «لابشرط» برقرار است و بیشتر آنها برای قضیه خارجیه «بشرط لا» نامعتبرند. هم چنین، نشان می دهم که حتی منکران قضیه خارجیه مانند ابن سینا نیز قضیه خارجیه را به معنای «لابشرط» می گرفتند و همین معنا را انکار می کردند و نه معنای «بشرط لا» را، که اصلاً محل بحث و نزاع نبوده است. اما بیشتر متأخران و نیز معاصران به پیروی از سعدالدین تفتازانی خارجیه را به معنای «بشرط لا» گرفته اند.
رویکردی تحلیلی بر نقش خودشناسی در خودسازی بر مبنای نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از موارد مهمی که در آموزه های دینی بر آن تأکید شده، خودشناسی است. از نگاه معرفتی، انسان با قابلیتهای متعددی که خداوند به او عطا کرده، بر بسیاری از موجودات برتری دارد. در آموزه های امام علی(ع) به شناخت انسان از ابعاد مختلف هستی شناختی، معرفت شناختی، عمل شناختی و زبان شناختی توجه شده است. امام علی(ع) به عنوان عالم ربّانی، آگاه به ابعاد وجودی انسان بوده و درباره این آفرینش الهی، مطالب مهمی را مطرح کرده است که توجه به آنها، به خودشناسی و خودسازی کمک می کند. روش: پژوهشِ حاضر با روش توصیفی- تحلیلی، رهاوردهای خودشناسی در خودسازی را از منظر امام علی(ع)، تحلیل و بررسی کرده و رویکرد امام علی(ع) به اهمیت خودشناسی در زندگی را تبیین کرده است. یافته ها و نتیجه گیری: از منظر امام علی(ع)، خودشناسی به شکل صحیح، نقش مؤثری در خودسازی و رهنمون سازی انسان به سعادت و کمال دارد. افزایش معرفت به خداوند تبارک و تعالی، تحقق بندگی انسان برای خداوند، آخرت محوری و رهایی از دنیامحوری، شکوفایی عقل، رشد فضایل اخلاقی و ترک رذایل اخلاقی، از مهم ترین نتایج خودشناسی صحیح اند.
بررسی موانع توسعه کارآفرینی در دانشگاه شاهد از نظر اعضای هیات علمی در سال تحصیلی 87-1386
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱ زمستان ۱۳۸۷ شماره ۴
33 - 50
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، موانع توسعه کارآ فرینی در دانشگاه شاهد را از نظر اعضای هیئت علمی این دانشگاه نشان می دهد . بدین منظور، موانع توسعه کارآفرینی در دانشگاه شاهد، حول سه محور درون زا، برون زا و ترکیبی(درون زا + برو ن زا) که شامل ۸ سؤال اصلی بوده، مورد بررسی قرار گرفته است . روش پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی بوده است . جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه شاهد بوده که با توجه به حجم اعضای جامعه آمار ی ( ۲۷۹ نفر) و با استفاده از نمونه گیری تصادفی با استفاده از جدول مورگان تعداد ۱۵۰ نفر به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند . ابزار پژوهش، پرسشنامه بوده و داده های حاصل به دو شیوه توصیفی و استنباطی تحلیل آماری شده است . عمده ترین یافته های پژوهش نشان داد که طبق آزمون رتبه بندی ( فریدمن) ، نخست موانع درون زا بیشترین نقش بازدارندگی را در توسعه کارآفرینی در دانشگاه شاهد دارند؛ پس از آن، موانع برون زا و در رتبه سوم موانع ترکیبی قرار دارد؛ دوم ، بین میزان اهمیت موانع درون زا تفاوت معنادار وجود ندارد و با توجه به میانگین رتبه های حساب شده، نقش مدیریت ارشد مهمترین مانع درون زای کارآفرینی در دانشگاه است و بعد از آن، به ترتیب، نقش پیچیدگی اهداف، و در نهایت نقش منابع انسانی، مهم ترین مانع درون زای کارآفرینی در دانشگاه است؛ سوم، بین میزان اهمیت موانع برون زا تفاوت معنادار وجود ندارد؛ با توجه به میانگین رتبه های محاسبه شده، نقش عوامل علمی و تحقیقاتی، مهم ترین مانع برو نزای کارآفرینی در دانشگاه است و پس از آن، به ترتیب، عوامل فرهنگی، عوامل سیاسی اجتماعی، و در نهایت، عوامل اقتصادی و مالی مهمترین موانع برون زای کارآفرینی در دانشگاه است؛ چهارم، با توجه به میانگین رتبه محاسبه شده، نقش و ضریب کوشش نیز مانع ترکیبی کارآفرینی در دانشگاه است.