ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۱۰۱ تا ۱۹٬۱۲۰ مورد از کل ۲۸٬۸۶۱ مورد.
۱۹۱۰۶.

فعالیت های دلالان و جلّاس و تأثیر آن ها بر بازار بر اساس منابع مغربی _ اندلسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۰ تعداد دانلود : ۶۱۳
دلّالی از حرفه های مشروع در بازار مسلمانان بود که محتسب بر آن نظارت می کرد؛ دلّالان به دو دسته خُرد و کلان تقسیم می شدند. آن ها ملزم بودند در ازای فروش کالا، تنها اجرت العمل متعارف آن را دریافت کنند و مجاز به افزایش آزادانه قیمت کالاها، که ثبات و نظم اقتصادی بازار را بر هم می زد، نبودند. در میان دلّالان کلان، گروهی موسوم به «جُلّاس» بودند که در کسب وکار بازاریان و ثبات اقتصادی بازار اخلال می کردند. این پژوهش درصدد است نقش دلّالان و جلّاس را در بازارهای مغرب و اندلس در سده های میانه بررسی کند. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که جلّاس، بر خلاف دلّالان، به منظور کسب سود بیشتر، با سوء استفاده از شرایط اقتصادی جامعه و عدول از هنجارها و ارزش های اخلاقی، موجب اخلال در کسب وکار و بی ثباتی بازار می شدند. مقابله با این گروه یکی از وظایف اصلی صاحب السوق بود که متعهد بودند با ایجاد ارتباط درست میان بازاریان و واسطه گران و نظارت دقیق و مستمر بر دلّالان، از اقدامات و ارتباطات ناشایست آنان، به ویژه همکاری با محتکران، و دستیابی به سودهای گزاف و مخلّ بازار ممانعت کنند.
۱۹۱۰۷.

جایگاه اجتماعی اهل ذمه در عصر خلافت عمربن خطاب(13-23 ه .ق) براساس نظریه طرد اجتماعی(مطالعه موردی اهل ذمّه حجاز، شام و عراق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۰ تعداد دانلود : ۱۱۴۱
باگسترش فتوحات در سرزمین هایی که ساکنانش در زمره اهل کتاب بودند، مساله جدیدی فراروی دستگاه خلافت قرار گرفت و آن ورود طیف عظیمی از اهل کتاب اعم از یهودی،مسیحی وزرتشتی بود که در این سرزمین ها ساکن بودند. این پژوهش برآنست تا بدین پرسش که ذمیان در جامعه عصر خلافت عمر از چه جایگاه اجتماعی برخوردار بودند و اینکه میزان پذیرش و یا طرد اجتماعی آنها در جامعه به چه میزان و بر اساس چه ملاکهایی بوده است پاسخ دهد. عمر در تعامل با ذمیان دو شیوه کاملا متفاوت داشت. در مواردی براساس ملاکهای قرآنی وبهره مندی از سیره رسول خدا(ص) و در مناطقی همچون شام براساس طرد اجتماعی ذمیان از دسترسی به مشاغل اداری و برقراری محدودیت های اجتماعی و مذهبی درصدد کنترل و نظارت بر رفتارهای اجتماعی آنان برآمده است که این شیوه برخورد در متاثر از شرایط جغرافیایی سکونتگاه ذمیان و تعاملاتی که با پیروان خود در آن سوی مرزهای دولت اسلامی داشته و می توانستند کیان جامعه اسلامی را با مخاطره مواجه سازند.
۱۹۱۱۴.

بازشناسی ادبیات انقلاب اسلامی ایران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۰ تعداد دانلود : ۷۶۵
هدف از نوشتن این مقاله شناخت ادبیات انقلاب اسلامی ایران است. برای انجام این کار، برجسته ترین پژوهش ها درباره انقلاب اسلامی ایران شناسایی و ویژگی های آن ها از منظر چارچوب نظری و الگوی روش شناختی تحلیل شد. با تحلیل مضمون این پژوهش ها، آشکار شد که شش الگوی تقریباً متوالی برای تبیین انقلاب اسلامی ایران قابل شناسایی است. تبیین کارگرایانه، نخستین الگوی تبیینی برای فهم انقلاب اسلامی بود، هرچند هم زمان با آن، نوع کم رنگی از تبیین مارکسیستی نیز شکل گرفت. الگوی سوم تبیین روان شناختی-جامعه شناختی بود که بر مفاهیم «محرومیت نسبی» و «آنومی» یا سردرگمی اجتماعی استوار بود. الگوی چهارم تبیین سازمانی متمرکز بر سرکوب و بسیج بود. الگوی پنجم را می توان فرهنگی-گفتمانی نامید که چگونگی مسلط شدن گفتمان تشیع را کانون اصلی بحث خود قرار می دهد. نوعی تبیین عقلانی را هم می توان در ادبیات انقلاب اسلامی ایران شناسایی کرد که درزمینه انقلاب پژوهی چندان کاربردی ندارد. البته پژوهش درباره ادبیات انقلاب اسلامی بی پیشینه نیست و تلاش هایی برای بازشناسی و دسته بندی این ادبیات غنی انجام شده است ولی در این نوشتار، ادبیات انقلاب اسلامی ایران از دیدگاهی متفاوت بازشناسی، دسته بندی و تحلیل شده است که وجهی نسبتاً نوآورانه به یافته پژوهش می بخشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان