قفقاز جنوبی، به عنوان بخشی از ایران فرهنگی دوره ی ساسانی (224-651 م.)، در زمره ی سرزمین های ایرانشهر قرار گرفت. بنا بر مدارک نوشتاری ساسانی، این منطقه با عنوان سرزمین های انیرانی شناخته می شود. از زمان شاپور یکم (241-272م.)، اصطلاحاتی چون ایرانشهر، ایران و انیران را در سنگ نبشته های ساسانیان مشاهده می کنیم. استفاده از این واژه های جدید نشانگر تصرف سرزمین های غربی و شمال غربی شاهنشاهی در نتیجه تسلط نسبی ساسانیان بر این مناطق است. پژوهش حاضر، با بهره گیری از بررسی تطبیقی، تلاش دارد بر اساس مواد فرهنگی باستان شناختی و در عین حال نوشته های تاریخی به این پرسش پاسخ دهد که متصرفات ساسانی در قفقاز جنوبی شامل چه مناطقی می شده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهند که منطقه قفقاز جنوبی در دوره ساسانی به سه ناحیه قومی نژادی بزرگ اران، ارمین، ویروزان تقسیم می شده است. در این بین، ارمنستان اهمیت بیشتری داشت، تا جایی که شهر دوین مرکز دیوانی قفقاز جنوبی بود. در مورد گرجستان نیز ساسانیان بیشتر بر بخش شرقی آن تسلط داشتند.
ا دو دهه از اواخر عمر ابن اثیر مورخ مشهور وصاحب کتاب الکامل مقارن ومعاصر با حمله مغول گذشت واو شاید نخستین گزارشگر حمله دهشتناک مغول در همان عصر بود .گزارش های او از حمله مغول گذشته از اصالت خاص آن،توأم با ارزیابی وتحلیل هایی است که با شکوه نامه ای مملواز درد مندی وناخرسندی همراه است.از طرفی نوشته ابن اثیر هم بعنوان یک منبع مهم ونزدیک به عصرمغول و ایلخانی وهمچنین برای حمله مغول می توانست منبع مورخان ایلخانی باشد، در حالیکه مورخان ایلخانی بی رغبتی وبی اعتنایی خاصی نسبت به او از خود نشان داده اند.حال این نوشته بنا دارد تا ضمن بررسی گزارش نخستین ابن اثیر از حمله مغول وارزیابی های او از آن ، به موضعگیری، اقبال ویاعدم اقبال مورخان ایلخانی در قبال او به پردازد واینکه مورخان ایلخانی علی رغم نزدیکی زمانی وآشنایی با وی ،بر خلاف سایر مورخان معاصر ومتأخر (غیر ایلخانی) ازابن اثیر دوری گزیدند.با این وصف این نوشته بنا دارد تاچرایی وچگونگی مناسبات نسبتاً پیچیده مورخان ایلخانی با ابن اثیر وجوانب آن را به بحث گذارد.
دشت همدان بهار از دیرباز به لحاظ ویژگی های جغرافیایی و استراتژیکی، دارای الگوهای اقتصادی خاص و متفاوتی نسبت به مناطق پیرامون خود بوده است. توجه به همدان از سوی حکام در دوره سلاجقه نیز، نشان از اهمیت آن به واسطه جایگاه خاص آن در ایالت جبال داشته است. مقاله پیش رو به بررسی مهم ترین الگوهای معیشتی حاکم بر دشت همدان بهار و تأثیر راه های ارتباطی و عوامل زیست محیطی بر اقتصاد این منطقه، می پردازد. پژوهش حاضر با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای (بررسی متون جغرافیایی و تاریخی دست اول دوره اسلامی)، با ماهیت تحقیقات تاریخی و با روش توصیفی تحلیلی به تبیین وضعیت اقتصادی همدان از قرن سوم تا سیزدهم هجری پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که وجود دو فاکتور اساسی از جمله وضعیت زیست محیطی مساعد (آب وهوای معتدل کوهستانی با خاک حاصلخیز) و دیگر قرار گرفتن همدان بر سر مهم ترین مسیرهای ارتباطی شرق به غرب و بالعکس، به ترتیب عاملی بر کشت و فراوانی انواع محصولات کشاورزی و نیز حضور بازرگانان و تجار داخلی و خارجی در این شهر بوده است که به تبع آن، رونق اقتصادی این منطقه را به دنبال داشته است.