ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۴۱ تا ۳٬۲۶۰ مورد از کل ۲۸٬۸۷۷ مورد.
۳۲۴۱.

The Historical Sociology of Recreating the Concept of "Iran" in the ‘History of Alam Arāy-e Abbāsi’(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۵ تعداد دانلود : ۴۸۵
History of the nations and national identity has always been considered one of the major issues in the social sciences and political geography. The identity of each nation is primarily related to the circumstances under which that particular nation has emerged and evolved. Thus, every country is independent when it has primarily an independent national personality. The origin and evolution of the concept of Iran has gained a considerable attention in the context of national identity since the establishment of the Medes 705 BC Government in the Iranian Plateau. After the fall of the Sassanids 636 AD and the emergence of independent and semi-independent governments in Iran, this concept lost its particular geopolitical framework, but in the historical process, Iran's political identity was based on a geographical integration and at one point in history, some historians recreated this concept in their works and applied it as a sign of a new evolution in line with reviving the geographical, cultural, and political and social dimensions. With the formation of the Safavid government in Iran and its reliance on the revival of Iranian land based on the heritage of ancient borders, the Iranian concept has transcended the cultural and ethnic aspect as a socio-political and basic concept for the national identity. This research is based on the theory of return in historical sociology with the method of content analysis, has been an attempt to prove the role-playing factors in the development and consolidation of Iranian identity,
۳۲۴۲.

The Three Famines and the Makings of a Malthusian Catastrophe in Iran (1869-1944)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۸ تعداد دانلود : ۴۰۳
Iran suffered three catastrophic famines in the seventy-five-year span of 1869 to 1944. The population in 1945 was unchanged from that of 1840, a classic case of a Malthusian catastrophe. This article aims to assess the impact of the famines on Iran’s population level. It is first shown that the human losses in the Great Famine of 1869-1873 have been vastly understated in much of the literature. Two-thirds of the population was lost. Barely had Iran recovered its 1869 population when the Great Famine of 1917-1919 in World War I had carried off nearly half of the population. Finally, World War II and the resulting 1942-1944 famine and typhus epidemic had claimed a quarter of the population and again restored the 1840 population level. Only after 1945 was Iran able to shake off the Malthusian trap into which it had fallen for more than a century.
۳۲۴۳.

تأثیر فقه شیعه بر جایگاه زنان در نظام خانوادۀ عصر قاجار (از آغاز تا مشروطیت 1324-1210 ﻫ./1906-1796 م.)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۴ تعداد دانلود : ۳۹۹
پژوهش حاضر به مشخص کردن چگونگی تأثیر فقه امامیه بر وضعیت زنان در نظام خانواده از آغاز دورۀ قاجار تا دوران مشروطه می پردازد، و نتایج حاصل از آن می تواند به فهم جنبه هایی از واقعیت های زندگی جامعۀ زنان در ایران عهد قاجار کمک نماید. این پژوهش با رویکرد تاریخی و به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای، روند استقرار اندیشۀ فقهی امامیه در ایران، وضعیت زنان دورۀ قاجار در نظام خانواده، جایگاه خانوادگی زنان در گفتمان فقهی شیعه، و رابطۀ میان فقه امامیه و وضعیت خانوادگی زنان در عصر قاجاریه را مورد بررسی قرار می دهد. جامعۀ اسلامی ایران در حوزۀ نظام خانواده از احکام فقهی امامیه به عنوان اندیشۀ مسلط اجتماعی پیروی می کردند، و عرف وعادات قادر نبودند که در تقابل با اصول مذهبی قرار گیرند؛ چنان که احکام اجتهادی-اختصاصی زنان با ارجاع به آیات وروایات مورد استناد فقها قرار می گرفتند. زنان در نظام خانوادۀ قاجاری از جایگاه فرودست تری نسبت به مردان برخوردار بودند. فقه امامیه که در جامعه تنها نقش همسری و مادری را به زنان اختصاص می داد، مرجع ترسیم احکام خود را خداوند و هدف آن را تأمین سعادت خانواده و اجتماع و اجرای عدالت می دانست و جامعه و حکومت را در عدم پذیرش این قوانین، نامشروع قلمداد می کرد. پیروی از احکام فقهی از برخی جهات از نتایج سودمندی در روابط اعضای خانواده برخوردار بود، اما از سوی دیگر در بسیاری موارد اندیشۀ فقهی در دستیابی به برخی اهداف منسوب به احکام خود ناموفق عمل می کرد. با توجه به عدم موفقیت فقه امامیه به عنوان اندیشۀ مسلط اجتماعی در دستیابی به اهدافش از یک سو و موقعیت پست تر زنان در نظام خانوادۀ قاجاری ازسوی دیگر، این اندیشه در فرودستی جایگاه خانوادگی زنان در دورۀ قاجاریه تأثیرگذار بود.
۳۲۴۴.

تأثیر بحران نقره بر اقتصاد غزنویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۴ تعداد دانلود : ۴۳۹
یکی از مهم ترین منابع مالی اقتصاد غزنویان در دوره متقدم، یعنی از بدو استقرار غلامان به رهبری آلبتکین و سبکتکین در شهر غزنه (351ق) تا پایان حکومت سلطان محمود (421ق) اتکا بر نظام غنایم بود که پشتوانه اصلی ضرب سکه های مرغوب بود؛ اما از دوره سلطان مسعود (432 421ق) با پیشامد بحران نقره مواجه شدند که طی آن ارزش پول رایج کاهش یافته و همچنین از تعداد ضرب مسکوکات با عیار بالا نیز کاسته شد. ازاین رو سلاطین متأخر غزنوی برای تأمین هزینه های جاری و لشکری خویش به درآمدهای سهل الوصول دیگری روی آوردند. سؤال اصلی این است که بحران نقره چه تأثیری بر تطور منابع درآمدی غزنویان داشته است؟ فرض این است که بحران نقره به واسطه کاهش عیار مسکوکات و کمبود آن در تجهیز سپاهیان سبب تطور منابع درآمدی غزنویان از نظام غنایم در جهت وابستگی بیشتر به عواید نظام مالیاتی گردید. روش مورداستفاده در این تحقیق، توصیفی تحلیلی است که بر پایه شواهد کیفی و کمّی و مطالعه سکه شناسی استوار است. نتایج نشان می دهد که کاهش فتوحات در هند، هزینه های ناشی از اختلافات جانشینی و هزینه های هنگفت در امور غیرمولد، دولت غزنویان را با بحران نقره مواجه نمود و به تبع آن سلاطین غزنوی برای جبران منابع مالی ازدست رفته، به ویژه تأمین مواجب نقدی سپاهیان به شکل حواله و تحمیل های مضاعف به عواید نظام مالیاتی روی آوردند که این مسئله نیز بر دشواری حکمرانی آنان افزوده بود.
۳۲۴۵.

تحلیلی بر نقش کارگزاران کلانتران طایفۀ دره شوری قشقایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۷ تعداد دانلود : ۴۵۹
طایفۀ دره شوری یکی از طوایف ایل قشقایی است. در ساختار سیاسی قدرت، کلانتر به صورت رسمی مسئولیت ادارۀ آن طایفه را عهده دار بود. کلانتران علاوه بر تیره های وابسته به خود، گروهی از عوامل اجرایی را در خدمت داشتند که با عناوینی چون «دؤیربَر» و «اَدآرَ» مورد خطاب قرار می گرفتند. نگارندگان این مقاله بر آن اند تا نسبت و رابطۀ میان قدرت کلانتران دره شوری و وظایف کارگزارانشان را آشکار کنند. سؤال این است که چرا و چگونه کلانتران دره شوری از کارگزاران استفاده می کردند؟ این پژوهش به صورت میدانی بر مبنای انجام مصاحبه ها و با مکمل قرار دادن منابع کتابخانه ای، با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که کلانتران طایفۀ دره شوری برای انجام امور خانوادگی و برقراری نظم در تیر ه ها، در کنار افرادی چون کدخداها از کارگزارانشان استفاده می کردند. آن ها به عنوان بازوی اجرایی، صرفاً مسئولیت هایی را در خانۀ کلانتران برعهده نداشتند، بلکه عده ای از کارگزاران در خارج از خانۀ کلانترها نیز انجام وظیفه می کردند. کارگزاران ضمن مهارت در امور اجرایی، افرادی جنگجو بودند که کلانتران از آن ها برای سرکوب افراد و تیره های متمرد و پیشبرد اهدافشان در کنار تیره های وفادار به خود استفاده می کردند. 
۳۲۴۶.

نواحی جنوبی دریای مازندران در سنت زرتشتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۴ تعداد دانلود : ۴۵۵
نواحی جنوبی دریای مازندران در سنت زرتشتی پدرام جم [1] چکیده یکی از تصوّرات رایج در تحقیقات علمی دو سده اخیر آن است که سرزمین جنوب دریای مازندران در سنت زرتشتی، مأوای دیوان و دروجان بوده. این تصوّر در برخی از وقایع تاریخی همچون چیرگی اریه ها بر مردمان بومی و جدال دین زرتشتی با دین بومی آن سرزمین ریشه دارد. تحقیق حاضر به شکل گیری و تحول این تصویر می پردازد، عوامل پدید آورنده آن را بررسی می کند و برای سنجش اعتبار آن، توصیف این مناطق را در سنت زرتشتی بازمی نمایاند. این تحقیق نشان می دهد که در متون زرتشتی، گیلان و مازندران نه جایگاه دیوان، بلکه مأمن دین کهن و پناهگاه ایرانیان تصوّر شده است. دیدگاه منفی درباره این نواحی، پدیده ای جدید در تحقیقات ایران شناسی است و بنیادی در سنت زرتشتی ندارد. واژه های کلیدی: نواحی جنوب دریای مازندران، سنت زرتشتی، اوستا، متون فارسی میانه زرتشتی، گیلان، مازندران، ورنه [1] . استادیار گروه تاریخ دانشگاه فردوسی، مشهد تاریخ دریافت : 8/9/1400- تاریخ تأیید 23/9/1400
۳۲۴۷.

بومی گرایی موسسه های اطلاعات و کیهان در حوزه فرهنگ(1340 -1357خورشیدی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۲ تعداد دانلود : ۳۱۲
بومی گرایی مؤسسه های اطلاعات و کیهان در حوزه فرهنگ (1340 1357خورشیدی) حسینعلی قربانی [1] مهدی زمانی احمد محمودی [2] چکیده: در عموم روایت ها درباره مؤسسه های مطبوعاتی کیهان و اطلاعات پیش از انقلاب اسلامی، اطلاق واژه روزنامه رسمی یا حکومتی دیده می شود. بر اثر چنین نگرشی، وجوه غیرحکومتی آن دو مؤسسه پوشیده مانده و برخی کوشش های نویسندگان مستقل آن نادیده گرفته شده است. ازاین رو، پژوهش حاضر به این مسئله پرداخته است که اطلاعات و کیهان به عنوان بزرگترین رسانه های مطبوعاتی کشور در عصر پهلوی دوم چه رویه ای در حوزه فرهنگ کشور اتخاذ کردند؟ نتایج پژوهش در صورتبندی کلی تجدد بومی یا بومی گرایی عرضه شده است که نشان می دهد روزنامه نگاران این دو مؤسسه از گفتمان بومی گرایی به شدت تأثیر پذیرفتند و نقدهای صریحی به تجدد وارد کردند. رویه نویسندگان بومی گرای این دو مؤسسه ابعاد مثبت و منفی داشت؛ گاهی بدون بررسی علمی و سنجش آثار هنرمندان، به نقد و نفی آنان پرداختند و با مقایسه و مقابل هم قراردادن هنرمندانی همچون فروغ فرخزاد با پروین اعتصامی و طاهره صفارزاده، به دوگانه انگاری فرهنگی دامن زدند. با این همه، تلاش های آنان یا به عبارتی خوانش حداکثری از بومی گرایی، ابعاد مثبتی چون تعدیل غرب گرایی افراطی از طریق احیای هویت بومی و تأکید مجدد بر ارزش های اصیل بومی، ارائه رویکردهای جدید در حوزه تعلیم و تربیت و در نهایت، معرفی و ستایش هنر و هنرمندان بومی نگر در پی داشت. واژه های کلیدی: بومی گرایی، اطلاعات، کیهان، روزنامه، فرهنگ، سینما [1] . دکتری تاریخ انقلاب اسلامی، پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی (نویسنده مسئول) Q.hosein@gmail.com [2] . دانشجوی دکتری تاریخ ایران دوره اسلامی، دانشگاه تربیت مدرس mehdizamani12@gmail.com تاریخ دریافت : 4/7/ 1400 – تاریخ تأیید 9/9/1400
۳۲۴۸.

بررسی و تحلیل گونه شناختی سنگ نگاره های نویافته باوکی، شهرستان ازنا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۱ تعداد دانلود : ۵۰۴
صخره های منقوش، شاید قدیمی ترین آثار به جامانده از انسان های پیش از تاریخ باشند. قبل از این که خط به وجود بیاید، بشر نقاشی می کشیده است. این هنر در ایران و به خصوص در غرب کشور (لرستان) سابقه ای بسیار کهن دارد. این مقاله به بررسی نقوش صخره ای نویافته روستای باوکی، شهرستان ازنا در لرستان می پردازد. تاکنون هیچ گونه اقداماتی جهت ثبت این محوطه صورت نگرفته است؛ لذا ثبت و مطالعه صخره نگاره های باوکی، در تکمیل نقشه باستان شناسی کشور و مطالعات صخره ای از اهمیت فراونی برخوردار است، به ویژه این نقوش دارای تنوع نقش و موضوعاتی روایی است که متفاوت تر از سبک نقش های انسانی و یا حیوانی دیگر صخر ه نگاره های ایران است. پرسش های اصلی پژوهش عبارتنداز: نقوش باوکی دربرگیرنده چه نقش هایی است، و سبک و شیوه طراحی نقوش چگونه است؟ این نقوش قابل مقایسه با چه مناطقی است؟ هدف از ایجاد نقوش چه بوده است؟ سنگ نگاره های باوکی به چه دوره تاریخی تعلق دارند؟ روش پژوهش این مقاله بدین صورت است؛ ابتدا با بررسی پیمایشی منطقه ازنا و سنگ نگاره های آن، شناسایی و مورد عکس برداری و مستندنگاری، و سپس تمام نقوش با نرم افزار Corel مورد طراحی قرار گرفت. با استفاده از روش کتابخانه ای به تطبیق نقوش و مردم شناسی و گاهنگاری محوطه نویافته پرداخته شد. نتایج پژوهش نشانگر این است که تعداد نگاره های باوکی 74 نقش است که برروی صخر ه های به هم پیوسته و دربرگیرنده نقوش: انسانی، حیوانی، هندسی، گیاهی و ابزارآلات است. نگاره ها بسیار ساده و انتزاعی و تعداد محدودی واقع گرایانه ایجاد شده اند. با توجه به بررسی های انجام گرفته می توان گفت که نقوش این محوطه ازنظر کمّی و کیفی قابل مقایسه با نقوش صخره ای مناطق مختلف ایران، مانند: کنده نگاره های تیمره (خمین)، سونگون (ارسباران)، زرینه (قروه) و در خارج از کشور با قوبوستان (آذربایجان)، گغاما (ارمنستان) هستند. با توجه به اطلاعات به دست آمده از نقوش و آثار سفالی به دست آمده از محوطه و اطراف آن، بررسی استقرارهای اطراف محوطه و مقایسه نقوش با سایر محوطه های تاریخ گذاری شده در ایران، سبک نقوش، و سایر داده های تاریخی با شرط رعایت احتیاط قدمت نقوش مربوط به عصرآهن می باشد.
۳۲۴۹.

مطالعه دست افزارهای سنگی محوطه های دوره مس وسنگ شرق استان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۱ تعداد دانلود : ۴۲۹
در این نوشتار مصنوعات سنگی به دست آمده از سه محوطه در بخش شرقی استان کردستان مورد مطالعه قرار می گیرد. دوره مس و سنگ با سنت های سفالی متفاوت نسبت به دوره قبل در زاگرس نمایان می شود؛ این تغییرات در مصنوعات سنگی علاوه بر ابزارهای متنوع عمدتاً در ظهور گونه ای از تیغه های بلند و تیغه های داس بسیار منظم و استاندارد ظاهر می شود. با توجه به فراوانی یافته ها، پرسش اصلی در این مقاله این است که فناوری و کارکرد ابزارها در دوره مس و سنگ چگونه بوده است؟ این مطالعه نشان می دهد که در این دوره برای جدا کردن برداشته از سنگ مادر، در مراحل اولیه از شیوه ضربه مستقیم با چکش سخت و در مراحل بعدی ابزارسازی از شیوه فشاری استفاده شده است. هم چنین تیغه های بلند و تیغه های داس به دست آمده، با وجود این که از منظر فن تولید، شیوه فشاری تداوم دوره نوسنگی زاگرس است؛ اما ازنظر ابعاد و هم چنین نسبت طول تیغه ها به عرض آن ها در یک طبقه جدید که شاخصی نویافته برای دوره مس و سنگ است، معرفی می شوند. وجود ابسیدین و نبود شواهدی از ساخت تیغه های داس از نوعی چخماق تیره رنگ خالص، احتمال ساخت تیغه های تولید شده از این گونه در کارگاه های تخصصی خارج از محوطه و وارداتی بودن آن ها به این محوطه ها را نشان می دهد. نتایج نشان می دهند که شروع ساخت تیغه های داس منظم از دوره مس و سنگ جدید آغاز می شود و مهارت ساخت این ابزارها بدون شک مرتبط با وجود افرادی است که تخصص و توانایی خاصی برای این تولیدات داشته و این ابزارها را در مناطق خاصی توزیع می کرده؛ چراکه کمترین دورریز از نوع چخماق مرغوب این تیغه ها در محوطه ها یافت نشده است. درحالی که اغلب دورریزها متعلق به گونه های سنگ چخماقی هستند که در آبرفت رودخانه متصل به محوطه است.
۳۲۵۰.

تعاملات فرهنگی منطقه شمال غرب ایران و قفقاز جنوبی در دوره مس و سنگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۶ تعداد دانلود : ۵۹۱
شمال غرب ایران و قفقاز جنوبی ازلحاظ زیست محیطی، شرایط نسبتاً مناسبی برای شکل گیری استقرارهای باستانی دارند؛ ازجمله می توان به حوضه دریاچه ارومیه و سواحل اَرس در شمال غرب ایران و حوضه های رود کورا، میل مغان (مناطق کوهستانی) در منطقه قفقاز جنوبی اشاره کرد. شواهد باستان شناختی و تحقیقات انجام یافته اخیر در دو حوزه جغرافیایی، اشتراکات و تشابهات فرهنگی دوره مذکور را به میان می گذارد. هدف اصلی در این مقاله، معرفی محوطه ها و سنت های سفالی و مشخص ساختن توالی گاهنگاری در مناطق موردمطالعه است. برای دستیابی به تعاملات فرهنگی در حوزه جغرافیایی موردمطالعه در دوره مس وسنگ پرسش های ذیل مطرح می گردد؛ وضیعت توالی گاهنگاری در دو حوزه فرهنگی چگونه است؟ فرضیه اصلی در این ارتباط، وجود گاهنگاری (آغاز و پایان دوره مس وسنگ) تقریباً همسان در دو نقطه جغرافیایی است. لایه های استقراری و توالی سکونت از دوره نوسنگی به دوره مس وسنگ در محوطه های باستانی، موضوع تداوم و انتقال فرهنگی را چگونه نشان می دهد؟ نگارش پیشِ رو، با روش توصیفی-تحلیلی صورت می گیرد. به عنوان نتیجه نهایی می توان به تشابهات و تفاوت های داده های باستان شناختی، ازجمله به ویژگی های سفالی، ساختار معماری، تدفین و... اشاره کرد که با مطالعه محوطه هایی مانند دالما تپه، کول تپه جلفا، دَوَ گوز خوی و... در شمال غرب ایران و لیلا تپه، قالایری، پویلو تپه، بویوک کسیک، سویوق بولاق، بریکیل دیبی، کاوتسخِوی، تخوت در منطقه قفقاز جنوبی به دست آمده است و ازلحاظ گاهنگاری از 5000 تا 3700/3600 پ.م. را شامل می شود.
۳۲۵۱.

معرفی و مکان یابی شهر کوهگیلویه در قرون میانه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۷ تعداد دانلود : ۳۷۶
کوهگیلویه، یکی از شناخته ترین جای نام های دوران اسلامی، در جنوب غرب ایران است که نقش بسیار مهمی در تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی این منطقه داشته است. بیش از هزار سال از ذکر نام کوهگیلویه در منابع تاریخی می گذرد، اما تاکنون هیچ گونه اشاره ای مبنی بر وجود شهری یا استقرارگاهی با نام کوهگیلویه نشده و همواره از آن به عنوان یک ناحیه یا منطقه جغرافیایی یاد شده است. کشفیات اخیر در شهر تاریخی دهدشت نشان می دهند که کوهگیلویه در قرون میانه اسلامی نه تنها یک محدوده جغرافیایی، بلکه مهم ترین مرکز شهری این منطقه بوده و از اهمیت سیاسی، نظامی، اقتصادی و حتی مذهبی برخوردار بوده است. این شواهد شامل گنجینه ای ارزشمند متشکل از 194 سکه تاریخی است که برروی تعدادی از آن ها شهر کوهگیلویه به عنوان محل ضرب این سکه ها حک شده است. قرارگیری شهر کوهگیلویه در زمره ضرابخانه های این دوره، نشان از اهمیت و جایگاه ویژه این شهر دارد که تاکنون ناشناخته باقی مانده است و از موقعیت جغرافیایی آن نیز اطلاعی در دست نیست. پرسش های این پژوهش در حول دو محور است؛ 1. سکه های مکشوف از شهر تاریخی دهدشت، به چه دوره ای تعلق دارند و در زمان کدام حاکمان ضرب شده اند؟ 2، موقعیت مکانی شهر تاریخی کوهگیلویه با کدام یک از محوطه های تاریخی هم خوانی دارد؟ بنابراین پژوهش حاضر با هدف مشخص نمودن دوره ضرب سکه های کشف شده و مکان یابی موقعیت جغرافیایی شهر کوهگیلویه به انجام رسیده و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی و رویکرد آن تاریخی-تحلیلی است. مطالعات نشان می دهند که سکه های مذکور در دوره آق قویونلوها ضرب شده اند و ضرابخانه کوهگیلویه به عنوان یکی از فعال ترین و مهم ترین ضرابخانه های دوره آق قویونلوها و اتابکان لر بزرگ، با شهر تاریخی دهدشت، در شهرستان کوهگیلویه هم خوانی دارد که در روند تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی از دوره آق قویونلوها به دوره صفویه، به نام شهر دهدشت تغییر نام داده و در گذر زمان، نام کوهگیلویه غبار فراموشی گرفته و از یادها رفته است.
۳۲۵۲.

ساختارشناسی ملات رنگی آرایه های گچی بوم ساب در مدرسه (کاروانسرا) گنجعلی خان کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۸ تعداد دانلود : ۴۳۵
مدرسه (کاروانسرای) گنجعلی خان کرمان، یکی از بناهای شاخص کرمان در دوره صفویه است. آرایه های گچی ارزشمندی با شیوه های مختلف در این بنا اجرا شده است. ازجمله این آرایه ها، آرایه های گچی بوم ساب است که در اتاق شاه نشین در تمام اضلاع هم چنین سقف بنا اجرا شده است. از ویژگی های خاص این آرایه ها، رنگی بودن ملات در لایه های بستر زیرین و بستر رویی است که در سه رنگ قرمز، زرد و خاکستری قابل مشاهده است. لازم به ذکر است که در دوره های گذشته یک لایه اندود گچی بر سطح آرایه های گچی این بنا اجرا شده بوده که خوشبختانه در سال های گذشته، بخش زیادی از لایه الحاقی از سطح آرایه های گچی لایه برداری شده است. با توجه به متفاوت بودن این آرایه معماری ازنظر عمل آوری ملات رنگی و هم چنین فن اجرا و این که تاکنون مطالعه علمی دقیقی روی این آثار انجام نشده، در این مقاله ساختارشناسی ملات های رنگی این بنا انجام پذیرفته است. ازجمله پرسش های این پژوهش عبارتنداز: ملات های رنگی آرایه های گچی بوم ساب در این بنا دارای چه ساختاری است؟ فازهای اصلی و فرعی ترکیب ملات چیست؟ ماده رنگ زا در ملات های رنگی چه بوده است؟ در همین راستا اقدام به نمونه برداری شد (تعداد 7 نمونه) و آنالیزهای FT-IR, EDS, XRD برروی نمونه های مطالعاتی انجام پذیرفت که درکنار مطالعات میدانی به پرسش های پژوهش پاسخ داده شده است. نتایج حاص ل از پژوهش، گویای آن است که ملات گچ با فازهای اصلی ژیپس و انیدریت در لایه های مختلف استفاده شده است. هم چنین برای رنگی کردن ملات قرمز و زرد از اکسید آهن (گوئتیت) استفاده شده و برای ملات خاکستری از خاکستر و آهک استفاده شده است. هم چنین مواد آلی (استفاده جهت تغییر کیفیت ملات) در ساختار نمونه ها شناسایی نشد.
۳۲۵۳.

حضور و جایگاه ایرانیان در تاریخ و تمدن سیسیل در دوره اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۴ تعداد دانلود : ۴۰۷
فتح سیسیل در اوایل قرن سوم هجری دستاورد ارزشمندی برای جهان اسلام محسوب می شد. گروهی از ایرانیان از همان هنگام در قالب «سپاه خراسانی» تحت فرماندهی اسد بن فرات نیشابوری، به همراه مسلمانان دیگر وارد سیسیل شده و در تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این منطقه مشارکت فعالی داشتند. مسأله پژوهش حاضر، چگونگی حضور ایرانیان در سیسیل و تبیین جایگاه آنها در تاریخ و تمدن سیسیل در دوره اسلامی است. بر اساس گزارش منابع، چنین به نظر می رسد که ایرانیان در برخی از رویدادهای سیاسیِ سیسیل در دوره اسلامی نقش داشتند و در حوزه تمدن اسلامی انواع علوم، صنایع، معماری و هنرهای ظریف اسلامی - ایرانی را در سیسیل رواج داده اند. این دستاوردهای تمدنی در دوره حاکمیت نرمان ها به ایتالیا و سپس اروپا منتقل شد.
۳۲۵۴.

بنیاد شهریاری در تاریخ ماد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۵ تعداد دانلود : ۵۶۱
تاریخ دیرینه ایرانیان شرقی آنگونه که در بخش هایی از اوستا و متن های پهلوی به چشم می آید، گواه پیدایش ایده شاه و شهریاری در شرق ایران است. کَوی ها یا فرمانروایان ایران شرقی، پس از کوچ آریاییان به فلات ایران، کهن ترین ساختار شاهی را در ایران شرقی بنیاد نهاده اند و آنچه تاریخ کیانیان خوانده می شود، تاریخ کهن ایرانیان شرقی است که با افسانه ها آمیخته و بازگوشده است. در تاریخ ایران، بنیاد و پیدایش ایده شاه و شهریاری در دوره مادها در غرب فلات ایران، بسیار دیرتر از پیدایش شهریاری در نزد ایرانیان شرقی است. مادها و به طورکلّی ایرانیان غربی، اگرچه در بنیادگذاری نهاد شاهی از الگوهای شناخته شده بین النهرین تأثیر گرفته اند، امّا خود آنها هم دارای سنَّت دیرینه شهریاری بودند و نباید اهمیّت این پیشینه ایرانیِ را در پیدایش نهاد شهریاری در نزد مادها و دیگر ایرانیان غربی نادیده انگاشت. در پیوند با تاریخ شهریاری مادها، مسأله این است که منابع آشوری در سده های نهم تا هفتم پیش از میلاد، به دهها شاهک نشین و دژهای کوچک و بزرگ پراکنده در نیمه غربی و شمال غربی فلات ایران اشاره دارند و نشان می دهند که مادها در گستره سرزمین ماد پراکنده بوده و ساختاری قبیله ای داشته اند، امّا منابع یونانی، پادشاهی ماد را یک شاهنشاهی نیرومند و سازمان یافته و دارای نهادهای فرهنگی و سازمان اداری تکامل یافته نشان می دهند.
۳۲۵۵.

مشاغل و فعالیت های اقتصادی زنان در عصر هخامنشی (با رویکرد به گل نبشته های پرسپولیس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۶ تعداد دانلود : ۴۴۱
فرهنگ کار و کوشش در جامعه نقش بنیادین و زیربنایی در ارتقای سطح پویایی جوامع داشته و مشارکت اقشار مختلف در امر تولید عامل اصلی در توسعه و رفاه اقتصادی و سلامت اجتماعی است. بر این مبنا این پژهش با رویکرد به فرهنگ کار و کوشش در ایران باستان بر آن است دریابد در روزگار هخامنشی زنان به عنوان قشری که نیمی از جمعیت جامعه را به خود نسبت می دادند، در امر تولید چه نقشی داشته و در چه حوزه ها و تحت عنوان چه مشاغلی به ایفای نقش می پرداختند و مساله دیگر اینکه جامعه عصر هخامنشی چه رویکردی به کارِ زنان داشته و زنان شاغل نسبت به مردان از چه مزایا و دستمزدی برخوردار بهره مند بودند؟ بدین سان با بررسی الواح مکشوفه از پرسپولیس و همچنین با رویکرد به برخی گزارشهای تاریخی از طریق مطالعات کتابخانه ای، با نقل مندرجات الواح و گزارشها و تحلیل اطلاعات و داده ها، مشخص گردید که در جامعه عصر هخامنشی، زنان همچون مردان در مشاغل متنوع به فعالیت مشغول بوده و به سبب اینکه هیچ ممنوعیتی از ورود زنان به حرفه ای خاص وجود نداشت و مهارت و عملکرد اشخاص در کار، برتری آنها را معین می ساخت، این قشر از جامعه به تعداد قابل ملاحظه ای در برخی مشاغل حتی از مردان نیز پیشی گرفته و در حالیکه همچون مردان از دستمزد و امتیازات مشابه برخوردار بودند، گاه به عنوان مدیران کارگاهها بر جمعیتی از مردان و زنان ریاست داشتند.
۳۲۵۶.

تحلیل محتوایی عرایض مردم آذربایجان به ناصرالدین شاه قاجار(1303-1301 ه. ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۸ تعداد دانلود : ۴۵۲
عرایض متضمن مسائل مختلفی است که گریبانگیر مردم بوده است و چون این مسائل از طرق عادی امکان رفع و رجوع نمی یافت، صاحبان عرایض به پادشاه پناه می بردند. پادشاه یا خود مستقیماً به آن ها پاسخ می داد، یا شاهزادگان و حُکام و سایر مقامات را وادار به پاسخ گویی به صاحب عریضه می کرده است. هدف مقاله حاضر شناخت مسائل اجتماعی مردم آذربایجان طی نزدیک به سه سال از سلطنت ناصرالدین شاه قاجار است که در اسناد مورد بررسی منعکس گردیده است؛ این اسناد، شامل عرایض خطه آذربایجان و مردم شهرهای تبریز، ارومیه، اردبیل، میانج، خوی، خلخال، مرند، سلماس، ساوجبلاغ، جلفا، صائین قلعه و مراغه، بین سال های1301 تا 1303 هجری قمری می باشد. روش تحقیق در این مقاله، روش تاریخی(استقرائی) و شیوه نگارش و تدوین آن به صورت توصیفی-تحلیلی می باشد. استخراج اطلاعات و داده ها نیز به صورت کتابخانه ای و اسنادی صورت گرفته است. این مقاله سعی دارد به تشریح و تحلیل محتوای عرایض مردم آذربایجان در عهد ناصری بپردازد. بررسی و تحلیل عریضه ها نشان می دهد که عدم شکل گیری نهادها و ساختارهای اداری، عدم وجود امنیت جانی و مالی عریضه نویسان از سوی حاکمان محلی، و مهم تر از همه توجه و پیگیری شخص شاه به مطالبات و تقاضاهای مردم موجب می شد تا آنان عریضه های خود را به شخص اول مملکت یعنی پادشاه متجدد و فرنگ دیده قاجار، ناصرالدین شاه، تقدیم کنند.
۳۲۵۷.

جست و جو در معنا و تلقی مردم آذربایجان از مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۰ تعداد دانلود : ۴۰۸
انقلاب مشروطه، سنت متفاوت حضور عامه مردم در مناسبات قدرت و پیکارهای سیاسی به جای گذاشت. بنابراین بررسی میزان فهم و درک آنان از مفهوم مشروطه در شناخت بیشتر زوایای فکری انقلاب مشروطه شایان توجه است. این مقاله با استفاده از منابع اصیل و با اتکا به روش تحلیل محتوا درصدد بر آمده است سیر تحول معنایی مشروطه در میان عامه مردم و فرودستان در آذربایجان عصر مشروطه را مورد بررسی قرار دهد. سوال اصلی این است چه دریافتی از مشروطه در منظومه فکری عامه مردم آذربایجان وجود داشت. به دلیل ناآشنایی جامعه ایران با مشروطه این مفهوم در میان توده ها ناشناخته بود و تصویر روشنی از ماهیت و مضمون آن وجود نداشت. بدین لحاظ توده ها، مشروطه را نه در معنای واقعی آن بلکه مطابق با نیازهای خود درک کردند و آن را در پیوند با آسایش و رفاه عمومی و عدالت و پایان ظلم و ستم کارگزاران دستگاه دولتی یافتند. عامه مردم در پی بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی خود بودند و تحقق این امر را مرتبط با استقرار حکومت مشروطه می دانستند. نکته قابل تأمل اینکه این واژه در ادامه معادل عدالت خواهی و قانون خواهی قرار گرفت؛ چراکه امید می رفت با تصویب قوانین زندگیشان سامان بهتری پیدا کنند.
۳۲۵۸.

مهندسی شهری آبادان در کوران بیماری های واگیر پس از جنگ جهانی اول(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۷ تعداد دانلود : ۳۹۸
این پژوهش با هدف بنمایش درآوردن تاثیر بیماریها بر سبک زندگی و شکل محل سکونت در طول یک سده پیشین، به مطالعه موردی شکل گیری شهر جدید آبادان می پردازد. آیا همه گیری مکرر بیماری وبا و طاعون در سالهای ۱۲۸۷-۱۳۰۳ش/ ۱۹۰۸ -۱۹۲۴م در مناطق نفتی و بویژه شهر آبادان تاثیری بر تغییر مهندسی شهری و نوسازی شهری در این حوزه جغرافیایی داشته است؟ این پژوهش در پی یافتن پاسخی روشن بر این پرسش است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی و تحلیلی ست و از اسناد و مدارک آرشیوملی و آرشیو شرکت نفت انگلیس و ایران و وزارت امور خارجه و منابع کتابخانه ای بعنوان ابزار پژوهش بهره گرفته است. دستاورد و یافته های پژوهش: بر اساس نتایج تحقیق، بیماری های وبا و طاعون بر شکل گیری شهر جدید آبادان تاثیر مستقیم داشته و شکل و کارکرد مسکن شرکتی جدید بر عادات، روابط اجتماعی و معیشت ساکنان تاثیر گذاشته است. ساکنین این خانه ها تفاوتهای کالبدی را در مسکن جدید تجربه کردند و این تفاوتها مولفه های سبک زندگی آنان را تحت تاثیر قرار داد.
۳۲۵۹.

خرما، هویت و زندگی روزانه (مطالعه موردی: روستای شلدان 1300 – 1357ش)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۷ تعداد دانلود : ۴۰۲
معیشت، تغذیه و شیوه گردآوری غذا توسط مردم در گذشته، بخشی از مطالعات حوزه تاریخ اجتماعی به شمار می رود. با پژوهش در این موضوعات می توان با مواد غذایی و چگونگی تهیه، تولید، نگهداری و مصرف آن ها در گذشته آشنا شد. در این نوشتار، به نقش خرما در زندگی روزانه مردم روستای شَلدان در جنوب استان فارس، طی سال های 1300 تا 1357ش پرداخته شده است. خرما در این روستا، از راه های مختلفی تهیه می شد و در کنار نان، خوراک اصلی مردم شلدان را تشکیل می داد. افزون بر این، خرما استفاده طبی نیز داشت، جایگزین مناسبی برای شکر بود و از آن محصولات و غذاهای مختلفی تهیه می شد که برخی از آن ها هنوز هم مورد توجه است. این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی در پی پاسخ به این سؤال است که خرما به عنوان یکی از مؤلفه های فرهنگ مادی چه نقشی در شکل دادن، هویت بخشیدن و استمرار یافتن زندگی روزانه مردمِ روستای شلدان در فاصله سال های 1300 تا 1357ش داشته است؟ از آن جا که در منابع تاریخی راجع به پیشینه این روستا و مکان های پیرامون آن اطلاعات زیادی وجود ندارد، تکیه اصلی این پژوهش بر تاریخ شفاهی از طریق مصاحبه با شماری از معمرین و اسناد محلی حسینیه روستا بوده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که خرما به عنوان یک عنصر مادی و یکی از مؤلفه های مهم فرهنگِ مادی و فرهنگِ دینی مردم شلدان، نقش بی بدیلی در شکل دادن و تنظیم روابط اجتماعی در زیست جهان مادی و معنوی و متعاقب آن در زندگی روزانه آن ها داشته است.
۳۲۶۰.

مطالعه تطبیقی اشراف در بافت اجتماعی ایران باستان و اسلام اولیه از دیدگاه تاریخ مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۷ تعداد دانلود : ۴۳۷
اشراف به عنوان مفهومی مهم و پرکاربرد در تحلیل های اجتماعی، در طول تاریخ یکسان فهمیده نمیشده است و سطوح مختلف مفهومی دارد. مسأله اصلی این نوشتار، فهم تأثیرگذاری جهان بینی دو جامعه ایران باستان متاخر و اسلامی نخستین به عنوان دو خاستگاه اصلی، بر مفهوم اشرافیت در دوره اسلامی تاریخ ایران است. این مسأله در قالب این پرسش که جوامع ایران اواخر دوره باستان و جامعه نخستین اسلامی چه فهمی از اشراف داشتند؟ در پی پاسخ برآمد. نوشتار حاضر با تکیه بر روش تاریخ مفهومی بافت اجتماعی جوامع مذکور را مطالعه نموده تا مؤلفه هایی مفهومی بدست دهد و در ادامه با تکیه بر روش تطبیقی، مؤلفه های اشرافیت در این دو جامعه را با هم مقایسه کرده است. در هر دو جامعه، اهمیت تبار اشرافی بسیار مهم بود، اما ساختار پیچیده تر اجتماعی در ایران باستان و وابستگی آنان به زمین و ایدئولوژی پادشاهی ایرانیان، سبب شده بود تا فهم اشراف در مقایسه با ساخت قبیله ای در میان اعراب تازه مسلمان متفاوت باشد. این تفاوت مفهومی، بر واقعیت اجتماعی اثرگذار بود و در دوره ی اسلامی تاریخ ایران، مفهومی چندلایه از اشراف را بوجود آورد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان