ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۲۱.

کاهش بیان ژن NPC1 در بافت روده: نقش تمرین هوازی و عصاره سبوس برنج در موش های تغذیه شده با غذای چرب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۸۱
مقدمه و هدف: اضافه وزن و چاقی ناشی از رژیم غذایی منجر تغییر هموستاز کلسترول می گردد و یکی از مراحل مهم جذب کلسترول در مسیر جذب روده ای واقع شده است. از آنجایی که نقش مکمل های گیاهی مانند سبوس برنج و تمرین هوازی بر مسیر جذب روده ای کلسترول نامعلوم بود، هدف از انجام این مطالعه بررسی تأثیر تمرین هوازی با شدت متوسط و مکمل عصاره سبوس برنج بر بیان ژن NPC1 بافت روده در رت های تغذیه شده با غذای چرب بود. روش کار: در این مطالعه تعداد 30 سر موش صحرایی ماده 8 هفته ای به صورت تصادفی به 5 گروه (6 سر در هر گروه) شامل کنترل تغذیه غذای نرمال، کنترل تغذیه با غذای پرچرب، تمرین هوازی- تغذیه با غذای پرچرب و تمرین هوازی- سبوس برنج تغذیه با غذای پرچرب تقسیم شدند. برنامه تمرین هوازی تداومی با شدت متوسط (50- 65% حداکثر اکسیژن مصرفی) به مدت 6 هفته و هر هفته 5 جلسه به طول انجامید. عصاره اتانولی سبوس برنج میزان 60 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم به روش گاواژ به موش های صحرایی گروه مکمل و تعامل تمرین و مکمل خورانده شد. پس از دوره مداخله، موش های صحرایی قربانی شده و بافت روده جهت تعیین میزان بیان ژن NPC1 با تکنیکPCR Real Time خارج شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بیان ژن NPC1 در گروه های تمرین، تمرین+ عصاره اتانولی سبوس برنج، عصاره اتانولی سبوس برنج در مقایسه با گروه کنترل چاق کاهش معنادار داشتند (05/0≥P). نتیجه گیری: به طور کلی می توان نتیجه گرفت، از آنجا که ژن NPC1 در تنظیم جذب و متابولیسم چربی ها نقش کلیدی دارد، کاهش بیان آن می تواند بیانگر تأثیر مثبت این مداخلات بر بهبود اختلالات ناشی از رژیم چرب باشد. بنابراین، بهره گیری هم زمان از تمرین هوازی و عصاره سبوس برنج ممکن است رویکردی مؤثر برای تعدیل تغییرات مولکولی مرتبط با چاقی و بهبود عملکرد متابولیک دستگاه گوارش باشد
۲۲.

نقش فناوری های نوین شناختی و هوش مصنوعی در تغییر نگرش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۲
فناوری های شناختی به عنوان ابزارهای نوین، از طریق تحلیل داده ها و ارائه اطلاعات شخصی سازی شده، توان بالقوه ای در تأثیرگذاری بر شکل گیری نگرش ها و تغییر رفتار انسان ها دارند. هدف این پژوهش بررسی چگونگی تأثیر این فناوری ها بر تغییر نگرش از طریق  سازوکارهای شناختی همچون اقناع، انگیزش، شکل دهی طرحواره های شناختی و تلنگر است. به این منظور،  پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی - تحلیلی، به بررسی فناوری های هوش مصنوعی و نسبت آن ها با قوای شناختی انسان می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که فناوری های شناختی با به کارگیری راهبردهای اقناعی، انگیزشی و تلنگری، و نیز با استفاده از الگوهای خلق ارزش، قادرند انتخاب ها و ترجیحات افراد را تحت تأثیر قرار دهند. به کارگیری این فناوری ها به عنوان ابزارهایی برای انتقال اطلاعات، ارائه بازخورد و تجسم همدلی، می تواند فرآیندهای تحول شناختی و رفتاری افراد را تسهیل کند. در مجموع، به نظر می رسد کاربرد فناوری های شناختی در تغییر نگرش و طراحی رفتار، و تحلیل آن ها از منظر های مختلف نظری و عملی، نقش مهمی در تحولات اجتماعی و فرآیندهای تصمیم گیری ایفا می کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که حکمرانی اجتماعی فعالانه و مسئولانه در بهره برداری از این فناوری های نوین، ضرورتی انکارناپذیر است.
۲۳.

پیش بینی انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان پسر نوجوان در ساعت ورزش مدرسه بر اساس نیازهای بنیادی روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۸۳
پیشینه و اهداف: ورزش دانش آموزی رویکردی کارآمد برای افزایش فعالیت جسمانی دانش آموزان از طریق برنامه ها، فعالیت ها و رویدادهای ورزشی در یک محیط حمایتی با زیرساخت ها و امکانات امن و راحت است. هدف از این پژوهش پیش بینی انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان پسر نوجوان در ساعت ورزش مدرسه بر اساس نیازهای بنیادی روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی بود. روش ها: روش پژوهش زمینه یابی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1404-1403 بود. از میان جامعه آماری تعداد 240 دانش آموز پسر به شیوه نمونه-گیری خوشه ای تصادفی با میانگین سنی 21/15 و انحراف معیار 68/1 به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه های انگیزه مشارکت ورزشی گیل (1983)، مسئولیت پذیری اجتماعی کردلو (1393) و نیازهای بنیادی روان شناختی گاردیا و همکاران (2000) پاسخ دادند. نتایج با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین نیازهای بنیادی روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی با انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (۰1 /۰>P). همچنین نتایج حاصل از آزمون کلی مدل رگرسیون نشان داد نیازهای بنیادین روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی 21 درصد از واریانس انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان را تبیین نمایند (0۰1 /۰>P). نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش اطلاعات مفیدی را در جهت نقش متغیرهای نیازهای بنیادی روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی در پیش بینی انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان نوجوان ارائه می نماید.
۲۴.

الگوی روابط ساختاری پیش بینی اعتیاد به بازی های آنلاین بر اساس ترومای کودکی و خودگویی انگیزشی با نقش میانجی سازگاری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۵
هدف:   هدف از پژوهش حاضر بررسی الگوی روابط ساختاری پیش بینی اعتیاد به بازی های آنلاین بر اساس ترومای کودکی و خودگویی انگیزشی با نقش میانجی سازگاری اجتماعی بود. روش: این پژوهش به روش همبستگی (معادلات ساختاری) انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر سبزوار در سال 1403 بود. از این جامعه 200 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، انتخاب و به پرسشنامه های اعتیاد به بازی های آنلاین (OGAQ؛ وانگ و همکاران، 2002)، ترومای کودکی – فرم کوتاه (CTQ-SF؛ برنشتاین و همکاران، 1998)، خودگویی انگیزشی (MSTQ؛ ولترز و همکاران، 2000) و سازگاری اجتماعی (SAQ؛ سهرابی و همکاران، 2011) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS.26  و Smart PLS.3 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد ترومای کودکی اثر مستقیم و مثبت معناداری بر اعتیاد به بازی های آنلاین دارد (001/0>p؛ 571/0=β)؛ درحالی که خودگویی انگیزشی (001/0>p؛ 64/0- =β) و سازگاری اجتماعی (01/0>p؛ 584/0-=β)، اثر مستقیم منفی و معناداری بر اعتیاد به بازی های آنلاین نشان دادند. همچنین، نتایج تحلیل مسیر حاکی از آن بود که خودگویی انگیزشی (05/0>p؛ 26/0-=β) و ترومای کودکی (05/0>p؛ 24/0-=β) از طریق سازگاری اجتماعی به صورت غیرمستقیم بر اعتیاد به بازی های آنلاین اثر معنادار دارند. شاخص های برازش مدل نیز برازش مناسب مدل پیشنهادی را تأیید کردند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که برای کاهش اعتیاد به بازی های آنلاین، در تدوین مداخلات پیشگیرانه و درمانی آینده باید به ترومای کودکی، خودگویی انگیزشی و سازگاری اجتماعی توجه شود.
۲۵.

تأثیر درمان شناختی رفتاری بر سوگیری توجه در افراد با نشانه های بدریخت انگاری بدن: یک مطالعه نیمه تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۴
هدف: اختلال بدریخت انگاری بدن نوعی اختلال روانی است که در آن فرد نگرانی های غیرواقعی درباره ظاهر خود دارد. هدف این پژوهش تعیین اثر درمان شناختی-رفتاری بر سوگیری توجه در افراد دارای نشانه های بدریخت انگاری بدن بود. روش: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دوماهه و شامل گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی مراجعه کنندگان به کلینیک های زیبایی شهر کرمانشاه در سال ۱۴۰۲ بود که از میان آن ها ۳۶ نفر داوطلب واجد شرایط به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۸ نفر) تخصیص یافتند. گروه آزمایش در ۱۰جلسه درمان شناختی–رفتاری مبتنی بر پروتکل بک و بک (۲۰۱۱) شرکت کردند، درحالی که گروه کنترل در این جلسات حضور نداشت. سنجش سوگیری توجه با پرسش نامه کانون توجه (وودی و همکاران، ۱۹۹۷) انجام شد و داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-۲۶ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که اثر زمان (۰۰۱/۰>p، ۹۸/۰=η²)، اثر گروه (۰۰۱/۰>p، ۹۷/۰=η²) و اثر متقابل زمان و گروه (۰۰۱/۰>p، ۹۷/۰=η²) بر سوگیری توجه معنادار بود. در پس آزمون و پیگیری در میانگین نمره سوگیری توجه تفاوت معنادار وجود نداشت (۰۵/۰ نتیجه گیری: این نتایج نشان می دهد که درمان شناختی-رفتاری می تواند سوگیری توجه و نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن را کاهش دهد و به کارگیری آن در کلینیک ها، دانشگاه ها و مراکز آموزشی برای درمان و پیشگیری توصیه می شود.
۲۶.

سرمایه معنوی و عملکرد سازمانی: مرور نظام مند مطالعات کمّی در روان شناسی دین و سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۹
مقدمه و اهداف: در دهه های اخیر، تمرکز پژوهش های سازمانی از منابع مادی و ساختاری به سوی سرمایه های ناملموس و درونی انسان سوق یافته است. در این میان «سرمایه معنوی» به عنوان مفهومی میان رشته ای در تقاطع روان شناسی دین، مدیریت و مطالعات سازمانی، توجه فزاینده ای را به خود جلب کرده است. سرمایه معنوی ناظر به مجموعه ای از باورها، ارزش ها، معناها و جهت گیری های درونی است که می تواند کنش فردی و جمعی را در مسیر هدف مندی، تعهد اخلاقی، مسئولیت پذیری و پایداری سازمانی هدایت کند. در شرایطی که سازمان ها با چالش هایی چون فرسودگی شغلی، بحران معنا، کاهش تعهد و فشارهای فزاینده رقابتی مواجه اند، سرمایه معنوی به مثابه منبعی درونی و پایدار، ظرفیت آن را دارد که از راه معنا بخشی به کار و تقویت انگیزش درونی، عملکرد فردی و سازمانی را ارتقا دهد. با وجود رشد چشمگیر پژوهش ها در این حوزه، ادبیات موجود با چالش هایی اساسی روبه روست؛ از جمله ناهمگونی مفهومی در تعریف سرمایه معنوی، همپوشانی آن با مفاهیمی مانند معنویت در کار یا رهبری معنوی و پراکندگی یافته ها درباره سازوکارهای اثرگذاری آن بر عملکرد که به ویژه نقش متغیرهای میانجی و تعدیل کننده در این باره، اغلب به صورت جزیره ای بررسی می شود و فاقد جمع بندی نظام مند است. هدف پژوهش حاضر آن است که با بهره گیری از روش مرور سیستماتیک مطالعات کمّی به تبیین منسجم رابطه سرمایه معنوی با عملکرد فردی و سازمانی پرداخته، مسیرهای اثرگذاری آن را شناسایی کند و تصویری یکپارچه از سازوکارهای روان شناختی، فرهنگی و ساختاری مرتبط را ارائه دهد. روش: پژوهش حاضر از روش مرور سیستماتیک برای شناسایی، ارزیابی و ترکیب شواهد تجربی کمّی درباره تأثیر سرمایه معنوی بر عملکرد سازمانی بهره گرفته است. در گام نخست، سؤال پژوهش به صورت مشخص تدوین شد: «سرمایه معنوی چگونه و از طریق چه سازوکارهایی بر عملکرد سازمانی اثر می گذارد؟». بر این اساس جستجوی نظام مند مقالات در پایگاه های معتبر علمی شامل Scopus، Web of Science،Emerald Insight  و Google Scholar انجام گرفت. کلیدواژه های اصلی شامل Spiritual Capital، Workplace Spirituality، Organizational Performance  و Employee Performance بودند که با استفاده از عملگرهای منطقی AND و OR ترکیب شدند. بازه زمانی مطالعات به سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ محدود شد تا تمرکز پژوهش بر مطالعات معاصر و مبتنی بر سنجش های کمّی سرمایه معنوی باشد. معیارهای ورود شامل مقالات انگلیسی زبان، دارای داوری علمی با رویکرد کمّی و تمرکز صریح بر رابطه سرمایه معنوی و عملکرد سازمانی بود. پژوهش های نظری یا کیفی فاقد داده های قابل سنجش از فرایند مرور حذف شدند. درنهایت از میان ۲۶۵ مقاله اولیه، پس از پالایش و ارزیابی کیفیت، هفت مقاله واجد شرایط نهایی انتخاب شد. برای ارزیابی کیفیت مطالعات از چک لیست PRISMA و دستورالعمل های Joanna Briggs Institute استفاده شد. هر مقاله براساس شفافیت روش شناسی، تحلیل داده ها و گزارش نتایج در مقیاس پنج درجه ای ارزیابی گردید. تمامی مقالات منتخب حداقل معیارهای لازم برای ورود به تحلیل نهایی را دارا بودند. نتایج: یافته های مرور سیستماتیک نشان داد که سرمایه معنوی در تمامی مطالعات بررسی شده، رابطه ای مثبت و معنادار با عملکرد فردی، تیمی یا سازمانی دارد؛ با این حال، تحلیل تطبیقی نتایج آشکار ساخت که این تأثیر به ندرت به صورت مستقیم گزارش و اغلب از طریق متغیرهای میانجی منتقل می شود. مهم ترین میانجی های شناسایی شده شامل سرمایه روان شناختی (امید، خوش بینی، تاب آوری و خودکارآمدی)، انگیزش درونی، معنویت در محیط کار، نوآوری، فرایندهای مدیریتی و توانمندسازی دیجیتال بودند. مطالعات نشان می دهند که سرمایه معنوی با تقویت معنا و هدف در کار زمینه افزایش انگیزش درونی کارکنان را فراهم می کند و بدین شیوه رفتارهای نوآورانه، خودطراحی شغلی و بهره وری را ارتقا می دهد. همچنین در برخی پژوهش ها، سرمایه معنوی از مسیر سرمایه روان شناختی بر عملکرد شغلی اثرگذار بوده است؛ بدین معنا که ارزش ها و باورهای معنوی، نخست به منابع روانی تبدیل شده و سپس در قالب عملکرد قابل مشاهده بروز یافته اند. در کنار متغیرهای میانجی، نقش تعدیل کننده عواملی مانند تعهد سازمانی و تاب آوری سازمانی نیز در برخی مطالعات برجسته شده است. این یافته ها نشان می دهد که شدت اثر سرمایه معنوی بر عملکرد، وابسته به زمینه سازمانی و ظرفیت های حمایتی موجود است. درمجموع، نتایج مرور نشان می دهد که سرمایه معنوی زمانی بیشترین اثربخشی را دارد که در تعامل با عوامل روان شناختی، فرهنگی و ساختاری سازمان فعال شود. بحث و نتیجه گیری: تحلیل نظام مند شواهد نشان می دهد که سرمایه معنوی نه یک عامل مستقیم عملکرد، بلکه یک منبع عمیق هویتی و ارزشی است که با سازوکارهای واسط به پیامدهای عملکردی تبدیل می شود. این یافته، دیدگاه های ساده انگارانه درباره تأثیر مستقیم معنویت بر عملکرد را به چالش می کشد و بر ضرورت مدل سازی فرایندی و چندسطحی تأکید دارد. سرمایه معنوی زمانی به رفتارهای کاری، نوآوری یا بهره وری می انجامد که بتواند به منابع روان شناختی قابل بسیج و سازوکارهای سازمانی ترجمه شود. همچنین نتایج این مرور نشان می دهد که ناهمگونی مفهومی در تعریف سرمایه معنوی، یکی از چالش های اصلی ادبیات موجود است؛ با این حال، تحلیل تطبیقی مطالعات امکان دسته بندی ابعاد سرمایه معنوی در قالب مؤلفه هایی مانند معنا، هدف مندی، تعهد اخلاقی و هم راستایی ارزشی را فراهم می کند. از نظر کاربردی، یافته ها گویای آن است که سازمان ها برای بهره گیری مؤثر از سرمایه معنوی باید رویکردی یکپارچه اتخاذ کنند که همزمان سطوح فردی، بین فردی و ساختاری را پوشش دهد. درنهایت پژوهش حاضر با ارائه تصویری منسجم از مسیرهای اثرگذاری سرمایه معنوی می تواند مبنایی نظری برای توسعه مدل های تلفیقی و همچنین راهنمایی عملی برای سیاست گذاری منابع انسانی و طراحی محیط های کاری معنابخش باشد. تقدیر و تشکر: نویسندگان بر خود لازم می دانند از پژوهشگران و صاحب نظرانی که آثار علمی آنان مبنای این مرور نظام مند قرار گرفته و به غنای ادبیات پژوهش کمک کرده اند، قدردانی کند. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که در انجام این پژوهش هیچ گونه تعارض منافع مالی یا سازمانی وجود ندارد.
۲۷.

الگوی قرآنی سلامت روان با تأکید بر مفاهیم رضا، شکر و امید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۰۲
سلامت روان به عنوان یکی از ارکان کلیدی کیفیت زندگی تحت تأثیر عوامل معنوی و روان شناختی قرار دارد. قرآن کریم به عنوان منبع اصلی هدایت، مفاهیم مهمی مانند «رضا»، «شکر» و «امید» را معرفی می کند که اجزای بنیادین سلامت روان را تشکیل می دهند. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی، به بررسی عمیق این سه مفهوم در آیات قرآن و تطبیق آن ها با نظریه های روز روان شناسی، به ویژه روان شناسی مثبت نگر و معناگرا می پردازد. با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و کمی، داده ها از طریق نظرسنجی ها و تحلیل متون جمع آوری شده است. نتایج نشان می دهد که پذیرش تقدیر الهی (رضا) می تواند به بهبود تاب آوری و کاهش اضطراب و افسردگی کمک کند. همچنین، قدردانی از نعمت ها (شکر) به افزایش احساسات مثبت و کاهش استرس منجر می شود و به عنوان مداخله مؤثر در بهبود کیفیت زندگی شناخته می شود. داشتن نگرش مثبت و امیدوارانه به آینده (امید) نیز به تقویت روحیه و افزایش تاب آوری افراد کمک می کند. این ارتباط میان مفاهیم دینی و نظریه های روان شناسی مدرن، چشم انداز جدیدی برای مشاوره و درمان های روان شناختی اسلامی ایجاد می کند و می تواند به عنوان راهکار مؤثری برای ارتقاء سلامت روان در جامعه مدرن مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت، این مطالعه تأکید دارد که پیوند میان آموزه های دینی و رویکردهای علمی می تواند به بهبود کیفیت زندگی و سلامت روان افراد کمک کند.
۲۸.

تحلیل خرده گفتمان های رایج در بین همسران با هدف حفظ تعادل حیاتی: مبتنی بر رویکرد تحلیل گفتمان " فرکلاف"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۹۶
پژوهش حاضر به منظور بررسی و تحلیل خرده گفتمان های رایج در بین همسران که به منظور حفظ تعادل حیاتی به کار بسته می شوند، صورت گرفته روش: روش پژوهش کیفی، و در چهارچوب تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف بود. جامعه مورد پژوهش را مردان متأهل (25تا 45) ساله ساکن شهر تهران (در سال 1403) تشکیل دادند. شیوه نمونه گیری، به صورت هدفمند و با حداکثر تنوع از نظر نوع نگارش نسبت به موضوع پژوهش – تعادل خانواده و سازوکارهای ترجیحی افراد- بود. بر اساس اصل اشباع نظری، تعداد یازده مشارکت کننده انتخاب و در پژوهش شرکت داده شدند. و به منظور افزایش غنای پژوهش و دستیابی به داده های مد نظر، از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف استفاده شد. نتایج تحلیل گفتمان زوجین در خصوص حفظ تعادل حیاتی نشان می دهد که در حالت کلی می توان گفتمان های موجود را در دو گروه گفتمان های تعادل بخش (با خرده گفتمان های مدارا، سازش، مراجعه به متخصص و افراد ذی صلاح، مذاکره منطقی، بازنگری در موقعیت های تعادلی، جبران) و گفتمان های انحرافی (با خرده گفتمان های تهدید به طلاق، تظاهر به خیانت، کناره گیری فیزیکی، کناره گیری عاطفی، برخورد فیزیکی، کنترل گری مفرط، عمل وارونه، دادن وعده های خلاف واقع و مثلث سازی)، طبقه بندی کرد. همچنین سه گفتمان هژمون سنت گرایی، تجددگرایی، و اصول گرایی دینی به عنوان گفتمان های غالب بر فضای جامعه مورد تحلیل قرار گرفت و در نهایت گفتمان اصول گرایی دینی به عنوان مفیدترین و کاربردی ترین گفتمان در حوزه روابط زوجی شناسایی شد.
۲۹.

اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر کنترل هیجان و شدت درد در زنان مبتلا به سردرد میگرنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۸۷
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر کنترل هیجان و شدّت درد در زنان مبتلا به سردرد میگرنی بود. پژوهش حاضر از نوع مطالعات نیمه آزمایشی با الگوی پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. تعداد 30 نفر از زنان مبتلا به سردرد میگرنی مراجعه کننده به متخصص مغز و اعصاب شهر ارومیه به صورت داوطلبانه انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. گروه آزمایش مداخله رفتاردرمانی دیالکتیکی را به مدت یازده جلسه 60 دقیقه ای دریافت کردند و در گروه کنترل مداخله ای ارائه نشد. گردآوری داده ها با پرسشنامه های درد مک گیل (MPQ)، کنترل هیجانی (ECQ2) و سردرد میگرن اهواز (AMQ) استفاده شد. تحلیل کواریانس نشان داد که رفتاردرمانی دیالکتیکی بازداری هیجانی، نشخوار ذهنی، سردرد و شدت درد زنان مبتلا به سردرد میگرنی را به طور معناداری کاهش می دهد (P<0.05). یافته های پژوهش حاضر گویای آن بود که رفتاردرمانی دیالکتیکی رویکردی اثربخش برای بهبود کنترل هیجانی و شدت درد زنان مبتلا به سردرد میگرنی بوده و می تواند در این گروه به طور کاربردی و موثری مورد استفاده قرار گیرد.
۳۰.

مدل یابی پرخاشگری پنهان زناشویی بر اساس بخشش و تجربه روابط نزدیک با نقش میانجی گری استرس ادراک شده در زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۸
هدف پژوهش حاضر، مدل یابی پرخاشگری پنهان زناشویی بر اساس بخشش و تجربه روابط نزدیک (دلبستگی اجتنابی و اضطرابی) با نقش میانجی استرس ادراک شده در زنان متأهل بود. پژوهش از نوع کاربردی و روش پژوهش همبستگی به شیوه مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1403 بود. از بین جامعه آماری 338 نفر به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه پرخاشگری پنهان رابطه ای (MCAQ)، پرسشنامه بخشش (FQ)، پرسشنامه تجربه روابط نزدیک (ECRQ) و پرسشنامه استرس ادراک شده (PSQ) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری، به وسیله نرم افزار SPSS و Amos ویرایش 23 صورت گرفت. نتایج نشان داد که مدل ساختاری پژوهش با داده های گردآوری شده برازش دارد. همچنین نتایج نشان داد ضریب مسیر کل (مجموع ضرایب مسیر مستقیم و غیرمستقیم) بین بخشش با پرخاشگری پنهان زناشویی (p=0/001, β=-0/192) و استرس ادراک شده (p=0/001, β=-0/19) منفی و معنادار بود. علاوه بر این ضریب مسیر بین استرس ادراک شده با پرخاشگری پنهان زناشویی (p=0/001, β=0/326) مثبت و معنادار بود. یافته دیگر این بود که ضریب مسیر کل (مجموع ضرایب مسیر مستقیم و غیرمستقیم) بین تجربه روابط نزدیک (دلبستگی اجتنابی) با پرخاشگری پنهان زناشویی (p=0/001, β=0/254) و استرس ادراک شده (p=0/001, β=0/185) مثبت و معنادار است. همچنین نتایج بیانگر آن بود که ضریب مسیر کل (مجموع ضرایب مسیر مستقیم و غیرمستقیم) بین تجربه روابط نزدیک (دلبستگی اضطرابی) با پرخاشگری پنهان زناشویی (p=0/001, β=0/274) و استرس ادراک شده (p=0/001, β=0/272) مثبت و معنادار است. در نهایت نتایج نشان داد ضریب مسیر غیرمستقیم بین بخشش، دلبستگی اجتنابی، دلبستگی اضطرابی با پرخاشگری پنهان زناشویی معنادار بود. بر این اساس چنین نتیجه گیری شد که استرس ادراک شده به صورت معنادار رابطه بین بخشش، دلبستگی اجتنابی، دلبستگی اضطرابی با پرخاشگری پنهان زناشویی در زنان متاهل را میانجیگری می کند. باتوجه به نتایج پژوهش حاضر می توان گفت استرس نقشی مخرب در ایجاد پرخاشگری پنهان زناشویی همچنین تخریب روابط زناشویی دارد. بر این اساس می توان با بکارگیری درمان های روان شناختی مناسب و با کاهش استرس ادراک شده زنان، از میزان آسیب های زناشویی آنان کاست. 
۳۱.

نقش میانجی هدف در زندگی در ارتباط بین سبک های هویت و بی انگیزگی تحصیلی در دانش آموزان دختر کنکوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۶
هدف انجام این پژوهش مطالعه نقش میانجی هدف در زندگی در ارتباط بین سبک های هویت و بی انگیزگی تحصیلی در دانش آموزان دختر کنکوری بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر کنکوری شهر اصفهان طی سال تحصیلی 1403- 1404 بوده است که از این جامعه با توجه به روش نمونه گیری در مدل یابی معادلات ساختاری 240 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های پژوهش پاسخ دادند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سبک های هویت برزونسکی، پرسشنامه انگیزش تحصیلی و پرسشنامه هدف در زندگی استفاده شد. پس از جمع آوری داده ها، جهت تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار اس پی اس اس و آموس استفاده شد. نتایج به دست آمده از این پژوهش حاکی از آن بوده است که نقش میانجی متغیر هدف در زندگی در رابطه بین متغیرهای سبک هویت اطلاعاتی و بی انگیزگی تحصیلی، ارتباط بین سبک هویت هنجاری و بی انگیزگی تحصیلی و ارتباط بین سبک هویت سردرگم/اجتنابی و بی انگیزگی تحصیلی تأیید شده است. با توجه به این نتایج می توان استنباط کرد که سبک های هویت اطلاعاتی، هنجاری و سردرگم/اجتنابی از طریق متغیر میانجی هدف در زندگی، به صورت غیرمستقیم بر بی انگیزگی تحصیلی دانش آموزان کنکوری تأثیر داشته است بنابراین داشتن معنای روشن و هدفمند از زندگی می تواند پیامدهای منفی سبک های هویتی ناسازگار را کاهش دهد. در نتیجه، جهت دهی به هدف های فردی می تواند به عنوان راهبردی مؤثر در کاهش بی انگیزگی تحصیلی و ارتقاء سلامت روان دانش آموزان کنکوری مورد توجه برنامه ریزان آموزشی و مشاوران تحصیلی قرار گیرد.
۳۲.

طراحی الگوی توسعه رهبری آموزشی در نظام آموزش عالی ایران (مطالعه موردی: دانشگاه بوعلی سینا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۰
مقدمه و هدف : هدف پژوهش طراحی الگوی توسعه رهبری آموزشی در نظام آموزش عالی ایران  (مطالعه موردی  دانشگاه بوعلی سینا) می باشد روش شناسی پژوهش : روش تحقیق ترکیبی (کیفی- کمی) از نوع اکتشافی است. برای تحلیل داده های کیفی از روش فراترکیب  و از روش تحلیل عاملی برای داده های کمی استفاده شده است .با عنایت به اینکه پرسشنامه بر اساس تکنیک دلفی و نظرات خبرگان تهیه شده است بنابراین به خودی خوداز اعتبار و روایی لازم برخوردار است.  نتایج پایایی پرسشنامه با استفاده از نرم افزارspss  مقدار 0.854را برای آلفای کرونباخ نشان داد که نشان دهنده تایید پایایی پرسشنامه می باشد. جامعه آماری پژوهش در مرحله کیفی ،خبرگان حوزه رهبری آموزشی به صورت نمونه گیری هدفمند و در مرحله کمی شامل اعضای هیات علمی دانشگاه بوعلی سینا مشتمل بر 460 نفر بوده است که نمونه گیری در مرحله کمی به تناسب حجم جامعه ، نمونه اماری از دانشکده ها  به تعداد210نفر انتخاب شدند.   یافته ها : یافته های پژوهش با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی سلسله مراتبی و روابط علت و معلولی ابعاد مدل با استفاده از فن تحلیل مسیر مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته اند. یافته ها نشان داد که مدل بومی توسعه رهبری آموزشی در نظام اموزش عالی ایران باتوجه به نتایج حاصله از برازش مطلوبی برخوردار است که بعنوان مدل بومی  توسعه رهبری آموزشی در نظام اموزش عالی ایران می توان از آنها  استفاده نمود. بحث و نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می تواند با توجه به مدل بومی توسعه رهبری آموزشی به همراه ابعاد و مولفه های آن مورد توجه رهبران آموزشی قرار گیرد.
۳۳.

بررسی اثربخشی آموزش بسته خدمات توانبخشی محله محور بر کیفیت زندگی سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۳
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش بسته خدمات توانبخشی محله محور بر کیفیت زندگی سالمندان انجام شد. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه سالمندان شهر اصفهان بود. نمونه پژوهش شامل 45 سالمند از مراکز آموزشی و توانبخشی سالمندان کلبه نور و رنگین کمان سپید بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در یک گروه آزمایش 22 نفری و یک گروه کنترل 23 نفری جایگزین شدند. مداخله در 8 جلسه 60 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد در حالی که گروه کنترل این آموزش را دریافت نکردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی، نسخه سالمندان می شد. داده ها با روش آماری تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری تحلیل شد. نتایج نشان داد که آموزش بسته خدمات توانبخشی محله محور بر کیفیت زندگی و خرده مقیاس های آن (عملکرد حسی، خودمختاری، فعالیت های گذشته، حال و آینده، مشارکت اجتماعی، نگرانی درباره مرگ و مردن، و توانایی برقراری روابط صمیمانه) در سالمندان تاثیر مثبت و معناداری داشت. یافته ها اطلاعات مفیدی را در ارتباط با آموزش بسته خدمات توانبخشی محله محور فراهم می کند. بنابراین، متخصصان و روانشناسان می توانند برای بهبود کیفیت زندگی سالمندان از بسته خدمات توانبخشی محله محور استفاده کنند.
۳۴.

مطالعه دیدگاه مدیران پیرامون ابعاد و مؤلفه های رفتارهای پرخطر دانش آموزان مدارس متوسطه: پژوهش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۲۸
هدف پژوهش، مطالعه دیدگاه مدیران پیرامون ابعاد و مؤلفه های رفتارهای پرخطر دانش آموزان مدارس متوسطه شهر اردکان بود. رویکرد پژوهش «کیفی» و روش پژوهش «داده بنیاد» بود. مشارکت کنندگان بالقوه، مدیران مدارس متوسطه شهر اردکان در سال تحصیلی 1403- 1402 بودند. روش نمونه گیری، هدفمند بود. نمونه گیری مبتنی بر اشباع نظری داده ها تا 10 نفر شرکت کننده ادامه یافت. روش گردآوری داده ها «مصاحبه نیمه ساختاریافته» بود. داده ها به شیوه «کدگذاری» و «مقوله بندی» در سه سطح کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شدند. برای تعیین اعتبار داده ها، از روش «سه سویه سازی» استفاده شد. نتایج نشان داد «عوامل علّی» شامل علل روان شناختی – بیولوژیک، اعتقادی، تکنولوژیک، فرهنگی و اجتماعی، هویت یابی نوجوانی، جامعه-شناختی و اقتصادی بود. «شرایط مداخله ای» شامل عوامل نهادی، عوامل نسلی و ارتباطی و «شرایط زمینه ای» شامل شرایط کلی، شرایط خانوادگی مستعد، شرایط انضباطی، شرایط بالینی و شرایط شناختی – ارتباطی بودند. «راهبردها» شامل راهبرد درمانی درون نهادی مؤثر، راهبرد ارتباطی راهبرد درون نهادی غیرمؤثر، راهبرد برون نهادی و راهبرد ترکیبی بودند. «پیامدها» شامل افزایش رفتارهای پرخطر، پیامدهای بالینی - روان شناختی، پیامدهای پرورشی و پیامدهای آسیب زا بود. پژوهش حاضر، مدل پارادایمی جامعی از دیدگاه مدیران مدارس متوسطه اردکان درباره رفتارهای پرخطر دانش آموزان ارائه می دهد. این مدل، ضمن تأکید بر ماهیت سیستمی و پیچیده رفتارهای پرخطر، لزوم توجه هم زمان به عوامل فردی، خانوادگی، نهادی و محیطی در طراحی مداخلات پیشگیرانه و درمانی را آشکار می سازد.
۳۵.

پیش بینی درگیری تحصیلی براساس سبک زندگی مجازی محور با نقش میانجی سرمایه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۵
این پژوهش با هدف پیش بینی درگیری تحصیلی براساس سبک زندگی مجازی محور با نقش میانجی سرمایه اجتماعی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نوع مطالعات همبستگی و روش تحلیل از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر مشغول به تحصیل در مقطع متوسطه دوم شهرستان سرپل ذهاب در سال تحصیلی 1404-1403 بود، که 240 نفر از میان آن ها با نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش برای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه درگیری تحصیلی (ریو، 2013)، پرسشنامه سبک زندگی مجازی محور (طاهری، 1393) و پرسشنامه سرمایه اجتماعی (پایوا و همکاران، 2014) بود. تحلیل داده ها با روش مدل یابی معادلات ساختاری و استفاده از نرم افزارهای AMOS و SPSS انجام شد. نتایج نشان داد مدل مطرح شده از برازش خوبی برخوردار است (020 /0=RMSEA 963,/0=CFI، 93/3= X2/df و 05/0>P). یافته ها نشان داد سبک زندگی مجازی محور بر درگیری تحصیلی دانش آموزان دختر تأثیر مستقیم و معناداری دارد (355/0=β). همچنین، سرمایه اجتماعی بر درگیری تحصیلی دانش آموزان دختر، تأثیر مثبت و معناداری داشت (413/0=β). سبک زندگی مجازی محور به طور غیرمستقیم و از طریق سرمایه اجتماعی اثر معناداری بر درگیری تحصیلی دارد (192/0=β و 0/001=P). براساس نتایج پژوهش حاضر، برای ارتقای درگیری تحصیلی دانش آموزان پیشنهاد می شود، نهادهای آموزشی بخصوص مدارس، برنامه های آموزشی و کارگاه های مهارتی برگزار کنند تا به آموزش نحوه استفاده موثر از فضای مجازی و شبکه های اجتماعی بپردازند، و با تقویت سرمایه اجتماعی و ایجاد یک فضای حمایتی آنلاین به افزایش درگیری تحصیلی و بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان کمک کنند.
۳۶.

اثربخشی آموزش گروهی ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی بر روابط بین فردی و باورهای فراشناختی مرتبط به استفاده از تلفن هوشمند در دانش آموزان متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۶
هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی بر روابط بین فردی و باورهای فراشناختی مرتبط به استفاده از تلفن هوشمند در دانش آموزان متوسطه اول انجام گردید. مواد و روش ها: جامعه آماری پژوهش حاضر، داش آموزان دختر متوسطه اول شهرستان گرگان در سال تحصیلی 1403-1402 بوده بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. بدین منظور نخست، تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی دردوگروه آزمایش و یک گروه کنترل(هرکدام 20 نفر) قرار گرفتند. جهت سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های روابط بین فردی چیا و فائو (2011)، و باورهای فراشناختی مربوط به استفاده از تلفن هوشمند کاسل و همکاران (2020)، استفاده شد. یافته ها: داده ها با روش آزمون تحلیل کوواریانس چند و تک متغیری، تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد آموزش مهارت های ذهن آگاهی بر روابط بین فردی و باورهای مرتبط با استفاده از تلفن هوشمند دردانش آموزان متوسطه اول اثرگذار بوده است. نتیجه گیری: درتوصیف یافته های این تحقیق می توان گفت،آموزش های ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی یکی از رویکردهای موثردرزمینه بهبودغنی سازی کیفیت زندگی افراد است که دارای ساختار مطلوبی جهت کار روی مسائل مختلف مراجعان از جمله روابط بین فردی و باورهای فراشناختی مرتبط به استفاده از تلفن هوشمند دردانش آموزان متوسطه اول است.
۳۷.

اثربخشی آموزش ابراز وجود بر علائم افسردگی، تحمل پریشانی و خودگسستگی در نوجوانان قربانی قلدری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۲۴۸
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش ابراز وجود بر علائم افسردگی، تحمل پریشانی و خودگسستگی در نوجوانان قربانی قلدری بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری نوجوانان پسر قربانی قلدری مراجعه کننده به مراکز روانشناسی شیراز در سال 1403 بود. تعداد 50 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های قربانی قلدری هارتر (HBVS، 1985)، افسردگی بک (BDI-II، 1996)، تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (DTS، 2005) و خودگسستگی سامانی و صادق زاده (SDS، 1386) بود. داده ها با آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون علائم افسردگی، تحمل پریشانی و خودگسستگی در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح (003/0≥p) وجود دارد. بنابراین می توان با آموزش ابراز وجود به نوجوان قربانی قلدری در جهت بهبود افسردگی، تحمل پریشانی و خودگسستگی کمک کرد تا منجر به افزایش سلامت روان آن ها شود.
۳۸.

Collective Psychology: A Critical Corrective to the Dominant Influence and Control Paradigm

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۸۸
Objective: To critically examine the control-oriented trajectory within social psychology—characterized by covert influence, behavioral nudging, and digital dark patterns—and propose “Collective Psychology” as an ethical, liberatory corrective that re-centers democratic agency. Methods: A theoretical-critical inquiry was conducted through narrative review and conceptual analysis of peer-reviewed literature, books, and policy reports from 1960 to 2025. Thematic extraction and contrastive mapping were used to synthesize dominant influence paradigms with critical, liberation, and decolonial psychological traditions. Results: The synthesized framework comprises five interdependent principles: radical transparency, collective agency, structural healing, participatory praxis, and plural solidarity. Two irreducible paradigmatic contrasts emerged: shifting power from domination to collective capacity, and replacing covert manipulation with critical consciousness and influence literacy. These contrasts redefine psychological intervention from individual behavior modification to structural transformation and co-produced knowledge. Conclusion: Collective Psychology offers a coherent, principle-driven corrective that redirects psychological praxis away from technocratic control toward transparent, democratic solidarity. The framework provides actionable pathways for health policy, civic engagement, participatory research, and curriculum reform, demonstrating strong potential for culturally grounded adaptation.
۳۹.

پیش بینی میل به طلاق بر اساس انعطاف پذیری شناختی با میانجی گری تحمل پریشانی در زنان متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۲۳۱
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی میل به طلاق بر اساس انعطاف پذیری شناختی با میانجی گری تحمل پریشانی در زنان متقاضی طلاق انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل زنان متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اراک در بهار سال 1404 بود که از بین آنها 250 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های میل به طلاق روزبولت و همکاران (1986، DTS)، تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005، DTS) و انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال (2010، CFI) جمع آوری گردید. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون مدل یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. بر اساس یافته های پژوهش مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج نشان داد که بین انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی با میل به طلاق رابطه منفی و معناداری وجود دارد (۰۱/0>P). همچنین مشخص گردید تحمل پریشانی در ارتباط بین انعطاف پذیری شناختی و میل به طلاق نقش واسطه ای داشت (۰۱/0>P). بنابراین پیشنهاد می شود در اجرای برنامه های پیشگیری از طلاق به بررسی و ارزیابی انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی پرداخته شود.
۴۰.

آزمون مدل علی بهزیستی تحصیلی براساس ادراک از محیط یادگیری سازنده گرا با میانجی گری خودکنترلی در دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۵
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ادراک از محیط یادگیری سازنده گرا و بهزیستی تحصیلی با نقش میانجی خودکنترلی در دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر اردکان بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی است. جامعه آماری شامل ۳۴۹۸ دانش آموز (۱۸۷۰ پسر و ۱۶۲۸ دختر) بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، ۳۴۶ نفر (۱۸۵ پسر و ۱۶۱ دختر) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه ادراک از محیط یادگیری سازنده گرا، پرسشنامه بهزیستی تحصیلی و پرسشنامه خودکنترلی تانجی بود. داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار SmartPLS تحلیل شد. نتایج نشان داد که ادراک از محیط یادگیری سازنده گرا هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم (از طریق خودکنترلی) بر بهزیستی تحصیلی تأثیر معناداری دارد. مقدار R² برای خودکنترلی 82/0 و برای بهزیستی تحصیلی 79/0 به دست آمد که بیانگر قدرت تبیین بالای مدل است. آزمون سوبل نیز میانجی گری خودکنترلی را در رابطه بین ادراک از محیط سازنده گرا و بهزیستی تحصیلی تأیید کرد (01/0>p). این نتایج بیانگر آن است که تقویت مهارت های خودکنترلی در بستر محیط های یادگیری سازنده گرا می تواند به بهبود بهزیستی تحصیلی دانش آموزان منجر شود. یافته ها بر اهمیت طراحی محیط های یادگیری مشارکتی و تعاملی تأکید دارند که علاوه بر ارتقای محتوای آموزشی، پرورش توانایی های خودتنظیمی دانش آموزان را نیز تسهیل می کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان