چنگ در میان سازهای زهی موجود در تمدن های کهن، دارای جایگاه ویژه ای بوده است. تاکنون درباره پیشینه ساز چنگ و تکامل آن در دنیای باستان، پ ژوهش چندانی صورت نگرفته، حال آن که منابع تاریخی و داده های باستان شناسی، اطلاعات ارزنده ای در اختیار پژوهشگران قرار می دهند. ابداع و تکامل آلات موسیقی به ویژه چنگ، در یک حوزه تمدنی رخ نداده است و با توجه به این که اشترکات فرهنگی تمدن های خاورنزدیک باستان بر قدمت تمدنی این سرزمین ها بر یکدیگر چیرگی دارد، دلایل مختلفی نظیر شرایط محیطی، جغرافیایی، فرهنگی و ... بر تکامل این ساز تأثیرگذار بوده اند. در بین متون مکتوب بر جای مانده از دوره ساسانی، در بندهش، خسرو کواذان و ریدگ و درخت آسوریک از این ساز نام برده شده و بر روی نگاره-کندها، موزاییک ها، ظروف نقره ای، پیکرک ها و مهرها تصویر آن نقر شده است. چنگ در دوره ساسانی، ساز تکامل یافته ای است که آبشخور آن تمدن های کهن میان رودان، مصر، سومر و ایلام است. شباهت برخی از انواع این چنگ ها در بین سومریان و ایلامیان با ساسانیان گواه این مدعاست. در بین انواع چنگ های موجود در این تمدن ها، نوعی چنگ که در متون پهلوی بدان "ون، وین" گویند، فقط در دوره ساسانی رواج داشته است. این پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی انجام گرفته و در جمع آوری داده ها از روش کتابخانه ای و جستجو در اسناد و یافته های باستان شناسی، بهره برده شده است. این پژوهش بر آن است تا از روی داده های باستان شناختی و مکتوب، چنگ دوره ساسانی را با ادوار پیش از خود مقایسه کرده، ویژگی های ظاهری این ساز را شناسایی نماید. تعریف و توصیف چنگ در این پژوهش براساس شکل ظاهری آن ها در داده های باستان-شناسی و تعاریف موجود در منابع علم سازشناسی صورت گرفته است.
غرب ایران در هزاره اول قبل ازمیلاد سرشار از رخدادهای تأثیرگذار در زمان حکومت های آشور و اورارتو بود. در این برهه تاریخی، حکومت محلی ماناها همواره ازطرف آشوریان و اورارتوها مورد هجوم قرار می گرفت. در این میان نیاز به دفاع از سرزمین، ماناها را مجبور به ساخت بناهای مستحکم برای جلوگیری از غارت و تخریب کرد. گویا در این زمان، سازه ای بزرگ در محل موسوم به «تپه زیویه» ایجاد شد که ازطرف محققین به عنوان «قلعه» یا «کاخ-دژ» معرفی شده است. در این مقاله با توجه به ساختار اصلی بنای زیویه و نیز گورستان های فراوان در اطراف این بنا، پیشنهاد شده که به کاربری زیویه به عنوان «نیایشگاهی بزرگ» نیز توجه شود. با نگاهی دقیق تر به این بنا و محوطه های یافت شده در اطراف تپه زیویه می توان گفت که در این برهه، ماناها جدای از ساختن قلعه، بناهایی نیز برای انجام مراسم آئینی و تشریفاتی ساخته اند که کاربرد نیایشگاهی داشته اند و باید این مورد را نیز درنظر داشت که در هر حکومتی دین و فرایض دینی از نکات مهمی است که موردتوجه دولت ها بوده است. پرسش مهمی که می توان مطرح کرد این است که اگر کارکرد بنای مکشوف در زیویه، قلعه نباشد پس کاربری اصلی این بنا چیست؟ با این توضیح نگارندگان تلاش کرده اند تا در این مقاله این فرضیه را مطرح نمایند که کاربری احتمالی بنای تپه زیویه به عنوان نیایشگاهی درحدود سده های ۹ تا ۷ ق.م. در غرب ایران بوده است. در این مقاله با رویکردی تحلیلی-تاریخی و با بهره گیری از مطالعات میدانی و کتابخانه ای به کارکرد اصلی بنا و بررسی داده ها و ارتباط آن ها پرداخته شده است.
با سقوط اصفهان زمینه برای تجاوز روس و عثمانی فراهم شد. با برآمدن نادر و دفع مهاجمان افغان، اوضاع تغییر کرد و شرایط برای شکست روس و عثمانی فراهم شد. نادر بخش هایی از غرب کشور را آزاد کرد، اما ناچار سپاه خود را به هرات سوق داد. در غیبت وی، شاه طهماسب ثانی برای آزادسازی ایروان راهی قفقاز شد. رشته جنگ هایی میان ایران و عثمانی در سال 1143/1731 روی داد که با شکست شاه طهماسب و عقب نشینی او پایان یافت. ظاهراً به واسطه ضعف منابع داخلی، جنگ مزبور با وجود اهمیت زیاد هنوز مورد توجه قرار نگرفته است. داده های منابع داخلی ناقص و گاه نادرست است. داده های منابع خارجی به ویژه عثمانی راهگشاست. پژوهش حاضر می کوشد با بررسی تطبیقی داده های منابعِ ایرانی، ارمنی، اروپایی و عثمانی، به این پرسش پاسخ دهد که کدام یک از این منابع به شناخت درست ابعاد و ماهیت جنگ های ایران و عثمانی در ایروان (1143ق) کمک می کنند؟ مقاله با روش متن و داده کاوی و رویکرد تحلیلی انتقادی با تکیه بر منابع دست اول به نگارش درآمده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد از میان منابع چهارگانه، منابع عثمانی به ویژه تاریخچه نورس که نویسنده در صحنه های نبرد حضور داشته، به فهم و شناخت موضوع پژوهش حاضر کمک می کند.
تداوم حیات برخی از مشاغل تابع شرایط سیاسی و اقتصادی بوده و تغییر در ساختار سیاسی و اجتماعی مّلت ها برروی کارکرد مشاغل و جایگاه اصناف تأثیرگذار بوده و بخش عمدهی مشاغل را تضعیف می کند. قاطرچی ها از جملهی اصناف مذکور بوده و شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بروی آنها تأثیر گذاشته است. بررسی فوق نشان می دهد که قاطرچیان از نظر اجتماعی جزء طبقات پَست و ضعیف جامعه ایران بوده و در عین حال دسته ای از آنها وابسته به درباریان قاجار بودند. با صحبت از تجدّد و مدرنیته که در نهایت منجرب به انقلاب مشروطه و پیروزی نهایی مشروطه خواهان شد؛ قاطرچیان جایگاه سیاسی خود را از دست داده و از نظر اجتماعی منزوی تر شدند. همچنین مشخص می شود که از نظر اقتصادی، قاطرچیان عموماً جزء اقشارکم درآمد جامعه بوده و پس از ورود گستردهی اتومبیل در دوره رضاخان؛ شاهد نادیده گرفته شدن قاطرچیان بوده و کارکرد آنها به شدت کاهش یافت. در نهایت توسعه هر چه بیشتر جاده ها و میلِ به صنعتی شدنِ ایران توسط حکامِ پهلوی، دیگر جایی برای فعالیت قاطرچیان نگذاشت و صحنهی فعالیت های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران از وجود آنها پاک شد.
مقولهٔ صورت بندی اجتماعی- اقتصادی شاید نخستین بار توسط کارل مارکس مورخ و فیلسوف نام دار آلمانی مطرح شد که اشاره به نوعی رده بندی شیوه های تولید و جوامع در روند تکامل تاریخی آنها دارد. به نظر می رسد که در این نوع نگاه، مکتب فلسفی کانت با شیوهٔ ماهیت پژوهِ خاص خود با روش تکامل گرای محافل علمی انگلستان ترکیب شده، درپی بازشناسی ریشه های سرمایه و بازسازی چگونگی برآمدن سرمایه داری است. رسالهٔ مذکور از ترجمهٔ انگلیسی متن اصلی با عنوان pre-capitalist socio-economic formation: A collection که ترجمهٔ فارسیِ توسط خ. پارسا اولین بار در ۱۳۵۳ در خارج از کشور و در ۱۳۷۸ در نشر دیگر در تهران منتشر شد؛ و هرچند مدتها از انتشارش می گذرد، کمتر مورد توجه قرار گرفته و بحث صورت بندی به خصوص مورد غفلت قرار گرفته است. هدف نوشتهٔ حاضر بررسی چگونگی ترکیب نظریه ها و ساختارهایِ تشکیل دهندهٔ این رساله به عنوان طرحی کلی برای تألیف مهمترین آثار مارکس یعنی کتاب های سرمایه و نقد اقتصاد سیاسی است.
هدف : انواع رتوش در نگاتیوهای عکاسی پایه شیشه ایِ کلودیونی و ژلاتینی در قرن 19 و ابتدای قرن 20 رایج بوده است. در این مقاله شیوه ها، ابزار، و مواد این کار بررسی شده است. روش/ رویکرد پژوهش : این مطالعه بر روی آثار موجود در آلبوم خانه مجموعه کاخ گلستان انجام شده است. یافته ها و نتیجه گیری : رتوش در نگاتیوهای عکاسیِ پایه شیشه ای با استفاده از مواد و ابزارهایی مانند، گرافیت (مداد)، بُرنده ها و ساینده ها، رنگ های مختلف، کاغذ، صمغ و... انجام می شده است. همه فنون رتوش زیرمجموعه دو گروه اصلیِ افزایش و کاهشی قرار می گیرد.
امام زاده ها به عنوان یکی ازنمادهای هویت بخش شیعی، درپیوند با معتقدات مذهبی و فرهنگی، به ویژه ازدوره صفوی یکی از اجزای لاینفک جامعه ایرانی-اسلامی به شمار رفته اند. دراین میان، عهد ناصری بنا به دلائلی چون تاثیر ثبات نسبی اوضاع سیاسی ،اهتمام حکومت وقشرهای مختلف مردم به ساخت و تعمیر بنای مزار امام زادگان و نیز گسترش روزافزون امر زیارت، از اهمیت زیادی برخوردار است. کثرت بقاع امام زادگان و توجه اقشار مختلف جامعه به آنها، پرسش های اساسی را در مورد جایگاه و نیزکارکردهای های آنان مطرح می سازد. براین اساس، پژوهش پیش رو کوشش کرده با جمع آوری داده ها به شیوه کتابخانه ای و نقد وبررسی آنها، به پرسش های تحقیق از زوایای مختلف پاسخ دهد. درنهایت، یافته های تحقیق ضمن آنکه بیانگر کارکردهای گوناگون امام زاده ها در زمینه های مختلف اعتقادی ،سیاسی ،اجتماعی و غیره است برخی از ابعاد فلسفه وجودی آنها را نیز نشان می دهند.
«شعر» هنر تأثیرگذار و رسانه ای قوی در جوامع انسانی بوده است. از این رو، همواره به عنوان وسیله ای تبلیغاتی برای حکومت ها، فرقه ها، احزاب، قبایل و حتی افراد مختلف ایفای نقش کرده است. خلافت فاطمی (297-567 ق) در تقابل قدرت خود با مخالفانش به ویژه خلافت عباسی، از راهکارهای مختلفی بهره می برد؛ از جمله آنکه با حمایت از شعر و شاعری به پیشبرد اهداف خود می پرداخت. در این پژوهش کوشش شده است تا با رویکرد توصیفی-تحلیلی به بررسی کارکردهای سروده های شاعران دربار فاطمی مصر (358-567ق) به منظور تقویت جبهه خلافت فاطمی و تضعیف رقیبان آنان پرداخته شود. نتایج این بررسی نشان می دهد که در خلافت فاطمی علاوه بر رویکرد زیباشناختی و هنری شعر، از آن همچون وسیله ای برای پیاده سازی باورها و نشر عقایدی چون اثبات امامت و وصایت علی(ع) و فرزندان او و به تبع آن حقانیت خلفای فاطمی، تأکید بر صحت نسب فاطمیان، تشویق و ترغیب نسبت به خلافت فاطمی و تحریک و تحریض بر ضد دشمنان، هجو مخالفان و سست کردن پایه های مشروعیت و مقبولیت آنان، بهره برداری می شد.
کشور عراق در سال 1921م، بر اثر تحولات جنگ جهانی اول و دخالت مستقیم استعمار به استقلال رسید. در آن دوره قدرت در دست ناسیونالیست های سنی منادی وحدت عربی بود. مسئله اصلی پژوهش این است که ناسیونالیسم عربی چه تأثیری بر گسترش شکاف های اجتماعی جامعه عراق گذاشت؟ فرضیه پژوهش این است که عامل اصلی گسترش شکاف های اجتماعی در عراق، پذیرش ناسیونالیسم عرب از سوی حاکمان عراق و تلاش آنها برای همگون سازی جامعه در ناسیونالیسم عربی بود. این پژوهش با تحلیل اطلاعات کتابخانه ای نشان می دهد که از آغاز تأسیس حکومت در عراق اقلیت سنی منادی ناسیونالیسم عرب به تدریج بر ساختار حکومت، قدرت و جامعه مسلط شدند. حاکمان عراق برای غلبه بر مشکل هویتی به دنبال جذب سایر گروه های قومی-مذهبی در ناسیونالیسم عرب برآمدند. درنتیجه کردها تحت تأثیر سیاست عربی کردن (تعریب) قرار گرفتند و شیعیان به بهانه عدم تعهد به ناسیونالیسم عربی از قدرت کنار گذاشته شدند. سیاست های حکومت در برابر هویت قبیلگی نیز بر مشکلات جامعه افزود. همچنین توجه به باستان گرایی برای غلبه بر مشکل هویتی جامعه بر شکاف اجتماعی جامعه عراق افزوده است.
بدء الوحی از پدیده های مهم مربوط به نزول وحی است که دو نکته در آن مورد توجه است: چگونگی مواجهه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم با امین وحی و تأیید حضرت خدیجه علیه السلام درباره پیامبری آن حضرت. در این باره شاهد تناقضاتی درون متنی بین گزارش ها و تعارض آنها با مبانی قرآنی هستیم که کشف حقیقت، نیازمند نقد و بررسی سندی و دلالی روایات است. در این نوشتار، با روش توصیفی تحلیلی، به اعتبار سنجی محتوایی و سندی این گزارش ها درباره چگونگی مواجهه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و چرایی اعطای نقش تأییدکنندگی به حضرت خدیجه علیه السلام پرداخته می شود. در این باره، روایتی در تفسیر منسوب به امام عسکری علیه السلام موجود است که به لحاظ سندی براساس دیدگاه مبنایی درباره این تفسیر باید داوری شود؛ اما به لحاظ محتوایی، دارای مضامین عالی و منطبق با مبانی شیعی است. از صحابه و تابعین نیز دو دسته گزارش وجود دارد که تنها گزارش های جابربن عبدالله از نظر سندی و دلالی معتبرند و مابقی از نظر سندی ضعیف و از نظر دلالی متناقض با یکدیگر و متعارض با مبانی قرآنی و روایی اند. همچنین روشن شد که دو عامل موجب برجسته سازی نقش حضرت خدیجه علیه السلام در این جریان شده است: 1. جایگاه ایشان که مطالب هرچند ناصحیحِ درباره ایشان را باورپذیرتر می کند؛ 2. آل زبیر، که عموزادگان آن حضرت بودند، با تکریم ایشان به ارتقای منزلت خویش در تاریخ اسلام می پرداختند.
تضادهای سیاسی و ایدئولوژیکی فاطمیان (297 567 ق) با خلفای عباسی و متحدانشان، و همچنین ناتوانی و ضعف سیاسی نظامی عباسیان در ممانعت از انتشار قدرت رقیب، موجب شد مخالفان فاطمیان به هدف انزوا و در نهایت نابودی آنها، از ابزار اسماعیلیه هراسی بهره گیرند. آگاهی خلفای فاطمی از اثرهای سوء این ابزار در پیشبرد اهدافشان، آنان را به تکاپو انداخت. در این پژوهش تلاش کرده ایم با رویکرد توصیفی تحلیلی به این مسئله بپردازیم که فاطمیان در مواجهه با اسماعیلیه هراسیِ مخالفان خود، چه عملکردی داشتند. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که فاطمیان از طریق تألیف کتب و رسالات گوناگون و پاسخگویی به تمامی اتهامات و هجمه های مخالفان و روشنگری در مورد اندیشه و آیین اسماعیلی در این آثار؛ تبرئه ی خود از افعال و اعمال ضدارزشی هم کیشان منحرف؛ پاکسازی درونی جامعه ی اسماعیلیه؛ حفظ ظاهر در مراودات و تبلیغات خود؛ اهتمام به برگزاری شعایر اسلامی؛ و بهره گیری از منابر سرزمین حجاز؛ کوشیدند تصویری مطلوب از خود، بر خلاف تصویر منفیِ القاشده توسط مخالفان، به جامعه ی اسلامی ارائه دهند.
هدف: بررسی اوضاع اجتماعی و اقتصادی عراق در دوره حکومت هشت ماهه مصطفی قلی خان فرّاش باشی و علل عزل او از حکومت عراق. روش/ رویکرد پژوهش : توصیفی-تحلیلی و برپایه منابع نسخ خطی، اسنادی، مطبوعاتی، و کتابخانه ای است. یافته ها و نتیجه گیری : یافته های پژوهش نشان می دهد که مصطفی قلی خان، فرّاش باشیِ ظلّ السلطان در دوره حکومت هشت ماهه خود در عراق (اراک امروزی) اقدامات بسیاری درزمینه اجتماعی و اقتصادی انجام داده است؛ ازجمله: ایجاد اطاق تحقیق؛ احیای قنات ها؛ تأمین آب از دیگر روستاها برای مردم؛ تعیین نرخ غلات و سایر اجناس با هدف تثبیت قیمت ها؛ کاهش قیمت ها در هنگام بروز بیماری در برخی بلوکات عراق؛ برگرداندن کشاورزان اراضی خالصه و احیای زمین ها؛ حل وفصل اختلافات محلی؛ و دستگیری مجرمان. درزمینه عزل ناگهانی مصطفی قلی خان از منصب فرّاش باشی و حکومت عراق و مصادره اموالش به دستِ ظلّ السلطان به دلایل زیر می توان اشاره کرد: طمع ظلّ السلطان به ثروت فرّاش باشی؛ محبوبیت فرّاش باشی نزد مردم اصفهان و عراق؛ موفق نبودن فرّاش باشی در پرداخت مالیات تعیین شده؛ و دسیسه متنفذان عراق که قدرتشان در دوران حکومت فرّاش باشی محدود شده بود.
در داستان های عامیانه فارسی، زنان پیوسته نقش و حضوری پررنگ دارند و این نقش ها به صورت های گوناگون در متن این آثار بازتاب یافته اند. در این داستان ها زنان با آزادی و استقلال عملی که در انجام نقش های خود دارند عنصری مجزّا و جدا از مردان به شمار می آیند که به آن ها وابسته نیستند. ابومسلم نامه داستان عامیانه آمیخته از واقعیت های تاریخی با عناصر حماسی و فراواقعی است که در آن تأثیر آیین عیّاری و پهلوانی آشکار است و تلاش و کوشش زنان عیّار و پهلوان بانو نیز همراه با ابومسلم و دیگر یارانش برای نوعی استقلال طلبی و مبارزه با خلفای اموی به خوبی نمایانده شده است و این قشر از زنان در این اثر چهره ثابت و محوری دارند. پژوهش حاضر با مطالعه کتابخانه ای و به روش توصیفی – تحلیلی، تلاشی برای اثبات هویّت زنان در این داستان است که در عیّاری و پیکارگری نمود یافته است و نتیجه آنکه با وجودی که زنان در داستان ابومسلم نامه از بند محدودیّت ها و تعارض ها رها نیستند؛ با این وجود تسلیم نقش خود نمی شوند و با آزادی، استقلال عمل و پویایی به زندگی خود و دیگران معنا می بخشند.
شناسایی منابع و معادن جهت استخراج و استحصال مواد اولیه در دنیای باستان، موضوعی جالب توجه است. نتایج حاصل از مطالعه و شناسایی معادن باستانی می تواند منجر به شناخت بهتر فناوری تولید مواد و ابزار در دنیای باستان توسط متخصصان باستان سنجی شود و نشان دهد که هنرمندان و صنعتگران دنیای باستان چگونه سعی در استفاده از مواد خام جهت تولید اشیاء مختلف روزمره و آثار هنری می کرده اند. ازسوی دیگر، شناسایی معادن باستانی می تواند در برخی موارد (مانند آثار سنگی) مواد اولیۀ مناسب را جهت بازسازی آثار در اختیار مرمتگران آثار تاریخی قرار دهد. در این مقاله، سنگ های به کار رفته در معبد آناهیتا کنگاور و معدن باستانی کوه چل مران با استفاده از روش های آزمایشگاهی مطالعه شده اند. هدف از این پژوهش، شناسایی ترکیب شیمیایی و ساختاری سنگ های به کار رفته در معبد آناهیتا و ارتباط آن ها با شواهد معدن کاری باستانی در کوه چل مران است. به این منظور نمونه های سنگ معبد آناهیتا و معدن چل مران با استفاده از روش فلوئورسانس اشعۀ ایکس و پتروگرافی مقطع نازک آزمایش شده اند. پرسش اصلی پژوهش این است که با استفاده از مطالطعات آزمایشگاهی (در کنار یافته های باستان شناسی) می توان رابطۀ دقیق تری بین معدن سنگ چل مران و آثار سنگی محوطۀ معبد آناهیتا کنگاور مشاهده نمود؟ نتایج نشان داد که سنگ های معبد آناهیتا و معدن چل مران، هردو از نوع سنگ آهک هستند و عناصری مانند سیلیسیوم و منیزیوم تنها به عنوان عناصر فرعی و به میزان کم در ترکیب نمونه ها وجود دارند. ساختار میکروسکوپی سنگ ها شامل فاز کلسیت همراه با ناخالصی های دولومیت و کانی های رُسی است. براساس نتایج، معدن کوه چل مران به عنوان منبع مهم تولید قطعات سنگ در ساخت معبد آناهیتا مورد استفاده قرار گرفته است.
پژوهش حاضر با هدف تبیین مفهوم وحدت و همگرایی به جمع بندی و ارزیابی آراء و اندیشه های تفسیری علمای مسلمان بویژه شیخ عبدالجلیل قزوینی در قرن پنجم هجری می پردازد. طرح این موضوع در عصری است که اختلافات و منازعات مذهبی فراوانی میان شیعیان و اهل سنت دراقصی نقاط مختلف سرزمین های اسلامی مطرح بوده و متفکران مسلمان را بدین اندیشه وا داشت که بسیاری از مسائل و نظریات تفرقه افکنانه و اختلاف برانگیز مذهبی را از میان بردارند و اندیشه های همگرایانه و تلاش های مصلحانه در راه نزدیک کردن فرق و مذاهب اسلامی را جایگزین نمایند. شیخ عبدالجلیل قزوینی یکی از نخستین متفکران شیعی بود که به شکل جدی و تئوریک به بحث همگرایی و تقریب مذاهب پرداخت. تلاش های عقل گرایانه وی این تسامح و تساهل و همگرایی را رونق بخشید، ایشان با توجه مسائل سیاسی و درک شرایط حکومتی در عصر غیبت، همکاری مشروط با حکومت و حل منازعات اعتقادی در راستای مفهوم امت واحده روابط حسنه ای برقرار کردند، که تعالی علمی مسلمانان در این دوره از نتایج تلاش های آنان بوده است. طرح اینگونه دیدگاه بعدها به جهت حفظ مکتب تشیع مبنای تلاش ها و عملکرد بسیاری از علما و متفکران مسلمان در ادوار دیگر قرار گرفت. پژوهش حاضر درصدد است با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای، دیدگاه های ایشان را به جهت همگرایی و تقریب، از طریق طرح مسائل و مشترکات اعتقادی، نقد عقاید افراطی فرق اسلامی، برگزاری مناظرات، پاسخگویی به شبهات حدیثی- فقهی و اتهامات علیه شیعه و.. تبیین نماید. فرضیه تحقیق آن است که شیخ عبدالجلیل قزوینی با درک شرایط سیاسی- اجتماعی، نظریه احیاء همگرایی و تقریب مذاهب اسلامی را کاربردی برای حل بحران تبیین کردند.
سیادت و قدرت سیاسی مکه در آستانه ظهور اسلام به صورت پیرسالاری (جنتوکراسی [1] ) بود و شیوخ خاندان های قریش در برخورد با مسائل و مشکلات پیش آمده در دارالندوه اجتماع می کردند. مواجهه آنان با رسالت پیامبر(ص)، بارها سران قریش را به تشکیل شورا و بررسی راهکارهای مقابله با نفوذ اسلام کشاند. اظهار نظر ها، نحوه برخوردها به صورت کلامی و عملی، اختلاف و دسته بندی سران و بزرگان قریش، نشان می دهد که آنان در موارد متعددی در برخورد با پیامبر(ص) اشتراک نظر نداشته و دچار اختلاف و واگرایی می شدند. مقاله پیش رو قصد دارد ضمن نشان دادن همگرایی و واگرایی سران قریش در برخورد با پیامبر(ص)، با ارائه شواهد و داده های تاریخی به تحلیل و واکاوی آنها نیز بپردازد. به نظر می رسد برخوردهای سران قریش با پیامبر(ص) در مواقعی که به صورت مذاکره و مسالمت آمیز انجام می شده از همگرایی و در مواقعی که به اعمال فشار، خشونت، محدودیت و یا نبرد می انجامیده از واگرایی بیشتری برخوردار بوده است. [1] . Gentocracy
غدیر محوری ترین موضوع اختلافی شیعه و سنی است، که پیوسته در رد و اثبات یا تفسیر و تأویل محتوایی آن آثاری تدوین شده است. مناظره گونه برخی کوفیان با ابوحنیفه در باره غدیر از شمار آن گفتگوهاست، که نخستین بار ابن عُقْده(م334ق) نقل و سپس مفید(م413ق) بازگو کرده است. این نوشتار با پیوند به دیگر دانش ها با رویکردی علمی تحلیلی، سخن ابوحنیفه را درباره غدیر بررسی توصیفی-تحلیلی کرده و به مسایلی مانند راویان خبر، محتوای حدیث و تناسب سنجی زمانی با جریان های فکری جامعه پرداخته است. یافته این آمایش با صرف نظر از ایرادهای سندی، آن است که پس از قتل عثمان، که جامعه به شدت برافروخته بود، مرجئه ی نخستین با تکیه بر پذیرش دو خلیفه نخست، در برابر مواضع دو خلیفه بعدی سکوت کرد و ابوحنیفه براساس ارجاء گرایی نقل حدیث غدیر را عامل گسترش دشمنی گروه ها تحلیل کرده و نشر آن را به صلاح جامعه آن روز ندانست.