فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۳۷٬۰۲۸ مورد.
تمرکز جمعیتی یهودیان در شهرهای ایران از عصر سلجوقی تا حمله مغول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باوجود اطلاعات شایان توجهِ جمعیت نگاشتی یهودیان قلمرو عربی از صدر اسلام، اطلاعات زیادی دربارة پراکندگی جمعیتی یهودیان در ایران بعد از اسلام تا دورة سلجوقی وجود ندارد. اما، وجود اطلاعات بیشتر پیرامون این دوره تا حملة مغول، امکان بررسی دربارة تمرکز جمعیتی و سکونتگاه های یهودیان ایران را در این مقطع فراهم می کند و بیانگر آن است که یهودیان ایران با وجود شمار کم، در مقایسه با اقلیت های دینی دیگر، پراکندگی سکونتگاهی بیشتری داشته اند و به واسطة اشتغال بسیاری از آنان به تجارت، دست کم فعالیت در بازارها، عمدتاً در شهرهایی متمرکز شده اند که واحدهای اصلی بازرگانی و داد و ستد اقتصادی در ایران آن عصر بوده اند؛ و همین امر را باید یکی از عوامل فراهم سازی زمینه های کسب امتیازات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی یهودیان در ایران عصر ایلخانی دانست.
نظریة بنیادی به مثابه روش نظریه پردازی
حوزههای تخصصی:
نظریة بنیادی روشی مدرن برای کشف مفاهیم بنیادی از دلِ داده های تحقیق کیفی است. از این منظر، یک روش کیفی با تکنیک اکتشافی- استقرائی است، اما پوزیتیویسم روشی است کمّی با تکنیک قیاسی به دنبال تأیید یا ردّ مدل نظری و فرضیات تحقیق.
نظریة بنیادی سه مرحلة اساسی کدگذاری باز، محوری و انتخابی دارد. البته مراحل روش شناسی نظریة بنیادی لزوماً پی در پی نیست؛ بلکه بر اساس تحلیل همزمان است. یعنی محقق همزمان می تواند به گردآوری، طبقه بندی، و تجزیه و تحلیل داده های تحقیق بپردازد و از ارتباط میان مقولة مرکزی با دیگر مقولات خط داستانی پدید می آید.
در نظریة بنیادی، برخلاف تحقیقات کمّی ، پیش از تحقیق میدانی نمی توان نمونه گیری نظری را برنامه ریزی کرد. معیار قضاوت در نمونه گیری نظری هنگامی اتفاق می افتد که اشباع نظری مقوله یا نظریه صورت پذیرد. هنگامی که محقق، پس از پیمودن روند مسیرهای فوق، به کشف نظریه نرسید باید حساسیت نظری را افزایش دهد، یعنی پرسیدن و مقایسة مداوم در طول تحقیق که اساس نظریة بنیادی را تشکیل می دهد.
کنکاش در مبانی فلسفی پژوهش کمی و کیفی در علوم رفتاری
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه روانشناسی
- حوزههای تخصصی روانشناسی ارزیابی، سنجش وآمار
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی نظری فلسفه علوم اجتماعی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی روش شناسی در علوم اجتماعی
- حوزههای تخصصی علوم انسانی روش شناسی علوم انسانی و طبیعی روشهای تحقیق(ابزارها و فنون) در علوم انسانی و علوم طبیعی
صرفه جویی آب در کتابهای درسی مدارس
منبع:
رسانه جهانی ۱۳۸۷ شماره ۶
حوزههای تخصصی:
این مقاله نتایج تحلیل محتوای انجام شده بر روی 82 عنوان کتاب درسی را در سه مقطع تحصیلی مدارس کشور ارائه می کند. هدف از این مطالعه، شناخت مکانیسم های آموزشی-ارتباطی نهفته در کتب درسی و میزان اثربخشی آنها در جامعه پذیری کودکان در حوزه صرفه جویی در مصرف آب است.
توضیح آنکه، کتابهای درسی منبع آموزشی امروز و الهام بخش اندیشه، نگرش و رفتار حال و آینده کودکان و جوانان کشور است. کودکانی که دانش آموزان مدارس و فرزندان امروز، شهروندان فردا، مهندسان، مدیران، مجریان و قانونگذاران آینده جامعه محسوب می شوند. آب مایة حیات است و به رغم فراوانی، کمبود آب سالم یکی از معضلات دنیای امروز بشمار می رود. بطوریکه عدم توجه به این مشکل ادامه حیات را برای بسیاری از ساکنان کرة زمین ناممکن می سازد. افزایش سطح دانش و آگاهی دانش آموزان نسبت به ارزش و اهمیت آب و مسائل آن می تواند بر رفتارشان به عنوان مصرف کننده و یا به عنوان حاملان پیام در تعامل با اعضای خانواده شان در حفظ منابع آبی و کاربرد بهینة آن در خانواده ها مؤثر واقع شود. کتابهای درسی منبع مؤثری در فرایند جامعه پذیری و تربیت شهروندانی مسئول در یک جامعه است. بنابر این، شناخت محتوای کتابهای درسی مدارس با هدف آشنایی از سهم مطالب مربوط به آب به صورت کمی و کیفی و ارائة راهکارهای مناسب در این زمینه انجام شد.
یافته های این مطالعه حاکی از آن است که سهم مطالب مربوط به موضوع آب که در 20 مقولة اجتماعی و فنی مورد ارزیابی قرار گرفت، نزدیک به دو درصد از مطالب کتابها را داراست. ایماژ ارائه شده در کتابها بسیار خوشبینانه است و سهم عمده ای از مطالب از فراوانی آب در طبیعت سخن می گوید. در مقابل سهم مطالب مربوط به کمیابی، دشواری تأمین آب سالم و روشهای مصرف بهینه آن در کمتر کتاب درسی به آنها اشاره شده است. از مجموع نزدیک به یازده هزار صفحه مطالب مورد ارزیابی کمتر از نیم صفحه و تنها در دو کتاب درسی بر لزوم صرفه جویی و مصرف بهینه آب اشاره شده است.
مطالعه عوامل مؤثر بر ترس از جرم در محله های شهری مطالعه محله ای در منطقة 5 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق سطح ترس از جرم شهروندان در یکی از محلههای تهران با تدوین مدل علّی آزمون شده است. نظریه های سرمایة اجتماعی، بی سازمانی اجتماعی و بزه دیدگی برای انتخاب متغیرها و تدوین مدل پژوهش جهت علتیابی ترس از جرم در محله های شهری، انتخاب شدند. داده ها از یک نمونة تصادفی 386 نفره از ساکنان محلة جنت آباد شمالی به وسیلة پرسش نامه جمعآوری شده است. مدل نظری پژوهش پس از جمع آوری اطلاعات با استفاده از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارAMOS آزمون شده و مدل نهایی برازش شده است. تحلیل چندمتغیرة انجام شده درحدود 57 درصد از واریانس متغیر وابسته، یعنی ترس از جرم، را تبیین میکند. یافتههای تحقیق نشان میدهد بینظمی در محله مهم ترین تبیین کنندة ترس از جرم در محلات شهری است. تجربة بزهدیدگی و رضایت از محله نیز تأثیر چشمگیری بر سطح ترس از جرم شهروندان دارند. نتایج این تحقیق ارتباط میان تعلق به شبکه های حمایت اجتماعی و اتخاذ تدابیر حفاظتی را با سطح ترس از جرم شهروندان تأیید نمیکند.
بررسی رابطه گونه های هویت جمعی با مصرف گونه های موسیقیایی نمونه مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه یاسوج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بعد از دهه 1970 نوعی چرخش مطالعاتی از تمرکز صرف بر وجوه تولید به وجوه مصرف به ویژه مصرف فرهنگی و نوعی چرخش تبیینی از تأکید بر متغیرهای به اصطلاح «سخت» مانند طبقه، به تأکید و توجه به متغیرهای به اصطلاح «نرم» مانند هویت اتفاق افتاد. بر اساس این، پژوهشگران به مصرف موسیقیایی که یکی از مهم ترین گونه های مصرف فرهنگی است و تبیین آن بر اساس هویت جمعی توجه کردند. با وجود این، جامعه شناسان جامعه ما به هر دو واقعیت بررسی مصرف گونه های موسیقیایی و تبیین آن بر اساس عوامل فرهنگی، کمتر توجه کرده اند. با درنظرگرفتن محدودیت های بالا، مقاله حاضر نتیجه پژوهشی کمّی - پیمایشی است که درباره رابطه مصرف گونه های موسیقیایی با هویت جمعی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان لر دانشگاه یاسوج بوده اند که برای دسترسی به آنان از شیوه نمونه گیری طبقه ای چندمرحله ای متناسب با حجم استفاده شد. بر اساس نتایج پژوهش، مصرف موسیقی پاپ و موسیقی کلاسیک غربی به ترتیب پرمصرف ترین و کم مصرف رین گونه های موسیقیایی دانشجویان بوده اند. رابطه هویت قومی با مصرف گونه های موسیقیایی محلی، پاپ و مذهبی، مثبت و معنادار و با موسیقی سنتی و غربی، غیرمعنادار بود. رابطه هویت ملی با مصرف گونه های موسیقیایی غربی و پاپ، منفی و معنادار، با موسیقی مذهبی، مثبت و معنادار و با سایر گونه های موسیقی غیرمعنا دار بود. رابطه هویت جهانی با مصرف گونه های موسیقیایی غربی و پاپ، مثبت و با موسیقی های سنتی، محلی و مذهبی، منفی و معنادار بوده است. درنهایت می توان گفت میزان برجستگی، تعهد و تعلق به هر یک از گونه های هویت جمعی، ذائقه مصرف موسیقیایی فرد را به سمت و سوی مصرف یک نوع موسیقی خاص سوق می دهد؛ به عبارتی افراد منفعلانه موسیقی مصرف نمی کنند، بلکه فعالانه متناسب با سرمایه های هویتی خود موسیقی های خاصی را انتخاب و مصرف می کنند.
ارتباط بین تبلیغات و جذب گردشگر فرهنگی در ایران (مطالعةموردی گردشگران خارجی فرهنگی اصفهان)
حوزههای تخصصی:
امروزه، جاذبه های فرهنگی از عوامل مهم در جذب گردشگر فرهنگی است. به کارگیری ابزارها و عوامل مؤثر در تبلیغات از عواملی که می تواند صنعت گردشگری کشور را توسعه و بهبود دهد. این پژوهش به تبیین و تحلیل تأثیر تبلیغات در جذب گردشگر فرهنگی به کشور ایران می پردازد . مدعای تبیینی نویسندگان در تحقیق این است که صنعت تبلیغات ایران نتوانسته است آن طور که باید و شاید در جذب گردشگر فرهنگی نقش زیادی ایفا کند. سؤال اصلی تحقیق این است: تبلیغات ایران چگونه و به چه اندازه تبیین کنندة میزان جذب گردشگر فرهنگی به کشور ایران است؟ روش تحقیق، پیمایش و ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه است. جمعیت آماری پژوهش تمام گردشگرهای فرهنگی است که وارد اصفهان می شوند و حجم نمونه سیصد نفر است. تحلیل به دو صورت توصیفی و تبیینی انجام شده است . یافته های تحقیق نشان می دهد از نظر گردشگران فرهنگی مهم ترین ابزار تبلیغاتی برای جذب گردشگر فرهنگی به ترتیب عبارت انداز : بازاریابی (3/21 درصد)، اینترنت (7/19 درصد)، کتاب و مقاله از جاذبه های گردشگری فرهنگی (3/15درصد). ضریب همبستگی متغیر تبلیغات با میزان جذب گردشگر فرهنگی به اندازة 47/0 است و میان زن و مرد از لحاظ نگرش آن ها به تبلیغات هیچ تفاوتی وجود ندارد.
شکاف نسلی در رویکردهای کلان جامعه شناختی: بررسی و نقد رهیافت های نسل تاریخی و تضاد با تأکید بر نظرات مانهایم و بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر که با هدف شناخت مبانی نظری و ریشه یابی موضوع شکاف و تعارض نسل ها به عنوان یکی از مهم ترین و فعال ترین شکاف های اجتماعی در جوامع پرتحول معاصر - در رویکردهای کلان جامعه شناختی به نگارش در آمده است، به معرفی و نقد دو رهیافت اصلی در این زمینه یعنی رهیافت نسل تاریخی با محوریت نظریه نسلی مانهایم و رهیافت تضاد ساختاری با عطف به نظریه تضاد نسلی بوردیو، می پردازد. رویکرد نخست، شکاف نسل ها را نتیجه اجتناب ناپذر تجارب ویژه نسل های مختلف تاریخی می داند، در حالی که در رهیافت دوم، منشا اصلی منازعات نسلی، توزیع نامتوازن منابع قدرت و ثروت و سرمایه های در اختیار نسل ها در عرصه های مختلف اجتماعی است. مدعای ما این است که هرچند به لحاظ تحلیلی، رویکردهای مذکور مکمل یکدیگر و شکاف و تعارضات نسلی در ابعاد مختلف آن، با تکیه بر مفاهیم مطرح در هر دو رویکرد دقیق تر تبیین خواهد شد، اما از نقطه نظر راهکارهای اصلاح گرایانه و سیاست گذاری اجتماعی برای کاهش تنش بین نسل ها، افزایش عدالت و همبستگی بین نسلی و تعامل طبیعی و موزون میان نسل های مختلف اتخاذ هر یک از رویکردهای یادشده از پیامدهای ویژه خود برخوردار بوده و در عمل، کارایی یکسان ندارند.
ویژگی های نظام مدیریت دولتی در کشورهای درحال توسعه و ضرورت مهندسی فرهنگی آنها
حوزههای تخصصی:
نظام مدیریت دولتی در کشورهای درحال توسعه به عنوان جوامع درحال گذار دارای ویژگی هایی است که درجوامع توسعه یافته کاملاً متحول شده است.
مدیریت نظام اداری کشورها با سازوکارهای بوروکراتیک و ساختارهای مکانیکی از عهده تأمین خدمات عمومی جامعه برنمی آید و مورد نقد جدی قرار می گیرد.
مدیریت دولتی نوین در پی مهندسی فرهنگی نظام اداری و زمینه سازی لازم برای حاکم شدن فرهنگ آینده ساز و پویا محقق می شود. گرایش به تقلید، عدم گرایش به اهداف تولید، گرایش به استقلال عمل، وجود نیروی انسانی ناکارآمد، عدم شایسته سالاری از جمله ویژگی های نظام سنتی مدیریت دولتی است.
فضاهای بیدفاع شهری و خشونت (مطالعه موردی فضاهای بیدفاع شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عوامل متعددی در وقوع و گسترش خشونت موثر هستند. یکی از این عوامل فضاهای بیدفاع شهری یا جرمخیز است. فضاهای بیدفاع یا جرمخیز دارای ویژگیهای بسیاری هستند که در دو دسته فیزیکی و اجتماعی قابل تفکیک است که سبب مستعدشدن فضاها برای وقوع خشونت میشوند. از دیدگاه طراحان شهری و معماران، ویژگیهای فیزیکی و از دید نظریهپردازان جامعهشناسی و روانشناسی، ویژگیهای اجتماعی بیشتر در مستعد کردن فضاها جهت وقوع خشونت نقش دارند.
این تحقیق در برهه زمانی 9 ماهه صورت گرفته است که مشاهده میدانی در آبان ماه 1387 صورت گرفته است. مکان تحقیق حاضر نیز شامل22 منطقه شهرداری شهر تهران می باشد. در این پژوهش فضاهای مورد مطالعه بر اساس نوع خشونت و با توجه به اهداف تحقیق و امکان دسترسی و محدودیت زمانی و مالی 12 فضای شهری عمومی از میان 108 فضای شهری عمومیِ آلوده یا جرم خیز تهران می باشد که شامل: سرقت (بلوار هجرت- خیابان اتابک- پارک ولیعصر)، مزاحمت (خیابان اسدآبادی- نبش خیابان بهار- چهار راه ولیعصر)، نزاع و درگیری (میدان مقدم- میدان ابوذر-پارک 22 بهمن)، کیف قاپی (زیر پل سیدخندان- پارک شریعتی- خیابان خواجه عبدالله انصاری).
کل فضاهای آلوده یا جرم خیز، شامل108 نقطه خشونی یا آلوده مناطق 22 گانهِ شهر تهران در سال 1386 و نیمه 1387 می باشد که بر مبنای خشونتهای ثبت شده در کلانتریهای شهر تهران در سال 1386 ونیمه اول سال1387 به عنوان نقاط خشونی یا (جرم خیز) آلوده شهر تهران از سوی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ معرفی شدهاند.
نتایج تحقیق نشان میدهد که وجود روشنایی و نور مناسب و عدم تراکم ساختمانی از ویژگیهایی هستند که فضاهای دارای کیفقاپی را از دیگر فضاها تفکیک میکند. عدم پیوند ارتباطی با فضاهای نمایان، وجود نقاط فرو رفته و یا برآمده، داشتن مرز و محدود مشخص و کم بودن ساختمانها نیز از ویژگیهای تفکیککننده فضاهای دارای نزاع و درگیری از دیگر فضاها هستند. توالی و امتداد نیز از ویژگی متمایزکننده فضاهای دارای مزاحمت از دیگر فضاها است.
دورکیم ، خودکشی و مذهب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله بحث هایی مربوط به رابطه مذهب و خود کشی مطرح شده و در آن یک سو از داده های تجربی و از سوی دیگر از ملاحظات نظری دور کیم درباره قدرت حمایتی مذهب بهره برده شده است. سخن این است که قضیه مطرح شده دورکیم باید با متن تاریخی و اجتماعی ربط داده شده و هر تحقیقی باید بتواند ساز و کار اجتماعی واقعی این کار را نشان دهد. ملاحظه روندهای تاریخی منجر به مشخصات مشروح تر مذاهب در تحلیل موارد جدید می شود و از آن مهم تر، به توضیح استقرایی پایه های نظری دورکیم می انجامد. تحلیل اثرات مذهب بر نرخ خودکشی در گروه های جمعیتی جامعه آمریکا در سال 1970 نشان می دهد که مذهب همچنان بر نرخ خودکشی تاثیر می گذارد. به این صورت که نرخ گرایش به خودکشی در میان مذاهب کاتولیک و پروتستان های انجیلی پایین و در میان مذاهب پروتستان های بنیادی بالا است. حضور پیروان یهودی اثر حمایتی کم، اما ناپایداری ایجاد می نماید. در این مقاله تلاش می شود تا این نتایج ابتدا با بررسی انواع گونه شناسی مذاهب و سپس با بررسی شواهدی دال بر این که آیا وابستگی مذهبی روی عمل پیوندهای شبکه ای اثر می گذارند، توضیح داده می شود. یافته های تحقیق ما را به سمت یک بازسازی مفهومی نظریه شبکه ای سوق می دهد تا بهتر بتوانیم نظریه دورکیم را درک کنیم.
ررسی مشکلات فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی دانشجویان غیر بومی دانشگاه ها و ارائه راهکارهای مناسب برای رفع آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعداد زیادی دانشجو در دانشگاه های کشور در حال تحصیل می باشند و هزینه سرانه تحصیل آنان برای کشور بسیار زیاد است. لذا این دانشجویان باید از تسهیلات آموزش عالی حداکثر استفاده را نمایند و برای کار و تولید در جامعه آماده گردند این دانشجویان دو گروه می باشند، گروهی دانشجوی بومی می باشند که در حین تحصیل در میان خانواده خود زندگی می کنند و مشکلاتشان با همکاری خانواده برطرف می گردد. اما گروهی دیگر دانشجویان غیربومی هستند که از خانواده خود دور می باشند و ممکن است در محل تحصیل با مشکلات زیر روبرو باشند:....
بررسی تاثیر پایگاه اجتماعی- اقتصادی و هویت قومی براساس امنیت اجتماعی
حوزههای تخصصی:
"امنیت اجتماعی یکی از عناصر بنیادی بعد سیاسی نظم اجتماعی به حساب می آید و میزان و ضرایب احساس امنیت یا ناامنی، وابسته به سطح برداشت و احساس افراد و مرتبط با تحلیل ها و بررسی های امنیتی است. این تحقیق در سال 1387 با هدف بررسی جامعه شناختی احساس امنیت اجتماعی و شناسایی پاره ای از عوامل اجتماعی و سیاسی موثر بر احساس امنیت اجتماعی انجام گرفته است. احساس امنیت اجتماعی افراد در این پژوهش به سه بعد احساس امنیت جانی، احساس امنیت مالی و احساس امنیت سیاسی بر آن، مورد بررسی قرار گرفته است. چارچوب نظری تحقیق برگرفته از آرای سه تن از صاحب نظران مکتب کپنهاگ (باری بوزان، ال ویور و بایرن مولار) است. این تحقیق به روش پیمایشی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه انجام گرفته است. جمعیت آماری تحقیق، ساکنان 16 سال و بالاتر شهرستان اهواز و حجم نمونه در آن، 600 نفر است.
مهم ترین یافته های تحقیق نشان داد که از مجموع عوامل مطرح شده، پایگاه اقتصادی- اجتماعی و هویت ملی تاثیر افزاینده و دو متغیر احساس محرومیت نسبی و احساس بی قدرتی، اثر کاهنده ای بر احساس امنیت اجتماعی افراد دارند. متغیر احساس بی قدرتی، به صورت مستقیم بر هویت قومی و به صورت معکوس بر هویت ملی افراد تاثیرگذار است. همچنین، متغیرهای هویت قومی و جنسیت، به ترتیب بر احساس امنیت جانی و احساس امنیت مالی افراد اثر گذارند.
"
فرافکنی و توجیه (دلیل تراشی) در فرهنگ عامة ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ عامه اعم از امثال، حِکَم، کنایات، استعارات، داستان های عامیانه، مَتَل ها، چیستان ها، و مانند آن انعکاس گویا و آیینة تمام نمایِ سنت ها، دانسته ها، باورها، منش ها، و ارزش های فرهنگیِ یک جامعه است که از رهگذرِ آن، می توان به شناختِ واقعیِ خلقیات و رفتارهای مردم آن جامعه و انگیزه ها و عللِ موجبة آن دست یافت.
فرافکنی و توجیه (دلیل تراشی) از جمله ابتلائات بزرگ اجتماعی ماست که در سطحی بسیار گسترده در بین طبقات و قشرهای مختلف جامعه، از پایین ترین مراتب گرفته تا بالاترین مدارج، رواج تام دارد.[i] وسعت و شدت شیوعِ این دو عارضه بزرگ اجتماعی، تا حدود زیادی، معرف و نشانه شیوعِ روحیات اجتماعی نامطلوبی از قبیل «مسئولیت ناپذیری»، «خود منزّه بینی»، «واقع گریزی»، «فریب کاری»، و امثال آن است که غالباً و عمدتاً جنبه ناخودآگاه دارند.
بدیهی است که این روحیات و عوارضِ بیمارگونه یک باره و یک شبه پدید نیامده اند و ریشه هایی دیرینه و عمیق در تاریخ تحولات اجتماعی جامعة ما دارند؛ هر چند، سرعتِ فوق العاده شیوع آن ها در سال های اخیر، بنفسه، موضوعی شایان تأمل و نگران کننده است.[ii]
در این مقاله، تلاش شده است مظاهر و جلوه های این دو مفهومِ اساساً روان شناختی در فرهنگ عامه ایران و نیز در برخی پاره فرهنگ های منطقه ای و قومی آن، ردیابی و برای هریک شواهد کافی جست وجو و ارائه شود. برای این منظور، نخست تعریف و توضیح مختصری از دو مفهوم مزبور ذکر و سپس به اِحصای موارد و شواهد آن ها در فرهنگ عامه پرداخته شده است.
[i]. در روان شناسی، «فرافکنی» و «توجیه» از جمله مکانیسم های دفاعی defense mechanisms و عوامل تعدیل کننده و تثبیت کننده خودکار روانی self-stabilizers به شمار می روند، مشروط بر این که از حدِ طبیعی و عادی فراتر نروند و حالتِ نابهنجار، افراطی، و بیمارگونه به خود نگیرند.
[ii]. برای درکِ گستره شیوع این دو عارضه اجتماعی در جامعه کنونی ایران، کافی است فقط طی یک روز، تعداد دفعاتی را که شخصاً مرتکب فرافکنی و یا توجیه شده ایم و نیز مواردی را که در گفته ها و رفتارهای دیگران، از مردم عادی کوچه و بازار گرفته تا دولت مردان و اصحاب رسانه ها و غیره، شاهد آن ها بوده ایم، احصا کنیم.
تأثیر رسانه بر شبکه های اجتماعی و کنش اجتماعی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر کنونی، با توسعه ارتباطات جمعی، به خصوص ارتباطات رسانه ای، تأثیر و توسعه هویت شخصی و نظام اجتماعی، تا حد موازین و معیارهای جهانی و عام صورت گرفته است. بنابراین، هم بر اولویت های ارزشی جامعه و هم بر درجه وفاق ارزشی جامعه در سامان دهی نظام رفتاری جامعه مؤثر خواهدبود. به تعبیر دیگر، شکل گیری فرآیند «خاصیت زدایی» و «معنازدایی» از نظام ارزشی و بسترهای مولّد آن، هم در کانون های رسمی نهادی سیستمی و هم کانون های غیررسمی مانند زیست بوم فرهنگی، محلّی شده است.
در این پژوهش، با استفاده از شیوه مطالعه اسنادی و کتابخانه ای به بررسی نظری رابطه رسانه و شبکه های اجتماعی از یک طرف و فرآیند تعاملی و تحوّلی آن بر نظام کنش اجتماعی و هویتی در سطح خرد و کلان می پردازیم و با رویکرد تحلیلی، تأثیرات عینی و ذهنی ظهور رسانه های نوین را به عنوان مرکز قدرت خودگردان نظام ارزشی، که موجب تقویت شخصی سازی امر اجتماعی در چارچوب فضای رسانه ای جهانی شده است، بررسی می کنیم.
روش شناسی ماکس وبـر
حوزههای تخصصی: