فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۰۱ تا ۹۲۰ مورد از کل ۳۳٬۳۰۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
دوران هشت سال دفاع مقدس بسیار مهم و نقش اقشار مختلف در آن بسیار پررنگ بوده است. یکی از این اقشار زنان هستند که در کنار سایر اقشار جامعه اقدامات و نقش های مهمی را داشته اند. اهمیت این عامل، انگیزه ای شد تا پژوهش حاضر به منظور بررسی نقش زنان در دوران هشت سال دفاع مقدس، انجام گیرد. پژوهش حاضر به شیوه کیفی و با روش تحلیل مضمون انجام گرفت و یافته های منتشرشده در خصوص نقش زنان در بازه حدود 12 سال اخیر، از 1390 تا 1402 در مجلات فارسی با کلیدواژه های "زنان" و "بانوان" به همراه دفاع مقدس و جنگ در پایگاه های اطلاعاتی «Google Scholar»، «Ensani»، «Noormags»، «Civilica»، «SID» و » Magiran « موردبررسی قرار گرفتند. درنهایت 15 مقاله، وارد مطالعه حاضر شد. یافته های حاصل حاکی از این است که نقش زنان را می توان در مضامین طبابت و تیمارداری، رزمی و نظامی، اسوه گری و الگو محوری، نقش اجتماعی، تعلیم و تربیت و خانواده طبقه بندی کرد. در دوران هشت سال دفاع مقدس علی رغم بیان شفاهی نقش های مختلف افراد در این مقوله،تبیین و تأکیدی مصداقی بر نقش زنان در جنگ موضوعی است که پرداختن به آن به صورت جزئی از جهات گوناگونی همچون تقابل با کلیشه های جنسیتی و تأکید بر نقش های کمتر شنیده شده ی زنان به خصوص در حوزه ی نظامی اهمیتی حیاتی دارد.
سیاست خارجی دولت جمهوری اسلامی ایران از منظر نهادگرایی نوین (مطالعه موردی: منازعه هسته ای ایران و امریکا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
84 - 59
حوزههای تخصصی:
برنامه هسته ای ایران از اوایل دهه 80 تا کنون، به یک پرونده بین المللی و منازعه دامنه دار بین ایران و قدرت های جهانی به سردمداری ایالات متحده تبدیل شده است. حجم انبوه تبلیغات، بزرگنمایی ها، گزارش ها، پژوهش ها، بیانیه ها و قطعنامه های صادر شده در این حوزه، نشان دهنده میزان حساسیتی است که نسبت به این موضوع و ابعاد پیدا و پنهان آن وجود دارد. مناقشه هسته ای ایران توسط پژوهشگران و صاحب نظران از زوایای گوناگونی مورد مطالعه قرار گرفته است، اما از جمله وجوهی که کمتر بدان پرداخته شده است، جنبه انگاره ها و هنجارهای درگیر در این جریان است. پژوهش حاضر تلاش دارد با کاربست روش اسنادی و مطالعات کتابخانه ای و نیز با تاکید بر رهیافت نهادگرایی نوین به مثابه چارچوب نظری، بر روی همین جنبه از پدیده مورد اشاره تمرکز کند و به این سوال اصلی پاسخ دهد که «چرا منازعه هسته ای ایران تا امروز استمرار یافته و پرونده بسته نشده است؟» یافته های پژوهش حاکی از آن است که انگاره ها سهم ویژه ای در شکل دهی به رفتارها و در نتیجه، تحولات سیاسی دارند، به این صورت که رویدادهای خاص و نقاط عطف تاریخی موجب می شود انگاره های ویژه ای تولید یا تقویت گردند و انگاره ها نیز پس از نهادینه شدن، رفتارهای سیاسی را به سمت و سوی خاص خود، جهت می دهند. بر این اساس، استمرار منازعه هسته ای ایران و آمریکا قابل تحلیل است.
Semantics of the concept of security in the Holy Qur'an with the approach of the Qur'an to the Qur'an commentary(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Security is one of the social concepts that has been mentioned many times in the Holy Quran. This amount of reference to a concept in the Holy Quran shows the high importance of this concept. For this reason, the current research is aimed at analyzing the verses of the Holy Quran and using the method of interpreting the Quran to the Quran, to calculate the meaning of the concept of security in this divine source. The conducted studies show that a person needs to go through certain steps to reach the position of security. These steps are chained, and failure to fulfill any of them will result in not achieving the blessing of security. These stages include servitude and non-association with God, faith and righteous deeds, the position of divine caliph, the position of divine satisfaction, and finally attaining the position of security. Creating security in the society brings peace in that society and as a result, it brings that society to the position of closeness to God. Therefore, it is obligatory for the Islamic government to provide security and peace in the Islamic society and to provide the conditions for worshiping God.
Problematization of political ontology in Islamic political thought in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی و تحلیل فرآیند تأثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر اعتراضات اقتصاد پایه (مطالعه موردی دی ماه 96 و آبان ماه 98)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۳
133 - 103
حوزههای تخصصی:
بدون شک یکی از بزرگ ترین تحوّلات فناوری در عصر حاضر، پدیده ای است که از آن به عنوان شبکه های مجازی نامبرده می شود. پیدایی صور نوین ارتباطی متأثر از شبکه های مجازی، زمینه ساز فضاهای اجتماعی جدید گشته است. فضاهایی بدون مرز که روابط اجتماعی را تحت تأثیر قرار می دهند و ارتباطات را معنایی تازه بخشیده و موجب دگرگونی در تعاملات اجتماعی می شوند.هدف از پژوهش حاضر برشی جامعه شناختی از فرآیند تاثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر اعتراضات اقتصاد پایه می باشد. این پژوهش کاربردی و روش انجام آن آمیخته (کمی-کیفی) است. روش نمونه گیری هدفمند ، جامعه آماری تحقیق شامل کارشناسان،کارشناسان عالی،مدیران و فرماندهان مرتبط با حوزه فضای مجازی و مدیریت اعتراضات و اغتشاشات بوده و حجم نمونه نیز شامل 30 نفر می باشد.در مرحله اول پژوهش با استفاده از انجام مصاحبه با 30 نفر از جامعه آماری، فرآیندهای تاثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر اعتراضات اقتصادپایه شناسایی شد. در مرحله دوم و سوم، فرآیند تاثیر شناسایی شده توسط گروه دلفی (30 نفر) بررسی شد؛ در این دو مرحله فرآیندهایی که حداقل 70 درصد دارای پاسخ مثبت بودند برای مرحله بعد باقی ماندند. در مرحله چهارم رتبه بندی عوامل شناسایی شده در سه مرحله قبل با استفاده از پرسشنامه پنج گزینه ای لیکرت انجام شد و نهایتا برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و AMOS استفاده شد.یافته های تحقیق حاکی از آن است که :یکی از مولفه های مهم شبکه های اجتماعی مجازی در اعتراضات مردمی اقتصاد پایه ، نحوه شناخت و جذب مخاطب می باشد.
بررسی فرایند ملت سازی در دوره پهلوی دوم و تاثیر آن بر کنش سیاست خارجی بر اساس رهیافت راینهارد بندیکس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ملت سازی برای استحکام ملی و خلق هویت مشترک استفاده می شود و حکومت ها از اجرای آن تثبیت قدرت سیاسی خود را دنبال می کنند. این فرایند پس از جنگ جهانی دوم، ارتباط مستقیمی با حقوق شهروندی دارد و چنانچه راینهارد بندیکس معتقد است شاخصه ملت سازی موفق بسط مشارکت سیاسی است که می تواند از تحقق حق شهروندی به دست آید. ملت سازی در تاریخ ایران معاصر حداقل از مشروطه به بعد قابل بررسی است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی و تحلیلی، به روش کتابخانه ای با استفاده از منابع مکتوب ضمن نگاهی به ملت سازی و حقوق شهروندی از دوران مشروطه تا دوره پهلوی اول، این فرایند را در عصر پهلوی دوم و تاثیر آن بر کنش سیاست خارجی بررسی می کند. پرسش تحقیق این است که فرایند ملت سازی و حقوق شهروندی در دوران پهلوی دوم چگونه بود؟ تاثیر این فرایند بر کنش سیاست خارجی چیست؟ چارچوب نظری تحقیق را رهیافت راینهارد بندیکس در کتاب ملت سازی و شهروندی تشکیل می دهد. بررسی روند تاریخی فرایند مزبور نشان می دهد حکومت های ایرانی از قاجار تا پایان پهلوی در ملت سازی موفقیتی نداشتند. در کنار فرهنگ سنتی ایرانی که شهروند در آن به مثابه رعیت بود باید از استبداد حاکم بر اندیشه و عمل حاکمان به عنوان موانع ملت سازی و حقوق شهروندی یاد کرد. ملت سازی در دوره پهلوی دوم راهبر سیاست خارجی بود و ارتباط و کنش دربار و دولت با دیگر کشورها متاثر از نگاه دولت سازی آمرانه و الگوی اقتدارطلبانه تعریف می شد.
دیپلماسی سازمان های بین المللی؛ ایران و عضویت در بریکس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران با عنایت به سیاست خارجی نگاه به شرق، رقابت با غرب و ارتباط با کشورهای جهان سوم و در حال توسعه، همواره از حضور و عضویت در سازمان های منطقه ای و فرامنطقه ای که نظام سیاسی به آنها بدبین نبوده و با اصول انقلاب اسلامی متعارض نیستند به عنوان یک فرصت استقبال می کند. جستار حاضر با بهره گیری از نظریات واقع گرایی در مورد نقش، جایگاه و هدف تأسیس نهادها و سازمان های بین المللی، ضمن تشریح ساختار، ماهیت و جایگاه گروه فرامنطقه ای بریکس، عضویت ایران در گروه بریکس را مورد واکاوی قرار می دهد. سؤال پژوهش حاضر این است که، عضویت ایران در گروه بریکس چه آثار و پیامدهایی برای این کشور خواهد داشت؟ این مسئله با توجه به دیدگاه رئالیستی، مبرهن است که بریکس ابزار موازنه سازی چین در برابر هژمونی آمریکا است، اما جمهوری اسلامی ایران با عضویت در بریکس و همراهی با هژمونی چین (و روسیه) به عنوان شریک مطلوب در برابر هژمونی مسلط (آمریکا)، ضمن همراهی با چین در مقابله با انگاره و هنجار تهدید هژمونی آمریکا و ایجاد نظام چندقطبی، از مزایایی دیگر همچون توسعه روابط با جنوب از شرق آسیا تا آفریقا و آمریکای جنوبی، توسعه تجارت و مبادلات منطقه ای (جنوب)، توسعه زیرساخت های عمرانی و اقتصادی، جذب سرمایه های خارجی، مبادلات انرژی و فروش نفت، رفع و بی اثر کردن تحریم ها و نهایتا تبدیل ابران به شاه راه بین المللی بهره خواهد گرفت. بنابراین، بر اساس دیدگاه رئالیستی، همکاری غیر ممکن نیست، بلکه زمانی که در اختیار منافع ملی و قدرت باشد می توان از آن بهره گرفت.
Critique of Western Liberalism in Reading Spirituality in Secularism with Emphasis on the Works of Allamah Tabataba’i(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Today, the approach of separating spirituality from religion in modern spirituality, in competition with spirituality derived from established religions, is prevalent. One of the key foundations of this approach is the liberalism towards Western readings. The present study aims to critique the basis of liberalism in separating spirituality from religion in order to clarify the fundamental flaws of this approach and the inadequacy of its results in providing for human spiritual life. In this regard, the works of Allamah Tabataba’i, as one of the greatest interpreters of Islamic teachings, have been extensively utilized. To this aim, data collection was done through library research and information processing using descriptive-analytical method with a critical approach. According to the findings, liberalism towards Western readings, rooted in individualistic humanism, is ineffective in the foundation of human spiritual life regarding the three major criticisms. Firstly, absolute freedom, which is the basis and component of the approach of separating spirituality from religion, is unattainable and non-existent. Then, freedom is not the ultimate goal but a tool to achieve genuine and true spirituality, and finally, rights-based approaches, considered as consequences of liberalism, are in contrast and on the other hand, duty-based approaches are the crucial basis for achieving true spirituality and without it, it is unimaginable.
Exploration of Iran's Foreign Policy in the Balkans Region: A Case Study of Bosnia and Herzegovina(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Balkans, in a specific sense, refers to the collection of countries in Southeast Europe that gained independence following the collapse of the former Yugoslavia, most of which are on the path to membership in the European Union. The Balkans, with its great ethnic diversity, is the intersection of three religions: Islam, Catholic Christianity, and Orthodox Christianity, and regarding its historical background, it is considered a crisis-prone area next to the European Union. Iran has long-standing deep cultural ties with the countries of this region, and the Persian language has historically held significant appeal among the intellectuals of this area. However, undoubtedly, Iran's presence and role in the Bosnian crisis during the 1990s is considered the most significant involvement of Iran in this part of Europe. The present study aims to explore the foreign policy of the Islamic Republic of Iran in the Balkans region, emphasizing Iran's role in Bosnia. The results indicated that the foreign policy of the Islamic Republic of Iran in the Balkans is consistent with the constructivist approach in international relations, and this region possesses considerable potential in cultural, political, and economic fields for the development of relations.
Evaluating the Comprehensive Pattern of the Supreme Leader’s Management of Political Challenges and Crises(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Since its establishment, the Islamic Republic of Iran has faced various political challenges. In some instances, certain crises appeared sufficient to topple the regime, yet through crisis management by Iran''''''''s leaders, conditions eventually led to the stabilization of the revolution. The present study aims to explore the methods of the Supreme Leader and the model for addressing the political challenges of the Islamic Republic. The main research question is: ‘Does the Supreme Leader have a comprehensive model for managing political crises?’ To this aim was used qualitative-descriptive method, employing document analysis and targeted sampling through interviews with experts. Content analysis of these interviews has also been conducted to identify the components of the research. Results: The study of methods and actions within the framework of crisis leadership was conducted based on indicators of control, mobilization, spiritual influence, and informed management of events. After interviews with experts, the findings were categorized into four levels: Preventive measures and challenge identification, decision-making, confrontation and management of challenges and crises, shaping awareness and conceptualization, learning, and delineating crisis lessons. Key components include: Macro-level policymaking, information assessment and awareness, management of destabilizing events, decisive confrontation with crisis-inducing factors and conditions, leadership of public opinion, clarification of citizens’ and institutions’ responsibilities, utilization of the spiritual influence of the Supreme Leader, discourse formation, conceptualization, education, foresight, and further elaboration.
پیشران های اخلاق سیاسی در شکل دهی تمدن نوین اسلامی با تأکید بر دیدگاه های آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باتوجه به نقش و جایگاه اخلاق سیاسی در شکل دهی تمدن نوین اسلامی، این پژوهش درصدد است تا با روش تحلیلی ضمن بیان دیدگاه اسلام درباره اخلاق سیاسی و تمدن نوین اسلامی، پیشران های اخلاق سیاسی تأثیرگذار در شکل دهی تمدن اسلامی را براساس آیات قرآن و سنت ارائه کند. البته، ازآنجاکه آیت الله خامنه ای طراح مبحث تمدن نوین اسلامی بوده است، کشف پیشران های اخلاق سیاسی و نحوه ارتباط و تأثیرگذاری آن ها با تمدن نوین اسلامی بر محور بیانات و دیدگاه های ایشان تحلیل شده است و گرچه عوامل، زمینه ها، محورها، اصول و مؤلفه های متعددی در تمدن سازی نوین اسلامی تأثیرگذارند، اما برخی عناصر اساسی به عنوان پیشران های اخلاق سیاسی در شکل گیری تمدن اسلامی نقش پر رنگ تری دارند و موجب تسریع دراین زمینه می شوند که با تأکید بر دیدگاه های آیت الله خامنه ای این پیشران ها، عدالت، تألیف قلوب، کرامت و تکریم انسانی، وحدت و همزیستی مسالمت آمیز، حفظ عزت و برتری مسلمانان بر کفار، مجاهدت و مقوله انتظار هستند.
سیاستگذاری در فضای مجازی و گودل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
187 - 173
حوزههای تخصصی:
یکی از بحث های مهم در فضای مجازی، مسئله دسترسی و شفافیت است. انتشار اطلاعات در فضای مجازی همراه با مسئله دسترسی با یک مشکل مهم روبه روست و آن عبارت است از تصدیق و راستی آزمایی اطلاعات منتشرشده. با توجه به اهمیت راستی آزمایی و شفافیت اطلاعات منتشرشده در شبکه های اجتماعی در فضای مجازی، هدف از این تحقیق بررسی موانعی است که در انتشار اطلاعات این مشکل را ایجاد می کنند. در مطالعه فضای مجازی و تأثیرات اجتماعی آن در ساختار اجتماعی و فرهنگی در دوره کنونی با مدل عدم تصمیم گیری و دربانی اطلاعات مواجهیم که در غیاب مدل سیاستگذاری اتفاق می افتد. مدل عدم تصمیم گیری با دوسویه دیکتاتوری عامه و فیلترینگ روبه روست. این مدل در قضیه «تصمیم ناپذیری» گودل ریشه در خاستگاه کدنویسی دارد. ورود اطلاعاتی که اثبات شدنی نیستند و تصدیق می شوند در تحلیل و عدم شفافیت اطلاعات و انتشار آن در فضای مجازی مسئله اثبات حادثه واقع شده را ایجاد می کند. مسئله زبان رایانش است. زبان در فضای فیزیکی و فضای مجازی از دو قلمرو جداگانه در تصدیق و اثبات صحت و سقم اطلاعات با حادثه واقع شده برخوردار است. در ارتباطات فضای فیزیکی انطباق اطلاعات با حادثه واقع شده در قاعده زبانی و روش اثبات پذیری بر اساس صدق، کذب، تضاد، استلزام و تناقض است. در فضای مجازی به دلیل بستر شبکه و تصویر و بازنمایی بر اساس محیط ویندوز که اساس آن برنامه نویسی و کد است، قاعده زبانی و اثبات پذیری بر اساس «تناظر» است. تناظر یک داده در فضای مجازی با واقع شدن حادثه نمی تواند از قواعد منطق زبانی اثبات پذیری یکسانی تبعیت کند. با استفاده از روش تحلیل مخاطب هویت و عاملیت مخاطب در اثرگذاری رسانه بر وی از حیث مدل تصمیم ناپذیری، مطالعه اجتماعی فضای مجازی را انجام خواهیم داد.
ارزیابی رویکرد بریتانیای جهانی در دوره پسابرگزیت بر اساس مکتب انگلیسی روابط بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
361 - 337
حوزههای تخصصی:
هرچند برگزیت به عنوان اقدامی در راستای تمرکز بیشتر بر مرزهای ملی و حاکمیت بریتانیا در نظر گرفته می شود، از سوی دیگر برگزیت رویکردهای جهانی و بین المللی بریتانیا را نیز تحت تأثیر خود قرار داده است. از نگاه طرفداران برگزیت، خروج بریتانیا عاملی برای انزوای منطقه ای یا جهانی بریتانیا نیست، بلکه بر عکس اقدامی در جهت نقش آفرینی بیشتر و آزادانه تر بریتانیا در عرصه سیاست جهانی است. بررسی تأثیرات برگزیت بر سیاست خارجی بریتانیا بسیار ضروری است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که در دوران پسابرگزیت رویکرد «بریتانیای جهانی» در سیاست خارجی بریتانیا چه تأثیراتی به همراه داشته است و آیا این رویکرد را می توان با نظریه مکتب انگلیسی تطبیق داد؟ اساساً پژوهش حاضر ماهیتی نظری و تئوریک دارد، با این حال از روش تحلیلی-توصیفی برای ساماندهی استفاده شده و به طور خاص برای تحلیل سخنرانی های مقامات بریتانیایی و اسناد دولتی از روش تحلیل مضمون بهره گرفته شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد بریتانیا در دوره پسابرگزیت به دنبال ترویج کثرت گرایی از طریق تعامل با دامنه گسترده ای از شرکای خود (از جمله متحدان سنتی و قدرت های نوظهور) در سراسر جهان است. بریتانیا از اتحادیه اروپا (به عنوان یک نهاد ثانویه با عملکرد اقتصادی و اجتماعی) خارج شده است، اما همچنان در موضوع امنیت دسته جمعی، نگاهی بنیادین به اتحادیه اروپا دارد. بریتانیا در چارچوب رویکرد «بریتانیای جهانی» قصد دارد در دوران پسابرگزیت در سطح بین المللی و جهانی همچنان به عنوان یک قدرت بزرگ و پیرو هژمون، به نقش آفرینی بیشتر بپردازد.
افق گشایی ابن خلدون برای گذار از تباهی مدنی و انحطاط جوامع اسلامی به مدینه فاضله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
456 - 439
حوزههای تخصصی:
سؤال از انحطاط به ویژه وقتی یک جامعه دورانی از رشد و تعالی را در چند قرن سپری کرده و تمدنی زنده و پویا به ارمغان آورده و سپس از اوج به حضیض رسیده باشد، همواره اذهان اندیشمندان را به خود مشغول می سازد؛ ابن خلدون اندیشمندی است که در دوران انحطاط جامعه اسلامی در قرن هشتم، در پی آسیب شناسی از این انحطاط است و به عنوان جست وجوگری مسئله یاب درصدد ارائه راهکاری برای افق گشایی به سمت مدینه فاضله اسلامی است. ابن خلدون با نگاه ارگانیکی به جامعه، آفات و آسیب های یک جامعه را بررسی و با طرح سیاست عقلی و شرعی، پایداری دولت با وجود عصبیت دینی را تئوریزه می کند؛ این مقاله کنکاشی در تبیین طرح ابن خلدون برای گذار از انحطاط به سوی مدینه فاضله اسلامی و در پی پاسخگویی به این پرسش است که عوامل انحطاط جوامع اسلامی و حرکت به سمت مدینه فاضله اسلامی کدام است؟ روش تحقیق، تحلیل متنی بر اساس چارچوب نظری اسپریگنز است و فرضیه این مقاله این است که از منظر ابن خلدون توجه توأمان به سیاست شرعی و عقلی راه گذار از انحطاط و رسیدن به مدینه فاضله اسلامی است. یافته های این پژوهش نشان می دهد در شرایط امروز که اندیشه سکولاریسم در شیوه حکمرانی گفتمان غالب در اذهان بسیاری شده است، می توان با استناد به دیدگاه های اندیشمندی شناخته شده برای جامعه غرب مجدداً گفتمان پیوند دین و سیاست را در قالب طرح توأمان سیاست شرعی و عقلی برای دستیابی به شیوه حکمرانی مطلوب مبنای اندیشه ورزی قرار داد و در شرایط پست مدرنیته نگاهی نو به جایگاه دین در شیوه اداره جامعه و حکمرانی فرا راه نظریه پردازی های جدید قرار داد.
اصول تعاملات سیاسی حضرت یوسف (علیه السلام) با حکومت غیر الهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نگرشی کلی دو نظام سیاسی ترسیم پذیر است: نظام سیاسی الحادی که حکومت را برای دستیابی به اهداف مادی می خواهد و انسان موحد نباید با آن همکاری کند و نظام سیاسی توحیدی که مطابق با دستورهای الهی است و برنامه ها و قوانین آن، درجهت سامان بخشی به امور مادی و معنوی است و برای دستیابی به اهدافش، باید با آن همکاری کرد. اما مهم رصد الگوی قرآن کریم برای ترسیم تعاملات با نظام سیاسی غیرالهی است. در موارد متعددی از قرآن کریم اصول تعاملات سیاسی، برای موحدان ترسیم شده است، ازجمله آن ها، تعامل حضرت یوسف (ع) با حکومت غیرالهی مصر باستان است. این نوشتار در پی این پرسش است که اصول تعاملات سیاسی حضرت یوسف (ع) با آن حکومت چیست و در فرضیه تأکید شده است که با وجود شرایط احقاق حق یا مصلحتی اهم، حضرت یوسف (ع) تعامل همکاری جویانه با حکومت غیرالهی مصر را در پیش گرفت که مبتنی بر اصولی بنیادین چون خدامحوری و هدایتگری به توحید، راست گویی و درستکاری، عدالت محوری، حاکمیت شایستگان، حکمت گرایی و مدیریت سیاسی آینده نگر بود؛ اموری که بسترهای رشد فرهنگ توحیدی را فراهم ساخت. این مهم با تحلیل اسنادی و تفسیر استنطاقی به انجام رسیده است.
چهارچوب تحلیلی نظریه مقاومت در توصیف و تحلیل پدیده های انسانی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه های علمی برای توصیف و تحلیل پدیده ها از نوعی چهارچوب تحلیلی بهره می برند. نظریه مقاومت به مثابه یک نظریه علمی نیز از چنین چهارچوبی برخوردار است. کشف و معرفی این چهارچوب موجب تقویت علمی و ترویج این نظریه می شود. در همین زمینه هدف مقاله حاضر پاسخ به پرسشی است که چیستی چهارچوب تحلیلی نظریه مقاومت را مطالبه می کند. برای پاسخ به این سوال از رویکرد توصیفی و تحلیلی استفاده گردید. یافته های مقاله نشان می دهد که چهارچوب تحلیلی نظریه مقاومت از سه بخش اصلی تشکیل شده است. بخش اول: پایه چهارچوب؛ که وظیفه توصیف و تصور پدیده ها و مسائل را بر عهده دارد در این بخش توصیف و تصور وضعیت هر پدیده یا مساله در دایره عناصر پنجگانه؛ عامل، ارزش، صراط، مانع و مطلوب انجام می شود. بخش دوم: پردازنده چهارچوب؛ که وظیفه تجزیه و تصدیق داده های مرتبط را بر عهده دارد. در این بخش دستگاه محاسبه گر نظریه در فرآیندی سه مرحله ای یعنی مشاهده داده های تجربی، سنجش عقلانی داده ها و تطبیق وحیانی به تصدیق قضایا و تحلیل گزاره و مفاهیم مرتبط با پدیده یا مساله می پردازد. بخش سوم: پاسخ چهارچوب؛ که وظیفه تجویز و توصیه را بر عهده دارد در این بخش تجویزها و توصیه های نظریه به ترتیب در سه سطح نظام عقلانی، نظام ارزشی و نظام قانونی مرتبط با پدیده یا مساله مطرح می گردد.
الگوی بصیرت سیاسی از دیدگاه آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های سیاست اسلامی سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵
95 - 126
حوزههای تخصصی:
بصیرت سیاسی تدبیر در حوادث پیچیده امروز است که جهت حرکت افراد در مواجهه با پدیده ها، موانع و جریانات را تعیین کرده و مانع از ارتکاب خطاهای جبران ناپذیر و آسیب زا در حوادث سیاسی می شود. نوشتار پیش رو با هدف طراحی الگوی مفهومی بصیرت سیاسی از دیدگاه آیت الله خامنه ای تدوین شده است. پژوهش از نوع کیفی، و روش مورد استفاده از نوع تحلیل مضمون است. برای تحلیل داده ها از سه نوع کدگذاری پایه، سازمان دهنده و فراگیر استفاده شد. واحد تحلیل در پژوهش، طیفی از کلمات یا اصطلاحات، تا توجه به بافت داده ها و نکات کلیدی آن ها را شامل می شد. منبع اصلی داده های کیفی در این پژوهش، بیانات آیت الله خامنه ای درخصوص بصیرت سیاسی بود. یافته ها نشان داد بصیرت سیاسی شامل سه مضمون فراگیر بینش سیاسی، نگرش سیاسی و رفتار سیاسی است. مضامین سازمان دهنده بینش سیاسی شامل چهارده مضمون سازمان دهنده: شناخت راه، هدف، موانع، زمان، لحظه، ابزار مقابله، اولویت، نیاز، هوشمندی، قدرت فهم، تشخیص، بینایی و قدرت تحلیل است. نگرش سیاسی شامل چهار مضمون سازمان دهنده: ولایت پذیری، بی اعتمادی به دشمن، امیدواری و استکبارستیزی بود. رفتار سیاسی شامل هفت مضمون سازمان دهنده: مدیریت هیجان، بیان آشکار مواضع، حضور در صحنه، ایستادگی، عمل بهنگام، تأثیرگذاری و حرکت آگاهانه بود. یافته های این پژوهش برای مراکز پژوهشی، دانشگاه ها، هادیان سیاسی، استادان و دانشجویان و پژوهشگران علوم سیاسی قابل استفاده است.
مردم سالاری دینی و الزامات معرفتی و سیاسی آن در دیدگاه آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهنمون اﻧﻘﻠﺎب اسلامی سال ۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
53 - 76
حوزههای تخصصی:
نظام های سیاسی دموکراتیک غربی عمدتا پس از جنگ دوم جهانی به عنوان الگویی مطلوب برای اداره کشورهای مختلف با تنوع فرهنگی مختلف به شکل رایجی فراگیر شده اند. پس از سقوط رژیم های توتالیتاریستی در انتهای قرن بیستم حکومت های مبتنی بر ارای مردم و تفکیک قدرت شاه بیت محافل پیگیر مقوله توسعه سیاسی شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و طرح الگوی مردم سالاری دینی و برجسته شدن نقش مردم در در مسایل سیاست داخلی و سیاست خارجی قالب جدیدی برا حکمرانی سیاسی مطرح شد که در مقایسه با دموکراسی غربی از تفاوت های معناداری برخوردار بوده است. الگوی مردم سالاری دینی برامده از پیروزی انقلاب اسلامی در دیدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی و تبیین ایشان از ان از برجستگی خاصی بهره مند بوده است. در پژوهش حاضر نگارنده به دنبال بررسی دیدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی در ارتباط با مردم سالاری دینی هستند. از این رو سوال ذیل مطرح می شود مبانی معرفتی الگوی مردم سالاری دینی در دیدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی چیست؟ در پاسخ به سوال فوق فرضیه ذیل مطرح می شود الگوی مردم سالاری دینی مدنظر رهبر معظم انقلاب اسلامی بر اساس مبانی برقراری عدالت در جامعه، قانون محور، آزادی، رضایت مردم و حق مداری قرار گرفته است. روش پژوهش مقاله حاضر توصیفی- تبیینی و روش جمع آوری منابع اسنادی می باشد.
جامعه سازی دینی با تأکید بر نقش نبی به عنوان شارع در منظر ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی دیدگاه ابن سینا درباره نقش شارع (پیامبر) و جایگاه آن در جامعه سازی دینی پرداخته است. ضرورت و اهمیت این تحقیق در فهم عمیق تر اندیشه های ابن سینا درباره رابطه دین و جامعه سازی نهفته است. بررسی این نگاه، از یک سو به درک پیوند میان شریعت و عقلانیت در اندیشه او کمک می کند و از سوی دیگر، مبنایی برای تحلیل جامعه ای آرمانی و عدالت محور در فلسفه اسلامی ارائه می دهد. روش این پژوهش تحلیل محتوای آراء ابن سینا از طریق روش گردآوری کتابخانه ای است. جامعه سازی دینی با تأکید بر نقش نبی به عنوان شارع در اندیشه ابن سینا به مفهوم پیوند دین و سیاست برای دستیابی به مدینه ای فاضله است که در آن سعادت انسان و نظم اجتماعی به هم آمیخته اند. ابن سینا نبی را به عنوان شارع، نماینده خداوند و وضع کننده قوانین کلی برای هدایت جامعه می داند. شریعت نه تنها راهنمای زندگی فردی هستند، بلکه ساختار اجتماعی و سیاسی جامعه را نیز تنظیم می کنند. شریعت ابزاری اساسی برای تحقق عدالت، نظم و پایداری اجتماعی است و فلسفه نیز می تواند به تبیین و تعمیق اصول شریعت کمک کند. او با این دیدگاه مدینه ای را تصور می کند که در آن، شریعت و عقل با هم افزایی، جامعه ای منسجم و سعادتمند ایجاد می کنند و امکان بهره گیری از عقل و اجتهاد را برای رسیدن به جامعه ای پیشرفته و عدالت محور فراهم می آورند.
تأملی بر تلقی جریان روشنفکری از علم در عصر مشروطه؛ مطالعه موردی آرای میرزا آقاخان کرمانی و میرزا ملکم خان ناظم الدوله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در میان رویدادهایی که هویت تاریخی ایران را صورت بخشیده اند دوره مشروطه را می توان نقطه عزیمتی برای نظمی جدید بشمار آورد. در این نظم جدید، معانی و تفاسیری که روزی جهان اجتماعی ایرانیان را سامان می دادند، ثبات و استمرار موقعیت سابق خود را متزلزل می یابند و تبدیل به معانی ای مناقشه آمیز می شوند؛ معنای علم نیز اینچنین است. در این تحقیق با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، به بررسی چند اثر از دو نماینده جریان روشنفکری -یعنی میرزا آقاخان کرمانی و میرزا ملکم خان ناظم الدوله- در عصر مشروطه پرداختیم. ابتدا در فرایندی تعاملی بین مطالعه اکتشافی متونِ مورد بررسی و ادبیات نظری، چارچوبی مفهومی متشکل از چهار مولفه «تلقی هستی شناختی»، «تلقی معرفت شناختی»، «تلقی جامعه شناختی» و «تلقی موضوع شناختی» و چندین زیرمولفه بدست آوردیم و با استفاده از این چارچوب مفهومی به تحلیل آثار مورد نظر پرداختیم. طبق یافته های این تحقیق می توان در حوزه تلقی هستی شناختی دو گرایش به نفی علم فرابشری و همراهی با تلقی فرابشری از دانش را یافت. در حوزه معرفت شناختی نیز با دو موضع گیریِ نفی روشنگریِ روش های سنتی و کل گرایی روش شناختی مواجهیم. به لحاظ موضوع شناسانه نیز نوعی «منفعت گرایی» را در میان مضامین ایشان به صورت مشترک می توان شناسایی کرد. در حوزه تلقی جامعه شناختی نیز جهت گیری های شدید سیاست گذارانه، کاستیِ وجوه حرفه ای و افراط در رویکردهای انتقادی، ارزش مطلقِ کارآمدی و معارف ملموس و عینی، مردم مداری آسیب گون، ترجیح کنشگری به نظاره گری و رویکردی شبه فرهنگی به دانش سنتی از جمله مولفه هایی بشمار می روند که تلقی این جریان از دانش را می سازند.